|
|
|
خون آشام استراليا
|
|
|
هليا خرم
قاتل استراليايى به اتهام ۳ فقره قتل و تعرض به زنان به ۲ بار زندان ابد محكوم شد. او در طول ۳۰ سال مرتكب چندين فقره قتل و تعرض شد اما هر بار پس از آزادى از زندان با خشونت بيشترى به جنايت هايش ادامه داد. علامت او در ارتكاب قتل ها تكه تكه كردن قسمت بالاتنه زنان قربانى بود. با اين كه ارتكاب ۳ فقره قتل توسط وى محرز شده اما پليس به ۲فقره قتل ديگر كه در نواحى «ملبورن» رخ داده به او مشكوك است. به همين خاطر رسيدگى به اين پرونده ها نيز همچنان ادامه دارد. اين قاتل خطرناك، ابتدا با ضرب و شتم به زنان تعرض مى كرد، سپس به طرز وحشتناكى با ضربات كارد آنها را به قتل مى رساند. «دوپاس» ۸ جولاى سال ۱۹۵۲ در سيدنى متولد شد. او كوچك ترين عضو خانواده ۵ نفرى اش بود. زمانى كه كودكى نوپا بود همراه با خانواده اش به «ملبورن» استراليا نقل مكان كرد. والدينش او را بيش از خواهر و برادر بزرگ ترين دوست داشتند. به همين خاطر هميشه توجه بيشترى به او داشتند. «دوپاس» تا سال آخر دبيرستان بيشتر تحصيل نكرد و ديپلم خود را در بازداشت گرفت. در سوم اكتبر سال ،۱۹۶۸ يعنى وقتى ۱۵ ساله و دانش آموز دبيرستان بود نزد همسايه شان رفت و از آنها چاقويى براى خرد كردن سبزيجات قرض گرفت. «دوپاس» همان سال به اتهام ضرب و شتم زن همسايه دستگير شد، او با چاقو به صورت، گردن و دستان وى ضرباتى وارد كرده بود، وقتى هم دستگير شد به پليس گفت: نمى دانم چرا دچار اين حالت شدم. فقط مى دانم نمى توانستم جلوى خودم را بگيرم. دادگاه او را به همين اتهام به ۱۸ ماه زندان تعليقى محكوم كرد و بعد هم او را روانه بيمارستان كرد تا آزمايشاتى از او مبنى بر جنون و ديوانگى به عمل آيد اما يك روز بعد از بيمارستان مرخص شد و به عنوان يك بيمار سرپايى خارج از بيمارستان تحت درمان قرار گرفت. *كشف اجساد ۲ زن پليس در اكتبر سال ۱۹۶۹ در سردخانه بيمارستان «آستيس» جسد ۲ زن را كشف كرد كه با چاقوى جراحى مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند. روى پاى يكى از زنان آثار زخم هاى ناهنجار چاقو ديده مى شد. به همين خاطر پليس معتقد بود كه «دوپاس» در اين قتل نقش داشته است.«ايان آرمسترانگ» بازپرس اين پرونده ۳۰ نوامبر سال ۱۹۷۳ «دوپاس» را به اتهام تعرض به زنى، تحت بازجويى قرار داد. او پس از پايان جلسه بازجويى گفت: دوپاس دروغگوى خطرناكى است كه ضد و نقيض هاى زيادى در حرف هايش ديده مى شود. او در عين حال احتمال مى داد قتل ۲ زن كه اجسادشان داخل سردخانه بود، كار او باشد.«دوپاس» پس از اين بازجويى در سال ۱۹۷۴ به اتهام تعرض به يك زن متأهل به ۹ سال زندان محكوم شد. او روز حادثه وارد خانه اين زن شده و با تهديد وى به مرگ، دست و پاى او را با كابل برق بست . جنايتكار جوان سال ۱۹۷۹ براثر خوش رفتارى از زندان آزاد شد. اما هنوز ۲ ماه از آزادى اش نگذشته بود كه طى ۱۰ روز به ۴ زن تعرض كرد و در ۲۸ فوريه سال ۱۹۸۰ به اتهام تجاوز و ضرب و شتم زنان دستگير و به ۵ سال زندان محكوم شد. در سال ۱۹۸۵ در حالى كه هنوز يك ماه از آزادى اش نگذشته بود باز هم زن ۲۱ ساله اى را مورد تعرض و آزار و اذيت قرار داد. بعد هم او را با ضربات كارد مجروح كرد. او هنگامى كه توسط پليس دستگير شد با اظهار ندامت و پشيمانى گفت: گاهى اوقات كنترل خود را از دست مى دهم و متوجه حركات خود نمى شوم. از خداوند مى خواهم به من نيز قدرتى بدهد تا همانند افراد عادى زندگى كنم. او ژوئن سال ۱۹۸۵ به اتهام اين تجاوز به ۱۲ سال زندان محكوم شد. اما در سال ۱۹۹۲ پس از ۷ سال با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد. ۲سال بعد وقتى با چاقو در تعقيب زنى بود، از سوى پليس دستگير شد و دادگاه آزادى مشروط او را تصميمى نادرست تشخيص داد و بنابراين او را به ۲ سال زندان محكوم كرد، بالاخره در ماه سپتامبر ۱۹۹۶ از زندان آزاد شد و به شهر «ملبورن» نقل مكان كرد. *جسد زن جوان در خانه در ۱۹ آوريل سال ،۱۹۹۹ جسد زن ۲۸ ساله اى به نام «نيكل آماندا پترسون» توسط نامزدش در خانه اش كشف شد.نيكل روانپزشك و مشاور افراد معتاد بود و گاهى اوقات برخى از بيماران خود را در منزل ملاقات مى كرد. او تبليغات گسترده اى در اكثر روزنامه ها داشت و برخى از مراجعين اش از طريق تبليغات روزنامه آدرس و تلفن او را در اختيار داشته و به او مراجعه مى كردند. پس از كشف جسد، ۲ نفر از همسايگان نيكل گفتند: روز قتل بين ساعت ۹ تا ۹/۳۰ صبح صداى داد و فريادى از داخل خانه نيكل شنيده اند. روز حادثه، نامزد نيكل هر چه سعى كرد نتوانست با او تماس بگيرد و حوالى بعدازظهر بود كه به خاطر دلشوره زياد به خانه نيكل مى رود و در كمال ناباورى جسد او را پيدا مى كند. «نيكل پترسون» در اثر اصابت ۲۷ ضربه كارد به قفسه سينه و كمر جان باخت و جسد غرق در خونش در راهروى آپارتمانش كشف شد. در حالى كه قسمت بالاتنه با چاقو تكه تكه شده و كيف دستى و گواهينامه رانندگى اش نيز سرقت شده بود، پليس هم هيچ وقت نتوانست آلت قتاله را پيدا كند. پليس پس از تحقيقات فراوان متوجه شد، نيكل ساعت ۹ صبح با يكى از مراجعينش به نام «مالكوم» قرار ملاقات داشته و شماره تلفن اين فرد در دفتر يادداشت روزانه اش نوشته شده بود. پليس پس از برقرارى تماس دريافت شماره مربوط به يك دانشجوى هندى به نام «هرى» است. او در بازجويى ها گفت كه شخصى به نام «دوپاس» چند روز پيش نزد وى آمده و به او پيشنهاد كار داده است. بعد هم از او آدرس پترسون را گرفته است. در ۲۲ آوريل پليس «دوپاس» را در هتل «اكسلسيور» به اتهام قتل پترسون دستگير كرد. بررسى تلفن نيكل نشان داد، دوپاس طى ۳ تماس تلفنى، از نيكل براى درمان افسردگى و اعتياد به قمار وقت مشاوره گرفته است كه اين ۳ تماس ۶ هفته قبل از قتل از يك تلفن عمومى انجام شده بود. در بازجويى، خراش هايى روى صورت و دستان «دوپاس» ديده شد كه حاكى از يك درگيرى شديد بود اما دوپاس گفت خراش ها مربوط به دستگاه تراش است و وقتى او مشغول تراشكارى تكه چوبى در حياط خانه اش بوده، آسيب ديده است.اما پليس در خانه او هيچ دستگاه تراشى پيدا نكرد و به جاى آن لباس خونى و تكه هاى روزنامه مربوط به قتل نيكل و همچنين روزنامه حاوى تبليغات كار نيكل را پيدا كرد. هيأت منصفه دادگاه نيز پس از ۳ ساعت مشورت سرانجام ۲۲ آگوست سال ۲۰۰۰ او را گناهكار تشخيص و به جرم قتل به حبس محكومش كرد.بازپرس «ايان» پس از محكوميت «دوپاس» سراغ پرونده هاى قتل سال ۱۹۹۷ رفت در بين مقتولان پرونده زن ۴۰ ساله اى را كه همان سال به قتل رسيده بود، دوباره به جريان انداخت و «DNA» موجود در روى دستكش قاتل را كه در صحنه جرم باقى مانده بود با DNA «دوپاس» در زندان تطبيق داد. بدين ترتيب متوجه شد كه قاتل كسى جز «دوپاس» نبوده است. مقتول زن خيابانى ۴۰ ساله اى به نام «مارگارت جوزفين» بود كه حوالى «ملبورن» زندگى مى كرد و آخرين مرتبه ساعت ۱۲/۲۰ ظهر در ۴ اكتبر سال ۱۹۹۷در سوپرماركتى زنده ديده شده بود. تا اين كه ساعت ۲ بامداد روز بعد جسدش زير جعبه بزرگى توسط كارتن خوابى كشف شد. اين فرد كه در حال جمع آورى جعبه ها و قوطى هاى آلومينيومى بود، ناگهان زير كارتن ها جسد را پيدا كرد. در كنار جسد مارگارت يك دستكش مشكى رنگ به چشم مى خورد كه جزو مدارك نگه داشته شد و بالاخره اين دستكش راز قتل را فاش كرد.بالاتنه مارگارت نيز همانند «نيكل» قطعه قطعه شده بود و پس از ۳ هفته بررسى شواهد و مدارك بالاخره هيأت منصفه «دوپاس» را قاتل مارگارت تشخيص داد و در ۶ آگوست سال ،۲۰۰۴ مرد جنايتكار براى چندمين بار محكوم به حبس ابد شد. اما باز هم بازرس «ايان» ساكت ننشست و در ميان پرونده هاى حل نشده سال ،۱۹۹۷ پرونده قتل ديگرى را بيرون كشيد كه مربوط به زنى ۲۵ ساله بود كه به همان شيوه ۲ قتل ديگر كشته شده بود. «مرسينا هالواگيس» ۲۵ ساله اهل «ملبورن» در ۴ نوامبر سال ۱۹۹۷در حالى كه سرقبر مادربزرگش بود، به قتل رسيد. پليس جسد او را سحرگاه ۵ نوامبر در يك گودال به فاصله ۳ تا قبر دورتر از قبر مادربزرگش در قبرستانى در حومه شمالى ملبورن پيدا كرد. پليس معتقد بود، او از پشت مورد حمله قرار گرفته و در اثر جراحات ناشى از ۸۷ ضربه چاقو به قتل رسيده است. بازرس «ايان» متوجه شد كه در آن موقع خانه «دوپاس» در خيابان «كوآن» نزديك قبرستان بوده است. از آن زمان راز قتل مرسينا حل نشده باقى مانده بود. حتى پليس براى پيدا كردن قاتل جايزه نيز تعيين كرده بود. بنابراين «ايان» تصميم گرفت تا در يك برنامه تلويزيونى كه دادگاه «دوپاس» را نشان مى دهد، در مورد قتل مرسينا نيز از شاهدان كمك بخواهد. پس از پخش چهره «دوپاس» فرانك كل يكى از ساكنان آن منطقه نزد بازپرس رفت و گفت: روز حادثه دوپاس را هنگام خروج از قبرستان ديده است. چندى نگذشت كه ۹ شاهد ديگر، حرف شاهد اول را تأييد كردند، علاوه بر اين پليس دريافت كه قبر پدربزرگ «دوپاس» ۱۲۸ متر با صحنه جنايت فاصله داشت و دوپاس ۲ روز در هتلى درست روبه روى قبرستان اقامت داشته است.بازپرس با جمع آورى مدارك و شواهد مطمئن شد كه قاتل «مرسينا» نيز كسى جز «دوپاس» نيست. اما هنوز ۲ پرونده قتل ديگر نيز وجود داشت كه عاملانش مشخص نشده بودند. يكى از مقتولان دختر ۲۱ ساله اى به نام «هلن مك ماهون» بود كه ۱۳ فوريه سال ۱۹۸۵ در ساحل «راى» به قتل رسيد. ديگرى هم پيرزن ۹۵ ساله اى به نام «كتلين دونز» بود كه در خانه سالمندان كشته شده بود. بازپرس پس از بررسى پرونده ها متوجه شد كه قبل از قتل دوپاس چندين مرتبه با خانه سالمندان تماس گرفته است و محل قتل هلن نيز نزديك به ساحلى بوده كه قبلاً دوپاس در آنجا مرتكب قتل شده بود. پس از بررسى اين ۲ پرونده نيز دوباره دادگاهى آخر سال ۲۰۰۷ براى «دوپاس» تشكيل خواهد شد. قبل از اتهام نخستين قتل، دوپاس به اتهام ۱۶ مورد تجاوز و سوء استفاده جنسى از ۲۷ مارس ۱۹۷۲ تا ۱۱ نوامبر سال ۱۹۹۴ در ۶ دادگاه حضور داشته است. وى در سال ۱۹۸۷ با يكى از پرستاران مركز روان درمانى ازدواج كرد، در سال ۱۹۹۰ هم از او جدا شد. همسر وى، او را مردى خودخواه، تنبل، حريص و احمق مى داند و ادعا كرده كه از هيچ يك از اقدامات جنايى او اطلاع نداشته است.
|
|
|
|
|