|
رقابت رؤيا با نمره در فصل انتخاب
داوود پنهانى
|
|
|
آرزوهايمان سقف نداشت، بلند بود. بالا مى رفت. چونان شاخه هاى درخت در مسير رشد كه فضا را شكاف مى دهند. آرزوهايمان از شاخه هاى درختان هم بلندتر بود. اين را مى شد در جدل هاى بيهوده اى فهميد كه دانش آموزان دبيرستانى را به جان هم مى انداخت. هميشه آن كه رشته علوم تجربى مى خواند به كمتر از پزشكى رضايت نمى داد. بچه هاى علوم انسانى در جدل شاعر مى شدند، اديب و فيلسوف و جامعه شناس هم داشتيم. رياضى ها هميشه مهندس بودند، با درآمد بالا و رفاهى كه در رؤياهاشان تضمين شده بود. در مسير رشد، خاطرات دبيرستانى دانش آموزان به هم گره مى خورد. آينده رصد مى شد. خوشى هاى نداشته زير زبان مزمزه مى شد. رشد مى كرديم. بزرگ تر مى شديم، ديگرگونه تا كلاس جايى براى گنجايش آرزوهامان نباشد. كتاب هاى درسى مشتى ورق به شمار مى آمد كه بايد دوره مى شد. نمره مهر تأييد بر پيشانى مان مى زد. قبولى هر ساله، تضمين۳ ماهه تابستان بود. ما در رؤيا كاخ هامان را ساخته بوديم و در باغ هاى آرزو قدم زنان به خستگى رسيده بوديم. براى دانش آموز دبيرستانى همه اين حالات تا پيش از رسيدن به كنكور آنقدر عينيت يافته بود كه به چيزى كمتر از آنچه در خيال مى جست، رضايت نمى داد. رسيدن به كنكور از فرارسيدن دورانى ديگر در زندگى ما حكايت مى كرد. كنكور با شتاب مى آمد تا واقعيت بى رحم را به جاى خيال بنشاند. واقعيت خشكى كه رويارويى با آن هميشه وحشتناك بود. قبولى در كنكور براى دانش آموز دبيرستانى يعنى پرتاب شدن به دنياى ديگر. يعنى گذر از مرز تقدس يافته خيال. انگار به ديوار رسيده باشى. حالا بايد تصميم بگيرى. كنكور جدى ترين ديوار زندگى براى دانش آموز دبيرستانى است؛ آنجا كه قرار است تكليف خود را با آينده اى كه برايمان در پيوند با كتاب و درس و تلاش معنا پيدا مى كند، مشخص كنيم. چه سختى ها كه بايد تحمل كرد و ادامه داد. براى ۸۵۰ هزار دانش آموزى كه قرار است تا چند روز آينده تكليف خود را با رشته هاى مورد علاقه خود مشخص كنند، اين وضعيت با دلهره اى دوچندان همراه است.
آنها دلهره امتحان را پشت سر گذاشته اند و اكنون به دلهره اى ديگر دچار شده اند. دلهره انتخاب رشته مورد علاقه دانشگاه در ربط با واقعيت خشك پيرامون شباهت چندانى با جدل هاى دانش آموزان دبيرستانى ندارد. اينجا اعداد و ارقام تصميم مى گيرند نه انسان. پس و پيش شدن يك نمره، ضريب احتمالات را براى موفقيت چند شماره اين طرف و آن طرف مى كند. اينجاست كه براى رؤياى دبيرستانى مهندس و دكتر شدن رمق چندانى باقى نمى ماند. مكانيسم اين است. نمره ات را ببين و براساس آن تصميم بگير. هيچ جايى براى احساس و علاقه نيست. در انتخاب رشته به اين صورت همه چيز شكلى نسبى پيدا مى كند. در رقابت رؤيا با نمره هميشه اين نمره و عدد است كه تصميم گيرنده نهايى است. اگر بخواهى راه رؤيا در پيش بگيرى هيچ معلوم نيست كه ميزان موفقيت ات چقدر باشد. شايد از اين روست كه بسيارى ترجيح مى دهند، با نقد امروز ساخته و نسيه فردا را از ذهن خود بيرون كنند. قبولى در يك رشته (هر رشته اى باشد) اهميتى بيشتر از علايق ذاتى آدم پيدا مى كند. انگار مهم نمره قبولى است. در نتيجه بسيارى از دانش آموزان با امكانى كه از طريق برنامه ريزان در اختيارشان نهاده شده ۱۰۰ رشته را در فرم پذيرش انتخاب كرده و براى پشت سر گذاشتن سد كنكور لحظه شمارى مى كنند. * تصميم آخر تلاش براى موفقيت در كنكور يك امر كلى است. اين امر كلى در عرصه رقابت با امور فراوانى تلاقى پيدا مى كند كه ارتباط چندانى با نفس قبولى و راهيابى به دانشگاه ندارد. يكى از اين امور انتخاب رشته دانشگاهى است كه قاعدتاً بايد براساس علاقه دانش آموزان صورت گيرد. اين درحالى است كه بسيارى از دانش آموزان بعد از قبولى در امتحان كنكور براساس قوانين كنونى بايد خود را براى انتخاب رشته مورد علاقه در دانشگاه آماده كنند. مكانيسم انتخاب رشته به اين شكل است كه فرد قبول شده با تهيه دفترچه الكترونيكى نسبت به اتنخاب رشته هاى مورد علاقه خويش اقدام مى كند. بنا به گفته «عبدالرسول پورعباس» رئيس سازمان سنجش آموزش كشور در اين دفترچه حدود ۹۹۷۳ هزار رشته و ۴۵۳ هزار ظرفيت ارائه شده است كه داوطلب مى تواند با مطالعه اين رشته ها آمادگى لازم را براى انتخاب رشته كسب كند. در سيستم انتخاب رشته كنكور امسال سياست بومى گزينى نسبت به سال هاى گذشته تقويت شده و براساس آن داوطلب مى تواند به صورت استانى، ناحيه اى، قطبى و كشورى انتخاب رشته كند. با استفاده از اين سيستم به گفته رئيس سازمان سنجش، شانس قبولى داوطلب مى تواند به صورت انسانى بيشتر شود. در انتخاب كشورى اين نمره بالاى داوطلب است كه امكان موفقيت او را تضمين مى كند. در نتيجه داوطلب در هنگام انتخاب رشته بايد به شرايطى مانند فاصله دانشگاه انتخابى با محل زندگى، روزانه يا شبانه بودن رشته مربوطه و ساير موارد توجه كرده و آنها را مدنظر قرار دهد. اينجاست كه داوطلب بايد با در نظر گرفتن رتبه كشورى خود و جمع ظرفيت هاى رشته مورد نظر در كل دانشگاه هاى كشور تخمين بزند كه با توجه به رتبه مربوطه چگونه مى تواند در اين رشته قبول شود. گفته هاى رئيس سازمان سنجش شكل كلى انتخاب رشته دانشگاهى را براساس سيستم كنونى مشخص مى كند. با توجه به قوانين كنونى هيچ مشكلى در اين زمينه وجود ندارد و روند كار كاملاً مشخص است. دانش آموزى كه از امتحان كنكور سرافراز بيرون آمده و موفقيت به دست آورده به مرحله آخر كار يعنى انتخاب رشته دانشگاهى رسيده است. در اين مرحله وضعيت كسانى كه رتبه هاى بالا كسب كرده نيز نسبت به افرادى كه در رتبه هاى ميانى قرار دارند تفاوت دارد. در نتيجه امكان موفقيت و قبولى افراد با رتبه هاى بالاتر در دانشگاه هاى معتبرتر نسبت به ديگرانى كه رتبه هاى ميانى را كسب كرده اند بهتر است. با اين حال سخن بر سر درصد موفقيت اين يا آن نيست. سخن در اين است كه چرا دانش آموزان ايرانى در نحوه انتخاب رشته مورد علاقه خود آن گونه كه بايد و شايد انتخاب خود را براساس علاقه خويش انجام نمى دهند. اين همان نكته اى است كه دكتر «مهدى دوائى» عضو شوراى تحقيقات وزارت آموزش و پرورش نيز بر آن انگشت تأييد نهاده و در اين خصوص مى گويد: «مشاوران آموزشگاه هاى متوسطه ابزار شناخته شده اى براى كمك به انتخاب رشته دانش آموزان ندارند.» نبود اين ابزار به گفته دكتر «دوائى» سبب شده تا رشته تحصيلى دانش آموزان بدون رغبت سنجى انتخاب شود. انتخابى كه قرار است سمت و سوى مشخص خود را از سال دوم متوسطه پيدا كرده و جهت دهى ذهن دانش آموز را براى آينده و رويارويى با كنكور و دانشگاه مشخص كند. نبود اين ابزارها براى كمك به دانش آموزانى كه اطلاع چندانى از رشته هاى تحصيلى در دوره متوسطه و بعدها در دانشگاه ندارند سبب شده كه بسيارى از اين افراد در جدى ترين مراجعه با انتخاب رشته كه به بعد از قبولى در كنكور برمى گردد، با مشكل مواجه شوند. مشكلاتى كه بهترين راه حل براى برطرف كردن آن يك راه حل موقتى است. راه حلى كه «محمود ملاباشى» معاون دانشجويى وزارت علوم آن را اين گونه توضيح مى دهد: «داوطلبان كنكور بايد به معدل و نمره كنكور و تعدد مراكز آموزش عالى دقت داشته باشند و اشتهاهاى كاذب را حذف كنند و مطمئن باشند كه اگر اشتهاى كاذب را حذف كنند مى توانند در يكى از دانشگا ه هاى كشور قبل شوند. اشتهاى كاذب يعنى وقتى داوطلبى معدل ۱۵ دارد نبايد رشته مكانيك صنعتى شريف را انتخاب كند. داوطلبان بايد رشته هايى را انتخاب كنند كه متناسب با سابقه تحصيلى آنها باشد.» تناسب مورد اشاره اين معاون وزير درست است. دانش آموزى كه در طول دوران تحصيل متوسطه نمرات پائين ترى نسبت به ديگران كسب كرده نبايد توقع داشته باشد كه به ناگاه در كنكور ورق برگشته و امكان موفقيت او نسبت به كسى كه تلاش بيشترى به خرج داده افزايش پيدا كند. سخن بر سر اين نكته نيست. سخن بر سر اين است كه چرا همان دانش آموزى هم كه رتبه بالايى كسب كرده توانايى چندانى براى انتخاب رشته مورد علاقه خويش ندارد. «محمد كريم زاده» كارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعى و آموزشى در اين رابطه به چند نكته اشاره كرده و مى گويد: «فراهم آوردن امكانات مناسب براى تعيين سطح علاقه مندى يك دانش آموز به يك دوره زمانى كوتاه در حد فاصل كنكور و انتخاب رشته محدود نمى شود. در چنين زمان اندكى به هيچ وجه نمى توان علايق دانش آموز را شناسايى و براساس آن برنامه ريزى كرد.» وى در ادامه مى افزايد: «پتانسيل براى تشخيص علايق يك دانش آموزان تنها به سيستم آموزشى بازنمى گردد. در اين راه علاوه بر نظام آموزشى پدر و مادر دانش آموزان نقش به مراتب بالاترى دارند. آنها به خاطر ارتباط نزديك تر با فرزندان خود مى توانند از بچگى علايق او را تشخيص داده و در جهت هدايت وى به ادامه تحصيل در رشته مورد علاقه خود تلاش كنند.» اين همان نكته اى است كه «منوچهرفضلى خانى» مديركل دفتر راهنمايى تحصيلى وزارت آموزش و پرورش به گونه اى ديگر آن را مورد بحث قرار داده و با تأكيد بر اين كه در نظام تعليم و تربيت ايران تعادلى ميان دانش و مهارت هاى دانش آموزى وجود ندارد مى گويد: «به همين دليل افراد به سختى جذب بازار كار مى شوند.» وى مى افزايد: «دوره راهنمايى تحصيلى زمان بهترى براى انتخاب رشته است و تغيير در زمان انتخاب رشته دانش آموزان كشور مى تواند بخشى از مشكلات آموزشى موجود را حل كند.» * زمانى براى محاسبه سود و زيان مكانيسمى كه در آن دانش آموز در هنگام انتخاب رشته خود را تك و تنها در برابر دنياى آينده مى بيند به گفته كارشناسان مكانيسم مناسبى نيست. نگاهى به گسترش انتخاب رشته هاى كامپيوترى و سودى كه عده اى از افراد از اين طريق مى برند نشان دهنده دلهره اى است كه دانش آموزان به آن دچار شده و براى رهايى از آن آينده خود را به دستگاهى مى سپارند، كه هيچ شناختى از علايق آنها ندارند. اين دستگاه تنها به شكلى مكانيكى براساس نمرات كسب شده و امتيازهاى دانشگاه هاى مختلف براى فرد تصميم مى گيرد. هشدار مسئولان آموزشى براى پرهيز از انتخاب چنين روش هايى از ترسى ناشى مى شود كه حضور اين افراد در دانشگاه به وجود مى آورد نه اين كه فرد صلاحيت لازم نداشته باشد، سخن بر سر اين است كه اين فرد بدون هيچ علاقه و شناخت رشته اى را انتخاب كرده و قرار است در اين رشته دانشگاهى نيز موفقيت كسب كند. تلاش براى راه اندازى پايگاه هاى انتخاب رشته از سوى آموزش وپرورش را مى توان به نوعى تلاشى حداقلى براى كاهش خسارت هايى بى شمار در اين زمينه عنوان كرد. غوغاى دبيرستانى ما فروپاشيده است. نه از ميان بچه هاى علوم تجربى دبيرستان كسى پزشك شد، نه آنها كه رياضيات خوانده بودند، مهندس شدند. آن كه مى خواست شاعر شود و ادبيات بخواند، ادبيات عرب خواند و آن كه مى خواست پزشك شود، مهندس كشاورزى شد. نه اين به آن مى مانست، نه آن به اين. يكى مان زمين شناسى را نيمه تمام گذاشت تا فلسفه بخواند، آن ديگرى از محيط زيست متنفر شد. داستان ما هم حكايتى داشت.
|