چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۷ رجب ۱۴۲۸
Wed, Aug 1, 2007
جوان
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
سلامت
خانواده
كارخانه اى به نام شترمرغ
گاهى اشارتى
هركسى مى تواند بزرگ باشد... زيرا هركسى مى تواند خدمت كند. براى آن كه بتوانيد به ديگران خدمت كنيد، ضرورتى ندارد كه مدرك دانشگاهى داشته باشيد؛ ضرورتى ندارد كه سخنران متبحرى باشيد. كافى است از دلى سرشار از زيبايى و روحى كه از عشق نيرو مى گيرد، بهره مند باشيد.
مارتين لوتركينگ
مارك يك روز داشت ازمدرسه به خانه مى رفت كه متوجه شد وسايل پسركى كه جلوى او راه مى رفت، روى زمين ريختند. دست هاى آن پسر پر بود از كتاب، لباس گرمكن، چوب بيسبال، دستكش و دستگاه ضبط صوت. مارك خم شد و به پسرك كمك كرد كه وسايلش را جمع كند و چون راهشان با هم يكى بود، به پسرك پيشنهاد كرد كه بخشى از بار او را برايش ببرد. همين طور كه راه مى رفتند، مارك فهميد كه اسم پسرك، بيل است و عاشق بازى هاى ويدئويى، بيسبال و تاريخ است و بقيه درس ها، حسابى باعث دردسرش هستند.به خانه بيل كه رسيدند ، او از مارك دعوت كردكه به خانه اش برود و كمى با هم نوشابه بخورند و تلويزيون تماشا كنند. بعدازظهر آن روز، آن دو كلى خنديدند و گپ زدند و خيلى به آنها خوش گذشت. بعد هم مارك به خانه اش رفت.
***
دوستى آنها ادامه پيدا كرد و گاهى بعد از تعطيل شدن مدرسه، همديگر را مى ديدند و يكى دوبارى هم با هم ناهارخوردند. آنها با هم دوره راهنمايى را تمام كردند و به دبيرستان رفتند. ۳ هفته مانده به فارغ التحصيلى از دبيرستان ، بيل از مارك خواست كه كمى به او وقت بدهد و با هم صحبت كنند. بعد او را به ياد نخستين ملاقاتشان انداخت و گفت:«هيچ وقت از خودت پرسيدى كه آن روز چرا آن همه وسايل را حمل مى كردم؟ آن روز هرچه در گنجه مدرسه داشتم، برداشتم تا نفر بعدى مشكل پيدا نكند. آن روز مقدار زيادى از قرص هاى خواب مادرم را هم برداشته بودم و قصد داشتم خودكشى كنم ، ولى بعدكه با هم حرف زديم و خنديديم، احساس كردم كه اگر خودم را مى كشتم، آن لحظات پر از شادى و آدم هايى را كه بعدها در زندگى شناختم و از مصاحبتشان لذت بردم، از دست مى دادم. مى بينى مارك؟ آن لحظه اى كه تو كتاب هايم را برداشتى و كمكم كردى ، كار بسيار بزرگى را انجام دادى. تو در واقع، زندگى مرانجات دادى.»
ميخچه
305850.jpg
على ميربزرگى

پرورش شترمرغ
گاهى بعضى ها منتظر اتفاق مهمى هستند
كارخانه اى به نام شترمرغ
كريستف كلمب
و بادبان ها يش
305847.jpg
جوان هستى، با يك ضريب هوشى متوسط.عيب و ايراد اساسى هم ندارى.خوشبين هستى و هميشه سعى مى كنى حتى نيمه خالى ليوان را هم در حد امكان پر ببينى.شرمنده هم نيستى كه مهندسى دامپرورى خوانده اى.دوست دارى در زمينه رشته تحصيلى ات كار كنى. روزنامه خوان هم هستى؛ هر روز روزنامه ها را ورق مى زنى و يك روز در ميان تيترهاى مربوط به لزوم توجه به بخش خصوصى و بهادادن به فارغ التحصيلان دانشگاهى را مى خوانى.با يكى دو نفر از دوستانت مشورت مى كنى. خودت هم علاقه دارى روى پروژه شتر مرغ سرمايه گذارى كنى. به قول يكى از دوستانت، هنوز شترمرغ مثل گاو و مرغ آلوده به خصلت هاى انسانى نشده است.و مى توان رويش حساب باز كرد.در دوره دانشگاه هم چند كتاب درباره خصوصيات رفتارى شترمرغ ها، اقتصاد شترمرغ، جوجه كشى شترمرغ و ساير جنبه هاى فرهنگى، اجتماعى، ورزشى شترمرغ ها خوانده اى.همان روز ها هم از چند مزرعه پرورش شترمرغ بازديد كرده اى و با توضيحاتى كه مزرعه داران داده اند فهميده اى كه شترمرغ، مثل قاره اى كشف نشده است و تو يك كريستف كلمبى كه بايد كشتى ات را آماده كنى.
شترمرغ، پرنده اى كه تاندون پا و قرنيه چشمش را براى پيوند در اختيار علاقه مندان قرار مى دهد، از ترشحات معده اش دارو تهيه مى شود، از پرهايش براى تزئينات لباس و كلاه و ...خودت را در رؤياهايت سوار بر عرشه كشتى مى بينى كه به قاره جديدى نزديك مى شود.
* ۸۵ ميليون تومان سود
مى روى و در كلاس هاى توجيهى پرورش شترمرغ مى نشينى كه برخى از توليد كنندگان فقط و فقط و فقط براى آشنايى علاقه مندان به پرورش شتر مرغ برگزار مى كنند. آنجا به تو مى گويند براى شروع كافى است، ۱۰ شترمرغ ماده و ۵ شترمرغ نر داشته باشى تا از تزويج اين عزيزان به طور متوسط ۵۰۰ تخم به وجود بيايد.اگر اتلاف جوجه كشى و مراحل رشد چهار ماهگى را حساب كنيم، حداقل ۳۰۰ جوجه ۴ ماهه حاصل خواهد شد.از سوى ديگر اگر قيمت هر جوجه ۴ ماهه را ۴۵۰ هزار تومان حساب كنيم، در يك سال ۱۳۵ ميليون تومان كاسب شده اى. قيمت هر شتر مرغ بالغ ۱‎/۵ تا ۲ ميليون تومان است و براى خريد اين شتر مرغ ها ۲۵ ميليون تومان سرمايه گذارى مى كنى.۲۵ ميليون تومان هم هزينه حصاركشى و جيره و... (كه نمى شود) خب؟ چه مى گويى؟ ۸۵ ميليون تومان سود فقط در شأن شماست.
* اگرشتر مرغ از بالاى درخت روى سر نيوتن مى افتاد
با خودت مى گويى كارخانه دارها هم اين قدر پول در نمى آورند.وقتى در كلاس نشسته اى دائم سعى مى كنى ابرها را از دور و برت اين طرف و آن طرف بكشى.ابرها همه جا هستند؛ جلوى چشم هايت، روى دست هايت، زير پاهايت، حتى در ريه هايت هم رفته اند و حضورشان را كاملاً حس مى كنى.در كلاس نشسته اى و كنارت يك مرد جا افتاده نشسته است. با او آشنا مى شوى و مى فهمى معلم فيزيك است. با خودت فكر مى كنى اگر به جاى سيب، يك شتر مرغ از بالاى درخت روى سر نيوتن مى افتاد، آيا اصولاً مشاعرش را مى توانست حفظ كند و به كشف نيروى جاذبه نائل شود؟
* توجيه تا مغز استخوان
كاملاً توجيه شده اى تا مغز استخوان.چند روزى مثل همسفر چارلى چاپلين در فيلم جويندگان طلا دچار توهم شتر مرغى مى شوى و همه چيز را شتر مرغ مى بينى.تصوير شترمرغ در حالت هاى مختلف پرسنلى، روشنفكرى، در حال تفكر و مطالعه آثار پساساختارگرايانه، در حال گفت وگو و غيره.
۹۶ درصد محتواى خواب هاى شبانه ات، حضور بى چون و چراى شترمرغ است.عكس سه نژاد از شترمرغ ها را باوجود مخالفت خانواده، قاب مى كنى و به ديوار اتاق پذيرايى، خواب و آشپزخانه، آويزان مى كنى. صبح ها هم با آهنگ صداى شترمرغ كه در گوشى موبايلت ذخيره كرده اى، بيدار مى شوى.
* مواد لازم: پوست كرگدن
۲ ماه گذشته است.در اين مدت، كريستف كلمب به مراكز مختلف، بانك ها و مزرعه ها مراجعه كرده است، در حالى كه كشتى اش شكسته، روى يك تكه چوب دراز كشيده و آفتاب مشغول تبخير ته مانده آب سلول هايش است.در اين ۲ ماه، انگار به اندازه ۲قرن عمر كرده اى، درست است كه نتوانسته اى قاره اى كشف كنى و شايد هم قاره ات همان تكه چوبى باشد كه رويش دراز كشيده اى، اما خيلى چيز ها را متوجه شده اى.حالا مى توانى حدس بزنى كه چرا همه در به در دنبال يك ميز مستطيل، يك صندلى و يك آب باريكه كوچك مى گردند.متوجه شده اى كه واقعاً چقدر منافع فردى و گروهى ما به هم نزديك است، متوجه شده اى كريستف كلمب هزار دست هم كه داشته باشد باز يكى پيدا مى شود كه هزار و يك دست داشته باشد و با همان دست اضافى، كلاه كريستف كلمب را از روى سرش بردارد.
در اين ۲ ماه، متوجه مى شوى براى خوردن آب از آب سردكن بانك حتماً بايد وثيقه و ضامن معتبر و سند و ...داشته باشى.موضع سازمان هاى ذيربط دولتى را هم متوجه نمى شوى.از همه مهم تر متوجه مى شوى پيش از سرمايه گذارى در پروژه شترمرغ يا هر پروژه ديگرى بايد مجهز به مشاور روانشناس، دروغ سنج، مشاور حقوقى، قرص اعصاب، مشاور طرح و برنامه، رؤيابين، پوست كرگدن، فال حافظ، مشاور آئين نامه هاى صبح، آئين نامه هاى ظهر، آئين نامه هاى عصر، دونده ماراتن با گرايش بانك ها و مؤسسات مالى، نعش كش و كارشناس آسيب هاى اجتماعى باشى.
* ماجراهاى آقاى نقطه چين
يكى از پرورش دهندگان شترمرغ مى گويد: آقاى نقطه چين كه اصلاً مدرك مهندسى و يك ميلى متر مزرعه پرورش شتر مرغ ندارد، خودش را همه جا مهندس معرفى مى كند.جالب است بدانيد ايشان رئيس تعاونى شترمرغداران منطقه وسيع نقطه چين است.يكى از شاهكارهاى آقاى نقطه چين فروش ۴۰ جوجه چهارماهه شترمرغ به اسم شترمرغ بالغ دوساله به بنده خدايى بوده كه اصلاً در باغ نبوده.آقاى نقطه چين هر كدام از اين جوجه ها را يك ميليون و ۴۰۰ هزار تومان فروخته اند در صورتى كه قيمت واقعى هر كدام ۴۰۰ هزار تومان است.
* چرخه باطل توليد كننده- توليد كننده
هنوز كسى به اين سؤال ساده اما اساسى پاسخ نداده كه با وجود اين همه توليد كننده چرا هنوز گوشت شترمرغ به بازار عرضه نمى شود؟ يا عرضه آن بسيار محدود است.
* سكانس پايانى
دوباره صبح شده است.صبحانه ات را مى خورى و همزمان آگهى هاى استخدام را ورق مى زنى.

نظروپيشنهادهاى خودرادرباره صفحه جوان باشماره ۸۸۷۶۱۱۹۵ ياازطريق نشانى الكترونيكى javan@icpi.irبامادرميان بگذاريد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |