شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ - ۴ شعبان ۱۴۲۸
Sat, Aug 18, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
سلامت
خانواده
گزارشى از گرايش كارگردانان تئاتر به كمدى و طنز
به پيشواز هفتاد و پنجمين جشنواره فيلم ونيز
گزارشى از گرايش كارگردانان تئاتر به كمدى و طنز
به اشك بگو بخندد
309264.jpg
] جمال جعفرى آثار [


«جهان براى كسانى كه مى انديشند، كمدى و براى آنان كه احساس مى كنند، تراژدى است.»
(هوراس والپول)

در يك بررسى آمارى از بين ۸۰ نمايشى كه از ابتداى سال ۸۵ تا امروز در مجموعه تئاترشهر روى صحنه رفته است، بيش از ۴۰ نمايش آن در قالب كمدى قرار داشته كه يا از موقعيت هاى كميك و طنز به نفع نمايش استفاده شد يا غالباً ساختار طنز داشته اند. نمايش هايى مثل ازخاك تا افلاك، وزير خان لنكران، عشقه، بيوه هاى غمگين سالار جنگ، اديپ افغانى، رونيك، شوايك، مرگ فروشنده ،همسايه آقا، خانواده تت و غيره از آن جمله اند. البته اين آمار محدود به اجراهاى تئاترشهر است و مى توان به آن نمايش هاى روى صحنه رفته در تالارهاى سنگلج، مولوى، وحدت، خانه نمايش، هنر، فرهنگسراها و غيره را اضافه كرد كه به دليل مخاطبينى كه از اين سالن ها استقبال مى كنند، انتظار نمايش هاى كمدى بيشتر است. بخصوص دو تالار سنگلج و مولوى كه اولى به دليل اجراى نمايش هاى آئينى ـ سنتى مثل تخته حوضى و ديگرى به رغم داشتن تعريف مشخصى از نمايش هاى دانشگاهى و تجربى انتظار هجو، طنز و موقعيت كمدى در آن بيشتر ديده مى شود. در يك بررسى عمومى از كل اجراهايى كه در طول ۲ سال اخير روى صحنه رفته است، اين فرضيه قوت مى يابد كه رويكرد اكثر كارگردانان تئاتر به اجراى نمايش هاى كمدى و ايجاد موقعيت طنز در نمايش ها افزايش يافته است. شايد يك دليل ساده آن استقبال هميشگى تماشاگران از نمايش هاى كمدى و طنز باشد و ايجاد موقعيت طنزآميز در نمايش هايى كه كمدى نيستند، تمهيد آزموده باشد كه هر كارگردانى براى رهايى از رخوت و ركود فضاى نمايشى خود از آن استفاده كند. اين كه چقدر كارگردان مجاز به استفاده از اين تمهيدات است، و در گونه تراژدى و تراژديكمدى چقدر ظرفيت اجرايى موقعيت طنزآميز وجود دارد؟ به همراه اين سؤال اصلى كه دلايل گرايش كارگردانان به نمايش هاى كمدى چيست؟ ماهيت گزارش ما را تشكيل مى دهد.
«منوچهر اكبرلو» منتقد تئاتر و سينما كه پژوهش هاى گسترده اى درباره مخاطب شناسى تئاتر و سينما انجام داده، معتقد است: «استقبال يا عدم استقبال تماشاگران به گونه كمدى يا تراژيك آن بستگى ندارد. در همين چند سال اخير نقيصه اين فرضيه را تجربه كرده ايم. در فيلمى مثل «قلقلك» كه در ژانر كمدى است، استقبال خوبى صورت نمى گيرد و برعكس در رسانه اى مثل تلويزيون دو سريال «نرگس» و «زير تيغ» با وجود نداشتن حتى يك موقعيت طنز، استقبال بى شائبه مردم را به همراه دارد. در نتيجه اين ژانر نيست كه استقبال يا عدم آن را رقم مى زند. بلكه به عقيده من قصه نمايش يا فيلم است كه تأثير مستقيمى بر مخاطبان دارد. در تئاتر به دليل وجود مخاطبين خاص و محدود، اتفاقاً مضمون بر گونه تراژدى، تراژدى كمدى يا كمدى ارجحيت دارد. زيرا درك مخاطب خاص تر است و لاجرم انتخاب هاى او هم گزيده تر است. مخاطب خاص تئاتر نمايش هايى كه مفاهيم كلى تحول، انتقام، پيروزى خير بر شر و غيره را بيشتر مى پسندد تا اين كه به گونه مشخص آن وقعى بگذارد.» اين نظر تا آنجا مى تواند درست باشد كه روند كلى اجراهاى روى صحنه رفته به لحاظ مضمون را در نظر نگيريم. زيرا آنچه در واقعيت استقبال تماشاگران از نمايش ها وجود دارد غير ازآن است.
اگر به ليست نمايش هاى پرفروش و پرمخاطب يكى دو سال اخير توجه كنيم، اين واقعيت را مى پذيريم. از خاك تا افلاك، اكبر آقا اكتور تئاتر، دو متر در دو متر جنگ، وزيرخان لنكران، ددالوس و ايكاروس، اولئانا، شوايك، مرگ فروشنده، همسايه آقا، خانواده تت و... از جمله نمايش هايى هستند كه يا در گونه صرفاً كمدى اجرا شده اند و يا از موقعيت طنز به نفع نمايش استفاده شده است. در مقابل نمايش هايى مثل امشب بايد بميرم (نصرالله قادرى)، گوشه نشينان آلتونا (مريم معترف)، پرتره (محمدرضا خاكى)، كورى، مرگ و شاعر، حرير سرخ صنوبر، بدرود امپراتور، تراژدى ترديد و... به رغم داشتن مضامينى چه بسا عميق تر از نمايش هاى فوق، استقبال چندانى از آنها صورت نمى گيرد. اما «اشكان غفارعدلى» كه منتقد تئاتر است در زمينه تأثيرپذيرى مخاطب از رسانه پژوهش هايى انجام داده كه رويكرد كارگردانان را به نمايش هاى كمدى تا حدودى مشخص مى كند.
وى معتقد است: «اگر مى بينيد تماشاگران از نمايش هاى كمدى و طنز بيشتر استقبال مى كنند به دليل بدعادت دادن مجموعه طنزهاى ۹۰ شبى تلويزيون است. اين عادت از وقتى در تلويزيون رايج شد، جريان ساز شكلى از كمدى هاى لوده، سبك و تيپيكال بود كه متأسفانه به رسانه هاى ديگر هم منتقل شد. چنان كه ما نمونه هاى مشهودى از اين شكل در سينما در سال هاى اخير ديده ايم. در تئاتر به دليل خاص بودن تماشاگرانش، اين روند از سوى كارگردانان پيگيرى شد و ما شاهد هستيم نمايش هايى بيشتر در دهان ها مى چرخد كه كمدى يا ساختار موقعيت طنز باشد. البته معتقدم برخلاف سينما و تلويزيون، مخاطب تئاترى معيار كمدى را براى ديدن نمايش انتخاب نمى كند.
اين روند تا آنجا ادامه پيدا مى كند كه در برخى نمايش ها مفهوم تراژيك نمايش تحت الشعاع خنده و طنز موقعيت هاى كلامى به كار رفته قرار گرفته است. نمونه خوب آن را مى توانيم در نمايش «خانواده تت» ببينيم كه ايجاد خنده بر مفهوم تراژيك آن سايه گسترده است.»
وى در پاسخ به اين سؤال كه آيا نمونه هاى خوبى از نمايش كمدى و طنز در اين چند سال اخير مى توان يافت؟ گفت: «بله، «دن كيشوت» (على اصغر دشتى) نمونه هجو خوبى است و «دن كاميلو» (كوروش نريمانى) نمونه موفق كمدى موقعيت است.»
فرضيه استقبال تماشاگران و رويكرد كارگردانان به نمايش هاى كمدى از جهت ديگرى هم قابل بررسى است. بايد گفت آيا عصر ما بيش از هر عصر و زمان ديگرى به روحيه شاد و روى خندان نيازمند نيست؟ آيا تلاش كارگردانان بدين سبب نيست كه بخواهند با توجه به شرايط اجتماعى و اقتصادى جامعه ما پاسخى به آن داده باشند؟ مگر كسى مايل است سالن تئاتر را در حالى ترك كند كه پاك از نسل بشر متنفر باشد؟ در اين باره «كوروش نريمانى» كارگردان نمايش هاى موفق با ساختار كمدى «شبهاى آوينيون» و «دن كاميلو» معتقد است: «از آنجايى كه كمدى حرف معاصرش را مى زند در دنيا پيشروتر و متفكرانه تر از تراژدى عمل مى كند. كمدى درهر قالبى كه باشد گزنده ترين و تلخ ترين اتفاق ها و مفاهيم بشرى را بهتر بيان مى كند. شايد همين ويژگى بارز گونه كمدى است كه به زعم شما، كارگردانان ما به سمت اجراى نمايش هاى كمدى و موقعيت طنز در اجراهايشان رفته اند. تماشاگر باهوش اما به سمت اجراى نمايش هاى كمدى و موقعيت طنز در اجراهايشان رفته اند. تماشاگر ما باهوش است. اگر بداند از آن كمدى چيزى (به لحاظ مضمون) به دست آورد به سراغش مى رود و استقبال مى كند.»
تماشاگر فرهيخته وحرفه اى تئاتر اما ملاك هاى مهمى را براى ديدن يك نمايش در نظر مى گيرد. جداى از مضمون، نويسنده و كارگردان، بازيگران، طراح صحنه و غيره همگى از جمله عناصر تشكيل دهنده يك نمايش خوب هستند و نمى توان صرفاً كمدى يا تراژدى بودن يك نمايش را ملاك انتخاب تماشاگران خاص تئاتر دانست. ولى وقتى عوامل اجرايى يك نمايش بيشتر به سمتى هدايت مى شوند كه نمايش حتماً كمدى يا از موقعيت طنز برخوردار باشد، سؤال هايى اين گونه به ذهن متبادر مى شود كه چه تعداد كمدى خوب و قابل اعتنا در اين سال ها به روى صحنه رفته است؟ آيا روبه رو شدن با يك كمدى ناب نيست كه ما را بر آن مى دارد تا فرض كنيم گرايش كارگردانان به سمت نمايش هاى كمدى است؟ و يا اجراى كمدى هاى لوده و سطحى است كه اين تصور را در ذهن ايجاد مى كند؟
«على اصغر دشتى» با هجو «دن كيشوت» نمايش موفقى را روى صحنه برد. او كه بتازگى نمايش «پينوكيو» را به پايان رسانده، مى گويد: «كمدى يك ژانر عميق است كه برخلاف تصور عوام توجه قابل ملاحظه اى به آن نمى شود. اتفاقاً به نظر من در اين سال ها نمايش كمدى خوب كمتر به روى صحنه رفته واگر كمدى نابى اجرا شده مورد بى مهرى قرار گرفته است. فكر مى كنم اتفاقاً برخورد برخى كارگردان ها با كمدى، سطحى و سخيف بوده است. چون كمدى در هر گونه اش اين ويژگى را دارد كه مخاطب را سريع تر به سالن ها بكشاند، به همين دليل از آن سوءاستفاده شده است. مانند طنزهاى سطح پائين تلويزيون كه متأسفانه ذهنيت تماشاگر راخراب كرده و به تئاتر هم آسيب رسانيده است. من برعكس شما معتقدم در اين سال ها به نمايش هاى كمدى خوب توجه كمترى شده است.»
به نظر مى رسد شايد همين عدم توجه به گونه عميق كمدى از سوى كارگردان ها و متوليان فرهنگى است كه فرضيه ما را نسبت به توجه بيشتر كارگردان ها به گونه كمدى و طنز قوت مى بخشد. «نادر برهانى مرند» در نمايش «مرگ فروشنده» به خوبى نشان داد كه چگونه مى توان در يك اثر تراژيك، با هوشمندى موقعيت هاى طنز به كار برد، گفت: «اگر اين گرايش ها نتيجه واكنش هنرمندان به جامعه باشد و با هوشمندى انتخاب شده باشد، نه تنها اشكالى ندارد بلكه احترام به ذائقه و فكر تماشاگر است. ولى به عقيده من جريان مبهم و تازه اى در حال شكل گيرى است كه سعى دارد انديشگى در تئاتر را به حاشيه براند و با داعيه طنز لوده، فرم گرايى مفرط و انديشه عبث مدرنيزه، جريان اصلى تئاتر را قطع كند. چنان كه در سال هاى اخير بسيار نمايش هاى اين گونه ديده ايم كه از سوى برخى حمايت هاى عجيبى شده است. با اين ذهنيت ديگر مى توان نتيجه گرفت فرضيه ما چندان هم غيرواقعى و دور از ذهن نيست. ولى تا چه حد مى توان اين جريان مبهم را به برخى كارگردان ها نسبت داد؟ و آنها را متهم كرد؟ آيا واقعاً كمدى هايى كه امروز مى بينيم اغلب لوده و سخيف هستند و كمتر انديشه اى پشت كارگردان و گروه نمايش وجود دارد؟ «مائده طهماسبى» كه اخيراً اجراى نمايش كمدى «خانواده تت» را به پايان برده، معتقد است: «يك نمايش كمدى خوب نه به دليل گونه اجرايى خود، بلكه چون تماشاگر فرهيخته اى دارد مورد استقبال قرار مى گيرد. به هر حال امروزه ديگر همه اجراهاى نمايشى در دنيا يا موزيكال شده يا به شكل مدرنى اجرا مى شود. در ايران اگر از نمايش هاى كمدى بيشتر استقبال مى شود، به روحيه و محيط مردم ما برمى گردد. كارگردانان هم بر همين اساس گرايش به اجراى نمايش كمدى آورده اند. گذشته از اين معتقدم ابعاد تراژدى در قالب كمدى وطنز بيشتر نتيجه مى دهد تا قالب هاى رايج خودش. نمايش خانواده تت اگر در ظاهر يك كمدى باشد ولى لايه هاى تراژيك عميقى دارد. از اين بابت خيلى خوشحالم كه كار طنز مى كنم. از طرفى روحيه ام با كمدى و طنز بيشتر سازگار است و معتقدم كار كمدى و طنز از هر گونه اجرايى ديگر پيچيده تر و سخت تر است.»
جداى از نگاه آمارى اين سؤال پيش مى آيد كه آيا رويكرد كارگردانان سبب افت كيفى يا كمى اجراها نشده است؟ با نگاهى دقيق تر به نمايش هاى به اجرا رفته در اين دوسال اخير متوجه مى شويم اغلب نمايش هاى خوب از نگاه منتقدان ومردم، همگى يا در گونه كمدى بوده يا از موقعيت هاى طنز به نفع آن استفاده شده است. البته نمايش هاى خوب ديگرى مثل تيغ و ماه، وقتى فرشته خواب سگ مى بيند، دشمن مردم موسيو ابراهيم و گل هاى قرآن، كالون و قيام كاستليون كه گونه تراژيك هم دارد حضور دارند. ولى به لحاظ كمى تعداد نمايش هاى كمدى خوب بيشتر از آنهاست. با اين همه آيا نمى توان ارزيابى كرد كه گرايش كارگردان ها نه تنها سبب افت كيفى، بلكه سبب ساز جريان تازه اى گشته است؟ آيا در شرايط اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى اين روزگار نمى توان نگاه كارگردانان را همسو با مخاطبان دانست؟ البته شايد اين نوعى صداقت باشد كه نويسندگان ما نمايشنامه هايى بنويسند كه ما را غمزده كند ولى با جرأت مى توان گفت نوشتن كمدى در اين روزگار، شهامت بسيارى مى خواهد. شهامت و باور اين ادعا كه روزگار متزلزل امروز آينده اى استوار هم دارد.
به پيشواز هفتاد و پنجمين جشنواره فيلم ونيز
«ونيز ۲۰۰۷»؛ بامضامين سياسى و اجتماعى
309252.jpg
[ترجمه: وصال روحانى ‎/ منبع: Movie Web [

جشنواره فيلم ونيز امسال هفتاد و پنجمين نوبت برگزارى خود را تجربه مى كند و اين يعنى سه ربع قرن عمر كه رقم چشمگيرى است. در عين حال به سبب تعطيل بودن جشنواره در سال هاى جنگ جهانى دوم و به دليل برخى مسائل ديگر، اين دوره جشنواره شصت و چهارمين دوره آن را تشكيل مى دهد.
به همين خاطر مجريان فستيوالى كه پس از كن فرانسه و همپا با برلين آلمان دومين جشنواره بزرگ سينماى دنيا به حساب مى آيد، تدارك مفصلى براى اين دوره ديده اند و «موسترا» (لقب و نام مخفف ديگرى براى فستيوال ونيز) را پررونق تر از ادوار اخير آن ساخته اند.
به رغم قرارگرفتن در پشت سركن، ونيز پرسابقه ترين فستيوال در بين ۳ جشنواره اول سينماى دنيا و به واقع تمامى فستيوال هاى بزرگ و كوچك اروپا است و در قاره آمريكا نيز جشنواره اى به لحاظ طول عمر با آن برابرى نمى كند. يك وجه مهم در موسترا مانند كن و برلين، حضور ستاره ها و نامداران در آن است و امسال امثال جورج كلونى و برادپيت در جمع بازيگران و وودى آلن در بين كارگردان ها در اين امر مشاركت دارند و به ونيز مى آيند. ماركو مولر مدير مشهور جشنواره ونيز كه سالها فستيوال برلين را هدايت مى كرد در فاصله كمى تا شروع دوره ۲۰۰۷ جشنواره مى گويد: «امسال نهايت دقت را در گزينش كارها و آثار جشنواره به خرج داده ايم تا فقط مشتى فيلم متفاوت و قابل ذكر به فستيوال راه يابند. بدنيست بدانيد من و همكارانم براى انتخاب آثار اين دوره بيش از ۲ هزار فيلم را درهفته هاى اخير بررسى كرده ايم و آنها كه انتخاب شده اند و شما خواهيدديد، برگزيده شده از ميان آن همه فيلم هستند.»
شصت و چهارمين دوره جشنواره فيلم ونيز و به روايتى «موسترا ۶۴» از چهارشنبه شب ۷ شهريور به راه مى افتد و پس از ۱۲ روز فعاليت يكشنبه شب ۱۸ شهريور در شهر تاريخى ونيز كه همچنان محصور در آب است، با معرفى تمامى فاتحان و برگزيدگان پايان مى گيرد. برنامه افتتاحيه جشنواره، كار تازه اى از فيلمساز جوان بريتانيايى جورايت است كه نام Atonement را روى آن نهاده اند و براساس يك كتاب دراماتيك روانى نوشته ايان مك يويين بريتانيايى ساخته شده است و ايفاگر نقش اول فيلم نيز بازيگر زن جوان انگليسى كايرا نايت لى (هنرپيشه تريلوژى «دزدهاى دريايى كاراييب») است.
رايت كه سابقه كار با نايت لى در فيلم «غرور و تعصب» (براساس رمان مشهور جين استين) را نيز دارد، از ونه ساردگريو ۷۰ ساله هم خواسته است كه رل دوران پيرى كاراكتر نايت لى را در فيلمش بازى كند.
ردپاى بريتانيايى ها در دوره جديد ونيز به همين حد ختم نمى شود و به ۱۰ فيلم بسط مى يابد و فيلم هاى جديد كنت برانا و كن لوچ هم در موسترا اكران خواهندشد. كارتازه «برانا»ى شكسپيرى، يك فيلم جنايى و از ژانر تريلر (دلهره آور) به نام Sleuth بابازى مايكل كين و جودلاواست . فيلم جديد كن لوچ نيز كارى سياسى و اجتماعى است و نام «اين يك دنياى آزاد است» براى آن انتخاب شده است. ديگر كار بريتانيايى حاضر در جشنواره فيلم جديد پيتر گرين اوى ولزى به نام «ديده بانى شب» است كه مشهورترين نقاشى رامبراند را به عنوان سوژه و دستمايه اصلى قصه اش برگزيده است.
از جمله موارد جالب ، حضور و بازى كوئن تين تارانتينو كارگردان و فيلمساز مشهور آمريكايى در فيلمى وسترن وار از كارگردان ژاپنى تاكاشى ميكه و به نام Sukiyaki Western Django است. تارانتينو كه ساخت «پالپ فيكشن» و دوگانه «بيل را بكش» را دركارنامه اش دارد، همچنين يك بخش جانبى در ونيز امسال را كه مشتمل بر پخش ۳۰ فيلم موسوم به وسترن اسپاگتى است، هدايت و برآن نظارت خواهدكرد.
بدنيست بدانيد عبارت وسترن هاى اسپاگتى بر فيلم هايى اطلاق مى شود كه عمدتاً در دهه ۱۹۶۰ در ايتاليا ساخته شدند و الگوبردارى اغلب ناكامل و گاه مسخره اى از وسترن هاى هاليوود بودند و زندگى كابوى ها را ازمنظر ايتاليايى ها و سينماى آنها به تصوير مى كشيدند، هرچند پاى سينماگران و بازيگران معروفى مثل سرجيو لئونه و كلينت ايستوود را نيز به ماجرا كشيده بودند و ايستوود شهرت اوليه اش را از همان وادى كسب كرد.
امسال دو قسمت خاص در جشنواره ونيز وجودخواهندداشت كه يكى «افق هاى آوانگارد» نامگذارى شده و ديگرى «افق هاى آثار مستند» و ۲۲ فيلم در آنها به رقابت برخواهندخاست.
در بخش مسابقه يعنى قسمت اصلى موسترا نيز ۲۲ فيلم رقابت خواهندكرد تا شيرطلايى (جايزه نخست) ونيز را صاحب شوند و مشخصه جالب آنها اين است كه فقط براى دومين بار است كه تمامى ۲۲ فيلم نخستين اكران جهانى شان را در ونيز تجربه خواهندكرد. تجربه اول در اين خصوص در سال ۲۰۰۶ حاصل آمده بود.
۵۷ فيلم بلند فيچر در قسمت هاى مختلف ونيز ۲۰۰۷ به روى پرده مى روند كه بجز ۶ تاى آنها بقيه نخستين اكران بين المللى خود را در اين شهر كهن ايتاليايى تجربه خواهندكرد.
۱۹ فيلم آمريكايى در اين دوره جشنواره حضور به هم مى رسانند و اينجا هم ۱۵ فيلم براى نخستين بار به نمايش درمى آيند.
جورج كلونى برنده اسكار نقش دوم مردسال ۲۰۰۵ با فيلم جديدش به نام «مايكل كليتون» به كارگردانى تونى گيلروى به ونيز مى آيد. برادپيت نيز در رل جسى جيمز راهزن مشهور دنياى وسترن در فيلمى تازه به نام «ترور جسى جيمز توسط رابرت فورد احمق» ساخته اندرو دومينيك پابه عرصه رقابت خواهدگذاشت.
زندگى و جنگ در دوران معاصر و در نگاهى كلى تر، نكات مهم سياسى و اجتماعى در تم ها و مضامين بسيارى از فيلم هاى «موسترا ۶۴» وجوددارند و اين جشنواره به گونه اى در تسخير آنها است.»
به عنوان مثال كار جديد برايان دى پالماى مشهور و قديمى كه فيلمى به نام Redacted است به جنگ عراق مى پردازد و از جنايات ارتش متجاوز آمريكا در آن كشور سخن مى گويد و متمركز بر واقعه هتك حرمت يك دخترجوان عراقى به دست سربازان آمريكايى و سپس قتل اين دختر است و به وضوح مى گويد كه دولت جنايتكار جورج بوش درعراق چه كرده است. در اين ارتباط بايد به كار جديد پل هگيس كانادايى به نام «در دره الا» نيز اشاره كرد كه طى آن يك ارتشى پير با بازى تامى لى جونز درخصوص ناپديدشدن پسر سربازش درعراق به تحقيق مى پردازد و سوزان ساراندون و چارليز ترون هم از بازيگران اين فيلم هستند.
درخارج از بخش مسابقه فيلم جديد وودى آلن به نام «رؤياى كاساندرا» كه كارى دراماتيك است و وقايع آن در جنوب لندن شكل مى گيرد، به نمايش درمى آيد و همچنين فيلم جديد كلود شابرول كهنه كار از فرانسه با نام La Fille Coupee en Deux نيز اكران مى شود و تاكه شى كيتانوى ژاپنى نيز فيلم جديدش به نام «درود بر فيلمساز» را به ونيز خواهدفرستاد.
امسال رياست هيأت داوران جشنواره ونيز با ژانگ ييمو كارگردان برجسته چينى است كه خود در سالهاى ۱۹۹۲ و ۹۹ با فيلم هاى «داستان كيوجو» و «نه يكى كمتر» شيرطلايى ونيز را برده است.
در ميان اعضاى هيات كاترين بريلات از فرانسه، امانوئل كريالسه (با سابقه فتح شيرنقره اى سال ۲۰۰۶ با فيلم «دنياى جديد») از كشور ايتاليا، اله خاندرو گونزالز ايناريتو از مكزيك و پل ورهوون از هلند هم مشاهده مى شوند.
قرار است به انگيزه هفتاد و پنجمين سالگرد برگزارى فستيوال ونيز، از برناردو برتولوچى كارگردان ايتاليايى تقدير و يك شير طلايى افتخارى به وى اهداشود.او طى بيش از ۴۰ سال كارهنرى اش حدود ۱۵ فيلم بلند سينمايى ساخته است.
تيم برتون كارگردان غيرمتعارف آمريكايى نيز يك جايزه خدمات تمام عمر را در شصت و چهارمين دوره فستيوال ونيز دريافت خواهدكرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |