|
نمره قبولى از امتحان سلامت اجتماعى
|
|
|
فاطمه اميرى
اگر قرار باشد به جامعه ما از لحاظ سلامت اجتماعى نمره داده شود، اين نمره چند خواهد بود؟! پائين بودن ميزان طلاق، سوءاستفاده از كودكان، ميزان مرگ و مير كودكان شيرخوار، بيكارى، خودكشى، ترك تحصيل، جرم، فقر و از طرفى بالا بودن ميزان اميد به زندگى، سطح درآمد، امنيت، توليد ناخالص ملى، ميانگين درآمد هفتگى، امكانات گذران اوقات فراغت از جمله شاخص هايى اند كه در تعيين سطح سلامت اجتماعى مؤثرند. هر نمره اى كه جامعه ما در اين ميان به دست آورد، مى تواند توجه يا اعتراض جدى كسى را به همراه داشته باشد. اما مطمئناً بزرگ ترين آرمان و آرزوى هر دولتى كسب نمره بالا در امتحان «سلامت اجتماعى» است. *** وقتى وزير كشور مى گويد، وزارتخانه متبوع اش، مقوله سلامت اجتماعى را در صدر فعاليت هاى خود قرار داده است، فرصت مناسبى براى كارشناسان اجتماعى به وجود مى آيد تا از اتاق سكوت خارج شده و خودى نشان بدهند و در اظهار نظرهاى خود مقوله، سلامت اجتماعى، را از بحثى لوكس به موضوع مهم و حياتى براى توسعه و سلامت كشور تبديل كنند. مصطفى پور محمدى وزير كشور مى گويد: «مقوله سلامت اجتماعى، مقوله اى است كه كاملاً در حوزه مباحث انسانى مطرح و مخاطب آن انسان ها و تك تك افراد جامعه هستند كه هر كدام شخصيت، جايگاه و داراى ارزش هاى والا مى باشند حتى آنان كه ناهنجارى هاى اجتماعى را باعث مى شوند.» در۳۱ تيرماه سال ،۸۶ وزير كشور اين سخنان را در ششمين اجلاس سراسرى مشاوران زن استانداران در محل وزارت كشور اعلام كرد و اين مى توانست به معناى اعلام آمادگى ورود مجموعه دولت به عرصه اى مهم تلقى شود كه تا پيش از آن به اعتقاد كارشناسان توجه جدى كسى را بر نمى انگيخت. چنانچه سيد حسن موسوى چلك كارشناس امور اجتماعى و استاد دانشگاه مى گويد: «متأسفانه در ايران هيچ شاخصى براى تعيين سطح سلامت اجتماعى نداريم. ممكن است كارهاى پراكنده اى شده باشد، اما ما هنوز به تعريف واحدى از سلامت اجتماعى و حتى شاخص هاى آن و اين كه نحوه سنجش آنها چگونه اند، نرسيده ايم! و اين نه براى نظام برنامه ريزى كشور و نه براى خود مردم، نشانه خوبى نيست. در حالى كه كار در اين بخش به مشاركت همه اعم از مسئولان و مردم نيازمند است.» * نمايشگاه پوشاك مهم تر از كلاس آموزشى بنا به تعريف ارائه شده از سوى دفتر سلامت روانى- اجتماعى وزارت بهداشت، سلامت اجتماعى به اين مى پردازد كه «مردم در يك اجتماع چگونه براى حل مسائل اجتماعى كه به زندگى افراد در آن جامعه آسيب مى زند، اقدام مى كنند.» موسوى مى گويد: «سلامت اجتماعى به آن معنا است كه جامعه اى به آن حد از رشد رسيده باشد كه بتواند براى ارتقاى كيفيت زندگى خود اقدام لازم را به عمل بياورد. در واقع بعد اجتماعى سلامت دربرگيرنده مهارت هاى اجتماعى، عملكرد اجتماعى و توانايى شناخت هر عضو يا فرد به عنوان عضوى از جامعه بزرگتر است. اما سلامت اجتماعى دركنار ساير حوزه هاى سلامت جسمى، معنوى، عاطفى و جنسى معنا پيدا مى كند. اين طور نيست كه بگوييم اين نوع سلامت مستقل از ساير حوزه ها است.» به گفته مسئولان وزارت بهداشت اميد به زندگى در ايران از ۵۹ سال در سال ۵۷ به ۷۱ سال در سال ۸۶ رسيده است. هرچند دكتر محمداسماعيل مطلق، مديركل دفتر سلامت خانواده و جمعيت در وزارت بهداشت مى گويد: «ماهنوز ۱۴سال از ميانگين جهانى اميد به زندگى كه ۸۵ سال است ، عقب تريم.» اما اگر شاخص اميد به زندگى يكى از موارد اصلى سنجش سلامت اجتماعى باشد، اين رقم نشان مى دهد كه اوضاع چندان بد هم نيست. از طرفى شاخص مرگ و مير كودكان زير ۵ سال نيز از جمله شاخص هاى ديگر مربوط به تعيين سطح سلامت اجتماعى است. گفته مى شود در ايران شاخص مرگ و مير كودكان زير ۵ سال و با برنامه هاى بخش بهداشت و درمان كشور از ۱۱۵ مورد مرگ در هزار تولد به ۳۴ مورد رسيده است. با اين همه حسن موسوى مى گويد: «به جز بخشى از موارد، ساير شاخص هاى سلامت اجتماعى را نمى توان به همه جوامع تعميم داد. شاخص هاى سلامت اجتماعى در جوامع و شرايط مختلف متفاوتند. به عنوان مثال اين شاخص ها در مناطق حاشيه نشين شهرها با مناطق مرفه نشين و در كشورها با شرايط مختلف اجتماعى ، اقتصادى و سياسى تفاوت هايى با هم دارند. به همين خاطر ممكن است برخى شاخص ها در برخى جامعه ها اهميت بيشتر و در جامعه اى ديگر اهميت كمتر داشته باشند. ارتباط مناسب با اطرافيان ، كيفيت زندگى كارى، فراگيرى مهارت هاى زندگى، نحوه گذران اوقات فراغت با فرصت هايى براى تفريح، نظام تأمين اجتماعى در دوران سالمندى، ميزان بهره گيرى از نظام آموزشى، حقوق شهروندى و نظام تأمين اجتماعى به معناى عام از شاخص هاى سلامت اجتماعى اند كه در همه كشورها برداشت يكسان و مشتركى از آنها وجود ندارد.» متأسفانه ما در كشور ، هنوز به تعريف جامع و كاملاً مشخصى از شاخص هاى سلامت اجتماعى و نحوه سنجش آنها نرسيده ايم. در حالى كه اين كارى است كه به همكارى نظام برنامه ريزى و مردم نيازمند است. به عنوان مثال اغلب مردم براى ارتقاى زندگى خود و لذت بردن از آن آموزش نديده اند و چندان هم به كسب آموزش در اين زمينه اهميتى نمى دهند. در واقع خيلى براى ما مهم نيست كه اگر جايى دوره اى آموزشى براى برقرارى ارتباط مؤثر و مهارت هاى زندگى بگذارند و اين كه مثلاً چگونه خشم خود را كنترل كنيم، چگونه حرف خود را بدون آسيب رساندن به ديگران بزنيم و چطور از حقوق خود دفاع كنيم، در آن شركت كنيم اما اگر نمايشگاه پوشاك يا وسايل خانه و اتومبيل باشد، هر طور شده خودمان را به آنجا مى رسانيم و اين نشانه ضعف فرهنگى است. همه ما فكر مى كنيم زندگى كردن را خيلى خوب بلديم. در حالى كه اصولاً اين موضوع يكى از شاخص هاى سنجش سلامت اجتماعى است كه به عنوان مثال اگر دوره يا كلاسى براى آموزش مهارت هاى زندگى، مشاوره قبل از ازدواج بگذارند، چند درصد مردم در آن شركت مى كنند و برايش وقت مى گذارند. البته اين موضوع تا حد زيادى بر خصلت ما نيز برمى گردد كه فكر مى كنيم همه چيز را بلديم و احساس نياز نمى كنيم كه از طريق آموزش، كيفيت زندگى مان و بقيه افراد جامعه را بهبود ببخشيم. * وارداتى اما مهم سلامت اجتماعى مى تواند واژه اى وارداتى اما مهم تلقى شود. واژه اى كه برگرفته از شرايط اقتصادى و اجتماعى كشورهاى پيشرفته است. كشورهايى كه بعد از طى مراحل پيشرفت اقتصادى در زمينه توسعه به شاخص هاى اقتصادى بالايى دست پيدا كردند. اما سپس فكر كردند كه آيا صرف بهره مندى از شرايط اقتصادى مناسب، مى تواند نشان دهنده رضايت و سلامت اجتماعى باشد؟! حسن موسوى مى گويد: «در برخى از جوامع به اين نتيجه رسيدند با اين كه وضع اقتصادى مردم خوب است، اما احساس رضايت از زندگى وجود ندارد. اين موضوع ثابت مى كرد كه فقط اقتصاد تعيين كننده رشد يك جامعه نيست. به همين خاطر در اين كشورها، مقوله ديگرى را مطرح كردند كه سلامت اجتماعى نام گرفت.» در بهمن ماه سال گذشته، رياست دانشگاه تهران، اعضاى هيأت علمى مؤسسه مطالعات آمريكاى شمالى و اروپا و همچنين معاونان و مديران كل وزارت كشور در دانشگاه تهران گرد هم آمدند تا تفاهمنامه اى را امضا كنند كه به راه اندازى كرسى توسعه و سلامت اجتماعى و همكارى دانشگاه تهران و وزارت كشور و دانشگاه هاى خارج از كشور در اين زمينه منجر مى شد. دكتر حجت الله ايوبى معاون امور اجتماعى و امور شوراهاى وزارت كشور مى گويد: «كرسى توسعه و سلامت اجتماعى به منظور كسب تجربه پژوهشى بيشتر براى ايجاد سلامت اجتماعى جامعه اى كه درآن افراد احساس آرامش جسمى و روانى كنند راه اندازى مى شود. براى ايجاد سلامت اجتماعى، نيازمند تجربه كشورهاى ديگر دراين زمينه هستيم.» معاون اموراجتماعى وزيركشور معتقد است: «توسعه و سلامت اجتماعى موردغفلت واقع شده است.» او مى گويد: «به اين دليل كه وزارت كشور به تمام استانداريها و شهردارى ها دسترسى دارد، لذا ايجاد كرسى توسعه و سلامت اجتماعى مى تواند پشتوانه علمى خوبى براى شوراهاى اجتماعى كشور و مديران اجرايى در مقابله با آسيب هاى اجتماعى و ايجاد نشاط و سلامت اجتماعى جامعه فراهم كند.» * شناسايى بهتر نيازها بسيارى از كارشناسان نيز معتقدند درحوزه سلامت اجتماعى تمركز بايد روى پيشگيرى بوده و قبل از گسترش آسيب هاى منجر به تهديد سلامت اجتماعى، اقدام ها و تمهيدات لازم صورت بگيرد. درطول ۳۰ سال گذشته، در بسيارى از قسمت هاى جهان، تغييرات چشمگير جمعيتى، اقتصادى، زيست محيطى و اجتماعى روى داده است. بسيارى از كشورها در گسترش دستيابى به بهداشت و رفاه عمومى، كاهش ميزان تولد، مرگ و مير و افزايش سطح آموزش و درآمد به پيشرفت هاى زيادى رسيده اند. به طور كلى جهان دچار تغييراتى گسترده شده وفرصت هاى تازه اى را براى پرداختن به مسائل توسعه اى پيدا كرده است. از ميان چشمگيرترين اين فرصت ها، مى توان به تغييرعمده در طرزفكر و باور دولتمردان و مردم به موضوع توسعه و سلامت اجتماعى اشاره كرد. حسن موسوى در پاسخ به اين توجه به مقوله سلامت اجتماعى و سنجش شاخص هاى آن چرا براى كشورى نظير ما مهم تلقى مى شود، مى گويد: «معمولاً اين نوع سنجش چند كمك مى تواند بكند. اين كه خيلى راحت مى شود با شاخص هاى سلامت اجتماعى، روند حركت كشور را در مقاطع مختلف موردبررسى قرارداد و روند اين شاخص ها را در استان ها مطالعه كرد. با داشتن نتيجه سنجش ها، نيازهاى جامعه را بهتر شناخت، دقت برنامه ريزى ها را بيشتر كرده و به شكل بهينه ترى منابع موجود را مورداستفاده قرارداد. چرا كه مهم ترين هدف درحوزه اجتماعى، ارتقاى كيفيت زندگى مردم است. بنابراين اهميت دارد كه بدانيم چه شاخص هايى درحوزه سلامت اجتماعى ما را بهتر و زودتر به اين هدف مى رساند.» *** علاوه بر راه اندازى كرسى توسعه و سلامت اجتماعى، قرار است با برگزارى همايش ها و كارگاه هاى آموزشى موضوع سلامت اجتماعى جدى تر گرفته شود. اين كار فرصتى فراهم مى كند تا ادبيات مربوط به اين حوزه غنى تر شده و موضوعى كه تقريباً از آن در مراكز علمى - تحقيقاتى و برنامه ريزى كشور، ردپايى وجودندارد ازحاشيه به متن بيايد. درآن صورت شايد بشود به وضع سلامت اجتماعى كشور نمره قبولى داد.
|