شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ - ۴ شعبان ۱۴۲۸
Sat, Aug 18, 2007
ماجرا
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
سلامت
خانواده
« مك » پس از ۳۵ سال زندان ، خواستار رسيدگى به پرونده اش شد
با حكم هيأت عالى انتظامى سازمان نظام پزشكى صادر شد
تقاضاى ايرانى مقيم آمريكا براى جدايى از زن فريبكار
درخواست عجيب مرد ايرانى مقيم آمريكا براى جدايى از همسرش به طرح يك پرونده جنجالى در دادگاه خانواده انجاميد.
اين مرد پس از يك سال زندگى مشترك پى برد همسرش ۶ سال قبل با مرد ديگرى ازدواج كرده و با آن كه صيغه طلاق بين آنها جارى شده است اما طبق قانون هنوز زن رسمى شوهر اول خود است.
بنابراين گزارش مرد ۵۱ ساله اى با مراجعه به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده مستقر در مجتمع قضايى عدالت با ارائه تقاضاى طلاق گفت: وقتى ۲۲ ساله بودم در خارج از كشور با يك دختر مكزيكى ازدواج كردم اما اين ازدواج تجربه تلخى بود و سال ها بعد با داشتن ۳ فرزند از هم جدا شديم. اين شكست تأثير بدى در روحيه ام گذاشت و پس از ۳۰ سال دورى از وطن تصميم به بازگشت به ايران گرفتم. تا اين كه يك روز با يكى از كارمندان هتل محل اقامتم آشنا شدم. اين مرد ادامه داد: باور داشتم كه ازدواج من با زن سابقم به خاطر تضاد فرهنگى به شكست انجاميده و تصميم گرفتم در كشور خودم ازدواجى مطمئن داشته باشم. به همين خاطر پس از گذشت مدت كوتاهى از آشنايى مان از او خواستگارى كردم اما او نيز كه به من علاقه داشت ادعا كرد در صورت طرح اين موضوع با مخالفت خانواده اش روبه رو خواهد شد و به اين ترتيب به من اجازه نداد تا با خانواده اش آشنا شوم. بعد هم پيشنهاد داد از آنجايى كه رضايت هر دوى ما براى اين ازدواج كافى است، در دفترخانه اى صيغه عقد موقت بين ما جارى شود.
وى گفت: او اصرار داشت تا تاريخ جارى شدن صيغه ۶ ماه قبل اعلام شود و با اصرار او تاريخ مورد نظر به ثبت رسيد. درحالى كه ۲۰ روز از زندگى مشتركمان مى گذشت با تشويق همسرم به آمريكا بازگشتم تا پس از دريافت كارت اقامت دائم او سفرش را فراهم كنم. بنابراين پس از يك سال به دنبال تهيه گرين كارت (كارت اقامت) همسرم به ايران آمدم و شهريور سال ۸۱ در يكى از شهرهاى شمالى كشور با مهريه ۵۰۰ سكه بهار آزادى او را به عقد دائم خود درآوردم و راهى آمريكا شديم. مرد با ناراحتى ادامه داد: چند ماه بعد متوجه تماس هاى تلفنى پنهان همسرم شدم و در جريان اين تماس ها راز ازدواج ديگر او فاش شد و دريافتم او سال ۷۸ ازدواج كرده و به خاطر دريافت كارت اقامت آمريكا با تهيه يك جلد شناسنامه المثنى بدون ثبت رسمى طلاق اول خود اقدام به ازدواج مجدد كرده است .
قاضى «شيروان» رئيس شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران پس از شنيدن اظهارات اين مرد از اداره ثبت احوال خواست تا موارد مربوط به ازدواج و طلاق هاى اين زن و علت صدور شناسنامه المثنى براى وى را به دادگاه اعلام كنند تا پس از بررسى هاى نهايى در اين باره تصميم گيرى شود.
پرونده جنايى يك پزشك
« مك » پس از ۳۵ سال زندان ، خواستار رسيدگى به پرونده اش شد
309231.jpg
[فهيمه صابرى ]

« تا ۷۶ سالگى بايد پشت ميله هاى زندان بمانم. اين به آن معناست كه ۱۰ سال ديگر را بايد در كنار هم بندى هايم زندگى كنم. زندانى كه من سالهاست در آن زندگى مى كنم جايى نيست كه به آن تعلق داشته باشم. خدا مى داند كه من بى گناهم و همسر و ۲ فرزندم را به قتل نرسانده ام. اما چطور بايد ثابت كنم كه بى گناه هستم. اين را خودم هم نمى دانم. راهى برايم وجودنداشته كه آن را امتحان نكرده باشم. اما هرچه در طول اين ۲۵ سال بيشتر تلاش كرده ام كمتر نتيجه گرفته ام . هيچ كس در اين قضيه به جز كريستينا حامى من نيست».
دكتر «مك دونالد» به اتهام قتل همسرش كليت و ۲ دخترش به حبس ابد محكوم شده است. به حكم دادگاه او پس از تحمل ۳۵ سال زندان مى تواند بار ديگر خواستار رسيدگى به پرونده اش شود. بنابراين تا آن زمان محكوم است آخرين سال هاى عمرش را هم پشت ميله هاى زندان زندگى كند.
ماجراى قتل «كليت» كه هنگام مرگ ۵ماهه باردار بود يكى از پيچيده ترين پرونده هاى جنايى آمريكا شناخته شده ا ست. كتابى كه براساس زندگى دكتر مك دونالد و همسرش نوشته شده است در مدت كوتاهى به عنوان يكى از پرفروش ترين كتاب هاى آمريكا معرفى شد و ماجراى قتل خانم كليت و ۲ فرزندش نيز خيلى زود به رازى پيچيده تبديل شد.
«اولين كسى كه به عنوان مظنون پرونده اين قتل معرفى شد من بودم. در حالى كه من خودم به شدت از سوى مهاجمان مجروح شده و جانى در بدن نداشتم تا بخواهم از خود و خانواده ام دفاع كنم. مأموران پليس مرا در حالى كه روى تخت بيمارستان از درد به خود مى پيچيدم تحت بازجويى قرار دادند و من همان زمان به آنها گفتم كه بى گناهم. اشخاصى كه نيمه هاى شب وارد خانه ما شدند در كمال بى رحمى من و همسرم را به شدت با كارد مجروح كردند و قبل از آن كه ما بتوانيم از خود دفاعى كنيم و يا از جا حركت كنيم آنها سراغ بچه ها رفتند. كريستين دختر ۵ ساله ام با بيش از ۳۰ ضربه كارد به شدت مجروح شد و دختر ۲ ساله ام «كيمبرلى» هم با همان تعداد ضربه از دنيا رفت. من هم پس از مجروح شدن از سوى ضاربان كه چهار نفر بودند تنها دقايقى به هوش بودم و زمانى كه چشم باز كردم خود را روى تخت بيمارستان ديدم. پس چه طور ممكن است من آنها را به قتل رسانده باشم». پليس فلوريدا در پى يك تماس تلفنى متوجه وقوع قتلى دلخراش درخانه دكتر «مك دونالد» پزشك ارتش شد دراين تماس شخصى اعلام كرد كه مهاجمان ناشناس وارد خانه دكتر شده و او و اعضاى خانواده اش را به شدت مجروح كرده اند. تماسى كه پليس تصور مى كند توسط خود آقاى مك دونالد قبل از آن كه اقدام به خودزنى كند صورت گرفته است. «من به هيچ عنوان هيچ نقشى دراين ماجرا نداشتم. من و كليت انتظار تولد فرزند سوم خود را مى كشيديم و زندگى مان زيباترين شكل ممكن را داشت. ۲ دختر زيبا داشتيم كه به شدت به آنها علاقه مند بوديم و شادى زندگى مان را با هيچ چيز عوض نمى كرديم. من قربانى يك توطئه شدم چون در ارتش دشمنان زيادى داشتم كه مى خواستند هر طور شده مرا كه پزشك معروفى بودم از ميان بردارند كه متأسفانه موفق هم شدند. قتل خانواده ام از سوى آنها صورت گرفته و من بالاخره روزى اين موضوع را ثابت خواهم كرد.» پس از حضور مأموران پليس در خانه دكتر آنها به صحت تلفنى كه به پاسگاه شده بود پى بردند. جسد بى جان بچه ها در اتاق خوابشان بود و آقاى مك دونالد كه جراحات عميقى در ناحيه كتفش داشت در كنار جسد همسرش روى زمين افتاده بود. در همان نگاه اول مى شد فهميد كه بچه ها و مادرشان دراثر ضربه هاى مرگبار كارد به قتل رسيده اند. اما جراحات روى بدن دكتر بسيار كمتر بود، با اين حال مأموران بلافاصله آقاى مك دونالد را كه دچار خونريزى شديدى بود به بيمارستان منتقل كردند و بعد هم پرونده قتل خانوادگى تشكيل شد.
«وقتى روى تخت بيمارستان به هوش آمدم، پرستاران خبر مرگ اعضاى خانواده ام را به من دادند. خدا مى داند كه اين بدترين لحظه عمرم بود. عزيزترين هايم را دراين حادثه از دست داده بودم و خودم هم بشدت مجروح شده بودم. به هيچ عنوان توانايى حركت نداشتم. پزشكان اعلام كردندكه شانس بزرگى آورده ام كه عصب دستم قطع نشده وگرنه تا آخر عمل فلج مى ماندم. هنوز از درد و رنج داغ همسر و فرزندانم شوكه بودم كه بازجوها بالاى سرم حاضر شدند. آنها كسى را كه داغدار مرگ اعضاى خانواده اش بود بدون هيچ مدرك و شواهدى به عنوان نخستين و مهم ترين مظنون قتل شناخته بودند.
جست وجو در صحنه جنايت نشان مى داد كسى كه با بى رحمى و قساوت تمام با ضربه هاى متعدد كارد اعضاى خانواده ام را به قتل رسانده بود يك آشناست چون هيچ علائمى از ورود به زور به خانه اين خانواده وجود نداشت. زير ناخن هاى خانم «كليت» هم چند تار مو كه متعلق به آقاى مك دونالد بود ديده مى شد. پس همين كافى بود تا شك پليس نسبت به اين دكتر مشهور بيشتر شود. پليس معتقد بود كه آقاى مك دونالد ابتدا بچه ها را در خواب به قتل رسانده و سپس سراغ همسرش رفته و پس از دقايقى درگيرى با او، وى را نيز با ضربات كارد به شدت مجروح كرده و سپس با پليس تماس گرفته است. شواهد همچنين نشان مى داد از آن جا كه مرد خانواده پزشك است قبل از حضور پليس در محل قتل ضرباتى به خود وارد كرده تا دچار جراحات عميق بشود اما آسيبى به عصب هاى دستش نرسد. به همين خاطر او سعى كرد دست خود را به شدت مجروح كند تا طورى نشان دهد كه انگار افراد ديگرى وارد خانه شده و او و اعضاى خانواده اش را مورد تهاجم قرار داده اند. با اين وجود متهم پرونده نتوانست خلاف ادعاهاى پليس را ثابت كند. بنابراين دادگاه او را به اتهام قتل به حبس ابد محكوم كرد و امكان تجديدنظر پس از ۳۵ سال را براى او امكانپذير دانست.
«من ۲۵ سال است كه بى گناه پشت ميله هاى زندانم. تنها كسى كه براى اثبات بى گناهى من در طى سالها تلاش كرده است خواهرم «كريستينا»ست تنها اوست كه مى داند من بى گناهم و سال هاى سال است كه در سوگ مرگ اعضاى خانواده ام نشسته ام. اما من خستگى ناپذيرم و بى گناهى ام را بالاخره ثابت مى كنم».
با حكم هيأت عالى انتظامى سازمان نظام پزشكى صادر شد
پرونده قطور تخلفات پزشك ناشى
309273.jpg
] ايران واشقانى فراهانى[

رسيدگى به پرونده تخلف هاى يك پزشك ناشى در دستور كار قضات دادگاه تجديد نظر استان تهران قرار گرفت.
اين در حالى است كه هيأت عالى انتظامى سازمان نظام پزشكى اين متخصص قلب و عروق را به مدت ۱۸ ماه از اشتغال به حرفه پزشكى در سراسر كشور محروم كرده است. به گزارش خبرنگار ما، ۱۰ ارديبهشت سال جارى هيأت عالى انتظامى سازمان نظام پزشكى به بررسى تخلف هاى پزشكى متخصص قلب و پيگيرى شكايت ۳ بيمار پرداخت. بررسى ها حاكى از آن بود پزشك جراح بارها به خاطر قصور پزشكى در عمل تراكتومى، قصور در عمل جراحى پلاستيك، تبليغات غيرمجاز، كوتاهى در درمان بيماران و انجام عمل هاى جراحى وسيع در يك مركز غيرمجهز به توبيخ كتبى و درج در پرونده و نشريه محكوم شده است. در تازه ترين اقدام هاى اين پزشك نيز ۲ زن ميانسال كه براى رفع چين و چروك صورت مورد عمل جراحى قرار گرفته بودند، از وى شكايت كردند. زن ۵۰ ساله كه در يك انستيتو جراحى بسترى شده و از سوى اين پزشك مورد عمل ليفتينگ صورت قرار گرفته بود، در شكايتش گفت: «قصد داشتم چروك هاى صورتم را از بين ببرم. اما بعد از عمل جراحى متوجه شدم جاى بخيه ها در قسمت گيجگاهم بدشكل شده و گوشت اضافه آورده است. ضمن اين كه چين هاى سمت راست صورتم هم از بين نرفته است. جاى بخيه ها در بناگوشم وحشتناك بود. به همين خاطر متوجه شدم پزشك بخشى از موهاى سرم را كنده و پياز مويم از بين رفته است. حال آن كه او از نخ هاى ضخيم و غيراستاندارد استفاده كرده و در قبال مبلغى از هزينه جراحى نيز سند خانه ام را گرو نگه داشته است . » بدين ترتيب كميسيون پزشكى قانونى پس از انجام بررسى هاى لازم علت بروز اين عوارض در بيمار را جراحى غيرمعمول و غيرعلمى ناشى از عدم اطلاع و دانش جراح تعيين كرد. در ادامه رسيدگى ها نيز مداركى به دست آمد كه نشان مى داد پزشك متخلف در جريان عمل جراحى يك بيمار كه شيشه دستش را بريده بود، با جا گذاشتن قطعه اى از شيشه شكسته در دست بيمار باعث قطع عصب وى شده است. همچنين مرد جوانى هنگام عمل جراحى از سوى اين پزشك دچار اختلال تنفسى شده است.
در پرونده اين پزشك همچنين شكايت مردى ثبت شده كه به خاطر مرگ برادرش از پزشك شكايت كرده بود. اين مرد درباره علت مرگ برادرش اظهار داشته : «برادر ۲۶ ساله ام به نام «يوسف» دچار خونريزى معده شد و به ناچار او را از بيمارستان شهيد رجايى كرج به بيمارستانى در تهران منتقل كرديم. فشار خون برادرم حدود ۴ بود و بلافاصله به او فرآورده هاى خونى تزريق شد. او وضعيت ثابتى نداشت و دائماً خون از دست مى داد. به توصيه اين پزشك شبانه او را به اتاق عمل بردند. اما پزشك بدون تشخيص ضايعه خونريزى دهنده اقدام به انجام عمل جراحى كرد. ۳ روز بعد برادرم از بيمارستان مرخص شد اما باز هم دچار خونريزى شديد شد. او دچار شوك نبود اما پزشك بلافاصله او را جراحى كرد در حالى كه بايد جراحى با احتياط و تأخير انجام مى شد. چند روز بعد هم باز خونريزى معده تكرار شد و دكتر اين بار قسمتى از روده رادرآورد و معده را بست. حال برادرم روز به روز بدتر مى شد تا اين كه در آندوسكوپى مشخص شد در جراحى هاى قبلى كبد، روده و كيسه صفراى برادرم بشدت آسيب ديده است. در اين مرحله پزشك ديگرى براى نجات جان برادرم وارد عمل شد و ادعا كرد طى ۶ عمل جراحى عوارض قبلى را ترميم كرده است. اما سرانجام پس از ۲ ماه و انجام ۱۳ عمل جراحى و صرف هزينه هاى زياد برادرم جان سپرد.» گزارش پزشكى قانونى در مورد اين بيمار هم نشان مى داد عمل جراحى اول بدون تشخيص صحيح صورت گرفته است.
جراحى دوم هم هيچ پايه علمى نداشته و در جراحى سوم نيز خونريزى دستگاه گوارشى بيمار كنترل نشده است. بنابراين هيأت انتظامى سازمان پزشكى قانونى متخصص قلب و عروق را به خاطر قصور در انجام عمل جراحى پلاستيك زن ۵۰ ساله به توبيخ كتبى با درج در پرونده، به خاطر قصور در عمل «ليفتينگ» صورت زن ميانسال به محروميت يك ساله از اشتغال به حرفه هاى پزشكى و به خاطر قصور در عمل جراحى معده بيمار كه منجر به مرگ وى شده بود، به يك سال محروميت از اشتغال به حرفه هاى پزشكى و مشاغل وابسته در سراسر كشور محكوم كرد كه پس از بررسى هاى زياد و دريافت نظريه كارشناسان مختلف، رأى واحد حكم به منع اشتغال اين پزشك ۵۰ ساله به مدت ۱۸ ماه در سراسر كشور صادر كرد. به گزارش خبرنگار ما، در پى صدور اين تصميم، پزشك ناشى به حكم صادره اعتراض كرد و پرونده براى تصميم گيرى نهايى به شعبه ۳۹ دادگاه تجديدنظر استان تهران به رياست قاضى على اصغر تشكرى ارجاع شد. هيأت قضايى اين دادگاه پس از بررسى مجدد پرونده پزشك را براى اداى توضيحات به دادگاه احضار كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |