سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۶ - ۷ شعبان ۱۴۲۸
Tue, Aug 21, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
قاب عكس
كودك بادبادك
خانواده
حكومتگران مصردرانديشه انزواى اخوان المسلمين
پايان دوره مدارا در قاهره
] س. حيدرپور[

خبرهاى رسيده از سركوب وخشونت سياسى در قاهره آن قدر تلخ است كه حتى متحدان مبارك در مغرب زمين نيز ناچار به موضع گيرى شده اند. مشهورترين چهره مخالف حسنى مبارك در انتخابات رياست جمهورى ،۲۰۰۵ ايمن النور در زندان با شرايط وخيمى دست وپنجه نرم مى كند. خبرهايى كه حتى رايس را به شگفتى واداشت حاكى ازاين است كه خطر مرگ ناشى از شرايط زندان جان اين حقوقدان خوشنام و رهبر حزب الغد را تهديد مى كند.
اما اسارت ايمن النور يكى از حلقه هاى سياست جديد امنيتى مبارك است. حلقه هاى اصلى اين سياست را بايد در يورش بى سابقه نيروهاى امنيتى به گروه نامداراخوان المسلمين جست. اخوانى ها به عنوان بزرگترين گروه مخالف حاكمان مصر به مدت نيم قرن از سال ۱۹۵۴ يعنى دوره ناصر تاكنون در ممنوعيت و تحريم به سركرده اند. اما گويى سناريو سركوبى كه درميانه سال ۲۰۰۷ تشكيلات امنيتى مبارك عليه اين گروه طراحى كرده است با همه زد وخوردهاى مرسوم و روزمره گذشته متفاوت است. اين بار اخوان المسلمين به معناى واقعى با يك طرح سركوب سيستماتيك روبه رواست. هم اكنون در چندين محكمه نظامى شهرهاى مصر شمار كثيرى از اعضا و هواداران اين گروه در انتظار دريافت احكام زندان خويش هستند. شمار بازداشت ها و احضار ها آن قدر هست كه گويى همه جاى مصر براى اخوان المسلمين ناامن شده است. بر اساس گزارش خبرنگاران مقيم قاهره در مرحله جديد، نيروهاى امنيتى مبارك تور دستگيرى وتعقيب را از دانشگاه ها و مجامع شهرى به روستا ها وحتى سواحل نيل كشانده اند.
•••
309912.jpg
چنين به نظرمى آيد كه حكومت فرصت را براى يك تسويه حساب بزرگ با اپوزيسيون آشتى ناپذيرش مهيا مى بيند. حتى خوشبين ترين ناظران درقاهره باور ندارند كه مبارك تصميم امروز خويش براى منكوب كردن اخوان المسلمين را بدون چراغ سبز شركاى بيرونى گرفته باشد .
اندك انعطافى كه رژيم مصر دو سال پيش براى همزيستى با مخالفانش نشان داده بود اكنون رنگ باخته است. اصلاحات نيم بندى كه به انتخابات چند حزبى ۲۰۰۵ منجر شد و ۸۶ كرسى مجلس را در دست اخوان المسلمين قرار داد اكنون حالتى معكوس و روبه عقب پيدا كرده است. حزب حاكم مصر، موسوم به دموكراتيك ملى، كه به طرز عجيبى بر نهادهاى مدنى، دانشگاه ها و مؤسسات فرهنگى وقضايى تسلط دارد باز هم به سياق ۳ دهه دوران حكومت مبارك روزنه هاى مشاركت منتقدان ومخالفان را بسته است. هواداران ۸ حزبى كه در انتخابات ۲۰۰۵ و با تعهد آمريكا براى اصلاح نظام بسته مصر پشت سر اخوان المسلمين به صحنه آمدند اكنون بار ديگر به گوشه انزوا پناه جسته اند. شايد دراين باره خبرهاى بازداشت چند نماينده اخوان المسلمين به اندازه كافى گويا باشد.
چرخه امور سياست وحكمرانى در سرزمين رؤيايى مصر بر مدار گذشته باز گشته است. حاكميت اين كشور كه يكباره در تند باد تغييرات پس از جنگ سرد چهره اى ملايم وزبان مدارا به كار بست باز در برابر مخالفانش نابردبار شده است. علت اين دگرديسى چه مى تواند باشد.
چگونه مبارك كه در آستانه چهارمين دور انتخابش براى رياست جمهورى وعده شيوه جديد حكمرانى را داد وسخن از اصلاح امور راند كمتراز ۲سال بعد سخت كيشى را از سرگرفته است. چه مجوزى ممكن است حاكمان مصر را به اين درجه از اعتماد به نفس در سركوب و مجازات مخالفان رسانده باشد. قاهره آن قدر خود را در تصميم براى بستن فضاى سياسى مصمم مى بيند كه حتى بيانيه ها و شكوائيه هاى مجامع بين المللى از سازمان هاى اروپايى گرفته تا عفو بين الملل را براى گشودن درهاى زندان يا قانونى كردن محاكمات مخالفان پاسخ نمى دهد.
سؤالات زيادى درباره رويارويى جديد حاكميت مصر و اپوزيسيون درميان است.
بى گمان چنان كه خبر ها نشان مى دهند در كانون و مركزاين سياست سركوب جريان اخوان المسلمين قرار دارد گروهى كه امروز به دليل افزايش سريع اعتبارش شمار هوادارانش حتى از محاسبه نيروهاى امنيتى مبارك خارج است. مبارك در دوره اى عزم مقابله با اخوانى ها كرده است كه نام اخوان المسلمين براى شركاى بين المللى حاكم مصرهراس آور شده است. در چندين بحران خاورميانه ده ها گروه و افراد شبه نظامى با تبار و تعلقات اخوانى مبارزه اى بى پايان را با سياست سلطه آمريكا آغاز كرده اند.
در گزارش هايى كه به تازگى منابع امنيتى آمريكا منتشر كرده اند از اخوان المسلمين به عنوان مرجع بزرگ تعليم ايدئولوژى مبارزه با غرب و مؤثرترين كانون در جذب جوانان كشورهاى عربى به هسته هاى انقلابى ياد شده است. تحليلگران آمريكايى در ارزيابى موقعيت اخوانى ها به اين جمعبندى قطعى رسيده اند كه سه دهه سياست سركوب وانزواى سيستماتيك قاهره عليه اين گروه نتايج معكوس داشته است. گروهى كه مبارك مدعى بود توانسته است در حصار انزوا مانع رشد و زايش آن شود اكنون شعبه ها وشاخه هايش به جنوب شرق آسيا و قلب اروپا تسرى يافته است.
بى گمان امروز دور تازه اى از حيات اخوان المسلمين شروع شده است و گروهى كه روزى شعاع نفوذ آن به همسايگان فلسطينى و اردنى مصرويا حوزه شمال آفريقا محدود بود اكنون در نقش يك جريان فرامنطقه اى ظاهر شده است. پس طبيعى است كه اين بار جريان اخوانى ها نه به عنوان فقط اپوزيسيون يك دولت متحد واشنگتن كه به عنوان يكى از مراكز الهام بخش هسته هاى مسلمانان ناراضى در كانون نگاه تصميم گيران امنيتى آمريكا و غرب قرار بگيرد.
در اينجا است كه پاى سؤال مهمترى به ميان مى آيد كه آيا طرح جديد سركوب اخوانى ها در قاهره بخشى از يك تصميم بزرگ است كه امضاى طرفهاى آمريكايى هم پاى آن نشسته است آيا در پروسه مبارزه با به اصطلاح عقبه هاى تروريسم مبارك با همان فشارى روبه روست كه آمريكايى ها بر سعودى ها به دليل اهمال در مهار سلفى ها مى آورند.
آنچه ما فقط نشانه هايش را مى بينيم مسائل مهم وتصميمات تاريخى است كه ميان واشنگتن و شركاى منطقه اى اش رد و بدل مى شود. گو اين كه ناكامى بزرگ در جنگ هاى خاورميانه به صورت يكسان موقعيت آمريكا و متحدانش را به چالش انداخته است. اما آيا براى خلاصى از اين چالش وبن بست، مى توان گفت قاهره پتانسيل تبديل شدن به مركز سركوب بزرگترين هسته انقلابى آن سوى جهان عرب را دارد و به راستى حسنى مبارك كه سه دهه سياست سركوب كنترل شده را عليه مخالفان اخوانيش اعمال كرده اين بار به تصميم نهايى دست زده است و آيا بايد منتظر حوادث وخبرهاى بدترى دراين گلوگاه استراتژيك خاورميانه باشيم و حاكمان مصر ممكن است پس ازخيرت شاطر - نفر دوم اخوان المسلمين - وچند نماينده اى كه روانه بازداشتگاه شده اند به سراغ ديگر رهبران و نخبگان اين جريان بروند.
شايد كلمه رمز وكليد فهم همه اين سؤال ها سخن اخير مبارك باشد كه براى نخستين بار اخوان المسلمين را تهديدى براى امنيت ملى مصر اعلام كرد.
* رازماندگارى جنبش
اگر روزى در قاهره گفته مى شد كه اخوان المسلمين يك لقمه غير قابل هضم براى پليس تعليم ديده مصر است امروز با نفوذ عميقى كه اين جريان در ستون فقرات نهادهاى اجتماعى بويژه پارلمان پيدا كرده است بايد گفت كه حذف آنان از صحنه سياست به امرى ناممكن وشبه محال تبديل شده است وبه اين صورت حاكمان امروز و فرداى قاهره را چاره اى نمى ماند جز اين كه با اين دشمن ديرين خود كنار بيايند.
اخوانى ها در زورآزمايى سال ۲۰۰۵ اين قدرت نهفته خويش را به حريف نشان دادند. در جريان اين مسابقه آنها با وجود شرايط نابرابر سياسى وبا آنكه همه ابزار وامكانات تبليغى وارتباطى در قبضه حزب مبارك يعنى حزب دموكراتيك ملى بود اما اخوانى ها بخش زيادى از آراى مردم مصر را از آن خويش كردند. بيش از ۸۰ تن از اخوانى هايى كه از تله مأموران گزينش حكومت مبارك عبور كرده بودند توانستند به مجلس الشعب مصر راه يابند. نتيجه اين كارزار انتخاباتى عيارى شد در دست رژيم وهمه ناظران اين كشور كه پس از سه دهه زندگى زيرزمينى، توان اين گروه را اين بار در ميدان رقابت انتخاباتى محك بزنند. در اين عرصه كادر كاركشته اخوانى ها، نشان دادند كه تاكتيك هاى مبارزه سياسى را بهتر از حريف مى شناسند.
اما اگر اخوانى ها نيروى برتر در تحولات صحنه مصر شده اند فقط به اين دليل نيست كه سازمان حزبى قويترى دارند يا از ديسيپلين تشكيلاتى و انسجام رهبرى بالا برخوردارند و در نتيجه قاعده بازى انتخابات را بهتر از شاگردان مبارك پيش مى برند. توانايى شگفت آميز آنان در نقطه ديگرى است كه دست برقضا نقطه آسيب جناح حاكم و پاشنه آشيل همه دولت هاى محافظه كار عرب محسوب مى شود.
راز جاودانگى اخوانى ها درفضاى نامطمئن مصر در نقطه ديگرى قرار دارد ، اين كه چگونه اين جريان حتى در ناپايدارترين شرايط سياسى مصر ادامه حيات داده از ظرفيت هاى اجتماعى اخوان المسلمين ناشى مى شود.
هنر شايان اخوانى ها نفوذ به زواياى محروم و حاشيه هاى جامعه است يعنى همان قشرهايى كه زمامداران بورژواى قاهره در سه دهه زمامدارى مبارك از جذب آنان عاجز مانده اند.
اخوانى ها نردبان ترقى سياسى را نيز بر همين منوال پيموده اند يعنى پيش از آن كه در صحنه سياست وانتخابات گام نهند در عرصه هاى اجتماعى و مدنى توانايى خويش را عرضه كرده اند.
رهبران اين گروه بر اين مبنا همواره كوشيده اند در صف بندى هاى سياسى مصر به عنوان حزبى با تعريف مرسوم آن يعنى تلاش براى كسب و حفظ قدرت ديده نشود بلكه نوعى نهضت يا جنبش باشند كه براى خودشان و رسالت تاريخى در ساختن فرد، جامعه و اصلاح حكومت قائل است .
اين مانيفست كه اخوان المسلمين از ميان توده برخاسته و به سوى توده بازگشت دارد آموزه اصلى نسل اول رهبران ومؤسسين اين جنبش است. در پرتو تعليمات ۲ رهبر نامدارش - حسن البنا وسيد قطب - شبكه اخوان المسلمين با آن كه ستون فقرات آن، دانشگاه الازهر بوده و طيف غالب بدنه جنبش را نيروهاى تحصيل كرده مصر تشكيل داده اند اما همواره از نخبه گرايى و اليتيسم امتناع ورزيده است.
خصوصيت توده گرايى براى اخوان المسلمين نتايج و دستاورد فراوان به ارمغان آورده است.
اخوان المسلمين به يك جريانى با جغرافياى نيروى انسانى و عمق و وسعت اجتماعى درگستره تاريخ ۵۰ سال اخير مصر تبديل شده است. گويى اخوان المسلمين درهر برهه اى نام مستعار قاطبه نيروهاى تحول طلبى شده كه حكومت وحاكمان را براى اداره اين پيكره اسلامى صالح نديده اند.
پخش شدن اخوانى ها در لايه هاى زيرين اجتماع كار سركوب آنان را براى دستگاه حكومت سخت كرده است. زيرا كه حكومتگران هيچ گاه برآورد دقيقى از شمار و تعداد نيروى انسانى اين جريان نداشته اند كه همين جنبه از خصوصيات اخوان المسلمين ، آن را درميان گروه هاى مشابه اش در خطه جهان عرب ممتاز ساخته است.
مركزيت اخوان المسلمين امروز درمصر و شعبات آن در جهان عرب از نظام تعليمى متفاوت در امر جذب نيروهاى جامعه بويژه نسل جوان برخوردارند. الگوهاى اين گروه در برقرارى تعامل با توده جامعه را مجموعه اى از مؤسسات مدنى و نهادهاى امداد و خيريه پيش مى برند. اين نهاد ها با نگاهى آسيب شناسانه فلش فعاليت خويش را به كانون هاى تاريك و محروم جامعه معطوف مى كنند. در فرايند اين خدمات رسانى به توده هاى فراموش شده و محروميت زدايى از قشر جامعه است كه به تعبير يك تحليلگر عرب تصور « گروه ناجى » بودن از اين جريان آرام آرام بر ذهن ها مى نشيند.
به اين صورت اخوانى ها درانتخاب سيره و سلوك اجتماعى و نوع رفتار با توده جامعه متفاوت از همه احزاب عمل مى كنند. از همين روست كه بسيارى از محققان امور جنبش ها و حركت هاى اجتماعى علاقه ويژه اى به تحليل ساخت جامعه شناختى اخوان المسلمين نشان داده اند.
نكته جالب اين است كه اين الگوى رفتارى اخوان المسلمين در پهنه سياسى جهان عرب بيش از هر جا مؤثر واقع شده است. از آن جا كه قدرت سياسى دراين سامان در انحصار خاندان يا طبقه خاصى است و بخش غالبى از توده جامعه از مواهب سياست بى نصيب مى مانند ، همين قشرهاى حذف شده جذب شعار ها و آرمان هاى جنبش هايى از نوع اخوان المسلمين مى شوند.
به هر حال برترى امروز اخوان المسلمين در حيطه سياست مرهون توفيقاتى است كه رهبران اين گروه در ميدان تعامل اجتماعى وهمزبانى با قشر هاى ناراضى جامعه كسب كرده اند. حتى گروه هايى كه در فلسطين و اردن به نوعى دنباله ها يا فرزندان معنوى اخوان المسلمين شناخته مى شوند نيز همين فرمول را براى غلبه بر حريفان سياسى شان بكار بسته اند .
نمونه عالى اين قضيه جنبش حماس است، جنبشى كه مؤسسين آن اغلب از فارغ التحصيلان الازهر و شاگردان اخوان المسلمين بودند. حماسى ها با الهام از تز آشناى اخوان المسلمين با عنوان حركت المحرومين در سرزمين هاى اشغالى، اساس كار خويش را بر رفع فقر و سامان دادن امور رفاهى فلسطينيان قرار داد. واز همين رهگذر به جريانى محبوب و شكست ناپذير تبديل شد.
از زمانى كه سال ۱۹۲۸ اين جنبش به دست حسن البنا در مصر تأسيس شد اكنون نزديك
۸۰ سال از حيات اخوان المسلمين در مصر مى گذرد، اين جريان به نهالى كهنسال در پهنه سياست جهان عرب تبديل شده است. البته در اين
۸ دهه رهبران اين جريان به تناسب شرايط سياسى مصر وجهان عرب گاهى مشى سياسى خويش را نوسازى كرده اند. با آن كه تز اصلى نخستين رهبر اين گروه يعنى حسن البنا در ميدان سياست تز مسالمت جويى بود و به تعبير ديگراساس رفتار آن بر سلم ومدارا استوار بود اما به تدريج و با ظهور حكومت هاى فردگرا در جهان عرب اخوانى ها تابع نظريه دومين مرشد خويش يعنى سيد قطب پيش رفتند.
نگاه سيد قطب به جامعه و حكومت كه در سال هاى ميانى قرن بيستم زعامت اخوانى ها را در دست داشت، نگاه انقلابى بود. اخوانى ها پس از اين با الهام از انديشه هاى اين رهبرشهيد خويش، وارد يك پروسه مبارزه پايان ناپذير با مشروعيت حكومت ها شدند. دراين مسير آنان مشكل اصلى يا ام المسائل مصر و جهان عرب را در نامشروع بودن حكام و رژيم هاى حكومتى دانسته و چاره همه درد ها رابرقرارى يك نظام حكومت اسلامى ديده اند.
پيگيرى اين آرمان در خطه جهان عرب كه حكومت ها اغلب موروثى و انتصابى است براى اخوانى ها اما بهايى گزاف در پى داشته است. از سال ،۱۹۶۶ سيد قطب رهبر فكرى اين جريان در پاى اين آرمان بر چوبه دار رفت، تاكنون بسيارى از اعضاى اين گروه به دليل در افتادن با مشروعيت حاكمان اين كشور راهى زندان شده يا جان خويش را از دست داده اند.
اكنون مى توان راز زندگى مخفيانه ودليل نيم قرن ممنوعيت اين جريان را درك كرد. حاكمان عرب بويژه در مصر همواره اين گروه را به چشم جريانى معارض كه مدام در انديشه براندازى است ديده اند. اين نگاه تفسير همه اقدامات سركوبگرانه رژيم مبارك و سران سلف او عليه اين جريان است. به همين دليل قانون ممنوعيت اخوان المسلمين كه به امضاى جمال عبدالناصر در سال ۱۹۵۴ رسيد تاكنون با قوت اجرا مى شود و جالب است مبارك نيز همانند ناصر كه اخوانى ها را به اتهام سوء قصد عليه خويش به بند كشيد اين گروه را با اتهام براندازى روبه رو كرده است. شايد در مسيرزندگى پر از رنج اخوانى ها تنها زمان تنفس همان سال هاى دهه ۷۰ و ۸۰ ميلادى باشد كه اندكى از فشارها عليه اين گروه كاسته شد، البته در همين مقطع نيز اين جريان همچنان غيرقانونى باقى ماند.
* حيات تازه اخوان المسلمين (رويكرد به مبارزه مسالمت آميز)
مرحله جديد در حيات سياسى اخوان المسلمين از ميانه دهه ۹۰ شروع مى شود يعنى از هنگامى كه به دليل دگرگونى بافت نظام جهانى نسيم اصلاحات فضاى دنياى عرب را فرا مى گيرد. اخوانى ها دراين برهه از بار مبارزات مخفيانه خويش كاسته و رويكرد حضور در ميادين سياسى را پيش مى گيرند. البته آرمان واهداف اين گروه هيچ تغييرى نمى كند و نسل جديد رهبران اين گروه نيز بر پايه همان اصل هميشگى اين جنبش مبنى بر استقرار حكومتى اسلامى و جارى شدن قوانين شريعت، پيش مى روند.
تب اصلاحات در جهان عرب با شروع هزاره سوم بالا مى گيرد و جنبش اخوان المسلمين در رويكردى نو عموم هواداران خويش را در مصر وساير نقاط جهان عرب به حضورى فعال در اين عرصه فرامى خواند.
سهيم شدن در انتخابات يك استراتژى مهم در مشى تاريخى رهبران اين جنبش است. با اين سياست اخوانى ها ابتدا بر تلقى و سوء تفاهم طولانى مبنى بر تضاد اين جريان با پديده هاى جهان مدرن پايان مى دهند. مفهوم ديگر اين راهبرد آن است كه اخوان المسلمين پس از اين تاكتيك « مبارزه يا اصلاح از درون» را براى تغيير نظام سياسى مصر در پيش مى گيرد. در حالى كه پيش از اين و به مدت چهاردهه اخوانى ها به مبارزه رودررو ومستقيم براى تغيير نظامى كه آن را نامشروع مى خوانند مبادرت كرده بودند. ورود در انتخابات براى اخوانى ها در واقع انتخاب تاكتيك مبارزه مسالمت جويانه و قانونى با نظام است. شايد بتوان گفت با ورود در ميدان انتخابات نزد رهبران اين جريان تلفيق دوباره تفكرمسالمت جويانه حسن البنا با نگرش انقلابى سيد قطب است. به اين صورت كه در اين برهه اخوان المسلمين باب يك تعامل و همكارى نانوشته را با همه جريان هاى رقيب دولت مبارك مى گشايد اما در عين حال از تز پيش به سوى انقلاب موعود در جهان اسلام وبرقرارى حكومت اسلامى دفاع مى كند.
با همه مشكلاتى كه در اين دوره نيز رژيم مصر پيش پاى اخوانى ها مى نهد اين گروه هنوز در جاده مبارزه انتخاباتى گام برمى دارد. ايام مبارزه انتخاباتى براى اخوان المسلمين همان شور وحرارت مبارزات انقلابى را دارد. هنوز نشانه اى در دست نيست كه ميان سران و طيف هاى مختلف اخوان المسلمين برسر اين مشى اختلاف يا تعارضى بروز كرده باشد.
دستمايه اين جريان درميدان مبارزه انتخاباتى همان انرژى انباشته محبوبيت اجتماعى است كه در دوران فعاليت در نهادهاى مدنى و مؤسسات خدماتى به دست آورده است. گو اين كه رهبران اخوان المسلمين از ميزان نفوذ وبرترى خويش بر حريف در اين وادى اطمينان دارد.
در نظر رهبران اخوانى ها انتخابات يك ميدان محك و يك ترازوى تعيين وزن اعتبار بود كه درآن افكارعمومى به راحتى مى توانستند ميزان مشروعيت حكومت قاهره و ميزان اعتبار اپوزيسيون اين رژيم به قضاوت بنشينند. به همين دليل حتى وقتى ورود اين جريان به انتخابات از سوى حكومت مصر در ۲۰۰۵ غيرقانونى اعلام شد اعضاى اخوان المسلمين با يك تغيير تاكتيك، به صورت نامزدهاى مستقل در انتخابات پارلمانى شركت كردند.
حاكمان قاهره درهمان دور نخست وزن كشى يعنى بهار سال ۲۰۰۵ نشانه هاى خطر را دريافتند. لذا همه ابزارها واهرم ها را براى حصر ومهار اخوان المسلمين بكار بستند. با وجود اين از حدود ۱۵۰ نامزد وابسته به اخوان المسلمين كه از تيغ رد صلاحيت حكومت خلاص شده بودند بيش از نيمى از آنان به مجلس راه يافتند.
كسب بيش از ۸۰ كرسى براى يك گروه در محاصره و تحت شديدترين تحريم يك پيروزى بزرگ بود كه افقى پر از اميد را پيش روى نه تنها هواداران اين گروه كه فراروى عموم مبارزان راه دموكراسى واصلاحات در مصر و جهان عرب مى گشود. اخوان المسلمين با ريسمان رأى ۲۰۰۵ وارد گردونه حكومت شد و پس از حزب حاكم در «مجلس الشعب» مصر در پله دوم ايستاد. از اين مقطع وقايع مهمى در صحنه سياسى مصر رخ نمود كه بارزترين آن قدرت گيرى نيرو ها و نهادهاى مخالف سياسى و مدنى است. به گونه اى كه تشكل هاى دانشگاهى، وكلا و حقوقدانان و روشنفكران اين كشور نوعى از فضاى پلوراليستى را در بحبوحه انتخابات پديد آوردند.
* نسل جديد اپوزيسيون مصر
با صف بلندى از نيروهاى سياسى در مصر روبه رو هستيم كه اغلب آنان مانند حزب الوفدبه رهبرى نعمان جمعه يا حزب الغد ايمن النور يا جنبش كفايه، آشكارا مشروعيت رژيم مبارك را به چالش مى كشانند. تا حدى كه جبهه موسوم به الكفايه پرچم ائتلاف خود را پايان حكومت جاودانى مبارك يعنى شعار «بس است » انتخاب كرده است.
سرسخت ترين اين گروه ها در ميدان مبارزه با حكومت مادام العمرى مبارك به جز الكفايه كه نفوذ بسيار در محافل دانشجويى دارد، حزب الغد به رهبرى ايمن النور است كه رهبر دربند آن اكنون به نماد مبارزه با نظام حاكم در افكارعمومى تبديل شده است. اين حزب هدف اصلى خود را اصلاحات در ساختار سياسى كشور مصر مى داند.
309879.jpg
نكته جالب در تجديد حيات جنبش ضد حكومتى مصر انسجام آنان است به نحوى كه جمع زيادى از احزاب اين كشور در بحبوحه انتخابات سال ۲۰۰۵ همراه با تعدادى از احزاب كوچكتر مخالف دولت مصر ائتلافى تشكيل دادند كه به نام «جبهه متحد ملى خواستار تغيير» شناخته مى شود. اين جنبش در كنار «اخوان المسلمين» اصلى ترين رقباى حزب حاكم به شمار مى رود. واخوانى ها نيز درسياستى هوشيارانه هماهنگ با اين جريان ها پيش مى روند.
كانون تضاد اخوان المسلمين و ديگر گروه هاى ريشه دار مانند الوفد با حكومت مبارك علاوه بر نحوه حكمرانى مطلقه او، به سياست خارجى مصر ومسأله فلسطين برمى گردد و اين كه اخوانى ها وهمقطارانشان در همه بيانيه ها وميتينگ هاى سياسى خويش راهبرد حاكمان قاهره در دوستى با اسرائيل وهمپيمانى با آمريكا و پشت كردن به جنبش هاى انقلابى فلسطين برنمى تابند.
طبيعى است اكنون كه نقش ها و مأموريت هاى تازه به قاهره براى انزواى انقلابيون فلسطين وهموار كردن جاده سازش با اسرائيل سپرده شده است دامنه خصومت وستيز ميان اخوانى ها ودولت اوج گيرد. اخوانى ها بشدت از اين كه قاهره يك پايه سياست انزواى متحد اين جريان يعنى حماس است خشمگين هستند. اخوان المسلمين در آخرين بيانيه خويش اين نگرانى وخشم خود را عيان كرد و گفت: هرگونه تلاش براى ايجاد شكاف ميان فلسطينيان و ادامه محاصره اقتصادى اين ملت قهرمان، بشدت محكوم است و از كشورهاى اسلامى و عربى خواست بى اعتنا به سياست سازش حكومت ها از مقاومت مردم فلسطين در برابر رژيم اشغالگر قدس حمايت كنند.
رويارويى سياسى اخوانى ها با مبارك به اين صورت دوباره به خيابان ها و انظار عمومى كشيده شده است. دو عامل مهم اكنون آتش اين مبارزه را شدت بخشيده است. نخست فضاى سركوبى كه با راهبرى مستقيم آمريكا عليه انقلابيون خاورميانه شكل گرفته است ودوم ترس نظام مبارك از آرايش منسجم صف اپوزيسيون مصر در برابر اين دو وضع. مبارك دو رشته سياست انقباضى را امسال به نمايش گذاشت. ابتدا دريچه حضور اخوانى ها وهمه نيروهاى مخالفش را در انتخابات بست به گونه اى كه انتخابات شور اها و شهردارى ها با كمترين ميزان مشاركت وبدون رقابت برگزار شد ودوم گستردن تور سركوب هاى امنيتى به نحوى كه همه اعضا و هواداران اخوان المسلمين در فهرست تعقيب قرار گرفته اند تاجايى كه حتى نمايندگان اين جريان نيز از تيغ سركوب مصون نمانده اند.
مأموران امنيتى مبارك در روزهاى اخير حتى اردوگاه هاى تابستانى اعضاى جوان اين گروه را كه در آن در امور ورزشى و ديگر فعاليت ها مشاركت دارند هدف قرار دادند با اين ادعا كه در اين اردوگاه ها آموزش شبه نظاميان و بى ثبات سازى كشور انجام مى شود. اما گو اين كه اخوانى ها از فرجام اين اقدامها اطمينان خاطر دارند كه هواداران خويش را به خويشتندارى دعوت كرده اند. رهبر اخوانى ها در آخرين بيانيه خويش سياست مبارك را محكوم به شكست خوانده و تلويحاً دامنه نفوذ اين گروه را به او گوشزد كرد كه جريانى كه اكنون در جامعه ۷۶ ميليونى مصر ۲ ميليون عضو دارد و از حمايت
۳ ميليون تن ديگر در سراسر مصر برخوردار است، چگونه قابل حذف است؟
به هر حال قاهره اكنون بارديگر ميدان يك رويارويى خشونت بار شده است ومبارك كه در انتخابات ۲ سال پيش تن به يك اصلاحات نيم بند داد باز هم به سنت سركوب گذشته روى آورده است. افسر نيروى هوايى ديروز مصر كه سال ۱۹۸۱ بعد از ترور انور سادات رئيس جمهور شد، اكنون بيش از همه رهبران عرب ، نگران آينده است .
مبارك ۷۷ ساله در فوريه سال ۲۰۰۵ اصلاحاتى در قانون اساسى مصر اعمال كرد كه برگزارى نخستين انتخابات چند حزبى كشورش را ميسر ساخت و نوامبر ۲۰۰۵ ، به حكم دادگاه مصر، نهادهاى مدنى و سازمان هاى غير دولتى رسماً اجازه بازرسى و نظارت بر روند انتخابات را پيدا كردند.
اما او اكنون در تصميم ورويكرد تازه خويش بوضوح بيان مى كند كه قيد اصلاحات را زده است واز خير فضاى باز موعود آمريكايى ها گذشته است. او حتى مهم ترين قول خود به منتقدان مبنى بر لغو حالت فوق العاده كه سى سال از زمان سادات براين كشور حكمفرما مى باشد را كنار نهاده است.
شايد اكنون با سخن ناظرانى كه ديروزپديده اصلاحات در زير چتر يك نظام مطلقه را يك تناقض وحتى نقض غرض مى خواندند همداستان شويم . اما نكته مهم در آغاز پروسه جديد سركوب اين است كه اين حركت با فضاى حمايتى جديدى كه آمريكا براى حكومت هاى فردگراى عرب درست كرده پيش مى رود يعنى در برهه اى كه رايس بالاترين قرارداد حمايت نظامى را به مبلغ ۱۳ ميليارد پيشكش مبارك مى كند. به همين دليل است كه همه كس بيانيه وزارت خارجه و موضع كنگره آمريكا در دفاع از حقوق مخالفان دربند حكومت مصر راباشگفتى مى نگرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |