يكشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۲۱ رجب ۱۴۲۸
Sun, Aug 5, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
خانواده
۶۰درصد نفت جهان از تنگه هرمز مى گذرد
محمد بهمنى قاجار
306657.jpg
ايران با داشتن ۲هزار كيلومتر نوار ساحلى در جنوب و مرزهاى مشترك با ۱۲ كشور در منطقه، توانايى زيادى در انتقال انرژى به نقاط مختلف دنيا دارد. اين مقاله كه قسمت نخست آن روز گذشته چاپ شد به نقش و جايگاه ايران در انتقال انرژى از شبه قاره هند تا درياى سياه مى پردازد.

پس از بررسى موقعيت خليج فارس به عنوان انبار انرژى دنيا و تأكيد براين نكته كه بيشترين منابع نفت و گاز جهان در منطقه خليج فارس قرار دارد، حال به بررسى موقعيت ايران در انتقال اين انرژى مهم به كشورهاى مصرف كننده مى پردازيم تا اهميت بالاى كشورمان را در انتقال منابع انرژى خليج فارس مورد بررسى و امعان نظر قرار دهيم.
ايران با ۱۳۰ ميليارد بشكه نفت دومين كشور نفتى بعد از عربستان سعودى محسوب مى شود، همچنين «كشور ما از نظر ذخاير منابع گاز داراى ۹۵۰ تريليون فوت مكعب گاز است كه توليد سالانه آن در حال حاضر ۳ ميليون تريليون فوت مكعب است » و در حال حاضر از نظر ذخاير گاز در منطقه خليج فارس مقام اول را دارد، كشور ايران، همچنين با داشتن منابع اورانيوم كه به آن اشاره كرديم و همچنين منابع معدنى ديگر در واقع قدرت اول از نظر ذخاير هيدروكربنى و منابع معدنى در خليج فارس است. اما اهميت برتر كشور ايران در خليج فارس آن است كه بدون استفاده از ايران و راه هاى آبى و خاكى كه جزو قلمرو سياسى و جغرافيايى ايران است، منابع خليج فارس چندان راه به جايى نخواهد داشت و اين ايران است كه به دليل داشتن موقعيت ممتاز سوق الجيشى و استراتژيكى ، علاوه بر اين كه از نظر ذخاير نفت و گاز مقام دوم و اول را در خليج فارس دارد، داراى بهترين راه هاى انتقال نفت و گاز از كشورهاى صادركننده به كشورهاى مصرف كننده نيز مى باشد. در اينجا اين راه هاى ارتباطى رامورد بررسى قرار مى دهيم، ابتدا راه هاى آبى (تنگه هرمز) را بررسى مى كنيم و سپس راه هاى خشكى را ارزيابى خواهيم نمود.
* ۱- تنگه هرمز
تنگه هرمز آبراهى است كه خليج فارس را از راه درياى عمان به اقيانوس هند متصل مى سازد. «تنگ ترين معبر خليج فارس در اين تنگه داراى ۴۶‎/۶۹كيلومتر پهنا است و كوتاه ترين فاصله بين ساحل شمالى و جنوبى ، بين : «جزيره ايرانى لارك در شمال و جزيره عمانى (قوين بزرگ ) در جنوب تنگه هرمز ۳۹كيلومتر برابر با ۲۱ مايل است كه آب هاى كرانه اى ۱۲مايلى دو كشور در آن تداخل مى يابد». و بدين ترتيب حدود آب هاى ساحلى ايران و گستره قلمرو دريايى ايران از جزيره لارك در اين منطقه تا حدود ۲۰كيلومترى ساحل جنوبى تنگه هرمز در جزيره قوين عمان وسعت مى يابد.
كشور ايران با توجه به وجود جزاير ايرانى در ميانه تنگه هرمز و محاسبه خط كرانه هاى همه جزاير ايرانى و عمانى طبق قرارداد مرزى ايران وعمان درمورخ ۲۰ ژوئيه ۱۹۷۴ «كه از تاريخ ۲۸ مه ۱۹۷۵ به اجرا درآمده است» داراى مالكيت سياسى و جغرافيايى در قسمت اعظم اين تنگه است.
لازم به يادآورى است، با توجه به اعمال حاكميت مجدد ايران بر جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى و به دنبال ، اعلام توافق آذرماه ۱۳۵۰ بين ايران و شارجه مقررات ۱۲مايل آبهاى ساحلى ايران در مورد ابوموسى، به اجرا درآمد كه با اجراى اين مقررات حدود آبهاى ساحلى ابوموسى را تا سرحد تداخل با آبهاى كرانه اى امارات ام القوين گسترش داد.
وجود انبوه جزاير استراتژيك ايرانى، علاوه بر آن كه موجب افزايش وسعت آب هاى ساحلى ايران مى باشند، همواره به عنوان پايگاه هايى جهت كنترل ايران بر اين آبراه و اين تنگه مهم داراى ارزش فوق العاده هستند، جزاير لارك، قشم، هرمز، هنگام و در ادامه جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى، اين توانمندى را تقويت نموده و تنگه هرمز را همچنان در تسلط ايران قرار مى دهد.
فاصله جزاير ايران از يكديگر و سواحل خليج فارس به اين شرح است:
فاصله هرمز تا لارك ۱۸ كيلومتر، فاصله لارك تا ساحل عمان ۵۰ كيلومتر، فاصله جاسك تا نجيره در شرق مسندم ۱۵۰ كيلومتر، فاصله جزيره هنگام تا رأس الخيمه ۹۰ كيلومتر (الحيات)، فاصله رأس الخيمه تا تنب بزرگ ۷۴ كيلومتر، فاصله جزيره هنگام تا تنب بزرگ ۶۴ كيلومتر، فاصله جنوب غربى قشم تا تنب بزرگ ۲۹ كيلومتر، فاصله تنب بزرگ تا ابوموسى ۴۴ كيلومتر، فاصله ابوموسى تا سيرى ۵۵ كيلومتر، فاصله فارور تا ساحل ايران به خط مستقيم ۲۹ كيلومتر، فاصله بنى فارور تا كيش ۴۸ كيلومتر، فاصله كيش تا ساحل (گرز) ۱۷ كيلومتر، فاصله كيش تا جزيره هندورابى ۲۸ كيلومتر و فاصله هندورابى تا لاوان ۲۴ كيلومتر.
اقدامات كشورهايى مانند عربستان جهت كاهش ارزش استراتژيكى تنگه هرمز «مانند طرح خط لوله نفتى به طول ۱۲۸۷ كيلومتر از منطقه احسأ و قطيف كه با حداكثر ظرفيتى برابر ۱‎/۸ تا ۳ ميليون بشكه در روز، نفت اين كشور را به ساحل درياى سرخ مى رساند و يا اقدامات و طرح هاى عراق جهت انتقال نفت خود از طريق خط لوله از راه تركيه به ظرفيت روزانه ۱‎/۲ ميليون بشكه (توافقنامه ۱۹۸۳) و قرارداد با عربستان سعودى در سال ۱۹۸۵ به ظرفيت روزانه ۱‎/۲ ميليون بشكه و قرارداد ديگرى با تركيه با ظرفيت روزانه يك ميليون بشكه جمعاً در حدود ۴ ميليون بشكه هيچ گاه نتوانسته اهميت استراتژيك خليج فارس و تنگه هرمز را كاهش داده و در برابر اين موقعيت طبيعى كشور ايران به صورت جدى مطرح گردد و تنگه هرمز كماكان محل اصلى عبور ۶۰درصد نفت مورد نياز جهان به شمار مى رود.
* ۲ـ موقعيت سرزمينى و راه هاى خشكى انتقال انرژى از ايران
خليج فارس در واقع بدون ايران بسيارى از قابليت هاى صدور منابع انرژى را به جهان از دست خواهد داد. ايران با داشتن بيش از دو هزاركيلومتر ساحل از دهانه اروندرود تا بندر گواتر، علاوه بر تسلط بر راه هاى آبى منتهى به اقيانوس هند، تنها كشورى است كه مى تواند از طريق خشكى منابع انرژى خليج فارس را به بسيارى از مناطق جهان انتقال دهد.
درواقع «ايران مى تواند به مانند پلى مابين خليج فارس، قفقاز و كشورهاى اروپايى بوده و اقدامات لازم را براى افزايش روند مبادلات به عمل آورد.»
موقعيت ممتاز ايران جهت انتقال انرژى هنگامى تكامل مى يابد كه بسيارى از كشورهاى همسايه ايران و يا در نزديكى ايران، به عنوان عمده ترين مصرف كنندگان، نفت و گاز خليج فارس، نگاه خود را جهت استفاده از اين انرژى تنها به طرف ايران متوجه نموده اند، زيرا ايران داراى امن ترين و نزديك ترين راه ها به منابع انرژى بوده و مسير انتقال آن نيز از نظر عوارض طبيعى، مناسب ترين مسير از نظر انتقال نفت و گاز و صرفه جويى در پول و زمان و همچنين ايمنى صنعتى است. ايران حتى با استفاده از خطوط لوله مى تواند، نفت و گاز خليج فارس را به سواحل درياى مازندران انتقال دهد، ضمناً ايران توانسته تاكنون حدود ۵ميليون بشكه نفت كشورهاى حاشيه درياى مازندران را در نكا دريافت و از طريق خليج فارس همين ميزان نفت را براى آنها صادر كند و به ازاى هر بشكه ۲دلار دريافت نمايد. اهميت ويژه سرزمينى ايران را مى توان در قالب پروژه هاى در دست اجرا و يا طرح هايى كه در آينده مى بايد به مرحله اجرا درآيد به وضوح ديد، اين طرح هاى در حال اجرا و طرح هاى آينده به شكلى است كه قدرت بلامنازع ايران را به عنوان شاهراه انتقال انرژى مورد تأييد قرار خواهد داد. همه اين طرح ها براساس نياز كشورهاى مصرف كننده و اولويت قرار دادن و انحصارى بودن مسير ايران است. از جمله اين طرح ها، مى توان به پروژه انتقال گاز ايران به نخجوان براساس نياز نخجوان و پروژه انتقال گاز به ارمنستان كه در فروردين ماه ۸۶ افتتاح شد و يا خواسته هاى كشورهاى ديگر قفقاز و حاشيه درياى سياه و اروپاى شرقى به نفت و گاز ايران اشاره نمود. ايوان كوراس معاون آكادمى علوم اوكراين در پانزدهمين سمينار بين المللى خليج فارس «لزوم برقرارى و توسعه، روابط ايران و اوكراين در زمينه انتقال انرژى» را مورد تأييد و تأكيد قرار داد.
ضمن اين كه موضوع بن بست انتقال گاز روسيه به اوكراين نيز اين نيازهاى اوكراين را تشديد مى كند، همچنين در حال حاضر، طرح انتقال گاز ايران به همراه تعداد ديگرى از كشورهاى خاورميانه و آسياى مركزى به اروپا از طريق تركيه، بلغارستان، مجارستان، رومانى و اتريش در حال بررسى است. ضمناً انتقال نفت و گاز ايران به كشورهاى حاشيه درياى سياه نيز ازمواردى است كه با توجه به موقعيت ممتاز جغرافيايى ايران مى شود مورد بررسى قرار گيرد. امكان اين ارتباط با درياى سياه از دو طريق جمهورى هاى نخجوان و ارمنستان و گرجستان و يا از طريق فقط دو جمهورى ارمنستان و گرجستان امكانپذير است، البته با اين تفاوت كه مسير نخجوان، ارمنستان، گرجستان نزديكتر و حدود ۳۵۰ كيلومتر و مسير مستقيم از راه ارمنستان و گرجستان حدود ۲۰۰ كيلومتر دورتر و تقريباً به طول ۵۵۰ كيلومتر خواهد بود. به هر حال با انتخاب هر يك از اين راه ها و انتقال نفت و گاز ايران به بندر باطوم در كنار درياى سياه در خاك گرجستان، تمامى كشورهاى ساحلى درياى سياه، يعنى رومانى، بلغارستان، مولداوى وخود گرجستان هم مى توانند نفت و گاز ايران را از طريق اين بندر دريافت دارند. بنابراين موقعيت ايران در جهت ارتباط با درياى سياه و باز شدن راهى جديد جهت انتقال نفت و گاز ايران و ديگر كشورهاى توليد كننده از طريق ايران به كشورهاى ساحلى درياى سياه، مديترانه و اروپايى مى تواند بسيار ارزشمند باشد و در واقع پاسخى باشد به وقفه اى كه تركيه در عضويت ايران در استفاده از خط لوله خاورميانه و آسياى مركزى ايجاد كرده و مرتباً اشكالات جديد به وجود مى آورد اين امر يعنى صدور نفت و گاز ايران از طريق خط لوله به ساحل درياى سياه يعنى بندر باطوم. با افتتاح پروژه صدور گاز به جمهورى ارمنستان و با طى فاصله بين ارمنستان با ساحل درياى سياه بسيار سهل تر و كوتاه تر خواهد شد. بديهى است كه كشورهاى ساحلى درياى سياه، بهترين و بيشترين خريدار نفت ايران از اين راه دريايى ارزان و مناسب خواهند بود و ايران تنها كشور نفت خيز در بين كشورهاى صادر كننده خليج فارس است كه مى تواند از اين طريق و در كوتاه ترين فاصله با توجه به موقعيت جغرافيايى خود، نفت مورد نياز كشورهاى ساحلى درياى سياه را تأمين كند. البته علاوه بر اين، كشورهاى كرانه مديترانه مانند، يونان، آلبانى، يوگسلاوى، بوسنى و هرزه گوين، كروواسى، مجارستان، ايتاليا، فرانسه، اسپانيا و احتمالاً كشورهاى شمال آفريقا نيز مى توانند در صورت انتخاب اين راه، علاوه بر مسير خليج فارس، از اين مسير نيز استفاده نمايند و بنابراين، در واقع ايران پلى خواهد بود كه از دو مبدأ خليج فارس و درياى سياه، نفت خود را با توجه به اولويت مكانى كشورهاى مصرف كننده و انتخاب مسير نزديكتر مى تواند به كشورهاى متقاضى انرژى برساند و از طرفى ديگر كشورهاى صادر كننده نفت، براى انتقال نفت خود از مسير درياى سياه، تنها بايد از مسير ايران استفاده نمايند. لازم به ذكر است كه به غير از ترانزيت نفت و گاز ايران از جنوب به شمال و شمال غربى كه با ارتباط از طريق مرز ايران در استان هاى آذربايجان غربى و شرقى به بندر باطوم، اهميت سرزمينى ايران را جهت انتقال انرژى بسيار بالا خواهد برد، مسير ترانزيت نفت و گاز ايران، از طريق شمال شرقى ايران به كشورهاى آسياى مركزى نيز، ارزشمندى انتقال انرژى از طريق ايران را تأييد مى كند.
اما مهم ترين خطوط انتقال انرژى از خليج فارس از طريق خطوط انتقال گاز ايران به پاكستان و هندوستان است كه هر روز ۹۰ ميليون متر مكعب گاز ايران را به پاكستان و هندوستان انتقال مى دهد و با توجه به نياز روزافزون هند به انرژى جهت راه اندازى و ادامه فعاليت هاى اقتصادى خود، همچنان اين كشور نياز به واردات گاز ايران خواهد داشت، طول اين مسير ۲۷۰۰ كيلومتر است. همچنين كشور چين نيز با توجه به نزديكى سرزمينى به ايران، بهترين راه جهت دستيابى به انرژى هيدروكربنى مورد نياز خود را مسير ايران مى داند، زيرا لوله هاى حامل انرژى ايران پس از انتقال از كناره هاى خليج فارس در داخل ايران، فقط بايد خاك افغانستان را جهت رسيدن به چين طى نمايد. بنابراين و با توجه به نكاتى كه اشاره شد مسلماً مى توان گفت كه ايران مهم ترين و ارزشمندترين شاهراه جهت ترانزيت انرژى بوده و فى الواقع ايران شاهراه انتقال انرژى است.
منابع در دفتر روزنامه موجود است قسمت پايانى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |