بنفشه غلامى
چهار سال پيش با سقوط و دستگيرى صدام، سرنوشت كشور عراق به طور كامل دگرگون شد و در يك لحظه
۱۸ ميليون شهروند عراقى خود را در قله خوشبختى يافتند، اما شادى آنها ديرى نپاييد و بحران پاى خود را به اين كشور گشود. آنها از دام نظام جور ديكتاتورى رهاشده و در دامن هرج و مرج افتادند. اكنون پس از گذر ۴ سال مردم عراق ودر رأس آن دولت اين كشور با آشوب و هرج و مرج دست و پنجه نرم مى كنند. در اين مدت آنها هيچ روزى را بدون بحران نگذراندند. چالش هايى كه عراقى ها در اين مدت دست به گريبان با آن بوده اند از نوع مشكلات ساختارى است. مشكلات و مسائلى از قبيل خروج نيروهاى ائتلاف، تضادهاى قبيله اى، طايفه اى، مذهبى، بمب گذارى ها و عمليات انتحارى، حضور گروه هاى تروريستى همچون القاعده و...
در يكى از روزهاى گرم تابستان كارشناسان و محققان حوزه عراق در اجلاسى به دعوت مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران گردآمده و پرونده چند لايه بحران عراق را به بحث گذاشتند. در اين همايش كه عنوان «عراق امروز، چالش ها و چشم اندازها» را داشت چهره هايى از سياستمداران عراق همچون محمدمجيد الشيخ، سفير عراق در ايران و سيدمحسن حكيم، مشاور سياسى رئيس مجلس اعلاى عراق، سيدرياض حكيم از علماى نجف حضور داشتند، از شمار مقام هاى ايرانى، حضور محمدجعفرى، معاون شوراى امنيت ملى ايران درخورتوجه بود.
* تاريخ رازآلود يك سرزمين
مهمانان و سخنرانان همايش عراق مكثى جدى حول گذشته سياسى اين كشور كردند، به باور آنان بخشى از عوامل نزاع خونين امروز در تحولات تاريخ اين كشور ريشه دارد. مهدى انصارى از مدرسين حوزه با همين نگاه حاضران دراجلاس را به مرور دوباره تاريخ و تمدن بين النهرين فراخواند. به گفته او اين كشور از ديرباز محل تاخت و تاز اقوام و دولت ها بوده است.
تاريخ كشمكش هاى سرزمين عراق مى گويد: اين كشور به دليل موقعيت سوق الجيشى خود پس از ظهور اسلام به علت همجوارى با ايران و شامات و خليج فارس بارها مورد يورش حكومت شام، امويان و عباسيان قرارگرفت و با همين زمينه ها و پتانسيل ها بود كه عثمانيان و امپراتورى روم تهاجم به عراق را دردستور كار قراردادند.
مهدى انصارى، كه خود نيز تبار عراقى دارد، معتقداست همپاى اين تاخت وتازها يك جنبش بيدارى و نهضت آزاديخواهى درگستره تاريخ عراق جريان داشته است. به اعتقاد اين پژوهشگر خيزش ها و تلاش هاى دينى و مردمى عراقيان براى نيل به استقلال و آزادى عراق، واقعيتى غيرقابل چشم پوشى است و دراين جنبش از نقش شيعيان و تشيع نبايد غافل شد. وى مهم ترين خيزش شيعى در عراق را جنبش دينى - مردمى سال ۱۹۲۰ مى داند. يعنى زمانى كه مراجع دينى حوزه علميه نجف اشرف دركنار شيعيان عراق دربرابر قدرت استعمارگر انگلستان ايستادند. انگليسى ها كه نقش عمده اى درايجاد شكاف ها و تضادهاى قومى و مذهبى عراق داشتند، موفق شدند اين قيام را به ظاهر سركوب كنند و حركتى را كه با همت مرجعيت شيعه عراق شكل گرفته بود، با توسل به ابزار قهر و نيز بهره جويى از انفعال برخى از نيروهاى اجتماعى متوقف سازند.
فصل دوم از كشمكش هاى تاريخ عراق با پيدايى بعثى ها شروع مى شود.
* ظهور مبارزى به اسم حكيم
انگليس كشورى كه از زمان جنگ جهانى اول چشم طمع به عراق دوخته و آن را تصرف كرده بود، اگرچه با روى كارآمدن بعثى ها مجال بيشترى براى حضور يافت اما از همان بدو ورود خود به عراق در آغاز جنگ جهانى اول با شخصيتى آشتى ناپذير روبه رو شد كه حاضر نبود حضور خارجى ها را در ساختار سياسى اين كشور تحمل كند.
صفاءالدين تبرائيان، پژوهشگر تاريخ در سخنرانى خود به اين صورت نگاه ها را متوجه نقش تاريخى آيت الله سيدمحسن حكيم كرد. كسى كه در زمان جنگ جهانى اول در منطقه عملياتى شعيبيه با نظاميان انگليسى جنگيد و با اين رويه خود سنت و سرمشق يك مبارزه را به يادگار گذاشت. به موجب يافته هاى اين محقق، سيدمحسن حكيم كه نزد آيات عظامى چون شيخ محمدكاظم خراسانى، سيدمحمدكاظم يزدى، ميرزا حسين نائينى، ضياءالدين عراقى و سيدمحمدسعيد حبوبى تلمذ كرده بود، از مراجع سده اخير عراق است كه از هوشمندى سياسى منحصربه فردى بهره مند بود.
پس از كودتاى ۱۴ تموز ۱۹۵۸ آيت الله حكيم گام جديدى را در صحنه سياسى عراق برمى دارد. او با حمايت و هدايت چند چهره آشناى شيعه زمينه تأسيس حزب پرآوازه الدعوه را فراهم مى كندچهره هاو علمايى همچون سيدمحمدباقر صدر، سيدمحمد مهدى حكيم، سيدمرتضى عسكرى، سيدمحمدباقر حكيم، سيدمحمدحسين فضل الله و شيخ محمدمهدى شمس الدين.
* حزبى در مركز حكومت جديد عراق
بحث درباره حزب الدعوه در اجلاس عراق، مخاطبان بيشترى داشت از آن جهت اين حزب اكنون ستون فقرات دولت عراق را در دست دارد و هر دو نخست وزير (جعفرى و مالكى) و بسيارى از كادر سياسى امروز بغداد از ميان آنان برخاسته اند.
كنعانى، از فعالان حزب الدعوه در ايران در مورد فعاليت اين حزب مى گويد: «اين حزب از بدو تأسيس سعى كرد خلأ سياسى را كه عراق شاهد آن بود، پر كند. وى با اشاره به فضاى سياسى زمان تولد الدعوه مى گويد: بعد از رخدادهاى ۱۹۲۰ تفكرات گوناگونى در عراق مطرح شد. تفكر ماركسيستى يكى از آنها بود. يكى از مراجعى كه بشدت به مخالفت با اين تفكر و فعاليت كمونيست ها در عراق پرداخت، آيت الله حكيم بود. او وقتى چراغ سبز قاسم را براى ترويج اين گونه فعاليت ها ديد، فتواى معروف «الشيوعيه كفر و الحاد» را صادر كرد. پس از صدور فتواى «الشيوعيه كفر و الحاد» حزب الدعوه با تعلق خاطرى كه به آيت الله حكيم داشت، وارد ميدان شد. در واقع، نخستين رسالت اين جريان مبارزه با انديشه هاى ماركسيستى بود. آن روزها حزب الدعوه شروع به گسترش هيأت هاى مذهبى در دانشگاه ها و... كرد. اين اقدام حزب مفيد و مؤثر واقع شد و انديشه هاى ماركسيستى در عراق آرام آرام به انزوا رفت. اما با قدرت يابى حزب الدعوه نيروهاى قومى و جاه طلب عراق دريافتند اگر صحنه را به نفع مذهبيون خالى كنند، دستشان براى هميشه از قدرت در عراق كوتاه خواهد شد، بنابراين در اقدامى دسيسه آميز كودتاى سياه ۱۷ تموز ۱۹۶۸ را تدارك ديدند و با اين اقدام عراقى ها قدرت عراق را در دست گرفتند چنان كه انتظار مى رفت حزب بعث در بدو كار خود براى آن كه راه مقاومت را سد كند، شروع به اعمال تحريم هايى عليه آيت الله حكيم كرد و پسرش مهدى حكيم را تحت تعقيب قرار داد.
برپايه گزارش اين پژوهشگر بعد از سال ۱۹۷۰ و با تثبيت قدرت حزب بعث، اوضاع وخيم تر شد. از اين زمان حلقه دوم از سركوب هاى امنيتى حاكميت كليد خورد. كادر حزب الدعوه شناسايى و دستگير شدند و فشارهاى بى امانى بر حوزه هاى علميه وارد آمد تا سرانجام محمدباقر صدر دستگير شد.
در پى پيروزى انقلاب اسلامى ايران فضاى سياسى عراق براى مذهبى هاى عراق سخت تر از گذشته شد. صدام يك سال و نيم بعد به ايران حمله كرد تا آنچه زمينه اضمحلال انقلاب و اسلام گرايى در عراق و ايران خوانده بود فراهم آورد. در اين مقطع تعدادى از اعضاى كادر اصلى حزب الدعوه كه زنده مانده بودند، به ايران گريختند تا جبهه جديدى براى مبارزه با بعثى ها گشوده شود. در همين زمان نيز بود كه پادگان صدر تأسيس شد و هزاران نفر در آن آموزش ديدند. از اقدام هاى مهم اين گروه سوء قصد به «عدى» پسر صدام و فرمانده نيروهاى ويژه او بود كه اگرچه ناكام ماند اما حادثه اى تعيين كننده بود كه به اقدام هاى زنجيره اى بعدى منجر شد.
* تولد مجلس انقلاب اسلامى عراق
پس از سال ۱۹۷۹ نطفه رويداد مهم ديگرى در پهنه سياسى عراق بسته شد كه در ۱۹۸۲ به بار نشست. ماجد غماس، رئيس دفتر مجلس اعلاى اسلامى در تهران در گزارش خود به اجلاس، سير پيدايى و رشد اين نهاد را بازگو كرد.
او گفت: پس از شهادت سيدمحمد باقر صدر كه روزنه اميدى براى عراقى هاى خسته از استبداد گشود، قشر مذهبى و بويژه تشيع عراق در پى يافتن راهى براى شكستن انسداد سياسى رفتند. تلاش هايى كه در اين زمينه صورت گرفت، باعث به وجود آمدن هيأت جماعت علما و دفتر علماى انقلاب اسلامى شد. در اين تجمع ها شخصيت هاى مسلمان عراق و همچنين گروه هايى مثل حزب الدعوه، جماعت علما، سازمان عمل، جندالامام و نيروهاى مستقل و در رأس آنها محمدباقر حكيم گرد هم آمدند. مأموريت اين اجتماعات خروج از بن بست سياسى موجود بود. به اين ترتيب بود كه مجلس اعلاى عراق در سال ۱۹۸۲ با اعلام آيت الله حكيم، موجوديت يافت. اهداف اصلى مجلس اعلا ساقط كردن رژيم صدام، ايجاد حكومتى عادل، بسيج مردم عراق براى مقاومت و جلوگيرى از تشتت و اختلاف افكنى در جامعه عراق بود كه به صورت يك برنامه از سوى صدام تعقيب مى شد. مجلس اعلا در راستاى رسيدن به اين اهداف شروع به اقدام هايى چون تربيت نيروهاى مسلح، تحركات سياسى، تبليغات سياسى، كمك به مهاجران عراقى در خارج و داخل عراق كرد. گرچه در اين مسير چالش هايى همچون بسيج نظامى و تأسيس سپاه بدر، نظم دادن به كادر نظامى و پيشروى مجلس اعلا بود اما در نهايت اين تشكل راه صعود و تكامل را طى كرد.
|
|
|
* منابع قدرت شيعه عراق
در بررسى نهضت هاى مختلفى كه در طول اعصار گذشته در عراق قدعلم كرده اند، تشيع جايگاه ويژه و سهم شايان دارد. اين نكته محور مبحثى از اجلاس قرار گرفت كه سيدرياض حكيم، از علماى حوزه علميه نجف اشرف آن را عرضه كرد. حكيم منابع قدرت شيعيان در عراق را به ۴ دسته تقسيم كرد . او بيش از هر چيز اقتدار حوزه علميه را سرچشمه قدرتمندى شيعيان دخيل مى داند و معتقد است: اقتدار حوزه علميه از آنجا كه حافظ كيان فرهنگى پيروان اهل بيت است، در پروسه تاريخ عراق سدى مقاوم بر سر راه تعديات سياسى بوده است.
برهمين اساس حوزه پس از ورود استعمار انگليس و روس به عراق نقش بسزا در طراحى نهضت مقاومت دارد و باز در دوره بعثى ها به همين دليل رژيم صدام همواره ضديت خود را با حوزه حفظ كرد و با بيرون راندن علماى غيرعراقى از حوزه نجف و مانع بازگشت آنان به عراق سعى كرد حوزه علميه نجف را منفعل سازد. يا در اين راستا اقدام به اخراج ايرانيان از عتبات كرد و پس از آن نيز لبنانى ها و دانشجويان مصرى را از عراق خارج ساخت. به اعتقاد اين صاحبنظر، دومين عامل قدرتمندى شيعيان در عراق، وجود اماكن مقدس شيعى در اين كشور بوده است. نجف، كربلا، كاظمين، سامرا و كوفه استوانه هاى هويت اصيل اسلامى عراقى ها هستند. در پرتو وجود اين كانون هاى مقدس، تلاش رژيم پيشين براى هويت زدايى راه به جايى نبرد. صدام در برهه اى كوشيد با ورود شيعيان ديگر كشورها و سياست كوچ اجبارى، نظام هويتى عراق را دستكارى كند و حتى اقدام به تخريب بخش هايى از گورستان وادى السلام كرد و دفن شيعيان شهرهاى ديگر عراق را در آن ممنوع خواند. منازل آنان را مصادره كرد اما همه اين تلاش ها بى ثمر ماند. وى خاطرنشان كرد: بارها از سوى صدام فشارهايى بر مراجع نجف وارد مى شد تا فتاوى اى عليه ايران صادر كنند اما در تمام طول ۸ سال دفاع مقدس هيچ فتوايى عليه ايران صادر نشد.
* دوران اختناق
محمد جعفرى عضو شوراى عالى امنيت ملى ميهمان بلندپايه اجلاس بود اما حضور اين مقام بيشتر بنابر مطالعات و دانش سياسى او درباره عراق است. لذا جعفرى در سخنانش كوشيد به عنوان كارشناس عراق برهه ديكتاتورى عراق از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ يعنى زمان دستگيرى صدام تشريح كند. او در بخش اول سخنانش، داستان آوارگى و مهاجرت عراقى پس از حاكميت صدام را بازگو كرد و گفت در اين برهه شمارى از شهروندان عراقى به مبارزان ايرانى پيوستند برخى به تحصيل حوزوى پرداختند و برخى فعاليت هاى غير سياسى را برگزيدند.
او در بخش ديگر اظهاراتش به ظهور انتفاضه عراق پرداخت. به اعتقاد جعفرى، انتفاضه رويدادى سرنوشت ساز بود. «گورهاى دسته جمعى اى كه اكنون در گوشه گوشه عراق مشاهده مى شود نمونه اى از اين دوران رويارويى خونين است.» پس از انتفاضه صدام تلاش كرد تالاب هاى جنوب عراق را كه مجاهدين را پناه مى دادند، نابود كند. در اين برهه شرايط به طور كامل براى شيعيان به گونه اى ديگر رقم خورد. در اين برهه است كه شيعيان به بى اعتمادى كامل به آمريكا رسيدند. باز آنها در برهه انتفاضه نسبت به كينه برخى دولت هاى عربى نيز به شيعيان آگاه شده و اطمينان يافتند كه جناح عربى تحت هيچ شرايطى حاضر به همكارى با شيعيان و دفاع از آنها نيست. به گفته جعفرى بعد از انتفاضه شيعيان به مبارزه عملى روى آوردند. درواقع با وجود سركوب هاى شديد صدام، آنان ميدان عمليات شان را گسترش دادند و به مبارزه مسلحانه از هورهاى جنوب به سمت حكومت پرداختند. اندكى بعد آنان به اين نتيجه رسيدند كه بايد به جاى ضربه زدن به عناصر سركوبگر محلى به رأس هرم قدرت آن يعنى صدام يورش ببرند. در همين راستا بود كه عمليات سوء قصد به جان پسر صدام طراحى مى شود. با نمايان شدن نتايج اين مرحله نهضت شيعيان، آمريكا سعى كرد چكش تعادل را در تركيه برقرار سازد تا راه براى تغيير در موازنه قدرت در عراق بسته شود.
* اصول عراق جديد (دولت سازى بر شالوده انديشه هاى شهيد صدر)
تصوير عراق جديد را ميهمان آشناى ديگر اجلاس، محسن حكيم ارائه كرد. او چنين سخن آغاز كرد: اندك اندك عقربه زمان به سال ۲۰۰۳ نزديك شد و جورج بوش كه نصيحت پدر را در مورد نحوه رويارويى با صدام در گوش داشت، به فكر تصرف عراق و از بين بردن صدام افتاد. ارتش آمريكا از خاك كويت و عربستان هجوم خود را به عراق آغاز كرد و بدون آن كه با مقاومت مردمى روبه رو شود، خود را به بغداد رساند. در اين ميان شيعيان جنوب عراق با آن كه مى دانستند آمريكا حامى خوبى براى آنان نخواهد بود، اما چاره را در سرنگونى رژيم صدام ديدند. پس از سقوط صدام، شيعيان با تجارب و راهبردهايى كه رهبران خويش داشتند، اندك اندك وارد عرصه شده و موقعيت تاريخى خود را يافتند. با همت آنان بود كه قانون اساسى جديد عراق نوشته شد . ساختار عراق جديد اعم از پارلمان، ارتش و پليس شكل گرفت. سيدمحسن حكيم مشاور سياسى رئيس مجلس اعلاى اسلامى عراق از اين مرحله به دولت سازى عراقى تعبير كرد و گفت: به دنبال سرنگونى صدام، ايده ها و ديدگاه هاى مختلفى مطرح شد كه در نهايت سعى شد يكى از آنها كه همان ديدگاه شهيد صدر در مورد جامعه و دولت مدرن بود، اجرا شود.
اين ديدگاه شامل رئوسى است كه سرلوحه اين اصول مشاركت همه طيف ها در امور دولتى است. اين مهم ترين پارامترى است كه سعى در رعايت آن مى شود و با اين تفكر در امور راهبردى و استراتژيك عراق سعى مى شود نظر تمام گروه هاى داخلى لحاظ شود. حال ماهيت كرد، شيعه و يا سنى داشته باشند، تفاوتى ندارد.
فاكتور مهم ديگر اين ديدگاه مردم سالارى است. يعنى بايد در انتخاب حاكمان و حكومت به مردم رجوع شود. احترام به اسلام و حفظ حقوق ساير اديان، ايجاد روابط حسنه با ساير كشورهاى غيردشمن با عراق، از ديگر فاكتورهاى ديدگاه شهيد صدر به شمار مى آيند كه دولت كنونى عراق سعى در اجراى آنها دارد و اگر بتوان تمامى آنها را پياده كرد، عراق ديگر مشكلى حاد در اداره حكومت نخواهد داشت. او در عين حال گوشزد كرد كه حضور نيروهاى خارجى در اين كشور بر تمام اين ديدگاه ها و اصول سايه مى افكند و باعث مى شود بر اثر معاندت برخى كشورهاى منطقه ملاحظات و مطالباتى بر عراق تحميل شود و آن شرايط ايده آل مجال ظهور نيابد.
* چالش هاى پس از دوره اشغال
سيدجواد طالب، مشاور سياسى ابراهيم جعفرى به توصيف مشكلات ايام اشغال عراق پرداخت. او معتقد است نيروهايى كه هم اكنون در عراق حضور دارند و مدعى كمك به آينده عراق هستند، خود بيش از همه چوب لاى چرخ حكومت بغداد مى نهند. در عرصه هاى مختلف اجتماعى، اقتصادى و امنيتى چه به طور مستقيم و يا غيرمستقيم سعى در ديكته كردن ديدگاه هاى خود به نيروهاى عراقى دارند. وى افزود: همه مى دانند آمريكا اگر وارد عراق شده، يا دست به صرف چنين هزينه اى زده است به خاطر ملت عراق نيست. در رأس همه منافع آمريكا دستيابى به نفت عراق و همچنين سيطره بر منطقه عوامل اين حمله بوده است. اين نكته را پيشتر محمد جعفرى، عضو شورايعالى امنيت ملى نيز به حضار يادآورى كرده و گفته بود: «سياست آمريكا ماندن در عراق است و براى اين كه به چنين مقصودى برسد، احتياج به دولتى ضعيف دارد تا همه امور بر مدار اختيار خودش باشد وخاورميانه را آسان كنترل كند. آمريكا مى داند اگر تجهيزات نظامى به عراقى ها بدهد، مشكل امنيت عراق حل مى شود. بنابراين با توسل به بهانه هاى گوناگون و از جمله اين كه ممكن است سلاح ها از جاى ديگرى سر درآورد، از اين كار سر باز مى زند. جعفرى حتى اضافه كرد كه اين سياستى است كه هم جمهورى خواهان و هم دموكرات ها در پى آن هستند. همان طور كه عربستان، امارات، سوريه و اردن نيز به دنبال منافع خود در عراق هستند و تمايل به قدرت يافتن بعثى ها دارند.
|
|
|
به اين ترتيب مشاهده مى شود كه كشورهايى كه به ظاهر براى سامان سياسى عراق و قلع و قمع تروريست ها به عراق آمده اند، خود تبديل به يكى از پايه هاى ناهنجار سياسى شده اند و خواسته يا ناخواسته تصميمات آنها زمينه را براى رشد تروريست ها و تضعيف دولت مركزى عراق فراهم مى سازند. اظهارات محمد مجيدالشيخ سفير عراق در ايران در باب مظلوميت مردم عراق و حسن ختام اين مجلس بود كه گفت: عراقى ها امروز به نمايندگى همه جهان عليه تروريست ها مى جنگند، تروريست هايى كه از همه جاى دنيا به اين جا آمده اند تا عليه مردم عادى دست به ترور بزنند. آنها با پول كشورهايى تغذيه مى شوند كه همواره مدعى هستند كنار عراق ايستاده اند. اما حالا خلاف آن را مى بينيم. ملت عراق امروز در چند جبهه مشغول جنگ است. آنها خواهان آزادى و مساوات هستند. آنها نمى خواهند هيچ كس در امور داخلى آنها دخالت كند. عراق امروز خواهان تشكيل كشورى نمونه است كه براساس انتخابات آزاد حركت كند و سهمى شايسته در جامعه جهانى داشته باشد. مردم عراق از جهانيان مى خواهند در بازسازى كشورشان يار و ياور آنها باشند. عراق خواهان ايجاد روابط درست وعادلانه با كشورهاى همسايه خود و جهان است.