چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱ شعبان ۱۴۲۸
Wed, Aug 15, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
ماجرا
رودررو
خانواده
گفت وگو با محمدحسن رزاق، مدرس قرآن
و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون؛
و جن و انسان را جز براى پرستش خود نيافريدم.
سوره ذاريات۵۶
معجزه شُكر
308760.jpg
عبدالرضا حداديان

در چند آيه از جمله سومين آيه سوره انسان، خداوند انسان ها را هدايت كرده و آنها را به دو گروه تقسيم نموده است:
يك دسته شاكر و دسته اى كافر. آيه: «اگر از شكرگزاران باشيد بر نعمت هايتان خواهم افزود»(۱) و نيز ستايش انبياى الهى به داشتن روحيه شكرگزارى(۲) و همچنين تأملى اندك در اين كه نخستين فرمان الهى به لقمان حكيم پس از دادن حكمت به وى، دستور به شكرگزارى است(۳) و شيطان سوگند ياد نموده كه انسان ها را از مسير شكر خارج كند،(۴) افزون بر اين كه خداوند متعال بارها امر به شكر كرده و از ناسپاسى بيشتر مردم شكايت كرده است.(۵) از اين رو خوب است تا با دقت بيشترى به بررسى مسأله شكر در قرآن بپردازيم. تفكر در ۷۸ كاربرد واژه «شكر» و مشتقات آن در قرآن و برخى تفاسير، نتايج شگفت آورى به همراه داشته است كه مختصر، ولى مفيد تقديم حضورتان مى گردد:


*شاكر يا كافر؟
خداوند متعال در يكى از كليدى ترين آيات قرآن كريم و درست هنگامى كه از خلقت انسان سخن مى راند به روشنى انسان ها را به دو گروه شاكر و سپاسگزار و يا كافر و ناسپاس تقسيم مى نمايد.(۶) طبق اين آيه و آيات ديگر سوره «انسان، خداوند حكيم همه انسان ها را به وسيله ۳ چراغ فطرت، عقل و وحى» هدايت نموده و راه راست و زندگى درست را به آنان نشان داده است، حال اين خود انسان است كه مى تواند با قرارگرفتن در گروه شاكران به پيمودن راه راست در پرتو هدايت الهى ادامه داده و سعادتمند شود، تا جايى كه با وصف «ابرار» در آيات بعدى مورد تمجيد الهى واقع شده و از بهترين نعمت هاى بهشتى، پاداش گيرد، يا اين كه تحت فرمان نفس اماره و شيطان به ناسپاسى و كفران نعمت هاى خدا پرداخته و شقاوت، بدبختى و عذاب دردناك الهى را نصيب خود نمايد. البته توجه به اين نكته نيز لازم است كه فرق است ميان «شكركردن» و «شاكربودن»، چرا كه «شكر كردن» تنها دلالت دارد بر اين كه شكرى از انسان سرمى زند ولى «شاكربودن» دلالت دارد بر اين كه اين عمل شكر عادت و صفت هميشگى شده، پس كلمه «شاكرين» به معناى كسانى است كه در باطن داراى صفت شكر هستند و اين فضيلت در آنها استقرار يافته.(۷)
*حقيقت شكر
بيشتر مفسران، حقيقت شكر را در اظهار نعمت دانسته اند به نحوى كه در مرحله نخست شكر قلبى است، به اين معنا كه انسان همه نعمت ها را از خدا بداند؛ مرحله دوم شكر زبانى و ثناى منعم است، نظير گفتن «الحمدالله» و مرحله نهايى شكر عملى است، يعنى نعمت را در جايى كه نعمت دهنده در نظر داشته استفاده كنى كه اين مرحله با انجام عبادت و صرف عمر و اموال در مسير رضاى خدا و خدمت به مردم محقق مى شود.(۸) امام صادق (ع) فرمودند: «شكر نعمت، دورى از گناه است» و نيز فرمود: «شكر آن است كه انسان نعمت را از خدا بداند (نه از زيركى، علم، عقل و تلاش خود يا ديگران) و به آنچه خدا به او داده راضى باشد و نعمت هاى الهى را وسيله گناه قرار ندهد، شكر واقعى آن است كه انسان نعمت خدا را در مسير خدا قرار دهد»؛ و به راستى آيا عمل و برخورد ما با نعمت هايى از جمله آب، هوا، سوخت و انرژى، سلامتى، آرامش، پدر و مادر و ... مصداق شكر عملى هست يا نه؟
*مهم ترين آيه شكر
«لئن شكرتم لازيد تكم و لئن كفرتم ان عذابى لشديد»(۹) اين آيه كه به نظر برخى مفسران مهم ترين و سريع ترين آيه قرآن در مورد شكر نعمت و يا كفران آن است، بعد از آيه مربوط به نعمت آزادى و تشكيل حكومت الهى به رهبرى حضرت موسى(ع) مطرح شده و چند نكته را دربردارد:
۱ـ حكومت الهى و رهبر آسمانى از مهم ترين نعمت ها است و اگر شكرگزارى نشود، خداوند مردم ناسپاس را به عذابى شديد گرفتار مى كند.
۲ـ سنت قطعى و حتمى خدا بر اين است كه شكر (و استفاده بهينه از امكانات) را وسيله زيادى و افزايش نعمت قرار داده است.
۳ـ با شكر نه تنها نعمت هاى خداوند زياد مى شود، بلكه خود ما نيز رشد پيدا مى كنيم، ارتقا مى يابيم و بالا مى رويم چرا كه فرمود: «لا زيدتكم»
۴ـ كيفر كفران نعمت تنها گرفتن نعمت نيست بلكه گاهى نعمت سلب نمى شود ولى به صورت نعمت و همراه با سنت استدراج، موجب سقوط تدريجى انسان مى شود. (۱۰)
*رابطه شكر با اخلاص و شهود
در چند جاى قرآن از قول ابليس نقل شده كه به عزت خدا قسم خورده و گفته: «همه انسان ها را گمراه مى كنم مگر بندگان مخلص تو را»(۱۱) در اين آيات شيطان از اغوا و گمراه ساختن كلى خود احدى را استثنا نكرده مگر «مخلصين» را و خداى تعالى هم گفتار او را امضا نموده و رد نكرده است. از طرفى و در جاى ديگر قرآن حكايت مى كند كه ابليس گفت: «... بر سر راه مستقيمى كه تو براى بشر ترسيم نموده اى مى نشينم، آن گاه از پيش رو و پست سر و راست و چپشان سروقتشان مى آيم به طورى كه بيشترشان را شاكر نيابى»(۱۲)، با مقايسه اين دو آيه شريفه به راحتى مى توان دريافت كه ترفند شيطان براى گمراه ساختن انسان و خارج كردن وى از دايره مخلصان واقعى، جداسازى او از گروه «شاكران» است، پس هر چه بيشتر در وادى شكر گام برداشته و به مقام اخلاص در نيت و عمل نزديكتر شويم، دست شيطان و شيطان صفتان از ما كوتاه و كوتاه تر خواهد شد. افزون بر اين كه مفسر و فيلسوفى چون علامه طباطبايى، شاكران واقعى را مخلصان واقعى مى داند.(۱۳) عارفى چون خواجه عبدالله انصارى، شكر را داراى مراحلى دانسته و آن را موجب رسيدن به شهود و لقا پروردگار معرفى مى نمايد.(۱۴)
* نمونه هاى شكرعملى
خداوند نيازى به عبادت و تشكر ما ندارد و قرآن بارها به اين حقيقت اشاره كرده و فرموده است: «خداوند از شما بى نياز است (۱۵) ولى توجه ما به او مايه عزت و رشد خود ماست، همان گونه كه خورشيد نيازى به ما ندارد و اين ما هستيم كه اگر منازل خود را روبه خورشيد بسازيم از نور و روشنايى آن استفاده مى كنيم. پس همان گونه كه انسان هاى عاقل و خردمند كمال استفاده را از امكانات طبيعى مى برند تا خود به رشد و كمال برسند ما نيز با وارد شدن در گروه شاكرين خود را در معرض پرتوهاى درخشان تشكر از خداوند قرار مى دهيم و البته چون مى دانيم كه براى شاكر شدن و شاكر بودن علاوه بر تشكر قلبى و زبانى عمل نيز لازم است. پس چند نمونه از راه هاى عملى سپاسگزارى را مرور مى نماييم:
۱ـ نماز: بهترين نمونه شكر خداوند است، خداى مهربان به پيامبرش مى فرمايد: «به شكرانه اين كه ما به تو خير كثير عطا كرديم، نماز برپاكن.»(۱۶)
۲ـ روزه: «آنچنان كه پيامبران الهى به شكرانه نعمت هاى خدا روزه مى گرفتند.(۱۷)
۳ـ خدمت به مردم: قرآن مى فرمايد: اگر بى سوادى از باسوادى درخواست نوشتن كرد، سرباز نزند و به شكرانه سواد، نامه او را بنويسد.(۱۸)
۴ـ قناعت: پيامبراكرم (ص) فرمودند: «قانع باش تا شاكرترين مردم باشى.»(۱۹)
۵ـ يتيم نوازى و كمك به محرومان و نيازمندان (۲۰)
۶ ـ تشكر از مردم كه تشكر از خداست، آنچنان كه در روايات آمده:«كسى كه از مخلوق تشكر نكند، از خداوند شكرگزارى نكرده.(۲۱)
و البته همه اين موارد كه بيان شد زمانى سودمند بوده و معنا پيدا مى كند كه سعى نماييم تا همگى نعمت هاى الهى را در مسيرى كه خودش خواسته و در راه طاعت و بندگى او استفاده نماييم و نه در راه معصيت و نافرمانى.
*آسيب شناسى شكر
آسيب شناسى شكر يعنى اين كه ببينيم چرا تنها در خوشى ها و شادى ها و آن هم گاهى اوقات، به حمد و سپاس خدا مى پردازيم و چرا شاكر خوبى نيستيم؟ براى يافتن پاسخ به اين مثال توجه كنيد: وقتى خود را به دست دندانپزشكى دانا و مجرب مى سپاريم هر چند ترميم دندان و لثه همه وجود ما را به درد مى آورد (تا حدى كه اشكمان جارى مى شود) ولى صبر نموده و علاوه بر صبر در انتها از او تشكر هم مى نماييم و اين بدان علت است كه به علم و حكمت و خيرخواهى او ايمان داشته و مى دانيم كه در پس اين دردها، راحتى و آرامش است. حال به اين آيه قرآن توجه كنيد: «چه بسيار چيزهايى كه شما دوست نداريد ولى در حقيقت به نفع شماست و چه بسيار چيزهايى كه شما دوست داريد ولى به ضرر شماست و خدا مى داند و شما نمى دانيد.»(۲۲)
اگر بدانيم كه ديگران مشكلات بيشترى دارند، اگر بدانيم مسائل و مشكلات زندگى غرور ما را مى شكند و سنگدلى ما را برطرف مى كند، اگر بدانيم كه مشكلات ما را به ياد دردمندان مى اندازد، اگر بدانيم مشكلات و دشوارى ها ما را به فكر دفاع و ابتكار مى اندازد، اگر بدانيم مشكلات و سختى ها افزون بر نام آنچه گذشت، ارزش نعمت هاى گذشته را به ياد ما مى آورد، كفاره گناهان است، سبب دريافت پاداش اخروى است، هشدار و زنگ بيدارباش قيامت بوده و همچنين سبب شناسايى ميزان صبر خود و يا سبب شناسايى دوستان واقعى است و اگر هنگام برخورد با مسأله يا مشكلى بدانيم كه ممكن بود مشكلات بيشتر يا سخت ترى براى ما پيش آيد (۲۳) و از همه مهم تر اگر به علم و حكمت و خيرخواهى خداوند متعال ايمان داشته باشيم، خواهيم دانست كه تلخى هاى ظاهرى نيز در جاى خود شيرين است و شايسته شكر. مگر بارها نشنيده ايم كه حضرت زينب (س) در اوج سختى هاى ظاهرى و پس از تحمل رنج هاى فراوان در پاسخ جنايات بنى اميه چه گفتند؟ «ما رأيت الا جميلا»(۲۴) يعنى در همه اين مراحل جز زيبايى نديدم و اين يعنى اوج نگرش الهى و ايمان به علم و حكمت و خيرخواهى خداوند، سپس با توجه به اين مطالب آيا فكر نمى كنيد كه ناسپاسى ها و جزع و فز ع هاى ما در زندگى از كمبود ايمان به خدا ناشى اند و اشتباه در نوع ديد و نگرش ما به زندگى و حوادث آن است؟
گفت وگو با محمدحسن رزاق، مدرس قرآن
بايد زبان قرآن را آموخت
308757.jpg
صدرا كريمى

محمدحسن رزاق ۵۰ ساله است و تحصيلات حوزوى دارد. او حاصل فعاليت هاى قرآنى ۱۲ ساله اش را با عنوان «زبان آموزى قرآن» ارائه كرده و استقبال فراوان از اين طرح، موجب شده است كه تاكنون بيش از ۲۰۰ شعبه از مؤسسه زبان آموزى قرآن را در استان تهران راه اندازى كند. زمانى كه در دفتر مركزى مؤسسه با او به گفت وگو نشستيم از نامه اى كه به تازگى از دفتر برنامه ريزى و تأليف كتب درسى وزارت آموزش و پرورش به دستش رسيده بود بسيار خوشحال بود. مديركل دفتر برنامه ريزى و كتب درسى در نامه اى اعلام آمادگى كرده بود كه طرح زبان آموزى قرآنى به طور آزمايشى براى دانش آموزان و معلمان اجرا شود.

* به عنوان يك مدرس قرآن روش هاى آموزش خواندن قرآن كريم كه در كشور و نظام آموزشى ما متداول است را چطور ارزيابى مى كنيد؟
۲ نحوه آموزش قرآن در كشور وجود دارد. يكى با محوريت خواندن قرآن به وسيله چشم كه در اين گرايش آموزش با تشخيص حركات و با بيان قواعد موجود در كتابت قرآن ادامه مى يابد و سپس توصيه مى شود كه قرآن آموز با تمرين شخصى و يا شركت در جلسات قرائت قرآن توان خواندن خود را افزايش دهد. روش ديگر استفاده از روش يادگيرى سمعى يا شنيدارى است كه آيات قرآن در قالب صوت به وسيله معلم يا نوار آموزشى به قرآن آموز عرضه مى شود و با تقليد و تكرار آيات در حافظه مى ماند. به اين ترتيب وقتى كه متن كلمات ديده مى شود با مراجعه به انباره سمعى مغز، شروع به خواندن كلمات مى كند. البته روش نخست ويژه كشور ايران است اما روش دوم مشابه آموزش در برخى كشورهاى اسلامى است. با هر ۲ روش مى توان خواندن قرآن را ياد گرفت اما نفهميدن معناى كلمات و ناتوانى در درك معناى ظاهرى آيات از عمده ترين مشكلات اين ۲ روش آموزشى بويژه براى فارسى زبان هاست.
* روشى كه شما براى آموزش قرآن كريم ابداع كرده ايد و به ظاهر مورد تأييد كارشناسان قرار گرفته است، چگونه است و با روش هاى فعلى چه تفاوت هايى دارد؟
در شيوه اى كه ما در مؤسسه زبان آموزى قرآن كريم اجرا مى كنيم، زبان فهم قرآن را به قرآن آموزان ياد مى دهيم. به نحوى كه با آموزش قرآن معناى كلمات فهميده مى شود، كل آيات حفظ مى شود و افزون بر اينها قرآن آموز با تكميل مراحل آموزشى، مسلط به گفت وگوى قرآنى مى شود، يعنى در زندگى روزمره و براى هر رفتار و كردارى به طور فورى شاهد و مثالى از آيات قرآن در ذهن فرد حاضر مى شود و همه حركات و سكنات و گفتار انسان مطابق قرآن مى شود. كليد همه اين موفقيت هاى قرآن آموزى در فراگيرى زبان عربى يا بهتر بگوييم فراگيرى زبان قرآن و دانستن معناى كلمات است، اين روش در اجرا بر ۴ مهارت «شنيدن، گفتن، خواندن و نوشتن» بنا شده است.
* توضيح جزئى تر نحوه آموزش شما مى تواند براى علاقه مندان جذاب باشد.
در ابتداى آموزش، معلم معناى كلمات قرآن را به صورت تك تك بيان مى كند و قرآن آموز در جزوه هاى آماده شده و زير كلمات قرآن مى نويسد. پس از اين مرحله نوار ترتيل قرآن (۳ بار تكرار) پخش مى شود و قرآن آموز بر روى درك معناى كلمات پخش شده، تمركز مى كند. قرآن آموز موظف است در طول هفته با شنيدن مكرر آيات، خود را به حدى برساند كه به محض شنيدن آيات و يا ديدن آنها بتواند به راحتى معناى آن را بيان كند. تمرين هاى مكرر و آزمون ها، وضعيت قرآن آموز را ارتقا مى دهد و در مرحله بعد در كلاس، ابتدا تمرين هاى مكتوب در قالب تست و پرسش و تمرين هاى شفاهى با مديريت استاد انجام مى شود. كارشناسان آموزش قرآن معتقدند اين روش به شرط تمرين هاى منظم، شيوه اى كارآمد است كه بر اثر تكرار قرآن آموز افزون بر حفظ، معناى آنچه را مى خواند يا مى شنود را مى فهمد و با شنيدن صوت هاى مخلتف از قاريان متفاوت ضمن آشنايى با لحن هاى گوناگون تلاوت قرآن، توانايى زيباخوانى آيات در قرآن آموز تقويت مى شود.
* حتماً اتفاق يا مسأله اى خاص موجب شد كه شما به اين فكر بيفتيد كه بايد روش تازه اى براى آموزش قرآن كريم استفاده شود؟
من در حوزه علميه تحصيل كرده ام و به طور طبيعى با قرآن و علوم قرآنى آشنايى داشتم ولى هميشه اين سؤال برايم مطرح بود كه چرا مردم آن طور كه بايد با قرآن مأنوس نيستند و فاصله اى ميان مردم و قرآن وجود دارد. با كمى بررسى فهميدم اين فاصله و جدايى به نحوه آموزش قرآن بازمى گردد. يعنى به دليل اين كه زبان ما با زبان قرآن كريم فرق دارد به طور طبيعى مردم هميشه احساس مى كنند كه اين متنى كه مى خوانند با آنها فاصله زيادى دارد. ما سعى كرديم اين فاصله را برداريم. يعنى كارى كنيم كه وقتى كسى قرآن مى خواند يا مى شنود، معناى آن را به سادگى متوجه شود اين فهميدن معنا موجب از بين رفتن آن فاصله مى شود. هدف ما در اين طرح، حفظ قرآن نيست ولى از آنجايى كه قرآن آموز زبان قرآن را مى آموزد و به دليل تكرار فراوان ناخودآگاه قرآن را حفظ مى شود و پيش از آن با ترجمه قرآن به طور كامل آشنا مى شود.
* اين دوره ها براى دانشجويان هم كارآيى دارد؟
در حال حاضر من اين دوره ها را در برخى مدارس، دانشگاه ها و حتى برخى وزارتخانه ها تدريس مى كنم و تفاوتى نمى كند كه در چه سن و با چه تحصيلاتى باشيد، اما اگر فردى مثلاً دانشجو يا طلبه باشد سريع تر و با صرف زمان كمتر دوره ها را كامل مى كند. يعنى يك دانشجو در ۴ ترم ۳ ماهه زبان آموزى را كامل مى كند ولى ممكن است طول دوره تا ۱۱ ترم براى افراد عادى طول بكشد. البته دوره هاى غيرحضورى و مكاتبه اى براى كسانى كه نمى توانند در كلاس ها شركت كنند هم وجود دارد.
* اساتيد مؤسسه تان را چطور انتخاب مى كنيد؟
بيشتر اساتيد ما كسانى هستند كه خودشان اين كلاس ها را گذرانده اند و به طور كامل با شيوه آموزش آشنايى دارند. بسيارى از اساتيد مؤسسه زبان آموزى را خواهران طلبه تشكيل مى دهند ولى از هر قشر و با هر سن و سالى به شرط گذراندن دوره ها و تسلط به قرآن استفاده مى كنيم.
* به خانواده خودتان هم آموزش داده ايد؟
بله همسرم جزو اساتيد مؤسسه است و هر ۴ فرزندم دوره هاى زبان آموزى را به طور كامل گذرانده اند.
عبادت و ديگر هيچ!
و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون؛
و جن و انسان را جز براى پرستش خود نيافريدم.
سوره ذاريات۵۶
مهدى ملك محمدى

۱- برخى ها هر وقت گرفتار مى شوند دعاى امن يجيب مى خوانند و دست تضرع به سوى خدا بلند مى كنند و همين كه بارشان از پل گذشت، خدا هم از يادشان مى رود. خدا در زندگى اين جور آدم ها در حاشيه و كناره است «و من الناس من يعبدالله على حرف...» (حج۱۱‎/)
بسيارى از ما آدم ها معتقديم هم بايد خدا را داشته باشيم و هم به كارهاى ديگرمان برسيم. عمل به دستورات و احكام شرع به جاى خود و پول درآوردن و زندگى خوب هم جاى خود.
قرآن هدف اصلى از آفرينش ما انسان ها را يك چيز مى داند و بس: عبادت خدا «... الا ليعبدون». بنا به فرموده آفريدگار، ما كارى جز عبادت نداريم. نگاه قرآنى به زندگى برخلاف ديدگاه عوامانه از انسان يك عابد محض مى سازد. در واقع انسان قرآنى همه برنامه ها و اهداف ميانى زندگى خود را بر اساس هدف عبادت خدا و رضايت او تنظيم مى كند. كار و تلاش روزانه اين انسان جز براى تأمين اين هدف نيست.
چنان كه روشن است عبادت تنها در مهر و سجاده و گرسنگى خلاصه نمى شود و در فرهنگ قرآن و اهل بيت (ع) معناى وسيعى دارد: «انجام كار براى خشنودى خدا» و در نتيجه با اين نگاه همه كارها مى تواند عبادت خدا باشد.
پيامد اين نگاه به زندگى آن است كه اين گونه افراد هيچ وقت گرفتار گناه نمى شوند زيرا آن را مورد پسند خدا نمى دانند. گذشته از اين هميشه در انجام كارهاى نيك و خدمت به خلق از يكديگر پيشى مى گيرند چرا كه معتقدند جز براى اين كار آفريده نشده اند. آنها كار مباح هم نمى كنند چرا كه همه كارهايشان حتى خوردن و خوابيدن براى خشنودى خدا انجام مى شود؛ خوب بخورم و خوب بخوابم تا بتوانم بهتر بندگى كنم. انسان تربيت شده قرآن نيازمندى ديگران به او را فرصتى براى نزديك تر شدن به خدا مى داند و امروز و فردا كردن برايش معنا ندارد.
گرچه اين نگاه به زندگى براى خيلى ها سخت و حتى غيرقابل اجراست ولى با مطالعه زندگى بزرگان، نمونه هاى فراوانى از اين گونه زندگى قرآنى مى يابيم ، مهم آن است كه چشم ها را با زلال وحى بشوييم و به قله چشم بدوزيم.
۲- هدف همه موجودات ناقص آن است كه با انجام برخى كارها به كمال برسند. يكى درس مى خواند تا از نادانى به دانايى برسد و ديگرى با بخشيدن مال خود، صفت جود را كه نداشت به دست مى آورد و به او مى گويند جواد و بخشنده.
گفتيم هدف خدا از آفرينش ما، تنها عبادت او است. خدا كه وجود كامل است چگونه مى تواند هدفى داشته باشد؟ او كه نمى خواهد كامل شود!
براى دريافت پاسخ به اين مثال توجه كنيد:
معلم كلاس به دانش آموزان سفارش مى كند كه خوب درس بخوانند. او در راه آموزش دادن شاگردان از هيچ تلاشى فروگذارى نمى كند. به نظر شما دلسوزى معلم جز به سود دانش آموزان است وخود نيز از آن بهره اى مى برد؟ مطمئناً خير، او هدفى جز موفقيت شاگرد خود ندارد.
۳- خداوند نيز هدفش از خلقت انسان ها عبادت است، نه براى كامل شدن خود چرا كه او بى نياز از هرگونه عبادت ماست. سود و بهره عبادت كه خشنودى پروردگار و رسيدن به بهشت برين است تنها به بندگان مى رسد و اين همان هدف خدا از آفريدن انسان است.
خبر كوتاه
تأكيد آيت الله جوادى آملى
بر نقش حساس صدا و سيما
308739.jpg
آيت الله جوادى آملى در ديدار مديران و اعضاى ستاد طرح تابستانه ،۱۴۴۱ بر اشاعه پيام قرآن كريم و اسلام با زبان روز از طريق صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران به جهانيان تأكيد كرد. اين مفسر قرآن با اشاره به فرازهايى از مناجات شعبانيه به تبيين مقام انسان و نحوه گفت وگوى خداوند با انسان پرداخته و گفت: خداوند به ۳ روش با انسان صحبت مى كند، نخست به صورت بى واسطه، دوم به صورت ماوراء و سوم به وسيله فرستادن پيامبر الهى.
وى افزود : روش هاى اول و دوم براى ما مقدور نيست اما روش سوم موجود است كه همانا كتاب آسمانى است. بايد ديد كه قرآن به ما چه گفته است؟ خدا با شما چه گفته است؟ به طور قطع خدا با همه ما سخن گفته و اگر كسى در دنيا نتواند سخن خداوند را بشنود، در قيامت هم بنا به روايات به صورت اصم محشور مى شود. آيت الله جوادى آملى با تأكيد بر نقش حساس و تأثيرگذار صدا و سيما در فرهنگ جامعه گفت: جهان امروز تشنه شنيدن كلام خداست و انسان امروزى خسته از فساد و تباهى است. امروزه در سراسر جهان يك كشور وجود دارد كه مى تواند اين عطش بشر را با آب زندگانى كه همانا قرآن كريم است برطرف سازد و در اين راستا مسئولان صدا و سيما مسئوليت خطيرى برعهده دارند.

حركت روبه جلو است
308730.jpg
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى گفت: در مباحث مختلف حفظ، قرائت، تفسير، تحقيق و پژوهش پيشرفتمان شگفت انگيز بوده با اين حال اين پيشرفت ها در برابر عظمت قرآن ناچيز است و هيچ وقت نبايد به آنچه به دست آمده قانع باشيم، بلكه بايد به قله هايى بينديشيم كه با همت بلند و پشتكار به دست خواهيم آورد.
محمدحسين صفارهرندى كه در حاشيه مراسم گشايش بيست وچهارمين دوره مسابقات بين المللى قرآن كريم سخن مى گفت در ادامه افزود: هر منصفى كه اين صحنه ها را ببيند و روندى را كه در زمينه هاى مختلف علوم قرآنى طى شده و امسال را با سال هاى گذشته قياس كند به اين نتيجه مى رسد كه در اين زمينه پيشرفت و حركت روبه جلويى داشته ايم.

شمار نشريات قرآنى بايد افزايش يابد

عليرضا ملكيان با تأكيد بر اهميت ويژه معاونت مطبوعاتى بر نشريات قرآنى گفت: معاونت مطبوعاتى ارشاد به همه كسانى كه به عنوان خادم قرآن در اين عرصه فعاليت مى كنند و به اشاعه فرهنگ قرآنى مى پردازند احترام بسيار مى گذارد. معاون مطبوعاتى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى افزود: در كشور ما هر اندازه نشريات قرآنى افزايش پيدا كند مشكلى ايجاد نمى شود زيرا در قرآن آنقدر مطالب و موضوعات متنوع و گوناگون آمده است كه بايد در هر يك بطور تخصصى تحقيق شود. ملكيان با اشاره به آسيب هاى موجود در نشريات قرآنى اضافه كرد: تاكنون دست اندركاران اين نشريات مشكل خاصى را در ارتباط با اين حوزه با معاونت مطبوعاتى مطرح نكرده اند، اما آنچه به عنوان آسيب در اين نشريات به چشم مى خورد محتواى اين نشريات است كه گاهى برخى مطالب آنها با روح قرآن و آنچه انبياى الهى بيان كرده اند منافات دارد كه اين موضوع هم به اين نشريات و هم به جامعه ضربه مى زند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |