|
گفت وگوى«ايران» با رئيس سازمان ملى جوانان
اعلان جنگ به الگوها
|
|
|
حميده امينى فرد / محسن جندقى
مصاحبه با مسئولى كه ۲ سال ترك مصاحبه گفته ، كمى متفاوت با ديگر مصاحبه هاست. حجت الاسلام محمدجواد حاج على اكبرى رئيس سازمان ملى جوانان اعتقاد دارد كه بايد به جاى حرف زدن عمل كرد، اما برخى معتقد ند كه سازمان ملى جوانان در چند سال اخير كار چندانى نكرده است. البته همان بسيارى دوست دارند كه مثلاً سازمان براى جوانان هزينه كند و در بحث اوقات فراغت، موجبات سرگرمى جوانان را فراهم كند اما كار سازمان ملى جوانان يك كار ستادى است و به طور مستقيم با مخاطبان خود سروكار ندارد. سازمان ملى جوانان برنامه هاى دستگاه ها و سازمان هايى را كه با جوانان سرو كار دارند تدوين مى كند و پس از بررسى در شوراى عالى جوانان و موافقت هيأت دولت ابلاغ مى كند. شايد سازمان ملى جوانان به طور مستقيم با مخاطبان خود در ارتباط نباشد اما وظيفه آن مى تواند بسيار مهم باشد.
* درباره اوقات فراغت حرف هاى بسيارى زده شده ، رئيس سازمان ملى جوانان در اين باره چه كارى انجام داده است؟ مصوبه اوقات فراغت خيلى مؤثر بوده است. از ميان يك فهرست طولانى از موضوع هاى مربوط به جوانان، اوقات فراغت جوانانه ترين و به نوعى چهار راه جوانى است. افراد ۱۰ تا ۲۴ ساله پيك مباحث مربوط به اوقات فراغت را تشكيل مى دهند و بعد از آن به اقتضاى اين كه مشغوليات زندگى آنها بيشتر مى شود ساعت اوقات فراغت آنها هم كمتر مى شود. اما به نظر من يكى از اقتضائات زندگى جديد بويژه جامعه اى با مختصات جامعه ما افزايش ساعات فراغت است چرا كه سن ازدواج و اشتغال با تأخير مواجه شده و از سويى بيشتر جوانانى كه در اين مقطع سنى هستند درگير شرايط تحصيلى هستند. مجموعه اينها موجب شده كه تقريباً ميانگين تعداد روزهاى فراغتى ما نسبت به ميانگين جهانى ۱۰ روز بيشتر باشد. در دنيا حدود ۸۰ روز اوقات فراغت دارند. به لحاظ ساعت نيز حدود ۲۳ دقيقه در روز بيشتر از ديگر كشورها اوقات فراغت داريم و علت آن هم طبع جوانى جامعه است. نكته جالبى كه در ارتباط با بحث اوقات فراغت مى توان به آن توجه كرد تنوع در اين مقوله است. يعنى به سليقه و علايق همه بستگى دارد. علت هم اين است كه ساعت فراغت ساعتى است كه شخص تحت برنامه جدى رسمى و الزامى نيست و قدرت انتخابش بسيار بالا است و مى تواند از گزينه هاى مختلف استفاده كند. به ميزان سلايق آدم ها ميدان اوقات فراغت گسترده است. به همين علت اين موضوع بسيار جوانانه است و چون به تفريح و نشاط ربط دارد و از طرفى درصد قابل توجهى جمعيت جامعه ما را جوان تشكيل مى دهد (تقريباً نزديك به ۲۴ ميليون و ۵۹۰ هزار جوان در فاصله سنى ۱۴ تا ۲۹ سال داريم) و همچنين شرايط زندگى جديد كه طول مدت جوانى را زياد كرده باعث مى شود به اين نكته توجه كنيم كه اين شرايط مى تواند فرصت يا تهديدى براى جامعه باشد. اگر اين اوقات بر اساس الگوهاى بومى، ارزش هاى ملى و دينى كشورمان با امكانات نسبتاً مناسب و قدرت انتخاب بالا، داشتن برنامه كلان به نسبت مطلوب و زيرساخت هاى تربيتى مناسب همراه شود مى توان گفت بهترين زمان براى شكوفايى استعداد آدم هاست. فرض بر اين است كه در اوقات فراغت آدم ها خود انتخابگر هستند يعنى سطح ميزان انتخابشان خيلى بالاست. آنجا شخص به خودشكوفايى مى رسد و احساس رضايتمندى مى كند چرا كه اكثر خلاقيت ها و ابتكار ها مخصوص به فراغت هاست. پس اگر اين منطق پشت سر فراغت باشد فرصت خواهد بود و زمينه رشد، شكوفايى، رضايتمندى، ابتهاج و بالندگى نسل جوان را فراهم مى كند. ضمن اين كه اوقات فراغت يك نقش مكمل دارد يعنى كاستى هايى را كه معمولاً در اوقات رسمى داريم در اوقات فراغت جبران مى شود مثلاً ما در برنامه رسمى آموزشى كشور خيلى كم و كاستى داريم. اين كم و كاستى ها را چه در آموزش عمومى و عالى در اوقات فراغت مى شود جبران كرد. همچنين كمبودهاى مهارتى، تربيتى، سلوكى و ... را مى توان برطرف كرد. به علاوه اين كه اوقات فراغت مى تواند زمينه ساز يك اوقات رسمى مطلوب باشد. به جز اين كه خود نقش مستقلى را در زندگى ايفا مى كند زمينه را براى استفاده صحيح از اوقات رسمى فراهم مى كند. * و اگر اوقات فراغت مناسبى وجود نداشته باشد؟ اگر كسى اوقات فراغت مناسبى نداشته باشد به يقين اوقات رسمى خوبى هم نخواهد داشت . نقطه مقابل آن هم اين است كه اگر ما برنامه ريزى فردى، اجتماعى و حاكميتى مناسبى براى اين موضوع مهم نداشته باشيم، زيرساخت هاى اوقات فراغتى تأمين نشده باشد يا جوان براى استفاده از وقت خود خوب تربيت نشده باشد، برنامه منظمى براى اين زيرساخت ها نداشته باشيم و در كانون اهتمام جوان ها و خانواده ها قرار نگيرد اوقات فراغت مى تواند اسباب افسردگى، خمودگى و انواع مصيبت ها شود و جالب اين كه براى جامعه جوانى مثل ما در كنار همه برجستگى هايش مثل انرژى، نشاط، پويايى، اميد و... در نقطه مقابل هيجان زدگى، كم تجربگى و امثال اين ها بروز پيدا مى كند . اين بدان معناست كه اين جامعه مى تواند از سوى عوامل شيطانى تحت تأثير قرار گيرد. اگر آن برنامه نباشد، اوقات فراغت محيط شكل گيرى انواع و اقسام آسيب هاى فردى و اجتماعى مى شود، چون خلأ برنامه اى يا از سوى شياطين پر مى شود يا كسانى كه دوست دارند ملت ما آسيب ببيند. پس اين گونه اوقات فراغت مى تواند براى آنها فرصت و براى ما تهديد باشد. * آيا وضعيت ما در اوقات فراغت مناسب است؟ مطالعات و بررسى ها و ارتباطات با دستگاه ها نشان مى دهد وضع ما در اوقات فراغت مطلوب نيست، البته اين بدين معنا نيست كه ما اقدام هاى مطلوبى در اين حوزه انجام نمى دهيم، اين به اين معناست كه ما تا آن نقطه مطلوب فاصله داريم. جمعيت ما بسرعت جوان شده و اقتضائات خاص خود را دارد بنابر اين و به تأمين زيرساخت ها و فرهنگ سازى هايى كه در ارتباط با اوقات فراغت نياز داريم، تأمين امكانات اين بخش چيزهايى است كه راه نسبتاً طولانى را تا رسيدن به آن شرايط دارد كه اميدواريم با سرعت بتوانيم آن را طى كنيم. * آيا بحث اوقات فراغت يك بحث دولتى است؟ نبايد بحث اوقات فراغت را دولتى ديد. همين الان خانواده ها به طور ميانگين ۳ برابر دولت براى اوقات فراغت فرزندان خود سرمايه گذارى مى كنند، ما هم بايد تلاش كنيم اولاً خانواده ها سهم خود را زياد كنند و با يك درك روشن تر از مسأله سهم خود را در بحث اوقات فراغت افزايش دهند، به همين نسبت بايد سعى كنيم خودجوانان سهم خود را در مديريت اوقات فراغت زياد كنند. مهارت هاى لازم را دارند و بايد در مورد آنها فرهنگ سازى و آموزش صورت گيرد و به همين نسبت حاكميت و نظام و دولت هم بايد حتماً سهم خود را افزايش دهند. سهمى كه الان دولت براى اوقات فراغت به ميدان مى آورد قابل توجه نيست. يعنى از آن گونه كه بايد رضايت ايجاد كند، فاصله داريم. خوشبختانه در دولت نگاه خوبى به مسأله اوقات فراغت بوده، در ۲ سال گذشته اتفاق هاى خوبى در بحث اوقات فراغت جوانان افتاده است كه نشانه هايى از اهتمام ويژه به اين عرصه است. در نهايت اتفاق هاى خوبى رخ داده كه اگر جمع بندى و به شايستگى ارائه شود، براى جوانان مى تواند بسيار نويدبخش باشد. با توجه به اين كه بحث عمليات اوقات فراغت در حوزه دولتى و حاكميتى براى ۱۸-۱۷ ارگان و دستگاه است و در اين باره وظايفى را براى انجام بر عهده دارند، احساس مى كنيم در همه زمينه ها رشد محسوسى داشتيم. براى مثال سخت افزار و ايجاد ساختارها كه نمونه ويژه آن را در قيام جدى دولت براى ساختن ورزشگاه ها و توسعه اماكن ورزشى در كشور مى بينيد كه واقعاً آنچه الان اتفاق مى افتد، نوعى جهش بى سابقه است. * ما در جامعه اى زندگى مى كنيم كه ايام سوگوارى بسيارى دارد. آيا به همان اندازه ما ايام شادى مذهبى و ملى داريم؟ يكى از بخش هايى كه تا حد زيادى هيجان هاى مثبت را در ميان جوانان جامعه ايجاد مى كند و آنها را در مسير احتمالى كمك مى كند، همين مجالس حسينى است. اين مكتب تربيتى تمام عيار است كه خداوند روزى جامعه ما كرده و اتفاقاً كسانى كه از اين مجالس استفاده مى كنند، جوان ها هستند، البته اين رسالت برنامه ريزان فرهنگى را سنگين تر مى كند، ولى بحث اوقات فراغت هم از جمله بحث هايى است كه نقش اصلى در آن را خود مردم ايفا مى كنند، يعنى اين احساس غلط تصدى گرى دولت است كه مردم بنشينند و احساس كنند دولت بايد اوقات فراغت آنها را سازماندهى كند. اصلاً اين كه به اين سمت برويم، خيلى خطرناك است. درحالى كه ما الآن در مسائل اقتصادى داريم چهل و چهارى (اصل ۴۴) جلو مى رويم. يعنى بايد مطابق اصل ۴۴ و باز كردن فضا براى حضور مردم و افزايش مشاركت آنها در مسائل از اين قبيل جلو رويم و با منطق چهل و چهارى به اين مسأله نگاه كرد. زمينه هايى را بايد فراهم كرد كه نيازمند بستر و عمليات فرهنگى گسترده است و عمده آن هم در اختيار صدا و سيما است. حرف اول را در اين زمينه رسانه ملى به عنوان دانشگاهى عمومى مى زند. سپس ساير مراكز فرهنگ ساز مثل آموزش و پرورش و دستگاه هاى آموزشى - تربيتى مطرح مى شوند. بايد زمينه فراهم شود و اين كه چه كار كنيم تا جوان ها بتوانند براى اوقات فراغت خود برنامه ريزى كنند. جوان نبايد احساس كند حتماً بايد دستى از بيرون براى او بيايد ، برنامه ريزى كند، زمينه ها را فراهم كند و بعد او را با خود به يك برنامه فراغتى ببرد. به همان نسبت خانواده و حاكميت هم بايد سهم خود را ايفا كنند، اما معتقديم جهت گيرى در برنامه ريزى ها بايد به سمت يك فرهنگسازى منطقى و درستى باشد كه خود جامعه بجوشد و در اين مباحث خود را اداره كند. حاكميت نيز بايد زمينه ها و بسترها را فراهم كند. اين موردى است كه اگر دولت به ميدان نيايد، انجام نمى شود و دولت بايد اين زمينه ها را فراهم كند. معمولاً اين ايراد وجود داشت كه در بحث اوقات فراغت مسئولان دير مى آيند، چون متولى متمركز نداريم. بيش از ۱۸ دستگاه در اين حوزه وظيفه دارند. * آيا تنها در تابستان اوقات فراغت داريم؟ نبايد اجازه داد تابستان سهم فصل هاى ديگر را به خود اختصاص بدهد. البته تابستان وضعيتش خاص است اما هر فصلى سهم خود را در اوقات فراغت دارد. در تابستان بيشتر جامعه هدف ما و بخصوص خانواده هاى آنها آزادتر هستند.سازمان ما به عنوان سازمان سياستگذار و برنامه ريز و هماهنگ كننده در موضوعات مختلف بحث جوانان از جمله اوقات فراغت دارد. سازمان ملى جوانان شايد اهتمام ويژه اى هم در مطالعات، پژوهش در حوزه فراغت و هم در پيگيرى و ساماندهى و تنظيمات آن داشته است. ما توانستيم برنامه ريزى براى اوقات فراغت ويژه كه همان تابستان باشد را به وسط سال بياوريم. تقريباً از آذرماه ۱۳۸۵ بود كه بحث اوقات فراغت سال ۸۶ را در ستاد ساماندهى امور جوانان مطرح كرديم. تجربيات سال هاى گذشته را مقايسه و آسيب شناسى كرديم و به جمع بندى خوبى رسيديم. سرانجام جمع بندى ها منجر به ۲ اتفاق شد. اول اينكه در ارديبهشت مرورى بر سياست ها و اولويت هاى برنامه اوقات فراغت در شوراى عالى جوانان داشتيم. در جلسه اى كه با حضور رئيس جمهور تشكيل شد و خوشبختانه اين سياست ها و اولويت هاى برنامه اى در آنجا به تصويب رسيد. دومين نتيجه نيز اين بود كه دستگاه هاى مختلف نيز فعال شدند و برنامه هايى را كه براى اوقات فراغت داشتند به ستاد ارائه كردند. اين برنامه ها براساس آن سياست ها و اولويت ها به شكلى تنظيم شد و به تصويب ستاد رسيد. همزمان با اين موضوع اتفاق مبارك ديگرى هم افتاد و آن اين كه ما ستادهاى استانى را هم فعال كرديم. ستادهاى استانى با رياست استانداران و دبيرى مديران سازمان ملى جوانان در استان ها تشكيل جلسه دادند و اين همان نگاه درست است. يعنى كشيدن برنامه ريزى به آفاق كشور. اين سياست ها و اولويت ها ابلاغ شده و هر استانى براساس شرايط استان خود اقدام مى كند.در گذشته توجه بيشتر به مركز بوده اما هم اكنون با نگاه دولت نهم اين مسأله را به تمام كشور كشانده است. تنظيم برنامه اوقات فراغت براى جوان تهرانى با جوان خوزستانى خيلى متفاوت است. چرا كه بايد شرايط را ديد. ما اين بسته سياست ها و برنامه ها را به علاوه دستگاه ها به استان ها منتقل كرديم. استان ها براساس شرايط متفاوت تصميم مى گيرند و اين از اصول جدى است (رعايت شرايط بومى در استان هاى مختلف با رعايت اين شرايط اولويت ها مى تواند تغيير كند.) نتايج را بعد از انجام از دستگاه ها مى گيريم و گزارش مى كنيم. * بودجه سازمان ملى جوانان چقدر است؟ در سال ۱۳۸۳ بودجه سازمان ملى جوانان تنها ۳ ميليارد تومان براى حمايت از برنامه هاى اوقات فراغت بود. اين غير از بودجه اى است كه بعضى از دستگاه ها دريافت مى كنند و در ارتباط با اوقات فراغت بايد هزينه كنند. اين رقم در سال ۸۶ يعنى ظرف ۳ سال به ۳۰ ميليارد تومان يعنى ۱۰ برابر افزايش پيدا كرده است. من ادعا نمى كنم كه اين اتفاق در همه دستگاه ها هم رخ داده اما ادعا مى كنم كه در خيلى از دستگاه ها چنين اهتمامى وجودداشته است. بودجه بعضى از آنها شايد ۲ يا ۳ برابر شده باشد. براى اين كه بتوانيم يك بسته برنامه اى اوقات فراغتى مناسب براى جوانان فراهم كنيم با نگاهى واقع بينانه و با توجه به رايزنى كه با دستگاه هاى مختلف داشته ايم حداقل بايد ۲۰۰ ميليارد تومان هزينه كنيم. من فكر مى كنم آنچه در اوقات فراغت سالانه هزينه مى شود به ۵۰ ميليارد تومان هم نرسد (آنچه در دولت هزينه مى شود). البته ما نهادهاى مكملى هم مثل شوراى شهر و روستا، شهردارى ها و. . . داريم. تجربه اى كه امسال به دست آورديم اين بود كه بايد از تابستان براى تابستان پيش بينى كنيم. الان كه دستگاه ها مشغول ارائه خدمات هستند ما از الان ضمن پيگيرى برنامه هاى سال جارى بايد بلافاصله سراغ برنامه هاى سال آينده برويم. چرا كه بايد گام بلندى را براى تقويت برنامه هاى فراغت جوانان در سال آينده برداريم. البته تلاش خوبى براى ساماندهى اوقات فراغت جوانان كشور در حال انجام است كه بايد از صدا و سيما هم صميمانه تشكر كنيم. مردم وجوانان در اوقات فراغت علاقه ويژه اى به تلويزيون دارند. توقع ما به عنوان دستگاه كارشناسى حوزه جوانان از صدا و سيما اين است كه در درجه اول كار فرهنگ سازى يعنى ارائه الگوهاى اسلامى ـ ايرانى را براى گذراندن يك فراغت شايسته براى همه بويژه جوانان آغاز كند چون الان جنگ الگوها در حال انجام است. ما نبايد بگذاريم اين عرصه خالى بماند تا سبك هاى غيربومى و بعضاً آلوده از ساير كشورها از طرق مختلف وارد فضاى فرهنگى ما شود. ضمن اين كه بايد صدا و سيما كمك كند به جاى اين كه تنها فراغت آنها را پر كند بايد برنامه هايى را ارائه و توليد نمايد كه جوان هاى ما مهارت استفاده از اوقات فراغت را پيدا كنند. به علاوه از خانواده ها انتظار داريم نقش خود را در تأمين اوقات فراغت جوانان افزايش دهند ضمن اين كه اگر دوستان رسانه اى نقش خوبى ايفا كنند توجه مسئولان نيز به اهميت مسأله بيشتر مى شود. * يكى از برنامه هاى اوقات فراغت كه اجرايى شده را نام ببريد. يكى از جلوه هاى ويژه اوقات فراغت امسال برنامه اردوهاى جهادى است. اين برنامه كه به عنوان اردوهاى سازندگى هم شناخته شده خوشبختانه سير كاملاً صعودى را پشت سر گذشته است. امسال هم بسيج علاوه بر پايگاه هاى اوقات فراغتى كه در كشور دارند اهتمام جدى را در بحث اردوهاى سازندگى به خرج دادند و سعى دوستان بر اين است كه هم كيفيت و هم كميت اين اردوها را افزايش دهند. دولت نيز حمايت خوبى كرده و سازمان ملى جوانان در اين زمينه در خدمت دوستان بسيج است. علاوه بر بسيج سازمان جوانان هلال احمر اردوهاى جهادى را با عنوان اردوهاى نيكوكارى در دستور كار خود قرار داده، همچنين ما جمعى از اردوهاى جهادى خودجوش داريم كه عمدتاً هم دانشجو هستند كه سال هاست براى فراغت تابستانه خود دور هم جمع مى شوند و روستايى را در محروم ترين نقاط كشور شناسايى و به صورت جمعى به آنجا سفر مى كنند. در آنجا كارهاى فرهنگى انجام مى دهند و معمولاً مسجدى مى سازند راهى را باز مى كنند و مشكلى را از زندگى آنها رفع مى كنند. واقعاً اين اردوهاى جهادى به اعتقاد من يكى از بهترين شيوه هاى غنى سازى اوقات فراغت جوانان كشور است كه بايد سرمايه گذارى همه جانبه اى روى آنها داشت يعنى هم به لحاظ اعتبار و كيفيت و محتوايى كردن برنامه ها اگر با تدبيرى كه رهبر داشتند و با تأكيدات دقيق رئيس جمهور اين كار به شايستگى پيش برود، در آينده مى توانيم در اين زمينه نقش كاملاً الگويى را براى ساير كشورها داشته باشيم همين الان هم خيلى حرف داريم بزنيم. با توجه به اين كه موج اردوهاى جهادى در حال فعال شدن است خيلى هاى ديگرى هم به اين ميدان آمده اند.
|