يكشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۲ شعبان ۱۴۲۸
Sun, Aug 26, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
كف و كل و شيرينى! عروسيه
310761.jpg
مهرى حقانى

لامپ و حياط، ميز و شيرينى، هياهوى بچه ها و خنده و شادى و حركت . با حاشيه هاى فراوانى كه در قبل و بعد روز عروسى طبق كشى و آوازخوانى، كوچه هاى تنگ محله ها را به شادى و شور مى كشيد و سرسراى حياط و ايوان خانه ها را به روى همگان مى گشود. بدين ترتيب عروسى، خصوصى ترين جشن و هميشگى ترين در فرهنگ هر مرز و بوم است. رسم ثبت نشده اى كه به زندگى مشترك دو انسان آغاز ميمنت گونه اى مى بخشد و درنهايت خود را به دلخواه به هر اقتصاد و نظر و محدوديتى مى نشاند.


تابستان و به ويژه تقارن آن با اعياد و مناسبت هاى مذهبى ماه هاى قمرى آن شده است كه فراغت تابستانى و طبيعت سبز اين فصل بهترين موعد براى برگزارى جشن هاى عروسى باشد. عروسى جشنى است كه كسى آن را ابداع نكرده است. اما يكى از نمادهاى فرهنگى زندگى جمعى انسان هاست كه خصوصى ترين اتفاق زندگى خود را در يك شادى همگانى برگزار مى كنند. با اين حال، نگاهى به شكل اجرا و كيفيت و كميت آن در برهه هاى زمانى مشخص در يك جامعه مى تواند برايند نشانه هاى مختلفى در جامعه باشد. اقتصاد، باورها، فرهنگ و تحولات اجتماعى همچنان كه خود را بر آداب، مراسم و مناسك مردم تحميل مى كنند، به همان نسبت هم در كشاكش توافق و سازگارى با اين آداب و مراسم قرار مى گيرند.بدين ترتيب شايد شكل عروسى در طول چند دهه گذشته تغيير يافته باشد اما مردم همچنان به برپايى اين جشن اصرار دارند و از سويى رفتارهاى اقتصادى ، نوع پوشش ، نوع و شكل هاى گوناگون شادمانى، از جامعه شناسى و اقتصاد آن اجتماع خبر مى دهد.
* عروسى بگيريم يا نگيريم؟
اما آيا برگزارى جشن عروسى صرفاً نوعى ابراز شادمانى است ؟ و آيا در سال هاى اخير با توجه به تغييراتى كه در اقتصاد خانواده ها و از آن سو هزينه هاى جديد برگزارى چنين رسمى پديد آمده است گرايش به برگزارى آن بيشتر يا كمتر شده است؟ از سويى به نظر مى رسد با افزايش هزينه ها و همچنين به روز شدن شيوه هاى قديمى تر و يا به وجود آمدن اشكال جديدتر تهيه اسباب و لوازم يا موارد موردنياز براى يك عروسى، عده اى روبه حذف اين رسم آورده اند. برگزارى ميهمانى هاى كوچك و خلاصه شده و يا جايگزينى يك سفر كم خرج تر با برگزارى جشن مفصل عروسى برخى رفتارهاى رايج بوده است. چنان كه حتى در يك برهه زمانى خاص اين مراسم نوعى ساده سازى حداكثرى پيدا كردند، حذف مهريه، جشن عروسى و مراسم جانبى مختص يك برهه خاص در تاريخ سياسى - اجتماعى سال هاى گذشته است. با اين حال اين گرايش چندان دوامى نياورد و گويا حافظه جمعى افراد به زودى به ياد فراموش شده هاى خود افتاد. در روند جديدتر نوعى گرايش به جايگزينى براى رهايى از هزينه هاى جانبى و يا دورى جستن از آداب و قواعد پيچيده ازدواج به وجود آمد. «شكوه سيارى» روانشناس دراين باره مى گويد: «اين گرايش همچنان نيز مطرح است. اگرچه نام عروسى، براى بچه ها نوعى تلقى شادمانه دارد ولى همين بچه ها وقتى بزرگ شدند و باكوهى از انتظارات و توقعات جديد روبه رو شدند كه به نوعى زندگى را براى آنها مشكل تر مى كرد، شايد ديگر اين جشن براى آنهاچندان مايه نشاط و شادابى نبود. از سويى سيستم برگزارى يك جشن عروسى در اكثر خانواده ها به شدت در تعارض مسائل اقتصادى و توقعات روزافزون خانواده ها قرار گرفته است. شايد عروسى در زمان حال بيشتر از آن كه يك شادى و گردهمايى دسته جمعى باشد به نوعى ويترين تبديل شده است كه البته در بعد نمايشى آن افراط شده است. همه دوست دارند مانند يكديگر باشند و خلاقيت سازنده وجود ندارد. خلاقيتى كه اين شب را هرچه خاطره انگيزتر و به يادماندنى تر در آلبوم خاطرات افراد كند.در عوض ما ماندگارى را در چيزهاى ديگرى جست و جو مى كنيم. شايد لباس، آرايش ، اتومبيل يا پذيرايى در حداستانداردهاى زندگى امروزين نكات جالب توجهى باشند اما آنچه يك مراسم را بيش از پيش زيبا و جذاب مى كند لحظات يا اوقاتى است كه انسانها از كنار يكديگر بودن سهم مى برند، اين كه از اين شركت دسته جمعى، از اين ارتباط انسانى چه توقعى داريم و چه بهره اى مى بريم و از اين امكان شادمانى كه يكى از نيازهاى زيبا و اصيل بشرى است چه استفاده اى مى بريم و تاچه حدى مى توان در آن سوى تفريط يا افراط دراين وادى نيفتاد. البته اين بحث يك بخش مستقل در نگاه به اين مراسم است. اما مى توان نتيجه گيرى كرد كه مسائل اقتصادى و هزينه هاى موجود و فقدان چنين نگاهى به رفتارهاى موجود در زندگى موجب شد كه براى بسيارى از جوانان از جاذبه جشن عروسى كاسته شود.»
* جشن لحظه ها
اما آيا داستان به همين جا ختم مى شود. همواره برخى محدوديت ها يا كاستى ها موجب تغييراتى در نحوه زندگى كردن افراد مى شود. اما حذف به ندرت اتفاق مى افتد. «سيارى» ادامه مى دهد:«شايد جوانها و البته نه همه آنها چنين ايده اى داشته باشند يا حتى به مراسمى واقعى تر و دلچسب تر گرايش داشته باشند اما اكثر خانواده ها بشدت در پى بجا آوردن توقعات ديرينه خودهستند.ازدواج در فرهنگ ما يك آئين و مناسك و يك چارچوب عشيره اى است و افراد كمتر در آن تصميم گيرنده هستند. اين مسأله با توافق و نظارت خانواده بر جوانان و هدايت درست رفتارها و خواسته هاى آنها متفاوت است. به همين سبب پاى چنين انتظارات پيچ در پيچ و قواعد خاندانى به چنين جشنى هم كشيده مى شود. شايد مشكل بر سر اين است كه ما بر سر آموزش مصاديق خوشبختى به فرزندانمان دچار نوعى خلط مبحث شده ايم. اين كه خوشبختى در زنده كردن لحظات زندگى مان است و يا در جذاب كردن تصويرهاى آنى و گذرايى است كه از فرداى شب عروسى هيچ كدام به كار نمى آيند و گويا تمامى لذت و شكوه يك شب با تمام شدن وظيفه يك لباس، يك اتومبيل و يك دسته گل رنگ خود را مى بازد. اين به معناى انكار اين لوازم نيست، آنها هم به خودى خود لازم و زيبا هستند اما نمى توانند اصول اصلى يك جشن باشند.»
با اين حال همچنان كه گفته شد عروسى يك موضوع خصوصى است كه در حوزه رفتارهاى جمعى خود را نشان مى دهد . اگر سطح خواسته ها و توقعات افراد از مراسم ، مناسبت ها و آداب و رسوم تا اين حد كلافه كننده و يا فاقد عناصر ماندگار و يا كاركردهاى لازم است ، مى تواند نشانگر مسائل عميق ترى در گرايش هاى عمومى و آموزش هاى بنيانى افراد يك جامعه باشد. اين كه در نهايت ما درفرزندانمان ، جوانان ، خانواده ها و افراد يك جامعه چه توقعى از زندگى را پديد آورده ايم. آموزش هاى بنيانى و كلى چه توقعاتى را در سيستم فكرى افراد پديد آورده است و يا برخى محدوديت ها و ممنوعيت ها چگونه توانسته است ميل طبيعى افراد به شادمانى ، هيجان و تحرك را دچار انحراف و كژروى كند. اين كژروى مى تواند اين باشد كه افراد به جاى جست وجوى شادمانى در لحظه اى خوش بودن، خنديدن و شادى كردن را تنها در تصويرهاى مادى آن بجويند . زيبايى يك لباس عروس از سليقه و ذوق صاحب آن خبر مى دهد اما گران بودن بيش از حد و افراط در تجمل آن نشانگر همين قضيه است. وقتى افراد نمى توانند عميقاً از زندگى لذت ببرند به طور افراطى به ظاهر آن مى پردازند. شايد همان گونه كه امير هوشنگ قياسى سازنده و تعميركار سازهاى سنتى مى گويد: «شايد در گذشته يك دبه پلاستيكى بهانه اى براى يك شادى خانوادگى مى شد. بار شادمانى يك عروسى خانگى روى ضرب يك تنبك ساده به دست بزرگترها مى چرخيد. مابقى حياط بود و شاخه هاى درخت هاى باغچه كه حامل سيم چراغ ها مى شد. حوض وسط خانه انبار و ذخيره ميوه و خوراكى ها بود و تا ۱۰ رج همسايه ميهمان آن خانه بودند. محله از اين شادى لذت مى برد. نوعى خاطره سازى براى بچه ها مى شد و چه بسا نوعى هويت يابى در سال هاى رشد آنان. نمى توان هم اكنون منكر شكل هاى جديد زندگى شد. نمى توان گفت تالار يا اتومبيل هاى لوكس چيز بدى هستند، اما مسأله اين است كه روح آن شادمانى دسته جمعى از جشن هاى عروسى به مراسمى خشك و رسمى و يا نمايشى بدون هيچ خاطره اى تبديل شده است.»
* فرهنگ سازى نظم
با اين حال اگرچه «عروسى» مى تواند يك موضوع جالب براى مطالعه فرهنگى رفتار مردم و يا حتى مطالعه اقتصاد خانواده ها و مراسم جمعى باشد اما جشن عروسى يكى از خصوصى ترين رفتارهاى زندگى شهروندان است. كارشناسان يا پژوهشگران مى توانند از رفتارها و گرايش هاى موجود و يا حتى شيوه هاى مختلف شادمانى به مسائل عميق تر و كلى ترى در بطن مسائل اجتماعى پى ببرند. اين كه رفتار اين ميهمانان و تقاضاى آنها و يا توقعات اين عروس و يا داماد نوعى ، برگرفته از توقعات ، انتظارات و آموزش ها و يا حتى محدوديت ها و موانعى است كه آنها در زندگى روزمره و كلى تر خود با آن روبه رو بوده اند و هستند اما براى زندگى فردى و خصوصى همين آدم ها نمى توان خط كشى كرد. چون فرهنگ تابع يك مسير تدريجى و خودجوش است. از سوى ديگر مى توان نسبت به رعايت نظم و رعايت حقوق ديگران به مردم آموزش داد و فرهنگسازى كرد اما اين فرهنگسازى از بند و قاعده درباره زندگى خصوصى مردم مبراست. چنان كه مريم ميراب دار مى گويد: «وقتى يك ماشين عروس از خيابان رد مى شود و يا وقتى آخر شب با يك عده همراهان ماشين عروس درخيابان به موازات قرار مى گيريم، كمتر كسى است كه حسى از خوشحالى و شادى به او دست ندهد. اغلب مى خنديم شايد دستى هم تكان دهيم شايد حتى براى چند دقيقه از پنجره خانه خود صداى رد شدن و بوق آنها را بشنويم و شايد براى يك شب و آن هم چندساعت در طول سال و ماه، درهمسايگى مان لحظه اى سكوت ممتد هميشگى بشكند كه البته آن هم خيلى محو است يعنى اگر توجه نكنيم صداى چندانى را متوجه نمى شويم. اما همه اينها در فرهنگ ما هضم شده است. همچنان كه ما به صداى مسجدى كه در همسايگى مان است خو گرفته ايم و از صداى اذان آن لذت مى بريم و يا براى چند لحظه به احترام تازه درگذشته اى يا مناسبتى يا هيأتى صداى مجاور را مى شنويم. ديگر موضوع هاى زندگى نيز براى مردم عادى و پذيرفته شده است. اما اگر در برخى رفتارها زياده روى شود يا برخى جوانان هيجان بيشترى نشان دهند، نمى توان گفت ما بايد عروسى ها را قاعده مند كنيم. ما فقط مى توانيم از طريق فرهنگسازى عمومى و آموزش همگانى به مردم بياموزيم كه حالا چه در عروسى چه در خيابان يا حتى در آپارتمان شخصى خود به حقوق ديگران احترام بگذارند و قائل به حقوق فردى ديگران باشند و البته اين به شرطى است كه حق فردى خود آنها هم رعايت شود.»
* برگرد ميدانها
چندى پيش در جريان يك عروسى، هنگامى كه جوانى روى لبه پنجره اتومبيلى با سرعت ۱۰۰كيلومتر نشسته بود، آن عروسى به تلخى به پايان رسيد و شادمانى آن جوان،حادثه ساز آن حركت شاد خيابانى شد. رفتار اين جوان عاملى براى قطع شادمانى شب هاى عروسى نيست. از ديرباز ميدان آزادى تهران و دور شبانه عروس و ميهمانان برگرد آن خاطره ساز ترين لحظه عروس و دامادهاى تهرانى بود. اما مى توان به رفتار هيجانى اين جوان به شكل ديگرى نگريست. آيا يك گردش شبانه عروسى جايى براى ابراز تمام توان بالقوه شادى كردن و هيجان جوانى است؟ به قطع پاسخ به اين پرسش منفى است. اما اين پاسخ كافى نيست. نياز به هيجان و شادى و انرژى سركش آن جوان محمل هاى گوناگونى را مى طلبد، بدين ترتيب شركت در يك جشن عروسى به معناى آزادسازى تمام داشته ها و نداشته ها نيست و بدين ترتيب همه ما روانشناسان، جامعه شناسان و مسئولانى كه در قبال نيازهاى جوانان مسئوليتى دارند، مسئول حادثه آن شب تلخ نيز هستيم.
به موازات رشد شهرنشينى و زندگى صنعتى در تمام كشورها صنعتى نيز به نام سرگرمى با كاركرد شادى پديد آمده است. در فرهنگ ما از ديرباز «جشن عروسى » اين كاركرد نهفته را ايفا كرده است. از سويى نوعى نماد فرهنگى براى شكل گيرى ازدواج و نهاد خانواده بوده است و از سويى با ايجاد خودجوش و دلخواه يك گردهمايى شاد و خانوادگى ، به كاركردهاى اجتماعى ، روانى ، ارتباطى افراد خود نيز پاسخ داده است. درحقيقت عروسى يك صنعت پنهان در راستاى كاركردهاى نهادخانواده و از سوى ديگر نيازهاى طبيعى افراد جامعه است. عروسى به حتم چيز خوبى است اگر خيلى بدسليقه باشيم به آن ايراد مى گيريم. امااگر مسئوليت دقيقى در مورد فرهنگ و نظم عمومى داشته باشيم ، نظم و قانون را به شيوه فرهنگسازى و آموزش عمومى در بطن جامعه مى نشانيم و كمتر به راه حل هاى امنيتى پناه مى بريم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |