|
درنخستين ميز گرد آسيب شناسى بازار سرمايه در روزنامه «ايران» مطرح شد
راه هاى خروج از بن بست
بخش پايانى
|
|
|
ديروز قسمت اول ميزگرد آسيب شناسى بازار سرمايه را كه بيشتر به دلايل كوچك ماندن بورس بود، مورد بررسى قرار گرفت امروز هم بخش پايانى را با محوريت راهكار ها و ره يافت هاى بلوغ بورس از نظر مى گذرد. تعيين اهداف زرگانى نژاد:فرض مى كنيم تمام مشكلات كه بيان شد را داريم، مى خواهيم يك بازار سرمايه داشته باشيم كه نقش قابل قبولى در اقتصاد ايران ايفا كند. جداى اين كه دنبال حل اين مشكلات باشيم بايد در فلسفه وجودى كاركردى كه ما از آن انتظار داريم بازنگرى شود و توقعات سرمايه گذاران را بشناسيم و آنها را مهيا كنيم. يكى از مهمترين موارد از ديد يك سرمايه گذار، دسترسى به سرمايه اش و ميزان نقدشوندگى آن است كه بورس ما در اين زمينه مشكل اساسى دارد، به همين دليل است كه بارها به سرمايه گذاران توصيه مى كنيم كه فقط نقدينگى هاى غيرضرورى خود را وارد بورس كنند.
ببينيد ما در اقتصاد با يك چرخه و سيستم روبه رو هستيم از طرفى هم بورس ها به عنوان ابزار توسعه در كنار دولت ها قرار دارند و هيچ كشورى توسعه نيافته به جز اين كه در كنارش يك بازار سرمايه قوى وجود داشته است. بورس ها چگونه رونق مى يابند و كارا مى شوند، با حضور گسترده سرمايه گذاران در بورس و اين كه به فعاليت در اين بازار عادت كنند و اين نگرش در فرهنگ اقتصادى مردم جاى بگيرد.همانطور كه گفته شد، سرمايه گذار از اين بازار توقعاتى دارد كه مهمترين آن نقدشوندگى سهام، امنيت بازار ، نظارت صحيح و اصولى و دسترسى به ابزارهاى متنوع مالى است كه بتواند نياز هايش را با توجه به سلايق اش برطرف كند.پس اگر نيازهايش برطرف شود وارد بازار مى شود و به طور سيستمى كه شرح دادم بازار رونق مى گيرد.
مشكلات را فراموش نكنيد
بيدختى: به اعتقاد من يكى از مشكلات اساسى، بازار اين است كه مشخص كنيم مردم بايد به طور مستقيم وارد بازار سرمايه شوند يا غيرمستقيم، مستقيم يعنى اين كه به طور تك سهم يا چند سهم و سبد وارد بازار شوند اما غيرمستقيم يعنى از طريق فاندها و صندوق هاى سرمايه گذارى فعال در بازار و به صورت غيرمستقيم در بورس سرمايه گذارى كنند.
پس از آن بحث شفافيت مطرح مى شود. در تمام بخش هاى اقتصاد كلان سياست هاى دولت قوانين مربوط صنايع، اطلاعات شركت ها بايد شفاف باشد.
همچنين نظارت قانونمند بر بازار با هدف جذب منابع و سرمايه گذارى باشد و نه نظرات سليقه اى و دخالت بر بازار كه سبب دفع سرمايه گذاران شود يك مسأله ديگرى هم در بازار سرمايه ما وجود دارد مشكلات را فراموش مى كنيم چرا؟ چون بورس ما از دو حالت خارج نيست يا در رونق است يا در ركود.
در حالت اول و رونق تمام مشكلات را فراموش مى كنيم كه نقص قوانين داريم و در حالت ركود هم مشكلات را گردن بازار سرمايه مى اندازيم و نمى دانيم كه بايد قوانينى داشته باشيم كه رونق حفظ شود. البته اين روند فقط در بورس نيست در ساير بخش هاى اقتصادى هم دوران ركود و رونق دوره اى وجود دارد مانند صنعت ساختمان، فقط در بورس و به دليل داشتن شاخص و توجه به آن قابل رؤيت است. اما در كل به طور پايه اى و اساسى براى بازار سرمايه برنامه ريزى نكرديم و به صورت دوره اى به دليل وجود صنايع خوب توانستيم اعتماد را به بازار برگردانيم و جذب سرمايه كنيم، اما پس گذشت اين دوره، دوباره ركود به بازار برمى گردد.
يعنى همانطور كه آقاى زرگانى نژاد فرمودند هدف ما ازداشتن بورس نامشخص است و به برنامه هاى كوتا ه مدت گذرا اكتفا مى كنيم.
معاملات الكترونيك را فراموش نكنيد
محمدى: همانطور كه آقاى زرگانى نژاد فرمود مشكل اصلى بازار سرمايه ما نبود ابزارهاى مالى مناسب است كه خيلى مهم است چراكه اگر اين نقيصه برطرف شود تمركز بازار روى شاخص، و اطلاعات منفى بازارنيست چون سهامدار مى تواند نيازش را از بازار تأمين كند و به سوددهى برسد و دغدغه خاطر ندارد.
بزرگ شدن بازار سرمايه مسأله بسيار مهمى است و تمام مشكلات فعلى بورس از بازار سرمايه كوچك، در بازار مالى نيويورك، سيتى بانك به عنوان بزرگترين نهاد مالى ۸۰۰ ميليارد دلار وجه در اختيار دارد، تقريباً ۴ برابر GDP ايران است. از اين مسأله نبايد بگذريم كه در بورس نيويورك ۳ هزار شركت بزرگ با سرمايه بيش از ۱۰۰ ميليارد دلار وجود دارد. يعنى سيتى بانك تنها توانايى خريد ۸ شركت از ۳ هزار شركت را دارد. اما در ايران شركت هايى مانند « شستا» وجود دارد كه توانايى خريد ۲۵ درصد بازار را دارند. اين از كوچك و جهت پذير بودن بورس تهران حكايت دارد. اما در يك بازار بزرگ امكان جهت دهى و تبانى براى افزايش قيمت وجود ندارد.
هم اكنون در دنيا سوپر آناليست هايى فعال هستند كه به معرفى سهام برتر مى پردازند اما به دليل تعدد و گستردگى بازار، آنها هم امكان جهت دهى بازار را ندارند.بعد از تمام اين مسائل ، بايد راه اندازى خريد و فروش الكترونيك اجرايى شود چرا كه همين مسأله هم مى تواند بازار را به سمت حركت علمى و اساسى هدايت كند يا اين كه دست افرادى كه در تالارها با شايعه پردازى براى سهام شركت ها تقاضاى كاذب ايجاد مى كردند، كوتاه مى شود.قوانين و مقررات را سهل گيرانه تر بگيريم، در عين حال سعى كنيم قوانين و مقررات را به درستى اجرا كنيم، با سختگيرى بيش از حد مردم را از بازار فرارى ندهيم كه جذب بازارهاى ديگر مى شوند.بايد گفت جلوگيرى از تخلف، الزامى به سختگيرى ندارد و بايد محيط را شفاف و دور از رانت كنيم و شركت ها را ملزم به افزايش سرعت اطلاع رسانى و افشاى اطلاعات كنيم تا رسوب اطلاعاتى و مشكلات بازار را كاهش دهيم.
نكته بعدى اين است كه ارتباط با ساير بورس هاى بين المللى را فراموش كرديم. هيچ بورسى رشد نمى كند و تقويت
نمى شود مگر اين كه ارتباط خوبى با بازارهاى جهانى داشته باشد. ما هم به دليل مشكلاتى همچون قوانين ارزى، امضاى الكترونيك و كپى رايت مانع گسترش اين ارتباط مى شود و قيمت گذارى دستورى هم عاملى است كه مشكلات را تشديد مى كند.
بورسى در حال بازيابى
زرگانى نژاد: با وجود اين كه قانون جديد كاستى هايى دارد اما بسيارى از نيازهاى بازار سرمايه فعلى ما را حل مى كند. تفكيك پول و سرمايه اتفاق خوشايندى بود كه رخ داد چرا كه خطر آسيب زدن به هم داشتن همان طور كه مرحوم نوربخش گفته بود «من هيچ وقت بازار پول را فداى بازار سرمايه نمى كنم.»و بازار سرمايه در حال بازيابى و تقويت شدن است و براى كامل شدن به فرصت بيشترى نياز دارد.حتى به يك ديدگاه مناسب از مشكلات رسيديم و فهميدم كه نظام معاملاتى، شبكه كارگزارى پاسخگوى نياز بورس نيست پس براى حل آن بايد به دنبال راهكار باشيم. در نوبه خودش يك حركت مثبت است كه بايد به صورت متوازن و هماهنگ رشد دهيم.
تمام اين مسائل نشان مى دهد كه حركت بورس به سمت تكامل آغاز شده است.در كل براى اصلاح بازار سرمايه خواستار اصلاح بورس و بازار هستيم و بايد به راهكارهايى براى افزايش تقاضا، منابع و كارآيى بيشتر بورس برسيم.
تقاضا ايجاد كنيم
بيدختى: انتظار ما از بازار سرمايه روشن تر شده است. در همه كشورهاى صاحب بورس، ابتدا سرمايه گذارى مطرح است، پس احساس نياز به مشاركت در سرمايه گذارى، نقل وانتقال و در نهايت كشف قيمت پيدا شده كه اين تقاضاها منتج به احساس نياز براى راه اندازى بورس يا بازار معاملات دست دوم كه تابع مقررات خاص و فعاليت باشد شكل گرفته است.در صورتى كه ما برعكس حركت مى كرديم يعنى ابتدا بورس ايجاد كرديم سپس به فكر راه اندازى شركت سهامى عام براى معامله در اين بورس ايجاد كرديم.من باز هم تأكيد مى كنم بايد انتظار ما از بورس مشخص باشد و به دنبال رونق باشيم چون سبب افزايش ثروت، جذب سرمايه، كشف قيمت و ايجاد خدمت مناسب براى كسب و كار مى شود.
تعيين زمان بندى اهداف
محمدى: جداى از مشكلات، من بايد بگويم حركات مثبت و بسيار خوبى هم انجام شده است.بايد پرسيد كه در سال ۴۵ چند شركت فعال داشتيم و هم اكنون چند شركت فعال داريم با اين كه دوره اى هم بورس تعطيل بود و از سال ۶۹ دوباره فعاليتش را آغاز كرد.
همين شفافيت ها كه امروز حاصل شده يكى از اتفاقات مهم بورس بوده است يا برخوردهايى كه براى مبارزه با رانت اطلاعاتى انجام شد. بورس در برنامه هاى توسعه و افق ۱۴۰۰ بسيار جدى و كم اما سقف زمانى براى ايجاد ابزار و نماد پيوستن به بازار بين المللى تعيين نكرديم بايد براى برنامه توسعه اى برنامه زمان بندى مشخص نكرديم و هنوز وارد فاز بندى زمانى نشديم./
|