شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۱ شعبان ۱۴۲۸
Sat, Aug 25, 2007
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
رودررو
خانواده
درباره سيدحسين نصر در گفت وگو با دكتر ماريا مسى دكيك
جهان اسلام از ديدگاه نخبگان
] نژند بيزكى [

نخستين همايش بين المللى نخبگان جهان اسلام، يكشنبه ۲۸ مردادماه در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى به اهتمام رياست پژوهشگاه، حجت الاسلام والمسلمين على اكبر رشاد برگزارشد.
وى در ابتداى جلسه، با تبريك اعياد شعبانيه اعلام كرد: ميل ندارم نشست امروز كاملاً رسمى باشد چرا كه امروز جلسه اى مقدماتى، براى يك سلسله ارتباطات ميان نخبگان است كه بتدريج ادامه خواهد يافت و ان شاءالله در سال هاى آينده به صورت همايش هاى علمى و تخصصى برپا خواهد شد. در واقع جلسه امروز را مى توان «رسالت كنونى نخبگان جهان اسلام» نام نهاد.
پس از اين قرار شد هر يك از سخنران ها به مدت ۵ دقيقه نظرخود را به طور مختصر و مفيد درباب تمهيدات و پيشنهاد ها مطرح سازند.
شيخ نعيم قاسم، قائم مقام دبير كل حزب الله لبنان، از مؤسسان همايش گفت: «در جهان معاصر و در روند تكنولوژى، ما نيازمند فعاليت هاى فراوان، بحث و گفت وگو هستيم كه اصل همه اين ها، در اثر ارتباط و پروسه ارتباط ها حاصل مى شود. ما دريافته ايم امروزه فعاليت در يك زمينه تكامل نخواهد يافت. همه ما مسئوليم همان طور كه پيامبراسلام(ص) شريعت را به عنوان يك الگو به كار برد الگو، روش و گفتمان امروز را دريابيم و با توجه به سطح فكرى جمع و مخاطب ، آن را در اختيارش قرار دهيم. همچنين صدرالدين قبانچى، نماينده كشور عراق در نخستين همايش بين المللى نخبگان جهان اسلام بر لزوم رابطه ميان نخبگان و ملت و توده مردم تأكيد كرد و گفت: جهان در حال تحول است، در حال حاضر اين سؤال مطرح شده كه چه رابطه اى ميان نخبگان و ملت وجود دارد.
قبانچى با اشاره به سخنان امام خمينى(ره) در مورد نخبگان افزود: امام خمينى(ره) نخبگان را به يادگيرى از ملت ها دعوت مى كرد چرا كه معتقد بود ملت ها از نخبگان پيشى گرفته اند.
نماينده مردم عراق تصريح كرد: نخبگان جهان اسلام كه رهبرى تحرك هاى مختلف جامعه را بر عهده دارند پيش از هر چيز بايد به فكر منافع ملت ها باشند. نخبگان دينى و غيردينى در صورتى كه بخواهند رهبرى جنبش هاى جامعه اسلامى را داشته باشند بايد با توجه به نيازها و اولويت هاى ملت ها حركت كنند.
دكتر حكمت نيا از ايران، از رشته حقوق و واحدى به نام «سازمان ها» سخن گفت كه از تشكل هاى كوچك ساخته مى شوند و با طراحى اهداف كلان و شناسايى وضع موجود، سعى در رسيدن به وضع مطلوب را دارند. هرچه اهداف بزرگ تر باشند، برنامه ها دقيق تر طراحى مى شوند. لازم است تشكل يا نهاد از نظر ملى و بين المللى روشن سازى شوند، ثبت گردند تا سياست گذارى و حقوق شان پيگيرى شود.
دكتر عيوضى از ايران با اتكا به مفاهيم جهان اسلام، نخبگان و وضع كنونى، نخبگان را مجموعه اى از افراد دانست كه با ملاحظه هاى خاص و منزلت اجتماعى و اقتصادى خاصى كه دارند، مى توانند مسائل جوامع را حل كنند. همچنين، با رويارويى نخبگان و ملت و زمانبندى ميان آنها و همچنين با توجه به مفهوم سنت و تجدد، قالب ها تغيير مى كنند و متدها امكان كاربرى مى يابند. نخبگان مى توانند با بازتعريف مسائل و وحدت ميان جهان اسلام با محوريت دين، از برخى روايت ها فراتر رفته و با شعار اتحاد و احياى اسلامى، جريانى ماندگار به وجود بياورند.
دكتر «على رمضان اوسى» از سوريه، بررسى پديده و پژوهش هاى اجتماعى را در قرآن كريم پيشنهاد كرد كه دركنار موضوع هاى فقهى، عنصر مدنيت را پررنگ تر مى كند و دستيابى به متد و روش هاى مختلف تفسير اعم از اقتصادى، ادبى و... را فراهم مى سازد.
شيخ محمد خادم، از بحرين معتقد بود كه وجدان فرهنگى شيعه در ارتباط با ديگران، حتى با غيرمسلمانان نيز مى تواند تعامل داشته باشد. «ما مى توانيم از طريق موسسه هاى حسينى، عزادارى ها و فعاليت هاى محرم وارد فرهنگ هاى ديگر شويم و از همين طريق پارادوكس نخبه و توده را برطرف سازيم.»
آكاراس از تركيه كه فارسى را بسيار سليس و بدون لهجه سخن مى گفت، در ۲۸ سال اخير ۳ حادثه مهم را در سير تشيع معاصر مؤثر مى دانست: پيروزى انقلاب اسلامى، وقايع عراق، پيروزى حزب الله بر اسرائيل.
در چنين كنگره هايى مى توان با تجزيه و تحليل اين ۳ واقعه بزرگ، مشكل ها و راهبردهاى جهان اسلام را تبيين و تدوين كرد.
سيدعلى فضل الله تقاضاى هماهنگى ميان نخبگان را داشت تا نخبگان با سرازير شدن ميان توده هاى مردمى، اصالت اسلامى را ترويج دهند، تبليغات دشمن را بى اثر كنند و جهان را از تصورهاى اشتباه نسبت به اسلام خارج سازند. براى چنين منظورى هرچه گفتمان واضح تر و شفاف تر باشد، قشرهاى بيشترى زير پوشش قرار مى گيرند.
درباره سيدحسين نصر در گفت وگو با دكتر ماريا مسى دكيك
يك فيلسوف واقعى
310563.jpg
]سيدرضا حسينى‎/ سيد محمود حسينى باغسنگانى]

دكتر ماريا مسى دكيك، دكتراى شرق شناسى دارد و اكنون استاديار مطالعات دينى دانشگاه جورج ماسون و مدرس اسلام و سنت شرقى است.«زن در دين» يكى از حوزه هاى مطالعاتى اوست اما پس از تشرف به اسلام شيعى بيش از پيش مطالعاتش را بر اسلام و تشيع متمركز كرده است.او خود مى گويد؛ پروفسور نصر نخستين كسى بود كه مرا به مطالعه تشيع تشويق و علاقه مند كرد.

* چگونه با انديشه هاى دكتر سيد حسين نصر آشنا شديد؟
پروفسور نصر محقق بسيار مهمى در حوزه مطالعات اسلامى بويژه درباره مباحثى چون شيعه و تصوف است.متأسفانه شاگرد مستقيم ايشان نبودم اما او در مسير كارى من بسيار تأثيرگذار بوده است.دكتر نصر نخستين كسى بود كه مرا به مطالعه تشيع تشويق كرد.وقتى كه مى خواستم رساله تكميلى خود را به انجام برسانم بسيار از او كمك و راهنمايى گرفتم.
*موضوع اين رساله تان چه بود؟
درباره مذهب تشيع كه در آن محتواى تشيع از آغاز توضيح داده شده است.
* به نظر شما پروفسور نصر تا چه اندازه تحت تأثير فلاسفه شيعه قرار دارد؟
يكى از اقدامات مهم پروفسور نصر، معرفى صدرالدين شيرازى يا همان ملاصدرا به محافل آكادميك غرب بوده است.ملاصدرا چندان براى غرب شناخته شده نبود و سيد حسين نصر نه تنها ملاصدرا كه مكتب اصفهان را نيز به جهانيان شناساند.مكتبى بسيار مهم كه از مكاتب فلسفى قرون ۱۶ و ۱۷ ميلادى است.اين نكته به نظر من، بسيار مهم است.
* چه قدر دكتر نصر در معرفى فلسفه علامه طباطبايى در غرب مؤثر بوده اند؟
نصر شخصاً با علامه طباطبايى آشنايى داشت و از ديدگاه هاى ايشان استفاده مى كند. اين اواخر نيز يكى از شاگردان برجسته نصر، دكتر محمد حسن فغفورى، يكى از كتابهاى علامه طباطبايى را ترجمه كرده است.تحت عنوان (Kernel of the Kernel: Concerning the Wayfaring and Spiritual Journey of the people of Intellect, State University of New York Press, ۲۰۰۳) كه همان كتاب معروف علامه، يعنى لب لباب. در سير وسلوك اولى الالباب است.البته حسن اين ترجمه هم اين است كه زير نظر پروفسور نصر اين كتاب ترجمه و منتشر شده است.
* به عقيده شما، اهميت فلسفه سيد حسين نصر در فلسفه امروز چه مى تواند باشد؟
مسلماً پروفسور نصر، يكى از مهم ترين محققان مسلمان در آمريكا است. دهها كتاب از ايشان منتشر شده كه هر كدام از آنها از موضوعات قابل توجهى حكايت دارد.براى او بايد مقامى والاتر از يك محقق قائل شد. نصر يك فيلسوف واقعى است. تا آن اندازه كه كتابخانه فلاسفه زنده، كتاب منحصر به فردى را به او و آثار و افكارش اختصاص داده است. مهمتر اين كه در فلسفه نصر، اصل و اساس احترام به سنت وجود دارد؛ آنهم در دنيايى كه همواره سنت مورد بى احترامى است و غالباً ناديده گرفته مى شود و منظور نصر، از سنت هم تنها سنت اسلامى نيست، بلكه احترام به تمامى سنت هاى دينى مورد نظر ايشان است.اين عين حرف نصر است، امروز چالش مابين مذاهب نمى بايد عليه يكديگر باشد، مى بايد عليه رويكردهايى كه كليت دين را زير سؤال مى برد به مبارزه برخاست و البته در فلسفه امروز، هيچ فلسفه اى همانند فلسفه پروفسور نصر، درباره مثلاً طبيعت و نيز مبانى ديگرى كه در رابطه مستقيم با جهان امروز قرارمان مى دهد، نيست.
نصر صريح و بى پرده، از همگان مى خواهد كه مسئوليت بيشترى در قبال محيط زيست از خود نشان دهند و حتى مى گويد به اين مسأله به عنوان مسأله اى مذهبى نگريسته شود.ما به عنوان انسان بايد خدمتگزار زمين باشيم و اين در متون مقدس مسيحى و مسلمان امرى كاملاً مبرهن است.انسان خليفه خداوند روى زمين است.
* همانطور كه مى دانيد پس از مارتين بوبر، سيد حسين نصر، نخستين فيلسوف سنت گرايى است كه به عنوان فيلسوف برگزيده كتابخانه فلاسفه زنده برگزيده شده است، اين رخداد از نظر شما چه اهميتى دارد؟
همانطور كه اشاره كرديد يك فيلسوف مذهبى افتخار قرار گرفتن در جايگاه فيلسوفان زنده اى را مى يابد و مورد گراميداشت قرار مى گيرد كه اغلب اين فيلسوفان، غربى بوده اند و اين بسيار مهم است كه فيلسوفى مسلمان، مؤمن و معتقد و نيز ميراث دار ايرانيان به چنين افتخارى نائل شده است. دكتر نصر اگر چه در فرهنگ ايرانى رشد كرده اما به خوبى با اصول و مبانى تفكر غربى آشناست. از اين روست كه آثارش بسيار مستدل و قانع كننده براى مخاطب غربى به رشته تحرير در آمده اند و همين امر بسيار بر غرب تأثير گذار بوده است و بر احترام ما به پروفسور نصر افزوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |