يكشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۲۱ رجب ۱۴۲۸
Sun, Aug 5, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
خانواده
خويش از ياد رفت
پرستو قادرى
306675.jpg
عصر ماشين چندان تلاش نكرد تا دنياى سنتى را فتح كند. گويا دروازه هاى زندگى سنتى خود به خود در برابر اغواى ماشينيسم گشوده شد. هيچ نفهميديم چقدر طول كشيد تا حريم امن يكدلى و همراهى در خانه هاى مان شكست و سراى دلپذير دوره هاى گذشته به سرپناهى براى زدودن خستگى از تن تبديل شد و بس. هيچ نفهميديم چه شد كه لذت گپ زدن اعضاى خانواده پاى سفره هاى صميمانه اى كه براى هر وعده غذا مى گشوديم، با شوق شنيدن دينگ دينگ زنگ رسيدن يك پيام كوتاه از همسر يا فرزند، پدر يا مادرهايمان عوض شد. حالا گير افتاده ايم؛ در عصر غريبگى و دورى و خستگى.

ناخواسته چنين شده است. به هرحال چاره اى هم نداشتيم. موج تحولات و دوران جديد آغاز شد و ما هم جزئى از آن بوديم. حرف اين است در پس زندگى مدرن و به ظاهر جذاب كه بر همه ابعاد زندگى سنتى ما سايه افكنده و چاره اى جز پذيرش آن نداشته ايم چه كنيم تا گرم ترين و عاشقانه ترين محفل جهان را از دست ندهيم. خانواده را حفظ كنيم و در پى راه هايى باشيم تا از فرزند ، پدر، مادر، خواهر و برادر يا همسربودن لذت ببريم.
خدا را چه ديدى، شايد فرداى نوتر ديگرى در راه است كه همين فرصت ها را هم از ما بگيرد.
دكتر امينى ، روانشناس و متخصص مشاوره با بيان اين موضوع كه آدم هاى امروزى در پى انديشه و انجام كارهاى بزرگ، تخصصى و تأثيرگذار هستند و اتفاقاً دراين راه نيز موفق بوده اند مى گويد: «فناورى پيشرفته، ترقى و توسعه انواع علوم ثمره هاى ارزشمندى چون افزايش سطح سلامت در جهان، ارتقاى استانداردهاى زندگى و ديگر دستاوردهاى حائز اهميت در حيات بشر را در كارنامه انسان عصر حاضر ايجاد كرده و اسباب افتخار او است، اما نكته مهم اين است كه نوع بشر در كوران اين تحولات ، هر روز گرفتار چرخه پيچيده اى از انواع ارتباطات شد كه رفته رفته و برخلاف نيازهاى روحى و روانى به كلاف تنهايى خودبافته فرو رفت.»
اين مدرس دانشگاه بى خبرى و بى توجهى انسان از تأثير بى پاسخ ماندن نيازهاى عاطفى و روانى خود را بزرگ ترين ظلم بشريت به خود توصيف و اظهار مى كند:«به جرأت اعلام مى كنم كه اگر بشر در صد سال گذشته توانست قله هاى پيروزى را در عرصه هاى علم و توسعه و فناورى فتح كند، در سايه تأمين عاطفى و روحى بوده است. با همين صراحت هم بايد هشدار دهم كه تنهايى فعلى اغلب آدم ها، بى توجهى آنها بخصوص به اهميت روابط گرم و صميمانه در محيط خانه و خانواده مى تواند در مرحله اول مانع از ادامه اين روند موفقيت آميز باشد و در مرحله هاى بعد چه بسا آنچه به دست آورده ايم به ابزارى براى ساختن زندان تنهايى بشر تبديل شود.»
* عقده هاى بى كسى
كمبود وقت و گرفتارى بهانه هاى واهى است كه با توسل به آنها از زيربار مسئوليت شانه خالى مى كنيم. پدر و مادرهايى كه چشم به راه مى مانند تا فرزندانشان از راه برسند، همسرانى كه در حسرت گپ و گفتى صميمانه با همراه زندگى خود مى سوزند، فرزندانى كه لذت آغوش گرم مادر و شنيدن نواى محبت آميز پدر در فراز و فرود قصه هاى شاه پريان را فقط و فقط از اين و آن شنيده اند و هرگز خود لمس نكرده اند و خلاصه آدم هايى كه هريك گرفتار دمل هاى چركين عقده هاى بى كسى شده اند، بخشى از جامعه ما را مى سازد.
دكتر آشفته، استاد جامعه شناسى دراين باره مى گويد: «خانواده هويت فرد را مى سازد. چنانچه از قديم و در ضرب المثل ها گفته اند كه هر فرد شناسنامه خانواده اش است. هرچه پيوند فرد با خانواده اى كه داراى چارچوب استوار، تعريف شده و گره خورده به فرهنگ سرزمين مادرى محكم تر باشد، او در همه مراحل زندگى با اعتماد به نفس و آرامش بيشتر پذيراى نقش هاى اجتماعى مى شود.»
وى مى افزايد: «بريدن از ريشه ها، فرد را به موجودى رها شده تبديل مى كند كه هر لحظه در دنياى تازه اى غور مى كند. سرگشتگى دراين هرج و مرج زمينه ساز معضلات اجتماعى مى شود. ۸۶ درصد از بزهكاران و مجرمان اجتماعى افرادى هستند كه به هردليلى درمقطعى از عمر ارتباط خود را با پيشينه، خانواده و تاريخ خانوادگى خود قطع كرده يا مايل به قطع كردن بوده اند.»
كارشناسان معتقدند درست برعكس اين شرايط براى افرادى پيش مى آيدكه همواره محيطى صميمى در جمع خانوادگى خود دارند. دكتر بابك ميرميرانى، متخصص مغز و اعصاب دراين باره مى گويد:«هرچقدر هم گرفتار باشيم و درگير گره هاى پيچيده زندگى نوين، بازهم از شنيدن صداى گرم و صميمى همسر، پدر، مادر يا هر يك از اعضاى خانواده شادمان مى شويم. دلمان براى آنها تنگ مى شود و وقتى در يك فرصت طلايى مى توانيم زمانى هر چند كوتاه را در كنار آنها سپرى كنيم، چنان سرمست مى شويم كه تا مدت ها پس از آن ديدار احساس شادمانى داريم. هر چند كه شايد برخى از افراد به خاطر نابسامانى ها يا مشكلات موجود در خانواده همواره چنين احساس خوشايندى را تجربه نكنند اما حس دلپذير متعلق به جمعى و جايى بودن، حس مطلوب دوست داشتن و دوست داشته شدن در همه افراد و موجودات وجود دارد و پاسخ به چنين حسى را براى ما انسان ها به نيازى غيرقابل كتمان تبديل كرده است.»
وى مى افزايد: «اگر خواهان زندگى بى دغدغه و مشكل در آينده هستيم و مثلاً مايل نيستيم فرزندانى با معلوليت هاى ذهنى (به مفهوم عام) داشته باشيم، از امروز بايد به فكر باشيم. هر فرد بايد فارغ از نقش و مسئوليت هاى اجتماعى در محيط خانه و در ارتباط با افراد خانواده طورى رفتار كند كه پاسخگوى نياز آنها باشد. اين موضوع در تعاليم آسمانى دين اسلام نيز همواره مورد تأييد و تأكيد بوده است و براى ما مسلمانان علاوه بر مسئوليت اجتماعى و انسانى وظيفه اى الهى نيز محسوب مى شود.»
* هنر لذت بردن از زندگى
لذت بردن از زندگى هنر است. آدم هايى هستند كه در هر شرايطى از حيات خود نهايت حظ را مى برند. اين گونه افراد نه تنها زندگى را به كام خود شيرين مى كنند بلكه حضورشان طعم روزها و لحظه ها را به كام و جان ديگران نيز گوارا مى كند.
محمدحسين پاك نيت، محقق و پژوهشگر و استاد علوم اجتماعى در اين باره مى گويد: «هيچ كس طرفدار درجا زدن زندگى در فرم ها و قالب هاى كهنه و قديمى نيست. آدم ها هم نمى توانند مثل يكصد سال قبل زندگى كنند. همه چيز تخصصى شده است، هر كس به تخصص و مهارتى مشغول است. زن ها از خانه ها بيرون آمده اند و قالب و فرم خانه و خانواده تغيير كرده است. خوشبختانه سطح توقع افراد هم كمتر شده است. مثلاً پدرهاى جديد ديگر انتظار زندگى با فرم پدرسالارى را از فرزندان خود ندارند اما آنها هنوز پدر هستند. همچنان طالب حمايت و همراهى پسران، دختران و بقيه اعضاى خانواده از خود و خانواده هستند. خوشبختانه پدرهاى امروز را مى شود با يك ديدار نيم ساعته، گذراندن يك بعدازظهر در كنارشان يا حتى تلفن چند دقيقه اى در اوقات مشخصى از روز يا هفته خوشحال كرد. بذل چنين توجهى چندان كار سختى نيست. به اين ترتيب هم اعضاى خانواده را از خود راضى و خشنود سازيم و به آنها انرژى مثبت براى ادامه شادمانه زندگى مى بخشيم و هم خود را در سايه حمايت ها و عشق هاى آنها در برابر سختى ها و ناملايمات و غصه تنهايى در زندگى مدرن و ماشينى واكسينه مى كنيم.»
* رنگ و لعاب دنياى خصوصى
دنياى خصوصى آدم ها پررنگ و لعاب تر شده است. هر كس در ذهن خود مجموعه اى پرمحتوا از طرح و برنامه براى آينده دارد. هر كس مى تواند در اتاق خود به وسيله يك رايانه و با فشردن چند دكمه با همه دنيا ارتباط برقرار كند. سايت هاى جذاب، وبلاگ هايى كه هر روز پر از اخبار تازه و بكر، تصاوير ديدنى و بديع و مطالب خواندنى است، امكان گفت وگو با آدم ها و دوستانى از سراسر دنيا كه هر يك جذابيت هاى خاص خود را دارد، بازى SMS با دوستان، همكاران و همكلاسى ها شايد ديگر وقت چندانى براى افراد باقى نگذارد تا يادشان بيايد كه بيرون از دنياى تك نفره آدم هايى هستند كه با نخ هاى نامرئى عنوان هاى خونى و خانوادگى به ما پيوند مى خوردند و به ما نياز دارند.
دكتر عاطفه آذربرزين، روانپزشك در اين باره مى گويد: «ايستادگى در برابر تغييرات ممكن و عاقلانه نيست. كنار آمدن هوشمندانه و موج سوارى بر درياى دم به دم نو شونده تحولات، راهكارى است كه انسان عصر امروز را چنان با شرايط تازه تطبيق مى دهد كه كمترين آسيب را به او و فرهنگى كه در آن ريشه دارد، مى زند.» وى مى افزايد: «خودباختگى در برابر شكل تازه اى از زندگى كه به ما تحميل مى شود، جز سرگشتگى، بى هويتى، تزلزل شخصيتى در ابعاد فردى كه زمينه ساز اختلالات روحى و روانى نظير افسردگى است، نتيجه اى ندارد. در ابعاد اجتماعى نيز بايد بپذيريم كه وجود مشكلات و مسائل اپيدمى شده در مجموعه افراد مى تواند جامعه را دچار نقصان هاى جدى كند و بستر فروپاشى تدريجى بافت هاى اجتماعى را فراهم بياورد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |