|
دردادگاه
به خاطر ۱۹ مثقال طلا زن صيغه اى همسرش را زندانى كرد
|
|
|
مردى كه زنى را به عقد موقت خود درآورده بود به خاطر ناتوانى در پرداخت مهريه ۱۹ مثقال طلا، روانه زندان شد . چندى قبل زن ۴۷ ساله اى با مراجعه به شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده با تسليم دادخواستى به قاضى پرونده گفت: تاكنون ۲ بار ازدواج ناموفق داشته ام كه در ازدواج اول حق و حقوق قانونى ام از ميان رفت و من به همراه ۳ فرزندم آواره شديم. وى در ادامه گفت: حدود ۱۳ سال پيش با همسر اولم كه يك معمار ساختمان بود در كاشان آشنا شدم و پس از مدتى با مهريه ۱۰۰ سكه طلا پاى سفره عقد نشستيم و پيوند زناشويى بستيم. بعد از گذشت چند سال صاحب ۲ پسر و يك دختر شديم كه با آمدن بچه ها زندگى ما بهتر و شيرين تر شد و ما نيز احساس خوشبختى مى كرديم تا اين كه يك روز عصر جغد شوم روى بام خانه مان نشست. با ديدن آن دل آشوب و نگران شدم كه همان روز خبر آوردند كه همسرم هنگام كار از طبقه هشتم يك آپارتمان مسكونى سقوط كرده و جان سپرده است. حدود يك سال از ماجراى تلخ مرگ شوهرم گذشت و خانواده همسرم ديگر مثل سابق نبودند و ۲ برادر شوهرم با پرداخت مبلغ ناچيزى به عنوان سهم الورث، من و فرزندانم را با تمام سختى هاى روزگار تنها گذاشتند. در حقيقت آنها خانه و مصالح فروشى شوهرم را به بهانه اين كه او بدهكار بوده فروختند و پول آن را هم ميان خودشان تقسيم كردند. بدون اين كه مهريه من و حقوق فرزندان يتيمم را از ارثيه پدرشان پرداخت كنند. بنابراين ما نيز مجبور شديم براى كار و ادامه زندگى به تهران نقل مكان كنيم. از آن جا كه در تهران نيز جا و مكانى نداشتيم، مدتى را در مسافرخانه به سر برديم. اما با تمام شدن پولمان مجبور شديم در بوستان ها شب را به صبح برسانيم. حدود يك ماه در تهران سرگردان بوديم تا اين كه يكى از دوستان همسرم را در تهران ديدم و با كمك او در يك شركت توليدى به عنوان بافنده مشغول به كار شدم. حدود ۴ ماه پيش در محل كارم با مرد ۴۸ ساله اى كه با شركت ما قرارداد همكارى داشت آشنا شدم و پس از مدتى دريافتم او حدود يك سال قبل به دليل اختلاف هاى خانوادگى همسرش را طلاق داده است. اين مرد در يكى از اين ملاقات ها به من پيشنهاد ازدواج موقت داد و من هم به خاطر اين كه سرپرستى داشته باشم و بتوانم زندگى فرزندانم را تأمين كنم پيشنهاد او را پذيرفتم و با حضور در يكى از دفاتر ثبت ازدواج با مهريه ۱۹ مثقال طلا براى يك سال به عقد موقت او درآمدم. اين زن به قاضى دادگاه گفت: با گذشت چند هفته از ازدواج موقت مان به خاطر اين كه سرنوشت تلخ ازدواج اولم تكرار نشود و حق و حقوق قانونى ام از ميان نرود، از همسرم درخواست مهريه ۱۹ مثقال طلا را كردم كه او در ابتدا فكر كرد شوخى مى كنم، اما وقتى فهميد خواسته ام جدى است خانه را ترك كرد و رفت و ديگر بازنگشت. اكنون آقاى قاضى براساس سند رسمى كه در دفتر خانه به ثبت رسيده است من مهريه ام را مى خواهم. شوهر اين زن صيغه اى در پاسخ به شكايت همسرش به قاضى دادگاه گفت: من وقتى فهميدم او و بچه هايش سرپناه و سرپرستى ندارند از سر دلسوزى و حمايت از آنها به او پيشنهاد ازدواج موقت دادم، اما نمى دانستم كه گرفتار چنين مشكل بزرگى خواهم شد. وى در ادامه گفت: در حال حاضر پولى در بساط ندارم كه بخواهم مهريه ۱۹ مثقال طلاى او را پرداخت كنم. قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات زن و مرد، به استناد قانون مدنى به دليل اين كه مهريه عندالمطالبه است، مرد را محكوم به پرداخت مهريه در حق همسر موقتش كرد. بر اساس همين گزارش، پرونده اين مرد براى اجراى حكم به دايره اجراى احكام مجتمع قضايى خانواده ارجاع شد و قاضى اجراى احكام مرد را به خاطر ناتوانى در پرداخت مهريه به زندان فرستاد.
|