شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۱ شعبان ۱۴۲۸
Sat, Aug 25, 2007
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
•اين ناپدرى جوان متهم است ۲فرزندهمسرش رازيرشكنجه هاى شديدقرارداده است
•مادركودكان:روزحادثه كه حال كودك ۴ ساله ام براثرشكنجه بدشد،شوهرم با تهديدخواست داستان ساختگى تصادف باموتوسيكلت رابراى پزشكان مطرح كنم
•معاون دادستان تهران: خودروهاى حامل كالاى قاچاق توقيف مى شوند
بازپرس جنايى تهران پس از بررسى اوراق پرونده اعلام كرد
اخطار معاون دادستان تهران:
نوعروس در اسارتگاه خواستگار شكست خورده
گروه حوادث: خواستگار جوان وقتى پس از ۵ سال تلاش در ازدواج با دختر مورد علاقه اش ناكام ماند باهمدستى يك زن آرايشگر نقشه انتقام جويانه اى طراحى كرد.
خواستگار كينه جو در يك اقدام عجيب با سوءاستفاده از عكس هاى دختر جوان او را به خانه اى كشاند.بنابه اين گزارش ، زن جوانى كه آثار ضرب و جرح در صورتش مشهود بود همراه خانواده اش درجلسه ملاقات عمومى دادستان عمومى و انقلاب قم حاضر شد و به طرح شكايت از پسر جوانى پرداخت كه نقشه ربودن وى را طراحى كرده بود. زن ۲۰ ساله در شكايتش گفت: ۵ سال قبل پسر همسايه در جريان رفت وآمد به خانه پدرم آلبوم خانوادگى مان را دزديد با شكايت پدرم مجبور شد آلبوم و عكس ها را برگرداند. با گذشت ۵ سال از اين جريان خانواده او براى چندمين بار از من خواستگارى كردند. اما من و خانواده ام راضى به اين ازدواج نبوديم. در همين حال خيلى زود مقدمات ازدواجم با يكى از خواستگارانم فراهم شد و من به خانه بخت رفتم. چندى قبل زن جوان ناشناسى تلفنى با من تماس گرفت و ادعاى عجيبى را مطرح كرد. زن ناشناس در جريان گفت وگوى تلفنى از ماجراى سرقت آلبوم سخن به ميان آورد و ادعا كرد پسر همسايه تعدادى از عكس ها را همان موقع از آلبوم برداشته و قصد سوءاستفاده از آنها را دارد. با شنيدن اين حرفها در حالى كه به شدت ترسيده بودم براى جلوگيرى از سوءاستفاده و نجات زندگى ام با زن ناشناس قرار گذاشته و از او خواستم كمكم كند. او هم نشانى خانه اش را داد و من روز بعد طبق قرار قبلى با آژانس به آنجا رفتم. اما به محض آن كه در زدم، ۲ مرد قوى هيكل مرا به زور داخل خانه كشاندند. زن جوان در حالى كه به شدت اشك مى ريخت، گفت: در آنجا خواستگار سمج را ديدم و با اشاره او ۲ مرد قوى هيكل مرا به باد كتك گرفته و با پاره كردن لباسهايم از تمامى اين صحنه ها فيلم و عكس تهيه كردند. بعد هم خواستگار سابقم تهديدم كرد در صورتى كه موضوع را براى شوهرم يا پليس فاش كنم روزگارم را سياه مى كند.
با طرح اين شكايت ، «مصطفى برزگر گنجى» دادستان عمومى و انقلاب قم به دليل حساسيت موضوع دستورات قضايى ويژه اى براى دستگيرى خواستگار
كينه جو و همدستانش صادر كرد. سپس پليس با راهنمايى شاكى ساعاتى پس از طرح شكايت ، جوان ۲۱ ساله را در محل كارش دستگير كرد.
متهم ابتدا اتهام وارده را نپذيرفت و درباره شكايت زن جوان اظهار بى اطلاعى كرد اما در بازبينى فيلم هاى ذخيره شده در تلفن همراه وى تصاويرى به دست آمدكه در آن نوعروس جوان با گريه و التماس از چند مرد مى خواست تا از آزار و اذيتش دست بردارند. با توقيف تلفن همراه متهم وى ناچار لب به سخن گشود و اعتراف كرد با همدستى يك زن آرايشگر اين نقشه عجيب را طراحى و اجرا كرده است. زن آرايشگر هم با در اختيار گذاشتن كليد خانه برادرش و تماس با شاكى او را به دام كشانده است. با اين اعترافات، زن آرايشگر و ۲ مرد قوى هيكل نيز بازداشت شدند و پس از تفهيم اتهام آدم ربايى همراه بااذيت و آزار و تهيه فيلم ، به دستور ناصر عتباتى بازپرس شعبه سوم دادسراى قم هر ۴ متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند.
بازپرس پرونده با اظهار تأسف از اين گونه وقايع گفت: به خانواده ها توصيه
مى شود به شدت مراقب آلبوم عكس هاى شخصى خود بوده و در صورت بروز مشكلات خودسرانه اقدام نكنند و در هر قرار ملاقاتى حاضر نشوند.
پليس درجست وجوى
ناپدرى سنگدل
•اين ناپدرى جوان متهم است ۲فرزندهمسرش رازيرشكنجه هاى شديدقرارداده است
•مادركودكان:روزحادثه كه حال كودك ۴ ساله ام براثرشكنجه بدشد،شوهرم با تهديدخواست داستان ساختگى تصادف باموتوسيكلت رابراى پزشكان مطرح كنم
•معاون دادستان تهران: خودروهاى حامل كالاى قاچاق توقيف مى شوند
نجات دختر ۴ ساله از شكنجه گاه ناپدرى
گروه حوادث -حسين خانى:در نگاهش غم موج مى زد. روى تخت بيمارستان چمباتمه زده بود. چشمان نگرانش حركات پرستار را دنبال مى كرد. انگار هنوز بوى سوختن پوست دستش در فضا پخش مى شد. ديگر چشمه اشكش خشك شده بود. آنقدر ضعيف و ناتوان شده بود كه قدرت گريه كردن هم نداشت. عروسك صورتى رنگى را كه يكى از پرستاران برايش كادو گرفته بود با دستان كوچكش نوازش مى كرد. گاهى اوقات عروسك را در آغوش مى فشرد. شايد مى خواست دردهايش را با او تقسيم كند. او خيلى زودتر از آن كه بتواند دنيا را بفهمد با درد و رنج آن آشنا شده بود. كابوس روزهاى زجر و شكنجه در خانه ناپدرى امانش را بريده بود. با لحن كودكانه اش از عروسك مى خواست او را با خود به دنياى اسباب بازى ها ببرد. هر چند خودش نيز چون عروسكى بازيچه بدخلقى ها و زشتى زندگى در خانه اى شده بود كه هيچ نقشى در تصميم براى اين گونه زندگى كردن نداشت. نمى دانست سرنوشت و آينده براى او چگونه رقم خواهد خورد.
310605.jpg
اما حتماً در خيالات كودكانه اش به اين موضوع مى انديشيد كه آيا فرشته اى براى نجات او بر آسمان زندگيش به پرواز درمى آيد؟ زندگى در ۴ بهار عمر زينب كوچولو چهره هاى بسيارى از خود را براى او نمايان كرده بود. اما افسوس كه رنگ هاى خاكسترى نااميدى بر گل وجودش زود رخنه كرده و ابرهاى ناملايمات آسمان زندگيش را تاريك كرده اند.حالا زينب كوچولو زير چتر حمايت قانون روزگار مى گذراند. شايد مدت ها طول بكشد تا او به چرخه عادى زندگى كودكانه اش بازگردد اما هم اينك شقايق هاى سرخ باغچه زندگيش جوانه زده اند...راز شكنجه هاى زينب كوچولو از ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه روز ۲۸ تير همزمان با انتقال پيكر
نيمه جان او از سوى مادرش به بيمارستان فاش شد. زن جوان رنگ پريده و نگران كودكش را به دست پرستاران سپرد اما از آنجايى كه حال او رضايت بخش نبود به توصيه پزشكان زينب به بيمارستان ديگرى منتقل شد.
در نخستين مرحله از معاينه هاى پزشكى، مشخص شد كه آثار و نشانه هاى بسيارى از ضرب ديدگى و خراشيدگى در قسمت هاى مختلف بدن او وجود دارد.درحالى كه تيم پزشكى بيمارستان تلاش براى مداواى زينب كوچولو را آغاز كرده بود، مسئولان بيمارستان پليس را در جريان ماجرا قراردادند.با حضور نيروهاى پليس تحقيق از زن جوان كه خود را مادر دختربچه معرفى مى كرد آغاز شد. او مدعى بود دختر كوچولويش در جريان تصادف با موتوسيكلت به اين روز افتاده است.
زن جوان درباره چگونگى حادثه گفت: دخترم در كوچه مشغول بازى بود و من هم در خانه نشسته بودم كه يكى از ساكنان محل اطلاع داد يك موتوسيكلت به دخترم زده و فرار كرده است.اين درحالى بود كه براساس معاينات بعدى پزشكان آثارى از سوختگى و خراشيدگى در ناحيه پشت گردن، دست چپ و راست، صورت و بينى، پاهاى راست و چپ، كمر و دست هاى كودك ديده مى شد كه اين موضوع حيرت پليس و پزشكان را برانگيخته بود.از سوى ديگر زن جوان در مرحله دوم بازجويى ها ادعاهاى جديدى مطرح كرد و گفت: ۲ سال است كه از شوهرم جدا شده و به تنهايى زندگى مى كنم. او هر هفته يك روز بچه را از من تحويل مى گيرد و روز بعد به خانه بازمى گرداند. امروز وقتى زينب را تحويل گرفتم متوجه اين جراحات شدم.اما او وقتى دريافت اين اظهارات از سوى پليس پذيرفته نشده است، داستان ديگرى را مطرح كرد: «مى دانستم پدرش او را شكنجه مى كند اما از ترس اين كه حضانت او را به من ندهد، شكايتى را مطرح نمى كردم.»بدين ترتيب پدر زينب، براى بازجويى از سوى پليس احضار شد. وى درحالى كه از اين اتفاق متعجب شده بود گفت: حضانت كودك با من است اما از آنجا كه دخترمان وابستگى شديد عاطفى به مادرش دارد، پذيرفتم مدتى را با او باشد. اكنون چند ماهى است كه دخترم را نديده ام. چون مادرش مى گويد هر بار حال زينب پس از ديدن من بد شده و تب مى كند.بدين ترتيب زن جوان كه همه راه ها را براى فرار از واقعيت به روى خود بسته مى ديد، سرانجام لب به اعتراف گشوده و پرده از راز شكنجه هاى دخترك از سوى ناپدرى اش برداشت.
وى در حالى كه به شدت مى گريست گفت: دروغ گفتم. من همراه ۲ فرزند ديگرم در خانه اى كوچك زندگى مى كرديم. ۳ ماه قبل با مرد جوانى به نام «پژمان» آشنا شدم. با گذشت مدتى از اين آشنايى به عقد موقت او درآمدم. بدين ترتيب او وارد زندگى مان شد. كم كم اخلاق او تغيير كرد. خيلى عصبانى و تندخو شده بود. به هر بهانه اى بچه ها و مرا به باد كتك مى گرفت. آنقدر مرا ترسانده بود كه جرأت هيچ گونه اعتراضى نداشتم. وقتى روز حادثه زينب زير شكنجه هاى او حالش بد شد، با تهديد خواست تا داستان ساختگى تصادف با موتور را نزد پزشكان مطرح كنم.او هر روز با آتش سيگار بدن و دست هاى دخترم را مى سوزاند و من عاجزانه بى آن كه قدرت مقابله داشته باشم شاهد زجر دخترم بودم.نمى خواستم يك بار ديگر بى سرپرست شوم. بنابراين درد اين اتفاقات را درون خودم مى ريختم و دم برنمى آوردم.
با نشانه هايى كه اين زن از مشخصات ظاهرى و محل زندگى «پژمان» در اختيار پليس قرار داده بود، به دستور بازپرس عليزاده از شعبه ۵ دادسراى تهران اقدام هاى لازم براى دستگيرى ناپدرى سنگدل آغاز شد. اما قبل از رسيدن مأموران او محل زندگيش را ترك كرده بود.در حالى كه عمليات پليسى براى رديابى اين مرد به اتهام آزار و اذيت دخترك ۴ ساله ادامه دارد، مادر او نيز تا انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس آگاهى قرار گرفت.حالا زينب مانده است با عروسكى در بغل و چشمانى كه به دوردست ها خيره مانده اند.راستى برگ ديگر زندگى او چگونه ورق مى خورد؟ آيا دستى براى التيام زخم هاى درونش به سوى او دراز مى شود؟
بازپرس جنايى تهران پس از بررسى اوراق پرونده اعلام كرد
وكيل زن به قتل نرسيده است
310632.jpg
گروه حوادث: بازپرس جنايى تهران پس از بررسى اوراق پرونده مرگ يك وكيل زن موضوع قتل وى را رد كرد.
به گزارش خبرنگار ما، حسين اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراى جنايى پس از بررسى اوراق پرونده با دريافت نظريه هاى پزشكى قانونى كه پس از آزمايش هاى سم شناسى علت اصلى مرگ اين زن را بر اثر مصرف قرص اعلام كرده بود اين احتمال را وارد دانست كه زن جوان در زمان تنهايى و غيبت خانواده اش به زندگى خود پايان داده است.وى در گفت وگو با خبرنگار ما در تشريح جزئيات اين پرونده گفت: در جريان بررسى صحنه جرم آثار و مداركى كه حكايت از قتل وى داشته باشد به دست نيامد.همچنين بازجويى هاى انجام شده از ۲ مظنون اصلى اين پرونده نشان داد كه هر ۲ هنگام وقوع مرگ زن جوان در مكان خاصى بوده اند. شهود نيز گفته هاى آنها را تأييد كرده اند. بدين ترتيب فرضيه قتل در اين پرونده رد است.بر همين اساس، پرونده مرگ زهرا يك بار ديگر براى رسيدگى نهايى به شعبه ۱۱۴۳ دادگاه عمومى - جزايى تهران فرستاده شد و قرار است قاضى پرونده يك بار ديگر درباره اين پرونده نظر نهايى خود را اعلام كند.گفتنى است، ماجراى مرگ اين وكيل ۳۰ ساله دوشنبه ۱۷ مرداد ماه سال ۸۴ فاش شد.خواهر وى كه در زمان حادثه در سفر به سر مى برد، وقتى به خانه رسيد، پيكر بى جان او را در اتاق خوابش پيدا كرد.دقايقى بعد حضور مأموران كلانترى جامى و بازپرس شعبه دوم دادسراى جنايى تهران در صحنه جرم تحقيقات پليسى براى كشف حقيقت آغاز شد.از آنجا كه روى بدن و سر زهرا آثار جراحات وجود داشت ابتدا احتمال داده شد كه وى به قتل رسيده است، اما پس از آزمايش هاى سم شناسى كه مصرف تعداد زيادى قرص را تأييد كرده بود، فرضيه قتل دختر جوان رد شد. قاضى جهاندار كه مسئول رسيدگى به پرونده اين زن بود، به دليل وجود برخى ابهام ها در پرونده از بازپرس اصغرزاده خواسته بود تا يك بار ديگر درباره اين پرونده تحقيقات تكميلى را انجام و نتيجه را براى تعيين تكليف نهايى به دادگاه اعلام كند.
جدايى با ۴هزار شاخه گل رز
گروه حوادث: تقاضاى يك زن براى دريافت ۴هزار شاخه
گل «رز» سياه به عنوان مهريه از سوى قاضى اجراى احكام دادگاه خانواده رد شد.
به گزارش خبرنگار ما، مدتى قبل زن ۲۵ساله اى بامراجعه به دادگاه خانواده كرج مهريه اش را به اجرا گذاشت. اين زن وقتى مقابل دادرس شعبه ۱۵ دادگاه قرار گرفت گفت: ۳ سال پيش بامهريه اى معادل ۴ هزار شاخه گل رز و يك سفر حج عمره به عقد دائم جوانى درآمدم. آن زمان به دليل احساسات قلبى با رؤياهايم زندگى مى كردم و با چشم بسته زندگى با مردى را شروع كردم كه هيچ چيز از گذشته اش نمى دانستم. اما وقتى چشم هايم را باز كردم و با واقعيات و تلخى هاى زندگى روبه رو شدم به يك باره تمام كاخ آرزوهايم روى سرم ويران شد. شوهرم مرد بى فكر و بداخلاقى بود. به همين خاطر تصميم به جدايى گرفتم. بنابراين تقاضا دارم ابتدا حكم محكوميت وى به پرداخت مهريه ام صادر شود. با تقاضاى اين زن و بررسى مدارك وى، قاضى دادگاه دستور احضار شوهر را صادر كرد. مرد وقتى متوجه شد همسرش اصرار به دريافت مهريه اش دارد، دادخواست طلاق را به دادگاه تسليم كرد و به اين ترتيب مرد محكوم به پرداخت هزينه سفر حج عمره و بهاى ۴۰۰۰ شاخه گل رز شد. بدين ترتيب دادورز اجراى احكام از اتحاديه گل فروشان خواست تا قيمت هر شاخه گل رز در سال ۸۶ راتعيين كنند و در نامه اى جداگانه نيز از سازمان حج و زيارت هزينه سفر حج عمره را استعلام كرد. بدين ترتيب اتحاديه گل فروشان نرخ هر شاخه گل رز سرخ را ۱۰۰۰ تومان و هزينه خريد ۴هزار شاخه رانيز ۴ ميليون تومان اعلام كرد. سازمان حج و زيارت نيز هزينه كل سفر در سال ۸۶ را حداقل ۵۳۸هزار تومان و حداكثر ۹۵۶ هزار تومان اعلام كرد.با ارائه پاسخ اين دواستعلام ، قاضى اجراى احكام دستور داد مرد هرچه سريع تر بدهى خود را به همسرش بپردازد. اما زن در آخرين لحظاتى كه به جدايى نزديك تر مى شدند، به تصميم دادگاه اعتراض كرد و گفت: منظور من از گل رز، گل سياه رنگ است كه قيمت بالايى دارد و هرشاخه آن حدود ۳ هزار تومان است. من گل رز سرخ نمى خواهم و بايد نرخ گلها براساس قيمت رزهاى سياه رنگ محاسبه شود. در ضمن منظور من از سفر حج عمره با كليه مراسم آن و وليمه است و شوهرم بايد مرا به سفر حج بفرستد و پس از برگشت هم از ميهمانان پذيرايى كند.قاضى اجراى احكام پس از شنيدن درخواست زن جوان اعتراض او را وارد ندانست. بنابراين وى مجبور به پذيرش بهاى گل هاى رز سرخ شد. قاضى محمدحسن زرگرى مستشار شعبه ۴۷ دادگاه تجديدنظر استان تهران در مورد اين خواسته زن گفت: قانون ديات تلفيق را جايز نمى داند و با قياس اين قانون درخصوص امور حقوقى نيز اگر خصوصيات اشيايى كه بدهكار بايدتحويل دهد، كاملاً مشخص نشده باشد ، انتخاب نوع و جنس با بدهكار است.
اخطار معاون دادستان تهران:
خودروهاى حامل كالاى قاچاق
توقيف مى شوند
گروه حوادث -از يك دستگاه اتوبوس، تعدادى گيرنده ماهواره (رسيور) كشف و ضبط شد.
ترحم اسديان، سرپرست دادسراى ويژه رسيدگى به قاچاق كالا و ارز با علام اين خبر تصريح كرد: صبح چهارشنبه ۱۳۰ دستگاه گيرنده ماهواره (رسيور) از يك دستگاه اتوبوس بين شهرى كه از يكى از شهرستان ها به تهران مى آمد توسط مأموران انتظامى مبارزه با قاچاق كشف و ضبط شد. وى افزود: در همين رابطه راننده اتوبوس به همراه ۳ نفر ديگر كه صاحبان كالا هستند بازداشت و تحويل مقام قضايى شدند. معاون دادستان تهران، تأكيد كرد: اگر از وسايل نقليه عمومى كالاى قاچاق كشف شود، خودرو مزبور توقيف خواهد شد و چنانچه كالاى كشف شده جزو كالاهاى ممنوعه مانند مشروبات الكلى باشد، خودرو به نفع دولت ضبط خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |