|
آغاز عصر تفاهم و دوستى در روابط تهران و الجزيره
ديدار در دروازه طلايى اروپا
|
|
|
محمد بخشنده
وقتى خبر ديدار رئيس جمهور ايران از الجزاير به جهان مخابره شد ناظران خاورميانه براى تحليل اين رويداد چندان منتظر شنيدن توضيحات سخنگويان دو كشور نماندند. نزديكى وهمسويى دو كشورى كه موقعيتى منحصر به فرد در دو ضلع خاورميانه دارند به خودى خود پيام يك تحول را به گوش مى رساند. الجزاير، دومين كشورآفريقا در نقطه تلاقى جهان اسلام و اروپاى مسيحى همان ارزش استراتژيك را دارد كه ايران در نقطه تماس دو كانون مهم خليج فارس وآسياى مركزى. بنابراين نزديكى اين دو قدرت مستقر در دو گلوگاه ژئوپلتيك جهان همه عناصر جذاب يك رويداد سياسى را در خود جمع كرده است. ديدار رئيس جمهور ايران از پايتخت افسانه اى انقلابيون خاورميانه از جهاتى ديگر يك اتفاق سمبليك است اين سفر به مرحله اى از سكون و ركود درمناسبات دو كشور پايان مى دهد ونويد آغاز يك دوره جديد را همراه دارد. وقت گرانى سپرى شد تا موانع يك دهه ركود در روابط دو كشور برچيده شود. رهبران تهران والجزيره اكنون با اين ديدار،افقى واقعى از دوستى سياسى را مى گشايند كه در آن اثرى بدبينى و تيرگى نيست. اين حس شفاف همگرايى و پيوند را مى شد روزدوشنبه در تصويرهاى مخابره شده از آغوش هاى استقبالى كه مقامات الجزيره براى ميهمانان ايرانى خويش در فرودگاه بومدين گشودند، لمس كرد. اما ديدار سران الجزيره وتهران فقط يك اتفاق محدود در چارچوب روابط دو كشور نيست، هر دو طرف در برداشتن اين گام به اهدافى بلندتر چشم دوخته اند. ديپلماسى ايران در ميدان جديدى گام نهاده است كه مغرب زمينيان همواره آن را درقلمرو علايق خويش قرارداده اند. الجزاير جايى است كه دروازه هاى طلايى اروپا محسوب مى شود. لااقل اروپاييان مجاور مديترانه در حوادث توفانى دو دهه اخير به طور بى پروا اعلام كردند كه اينجا را عمق امنيت ملى خويش مى بينند. بنابراين براى مغرب زمينيان همنشينى سران تهران و الجزيره مفهومى آميخته به ناكامى دارد. درگرماگرم ديدارهاى ديروز احمدى نژاد وبوتفليقه ناظران به خاطر آوردند كه اروپا وغرب براى دور نگه داشتن اين همسايه كليدى خويش از جمهورى اسلامى چه سعى بليغى به كار بست. اين ناظران اكنون در تصميم احمدى نژاد وبوتفليقه، نشانه هاى ظهوراراده اى را مى ببينند اراده اى كه در نزديك كردن دو پاره جهان اسلام از موانعى بزرگ عبور كرده است و چندان بى سبب نبود كه مطبوعات كشورهاى همجوار الجزاير ستون هاى سرمقاله خود را به تحليل اين اتفاق وتوصيف پيامد هاى آن بر سياست خاورميانه اى امثال فرانسه واروپا اختصاص دادند. تصميم بوتفليقه واحمدى نژاد نه فقط تصميمى خلاف خواست اروپا است كه درفضاى امروز خاورميانه كه رايس و گيتس در تدارك ايجاد جبهه موسوم به ميانه رو ها هستند يك اتفاق ناخوشايند است. رهبران ايران والجزاير دربرهه اى اراده خودبراى يك همگرايى و دوستى رابه نمايش گذاشته اند كه اسباب وعوامل در ديپلماسى غرب بر جدايى اعراب از ايران حكم مى راند. حادثه همنشينى الجزيره وتهران كه نشانه هايى واضح از بر هم خوردن بخشى از تصورات وباورهاى ديرين در خاورميانه دارد، گوياى آن است كه نسل تازه رهبران سياسى عرب از تفكر دنباله روى عبور كرده وبه تنظيم سياست خارجى خويش بر معيارهاى تازه مى انديشد. با اين مبنا است كه شهرالجزيره امروز فضايى معطرومتفاوت ازقاهره وامان ورياض دارد و ناظران مى گويند الجزيره عصر جديد ديگر پايتخت دوم اروپا نيست. اين شهر افسانه اى كه روزى حيات خلوت فرانسوى ها خوانده مى شد، آثارنوعى ازتغيير را در سلوك نسل جديد مردمانش به مشام مى رساند. نگاه نوين مردان الجزيره در ايجاد تحول جديد در روابط تهران والجزيره بى گمان انديشه سران دو كشورنقشى بسزا دارد. دراين باره مى توان از پيدايى تفكر نو در ميان اليت و نخبگان سياسى دو طرف سخن به ميان آورد. تفكرى كه ميل شديد به دگرگون ساختن فضاى راكد روابط دو كشور دارد. اين ميل وگرايش به نوسازى وترميم به اندازه اى نيرومند است كه كسى در اختلافات گذشته متوقف نمى شود. همه تصميم گيران در تهران والجزيره امروز، ذهن خود را فقط به نياز ها ومقتضيات معطوف كرده اند واين كه مقوله دوستى وهمكارى را به صورت يك فرايند در عرصه اقتصاد وسياست همديگر درآورند. در واقع تفكرى كه از آن به عنوان چاشنى تحول در روابط دو كشور سخن مى رود همان درك سياسى رهبران دو كشور از شرايط حاد خاورميانه و وظايف سياسى همديگر است كه اين بينش در فرايندى هشت ساله به دست آمده است و به پشتوانه اين درك نو سران تهران والجزيره در وهله نخست گامى براى اعتماد سازى و برچيدن حصارهاى كهنه اختلاف ميان يكديگر برداشتند وبرآن هستند كه گام هاى بعدى را براى كاهش دامنه اختلاف وتنش هاى منطقه اى بردارند . آغاز دوران اعتماد سازى در روابط ايران والجزاير با يك خانه تكانى در دولت اين كشور و قدرت يابى سياستمداران جديد كه بوتفليقه چهره شاخص آن است همراه است. ويژگى بارز اين گروه از سياستمداران ، واقع گرايى در سياست خارجى و مداراطلبى در سياست داخلى است. آنها پيرو اين راهبرد به نوعى از سياست هاى ايدئولوژيك دهه ۹۰ فاصله گرفته و ضمن كنار گذاشتن منطق قهر وخشونت، پايه واساس كار خويش را بر توسعه و تأمين رفاه عمومى قرار مى دهند. اين هسته از الجزايرى هاى توسعه نگر يك نماد و ليدر دارد كه همانا رئيس جمهور كنونى الجزايراست. بوتفليقه امروز در هشتمين سال رياست خويش عملاً نقش سكاندار دوره نوسازى الجزاير را پيدا كرده است. از انديشه هاى بارز اين سياستمدار، پيگيرى سياست توازن در روابط خارجى الجزاير است. ذيل اين سياست ،او تلاش مى كند از غلظت غربگرايى مفرط دهه ۹۰ در سياست خارجى الجزيره كاسته و كفه مناسبات اين كشور با جبهه اعراب وايران را سامانى دوباره بخشد. به سخن ديگر بوتفليقه بى آنكه رودرروى شركاى سنتى الجزيره دراروپا وغرب قرار گيرد تلاش مى كند هويت سياسى كشور خود را به عنوان پاره اى عربى و شرقى به بلوك جهان اسلام نزديك سازد. از همين روست كه او در عين تلاش براى ورود الجزيره به سازمان تجارت جهانى ومشاركت درنهادهاى اروپايى در پى افزايش سهم ونقش اين كشور درسازمان كنفرانس اسلامى و اوپك وغيرمتعهدهاست. ديپلمات هاى ايرانى نيز در تحليل مشى تازه الجزيره معتقدند كه رهبران جديد اين كشور تا حد زيادى سياست خارجى اين كشور را از سايه نفوذ طرف هاى غربى خارج ساخته اند و نوعى استقلال گروى در ديپلماسى شان پيشه كرده اند. حتى در ماجراى تروريسم كه معضل مشترك الجزيره و غرب است و همه زمينه هاى يك همپيمانى ميان الجزيره و قدرت هاى آن سوى مديترانه مهيا است ياران بوتفليقه از شروع مبارزه اى مجزا ومستقل از آمريكا دراين وادى سخن مى رانند، چنان كه نورالدين يزيد زرهونى وزير كشور الجزاير تأكيد مى كند: مبارزه با تروريسم نيازمند نيروهاى نظامى كلاسيك يايك نيروهاى خارجى مقتدر نيست و طرح ساخت پايگاه نظامى به بهانه مبارزه با تروريسم كاملاً مردود است. بنابراين سياست نگاه به ايران بوتفليقه را بايد در همين چارچوب رويكرد كلان الجزيره به خاورميانه و شرق ارزيابى كرد. ازاين منظر گشودن راه دوستى با ايران براى مردان امروز الجزيره يك امتياز طلايى است كه سكه آن به نام بوتفليقه ضرب شده است. بوتفليقه هشت سال پيش درست روزهايى كه تهران ميزبانى كنفرانس بزرگ اسلامى را برعهده داشت نمايندگان خود را براى رساندن پيام اين تغيير روانه پايتخت هاى خاورميانه كرد . نقش محورى بوتفليقه دراين تغيير نگاه از منظر دولتمردان جمهورى اسلامى پنهان نماند و بوتفليقه سال ۸۲ بعدازاين ماجرا راهى تهران شد. ميان مقام هاى جمهورى اسلامى نوعى اجماع بر سر بازگشت سريع ديپلماسى ايران به اين نقطه مهم شمال آفريقا پديد آمد. هر دو رئيس جمهور قبلى و فعلى ايران پيام همگرايى رهبرجديد الجزاير را مورد توجه قرار دادند ودكتر احمدى نژاد در آستانه سفر خويش شخصيت رئيس جمهور الجزاير را ممتاز خواند. اما آنچه توجه افزونتر تهران به مشى تازه رهبران جديد الجزيره را جلب كرد ديدگاه هاى آنها بويژه در قبال بحران هاى گريبانگير جهان اسلام است. سران الجزيره در حلقه منتقدان سياست جارى آمريكا درخاورميانه ظاهر شدند. به نحوى كه در موضوعات حساسى مانند عراق، تروريسم و فلسطين، آنها نگرشى مبتنى بر منافع جمعى مسلمانان واعراب مطرح كردند. اين جهت گيرى آنان در سازمان ها و اجلاس هاى سازمان ملل و كنفرانس اسلامى بيش از هر جا نمود پيدا كرد و خود يك محرك قوى بود تا ديپلماسى كشورهاى اسلامى مانند ايران حساب تازه اى روى نقش اين كشور مهم آفريقا باز كنند و با نگاه به اين رشته مواضع الجزيره بود كه احمدى نژاد در آستانه سفر خود با تأكيد براين كه دو كشور ايران و الجزاير ديدگاههاى بسيار نزديكى در خصوص مسائل مهم دنياى اسلام، منطقه و جهانى دارند، تصريح كرد: ايران و الجزاير دو كشور انقلابى هستند كه مشى مستقلى را در مسائل منطقه اى و جهانى دنبال مى كنند. بوتفليقه وهمكارانش در بحبوحه رويارويى تهران - واشنگتن كنار ايران ايستادند وديپلماسى الجزيره دراين ميدان سخت كوشيد تا نقش يك همراه را براى جمهورى اسلامى ايفا كند. بوتفليقه چندين بار در انتقاد از سياست تحريم ايران سخن گفت و نخست وزير او، عبدالعزيز بلخادم در رايزنى هاى خويش ضمن تأكيد برنقش تأثيرگذار و محورى ايران در منطقه كوشيد تا طرف هاى اروپايى و غربى را به استفاده از وزنه نيرومند ايران بويژه در حفظ امنيت و صلح منطقه وحل بحران هاى خاورميانه جلب كند. اما درميان فهرست مسائلى كه محكى براى سنجش نگاه مردان الجزاير به ايران واقع شدند بايد سهم ويژه اى براى موضوع هسته اى قائل شد؛ موضوعى كه به طور سمبليك به خط نشانى براى تمييز جبهه دوستان ايران از مخالفان تبديل شد. ديپلمات هاى الجزيره دراين زمينه بود كه گام هاى محسوسى دراجلاس هاى هسته اى وين و نيويورك درهمراهى با ايران برداشتند. بوتفليقه و بلخادم بار ها از حق جمهورى اسلامى ايران در برخوردارى و استفاده از فناورى هسته اى براى اهداف صلح آميز حمايت كردند. همين حركت ها، به حضور رئيس پرونده هسته اى يعنى على لاريجانى درالجزيره منجرشد. تهران اين فرايندپيدايى ديدگاه هاى نو و مثبت در الجزيره ، را بى پاسخ نگذاشت. شخص رئيس جمهور ايران در مهم ترين بحث خود قبل از عزيمت به اين كشور، تصوير دو بال همسو را از ايران و الجزاير درصحنه ديپلماسى خاورميانه وجهان اسلام ترسيم كرد. تهران روند حمايت خويش از سياست نوسازى بوتفليقه را كه از حدود ۶ سال پيش شروع كرده بود به اوج رساند. اين مسأله يعنى استقبال ايران از برنامه اصلاحات وتوسعه رهبران جديد الجزيره در واقع يك انتخاب وراهبرد تازه بود كه بازتاب فراوانى يافت. تصور كنيد در افكارعمومى كشورى كه دو دهه تمام در بدبينى و سوء ظن نسبت به ايرانيان به سر كرده است اين راهبرد جمهورى اسلامى چه آثار نافذى بر جاى مى نهد. مردان الجزيره در مهم ترين مسأله امنيتى خويش يعنى ماجراى تروريسم، تهران را دركنار خود ديدند. رئيس جمهور در مصاحبه با خبرنگاران الجزايرى با شديد ترين بيان، رفتار تروريست ها را نفى كرد و در خصوص همكارى در مبارزه با اين پديده به طرف الجزايرى اطمينان داد. احمدى نژاد گفت : جمهورى اسلامى ايران از اساس با روشهاى تروريستى تحت هر نام، انگيزه وعنوان مخالف است. دين مبين اسلام، كشتار بى گناهان را به هر ترتيب ممنوع كرده است و بهترين راه حل مسائل بين گروهها، اقوام، ملت ها وكشور ها گفت وگو و منطق است. ودر پايان يادآور شد كه كشورهاى مستقل دنيا مثل دو كشور ايران و الجزاير و ساير ملتهاى مستقل دنيا دست به دست هم بدهند و عليه اين جنايت قيام كنند. اين همه در حالى بود كه ناظران توصيف هاى شنيدنى از استقبال گسترده وزيران بوتفليقه از تيم ديپلماسى ايران در محافل خبرى نقل مى كردند. وقتى كه نمايندگان سياسى ايران در فرداى وقوع حادثه تروريستى اين كشور پيام يارى تهران را به بوتفليقه ابلاغ كردند. تهران درجلب اعتماد اين كشور حتى گامى فراتر نهاد و متكى علاوه بر محكوم كردن حوادث تروريستى الجزاير، از برگزارى انتخابات اخير مجلس اين كشور حمايت كرد و آن را نشانه نضخ گيرى راههاى مسالمت آميز و دموكراتيك براى حل مشكلات كشور دانست .
|