|
تهديد غول ۱۲ تريليون دلارى براى جهانى شدن
ويليام پسك / ترجمه: محسن خزائى
سال هاست كه مخالفان جهانى شدن اميدوارند بتوانند حركت آزاد كالا، سرمايه و افراد را محدود كنند. در مقابل بيشتر دولت ها با نگاهى واقع گرايانه به اين نتيجه رسيده اند كه سود جهانى شدن از زيان آن بيشتر است. ولى بسيارى از دولت ها با استفاده از سود سرشار جهانى شدن به نحوى سرگرم محو آن هستند. بيشترين اثر محو جهانى شدن در نتيجه گسترش منابع منسجم ثروت يا همان ذخاير ارزى كشورها صورت مى گيرد. اين منابع كشورى مانند چين را قادر ساخته با پرداخت ميلياردها دلار به سوى بلعيدن گروه هاى بزرگ اقتصادى آمريكايى پيش برود. تاكنون منابع منسجم ثروت از درآمدهاى سرشار نفت حاصل مى شده اند و براى ثبات بخشيدن به بازارهاى انرژى مورد استفاده قرار مى گرفته اند. ولى هم اكنون افزايش قيمت هاى نفت باعث شده، درآمد نفتى كشورها منجر به انباشت سرمايه زيادى شود و دولت را به فكر استفاده بهتر از اين منابع به جاى نگه داشتن آنها در بانك هاى آمريكايى بيندازد. بزرگى منابع منسجم ثروت در سطح دنيا حدود ۱۲ تريليون دلار تا سال ۲۰۱۵ پيش بينى مى شود. اين مبلغ تقريباً اندازه حجم فعلى اقتصاد آمريكاست و مى تواند مشكلات عمده اى براى اقتصاد جهانى ايجاد كند. به عقيده برخى كارشناسان ذخاير ارزى كشورهاى در حال توسعه در آينده اى نه چندان دور آنچنان گسترش خواهد يافت كه عواقب مهمى براى بازارهاى مالى خواهد داشت. در طولانى مدت، شركت هاى بزرگ سرمايه گذارى دولتى مى توانند تقاضاى خود براى خريد سهام شركت هاى بزرگ ديگر كشورها را افزايش دهند و طمع سودآورى هرچه بيشتر سرمايه ها باعث مى شود اين شركت هاى دولتى خطرات بيشترى را در صحنه اقتصاد جهانى به جان بخرند. سرمايه گذارى اين شركت ها افق طولانى ترى دارد و مى تواند خطرات كوتاه مدت شديدترى را پذيرا شود بنابراين انباشت اين سرمايه ها در يك جا كمتر رخ مى دهد و بيشتر به سمت تحرك و تأثيرگذارى هرچه بيشتر بر اقتصاد جهان پيش مى رود. اين سرمايه ها اثرات مهمى بر شركت هاى ارائه كننده فناورى هاى جديد دارند. در طول دهه ۱۹۸۰ سرمايه گذاران ژاپنى دست به خريد اموال آمريكايى ها زدند. در اوايل هزاره سوم، سرمايه گذاران روسى باشگاه هاى فوتبال را هدف قرار دادند و سرمايه گذاران خاورميانه نيز به سمت ميادين مسابقات مشهور ورزشى دنيا هجوم آوردند. به طور خلاصه سرمايه گذاران هر كشورى، در به دست آوردن بيشترين سود ممكن اشتهاى خاص خود را دارند. ولى بايد دانست بازار پررونق سرمايه گذارى هاى بزرگ در نقاط مختلف دنيا بدون مشكل هم نيست، چين مثال بارز اين امر است. ۲سال قبل قراردادى توسط سومين شركت بزرگ نفتى چين در آمريكا منعقد شد ولى توسط كنگره آمريكا جلوى آن گرفته شد. مسأله در اينجاست كه آيا آمريكا در صورت حركت چين براى خريد شركت هاى بزرگ فعال در فناورى اطلاعات نيز آرام خواهد نشست؟ همچنين بايد عكس العمل كشورهايى مانند استراليا، نيوزيلند و كانادا را نسبت به دولت هايى كه با شركت هاى سرمايه گذارى خود در كشورهاى ديگر نفوذ مى كنند دانست. در واقع حمايت گرى مالى دولت ها، بخش دوم حمايت تجارى است و به رغم روشن بودن مواضع كشورهاى مختلف نسبت به حمايت تجارى از محصولات ساخت خود، هنوز ديدگاه روشنى نسبت به سرمايه هاى خارجى و مخالفت يا موافقت با آن وجود ندارد. در مقابل در آسيا مسأله اين است كه بايد با چندين تريليون دلار ذخاير ارزى انباشته شده از زمان بحران مالى ۱۹۹۷ آسيا تاكنون چه كرد. با گذشت ۱۰ سال از اين بحران دولت هاى آسيايى توانسته اند اقتصادهاى خود را مستحكم تر كنند و نياز به حمايت اقتصادى دولت را در اين اقتصادها كاهش دهند. در واقع مقام هاى چينى، كره اى و ديگر مقام هاى كشورهاى داراى اقتصادهاى شكوفا در آسيا احساس مى كنند كه فعاليت آنها در يك دهه اخير منجر به شكل گيرى غول هايى مالى شده است كه به سادگى قابل مهار نيستند و حتى نمى توانند ذخيره كردن ارز را متوقف سازند زيرا اين امر باعث سقوط ارزش پول هاى ملى اين كشورها مى شود و تنها راه ممكن براى حل مشكل ذخاير عظيم ارزى كشورهاى مذكور يافتن راه هاى صحيح مصرف كردن اين پول هاست./ منبع: بلومبرگ
|