شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۶ - ۲۰ رجب ۱۴۲۸
Sat, Aug 4, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ويژه ۵
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
ماجرا
رودررو
خانواده
جايگاه ايران در انتقال انرژى از شبه قاره هند تا درياى سياه
ايران شاهراه انتقال انرژى جهان
306438.jpg
محمد بهمنى قاجار

خليج فارس به تنهايى و بدون درياى عمان ۲۳۲‎/۸۵۰ كيلومتر مربع وسعت دارد و بيش از ۶۰ درصد از نفت جهان را درخود جاى داده است. اين موضوع در كنار قابليت هاى ايران در ترانزيت انرژى از نقاط مختلف مرزى به اين كشور ويژگى خاصى بخشيده است كه مى توان آن را به «شاهراه ترانزيت انرژى جهان» تعبير كرد. اين مقاله كوششى است محققانه براى معرفى قابليت هاى بى شمار ايران در منطقه و جهان در زمينه انتقال انرژى .

اگرچه خليج فارس از ديرباز موردتوجه قدرت هاى جهانى بوده، ولى كشف منابع عظيم نفتى دراين منطقه دورجديدى از حضور قدرت هاى فرامنطقه اى را در اين گذرگاه محكم و استراتژيك رقم زد، اين امر، خصوصاً پس از جنگ جهانى دوم شدت گرفت و نفت خاورميانه و خليج فارس را بيش از پيش در كانون توجه جهانى قرار داد.
اين امر در حالى است كه امروزه اقتصاد جهان با نفت و گاز ارتباط تنگاتنگ دارد و خليج فارس به علت دارابودن بزرگترين حجم اين منابع، يعنى «درحدود ۷۲۴ ميليارد بشكه ذخيره نفتى كه معادل ۶۳ درصد كل ذخاير جهان را تشكيل مى دهد»(۱) و «همچنين ۳۰‎/۷ تريليون مترمكعب گازطبيعى كه برابر ۲۸‎/۵ درصد كل ذخاير شناخته شده گاز دنيا مى باشد» به عنوان بزرگترين انبار انرژى جهان شناخته شده است.
اين رويكرد به منابع نفت و گاز خليج فارس خصوصاً باتوجه به اين كه «تحليلگران نفتى از هم اكنون پيش بينى مى كنند كه در سال (۲۰۳۰)، ۷۰ درصد نفت دنيا توسط خاورميانه تأمين مى شود و با محاسبه اتمام ذخاير نفتى كشورهايى چون كانادا، خاورميانه مبدل به قلب تپنده جهان خواهدشد»(۲) شتاب فزاينده اى به خود گرفته است، همچنين مسأله مهم ديگر افزايش ميزان مصرف نفت و گاز با توجه به عدم برابرى انرژى هاى جايگزين و اصولاً ناكافى بودن امكانات جهت استفاده از اين قبيل انرژى ها است زيرا اصولاً امكانات استفاده از آب و زدن سد به منظور استفاده بهينه از آن هم جهت مصارف كشاورزى و هم براى تأمين انرژى هيدروليك در همه كشورها موجود نيست و به علت عدم بهره ورى از انرژى بادى و خورشيدى به حد مناسب، امكان دسترسى به انرژى هاى جايگزين نسبتاً مشكل است. اين امر درحالى است كه فعاليت هاى گسترده در زمينه استفاده از انرژى اتمى نيز نتوانسته بطور كامل به صورت بالفعل درآمده و مورداستفاده قرارگيرد.
زيرا استفاده سهل و آسان از انرژى هايى مانند نفت و گاز و تكنولوژى قديمى و بومى شده آن و از طرفى اشكالات فنى و تكنولوژى مشكل بهره ورى از انرژى اتمى، خصوصاً در كشورهايى كه براى به كار انداختن نيروگاه هاى اتمى خود نياز به وارد كردن اورانيوم از خارج دارند و خودشان داراى منابع اورانيوم نيستند نيز به مشكلات اين امر افزوده است. بويژه اين كه در استفاده از انرژى هسته اى، دو نكته مهم را بايد درنظر داشته باشيم، يكى هزينه گزاف استفاده از انرژى اتمى و ديگرى توجه به حفظ محيط زيست و مشكلاتى كه براى آن به وجود مى آورد. با وجود اين محدوديت ها و مشكلات همگى، موجب هجوم بازارهاى مصرفى عوامل توليدى در اقتصاد (صنعت و كشاورزى) به طرف انرژى هاى هيدروكربنى (نفت و گاز) مى شود و اين امر موجب آن خواهدشد كه «مصرف روزانه نفت به ۸۰ ميليون بشكه برسد و پيش بينى مى شود كه اين رقم در سال ۲۰۲۵ به ۱۱۵ ميليون بشكه بالغ گردد و جاى ترديد نيست كه كشورهاى خليج فارس اين تقاضا را برآورده خواهندكرد».(۳)
ازطرف ديگر باتوجه به اين كه قيمت نفت در اين منطقه از جهان ارزان تر از ساير نقاط جهان است، لذا اين سطح از قيمت، موجب افزايش مصرف در اين قسمت از جهان شده است. موضوع ديگر كه موجب افزايش تقاضا جهت انرژى هاى هيدروكربنى مثل نفت و گاز شده تحولات سياسى و اقتصادى جهان است.
جدايى كشورهاى آسياى مركزى و قفقاز از روسيه و فروپاشى اتحادشوروى و نياز كشورهاى تازه استقلال يافته شوروى سابق و كشورهاى اروپاى شرقى و متعاقب آن لزوم تغيير در زيرساخت هاى اقتصادى و نياز فراوان به استفاده از نفت و گاز جهت به گردش درآوردن چرخه توليد، موجب درخواست تقاضا جهت نفت و گاز و بنابراين بالارفتن قيمت اين مواد انرژى زا گرديده است.
همچنين، نياز رو به تزايد كشورهاى پرجمعيت آسيا مانند چين و هند، با جمعيتى بيش از دو ميليارد نفر و وسعت حدود ۱۳ ميليون كيلومتر مربع و همچنين كشور پاكستان موجب تقاضاى زياد جهت نفت و بالارفتن سطح توليد خصوصاً در منطقه خليج فارس خواهدبود.
زيرا براى اكثر كشورهايى كه نام برديم، نزديكترين منبع انرژى، خليج فارس است و اكثر اين كشورها جهت راحتى و ارزان تر بودن ترانزيت نفت و گاز و همچنين همانطور كه گفتيم ارزان تر بودن قيمت نفت خليج فارس، ترجيح مى دهند يا درواقع مجبور هستند كه اين منطقه را جهت تأمين انرژى موردنياز خود انتخاب نمايند.
بنابراين ملاحظه مى شود كه «ويژگى هاى جغرافيايى و اقتصادى خليج فارس و وجود بيش از ۶۰ درصد منابع شناخته شده نفت و ۴۰ درصد منابع گازطبيعى جهان درآن، اين منطقه را به شاهرگ حيات سياسى و اقتصادى جهان امروز مبدل ساخته است».(۴)
موضوع ديگرى كه بطور كلى موجب بالارفتن تقاضا جهت نفت است، اهميت صنايعى است كه از نفت ساخته مى شود. زيرا درحال حاضر بيش از يكصدهزار نوع محصول از نفت تهيه مى گردد. همچنين استفاده از محصولات ايجادشده از نفت در بخش كشاورزى مانند كودهاى شيميايى نيز از عوامل توجه كشورهاى درحال توسعه به استفاده از منابع نفت است.
اين نكته در اينجا لازم به يادآورى است كه كشور ما علاوه بر صدور نفت و گاز مى بايد به برنامه ريزى براى روى آوردن به فناورى نوين در صنعت نفت بپردازد، كارخانجات پتروشيمى فعال و گسترش يابد، كارخانه هاى كود شيميايى تأسيس شود، پالايشگاه هاى متعدد تأسيس شود، نفت در كشور فرآورى شده و فرآورده هاى گوناگون از آن از جمله بنزين به حد كافى و به منظور مصرف داخلى و حتى صدور به كشورهاى همسايه توليد گردد.
همچنين علاوه بر نفت و گاز كه موجب اهميت منطقه خليج فارس است، منابع معدنى غيرنفتى در شمال خليج فارس، يعنى در ايران بر اهميت اين منطقه مى افزايد، همچنان كه بارل« Burrel» و مك لاكلان
«Mclachlan »در مبحث جغرافياى سياسى در كتاب خليج فارس يادآور مى شوند كه ايران تنها كشور خليج فارس است كه منابع معدنى غيرنفتى آن از نظر اهميت قابل مقايسه با ذخاير عظيم هيدروكربن آن است. (منابع مس سرچشمه داراى ۸۰۰ ميليون تن مس
(۰‎/۰۱۱‎/۲) و بيش از ۵۰۰ ميليون تن مس با درجه پائين تر و ذخاير كروميت با حداقل ۷ ميليون تن كه از بزرگترين معادن كروميت دنيا است، از جمله منابع معدنى غيرنفتى ايران است.) همچنين، ذخاير عظيم اورانيوم ايران بر اهميت اقتصادى خليج فارس افزوده است. (نشريه The E cho of IRAN) چاپ لندن در شماره ۱۲ ژانويه ۱۹۸۹ خود در مورد ارزش ذخاير اورانيوم ايران مى نويسد:«پس از ۵ سال جست وجو در منطقه ساقند يزد، كارشناسان به ذخاير اورانيوم بيش از ۳ هزار تن و موليبرنوم ۴ هزار تن دست يافته اند... اعلام شده كه تاكنون بين ۵۰ تا ۱۰۰ ميليون دلار در اكتشاف اين معادن سرمايه گذارى شده است و افزايش سرمايه گذارى به ميزان ۳۰۰ ميليون دلار ديگر در خلال سال آينده (۱۹۹۰) استخراج و صدور آنها را به ارزش تخمينى ۱۵۰ ميليارد دلار امكان پذير خواهد ساخت.»(۵)
علاوه بر معادن مذكور معادن جديدى نيز كشف گرديده است، «معدن اورانيوم بندرعباس در مقايسه با ساقند يزد معدنى روباز است و از اين نظر سرمايه گذارى اندكى را براى هزينه جمع آورى و انتقال سنگ معدن دربرمى گيرد، ميزان ذخاير اين معدن هنوز معلوم نيست، اين معدن هنوز شناسايى كامل نشده است. اما شناسايى هاى اوليه حكايت از ذخاير قابل توجه در اين معدن دارد، همچنين برنامه اكتشافى و طراحى اين معدن در حال انجام است، كارشناسان سازمان انرژى اتمى در حال برنامه ريزى براى شناسايى جامع از ذخاير اورانيوم كشور هستند كه پيش بينى مى شود سرمايه گذارى وسيعى را در نقاط مختلف كشور داشته باشيم. پيش بينى هاى موجود شامل مناطقى در آذربايجان، شمال خراسان، مركز ايران و بندرعباس است. (اظهارات آقازاده، رئيس سازمان انرژى اتمى) همان طور كه ملاحظه مى شود ايران داراى شرايط ممتازى هم از نظر ذخاير نفت و گاز و هم از نظر معادن غيرنفتى و اورانيوم است. با توجه به موقعيت جغرافيايى و اشراف و تسلط بر سراسر ساحل شمالى خليج فارس مى تواند از موقعيت ژئواكونوميك اين منطقه به نحو احسن استفاده كند. قرار گرفتن سرزمين ايران در تمامى شمال خليج فارس موجب تقويت وضعيت استراتژيكى و ژئواكونوميكى منطقه خليج فارس گرديده و مى توان خليج فارس را انبار انرژى جهان ناميد.
در چنين شرايطى، در صورت همكارى اقتصادى ايران با كشورهاى منطقه اى و فرامنطقه اى، ايران
مى تواند از امكانات ژئواكونوميك خليج فارس در توسعه اقتصادى خود بهره بيشترى ببرد. اين امرى است كه از طرف بسيارى از كارشناسان در جهان مطرح شده حتى بسيارى از متخصصين آمريكايى براى همكارى ايران و آمريكا اهميت زيادى قائل اند، به طورى كه كليفورد كوپچان معاون مركز نيكسون در مقاله خود تحت عنوان ساختار جديد امنيت خليج فارس در پانزدهمين همايش بين المللى خليج فارس «امنيت و همكارى منطقه اى در روند تحول سياست هاى جهانى» ۱۱ و ۱۲ اسفند ،۸۳ در اين مورد مى گويد: «محققين بايد بر اين واقعيت تمركز كرده و مبناى ساختارى همكارى بين ايران و آمريكا را به نحوى تعيين كنند كه امنيت خليج فارس تأمين و مداوم باشد... و سرانجام اين كه ايران و آمريكا هر دو موافق ثبات و رشد اقتصادى منطقه خليج فارس هستند و خواهان صدور بى وقفه نفت به بازارهاى جهان هستند.»(۶)
** ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |