چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶ - ۸ شعبان ۱۴۲۸
Wed, Aug 22, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
ماجرا
رودررو
خانواده
يادداشت
بسم الله
تسنيم
يادداشت
نكاتى درباره مسابقه هاى قرآن كريم
] محمدحسين فريدونى‎/ پژوهشگر امور قرآنى [

بيست و چهارمين دوره مسابقه هاى بين المللى قرآن كريم در روزهاى گذشته برگزارشد و نمايندگانى از ۵۲ كشور مسلمان و غيرمسلمان در آن شركت داشتند. با قدردانى فراوان از زحمات دست اندركاران اين مسابقه ها، بيان چند نكته درباره رابط ميان نهاد برگزاركننده مسابقه هاى قرآن و نهادآموزش قرآن در كشور شايد راهگشا و مفيد واقع شود.
۱- سازمان اوقاف و امور خيريه در طول سال هاى پس از انقلاب اسلامى توانسته است كه نهاد مسابقات قرآن كريم و بويژه مسابقه هاى بين المللى قرآن را برپاداشته و حيات آن را تداوم بخشد.
از اين رو جا دارد كه از خدمات مديران و كارشناسان محترم اين سازمان در اين عرصه تقدير مناسب به عمل آيد. اما انجام اين خدمت نبايد موجب آن شود كه سازمان اوقاف و امور خيريه از خدمت مهم ترى بازماند. واقعيت آن است كه شركت كنندگان در مسابقات قرآن كريم در سطوح مختلف از شهرستانى تا بين المللى، محصول زحمات و تلاش هاى بخش مردمى دست اندركار آموزش قرآن كريم هستند. بنابراين، تقويت اشخاص و نهادهاى مؤثر در تربيت قاريان و حافظان قرآن يكى از رسالت هاى اساسى است كه مى تواند در تخصيص امكانات و درآمد موقوفات و بقاع متبركه موردتوجه قرارگيرد. به ويژه آن كه هيچ دستگاه ديگرى چنين امكان ساختارى و سازمانى را دراختيار ندارد. براى همين توقع مى رود كه اداره كل آموزش و مسابقات قرآنى سازمان اوقاف و امورخيريه با استفاده از تجربيات اساتيد و كارشناسان اين حوزه نسبت به طراحى و اجراى برنامه هاى حمايتى (نرم افزارى و سخت افزارى) از كانون هاى مردمى تعليم و تربيت قاريان و حافظان قرآن اقدام نمايد.
۲- مرورى بر تاريخچه برگزارى اين مسابقه ها و مسابقه هاى مقدماتى آن به خوبى نشان مى دهد كه اين نهاد يكى از تأثيرگذارترين و شايد مهم ترين عضو مؤثر در روند شكل گيرى فن تلاوت قرآن در كشور بوده است. كسانى كه با تلاوت هاى قراء ايرانى آشنا هستند مى دانند كه اين آئين نامه مسابقات قرآنى سازمان اوقاف و امورخيريه و تغييرات متناوب آن است كه مسير تعليم و تربيت قاريان قرآن را تعيين كرده است.
در دهه نخست برگزارى اين مسابقه ها، تجويد قرآن مهم ترين ركن موردتوجه در داورى تلاوت ها بود. بنابراين قاريان اين دهه در اين زمينه از توانمندى بالايى برخوردار بوده اند. در دهه اخير عمده توجه مسابقه ها به مقوله لحن معطوف بوده است. به همين دليل شاهد آن هستيم كه رويكرد جلسات تلاوت قرآن به نغمه پردازى در تلاوت، تغيير يافته است. به گونه اى كه به ديگر مقولات دخيل در تلاوت همچون تجويد، وقف، ابتدا و از همه مهم تر معناى آيات قرآن توجه كمترى مى شود. اين روند مى تواند در آينده نزديك به خروج تلاوت قاريان از چارچوب هاى سنت تلاوت در جوامع اسلامى و تبديل اين هنر فاخر به نوعى تفنن و فانتزى گرايى شود.
بنابراين ضرورى است كه مطالعات جامعى دراين باره انجام شده و راهكارهاى اصلاحى، شناسايى و اجرا شود.
۳- در دهه اخير، موضوع برگزارى مسابقه هاى تفسير قرآن كريم در سطح كشور و بين المللى موردتوجه سازمان اوقاف و امورخيريه قرارگرفت. اين مسابقه ها، در واقع مسابقه تفسيرخوانى قرآن كريم بود. اما شاهد بوديم كه در سال هاى گذشته، شركت كنندگان در مسابقه ها از زبان مجرى برنامه به عنوان مفسران قرآن معرفى مى شوند و مى رفت كه طبقه جديدى در كشور شكل گيرد كه ميان عنوان و معنون تناسبى وجود نداشته باشد. اقدام سازمان اوقاف در تغيير اين برنامه به برنامه مسابقه مقالات قرآنى رويكرد گذشته را به نحوى اصلاح نمود، اما اين دغدغه همچنان باقى است كه براى ترويج فراگيرى مفاهيم و معارف قرآن كريم ازطريق نهاد مسابقات قرآن كريم چه مى توان كرد؟ در يك كلام مى توان گفت: ظرفيت هاى موجود در اين حوزه به نحوى است كه در صورت مطالعه و تدبير مناسب مى توان رويكرد مسابقه هاى قرآنى جمهورى اسلامى ايران را «رويكرد مفاهيم و معارف قرآنى» نمود و افزون بر توسعه آموزش معارف قرآن در كشور، پرچمدار توجه به معرفت قرآنى در نهاد مسابقات قرآن كريم در ميان كشورهاى اسلامى نيز بود.
بسم الله
ساماندهى
چاپ و نشر قرآن
] عطاالله اسماعيلى [

همه كسانى كه براى انجام مناسك حج و عمره به عربستان رفته اند حتماً داشتن يك جلد كلام الله مجيد چاپ سعودى را تجربه كرده اند.
قرآن هاى چاپ شده در عربستان چندويژگى دارد. در تمامى آنها از يك رسم الخط واحد استفاده شده است و آشنايى با همين يك رسم الخط كافى است تا مسلمانانى كه از سواد كمى بهره مند هستند و يا مسلمانان غيرعرب زبان چشم شان با اين رسم الخط آشنا باشد و تلاوت قرآن برايشان سهل تر گردد.
ويژگى ديگر اين قرآن ها قطع و اندازه مناسب آنهاست كه به راحتى قابل حمل و نقل و استفاده است. نه زياد بزرگ و سنگين و نه كوچك و با فونتى ريز.
گرافيك و طرح روى جلد ثابت، رنگ هاى مشخص و چشم نواز و چاپ تميز و شيك همگى عواملى شده اند براى شهرت و معروفيت اين قرآن ها. به طورى كه هركس در هر خانه اى يك نمونه از اين قرآن ها را ببيند فوراً مى فهمد كه كسى از اهل اين خانه يك سفر زيارتى به كشور عربستان رفته است و اين قرآن را به همراه آورده است.
اما نكته اى كه از اين مقدمه چينى موردنظر است اين كه شايد خوب باشد در كشور ما نيز دركنار چاپ قرآن در طرح ها و قطع هاى مختلف يك قرآن با طراحى زيبا، روى جلد ثابت و ترجمه اى روان به عنوان قرآن طبع جمهورى اسلامى ايران چاپ و منتشر شود تا از سويى علاقه مندان و بويژه جوانان براى انتخاب ترجمه اى دقيق و روان با مشكل مواجه نشوند و ازسوى ديگر فارسى زبانان خارج از كشور به سهولت بتوانند به اين كلام الهى دسترسى پيدا نمايند.
بى شك چاپ قرآن در طرح ها و قطع هاى گوناگون حاصل يك نگاه هنرمندانه درطول قرن هاى گذشته است، چرا كه حيات بسيارى از هنرهاى ايرانى با قرآن گره خورده است و ظاهر اين كتاب الهى نيز فرهنگ ساز بوده و نمى توان مانع طبع و نشر قرآن با طراحى ها و رسم الخط هاى متنوع شد. اما نمى توان لزوم انتشار يك قرآن با طراحى ثابت كه از سوى جمهورى اسلامى ايران تهيه و توزيع شود را نيز ناديده گرفت.
درحال حاضر برخى مراكز مانند مراكز طبع و نشر قرآن كريم در اين حوزه فعال ا ست اما بايد ديد آيا آنچه ارائه خواهدشد با تقاضاى فراوان مردم تطبيق خواهدداشت. اين كه قرآن هايى با ترجمه روان و صفحات زيبا و قطع مناسب در دسترس فارسى زبانهاى داخل و خارج كشور قرارگيرد مطمئناً گام اساسى و مؤثرى درترويج فرهنگ قرآن خواهدبود.
خبر كوتاه
قرآن كريم نشانه
حضور پيامبر (ص) است

رئيس مجلس شوراى اسلامى در مراسم اختتاميه بيست و چهارمين دوره مسابقات بين المللى قرآن كريم گفت: قرآن كريم امتداد وجود نبى عظيم الشأن اسلام(ص) در طول تاريخ اسلام و در گستره جهان اسلام است، قرآن كريم ادامه حضور و امتداد وحى محمدى است، قرآن نشانه دائمى و حضور مستمر عالم غيب با عالم شهادت است، منزلت قرآن كريم در جامعه اسلامى همان منزلت پيامبر اعظم(ص) نزد مسلمانان است و مردم و مسلمانان، همان عشق و علاقه به پيامبر(ص) را نسبت به قرآن هم دارند و همان طور كه گفته شده، قرآن كريم ادامه حضور پيامبر(ص) است. دكتر حداد عادل با اشاره به اين كه قرآن بهترين راه براى دور ماندن از تحجر و خرافه و جلوگيرى از انحراف است، افزود: براى ترويج حقايق قرآن، توجه به انواع هنرهاى قرآن لازم است و موضوعيت دارد و آنچنان كه كاتبان بايد به زيباترين خط قرآن بنگارند و قاريان با بيان شيوا آن را بيان كنند. بايد از همه هنرمندانى كه در اين راه تلاش مى كنند سپاسگزار بود.

معرفى مديران
نمايشگاه قرآن كريم

به گزارش ستاد خبرى روابط عمومى پانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم، اعضاى شورا، مديران و مسئولان بخش ها و كميته هاى مختلف پانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم از سوى «محمد خواجه پيرى» رئيس سياستگذارى نمايشگاه قرآن كريم منصوب شدند.
اعضاى شوراى پانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم عبارتند از: حجت الاسلام «سعيد بهمنى» عضو شورا، رئيس كميته پژوهش و مديربخش پژوهش، «محمدحسين فريدونى» عضو شورا و رئيس كميته آموزش، «ناصر گلدوزها» عضو شورا و معاون نمايشگاه، «مهندس عليرضا معاف» عضو شورا و مشاور رئيس نمايشگاه و «هادى عسگرى» عضو شورا و رئيس كميته هاى برنامه هاى ويژه، همچنين «پرويز كرمى» به عنوان مدير كميته تشريفات و «سعيد اردستانى» به عنوان دبير ستاد اجرايى نمايشگاه منصوب شدند.
مديران و مسئولان بخش ها و كميته هاى مختلف پانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم نيز به اين شرح منصوب شدند:
«فاضل نظرى» مسئول بخش جلوه هاى قرآن كريم در ادبيات فارسى. «حسين مهكام» مسئول بخش هنرهاى نمايشى، «حسن زمان وزيرى» مسئول بخش عفاف و حجاب، «حسين بهبودى» مسئول بخش كودك و نوجوان، «رحيم قربانى» مسئول بخش دانشگاهى، «هاشمى گلپايگانى» مدير بخش بين الملل، حجت الاسلام «سالاريان» مسئول بخش نشر الكترونيك، «كريم دولتى» مدير بخش خادمان قرآن كريم، «محمدتقى ميرزاجانى» مدير بخش مراسم و محافل و حجت الاسلام «نقدى» به عنوان مدير بخش ترجمه قرآن كريم. همچنين حجت الاسلام «محمدرضا هادى زاده» نيز از سوى دفتر خواجه پيرى به عنوان مدير روابط عمومى و «عبدالرضا حاجيلرى» به عنوان مدير بخش نظارت و ارزيابى پانزدهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم منصوب شدند.
نكند قرآن نخوانيم
310152.jpg
] على همايى نژاد [

فكر مى كنم تلاش بيهوده اى است اگر كسى بخواهد لزوم خواندن قرآن كريم را براى يك آدم مسلمان اثبات كند! چون همه آن آدم هاى مسلمان اين را مى دانند و بهتر از خودش مى توانند برايش استدلال بياورند. اين را البته آمار مى گويد و بيراه هم نمى گويد. كافى است دور و برمان را خوب نگاه كنيم و كمى هم سؤال كنيم، تا ساده ترين و با اين حال محكم ترين دلايل آنها را براى اين مسأله بشنويم. دلايلى كه با همه پيش پا افتادگى، آن قدر در لايه هاى درونى شخصيت اين آدم ها جاى گرفته كه به اين راحتى نمى شود در ردشان دليلى آورد. اما كو تا اين علم اليقين بشود حق اليقين؟ مثل همه چيزهاى ديگرى كه قبول شان داريم، اما فقط قبول شان داريم! مثل ۹۵ درصد آدم هاى دنيا كه خدا را قبول دارند...
در هر حال يك گام جلو هستيم. همه مى دانيم كه بايد- يا حداقل خوب است- كه قرآن بخوانيم. آن هم نه تنها در مجلس ختم، بلكه به عنوان قسمتى از برنامه روزانه و حالا قرآن خواندن يا نخواندن، مسأله دقيقاً همين است! و يك سؤال مهم: چرا قرآن نمى خوانيم؟

سرانه مطالعه در ايران بسيار پائين است. آمار اين سرانه را لااقل سالى چند بار به بهانه هاى مختلف از رسانه ها مى شنويم. شايد تعميم اين آمار به قرآن كريم كار صحيحى نباشد، اما اگر منصف باشيم بايد بپذيريم كه اصولاً حس و حال نشستن و باز كردن يك كتاب را نداريم! و قرآن كريم هم- لااقل در صورتى كه در دست ما است- يك كتاب است. هرچند حقيقت قرآن بسيار فراتر از آن است. شايد به همين خاطر است كه مهدى، دانشجوى ۲۰ ساله اى كه خيلى كم قرآن مى خواند به عنوان نخستين دليلى كه به ذهنش مى رسد و به زبان مى آورد، مى گويد: «چون كلاً كتاب كم مى خوانم» با اين كه همچنان قصد نداريم لزوم خواندن قرآن كريم را اثبات كنيم، اما بد نيست كمى بيشتر به همين موضوع فكر كنيم. اين كه «ارتباط و انس» با قرآن كريم، كه وضع مطلوب يك انسان مسلمان است، چقدر با «خواندن» قرآن به عنوان يك «كتاب» مرتبط است؟
با وجود اين كه استخاره، همراه داشتن قرآن كريم، داشتن قرآن در خانه و حتى نگاه به خط قرآن بدون خواندن آن، خود انواع ارتباط هستند و نورى كه از حقيقت قرآن كريم
بر مى خيزد، در هر نوعى از ارتباط كه با قرآن كريم برقرار شود، اثرش را روى شخص مى گذارد، چه دليلى دارد كه قرآن نخواندن افراد جامعه را به عنوان يك عيب به حساب بياوريم؟ در حالى كه مى توانيم بيشتر به جنبه هاى عملى قرآن بپردازيم تا اين كه سعى كنيم خواندن آن را بدون اين كه تلاشى براى فهمش داشته باشيم، ترويج كنيم. درست مانند دختر خانمى كه متصدى فروش عطر در يكى از ايستگاه هاى مترو بود و مى گفت: «همه چيز كه در خواندن قرآن كريم نيست، بايد به آن عمل كرد.»
دكتر تهرانى كارشناس علوم قرآنى مى گويد: «كلمات قرآن كريم ، اگر چه برايمان نامفهوم باشند، ولى در انبار ذهن و چشم انسان جاى مى گيرند و اثر خود را مى گذارند . به ويژه اگر در دوره كودكى اين كلمات به كسى آموخته شود.» راست هم مى گويد! به قول خودش اين همه ترانه و تبليغ كه در طول روز آن قدر براى بچه هاى ما تكرار مى شود كه در عمق ضمير ناخود آگاه شان نفوذ مى كند، پر است از عباراتى كه آنها نمى فهمند اما به مرور زمان برايشان مفهوم مى شود و اثرش را در زندگى آنها مى گذارد.
خواندن قرآن كريم بدون فهم اگر به يك سنت تبديل شود در عمل افراد را به سمت فهميدن آن هم پيش مى برد. چون «مگر مى شود يك عمر چيزى را تكرار كنند و به اين فكر نيفتند كه معنى اش را بفهمند؟» مثل خيلى از قديمى ها كه بدون دانستن صرف و نحو، معنى آيات قرآن كريم را مى فهميدند.
نظام آموزشى
در ظاهر تغير نظام آموزشى ضربه بزرگى به فرهنگ قرآنى كشور ما زده است. اين از حرف هاى دكتر تهرانى بر مى آيد. البته اين تغيير نظام آموزشى مربوط به سال ها پيش از انقلاب است. زمانى كه رضا خان بساط مكتب خانه ها را برچيد.
تا پيش از آن، حكومت در نظام آموزشى دخالتى نداشت. حسن آن نظام آموزشى هم شروع آموزش با قرآن كريم به جاى زبان فارسى بوده است. يعنى نخستين كلماتى كه كودك در مدرسه ياد مى گرفت، قرآن بود. اين البته منافاتى با حفظ فرهنگ ملى نداشته است. طورى كه هر كس مكتب را تمام مى كرد، هم قرآن بلد بود، هم فارسى، هم حساب و هم خط و با اين معلومات وارد بدنه اقتصادى كشور يعنى بازار مى شد. دليل فضاى دينى حاكم بر بازار قديم هم تا حدود زيادى همين مسأله بوده است. تا جايى كه سنت قرآن خوانى ميان بازاريان پيش از شروع كسب روزانه رواج داشته است.
با برچيدن مكتب خانه ها به وسيله رضاخان و حكومتى شدن آموزش، انتقال سنت قرآن خوانى از طريق فرهنگ مردم، كم كم متوقف شد و نظام آموزشى هم تلاشى در اين جهت نمى كرد.
مدرنيته
اما جامعه امروز گرفتار مشكل ديگرى هم شده به نام مدرنيته. از عوارض اين جامعه مدرن، يكى مشغله بيش از حد آدم ها و زندگى ماشينى است.
پيرمرد خواربار فروشى كه به روايت خودش ۴۰ سال است در اين مغازه زير پله كسب و كار مى كند، براى قرآن نخواندن مردم اين طور دليل مى آورد: «مردم وقت كم دارند. گرفتارى و فقر. دليلش شايد فقر است!»
عارضه ديگر مدرنيته كه خيلى هم بد نيست، اين است كه مردم جامعه ديگر كمتر چيزى را از روى تعبد و تسليم مى پذيرند و براى قبول هرچيزى دنبال دليل هستند و از راه فهم وارد مى شوند.
در نهايت با وجود نظام آموزشى فعلى و مدرنيته حاكم بر جامعه، با افرادى مدرن مواجهيم كه مى خواهند- يا قرار است- با چيزى ارتباط برقرار كنند كه از طريق نظام آموزشى با آن مرتبط نشده اند، يعنى قرآن كريم. پس بايد از طريق مفهومى اين ارتباط را برقرار كرد.
زبان
زبان قرآن هم يكى از عواملى است كه تا حدودى بازدارنده افراد زيادى از خواندن قرآن است. يك دانشجوى دانشگاه علم و صنعت مى گويد: « نمى شود به خاطر قرآن برويم عربى ياد بگيريم، بايد بشود آن را فارسى خواند.» اما واقعيت اين است كه اين يك «نبايد» واقعى نيست بلكه ناشى از ناتوانى و كوتاهى در يادگرفتن زبان عربى است.
قصه هميشگى
همه حرف ها منتهى مى شود به همان قصه هميشگى: مسئولان مقصرند!
اين حقيقتى است كه تغيير اساسى در نظام آموزشى به ويژه در زمينه آموزش قرآن كريم ضرورى است. مسلم است كه بازگشت به نظام مكتب خانه اى امكان ناپذير است، اما شيوه آموزش قرآن مى تواند متحول شود. نگرش سيستم آموزش و پرورش هم به آموزش قرآن نگرش صحيحى نيست.
كلاس قرآن در حال حاضر به عنوان يك كلاس فوق برنامه تلقى مى شود اما به طور مثال كلاس عربى بسيار با اهميت است و اين در حالى است كه اصولاً آموزش عربى در سيستم آموزشى كشور ما با هدف توانايى خواندن و درك قرآن گنجانده شده است.
خود درس عربى هم به عنوان يك درس مستقل تدريس مى شود و هر كس مى تواند به آن علاقه مند باشد يا نباشد. تلاش ويژه اى هم براى علاقه مند كردن همه دانش آموزان به آن در كار نيست.
در كنار نظام آموزشى، رسانه هم نقش غير قابل انكارى در اين زمينه دارد. دكتر تهرانى مى گويد: «اختيار خانواده ها در دست رسانه است.» به قول او اين رسانه است كه تصميم مى گيرد در يك شب خاص، مردم شاد باشند يا غمگين!
در چنين رسانه اى توليدات قوى و اثر گذار و پرشمارى براى جذب مخاطب به بسيارى از زمينه هاى «مباح» در كنار توليدات
نه چندان با كيفيت و كم تعداد در زمينه قرآن كريم قرار مى گيرند.
فرافكنى؟
اما آيا واقعاً هميشه تنها مسئولان مقصرند؟ مگر نه اين كه خانواده رانخستين نهاد در جامعه مى دانيم؟ اما عادت كرده ايم كه هيچ وقت از نقش خودمان به عنوان عناصر تشكيل دهنده جامعه صحبت نكنيم.
فرشيد، سرباز شهرستانى كه در تهران خدمت مى كند ، قرآن نمى خواند. اما نكته مهم اين جاست كه او و بسيارى مانند او پدر و مادرى مذهبى و سنتى دارند. از طرفى هم، محمد تقى ميرزاجانى قارى ممتازى كه رتبه نخست دانشجويان كشور را در كارنامه اش دارد، يك اعتراف تلخ مى كند: «اگر كلاس ها و مسابقات و جلسات نبود، شايد ماهى يك بار هم سراغ قرآن نمى رفتم.»
تهرانى تأكيد دارد كه همه آنچه گفته است خطاب به مسئولان است، اما افراد جامعه نبايد براى چنين مسائلى معطل حكومت بمانند.
بايد بپذيريم كه مشغله زندگى را بيشتر از واقعيت در ذهن خود پروبال داده ايم. به قول جواد سلطانى، جوان ديپلمه اى كه در حال چسباندن پوستر به ديوار بود؛ وقتى ۱۲ ساعت از روز را به كار مى پردازيم، گذاشتن ۵ دقيقه وقت روزانه براى خواندن قرآن كريم زمان زيادى نيست. او حتى وظيفه اى را هم متوجه مسئولان نمى داند و مى گويد: «راه و چاه معلوم است. هركس بخواهد خودش مى رود».
يا اين كه هرچقدر هم كه نظام آموزشى در اين مورد برنامه ريزى كند، تكليفى از گردن خانواده ساقط نمى شود، چه رسد به اين كه نظام آموزشى نارسايى يا كوتاهى هم داشته باشد و يا اگر واقعاً به خاطر نا آشنا بودن با زبان عربى قرآن
نمى خوانيم، چرا سعى نمى كنيم از ترجمه آن استفاده كنيم؟
به هر حال بيشتر آنچه كه گفته شد، از آن دست حرف هايى است كه از يك كارشناس و برنامه ريز آموزش قرآن كريم انتظار مى رود. اما گاهى اوقات شنيدن حرف هاى كارشناسى، آن هم از نوع انتقاد از مسئولان، براى ديگران در حكم تخدير مى شود تا وظيفه شخصى خود را فراموش كنند! در حالى كه خواندن قرآن و تدبر در آن وظيفه اى است كه از طرف خود اين كتاب به يك يك ما، محول شده بدون واسطه اى به نام حكومت.
و شايد بيشتر ما وضعيتى شبيه به مهندس جوانى داشته باشيم كه مى گفت: «يك بار يك اتفاق موجب شد كه به سرم بزند شبى يك صفحه قرآن بخوانم كه بعدها شد دو صفحه. اين جورى بعد از يك سال قرآن را ختم مى كردم كه با يك ختم قرآن در ماه رمضان مى شد سالى دو بار. اما اين ختم هيچ وقت تمام نشد!» و وقتى پرسيدم چرا؟ چيزى نداشت بگويد، شانه بالا انداخت و گفت «نمى دانم. شايد غفلت.»
تسنيم
شايد از اولياى خدا باشد !
يا ايهاالذين آمنوا لايسخر قوم من قوم عسى ان يكونوا خيراً منهم و لانساء من نساء عسى ان يكن خيراً منهن و لاتلمزوا أنفسكم و لاتنابزوا بالألقاب بئس لاسم الفسوق بعد الايمان و من لم يتب فاولئك هم الظالمون
اى كسانى كه ايمان آورده ايد نبايد گروهى گروه ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان ديگر را مسخره كنند چه بسا آنان از اينان بهتر باشند و از خود عيب مگيريد و به يكديگر لقب زشت ندهيد چه ناپسند است نام زشت بعد از ايمان و هر كس توبه نكرد آنان خود ستمكارند.
سوره حجرات ۱۱

] مهدى ملك محمدى [

* يكى از رفتارهاى غيراخلاقى مسخره كردن و دادن لقب هاى زشت به يكديگر است. اگر به دور و بر خود نگاهى بيندازيم بويژه در شهرهاى كوچك تر شيوع اين بيمارى اخلاقى را واضح تر مى بينيم. در جامعه سياسى ما هم از اين گونه رفتارها كم نيست. كافى است كسى سرى به برخى از مجله ها و سايت ها بزند بازار داغ به اصطلاح طنز را خواهد ديد كه به جاى نقد سازنده به هوچى گرى و مسخره رقيب مى پردازد. ثابت بن قيس شماس از ياران پيامبر(ص) گوشش سنگين بود. او هرگاه وارد مسجد مى شد ديگران به وى راه مى دادند تا نزديك رسول خدا(ص) رفته و سخنان ايشان را بهتر بشنود. روزى پس از نماز صبح و پيش از آن كه هوا به طور كامل روشن شود وارد مسجد شد و خواست خود را به پيامبر برساند. از ميان مردم رد شد و چند نفر را با اين كار آزار داد. يكى از حاضران گفت مگر چقدر جا مى خواهى؟ همين جا بنشين. ثابت ناراحت شد و به آن مرد توهين كرد و او را با نام مادرش صدا زد (در زمان جاهليت مردم را با نام بردن از مادرشان سرزنش مى كردند). مرد از خجالت سرافكنده شد!
* خداوند رفتار غيراخلاقى برخى از مسلمانان نسبت به يكديگر را بشدت سرزنش مى كند. چه بسا آنان كه مورد مسخره واقع مى شوند از مسخره كنندگان بهتر باشند. مگر ما از درون انسان هاى ديگر آگاهيم؟ شايد همان فردى را كه مسخره مى كنيم داراى صفات اخلاقى خوب و از اولياى خدا باشد. از اين رو بزرگان ما هيچ گاه به كسى به خاطر ظاهرش با ديد حقارت نگاه نمى كردند.
در يك جامعه افرادى هستند كه بنا به دلايلى در زمانى مرتكب كار زشتى شده اند و يا در خانواده اى به دنيا آمده اند كه در ميان مردم چندان خوشنام نيستند. چنانچه اينان به لطف پروردگار اكنون در وضعيت اخلاقى مناسبى به سر مى برند بايد به راحتى از حقوق شهروندى بهره مند شوند.
خداوند از مسلمانان مى خواهد پس از ايمان آوردن گروهى از مردم، آنها را با نام هاى زشت كه يادآور زمان كفر و فسق شان است صدا نكنند.
* افراد جامعه دينى همچون اعضاى يك پيكرند. ضربه و ضرر به عضوى از اين پيكر بيش از هر چيز، ضربه به خود است. انسان عاقل حاضر نيست به خود ضربه و زيان وارد كند. عيب گرفتن از يكديگر و لقب زشت نهادن بر ديگران چونان بيمارى مسرى است كه همه را فرامى گيرد و سبب از بين رفتن احترام متقابل و آرامش روانى جامعه مى گردد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |