يكشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۲ شعبان ۱۴۲۸
Sun, Aug 26, 2007
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
رودررو
جوان ترين وزير دولت نهم درگفت وگو با «ايران » مطرح كرد
مدير اجرايى بايد
به رفاه مردم فكر كند، نه رفاه خودش
] آزاده شهريارى[

«كامران باقرى لنكرانى» وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى با داشتن مدرك فوق دكترا در رشته گوارش و كبد يكى از اعضاى پرتلاش كابينه محسوب مى شود. او درسال ۱۳۴۴ از مادرى شيرازى و پدرى تهرانى در تهران به دنيا آمد. وى تمام مقاطع تحصيلى خود را از ابتدايى تا فوق دكترا در شيراز گذراند. مدرك دكتراى عمومى خود را در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه شيراز گرفت. باقرى لنكرانى نخستين مجله الكترونيكى پزشكى جمهورى اسلامى ايران را در سال ۱۳۷۹ تأسيس و سردبيرى كرد و به عضويت انجمن بين المللى پيوند كبد، انجمن آمريكايى متخصصان گوارش و انجمن متخصصان گوارش و كبد ايران درآمد. معاونت آموزشى گروه داخلى دانشگاه علوم پزشكى شيراز، رياست بيمارستان نمازى شيراز، معاونت پشتيبانى دانشگاه علوم پزشكى شيراز و مديريت گروه داخلى اين دانشگاه از سوابق اشتغال باقرى لنكرانى محسوب مى شود. وزير بهداشت و درمان داراى ۳ فرزند پسر است و جزو پاسخگوترين و خوش اخلاق ترين وزيران دولت نهم نيز به حساب مى آيد.
310764.jpg
* رشته تخصصى وزير بهداشت و درمان كه تمام پزشكان و شغل هاى مربوط به پزشكى و علوم پزشكى زيرنظر او است چيست؟
رشته تخصصى من بيمارى هاى داخلى است و در سال ۱۳۷۱ فارغ التحصيل شدم. آن سال رتبه اول امتحان دانشنامه تخصصى در سطح كشور را كسب كردم، يعنى بنده همراه يكى از دوستانم كه ايشان هم همكلاسى من در دانشگاه شيراز بودند، به صورت مشترك رتبه اول را به دست آورديم چرا كه با وجود اين كه من متولد تهران هستم شيرازى محسوب مى شوم چون مرحوم مادرم شيرازى بودند. سال ۱۳۴۹ از تهران به شيراز برگشتيم و در آن جا بودم تا زمانى كه دوباره به تهران آمدم. بعد هم فوق تخصص بيمارى هاى گوارشى و كبد را شروع كردم، يعنى امتحانى داديم و در آن قبول شدم و سال ۷۱ دوره ام را شروع كردم. اواسط همان دوره بود كه رئيس وقت دانشگاه عوض شد و رئيس جديد به من گفت كه سمت معاونت پشتيبانى دانشگاه را برعهده بگيرم. همين امر موجب شد تحصيل من كمى طول بكشد و با اين كه بايد سال ۷۳ امتحان پايان دوره فوق تخصصم را مى دادم اين كار به تعويق افتاد. اوايل سال ۷۵ از معاونت پشتيبانى دانشگاه كناره گيرى كردم و رفتم امتحانم را دادم تا اين كه دوره فوق تخصصم تمام شد.
از آن سال به بعد هم تا زمانى كه به تهران آمدم و مسئوليت جديدى را قبول كردم مدير گروه داخلى علوم پزشكى دانشگاه شيراز بودم.
*گويا در همان سال ها بود كه اخبارى از دانشگاه شيراز مبنى بر پيوندهاى جديد اعضا و... مى رسيد؟
دانشگاه علوم پزشكى شيراز جزو دانشگاه هايى است كه در سابقه اش كارهاى نوين زيادى ثبت شده، براى مثال نخستين پيوندهاى كليه، قرنيه و كبد در ايران در آنجا انجام شده و خيلى از كارها و نوآورى هاى پزشكى چه بعد و چه قبل از انقلاب در آن دانشگاه صورت گرفته است. من هم به لحاظ رشته تخصصى كه داشتم عضو كوچكى از تيم پيوند كبد بودم و در خدمت اساتيدى كه در آن تيم حضور داشتند كار مى كردم. مسئول تيم ما آقاى دكتر ملك حسينى بودند كه هنوز هم همان مسئوليت را برعهده دارند. كار پيوند، كار بزرگى است و افراد مختلفى در آن تيم فعاليت مى كنند تا بشود كار را به نتيجه رساند. من هم تقريباً از همان اوايلى كه دوره فوق تخصص گوارش و كبد را شروع كردم با اين تيم همكارى داشتم.
*آيا در نخستين پيوند كبد حضور داشتيد؟
نه، زمانى كه اين پيوند انجام مى شد در آنجا نبودم. مريض نخستين پيوند كبدى كه در شيراز انجام شد
۲۴ ساعت بعد از عمل جراحى فوت كرد. البته وقتى كه پرونده را با دوستان مرور مى كرديم اين بحث پيش آمد كه آن بيمار كانديداى خوبى براى نخستين پيوند نبود. كانديداى دوم آقايى بودند كه الحمدلله بعد از حدود ۱۴ سال كه از پيوندشان مى گذرد زنده و سلامتند و مشكلى هم ندارند.
* تا آنجايى كه ما مى دانيم از وزيران موفق آقاى احمدى نژاد هستيد، آيا خودتان هم همين نظر را داريد؟
نه، واقعاً خودم چنين اعتقادى ندارم كه مثلاً در كابينه در مقايسه با ديگر وزارتخانه ها توفيق بيشترى را در وزارت بهداشت داشته ايم، اما به نظرم موردى كه باعث شده چنين ذهنيتى به وجود آيد در اين بوده كه وزارتخانه ما به لحاظ مسئوليت هايى كه دارد تلاش كرده تا با مردم بيشتر صحبت و مشكلات و مسائل را بيشتر با مردم مطرح كند و شايد همين ارتباط بيشتر و نزديك تر با مردم اين ذهنيت را به وجود آورده است وگرنه در دولت وزارتخانه هاى موفق ديگرى هم داريم. ما هم در وزارت بهداشت مشكلات مشخصى داريم كه بايد پيگيرى كنيم و در تلاش براى حل آنها هستيم.
* بيشتر چه بحث هايى بويژه در زمينه مسائل بهداشتى در دولت مطرح مى شود؟ شما چقدر قدرت مانور مطرح كردن مسائل را داريد و چقدر به اينها عمل شده است؟
روند طرح مطالب در صحن دولت مشخص است. ما يكسرى دستورات دو فوريتى داريم كه اگر سريع در مورد آنها تصميم گيرى نشود مشكل خاصى به وجود مى آيد يا اصلاً زمان محدودى دارد، مثلاً وزيرى مى خواهد به سفر برود، سفر وزرا بايد به تصويب دولت برسد و زمان آن هم محدود است. بقيه دستورات دولت معمولاً قبل از اين كه به صحن دولت بيايد در كميسيون هاى تخصصى مطرح مى شود و كميسيون جلسات متعددى در مورد آن برگزار مى كند . گاهى قبل از كميسيون، كميسيون هاى فرعى داريم كه در واقع كارشناسان در مورد مسائل بحث مى كنند و تلاش بر اين است تا آنچه به صحن دولت مى رود كارشناسى شده باشد. حجم مطالبى كه الآن در نوبت جلسه دولت قرار دارد، زياد است و از طرفى هم مسائل فورى پيش مى آيد و تعداد طرح هاى دو فوريتى گاهى زياد مى شود و اجازه طرح دستورات كميسيونى را نمى دهد و وقت را مى گيرد. ما در وزارت بهداشت چند تكليف مشخص داريم كه بخشى از آنها مدت هاست در نوبت كارى قرار دارد كه اميدواريم زودتر به صحن دولت بيايد اما برخى مواقع كه كارهاى فورى و فوتى داشتيم مورد توجه قرار گرفته و تصويب شده است. مثلاً سال پيش در مورد ترميم بودجه هاى بهداشت و درمان در دولت تصميمات خوبى حتى به صورت سه فوريتى گرفته شد يا در مورد برخى مطالب ديگر كه احتياج به تصميم گيرى هاى صحيح و سريع است مثل بلايايى كه پيش مى آ يد از قبيل سيل اخير سيستان و بلوچستان يا زلزله استان لرستان يا بازسازى بم كه نياز به تصميمات خاصى دارد دولت اين كارها را انجام مى دهد و ما هم طبيعتاً مطالباتمان را توانستيم پيش ببريم. در مورد سفرهاى استانى هم ، چون مصوبات آن از قبل در جلسات كارشناسى تعيين مى شود . معمولاً حين جلسه بحث و گفت وگوى زيادى نداريم چون از قبل بحث و تصميم گيرى شده و تعهدات وزارت بهداشت و ديگر دستگاه ها مطرح شده است . بنابراين به جلسه كه مى رويم اين بحث ها را از قبل كرده ايم و به همين خاطر مثلاً در يك جسله استانى ظرف حدود
۶ ساعت يكباره ۲۰۰ مصوبه انجام مى شود چون از قبل همه اينها مشخص شده و در جلسه تنها رأى گيرى و تنها چكش كارى روى آن انجام مى شود و اگر نكته اى از ياد رفته باشد و حين سفر و بازديدها لازم ديده شده كه اضافه بشود، به آن اضافه مى كنيم.
* آيا اين انگاره صحيح است كه در دولت نهم هيچ مسئولى نمى تواند مطمئن باشد فردا كه از خواب بيدار مى شود صندلى اش سر جايش است ؟
هيچ بشرى نمى تواند مطمئن باشد كه تا يك ثانيه ديگر زنده است. اين بحث روشنى است كه ما از نظر دينى به آن معتقديم منتها از نظر دينى به چيز ديگرى هم اعتقاد داريم؛ وجود مقدس امير المؤمنين(ع) سفارششان اين بود آن طورى زندگى كن كه انگار هميشه در اين دنيا هستى و به گونه اى زندگى كن كه انگارفردا مى ميرى و امروز آخرين روز زندگيت است. در روند مسئوليت، اگر كسى به دنبال اين باشد كه پست و مقامى را حفظ كند، طبيعتاً تصميم گيرى هايش خيلى مناسب نخواهدبود. نگاه همه در دولت و گروهى كه الآن مديريت اجرايى كشور را بر عهده دارند اين است كه اين فرصت براى خدمت رسانى است و بايد از لحظه لحظه آن استفاده كنيم و زمانى كه مجلس يا مسئولان مافوق ما ، تشخيص دادند كه مؤثر نيستيم هيچ مشكل خاصى نيست و بايد كار را به فرد ديگرى سپرد. مهم اين است كه انسان در زمان مسئوليت خود همه فكر و ذكر و فرصت هايى را كه دراختيار دارد براى همان مسئوليت و خدمتگزارى به كار ببرد و به فكر اين نباشد كه در ايامى كه مسئول است كارى بكند كه فردا كه مسئول نيست راحت زندگى كند.
مدير اجرايى بايد به رفاه مردم فكر كند نه رفاه خودش
اگر اين نگاه غالب باشد كه شكر خدا در دولت نهم هست شاهد همين تلاش مستمر و پيگير خواهيم بود و مفتخرم كه در اين دولت، شاهد تلاش شبانه روزى وزراى محترم هستم.
* شما جوان ترين وزير كابينه محسوب مى شويد. برخورد وزراى ديگر كابينه با شما چگونه است؟
من و وزير مخابرات ـ كه مسن ترين وزير كابينه محسوب مى شود ـ نزديك هم مى نشينيم و هم استانى هم هستيم. ايشان هم اهل استان فارس هستند و ما با ايشان شايد روابط صميمى ترى نسبت به برخى وزرا داشته باشيم به لحاظ اين امر . منتها خيلى از وزراى دولت نهم شايد قبل از اين كه دولت تشكيل بشود، همديگر را نمى شناختند.
۲۱ مرداد ۸۴ خيلى از وزرا براى بار اول - يعنى همان بعدازظهرى كه رئيس جمهورى تصميم نهايى را گرفته بودند- همديگر را مى ديدند حالا برخى به ويژه آنهايى كه در تهران بودند از قبل با هم آشنايى و مراوداتى داشتند ولى اين فضاى كار و كوشش مخلصانه سبب شد كه خيلى سريع افراد با هم دوستان صميمى شوند و حالا گاهى اوقات جلسات را كه نگاه مى كنم نمى توانم تفكيك كنم وزرايى كه از قبل با هم مثلاً۳۰ سال است دوست هستند با آنهايى كه ۲ سال است با هم دوست هستند . فضا، فضاى خوب كارى و خدمتگزارى و توجه به مصالح مردم و تلاش شبانه روزى و خالصانه است.
* يكى از سياست هاى مشخصى كه همه به آن توجه دارند سياست پيشرفت در علم، از جمله سلول هاى بنيادين، داروى ايدز و سرطان است. اينها در ۲ سال اخير خيلى بيشتر از گذشته مطرح شده است، درمورد اين سياست توضيح بدهيد.
پيشرفت هاى علمى كشور كار لحظه اى نيست. معمولاً كارى كه بخواهد در عالم علم و دانش نوآورى محسوب شود از يك عقبه طولانى مدت برخوردار است.
به عنوان مثال همين بحث ترميم ضايعات نخاعى چيزى حدود ۶-۷ سال پيش از اين كه به مرحله درمان برسد كار برده بود و اين كار، سال پيش به مرحله اى رسيد كه امكان ارائه خدمت به مردم را فراهم كرد؛ در بيشتر زمينه ها هم چنين است. الآن هم كارهاى جديدى شروع شده كه برخى از آنها تا بخواهد به نتيجه برسد ممكن است ۱۰ سال ديگر طول بكشد و اين مسيرى دائمى در پيشرفت علمى كشور است؛ خوشبختانه شتاب رشد علمى در
۵-۴ سال گذشته خيلى بيشتر شده و به طور طبيعى آثار و نتايج آن با جديت و تناوب بيشترى ارائه مى شود.
* شما از پرجنب وجوش ترين وزراى اين كابينه محسوب مى شويد كه شايد هم به اقتضاى جوانى و تخصصى كه داريد باشد. چطور برنامه ريزى مى كنيد كه به همه كارهاى خود برسيد و از چيزى عقب نمانيد؟
البته براى اين كه بگوييم من پرجنب و جوش ترين هستم، بايد شاخصى مطرح كنيم. خوب است كه بدانيم اين شاخص چيست؟ واقعاً اين طور نيست. همه وزرا فعاليت زيادى دارند و برخى هم فعاليتشان بيش از من است، مثلاً اگر شاخص سفرهاى غير از سفر استانى را بگيريم، من تلاش كردم تقريباً هر ۱۰ روز يك سفر غير از سفر استانى هم داشته باشم. برخى وزرا را داريم كه اين زمان براى آنها هر ۵ روز بوده و ۲ برابر من سفر كرده اند. منتها نكته اى كه شما گفتيد از نظر برنامه ريزى زمان، نكته مهمى است. تلاش كردم اين كار را با دقت و نظر به اولويت ها انجام بدهم. بالاخره در هر هفته و در پايان هفته، كارهاى عقب مانده را نگاه و بخشى از برنامه هفته بعد را تنظيم مى كنيم. بالاخره برخى جلسات را از قبل به من اطلاع مى دهند و بعد اين كارهاى عقب مانده را نگاه مى كنم كه ببينم كجا بايد آنها را بچينم يا چه موردى را بايد پيگيرى كنم ، چه كارى است كه به نتيجه نرسيده است و بايد درمورد آن جلسه نظارتى بگذارم و اينها را در برنامه تلفيق مى كنم . به همين خاطر رئيس دفتر من خيلى از دستم راضى نيست. چون برنامه را خودم مى نويسم و خيلى اوقات خودم تغيير مى دهم.
مثلاً امروز بحث پزشك خانواده مهم است و بايد در استانى براى بازديد حضور پيداكنيم. اما طبيعتاً اين مسئوليت جديد كار من را سنگين تر كرده و يك مقدار وظايفم را درخانواده تحت تأثير قرار داده است. البته قبلاً هم در شيراز مديرگروه بودم و مديرگروهى را نه به عنوان يك شغل تفننى بلكه شغل جدى حساب مى كردم . معمولاً از ساعت ۷‎/۳۰ تا ۳ عصر در بيمارستان بودم و عصر هم از ۵ مى رفتم درمانگاه و گاهى تا ۲ بعد از نصف شب مريض مى ديدم . لذا خانواده ام يك مقدار با اين روند آشنايى دارند. سعى كردم با عذرخواهى از آنها فرصت بگيرم تا اين ايام را هم بتوانيم با موفقيت بگذرانيم.
* دولتمردان دولت نهم خيلى كم فرصت مى كنند بخوابند، آيا اين امر درست است؟
آدم نمى تواند كه نخوابد، بالاخره همه بايد بخوابند. منتها نه به عنوان يك وزير به عنوان يك پزشك مى گويم كه زمان استراحت در فيزيولوژى هر كسى متفاوت است و با عادت هم خيلى ارتباط دارد. الآن در فصل تابستان مى بينيد كه خيلى از جوان ها ۱۰ ساعت در شبانه روز مى خوابند صبح هم كه بيدار مى شوند خيلى خسته اند اما برخى بدن خود را عادت داده اند به
۴-۳ ساعت استراحت در روز و خيلى شاداب به كارهاى خود مى رسند. بنابراين استراحت را نمى شود ساعت مشخصى براى همه گذاشت ولى براى كسانى كه مسئوليت دارند و مجبورند در يك فاصله طولانى به كار بپردازند مثل مسئولان كه از ۶ صبح كار خود را شروع مى كنند و شب هم تا ساعت ۱۱-۱۰‎/۵ كار مى كنند يا خود آقاى رئيس جمهور كه من ديدم خيلى وقت ها تا ۱۲ كارشان طول مى كشد ، توصيه مى شود اين گونه افراد مدت استراحت خود را مقدارى به عصر منتقل كنند؛ اين شكستن مدت استراحت به دو قسمت مقدارى كمك مى كند كه انسان بتواند كارهايش را بهتر و بانشاط بيشترى انجام بدهد ما هم قبل از اين كه شما بياييد چرتى زده ايم.
* منتقدان دولت مى گويند كسانى كه كمتر از ۶ ساعت بخوابند بازدهى آنها كم مى شود!
بالاخره اين بحث با فيزيولوژى هر بدنى فرق مى كند. به نظرم حتى اگر چنين باشد كه يك نفر از آسايش خود بزند براى اين كه برخى امور را پيگيرى كند اين جاى تقدير و تشكر دارد. در سفرهاى استانى كه مى رويم چون فرصت كوتاه است و گاهى رئيس جمهورى مجبورند طى ۵ روز يك استان پهناور را بگردند و بعد همه هم توقع دارند و جلسات حاشيه اى هم زياد است، در اين سفرهاى استانى خستگى مضاعفى پيش مى آيد مثلاً خود ما هم كه مى رويم گاهى مجبوريم در يك روز ۴-۳ شهرستان را برويم و ما معمولاً با ماشين مى رويم و رئيس جمهورى با هلى كوپتر مى روند و هلى كوپتر خود خستگى مضاعفى ايجاد مى كند . يعنى پرواز در هلى كوپتر صدا و تكان وحشتناكى دارد؛ بله در سفرهاى استانى پيش مى آيد كه استراحت از آن مقدار مورد نياز كمتر بشود آن هم به لحاظ محدوديت زمانى كه به خاطر سرعت عمل و گاهى فشردگى برنامه هاست. براى مثال سال پيش، در مردادماه سفر استانى خراسان شمالى را داشتيم بعد از ظهر از بجنورد با رئيس جمهورى به سمت مشهد حركت كرديم نماز را در مشهد خوانديم و حتى فرصت رفتن به حرم هم نداشتيم ، هواپيما را عوض كرديم و براى شركت در اجلاس سازمان كنفرانس اسلامى به مالزى رفتيم.
خدا رحمت كند مرحوم كريمى راد را، من و ايشان و آقاى متكى و رئيس جمهورى و مشاور رئيس جمهورحضورداشتيم برنامه خيلى فشرده اى بود . به وقت محلى ساعت ۸ صبح به آنجارسيديم ورئيس جمهورى داخل جلسات رفتند و ما هم به بازديد از بيمارستان و ديدار با وزير بهداشت آنجارفتيم . شب هم همه برگشتيم به سمت تهران و
۴ صبح رسيديم، اين برنامه سنگين و فشرده اى بود اما از دقيقه دقيقه آن استفاده شد و استراحتمان را هم بيشتر در هواپيما انجام داديم، به نظرم اين مديريت خوب زمان بود و بالاخره بايد به اين افتخار كرد كه ما وقت را تلف نكرديم. برخى مواقع مشابه اين سفر، سفرى ۴ يا ۳ روزه مى شد. ۸ صبح تا ۸ شب كارهاى خود را انجام داديم و تفاهم نامه هاى خوبى هم امضا كرديم ، آقاى كريمى راد هم با وزير دادگسترى آنجا جلسه گذاشت و بعد منجر شد به سفرى كه آيت الله هاشمى شاهرودى سال گذشته به آن منطقه داشتند . آقاى رئيس جمهورى هم در آن كنفرانس سخنرانى بسيار مؤثرى درباره جنگ ۳۳ روزه لبنان كردند كه موضع گيرى كشورهاى اسلامى مثبت و حاكى از حضور بسيار مقتدرانه و اثرگذار ايران بود.
310743.jpg
* نظرتان در مورد تعامل ميان دولت و مجلس چيست و چه راهكارهايى مى شود براى برقرارى تعامل بهتر ميان اين دو نهاد ارائه داد؟
واقعاً احساس مى كنيم دولت و مجلس همراه و همسو با هم هستند و هيچ احساس تنافر و تقابل و اختلافى را نمى بينيم؛ بويژه كه اكثريت مجلس و اكثريت اصولگرا هر دو ، روى يك سرى اصول با هم تفاهم دارند. دولت هم دولتى است كه با شعارهاى انقلاب و امام(ره) و تأكيد بر مبانى تفكر انقلابى شكل گرفته و بنابراين همراهى خوبى داريم. گاهى اختلاف نظرها و نگاه هاى متفاوتى به موضوعات هست و گاهى هم بالاخره هر كسى بايد وظيفه خود را انجام بدهد و يكى از وظايف مجلس هم نظارت است.
من شخصاً ناراحت نمى شوم، با اين كه تا الآن نزديك به ۵۰ سؤال را در مجلس جواب داده ام . بالاخره هر وقت كه مى روم فكر مى كنم اين حق نماينده مجلس است كه سؤال كند و ما هم وظيفه داريم جواب داده و سعى كنيم امورات خود را متناسب تر انجام بدهيم. من فضا را خوب مى بينم بويژه كه روى اين اصول مبنايى تفاهم داريم و اين فرصت خوبى را براى كشور ايجاد كرده و ان شاءالله در ادامه كار مجلس هفتم هم شاهد باشيم كه تصميمات بزرگ و كارسازى گرفته شود . اميدواريم مجلس هشتم هم با همين سبك و سياق در پيشرفت و تعالى كشور اسلامى ما اثرگذار باشد.
* اين كه گفتيد در اصول مبنايى مشكلى با هم ندارند درست است، ولى يك مسأله وجود دارد كه گفتند مجلس به عمر خود اضافه كرد و از عمر دولت كم كرد، همان طرحى كه داده بودند شوراى نگهبان و مجلس رد كرد و يكسرى مسائلى را پيش آورد؟
بالاخره ممكن است سلايق افراد با هم متفاوت باشد . زمانى نگاه اين است كه مثلاً به يك مصوبه براساس منافع نگاه شده، ولى ما واقعاً چنين فكرى نداريم. فكر مى كنيم كه مجلس مصلحت انديشى كرده بود و واقعاً هم همين بود . دوستان فكر مى كردند اين كار موجب تجميع انتخابات مى شود و هزينه هاى كشور را كم مى كند چون هر وقت وارد فضاى انتخابات مى شويم بالاخره تا قبل و بعد آن كشور متأثر است و برخى تصميمات بزرگ گرفته نمى شود، اما اين استدلال را داشتند و استدلال دولت هم استدلال اساسى بود. بالاخره در حقوق اساسى وقتى گفته مى شود شما ۴ سال وكيل هستى يا رئيس جمهورى، بالاخره اين قابل تغيير نيست. قول و قرار اوليه اين بود، اگر بخواهد تغيير پيدا كند بايد دوباره مراجعه بشود به كسى كه اين فرد را منصوب كرده است يعنى وكيلى كه ۴ سال از مردم رأى داشته دوباره بايد بيايد از مردم بپرسد من مى توانم ۴ سال را به ۵ سال تغيير دهم يا رئيس جمهورى بپرسد من مى توانم ۴ سال را به ۳ سال تغيير دهم ؛ بنابراين بحث ما حقوقى بود و بالاخره در خود مجلس هم اين استدلال حقوقى طرفدارهايى داشت و عده اى هم نظرشان استدلال مصلحت بود و فكر كردند به اين صورت مى شود مشكلات را حل كرد. به هر حال حالا هم كه رفته در مجمع تشخيص مصلحت و بايد اين مجمع نظر بدهد و حتماً مجمع هم همه زواياى كار را بررسى مى كند و تصميمى كه مى گيرد، قاعدتاً براساس توجه به حقوق و قانون اساسى خواهد بود.
* شنيده ايم كه مقام معظم رهبرى به شما توصيه كرده اند كه كار پزشكى را كنار نگذاريد. آيا اين درست است؟ و آيا شما به توصيه ايشان عمل كرده ايد؟
تقريباً، يكى ۲ ماه بود كه من مسئوليت گرفته بودم و در ديدارى ايشان از من سؤال فرمودند كه «شما طبابت هم مى كنيد؟» عرض كردم: «كارها به نحوى سنگين است كه امكان اين كار از من سلب شده است.» تأكيد فرمودند كه «سفارش من به وزراى قبلى هم همين بوده است» و من هم با تأكيد ايشان سعى كردم كه در اين ايام و در حدود ۲۳ ماهى كه اينجا هستم ارتباطم را با رشته ام قطع نكنم. البته به طور طبيعى به لحاظ سفرها و جلساتى كه پيش مى آيد موفق به اجراى برنامه منظمى نشده ام اما بالاخره تلاش كرده ام كه ارتباطم را قطع نكنم.
قبل از وزارت، عمده مسئوليت هايم آموزشى بود و براى خودم هم الآن عدم حضور در فضاهاى آموزشى مشكل است ولى سعى كرده ام كه اين ارتباط قطع نشود ولو به قدر مختصر حضورى كه در محافل درسى و حوزه طبابت داشته باشم، اما به طور قطع وضعيت مانند گذشته نخواهد بود.
* درباره داروهاى جديدى كه الآن در ايران كشف و ساخته شده چقدر تبليغات بين المللى شده است؟
دارويى كه الآن در كشورمان ثبت شده، بخشى اش مربوط به نوآورى جديد است. درواقع همان داروى ايمود كه براى كنترل علائم بيمارى ايدز به ثبت رسيد اين خصوصيت را دارد. بخشى از داروهاى ديگر هستند كه ديگر كشورها توليد مى كردند اما انحصارى بود مثلاً داروى MS را فقط يك كشور در دنيا توليد مى كرد و ما شديم دومى يا براى مثال داروى اينترفرون را ۱۱ تا ۱۲ كشور در دنيا توليد مى كرد طبيعتاً درباره اين دو نوع دارو مدل كار متفاوت است. داروى ايمود براى كنترل علائم ايدز است و شركت توليدكننده دنبال اين است كه Patent آن را قطعى كند چون patent جهانى آن مهم است اگر دارو را وارد بازار كنند و Patent آن را نداشته باشند اين نگرانى وجود دارد كه فرمول آن لو برود و افرادى هم سوء استفاده كنند . اما در اجلاس وزراى كشورهاى اسلامى كه امسال در كوالالامپور داشتيم دوستان قرص هايى را آنجا تعبيه كرده بودند ما تنها كشورى بوديم كه آنجا غرفه داشتيم و يكى از چيزهايى كه آنجا ارائه شد همين دارو بود كه به شدت مورد استقبال قرار گرفت. برخى از كشورها تقاضا كردند خريد داشته باشند شركت هم دارد پيگيرى مى كند و بالاخره كارهاى بازاريابى خود را انجام مى دهد. نوع دوم داروهايى هستند كه جاهاى ديگر هم وجود داشته ما هم توليدكننده هاى بعدى آن هستيم كه درباره صادرات آنها هم كار شده است . ً ما الآن به برخى كشورهاى همسايه اين داروها را صادر مى كنيم با ارقام ۵۰۰ هزار تا ۶۰۰ هزار دلار و تقريباً داريم جايى را براى اين طور محصولات در بازار جهانى پيدا مى كنيم كه كار خوبى است و كمك مى كند اين نوآورى ها تبديل به ثروت ملى شود.
* عملكرد وزارت بهداشت در دوران وزارت شما درمقايسه با وزراى قبلى به چه صورت بوده و تا به حال چه تفاوت هايى داشته است؟
اشكال مهمى كه ما در وزارت بهداشت داشتيم اين بوده كه تا الآن قسمت آمار ، زيرمجموعه يكى از معاونت ها بوده و همين موجب شده بود قدرت جمع آورى اطلاعات آن ضعيف باشد . به همين خاطر به لحاظ ارتقاى اين كار چند ماهى است كه مركز آمار و فناورى اطلاعات را ايجاد كرديم و گذاشتيم زير نظر خود وزير، تا موظف شوند آمارهاى خود را به اين مركز بدهند وكار را بتوانيم منسجم تر پيش ببريم. ما در طول اين مدت بسيارى از پروژه ها و طرحهاى عمرانى كه سال ها بود تكان نخورده بود را تمام كرديم، مثلاً بيمارستانى بود كه دو بار هم افتتاح شده ولى مريض توى آن نخوابيده بود . وقتى هم رفتم آنجا، گفتم كه نيامدم اينجا را افتتاح كنم چون قبلى ها بدون مريض ۲ بار آن را افتتاح كرده اند، ما آمديم خدا قوت بگوييم به كسانى كه آن را راه انداخته اند. تقريباً در اين مدت حدود ۴ هزار تخت بيمارستانى را راه اندازى كرديم و پروژه هايى كه سال ها بود رشد بطئى داشتند پيش برديم. به عنوان مثال به تازگى سرپرست دانشگاه علوم پزشكى شهركرد، گزارشى دادند كه در آنجا بيمارستانى كه ساخت آن حدود ۱۰ سال پيش يا بيشتر شروع شده و پيشرفت فيزيكى آن هم ۳۰ درصد بوده است، از وقتى كه ما آمديم ظرف ۲۳ ماه پيشرفت فيزيكى به ۷۰ درصد رسيد و اين نشان مى دهد كه براى تكميل پروژه هاى نيمه تمام انرژى گذاشتيم و حمايت شديم و تمام اين نتايج نشان مى دهد كه دولت عزم خود را براى سازندگى جزم كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |