معاون امور سينمايى و سمعى و بصرى ارشاد در مراسم توديع و معارفه مدير عامل بنياد سينمايى فارابى سخنان خود را با توجه به درگذشت آيت الله مشكينى چنين آغاز كرد: عرض تسليت دارم به مناسبت درگذشت عالم ربانى، اسوه اخلاق، چشم بيدار عالمان آگاه زمان، يار صديق انقلاب، امام(ره)، نظام و رهبرى، مرد بى ادعاى كنج حصر و حبس هاى ستمشاهى و اوج خبرگان رهبرى در پس از انقلاب اسلامى كه تا اين ايام سكان دار چنين جايگاه رفيع و ارجمندى بود و پشتوانه مستحكمى براى ولايت و رهبريت انقلاب، يادش به خير و راهش پر نور.
مهندس جعفرى جلوه ادامه داد: با مدد گرفتن از خداى رحمان كه چنين مى آورد و چنين مى برد و حمد و سپاس از او كه اول است و آخر و اين كه به ما توفيق خدمت داد و توفيق شكر، شكر خدمت از باب و سياق من لم يشكر مخلوق لم يشكر خالق، شكر خدمتى كه در اين منظر و در اين جايگاه پايان يافته و شكر خدمتى كه آغاز مى شود.
وى تصريح كرد: مترصد فرصتى بودم از باب شكرگزارى از همكاران و همراهانم در اين ۲سال در سينماى ايران بويژه از جناب آقاى رضاداد كه مديريت و مسئوليت بنياد سينمايى فارابى را در ادامه راه پيشين بر عهده داشتند، زمانه، شرايط و فضا اجازه نداد كه در ماه هاى قبل قدردان رسمى تر زحمات ايشان باشم. بويژه در جشنواره بيست و پنجم فجر كه كمتر كسى چون من شاهد تلاش هاى ياران و همكاران بويژه ايشان بود، فضا به غوغا آلوده شد، سخنانى ناپسند و ناصواب و كم اساس مطرح شد و سيره ما هم سكوت بود البته نه در همه جا، سكوت در برابر آنچه كه بايد، براساس مصالح، چون هميشه به چيزى فراتر از خود انديشيده ايم، مصالح ملى، منافع ملى، امنيت ملى، توسعه همه جانبه ملى، كه سخن از سينماى ملى را هم با همين مبانى و معانى گفتيم، يعنى سينمايى مقوم، متوجه و معطوف به همه اين ها، به هر حال براساس مصالح و براساس شرايط فرصت براى بنده ضيق شد تا از ايشان سپاس و قدردانى ويژه داشته باشم.
مهندس جعفرى جلوه ادامه داد: لكن تقدير اين بود كه در چنين نشست و محفلى از وى تقدير كنيم و در چنين فضايى كه به اقتضاى شرايط برپاست و اقتضاى زمانه و نياز سينماى ايران كه همچنان مى بايست مستحكم راه اعتلا را پيشاروى داشته و بپيمايد. جلسه اى است از باب توديع يك خادم و معارفه يك خدمتگزار، خادم و زحمت كشى از صف به ستاد مى آيد براى يارى بيشتر. اين تدبير البته بحث تازه و جديدى نبود. از بيش از
يك سال گذشته ما بين من و ايشان مرور مى شد كه چنين جابه جايى و تغيير نقشى صورت بگيرد.
وى تصريح كرد: به هر حال گاه تحول اجتناب ناپذير است و مى تواند عاملى باشد براى تبديل يك آسيب به فرصتى مضاعف و يا پيشگيرى از آسيب هاى بيشتر، شرايط ممكن است به گونه اى باشد كه يك مدير هر چند توانا، على رغم قابليت ها و برنامه هاى حاوى تحول و همراه با ميزانى تغييرات متناسب با زمان و پاسخگو به نياز جامعه، براى ادامه راه در سنگرى و فرصتى دچار مضايقى باشد. تغيير آرايش مى تواند اين ضيق بودن شرايط و اين آسيب شكل يافته را به فرصت تبديل كند و من اين گونه به اين روند طى شده در اين ايام فكر مى كنم و مى انديشم. خوشحالم از فرصت ۲ ساله اى كه براى آقاى رضا داد در اين دوره فراهم شد تا ايشان در ادامه راه، براى پاسخگويى به نيازهاى ويژه تر اين دوران خدمتگزارى كنند و دستاوردهايى داشته باشند و باز خوشحالم كه على رغم گفته هاى مكرر اين و آن و حتى كسانى كه اين روزها از برخى تمهيدات و ستايشات از ايشان برآمده اند، اين حقير اين فرصت را از اين عزيز دريغ نكرد.
وى دستاوردهاى اين فرصت را چنين ارزيابى كرد: امروز حاصل چنين تجربه مشتركى چند دستاورد است يك اين كه در عرصه فرهنگ و مديريت فرهنگى مى بايست بى شتاب زدگى رفتار كرد و صبور و همدل بود و مى بايست چون سنگ زيرين آسيا بر خود رنج هاى بسيار فراهم و هموار كرد، كم قيل و قال و بى ادعا ادامه داد و نگاهى در برگيرنده و پوشش دهنده به سلايق گوناگون و روحيات مختلف و تجارب متنوع داشت و اين كه عرصه فرهنگ عرصه سياست ورزى هاى عجولانه نيست، اما عرصه بسيار جدى سياست ورزى است لكن سياست ورزى از جنس رفتارى ژرف، عميق، مبتنى بر اصول و معطوف به چشم اندازى بلند. خوشحالم از اين كه در اين فرصت اين مقوله اثبات شد كه مى توان اين گونه بود و مى توان با آنان كه باور نداريم همراه شد و مى توان از گذشته يار گرفت، وام گرفت و حتى با حفظ شرايط و وضعيت موجود، به نتايج عالى مورد انتظار چشم دوخت و نتايج قابل توجهى نيز به دست آورد.
وى خاطر نشان كرد: من يك مثال عينى اين دستاورد را گذار از جشنواره بيست و چهارم به جشنواره بيست و پنجم فجر مى بينم كه در همان ايام از آن به عنوان مطلع و تولد اميد ياد كردم.
يعنى افزايش اميد به سينما و افزايش اميد در سينما. باور اين كه سينما مى تواند بامردم، خويش و آشنا و رفيق و همراه و آينده ساز باشد توسط مخاطبان بيشمار و نيز مسئولان دلسوز و دغدغه داران كشور و تبلور اميد در خود سينما، ميان سينماگران كه مى توان پويا و پر تكاپو تر در ميدان بود و در گستره وسيع ترى ايفاى نقش كرد و همينطور تجلى اميد در آثار سينما گران، امرى كه به جد و به مراتب بيش از اين به آن نيازمند هستيم. هم مخاطب ما در سطح ملى و هم مخاطب ما در سطح جهانى و منطقه اى، مخاطبى كه نيازمند اعتماد به نفس بيشتر و اميد فزون تر به فرداست و باور اين كه به نتايج مفروض خواهد رسيد و اين سينماست كه مى بايست اين باور را تحكيم كند و اين اميد را بيفزايد. به اجمال بگويم و بگذرم به همين سياق در اين دوره دو ساله ارتقاى سطح اقتصادى و فرهنگى سينما در دستور كار ما بود و زين پس نيز هست و خواهد بود چرا كه سينماى ايران على رغم شايستگى ها و زحمات بسيارى كه از سال هاى پس از انقلاب كه دوران تجديد حيات سينماى ايران بوده است، در ۱۰سال اخير به دلايل گوناگونى دچار كاستى و ضعف در هر دو وجه فرهنگى و اقتصادى شد، به واقع شايسته نبود اين نزول سينماى ايران در اين ۲ عرصه و شأن و جايگاه اين سينما آن نبود كه بر آن حادث شده بود، مى بايست تلاش مى كرديم كه به قدر خود و به سهم خود با جديت اين مسير را در پيش گرفتيم.
مهندس جعفرى جلوه اضافه كرد: در اين راستا رونق بخشيدن به اقتصاد سينما و برون رفت از يك اقتصاد خرد به يك اقتصاد كلان و در خور و شأن، كه طبيعتاً با فراگير شدن اين سينما در سطح مخاطب ملى در مرحله نخست و متصل شدن اين سينما به مخاطب بسيار گسترده خود در سطح منطقه و جهان در مرحله بعد، البته با اولويت هايى كه طبيعتاً بايد در سياست خارجى اين سينما مد نظر باشد و با برنامه اى هوشمندانه كه بايد مبناى كار باشد، محقق مى شد.
تحكيم چنين اقتصادى و برون رفت از وضع موجود به شرايط مورد انتظار و همينطور تعميق فضاى فرهنگى و هويتى و به منصه ظهور رساندن آرزوهاى بلند اين ملت و آمال، مضامين، معانى و معنوياتى كه پشتوانه اين مردم بوده در طول تاريخ و از عمق قرون تا امروز، از برنامه هاى اين دوره بود كه به حمدالله و به حد مقدور در هر دو جنبه، با برنامه هاى متعدد و متنوع كه طيف مديران همكار من در معاونت سينمايى برعهده داشتند من جمله جناب آقاى رضاداد اين راه را توانستيم با توفيقاتى طى كنيم. در همين ايام اخير برخى از نمونه هاى گواه وجهى از توفيقات است. منعقد شدن يك تفاهمنامه بزرگ فيمابين معاونت سينمايى و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى و متعاقب آن زمينه سازى براى انعقاد موافقت نامه اى مكمل كه سه ضلع وزارت امور خارجه، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى و معاونت سينمايى را به هم مرتبط، متصل و هماهنگ كند به گونه اى كه بتوانيم موانع فرا راه حضور بين المللى سينماى ايران را در عرصه هايى كه مى بايد و مى شايد مرتفع كنيم و بتوانيم در شأن اين مردم و پيام جهانى اين ملت با اين زبان جهانى، ارتباطى واقعى را در سطح بين المللى ميسر كنيم.
اين راه آغاز شده اى است كه ما به قدر خود بر آن پاى فشرده ايم و پيگيرى كرده ايم و به نتايج اوليه اى دست يافته ايم و از اين پس نيز به جد و به مراتب پيشتر فراراه ما است در اين زمينه سهم و وزن و تلاشى نيز جناب آقاى رضا داد داشتند كه قابل تقدير است و سهم و تلاشى نيز زين پس در جايگاهى كه در سينماى ايران در خدمتشان هستيم، خواهند داشت.
وى ادامه داد: اميدوارم در فرصتى كه همچنان براى همراهى و همكارى داريم بتوانيم در ادامه راه صعب و حساسى كه سينماى ايران در پيش دارد از توفيقاتى بيشتر برخوردار باشيم و اما هرپايانى آغازى است، عزيزى مى رود و عزيزى ديگر به صحنه مى آيد، در ابتدا سخن از تغيير آرايش و يك جابه جايى مديريتى براى اعتلاى توفيق بيشتر به ميان آمد، حضور جناب آقاى دكتر شاه حسينى در جمع رسمى تر مديران معاونت سينمايى بر اين مبناست، از اين جهت گفتم رسمى تر كه ايشان در اين دو سال همراه ما بوده اند و نقش هاى متنوع و متعددى را براى سينماى كشور ايفا كرده اند. البته به سبب ويژگى هاى شخصيت ايشان، كه از جنس سنگ زيرين آسيا هستند و لذا كم هياهو و كم غوغا، اين حضور دو ساله با همين منش در عرصه هاى مختلف بروز و نمود يافت، در عرصه هاى سياستگذارى، مشاوره، كارشناسى، مديريت و يارى رساندن در مؤسسات مهم همراه و همكارى در معاونت سينمايى، عضويت در هيأت امناى مؤسسه رسانه هاى تصويرى در دوران تجديد حيات اين مؤسسه براى نقش آفرينى متناسب در حوزه نمايش خانگى، مؤسسه اى كه در حاشيه قرار گرفته و فعاليت آن كمرنگ شده بود و شايد گمان بر اين بود كه مى بايست ترك صحنه كند و به تعبيرى بر مبناى كاهش تصديگرى دولت اين نقش هم واگذار شود، اما گمان ما بر اين بود كه به دليل تنظيم اقتصادى بازار و سامان فرهنگى عرصه نمايش خانگى حضور مؤسسه رسانه تصويرى براى سينماى كشور بسيار لازم است و ايشان حضور مؤثرى در هيأت امناى اين مؤسسه داشته اند و همينطور در انجمن سينماى جوانان ايران كه اين انجمن نيز در دوران تجديد حيات ديگرى به سر مى برد و مى بايست وظايف خود را براى سينماى آينده به نيكى انجام دهد، ايشان در هيأت مديره اين انجمن نيز ايفاى نقش كردند، نقشى بارز و جدى، به گونه اى كه مديريت انجمن اميد و آرزوى بيشترى داشتند كه بتوانند از حضور ايشان بهره بردارى كنند و ايفاى نقش در بنياد سينمايى فارابى و در كارشناسى و مشاوره و در كنار مديريت عامل بنياد كه جناب رضاداد به آن اشاره كرد و نقشى كه در جشنواره بيست و چهارم و بيست و پنجم فجر ايفا كردند.
|
|
|
ايشان شايستگى هاى گوناگونى دارند بويژه شناخت و آشنايى با سينماى جهان، به هر حال اين يك فرصت براى ما است كه بتوانيم از يارانى برخوردار باشيم، داراى افق و نگاهى متنوع و مكمل كه به عنوان يك انرژى فزاينده بتوانند سينماى ايران را يارى كنند.
آشنايى با سينماى جهان، آشنايى با قدرت هاى مؤثر و در حال شكل گيرى در سينماى جهان، آشنايى جدى و گسترده با جدى ترين رقيب فرهنگ ما در عرصه جهان كه به زبان سينما بسيار مسلط، مجهز و توانا است و اگر در جهان هژمونى دارد به واسطه سينمايى است كه از آن برخوردار است، هاليوود و اگر نبود هاليوود بعيد بود آمريكا بتواند امروز چنين، خود را براى يك سيطره جهانى داوطلب كند، آماده ببيند و يا مدعى باشد. با سينماست كه تا امروز ايالات متحده توانسته و با سينماست كه اميد دارد از امروز به بعد هم بتواند.
آشنايى با چنين سينمايى و هزار توهاى آن حريف، به هر حال فرصتى است براى سينماى ايران، بويژه در اين دورانى كه ما براى گذار از يك فضاى محدود در سينماى كشور به يك فضاى جهانى مى انديشيم و اين كه اين سينما اگر به مراتب بيش از اين جهانى باشد ملى تر هم خواهد شد چرا كه پاسخى كه اين سينما به مخاطب تشنه جهانى خواهد داد پاسخ به مخاطبينى است كه براى بازگشت به فطرت، هويت و خويشتن خويش و براى بازگشت به اخلاق و بازگشت به خانواده و تحكيم روابط بين نسلى و براى عفاف، حجب، آزادگى، عدالت، پاكيزگى و پاكزيستى لحظه شمارى مى كنند.
وى ادامه داد: اين سينما اگر بتواند چنين مخاطبى را سيراب كند و به چنين مخاطبى متصل شود در ذات خود نيز دچار تحولات بزرگ خواهد شد لذا جهانى شدن اين سينما شرط لازم ملى شدن آن است در واقع اين پندار خامى است كه گمان كنيم اول براى يك سينماى ملى بكوشيم و بعد جهانى شويم. معتقدم استراتژى ما بايد مبتنى بر جهانى شدن اين سينما باشد تا اين سينما در سطح ملى هم بتواند همانى باشد كه مى بايست و مى شايد.
وى در پايان اظهار داشت: براى آقاى دكتر شاه حسينى در اين مديريت خطير و حساس آرزوى توفيق مى كنيم. ترديد ندارم كه دلسوزان در سينماى كشور فراوانند و ياران راه بسيار، آشكار و نهان و انسان هاى دغدغه دار با نگاه بلند در اين سينما موجودند و همين سرمايه بزرگ سينماى ايران است و اگر نبود اين سرمايه، طبيعتاً چندان دلبرى نمى كرد حضور در چنين عرصه اى، براى خود من اين سرمايه يكى از انگيزه هاى اصلى آمدن و ماندن در اين راه بود و ادامه دادن به قدر مقدر، اين سرمايه در سينما وجود دارد و ياريگر ايشان خواهد بود، ايام مى گذرد و براى سينما و سينماگران ايران فضاى به مراتب دل انگيز ترى در پيش خواهد بود ان شاءالله.