پنجشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۹ شعبان ۱۴۲۸
Thu, Aug 23, 2007
تاريخ
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
رودررو
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
افتضاح در ضيافت دربار!
محسن ميرزايى
310341.jpg
از آغاز زمامدارى فرمانفرما اكثر سياستمداران او را يك «محلل» مى دانستند و در انتظار تغيير كابينه بودند. انتخاب فرمانفرما براى زمامدارى ايران در آن لحظات بحرانى، از آن جهت بود كه رئيس الوزرايى بر سر كار بيايد كه هيچ گونه شائبه آلمان دوستى در حق او صادق نباشد. فرمانفرما را همه دوست انگلستان مى شناختند ولى محققاً دوست روس ها نبود. اگر خاطرات ژنرال «كاساكوفسكى» فرمانده بريگاد قزاق را خوانده باشيد، خواهيد دانست كه فرمانفرما در دوران سلطنت مظفرالدين شاه كه صاحب نفوذ فراوان بود و خواهرش بانوى اول حرم مظفرى به شمار مى رفت، تمامى تلاش خود را براى قطع نفوذ روس ها در ايران به كار برد تا آنجا كه قصد داشت بريگاد قزاق را منحل كند. از اين رو از آغاز معلوم بودكه اين كابينه ، كابينه دلخواه روس ها نيست. به هر تقدير دلايل ديگرى هم وجود داشت كه همگان منتظر تغيير كابينه باشند.
آخرين واقعه مهم دوران كوتاه زمامدارى فرمانفرما آدم ربايى روس ها در ورداورد كرج بود كه انعكاس داخلى و خارجى زيادى داشت. قضيه از اين قرار بود كه روز جمعه ۷ ربيع الثانى (۱۱ فوريه ۱۹۱۶) عاصم بيك سفيركبير عثمانى و سرهنگى كه وابسته نظامى امپراتورى اتريش درتهران بود و به اتفاق يك پروفسور آلمانى و دكتر «اشتوب »دندانساز با همراهان خود در «ورداورد» كرج مشغول شكار بودند كه ناگهان سواره نظام روس ها رسيدند و آنها را اسير كرده به اردوى خود بردند.
وقتى اين خبر به وزارت امور خارجه رسيد، مقام هاى وزارت خارجه با سفارت روسيه تزارى تماس گرفته و شديداً نسبت به اين آدم ربايى اعتراض كردند ولى روس ها در آن شرايط براى حرف هاى منطقى گوش شنوا نداشتند و به اين اعتراض ها و عكس العمل هاى جهانى آن توجه نكردند، «عاصم بيك» را به شمال ايران بردند تا از آنجا به روسيه فرستاده شود اما كار خلاف قاعده روس ها كه مغاير بى طرفى ايران و اصول ديپلماتيك بين المللى بود، عكس العمل بدى داشت ولى روس ها جز زور به هيچ منطقى پايبند نبودند.
به هر تقدير اين كار روس ها بار ديگر بى طرفى ايران را زير سؤال برد و به اصطلاح ، آنچه كابينه فرمانفرما رشته بود پنبه شد. تلاش فرمانفرما اين بود كه سياست بى طرفى ايران باوجود آنكه آنها جرات هيچ گونه فعاليتى رانداشتند ، سفارتشان همچنان پابرجا بماند ولى متمايل به روس و انگليس باشد در حالى كه در دوران زمامدارى مستوفى الممالك ايران بى طرف ولى متمايل به آلمان بود.
سياست بى طرفى متمايل به روس و انگليس رفته رفته در حال شكل گرفتن بود و سفارت آلمان همچنان بازبود، سفارت اتريش و عثمانى هم همين طور. مسأله دولت موقت و نظام السلطنه نيز با شكستى كه از روس ها خورده بودند موقتاً فراموش شده به نظر مى رسيد.
كابينه سپهسالار تنكابنى
در روز جمعه ۲۸ ربيع الثانى ۱۳۳۴
(۳ مارس ۱۹۱۶) همان طور كه پيش بينى مى شد سپهسالار اعظم محمدولى خان تنكابنى ۳ ساعت پيش از غروب آفتاب در كاخ فرح آباد حاضر شد و دستخط رياست وزرايى خود را از شاه دريافت داشت.
روس ها ظاهراً از زمامدارى سپهسالار اعظم خوشحال بودند و «يورنيوف» مترجم سفارت امپراتورى روس نخستين كسى از خارجيان بود كه به ديدار رئيس الوزراى جديد شتافت.
ضيافت به افتخار ديپلمات هاى خارجى
شاهزاده صارم الدوله وزير امورخارجه در نخستين روزهاى سر كار آمدن كابينه جديد، ضيافتى به افتخار ديپلمات هاى خارجى مقيم تهران برپا كرد.اما از سفارت آلمان كسى در اين ضيافت شركت نكرد زيرا با دستگيرى سفير امپراتورى عثمانى در «ورداورد» كرج هنوز تهران جاى امنى به نظر نمى رسيد. توضيح اين نكته لازم است كه رئيس دفتر سفارت آلمان «مسيو زمر» در بحرانى ترين روزها كه ممكن بود اسير دست روس ها شود و به« سيبرى »فرستاده شود، محل كار خود را ترك نكرد و تمامى وظايف وزيرمختار را با درايت انجام داد ولى آفتابى شدن او هنوز كار مصلحت آميزى به نظر نمى رسيد. احمد على خان مورخ الدوله هم كه منشى ايرانى سفارت آلمان بود و زمانى تحت تعقيب روس ها قرار داشت و تازه از مخفيگاه خود در تهران بيرون آمده بود با صلاحديد صاحبنظران از شركت در ضيافت خوددارى كرد.
ابلاغيه سفارت روس
در روز پنجشنبه ۱۱ جمادى الاول ۱۳۳۴ (۱۶ مارس ۱۹۱۶ ) ابلاغيه زير از طرف سفارت روسيه تزارى در تهران منتشر شد:
«از قرارى كه به سفارت روسيه متوالياً خبر رسيده، پاره اى از اشخاص به عنوان اين كه بستگى به سفارت روس دارند به ادارات رسمى و غيررسمى پيغام هاى جعلى برده و از اين راه استفاده هاى نامشروع مى كنند. چون مستخدمين رسمى سفارت امپراتورى مبرى از اين حركات هستند، به عموم اهالى اطلاع داده مى شود كه اسامى اين اشخاص غيررسمى را با اعمال و افعال غيرمرضيه آنها به سفارت امپراتورى بنويسند تا سفارت امپراتورى مجازات آنها را در نظر داشته باشد.»
با صدور اين اعلاميه معلوم شد دولت روسيه كه هميشه دنبال سياست هاى خشن و ضدمردمى بود اين بار درصدد جلب قلوب مردم ايران برآمده است.
ديدار سپهسالار اعظم و «باراتوف»
در كابينه فرمانفرما كه« سپهسالار اعظم» وزير جنگ بود، «باراتوف» فرمانده كل نيروهاى روسيه تزارى در ايران از قزوين به تهران آمد، قزاق ها از برابرش رژه رفتند و با احترامات ويژه به ديدار شاه رفت. اكنون كه سپهسالار خود رئيس الوزرا شده بود و باراتوف مى توانست نقش مهمى در سياست جديد روسيه در ايران داشته باشد براى ديدن او به قزوين رفت.
سپهسالار در روز جمعه ۱۲ جمادى الاول (۱۷ مارس ۱۹۱۶) راهى قزوين شد. وزراى مختار روسيه و بلژيك نيز همزمان وارد قزوين شدند.
از رئيس الوزراى ايران در قزوين با شكوه و جلال فراوان استقبال شد.
در اين مراسم صاحب منصبان كل ارتش تزارى، ژنرال ها، كلنل ها به رياست ژنرال باراتوف فرمانده كل نيروهاى روسيه در ايران تا بيرون دروازه قزوين به استقبال رئيس الوزرا شتافتند.
سپس افواج و توپخانه و سواره نظام در حضور سپهسالار اعظم نمايش و دفيله( رژه) شايان توجهى دادند. سواره نظام روس «يورتمه» از مقابل رئيس الورزا عبور كردند و پس از انجام مراسم رئيس الوزرا به دارالحكومه (عمارت فرماندارى) رفته بعد از قدرى استراحت و بازديد دواير دولتى قزوين به  محل جشن و ضيافت عازم شدند.
ميهمانى و ضيافت باشكوهى بود، مدعوين رسمى مجلس عبارت بودند از ۱۵۰ نفر ايرانى و روسى. در ضمن پذيرايى، نطق هايى بليغ و مفصل راجع به استحكام علاقه اتحاد و مناسبات صميمانه دولتين ايران و روس از طرفين ايراد گرديد. مدعوين با كمال شادمانى زنده باد گفتند. تمام عمارات و خيابان هاى محل عبور و جشن زينت بسته و بيرق هاى شيرو خورشيد ايران و عقاب روسيه به هر طرف در اهتزاز بود. ضيافت با همان شكوه خاتمه يافت.
صبح روز شنبه آقاى سپهسالار اعظم به بازديد كنسولخانه و از آنجا به ملاقات ثانوى به منزل شخصى «ژنرال باراتوف» رفته و از آنجا به اتفاق ژنرال براى مانور قشون به بيرون شهر رفتند. نمايش نظامى و مانور تا ۳ ساعت بعد از ظهر روز شنبه به طول انجاميد و در همان ميدان نمايش، ناهار صرف نمودند. پس از اختتام خداحافظى با حاضرين ، آقاى سپهسالار اعظم رئيس الوزرا از قزوين به سوى تهران حركت كردند .»
310359.jpg
اين عكس ۹۱ سال پيش توسط يكى از عكاسان نظامى ارتش روسيه تزارى در قزوين گرفته شده است . عكس هاى سفر سپهسالار تنكابنى به قزوين چند روز پس از آن مراسم در آلبومى به تهران فرستاده شد. اين آلبوم در اختيار يكى از نوادگان سپهسالار بود و آن شادروان چند سال پيش در زمان حيات خويش اجازه داد كه اين نگارنده از آن آلبوم عكسبردارى كند . روحش شاد باد.
براى اطلاع بيشتر ر.ك به كتاب «ايران درجنگ بزرگ» تأليف مورخ الدوله سپهر صفحه ۳۳۶
كرمان در تصرف آلمانى هاست
روز ۱۱ جمادى الاول ۱۳۳۴ (۱۹ مارس ۱۹۱۶ ) اين تلگراف از كرمان براى هيأت دولت مخابره شد:
«توپخانه و ارگ در تصرف ملت و آلمان ها و ژاندارمرى است. تمام برج هاى شهر سنگربندى و به دست آلمان ها و ژاندارمرى مى باشد. ايالت (حاكم شهر) در باغ ناصرى محاصره، سردار نصرت در باغ نشاط محاصره مى باشد و ده ساعت مهلت گرفته كه حركت نمايد. مجاهدين با يك هيجان فوق العاده مشغول اقدامات چندى هستند. لذا تمام شهر در تصرف و سنگر مجاهدين، ژاندارمرى و آلمان هاست.»
شركت ديپلمات هاى آلمانى در مراسم سلام
با آن كه روس ها در قزوين مستقر بودند و نه تنها قزوين ، بلكه جاده كرج نيز زير نظارت روس ها بود ولى دولت ايران بشدت عنوان ظاهرى بيطرفى ايران را حفظ مى كرد و موجباتى فراهم شده بود كه ديپلمات هاى آلمانى هم در تهران باشند و آزادانه رفت و آمد كنند ولى تحركات آنها بشدت زير نظر مقامات ايرانى و جاسوسان روس و انگليس قرار داشت.
احمدعلى خان مورخ الدوله منشى ايرانى سفارت آلمان كه بعد از اتفاقات خونين مهاجرت و جنگ مليون و نيروهاى ارتش تزارى محرمانه به تهران آمده و در دوره زمامدارى فرمانفرما در خانه يكى از اعيان پايتخت مخفى بود اينك فرصت يافته بود كه آشكارا به اتفاق مسيو زمر كه عملاً امور سفارت آلمان را اداره مى كرد و به جاى وزير مختار انجام وظيفه مى نمود، در مراسم سلام شركت كند.
مورخ الدوله سپهر دراين مورد مى نويسد: «سه شنبه ۱۶ جمادى الاول ۱۳۳۴ (۲۱ مارس ۱۹۱۶) -
من (مورخ الدوله ) يك ساعت قبل از ظهر به اتفاق «مسيو زمر» (جانشين وزيرمختار) به عمارت گلستان رفته، در موقع سلام حضور همايونى شرفياب شديم. وزيرمختار اتريش و شارژ دامز (كاردار) عثمانى نزهت بيك(كسى كه با مهاجرين به قم رفته بود) حاضر بودند. وزير مختار اتريش نطقى به زبان فرانسه از روى كاغذ خواند مبنى بر اين كه اميد است دراين سال جديد ابرهاى تيره كه افق روابط حسنه ما و متحدين ما را با ايران گرفته، مرتفع شود و آن اعليحضرت با كمك خداوند متعال بتوانند استقلال ايران را دوباره به دست آورند. اعليحضرت احمدشاه جوابى به فارسى قرائت نمود و «فهيم الدوله» ترجمه آن را به فرانسه خواند. پس از آن شاه مختصر تعارفى با سر نموده از اتاق بيرون رفت.
وزيرمختار آمريكا و وزيرمختار اسپانى هم با وجود بيطرفى مملكتشان با نمايندگان متفقين شرفياب شدند. اعليحضرت احمدشاه متفقين (روس و انگليس و فرانسه) را با كمال سردى و به طور اختصار پذيرفت و از ساعتى كه براى شرفيابى معين شده بود يك ساعت و نيم ديرتر بار حضور داد به طورى كه اسباب رنجش آنها فراهم گرديد.»
مورخ الدوله در پايان گزارش خود مى نويسد: «نوروز امسال با پارسال خيلى تفاوت دارد. پارسال مجلس شوراى ملى داير بود، امسال تعطيل است.
(به واسطه پيوستن گروه زيادى از نمايندگان به مهاجرين و سفر دسته جمعى آنها به غرب كشور، پارسال قريب ۱۰ نمره روزنامه در پايتخت منتشر مى شد غير از ولايات، امسال جرايد ايران منحصر است به چهار روزنامه كه درتهران اشاعه مى شود: رعد- عصر جديد- ارشاد- اطلاعات (مدير رعد سيدضياءالدين طباطبايى بودكه غالباً از متفقين حمايت مى كرد روزنامه عصر جديد نيز طرفدار متفقين بود.)
«احمد على خان مورخ الدوله» در دنباله خاطرات خود مى نويسد: چهارشنبه ۱۷ جمادى الاول ۱۳۳۴ (۲۲ مارس ۱۹۱۶) امروز صبح من (مورخ الدوله سپهر) به اتفاق «مسيو زمر» (جانشين وزير مختار آلمان) براى تبريك عيد نوروز به ديدن سپهسالار رئيس الوزراء رفتيم نسبت به هر دوى ما مهربانى و دلجويى نمود و به هر يك، يك اشرفى طلا عيدى داد. به وزير مختار اتريش هم كه آنجا بود ۲ اشرفى داد. سپهسالار اعظم در ضمن صحبت گفت:
«اخيراً ۱۲ هزار نفر از عساكر (سربازان) عثمانى وارد خانقين شده، قشون روس هم در «كرند» هستند. ممكن است در «سرپل» مصادمه اى بين طرفين واقع گردد. امروز عصر از شاهزاده شعاع السلطنه (پسرمظفرالدين شاه) ديدن كرديم در طى مذاكره از چرچيل مترجم سفارت انگليس (با ونيستون چرچيل اشتباه نشود) مذمت نمود و گفت روز گذشته «مارلينگ» وزير مختار انگلستان اينجا آمده بود به طور كنايه به چرچيل فهماندم كه سفارت روس انگليس ها را به بازى نمى گيرد و اختيار ايران را در دست گرفته است. هر دو از خجالت سرخ شدند و چيزى نگفتند. (شعاع السلطنه طرفدار آلمان بود و در زمان پدرش مظفرالدين شاه كوشش بسيار داشت كه پاى آلمان ها را به ايران باز كند).
افتضاح در دربار
مورخ الدوله سپهر در دنباله خاطرات خود مى نويسد:
امروز عصر خانم هاى وزراى مختار روس و انگليس و اسپانى براى صرف چاى در قصر فرح آباد حضور شاه دعوت داشتند در آنجا حادثه اى رخ داد كه موجب خشم اعليحضرت گرديد.
يك نفر صاحب منصب روسى در حال مستى دنبال بانويى كرده و مى خواست وارد اندرون شود ،افراد دربار جلوگيرى نمودند. بعد معاون «ژنرال باراتوف» رسيد و صاحب منصب (افسر) مزبور را با خود برد. شاه اميرتومان اسكندرخان (افسر عالى رتبه) قزاق ايرانى را احضار كرد و جداً عزل صاحب منصب خاطى روس را خواست.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |