شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۶ - ۲۰ رجب ۱۴۲۸
Sat, Aug 4, 2007
آموزشى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ويژه ۵
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
ماجرا
رودررو
خانواده
آهنگ جديد تدوين كتب حوزوى
306408.jpg
ميثم محمدى

قلم و نوشتن از ديرباز اهميتى والا و جايگاهى فاخر در مجموعه سنت دينى جهان اسلام داشته است و شايد ايرانيان به واسطه آشنايى و قرابت پيشين شان با موضوع كتابت و مسأله كتاب، پس از اسلام پيوندى عميق تر و استوارتر به نسبت ساير اقوام و جوامع مسلمان با اين موضوع برقرار كردند.
قلم و نوشتن كه خداوند در قرآن كريم به آن سوگند خورده (نون والقلم و مايسطرون) و در برخى روايات دينى، از ارزش والاترى نسبت به خون شهيدان برخوردار گشته است (مداد العلماء افضل من دماء الشهداء)، پس از اسلام با او ج گيرى مكاتب روايى، فلسفى، عرفانى و فقهى و علمى مسلمانان از اهميت و ارزش بسيار بالاترى برخوردار شد. مسلمانان دررشته هاى مختلف علمى چون طب، نجوم، هندسه و رياضيات، زمين شناسى و فنون ديگر چون دريانوردى، بازرگانى و رموز تجارت دست به تحرير كتاب هاى مختلف و متنوع زدند، آن هم با در نظر آوردن شرايط نشر و كتاب در آن روزگار و مصائب بى شمار توزيع و تبليغ يك انديشه در يك كتاب.
مسلمانان در فلسفه، عرفان، الهيات و منطق نيز دست به تأليفات گسترده اى زدند كه با وجود تمام سختى ها و تنگ نظرى ها، گوشه اى از آن منابع كمياب و نادر، اينك به دست ما رسيده است. آنان همچنين در ادبيات، اساطيرى چون حافظ، فردوسى، سعدى، مولاناجلال الدين بلخى، جامى، نظامى، عطار و خيام نيشابورى را در اعصار و قرون اسلامى از قرن سوم تا امروز، به دنياى اسلام عرضه داشتند كه قلل رفيع ادبيات، شعر و نظم و نثر از آبشخور پاك و زلال قلم و قريحه آنان سيراب شده، كما اين كه هر كدام در دفترى از خويشتن، دستى بر آتش دين داشتند و سبويى از آب آن برداشته اند. معرفت و بينش دينى را صيقل زده و تراشيده اند تا اگر در ساليان و قرن هاى بعد، ادبيات و دين دستخوش هجوم بيگانگان و دشمنان شد، علاوه بر قرآن كريم و سنت پيامبر ( و براى شيعه، سنت امام شيعه) منبع فيضى ديگر و حامى ديرى ديگر فراهم باشد، تا كيان دين بازيچه هر تنابنده اى نشود و گوهرش به دست هر ناپخته اى گرفتار نيايد.
در اين ميان، فقها و عالمان شريعت اسلامى از سال هاى نخستين ظهور اسلام، بنا به توصيه هاى اكيد شخص پيامبر (ص) كوشيدند تا نخست قرآن كريم و سپس سنت ايشان را به گونه اى جمع آورى كنند تا در سال هاى پس از آن آخرين پيامبر خدا، دست حاكمان و امراى اسلامى از سيره پيامبر خالى نباشد و هر عملى به نام رسول تجويز نگردد.
از همين رو تدوين و تحرير كتب تاريخى و سيره پيامبر اسلام(ص) در سال هاى پسين با توجه به مجموعه هاى روايى كه از صدر اسلام و توسط اصحاب كبار آن حضرت تدارك ديده شده بود، سير تازه اى به خود گرفت. البته همين جا توجه به اين نكته ضرورى است كه اين كار، خليفه دوم را چندان خوش نيامده بود و از همين رو دستور به جمع آورى و دورريختن هر مجموعه كتاب و نوشتارى، حتى روايات نقل شده از پيامبر داد و به جز كتاب خدا (و البته تأويل خودش) به حبل ديگر نياويخت. خليفه البته اين كار را براساس روايتى از پيامبر خدا كه فرموده بود: به جز كتاب خدا به ريسمان ديگرى مياويزيد كه گمراه مى شويد، انجام داده بود و به اين مسأله توجهى نداشت كه تنها سه سال پس از درگذشت پيامبر، اداره دولت اسلامى به صلاحيت و صلابت و براساس اجتهادات شخصى، چقدر سخت و دشوار است. با اين همه اما، فرهنگ دينى راه خود را مى پيمود و پيرو جبر زمانه و ميل و خواسته حاكمان بلاد اسلام نبود، با اين كه البته بخشى از توان و بقاى خويش را مرهون توجه و عنايت قدرت حاكم بود.
براى شيعه البته، مسأله تدوين كتب اسلامى و روايى كمى ديرتر آغاز شد. شيعه از سرآغاز رحلت پيامبر(ص) و پس از آغاز خلافت امام على (ع) و شهادت ايشان و در ايام حيات امامان پسين، سنت دينى و تجربه اعتقادى خويش را همواره با توجه به دو عنصر مشخص پيش مى برده است:
۱- سنت اعتراض
شيعه همواره نسبت به كج روى ها معترض بوده و حتى نفس شكل گيرى دولت على (ع) پاسخى صريح به انحراف دول قبلى و بازگشتى اصيل به متن قرآن و سنت رسول تلقى مى شده است.
از اين رو براى ايشان امكان تبليغ مكتوب، رسمى، باز و گشاده، مقدور نبوده است و همواره به سمت جنبش هاى مردمى با درونمايه تغيير وضع موجود و براساس كار فكرى پيش مى رفته است. شايد پرسيده شود: چه راهى براى كار فكرى و ايجاد تحول فرهنگى از توليد كتاب و نهضت مكتوب بهتر؟ پاسخ در بند دوم اعاده مى شود.
۲- سنت سينه به سينه
شيعه براساس آنچه در بند نخست آمد، براى انتقال مفاهيم، موضوعات و مبانى اعتقادى خويش، طريق شفاهى و راه سينه به سينه را بر مكتوبات ترجيح داد.
آنچه در كل حركت نظامواره امامان شيعه(ع) نيز قابل تشخيص است جز مجموعه اى از آموزه هايى شفاهى و نامكتوب نيست و به همين دليل بوده كه اساساً سالها پس ازعصر امامان شيعه(ع)، تازه كتابها و مجموعه هاى روايى و تاريخى و حديثى ايشان منتشر مى گردد. مجموعه اى كه البته در زمان حيات آنان هرگز مكتوب و مدون نبوده و تنها در نقل ها و واگويه هاى اصحاب و ياران و يا جدل هاى علمى و بحث هاى اعتقادى شاگردان با مخالفان يا ملحدان و يا خود امامان(ع) با اساتيد علوم و عالمان اديان ديگر، ديده مى شده است.
شيعه درحقيقت در عصر غيبت است كه به دو دليل، مجموعه روايى و حديثى مبانى مذهبى خويش را به صورت كتاب تدوين مى كند و به ميان عموم مى فرستد:
۱- شرايط تقريباً مساعد سياسى، اجتماعى
با ضعف مفرط خلافت عباسى از يك سو و قدرتمندشدن شيعيان از سوى ديگر، نفوذ تأليفات و نوشته هاى عالمانى بزرگ چون شيخ صدوق و شيخ مفيد رونق مى گيرد. صدوق بسيار سفر مى كند (به بيش از ۳۰ شهر و چندين بلاد مختلف) و آنقدر روايات مختلف از راويان و عالمان ديگر جمع آورى مى كند تا بتواند يك مجموعه مدون و البته صرفاً روايى را به عالمان ديگر و عموم مردم تحويل دهد.
شيخ مفيد حتى با نگاه انتقادى به سيره استاد، سعى در تكميل كتب او دارد و پس از ايشان نيز اين سير در كتب تأليفى ديگر عالمان شيعه نظير سيدمرتضى، شهيدثانى، مقدس اردبيلى، فيض كاشانى، شيخ طوسى، ابن ادريس حلى، علامه حلى و فرزندش فخرالمحققين، شيخ انصارى، آيت الله بروجردى و ديگر فقهاى معاصر تا امام خمينى ادامه مى يابد.
۲- عدم حضور امام معصوم و نياز مردم و عالمان به روايات صحيح
در عصر غيبت، ديگر امام شيعه حضور ندارد و لذا سخنان ايشان با شرح و تفسير عالمان و فقيهان شيعى ممزوج شده و در قالب كتب روايى و فقهى عرضه مى شود. سير تدوين اين كتب البته مراحلى را پشت سر گذاشته تا به نسل امروز حوزويان رسيده است.
درمراحل اول، سالهاى نخست عصر غيبت، كتب كاملاً روايى و فارغ از هر تحليلى از سوى شيخ صدوق، شيخ مفيد، سيدمرتضى و پيروان ايشان ارائه مى شد.
شكل و شمايل اين كتابها با ظهور شيخ طوسى تغييركرد و كتاب الخلاف و مبسوط ايشان، روش هاى جديدى را در استنباط احكام و بررسى اختلافات با اهل سنت، در شريعت نشان داد.
پس از صدسال از عصر شيخ، ابن ادريس حلى، سپس علامه حلى و فرزندش فخر المحققين (علماى اهل حله كه پس از سقوط بغداد به دست مغولان مركزيت علمى يافت) ديوار صدسال تقليد و سكون را درحوزه احكام فقهى و اجتهاد مسدود شده شكستند و ضمن اثبات اين مسأله كه باب اجتهاد هيچگاه بسته نيست و تقليد در شأن فقها نمى باشد، ضمن احترام به آراى شيخ طوسى به نقد و بررسى آراى ايشان پرداختند و بخصوص در بحث «مشهور» و جايگاه آن در آراى شيخ، نظرات جديدى عرضه داشتند و بسيارى از نظرات او را مردود يا قابل تجديدنظر دانستند. اين موضوع چنان بود كه سال ها بعد در ايام معاصر، استاد مرتضى مطهرى در بحث توجه به زمان و مكان در آراى فقهى و لزوم درك شرايط استنباط احكام مى گفت: امروز ديگر كتاب ها و آراى شيخ طوسى و يا شيخ صدوق و روش ايشان در بحث، براى حوزه و فقهاى بزرگ قابل عمل و توجه نيست، چرا كه عصر و زمان به جلو آمده و در اثر تحولات و امتزاح علوم ديگر همچون منطق، فلسفه، سياست و اصول با فقه و هماهنگى اين علوم در كشف ادله و سپس اعلام احكام، روش هاى جديدى به كار فقها مى آيد.
در هر حال كتب فقهى با ظهور شيخ انصارى به منتهاى اوج خود رسيد و كتاب رسائل ايشان در كنار مكاسب و همچنين جواهر شيخ محمد حسن نجفى معروف به صاحب جواهر و پس از آن كتب رجالى وتدقيقات حديثى آيت الله بروجردى، نظم ونظام و آهنگ و روال جديدى به سير تدوين كتب حوزوى بخشيد. با وجود اين همه، نمى توان و نبايد از كنار كتب بزرگ ديگر عالمان شيعه چون: الميزان علامه طباطبايى، الغدير علامه امينى، كتب استاد مطهرى و ديگر آثار ارزشمند عالمان بزرگ به آسانى گذشت.
به نظر مى رسد راز توفيق آثار اين بزرگان بخصوص استاد مطهرى، در چند نكته نهفته باشد كه حوزه علميه و حوزويان، در روزگار كنونى بى نياز از توجه بدان نيستند:
۱- توجه به نيازهاى زمان و مكان، اقتضائات نسل جوان و مسائل مستحدثه
اين نكته تابه حال بارها و بارها به توضيح آمده و نياز به تكرار مكررات ندارد، اما مع الاسف همچنان و در برخى موضوعات شاهد نوعى بى توجهى يا عدم توجه كافى به برخى مسائل و موضوعات جديد بخصوص در زمينه علم سياست، علم اقتصاد، علم پزشكى، مسائل جامعه شناسى و ادبيات هستيم و حوزه در اين حد كه در فقه و اصول و قرآن و حديث و تصحيحات، گام هاى نسبتاً بلندى برداشته و پروژه هاى موفقيت آميزى را اجرا كرده است، در اين زمينه ها كامياب نبوده است.
۲- قلت ترجمه و ضعف زبان خارجى در ميان حوزويان
در ميان كتاب هاى حوزوى آثارى كه حاصل ترجمه اى خوب و منقح از متنى معتبر باشد، چشمگير نيست. سهم ترجمه، حتى از زبان عربى، در ميان آثار حوزوى اندك است و باعث فاصله علمى شده، تأخير تمدنى را دامن مى زند.
۳- ضعف ادبيات
شايد به گمان بسيارى، يكى از شاهكارهاى استاد مطهرى، تسلط و چيرگى قابل تحسين ايشان بر ادبيات، شعر شعراى معاصر و اشعار عرفانى، الهى و ناب شعراى پيشين بوده است. ايشان هم از قريحه اى خراسانى سود مى برد و هم ادبيات را به دقت و عميق مى شناخت و لذا به استفاده ابزارى از ادبيات و وصله و پينه كردن تأليفات و سخنرانى هاى خويش به وسيله شعر و نثر روى نياورد. از همين جا بود كه آثار ايشان برخلاف بسيارى از هم سلكانشان راحت تر و در گستره اى وسيع تر، به دست مخاطبان مى رسيد و از رمزهاى موفقيت و تأثيرگذارى او در جامعه ايرانى بود. اين مسأله در حوزه، بسان گوهرى ناياب است و به نظر مى سد كه حوزه نياز جدى به بازبينى وضعيت كتب درسى و آموزشى طلاب در زمينه ادبيات داشته باشد.
۴- ايجاد بستر كار جمعى و مديريت سخت افزارى در عين عدم دخالت مستقيم و دست يازيدن به مديريت نرم افزارى
از مسائل مهم در ارتقاى سطح كيفى كتب حوزوى در حال حاضر، ايجاد زمينه هاى پژوهشى ، حمايت هاى مديريتى و عدم دخالت و اعمال سليقه در كار پژوهشگران است. پژوهشگر و محقق براساس تجربه هاى بسيار موفق تاريخى، بايد آزاد باشد تا به كار خويش خلاقيت بخشد و از اين طريق جامعه را نيز با طرح هاى نوين علمى تغذيه كند. لازمه آزاد بودن و در حقيقت واقعيت آزادى در گرو امنيت است و اين هر دو، امكانات مالى، مادى و سخت افزارى لازم را براى محققان مى طلبد تا بدون دغدغه پژوهش كنند و مثلاً وضعيت به گونه اى نباشد كه محققان سال هايى از عمرشان را بفروشند و رسماً براى پروژه هايى كنار بگذارند تا پولى به دست آورند و زندگى خويش را تأمين كنند. مسأله اى كه در حال حاضر بسيار به چشم مى آيد و بايد براى آن فكرى اساسى كرد. فكرى كه البته مى بايد از سوى مديريت كلان حوزه تأييد و ترويج شود.
در هر حال كتاب و كتاب نويسى در حال حاضر و بنابر شواهد موجود در حوزه به لحاظ كمى، موقعيتى بسيار خوب دارد اما از نقطه نظر كيفى و با توجه به نظر مسئولان حوزه و مديران انجمن هاى علمى كه متوليان امور كتاب در حوزه هستند، نياز به رشد دارد و بايد تقويت شود.
معرفى كتاب
306429.jpg
علم مدارك پزشكى قدمتى به اندازه علم پزشكى داشته و گام به گام همراه با آن پيشرفت كرده است.
با توجه به پيدايش و استفاده از كامپيوتر در ديگر علوم از جمله بهداشت و درمان، نياز به استفاده از كامپيوتر در علم مدارك پزشكى نيز بيش از پيش محسوس شد، چرا كه دقت و سرعت در نگهدارى و بازيابى اطلاعات بهداشتى بسيار ضرورى است. كتاب مدارك پزشكى الكترونيكى عنوان كتابى است در اين راستا كه با همت مصطفى لنگرى زاده، بهروز محمودزاده نادينلويى و مهندس راضيه خضرى ترجمه شده و با كوشش مؤسسه فرهنگى هنرى ديباگران تهران چاپ و با تيراژ ۲ هزار نسخه اى روانه بازار كتاب شده است. اين كتاب با هدف پاسخگويى به سؤالات زيادى كه در مورد اجراى سيستم مدارك پزشكى الكترونيكى (EMR) وجود دارد تهيه و در ۳ بخش (مفاهيم، تحليل فرآيندها و پيامدها و اجرا) تنظيم شده كه در فصول اوليه كتاب با هدف ايجاد درك «چه» و «چرا» از تكنولوژى ها و موضوعات مربوط به EMR ارائه شده و فصول انتهايى كاملاً متفاوت بوده و به شكل عملى مطرح شده است.
معرفى كتاب
306423.jpg
فناورى چاپ ديجيتال امروزه رونق بسيار زيادى يافته و علاقه مندان به هنرهاى زيبا و عكاسى به طور روزافزونى از آن بهره مى گيرند.
«مرجع كامل چاپ ديجيتال» كتابى است كه با تلاش مستمر پيمان سمرقندى ترجمه شده و به عنوان يك مرجع كامل در زمينه چاپ ديجيتال و كاربرد آن در امور گوناگون به شمار مى رود. همه مباحث و آيتم ها از قبيل پردازش ديجيتال، چاپ عكس ها و تصاوير، مديريت رنگ و طيف نور، تعيين ثبات و دوام چاپ ها و استانداردها و آموزش هاى مختلف كه در اين رابطه به كار مى روند، مفهوم و كيفيت چاپ جوهرافشان، سخت افزار و اتصالات، نرم افزارها و تنظيمات، جوهرها و رسانه هاى مختلف، مراحل گام به گام چاپ ديجيتال، زيبايى و ظرافت هاى چاپ، روش هاى نمايش و نگهدارى استفاده از سرويس هاى خارجى چاپ و فنون ويژه در دنياى ديجيتال به طور دقيق و به تفصيل در اين كتاب شرح داده شده اند. اين كتاب راهنماى خوبى براى عكاسان و هنرمندان حرفه اى يا تازه كار، كارشناسان سبك ديجيتال و آثار هنرى و استادان هنرهاى زيبا است كه به تازگى از سوى مؤسسه فرهنگى هنرى ديباگران تهران منتشر شده و در ۳ هزار نسخه به چاپ رسيده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |