شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۱ شعبان ۱۴۲۸
Sat, Aug 25, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
صبح به خير با استرس
310575.jpg
] حميده احمديان راد]

استرس ناشى از كار از آن مشكلات بزرگى است كه سلامتى افراد شاغل را تهديد مى كند. در اين ميان زنان شاغل بيش از مردان با عوارض سوء استرس دست به گريبان اند و همين بر نحوه برخورد آنها با ساير اعضاى خانواده هم اثر مى گذارد.
اخيراً اتحاديه اروپا دستورالعملى درباره استرس شغلى منتشر كرده است. اين دستورالعمل به جاى توجه به درمان، پيشگيرى از استرس شغلى در محيط كار را مورد توجه قرارداده است. اين درحالى است كه در كشور ما نه تنها به پيشگيرى از استرس شغلى توجه نمى شود، بلكه كسى در پى درمان آن هم نيست.
* پيشگيرى مؤثرتر از درمان
ما بارها در فيلم هايى كه در تلويزيون پخش مى شود و يا مقالاتى كه در اين زمينه چاپ مى شود ديده ايم كه افرادى كه در محيط كار با مشكلاتى مواجه مى شوند نزد مشاور روانى فرستاده مى شوند. مشاوران ريشه هاى مشكلات فرد در محيط كار را مورد بررسى قرار مى دهند و براى آنها توصيه هايى ارائه مى دهند.
سيمين زارع ، مشاور مى گويد: «مشاوران به افراد ياد مى دهند كه چگونه با استرس خود مواجه شوند و به عبارتى استرس خودشان را كنترل كنند.»
با اين همه اخيراً شركت هاى اروپايى و آمريكايى به اين نتيجه رسيده اند كه مشاوره و درمان كافى نيست. چرا كه نمى تواند ريشه بروز استرس در محيط كار را از بين ببرد. بنابراين لازم است ريشه هاى بروز استرس در محيط كار شناسايى و كنترل شود.
حتى اگر شركت ها در كشورهاى پيشرفته اين دست از كارها را براى بهبود بازدهى نيروى كار خود انجام دهند و هدف از به كارگيرى اين شيوه ها سود بيشتر باشد، اما باز هم حركت در اين مسير هم به نفع شركت ها و هم كارمندان و كارگران تمام مى شود.
امير تمدن از مديران صنايع و كارشناس مديريت مى گويد: «شركت هاى ايرانى به اين دليل به استرس شغلى اهميت نمى دهند كه هنوز نسبت به ضررهاى استرس در محيط كار آگاهى ندارند. در حالى كه استرس شغلى موجب بروز حوادث، واكنش هاى منفى و نامتعارف در محيط كار و در پى آن هدر رفتن ساعت هاى مفيد كارى مى شود. اين استرس وقتى ادامه مى يابد منجر به افسردگى مى شود. ما حتى گاهى با افرادى مواجه مى شويم كه از شدت استرس تمايل به استعفا پيدا مى كنند. اين افراد مى گويند كه نمى توانند محيط كار خود را تحمل كنند.»
وى مى افزايد: «درآمد پائين، نحوه ارتباط با همكاران، نوع رابطه با رئيس، فشارهايى نظير دادن ضرب الاجل هاى خارج از حد توان كارمند، كارهاى بسيار سخت فرساينده، ارائه ندادن روش كار به كاركنان و سپس توقع نتيجه از آنها، مشغول به كار كردن كارگر يا كارمند در بخشى كه در تخصص او نيست، توقع كارى كمتر از حد تخصص و توانايى كارمند و كار يكنواخت از جمله ريشه هاى استرس در محيط كار هستند. به اينها عدم امنيت شغلى و ترس از بيكارى و نيز تشويق نشدن در محيط كار را بايد افزود.»
* زنان شاغل پراسترس ترند
اين يك واقعيت است كه در محيط هاى كارى ، بيشتر كار مردان ديده مى شود، دستمزد زنان پائين تر از دستمزد مردان است و زنان ناچارند پس از ساعات كارى در خانه نيز كار كنند. در بسيارى از محيط هاى كارى امكانات نگهدارى از بچه ها نيز وجود ندارد. همه اين موضوعات به ايجاد استرس در زنان منجر مى شود. اما ميزان استرس در زنان سرپرست خانوار كه فرزند يا فرزندانى دارند بيشتر است. به اين دسته از زنان استرس هاى محيط كار، احساس درماندگى بيشترى مى دهد.
براساس اطلاعات پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمى ايران «استرس هاى شغلى به خاطر مسئوليت بارزتر زنان در امور داخلى خانواده، هم به خود آنان و هم بر ساير اعضاى خانواده اثر سوء دارد و كيفيت زندگى را كاهش مى دهد.»
اين پژوهشگاه مى افزايد كه براساس مطالعه اى كه درباره استرس ها و نارضايتى شغلى در زنان شاغل اهوازى انجام شده مشخص شده استرس شغلى در زنان با تحصيلات بالاتر شايع تر است.
اين موضوع هم دلايل آشكارى دارد. سيمين زارع مى گويد: «دليل اول و مهم تفاوت دستمزد است. زنان غالباً در محيط كار مشاهده مى كنند كه با وجود تحصيلات يكسان با مردان دستمزد كمترى دريافت مى كنند.»
وى درباره تأثير استرس محيط كار بر زنان مى گويد: «زنان شاغلى كه استرس دارند، غالباً از احساس خستگى صحبت مى كنند، آنها بيشتر از مردان درباره استعفا صحبت مى كنند. آنها تحريك پذير مى شوند و سريع واكنش هاى رفتارى و عاطفى انجام مى دهند. بسيارى اوقات نيز احساس افسردگى و درماندگى مى كنند. استرس شغلى در زنان اهميت بيشترى دارد. چون كه آنها در خانه هم مسئوليت زيادى دارند. زنانى كه استرس شغلى دارند، ممكن است با ساير اعضاى خانواده خود برخورد داشته باشند و همين امر بركل خانواده آنها اثر مى گذارد.»طبيعتاً در جوامعى كه كنترل هاى بيشترى بر رفتار زنان وجود دارد و تعداد زنان شاغل در آنها كمتر است هم اين نوع استرس بيشتر است.
يك زن شاغل تعريف مى كند كه دائم سعى مى كند در محيط كار مراقب رفتار خود با ساير كاركنان و ارباب رجوع باشد تا رفتارش به دور از وقار و سنگينى تلقى نشود. همين باعث شده كه علاوه بر خود كار، دائم نگران طرز برخوردها و رفتار خود نيز باشد و در نتيجه بر ميزان استرس اش افزوده مى شود.
خانم شاغل ديگرى تعريف مى كند كه غالباً در محيط كار عصبى است، گاهى از شدت استرس دچار اختلالات در خواب مى شود، دائماً احساس خستگى مى كند، گاهى احساس مى كند نمى تواند درباره هيچ كارى تصميم گيرى كند و تقريباً هميشه دير به سر كارش مى رسد و همواره دنبال فرصتى مى گردد كه محل كارش را ترك كند.
خانم ديگرى مى گويد كه مدت هاست نسبت به كار و محيط كارش بى اعتنا و بى تفاوت شده به حدى كه حتى حوصله مرتب كردن ميز و وسايل كارش را هم ندارد. به خاطر همين هر روز دقايق زيادى را صرف پيدا كردن وسايلش مى كند و هميشه هم به فكر ترك كارش است. با اين حال به خاطر احتياج مالى خود و خانواده اش كشان كشان به محل كارش مى آيد.
چندى پيش خبرگزارى مهر از قول يك استاد دانشگاه نوشت كه افسردگى در زنان دوبرابر مردان است و ميزان فشار، استرس و افسردگى در زنان كارمند به دليل انجام وظايف سنتى خود در خانه و همچنين محل كار، بيش از زنان خانه دار است. همچنين زنان در محيط هاى كارى همواره در معرض استرس و فشارهاى عصبى هستند و همين امر باعث بروز اختلالات خلقى دو قطبى و افسردگى در آنان مى شود.
ما بايد بپذيريم كه زنان به عنوان بخشى از نيروى كار نياز به محيطى با استرس كمتر دارند. وقتى بالا رفتن ميزان تحصيلات زنان و نيز نياز خانواده ها به كار زنان، اشتغال آنها را ضرورى كرده، بايد از رفتارى كه به گسترش استرس در جنس مؤنث، در محيط كار مى شود، اجتناب كرد. همچنين لازم است برابرى دستمزدها ميان مردان و زنان در محيط هاى كارى رعايت شود و زنان احساس كنند به خاطر شايستگى مى توانند در شغل خود ارتقا پيدا كنند. رفع تمام اين تبعيض ها مى تواند تا حد زيادى از استرس محيط كارشان بكاهد.
* كاهش استرس شغلى، منوط به اراده مديران
تجربه نشان داده افرادى كه از شغل خود راضى هستند، استرس كمترى دارند و يا استرسى دارند كه فرساينده نيست و موجب پيشرفت آنها در كارشان مى شود. هر چه مديران بيشتر به كار و آرزوهاى كاركنان احترام بگذارند، به آنها احساس امنيت و انگيزه بدهند، از مهارت هاى آنها بهتر استفاده كنند و بهتر بتوانند با كاركنانشان ارتباط برقرار كنند، هم مى توانند از استرس هاى محيط كار بكاهند و هم بازدهى بهترى از فعاليت شركتشان به دست آورند و در ضمن از بيمارى هايى كه منجر به غيبت كاركنان از محيط كار مى شود و نيز آسيب ها و جراحت هاى در حين كار بكاهند.
محيط كار هر كس خانه دوم اوست و او ناچار است ساعت هاى زيادى را در آن سپرى كند. در صورتى كه اين محيط آرزوهاى او را برآورده كند، وى حتى حاضر خواهد بود ساعات ديگرى را در خارج از اين محيط به افزايش دانش حرفه اى اش اختصاص دهد و شغل خود را با اهميت و داراى وجهه اجتماعى بيابد. اما برعكس نارضايتى شغلى و در پى آن استرس ظرف چند سال فرد شاغل را بيمار مى كند. براى همين كارشناسان به مديران پيشنهاد مى كنند به استرس در محيط كار اهميت زيادى بدهند. آنها مى توانند افراد داراى استرس را شناسايى كنند و به آنها آموزش دهند. همچنين مى توانند در عملى پيشگيرانه عوامل استرس زا را از محيط كار حذف كنند. آيا ترجيح مى دهيم كاركنانى شاداب و سالم و راضى داشته باشيم يا كارمندانى كه پراز استرس و دچار بيمارى هاى قلبى و فشارخون و غيره هستند؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |