سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۶ - ۳۰ رجب ۱۴۲۸
Tue, Aug 14, 2007
فرهنگ و پايدارى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
گفت وگو با حسين اسرافيلى
تصاوير آرمانى در شعر جنگ
308475.jpg
ساير محمدى

«زخم سيب» مجموعه اشعار برگزيده پانزدهمين كنگره سراسرى شعر دفاع مقدس است كه به اهتمام حسين اسرافيلى فراهم آمده و از سوى نشر صرير (وابسته به بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس) چاپ و منتشر شده است. «كوه ها سنگ مى زايند» مجموعه اى از شعر شاعران ايران است كه در دفاع از ملت مظلوم فلسطين و با مضمون انقلاب سنگ سروده شده است. اين مجموعه را حسين اسرافيلى گردآورى و نشر صرير منتشر كرده است. حسين اسرافيلى متولد ۱۳۳۰ تبريز، داراى مدرك ليسانس ادبيات فارسى، به عنوان كارمند بازنشسته، تمام وقتش را در اين سال ها صرف شعر و ادبيات مى كند. وى نخستين مجموعه شعرش را تحت عنوان «تولد در ميدان» در سال ۶۴ توسط حوزه هنرى منتشر كرد و تا امروز ۱۵ عنوان كتاب در كارنامه اش دارد كه بخش اعظم آن در زمينه ادبيات دفاع مقدس است. آثارى چون آتش در خيمه ها، در سايه ذوالفقار، عبور از صاعقه، شرحه - شرحه آتش، مثل آتش كه در دل سنگ و...

*آقاى اسرافيلى، كتاب «زخم سيب» چگونه شكل گرفت؟ اين گزيده از ميان چه تعداد شعر فراهم آمده است؟
سال گذشته كه در تدارك برگزارى پانزدهمين كنگره سراسرى شعر دفاع مقدس در اروميه بوديم، در فراخوانى از شاعران سراسر كشور دعوت به شركت در اين كنگره كرديم. حدوداً ۱۲ هزار قطعه شعر به دبيرخانه كنگره پانزدهم ارسال شد، در ميان اشعار رسيده گاه به اسم هاى آشناى شاعرانى برمى خورديم كه سال هاى سال حضورشان را در عرصه هاى ادبيات دفاع مقدس شاهد بوده ايم و اين بار شعرهايى تازه با نگاهى نو فرستاده بودند كه دريچه اى ديگر پيش چشم مى گشايد. در كنار اين نام هاى آشنا اسامى جديدى با آثارى ارزشمند توجه همه را به خود جلب كرده بودند. شعرها با تصاويرى تازه و تخيلى خلاق و تعهدى پنهان در پشت هر واژه مانند پرتو چراغى همه زيبايى هاى جهان را پيش چشم مجسم مى كرد.
از ميان ۱۲ هزار قطعه شعر بنا به انتخاب و صلاحديد يك هيأت كارشناسى تعدادى از اشعار را در قالب كتابى به عنوان يادمان كنگره پانزدهم منتشر كرديم كه به نام «زخم سيب» چاپ شد.
* هيأت كارشناسى يا هيأت داوران كه اشعار كنگره را براى چاپ در اين مجموعه داورى و گزينش مى كردند، چه كسانى بودند؟
اسامى هيأت داوران، استاد مشفق كاشانى، آقاى بيگى حبيب آبادى، آقاى عليرضا قزوه، آقاى مؤدب، شيرينعلى گلمرادى و حميدرضا شكارسرى بودند. از جمله داوران اين كنگره آقاى بيت الله جعفرى بودند كه چون كنگره در اروميه برگزار مى شد و تعداد زيادى شعر به زبان تركى به دبيرخانه رسيده بود، ايشان به عنوان كارشناس شعرهاى تركى مسئوليت بررسى و انتخاب اين دسته از شعرها را به عهده داشتند. البته از بين اين شعرها چند شعر به فارسى ترجمه شد و در اين كتاب آمده است. به هر حال ماحصل ساعت ها و هفته ها كار و تلاش هيأت محترم داوران مجموعه اى از اشعار خوب و موفق ادبيات دفاع مقدس است كه هر كدام با زبان و بيانى خاص و در قالب هاى گوناگون شعر امروز ايران، با انديشه و احساس ويژه، داوران دفاع مقدس و حماسه و ايثار و شهادت را بازتاب مى دهند. جالب است بدانيد كه در ميان اين آثار، آثار شاعران جوانى كه حتى چند سال پس از پذيرش قطعنامه پا به جهان گذاشته اند، ديده مى شود كه حيرت انگيز است و نشان از آينده پربار و بالنده شعر آنها مى دهد.
شما هم به عنوان دبير كنگره و هم به عنوان شاعرى با كارنامه مشخص، شعر دفاع مقدس را در برگزارى ۱۵ كنگره چگونه ارزيابى مى كنيد؟
البته در كنگره پانزدهم يك بخش ويژه تحت عنوان «شعر مقاومت» به مناسبت تجاوز رژيم اشغالگر قدس به لبنان و مقاومت شجاعانه حزب الله و سيدحسن نصرالله كه جهان را به اعجاب واداشت، تدارك ديديم و فراخوانى داده شد كه در پايان تعدادى از آثار برجسته را كه در ارتباط با همين موضوع سروده شده، گزينش كرديم و در كنار ساير اشعار برگزيده دفاع مقدس در كتاب «زخم سيب» آورده ايم. اما در ارتباط سير تحول شعر دفاع مقدس از آغاز تا امروز بايد گفت، شعر شاعرى و تهييجى، شعر انديشه، شعر نو، غزل، دوبيتى با كيفيت هاى متفاوت و رويكرد مختلف و در حد و اندازه هاى گوناگون از مختصات و مؤلفه هاى شعر دفاع مقدس در طول سال هاى جنگ و بعد از آن بود. يعنى از زمان آغاز جنگ كه شعر جنگ متولد شد و گسترش يافت تا سرانجام به رشد و اعتلا برسد، هم شعر انديشه و شعورمند سروده شده و هم شعر شعارى و تهييجى. حالا برخى از دوستان توانايى شان همين قدر بود كه به دليل بى تجربگى، سطح كارشان تا حدودى نازل باشد و با شعار قرابت هاى زيادى داشته باشد. چنان كه اين دسته از شاعران سطح كار عمومى شان هم پائين بود و زبان و بيان شان در همين حد بود و فراتر از اين از آنها انتظار نمى رفت. اما عزيزانى هم بودند مثل سيدحسن حسينى كه در همان ايام مجموعه «هم صدا با حلق اسماعيل» را منتشر مى كند كه شعرهايى مثل «اى زده شعله به شب بارقه باورتان» را در خود دارد. اين شعر اگرچه آميخته با شعار است، اما عمق دارد و شعريت آن قابل ترديد و تشكيك نيست. يا شعر «مى روم مادر كه اينك كربلا مى خواندم» هر چند رنگى از شعار را در خود دارد منتها كسى مثل سيدحسن حسينى شعارش هم به شعور نزديك بود. شعورمند، در عين حال بازتابى از شعارهاى انقلاب بود. در اين ميان برخى هم شعرهايشان در سطح شعار باقى مى ماند. عمق نداشت. البته شرايط اجتماعى و فضاى جامعه و شرايط جنگ در آن زمان كه هر روز آژيرهاى آمبولانس ها فضاى شهر را پر مى كرد و آمبولانس ها با صداى آژير قرمز در خيابان ها جولان مى دادند، سر هر كوچه حجله شهيدى برپا بود چنين مى طلبيد كه شاعر هم تحت تأثير اين موقعيت، اشعار تهييجى بنويسد چرا كه متأثر از جو و فضاى جامعه بود و شعرش ناگزير بازتابى از همين شرايط. بنابراين در آن شرايط شعر هم نمى توانست به شعارهاى جنگ نپردازد و شاعر هم به دنبال شعر انديشه برود و با تعقل و تفكر شعر بسرايد. پرداختن به جنگ و شعارهايش در آن بحبوحه خود خردمندانه ترين شيوه اى بود كه شاعران جنگ در پيش گرفته بودند.
* البته همه شاعران رويكرد يكسانى نداشتند.
شاعرانى هم بودند كه شعرى در اين زمينه ننوشتند و خود را در جريان اين رويداد عظيم تاريخ قرار ندادند. ما هم گله مند بوديم كه فلان شاعرى كه متعلق به اين آب و خاك است، شاعرى كه به مناسبت زلزله تركيه شعر مى نوشت اما در ۸ سال كه هر روز زلزله جنگ قربانى مى گرفت و دسته دسته فرزندان اين مملكت جان خود را در طبق اخلاص مى نهادند و براى حفظ امنيت و ايمان و جغرافياى اين سرزمين مى جنگيدند و به شهادت مى رسيدند، حتى يك سطر اين شاعران، حماسه ۸ سال دفاع مقدس را در آثارشان بازتاب ندادند. اين شاعران كه آن روز به هر دليل شعرى در اين زمينه ننوشتند، امروز به اين نتيجه مى رسند كه خردمندانه ترين روش اين بود كه لااقل از دور دستى بر آتش داشته باشند. به هر حال ايران وطن اين دسته از شاعران هم بود. هرچند عده اى از همين شاعران امروز مدعى اند كه در اين ارتباط شعر نوشته اند، اما منتشر نكرده اند و يا در مطبوعات چاپ نكرده اند.
* ما از بحث اصلى دور شديم، قرار بود ارزيابى خودتان را از سير تحول شعر دفاع مقدس در دو - سه دهه اخير بگوييد.
در آن مقطع كه جنگ در جريان بود و دوره تب و تاب و التهاب جنگ بود آن شور و حالى كه در ميان رزمندگان وجود داشت اعزام جوانان بود. شعر هم در كنار اين رويدادها حضورى پررنگ داشت. اما بعد از پايان جنگ كه جامعه به سمت سازندگى روى آورد و آن شور و حال و التهاب تا حدودى فرونشست و آرامشى در همه جا حكمفرما شد، شعر هم به سمت عقلانى شدن و فاصله گرفتن از شعار حركت كرد. يعنى شعر هم ديگر لباس رزم را از تن به درآورد و رخت فاخر به تن كرد. در اين فاصله البته شاعرانى كه دل در گرو شعر متعهد داشتند باز هم شعر متعهدانه را ادامه دادند. فقط نوع برخورد عوض شد يعنى شاعر ديگر در وصف آزادسازى خرمشهر شعر نمى گفت يا در مورد شكست حصر آبادان نمى سرود. اين بار موضوع شعر عوض شد و فرم و قالب ديگرى مى طلبيد كه بازتابى از اين رويكرد را در شعر شاعران يكى - دو دهه اخير مى بينيم. به تعبيرى هر چه از روزهاى اول جنگ فاصله مى گيريم، شعرها توانمندتر، عقلانى تر، منسجم تر و به لحاظ كيفيت بهتر مى شود.
* شما به عنوان شاعر از دفتر اول «تولد در ميدان» تا امروز چه مراحلى را در شعر از سرگذرانديد؟ چگونه به داورى سير تحول شعر خودتان مى پردازيد؟
من بيشتر شعرهاى دوره اول خودم را مى پسندم. شايد به اين دليل كه هنوز دل در گرو آن روزها و آن رويدادها دارم. علاوه بر آن كه با گذشت اين مسائل من در زمينه شعر آئينى بيشتر كار كردم. آخرين مجموعه شعر من «شرحه، شرحه آتش» شعرى است كه در ارتباط با حضرت زينب(س) سروده شده است و در رابطه با وقايع عاشوراست. يعنى به شعر آئينى مى پردازم و احساس مى كنم دينى نسبت به ائمه معصومين و اهل بيت عصمت دارم كه بايد ادا كنم. گرفتارى انسان ها از جمله گرفتارى هاى خود من در زندگى روزمره و مشغله هاى فكرى ما در اين سال ها ما را از پرداختن تمام وقت به ادبيات جنگ بازداشته است. مثل زمان جنگ ديگر زندگى ما بسيجى وار نيست. ادعاها زياد شده، عيالوار شده ايم، بچه ها بزرگ شده اند، تقاضاهايشان زياد شده است. همين مسائل ما را مجبور كرده كه وارد كارهايى اجرايى بشويم و همين مسائل ما را از مطالعه و نوشتن و كار كردن در حوزه ادبيات دور كرده است.
يك زمانى شور وعلاقه، نيروى جوانى مرا از منزلم در نظام آباد به ميدان انقلاب و به حوزه هنرى مى كشاند تا دور هم جمع بشويم و شعر بخوانيم و آثار يكديگر را نقد بكنيم.
* به لحاظ شكل و قالب چطور؟ آيا تمام شعرهاى شما در اوزان عروضى و در قالب كلاسيك سروده شده و مى شود؟
عمده سروده هايم در قالب كلاسيك و در اوزان عروضى است. از همان ابتداى راه يعنى كتاب «تولد در ميدان» شايد حدود ۱۰درصد از شعرهايم در قالب سپيد و نيمايى و آزاد سروده شده است. الآن هم در اغلب مجموعه هايم چند شعر آزاد دارم. در كتاب «آتش در گلو» كه در سال ۷۳ منتشر كردم ، در مقايسه با ديگر كتاب هايم اشعار بيشترى در قالب آزاد چاپ شده است.
* زيباترين كارى كه تاكنون سروده ايد، كدام شعر است؟
شعرى از مجموعه «تولد در ميدان» دارم، كه گمان نمى كنم در خاطرم مانده باشد. شعر اين گونه شروع مى شود:
باز مى خواند كسى در شيهه اسبان مرا
منتظر استاده در خون چشم اين ميدان مرا
مى برم منزل به منزل چوب دار خويش را
تا كجا پايان دهم آغاز كار خويش را
اما اجازه بدهيد شعر ديگرى كه دم دست دارم براى شما بخوانم:
تير اى گرم يادگار پدر
هم نفس با پدر به گاه خطر
تير اى بارها خطر كرده
از دل خشم و خون گذر كرده
رفته لب تشنه بى اشارت آب
گشته از خون دشمنان سيراب
در شب وحشى عدو رفتار
پلك چشم تو تا سحر بيدار
ياد بادا پدر به آيين اش
تو هماره به زير بالين اش
ياد بادا كه در صف پيكار
سرخ رو آمدى برون از كار
گاه بودى به دست پيغمبر
گه به پيكار در كف حيدر
گاه در كربلا علم زده اى
خط مردانگى رقم زده اى
شعرهايى كه آن زمان بيشتر بر سر زبانها بود، شعرهايى از اين دست بود. شعرهايى بود كه براى دوستان مى خوانديم و ارجمندى خاصى داشت.
* از ميان اشعار شاعران ديگر كه در زمينه ادبيات دفاع مقدس سروده شده، كدام شعر را خيلى مى پسنديد و دوست داريد؟
من شعرهاى مرحوم سيدحسن حسينى را دوست دارم. شعرهاى سلمان هراتى را دوست دارم. اشعار قيصر امين پور مرا سخت مجذوب مى كند. اما اگر بخواهم تنها يك قطعه شعر را انتخاب كنم، احتمالاً آن شعر «شعرى براى جنگ» قيصر امين پور است. ضمن اين كه شعر «جنگجوى چهارده ساله» محمدرضا عبدالملكيان را هم نمى توان فراموش كرد.
* شما فكر مى كنيد حضور شاعر در عرصه نبرد و در ميدان جنگ چقدر در كارش مؤثر است؟ شما شخصاً چند وقت در جبهه حضور داشتيد؟
حضور درجبهه ها، هم به صورت رزمنده و هم به صورت ديد و بازديدها و اجراى برنامه شعرخوانى به مناسبت هاى مختلف، براى هريك از ما پيش مى آمد. يك وقت مى ديدى دوستان شاعر از حوزه هنرى تماس مى گرفتند و مى گفتند مى خواهيم عيد پيش رزمنده ها در جبهه باشيم، ما هم بلافاصله بار سفر مى بستيم. زنده ياد محمدعلى مردانى كه سنى بيشتر از ما داشت دست مرا وقتى خسته مى شدم مى گرفت و مى گفت اين لشكر عاشورا از تبريز آمده اند. بايد براى اين بچه ها شعر بخوانى. به زبان تركى. بايد بخوانى تا بيشتر لذت ببرند. براى ما هم لذت بخش بود حضور در جبهه و بودن در كنار رزمنده ها. اگر آن ايام در جبهه هم نبوديم، صداى آژيرها در خيابان ها، حجله هايى كه بر سركوچه ها بر پا مى شد، تشييع شهدا در شهرها، برنامه هاى اعزام به جبهه ها، فضاى جامعه را به شكلى رقم مى زد كه انسان را غرق در شور و حال مى كرد. و از دور هم مى شد فضاى جبهه و عطر خوش باروت را احساس كرد. فضاى جامعه ، جبهه را تداعى مى كرد آن هم براى كسى كه مى سرايد: مى برم منزل به منزل چوب دار خويش را . متأسفانه ديگر آن حال و هوا و آن فضا از جامعه شهرى رخت بربست انتظار هم نبايد داشت كه چرا شاعر مثل آن زمان شعرهاى حماسى و تهييجى نمى گويد. فضاى شهرها بدل به فضاى تزئينى، روشنايى نئون ها و تابلوهاى تبليغاتى شده است. جامعه، ديگر جامعه مصرفى شده است. حضور شاعر در جبهه در كارش و در اثرش تأثير انكارناپذيرى دارد چون مشاهده مهم ترين و بنيادى ترين وجه كار نويسنده و شاعر است. طبعاً شعرى كه با مشاهده شكل مى گيرد، برآمده از دل است. براساس توهم و خيالپردازى نيست.
* شعر و ادبيات دفاع مقدس، در مقايسه با شعر مقاومت فلسطين داراى چه جايگاهى است؟ به نظر مى رسد شعر مقاومت فلسطين با حضور شاعرانى چون محمود درويش ، غسان كنفانى و ... توانست جهانى شود. اما اين اتفاق براى شعر دفاع مقدس نيفتاد.
شماوقتى شعر شاعرانى مثل محمود درويش را كه نگاه مى كنيد مى بينيد اين گروه از شاعران به جاى استفاده از آرمان هاى بزرگ مردم خود و به كارگيرى انديشه هاى والاى انسانى با استفاده از آموزه هاى دينى ، به تصويرسازى از چهره زن آرمانى در شعر مى پردازند تا مخاطبان جهانى براى شعر خود دست و پا كنند. وقتى محمود درويش در شعرش وطن زخم خورده اش را در هيئت زنى زيبا تصوير مى كند، براى من چندان جذابيتى ندارد و خوشايند نيست يعنى نگاه رمانتيك به جنگ و وطن دارند. وطن به معشوق تشبيه مى شود. وطن مجروح يعنى معشوقى كه ساق سيمين اش زخم خورده است. اين تعابير براى شاعران ما كه در اشعارشان ارزش هاى اخلاقى و انديشه هاى دينى را پاس مى دارند، تعابير مناسبى نيستند. اگر شعر دفاع مقدس نتوانست جهانى شود به دنبال استفاده ازاين گونه تعابير و تصاوير نبود. شعر دفاع مقدس شعر انديشه است، شعر شعور است. مرثيه يك نسل است كه در آتش كينه لشكر دشمن سوخته است. رزمندگان ما وطن را به چشم معشوق نديدند تا ما شاعران آن را اين گونه تصوير كنيم. وطن را به چشم وطن ديدند جاى تفكر و انديشگى در شعر دفاع مقدس بسيار بارز است و بالاتر از شعر مقاومت فلسطين است. اما در زبان شعر مقاومت از شعر دفاع مقدس موفق تر است. مخاطبان ميليونى شعر عربى را نمى توان با مخاطبان دو-سه هزارنفرى شعر فارسى مقايسه كرد. ملت عرب يكى از بزرگ ترين افتخارات اش همان شعر است. زبان شعرمقاومت خيلى قوى و بسيار امروزى تر است. آن فخامت زبان و تصوير سازى و مضمون پردازى در شعر عرب سبب شد كه مخاطبان فراوانى در سطح جهان جذب كند و از اين لحاظ شهرت فراوانى كسب كرده است اما اين عناصر در شعر ما كمرنگ است. در عوض انديشه در شعر ما بسيار والاتر و انسانى تر است. آن عنصر انديشگى در شعر فلسطين غايب است كلمات و عباراتى كه دنيايى از خرد و انديشه و مكتب انسان سازى چون اسلام پشت آن باشد ، در شعر فلسطين حضور ندارد. اما خوشبختانه شاعران ما دراين زمينه بسيار توانمند هستند. مثلاً نظامى در آثار عاشقانه اش مى گويد:
تو مو مى بينى و من پيچش مو
تو ابرو من اشارت هاى ابرو
اگر در ديده مجنون نشينى
به غير از خوبى ليلى نبينى
مى بينيد كه شاعران ما در عاشقانه هايشان هم دنبال معشوقى فراتر از يك معشوق معمولى هستند يك سرو گردن بالاتر از معشوق هاى ديگرند. انسان هاى متعالى ترى هستند.
* شما دراين فراخوان ها جهت سرودن شعر براى ملت فلسطين به استعدادهاى جديد هم برمى خوريد؟
بله. خيلى. من در جريان همين فراخوان با چند تن از اين شاعران بااستعداد شهرستانى آشنا شدم كه كارهاى بسيار خوبى داشتند. مثلاً جوانى از سمنان يا خانمى از اراك كه در بخش دانشجويى حضور داشت و شعرهاى بسيار خوبى مى سرود. كلاً هدف از برگزارى اين كنگره ها يكى آشنايى با شاعران و نويسندگان شهرستانى در استان هاى مختلف است تا براى انتشار آثار خوب اين افراد راهى باز شود، ديگراين كه شركت افراد در كنگره ها و حضور چهره هاى جديد، سبب تبادل فكر و انديشه بين نسل هاى مختلف در استان هاى دور و نزديك خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |