سه شنبه ۶ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۴ شعبان ۱۴۲۸
Tue, Aug 28, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
قاب عكس۱
قاب عكس۲
كودك بادبادك
گفت وشنودى با دكتر محمدهادى همايون، معاون برنامه ريزى و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بهانه هفته دولت
گفت وگو با دكتر محمدحسين ايمانى خوشخو معاون امور هنرى وزير ارشاد
روى دكه مطبوعات هنرى
هنرهاى تجسمى
شماره ۲۶ ماهنامه «هنرهاى تجسمى» منتشر شد.
در شماره جديد اين نشريه كه براى تيرماه منتشر شده مطالبى همچون هنر ايثار در يك نگاه، بهار غم انگيز ايرانى، تصويرگران ما مى دانند كه بايد چگونه كار كنند، تأويل نقوش نمادين طاووس و سيمرغ در بناهاى عصر صفوى، مكتب نگارگرى بخارا، مقدمه اى بر هنر تشعير در نقاشى ايرانى و ... را مى خوانيم.
از ديگر مطالب اين شماره «هنرهاى تجسمى» مى توان به عناوينى مانند يادبود شاهنامه بزرگ، مقام در عرفان ايرانى و جايگاه آن درنقاشى كمال الدين بهزاد، چيره دستى در طراحى سكه هاى اسلامى، شعر من نقاشى است، منطق باز نمايى فضا در نئو كلاسيسم و كوبيسم، ايران عصر قاجاريه از نگاه لوئيجى مونتاوبه، بوى غمناك پاريس و ... اشاره كرد.
خيال
فصلنامه «خيال» به شماره ۱۸ رسيد.
در شماره جديد اين فصلنامه كه ويژه تابستان ۸۵ منتشر شده مطالبى را با اين عناوين مى خوانيم: مرورى بر بوطيقاى ارسطو و مفاهيم اصلى آن، مفهوم فرم و درجات كمال هنرى در آراكوما را سوامى، نقد و بررسى آثار بهزاد با ۲ رويكرد نقد مدرن، انتزاع: مناقشه بازنمايى و خوانش هاى نشانه شناسى ساخت گرا، حيله تمثل و ...
در اين شماره از فصلنامه «خيال» مطالب ديگرى نيز همچون نگاهى به تصوير «ديگرى» در انسان شناسى، شيوه هاى فوكويى و بودرياى تخيل و ... را به قلم مهرداد عربستانى و روزبه گيلاسيان مى خوانيم. اين فصلنامه را فرهنگستان هنر منتشر مى كند.
گلستان هنر
شماره ششم فصلنامه «گلستان هنر» ويژه زمستان به دستمان رسيد.
در شماره جديد اين فصلنامه كه در حوزه تاريخ هنر و معمارى ايران زمين منتشر مى شود، مطالبى با اين عناوين ارائه شده است: واژه شناسى تاريخ هنر، چيستى تاريخ معمارى و جايگاه آن در فهم و ايجاد آثار معمارى، نگاهى به آموزش معمارى در جهان، چهار منبع درباره ساخته هاى شاه عباس در اصفهان، بازانديشى در شيوه فهم تاريخ معمارى و ...
از ديگر مطالب اين شماره «گلستان هنر آبادان، شهرسازى و معمارى تحت مديريت شركت نفت ايران و انگليس، دستگاه راست و پنج گاه در گفت وگو با احمد ابراهيمى و حاتم عسكرى، نسخه مصور مونس الاحرار، مرور كتاب و ... را مى خوانيم.
كتاب ماه
از سرى نشريات «كتاب ماه» نشريات مختلفى منتشر شده و به دستمان رسيده است. «كتاب ماه هنر» شماره ۱۰۳ و ۱۰۴ ويژه فروردين و ارديبهشت ماه ۸۶ منتشر شده است. همچنين «كتاب ماه ادبيات» شماره ۲ (پياپى ۱۱۶) ويژه ارديبهشت ماه به بازار مطبوعات وارد شد. از سوى ديگر «كتاب ماه كودك و نوجوان» شماره ۱۱۲ تا ۱۱۴ به صورت توامان و ويژه بهمن و اسفند ۸۵ و فروردين ۸۶ به چاپ رسيده است. در نهايت نيز «كتاب ماه كليات» شماره ۱۱۲ و ۱۱۳ ويژه فروردين و ارديبهشت ماه نيز منتشر شد.
گفتنى است مجموعه نشريات «كتاب ماه» به صورت ماهانه و با عنوان ماهنامه تخصصى اطلاع رسانى و نقد و بررسى كتاب منتشر مى شوند.
گفت وشنودى با دكتر محمدهادى همايون، معاون برنامه ريزى و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بهانه هفته دولت
تكليف همه روشن شد
311196.jpg
يزدان سلحشور

دكتر محمدهادى همايون ، معاون برنامه ريزى و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى - مردى ميانسال و بشدت مبادى آداب است.
شمرده و روشن سخن مى گويد. در طول مصاحبه، آن قدر دقيق سخن گفت كه آماده سازى اين متن چندان محتاج ويرايش و تغيير نشد. وى به روايت عكاس روزنامه - كه با تحسين اين جمله را بر زبان آورد - يكى از همان «پنجاه وهفتى»هاست. چفيه اش در فاصله يقه ى كت نوك مدادى و پيراهن برفى اش، پيدا و ناپيدا مى شودو از «تغيير» سخن مى گويد. تغيير در كلام او يعنى پرداختن به مسائل جهان اسلام و ايران و ارتباط ميان مسائل امروز با دريافت ما از هنر، فرهنگ و رويدادهاى رسانه اى. فعاليت او در حوزه تعامل با معاونت هاى ديگر تعريف مى شود. با وسواس سخن مى گويد و در گفتن هيچ خبرى - پيش از تصويب قطعى در دولت - پيش قدم نيست.


* جناب دكتر همايون! معاونت برنامه ريزى و توسعه از ۲ وجه برنامه ريزى و توسعه برخوردار است. بگذاريد از وجه دوم شروع كنيم؛ در يك سال اخير براى توسعه حوزه عملكرد وزارتخانه، اين معاونت چه كرده؟
اجازه بفرماييد بر اساس تفكيكى كه شما كرديد بر حسب اسم، من هم تفكيكى كنم بر اساس واقعيت هايى كه اينجا اتفاق افتاده و مى افتد. مسئوليت بنده ۲ مسئوليت همزمان است كه تلاش مى كنيم اين ۲ تا را كاملاً به هم نزديك كنيم و يك نتيجه از هر ۲ كار بگيريم. پيش از اين كه در معاونت برنامه ريزى مشغول به كار شوم، مسئوليت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به من سپرده شد و بعد از مدتى به اين نتيجه رسيديم كه پژوهشگاه بايد به سمت نيازهاى وزارتخانه تجهيز بشود و بهترين محل ورود محصولات پژوهشگاه به وزارتخانه، معاونت برنامه ريزى بود. آقاى وزير نظرشان اين بود كه بنده اين معاونت را هم برعهده بگيرم و تلاش كنم كه ميان نظام برنامه ريزى و نظام پژوهش هماهنگى ايجاد كنم.
* چه تغييراتى در پژوهشگاه ايجاد شد كه لازمه اش تأثير مستقيم اين تغييرات در حوزه برنامه ريزى بود؟
پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات مركزى پژوهشى بود كه در كنار وزارت ارشاد ايجاد شده بود به عنوان پژوهشگاه رسمى وابسته به وزارتخانه. نظر ما از روز اول - و البته نظر آقاى وزير هم بر همين بود كه - پژوهشگاه جايى نيست براى پيشبرد پژوهش هاى دانشگاهى و آكادميك و در رشته هاى خاص، «ورود محض» پيدا كردن. اعتقاد من اين بود كه بايد حل مسأله كند آن هم حل مسأله خود وزارتخانه را. با اين فرض، ما وارد يك جريان تغييرات بنيادين در پژوهشگاه شديم. تمام وقت ما در يك سال گذشته به تجهيز پژوهشگاه در اين مسير معطوف شد. ضمن اين كه خود پژوهشگاه يك دوره تعطيلى نسبى را گذرانده بود كه باعث شده بود بخشى از ساختار آن دچار تخريب جدى شود كه آنها بازسازى شد و ۳ پژوهشكده فرهنگ، هنر و ارتباطات از پژوهشكده هايى «موضوع محور» تبديل شدند به پژوهشكده هايى «مسأله محور». آنها قبلاً تحقيقاتشان در باب موضوع فرهنگ، موضوع هنر، موضوع ارتباطات بود ولى اعتقاد من اين بود كه آنها بايد به مسائل وزارتخانه و اساساً به مسائل حوزه فرهنگ - فرهنگ ايرانى - اسلامى - پاسخگو باشند. الآن اين تحولات نهايى شده و رؤساى پژوهشكده ها مشخص شده اند. گروه ها در آنها شكل گرفته و مسئولان گروه ها حكم شان خورده و ما الآن آماده شروع به كار هستيم.
* هم اكنون پژوهشكده ها به چه مسائلى مى پردازند؟
پژوهشكده اول ما با نام «مطالعات هنرى و رسانه اى ايران» پاسخگوى مسائل فرهنگى خاص كشور است و تمركز آن بر مسائل ايران معاصر است. ديگر در باب ارتباطات - به طور كلى - تحقيق نمى شود؛ آن كار، كار دانشگاه هاست. مسائلى از اين دست كه سياست هاى موسيقى ما بايد به كدام سمت برود؟ اين كه اقتصاد سينمامان چه مى شود؟ اين كه قانون مطبوعات چطور بايد اصلاح شود؟ اين ها مسائل واقعى عرصه رسانه ها و حوزه فرهنگى ايران امروز است. پژوهشكده دوم ما به «مطالعات فرهنگى بين الملل» مى پردازد و تحت نام «ارتباطات ميان فرهنگى و بين الملل». فعاليت هاى اين پژوهشكده روى منافع فرهنگى كشور در خارج از مرزهاى ايران متمركز است. اگرچه سازمان فرهنگ و ارتباطات متولى مسائل بين المللى كشور است، ولى در حوزه فرهنگ، مسائلى كه به نحوى به حضور ما در عرصه هاى بين المللى مربوط شود، زياد داريم و بايد به طور جدى و پژوهشى وارداش شويم. مثلاً ما عضو سازمان هاى فرهنگى - بين المللى مهمى هستيم و بايد حتماً به نحوى تجهيز شويم كه از اين حضورمان بتوانيم حداكثر استفاده را بكنيم؛ يا اتفاق هايى كه دارد در جهان تحت عنوان بيدارى اسلامى مى افتد، يا از آن طرف دارد مقابل اش تهاجم فرهنگى شكل مى گيرد، اين ها مسائلى است كه بايد شفاف و صريح به آنها پاسخ بگوييم و نيازمند بررسى هاى علمى و دقيق هستند تا در حوزه سياستگذارى و برنامه ريزى لحاظ شوند و پژوهشكده سوم ما با نام «مطالعات راهبردى فرهنگ» متولى هر آن چيزى است كه در جريان برنامه ريزى راهبردى وزارتخانه در حوزه فرهنگ به آن نياز داريم؛ حوزه اى كه كاملاً به نظر مى رسد غايب بوده، ما بايد از «چشم انداز» شروع كنيم و برنامه ريزى راهبردى وزارتخانه را بر اين اساس بنويسيم. در اين راه محتاج بررسى همان موضوع مهندسى فرهنگى هم هستيم و خيلى ديگر از اتفاق هايى كه بايد بيفتد و بحث هاى آينده نگرى مان كه ما با عنوان «مهدويت» در آنجا ساماندهى كرده ايم. ضمن آن كه در غير از حوزه هاى پژوهشكده اى هم اتفاق هاى خوبى در حال وقوع است. ما در حال طراحى يك مركز براى افكارسنجى و رصد فرهنگى در پژوهشگاه هستيم كه به نظر مى رسد يكى از ضرورى ترين نيازهاى دولت باشد، در حال حاضر ما نداريم جايى را كه رسماً وابسته به دولت باشد و بتواند به طور مرتب گزارش هاى دقيقى از وضعيت فرهنگى جامعه به ما بدهد. اين كار بايد انجام بشود. چند طرح ملى را هم كه وقفه اى در آنها افتاده بود و طبق قانون در بودجه ما هست، شروع كرده ايم با همكارى دبيرخانه شوراى فرهنگ عمومى، حوزه هاى پژوهشى را هم كه طبيعتاً در هر پژوهشگاهى هست، داريم پيش مى بريم. وارد فرايند جذب هيأت علمى هم شده ايم. در مجموع پژوهشگاه آماده انجام مأموريتى شده كه ما از سال پيش برايش در نظر گرفتيم.
* حالا برسيم به تأثير اين تحولات در حوزه معاونت برنامه ريزى و توسعه!
از موقعى كه وارد معاونت برنامه ريزى شدم، متوجه شدم كه اين معاونت هم به تغييراتى نيازمند است كه بتواند هماهنگ كند فعاليت هايش را از يك طرف با پژوهشگاه و از طرف ديگر با معاونت هاى تخصصى وزارتخانه. تقريباً اين بحث ميان همه ما شايع بود كه ارتباط جدى ميان حركت معاونت ها وجود ندارد و هر معاونت مستقلاً دارد پيش مى برد كار خودش را. طبيعتاً در اين شكل، زحمت و بار كارى و فشار زيادى بر معاون مربوطه وارد مى شود، چون از يك طرف بايد كار را انجام دهد و از آن طرف سازمان در راستاى تلاشى كه انجام مى دهد، جلو نمى آيد. توى اين موارد حتماً معاونت برنامه ريزى است كه مى تواند هماهنگى ايجاد كند تا همه معاونت ها اعم از ستادى و معاونت هاى تخصصى با هم بتوانند جريانى را پيگيرى كنند و اثربخشى فعاليت هم بيشتر مى شود. ما از يك طرف شروع كرديم داخله خود معاونت برنامه ريزى را ساماندهى كرديم؛ تغييراتى ساختارى و مربوط به نيروى انسانى در معاونت ايجاد شد. امروز كه در خدمت شما هستيم شايد آخرين ساعاتى باشد كه معاونت دارد شكل جديدش را مى گيرد. سعى كرديم حلقه هاى مفقوده نظام برنامه ريزى را كه در معاونت جايگاهى نداشت، مثلاً فرض كنيد مانند نظام ارزيابى و نظارت ـ كه به هيچ وجه وجود نداشت ـ يا نظام آمار و اطلاعات كه اسماً وجود داشت و در عمل راه نيفتاده بود، به سيستم بيفزاييم. سيستم برنامه ريزى كه در سلطه بودجه گم شده بود، دوباره دارد احيا مى شود و البته بودجه هم دارد نظام اش متصل مى شود به حوزه برنامه ريزى. اينها اتفاقاتى است كه در معاونت افتاده و اگر بخواهيم وارد جزئياتش شويم، زمان مى برد. از طرف ديگر اگر قرار باشد كه ما نظام برنامه ريزى را در وزارتخانه ساماندهى بكنيم، يكى از اركانش معاونت برنامه ريزى است و ركن هاى ديگرش معاونت هاى تخصصى خود وزارتخانه هستند. اعتقاد من اين بود كه بدون حضور و مشاركت معاونت هاى تخصصى اتفاقى در وزارتخانه نمى افتد. چون از يك طرف، مسائل از آنجاست كه استخراج مى شود و از آنجا بايد متوجه شويم كه مشكلاتمان كجاست و از طرف ديگر هم، تصميمى كه گرفته مى شود بايد تصميمى باشد مبنى بر مشاركت و همه بايد در آن دخالت داشته باشند كه بعداً در مقام اجرا هم بتوانيم با هم جلو ببريم. با اين فرض، ما دفاتر مطالعات و برنامه ريزى مان را كه قبلاً مصوب شده بود در معاونت ها، ولى راه نيفتاده بود ـ راه اندازى كرديم. اينها مراكز تحقيقاتى قديم معاونت ها بودند كه بعد از باز شدن پژوهشگاه، قرار بود كه در آن ادغام شوند. بعضى جاها اين مراكز تحقيقاتى كاملاً جمع شده و بعضى هاشان هم مانند مركز تحقيقات رسانه اى دارد به كار خودش ادامه مى دهد به هر حال آنچه مصوب شده و ما بر آن تأكيد داريم، اين است كه دفاتر مطالعات و برنامه ريزى در هر معاونتى شكل بگيرد. تمامى امور ستادى معاونت در آنجا تجميع شود اعم از آمار، برنامه، بودجه، نظارت و هر چيز ديگرى كه يك معاونت به آن نياز دارد. امور، آنجا استارت مى خورد و سر جمع تلاش ۴ دفتر مطالعه و برنامه ريزى در ۴ معاونت، توسط ۴ اداره كل كه ما توى معاونت برنامه ريزى ايجاد كرديم به شكل ماتريسى سرنوشت شان به هم گره مى خورد. به اين شكل ما تارو پود نظام برنامه ريزى را توانستيم ايجاد كنيم. به نظر مى رسد كه ديگر در شوراى برنامه ريزى ـ كه با هيأت جديدش آغاز به كار كرده ـ مى توانيم هماهنگى موردنظرمان را به اجرا درآوريم. شوراى برنامه ريزى از يك طرف «كارگروهى» براى خودش دارد كه آن «كارگروه» طرح ها را قبل از آن كه وارد شورا شود، كار تخصصى روشان انجام مى دهد و اعضايش عمدتاً همان رؤساى دفاتر برنامه ريزى هستند و خود مدير كل هاى ستادى كه مستقلاً زيرنظر آقاى وزير كار مى كنند. ما توى آن «كارگروه» از تكاليف برنامه چهارم شروع كرديم؛ تكاليفى كه بعضاً انجام شده بود و بعضاً زمين مانده بوده؛ ما از آنها شروع كرديم و متولى همه آنها مشخص شده و كميته هاى فرعى شكل گرفته براى هر يك از آن تكاليف دارد يك به يك آماده مى شود و مى آيد توى شوراى برنامه ريزى. پژوهشگاه، پشت همه اين جريان قرار دارد. يعنى تمام كارهايى كه نياز به كار پژوهشى دارند توسط پژوهشگاه پشتيبانى مى شوند.
* توى حوزه هايى كه به طور مستقيم متوجه «مسأله محورى» موردنظر شماست، به طور مشخص چه برنامه هايى داريد؟
به طور مشخص همان برنامه چهارم را تعقيب مى كنيم كه اجرايش به تعويق افتاده بود و ما حالا با يك دوره عقب ماندگى جدى در حوزه انجام تكاليف اين برنامه مواجهيم كه بايد جبران شود. به عنوان مثال آئين نامه اى كه بايد نوشته مى شد و جايگزين يارانه كاغذ در حوزه كتاب و مطبوعات مى شد كه انجام شد و فرستاديم براى «دولت» كه تصويب شود و برحسب آن عمل كنيم. يا آئين نامه بند«ى» ماده «۱۰۴» كه مربوط به «فضائل اخلاقى» بوده كه براساس آن بخش نامه وزارتخانه ها مكلف بودند نيم درصد از بودجه شان را در اختيار ارتقاى فضائل اخلاقى كاركنان شان قرار دهند كه اين رقم به اندازه كل بودجه وزارت ارشاد است و اجرايش توسط ما پيگيرى مى شود.
* اين فضائل اخلاقى شامل چه آيتم هايى است؟
آيتم ها را ما بايد مشخص مى كرديم كه مشخص كرديم و ارائه داديم به تمام دستگاه ها كه براساس آن دارند كار مى كنند. طبيعتاً اين آيتم ها در قالب يك طرح ارائه شده اند كه اكنون فرصت پرداختن به آن نيست. بعد از تكاليف برنامه چهارم، ما بايد وارد برنامه هاى جديد مان شويم و اين برنامه ها حتماً بايد براساس برنامه ريزى پژوهشگاه شكل بگيرد ضمن اين كه ما با مدرسه عالى آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزى هماهنگى هايى انجام داده ايم كه برنامه ريزى بخش فرهنگى برنامه پنجم را آغاز كنيم.
* در برنامه هاى آتى شما، بحث حذف يارانه و سپردن بيشتر مسئوليت ها به بخش خصوصى چقدر لحاظ شده؟
حذف يارانه، مصداق خيلى مشخص اش همين بحث كاغذ بود كه در آئين نامه هر آنچه مربوط به كتاب و معاونت فرهنگى مى شد، همه يارانه اش را معطوف كرديم به مصرف كننده؛ دانشجويان، طلاب، استادان، حتى مؤسساتى كه وارد حوزه كتاب مى شوند از اين يارانه برخوردار مى شوند و در مورد مطبوعات هم به نظر مى رسد كه يك نظام روشن و كاملاً منطقى مستقر خواهد شد كه ان شاءالله به اطلاع همه مى رسد كه جزئياتش چيست.
* از كلياتش نمى توانيد صحبت كنيد؟
اجازه بفرماييد آئين نامه برود به «دولت» ببينيم چه اتفاقى مى افتد! الآن موضوع حساس است و براى همه مطبوعات هم مهم است و من ترجيح مى دهم اگر قرار باشد كه اتفاقى بيفتد بعد از آن باشد كه رسماً تصويب شده و اين مطلب هم از طريق معاونت مطبوعاتى بايد اعلام شود. ما هم شعارمان اين بوده كه ما مى خواهيم با معاونت ها برنامه ريزى كنيم نه براى معاونت ها.
* در پايان نكته اى اگر مانده ...
چون شما بر «توسعه» پافشارى كرديد بايد به نكته اى اشاره كنم. در معاونت برنامه ريزى دفترى وجود دارد به نام دفتر توسعه مشاركت هاى فرهنگى و هنرى كه مبنا را آن جا برگسترش ورود بخش غير دولتى به عرصه فرهنگ و هنر گذاشته ايم. در اين دفتر مجوز مركز فرهنگى- هنرى صادر مى شود، اتفاق خيلى بزرگى آنجا افتاد؛ ما در بدو ورود مواجه بويم با بيش از هفتصد پرونده بررسى نشده و بلاتكليف كه بعضى گمانه زنى مى كردند كه ۲ تا ۳ سال طول مى كشد كه وضعيت آن ها روشن شود اما اكنون فقط ۳۵ پرونده بررسى نشده در اين دفتر موجود است.
گفت وگو با دكتر محمدحسين ايمانى خوشخو معاون امور هنرى وزير ارشاد
هنر را به ميان مردم برده ايم
311205.jpg
بهمن عبداللهى

دكتر «محمدحسين ايمانى خوشخو» معاون امور هنرى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى از اسفندماه سال۸۲ كار خود را در اين معاونت آغاز كرد. وى در دولت نهم نيز به فعاليت خود در اين مقام ادامه داده است.
ايمانى خوشخو دكتراى اقتصاد از دانشگاه منچستر انگلستان دارد. او پيش تر معاون فرهنگى جهاد دانشگاهى، عضو شوراى فرهنگ عمومى، مدير كل مركز آمار و برنامه ريزى پژوهش هاى فرهنگى هنرى وزارت ارشاد و... بوده است.
با معاون امور هنرى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به بهانه هفته دولت به گفت وگو نشستيم و در خصوص فعاليت هاى ۲ساله دولت نهم در حوزه هاى موسيقى، تئاتر، هنرهاى تجسمى و آموزش هنرى سخن گفتيم.
اين گفت وگو پيش روى شماست.


* آقاى ايمانى خوشخو، قبل از اين كه درباره فعاليت هاى مديريت تحت نظر شما سؤال كنم، لطفاً بفرمائيد مهم ترين كارى كه در دوره فعاليت دولت نهم انجام داده ايد، چه بوده است؟
فكر مى كنم منظورتان اين است كه مهم ترين يا شاخص ترين كارى كه در اين دولت و در حيطه هنر انجام داده ايد چه هست؟ اما بايد گفت در كارهاى هنرى يك سال و حتى ۲سال براى قضاوت كردن كافى نيست. البته در بخش هاى ديگرى ممكن است از كارها در هر لحظه ارزيابى داشته باشيد چرا كه دستاوردهاى كار شما عينى است و مى توان آن را ديد، اما در حيطه هنر اين گونه نيست. در اين حيطه پس از چندسال نتايج كار آشكار مى شود.
* به هر حال مجموعه اى از فعاليت ها انجام شده است، فكر مى كنم مى توانيد مهم ترين و شاخص ترين آنها را در يك جمله خلاصه كنيد.
در ۲سال اول دولت آقاى احمدى نژاد و امسال كه وارد سال سوم شده، مهم ترين كارى كه شده اين است كه ما مردم را بيشتر با هنر نزديك كرده ايم. يعنى اين كه در گذشته اگر مخاطبان هنر افرادى بودند كه به شكل تخصصى و حرفه اى يا علاقه مندى خاصى تعقيب مى كردند اما در اين دوره دولت به عنوان برنامه ريز و سياستگذار به گونه اى عمل كرده كه شما در جمع مخاطبان فعاليت هاى هنرى مردم را به شكل عام زياد مى بينيد. اين موضوع را با حضور مردم در سالن هاى موسيقى، نمايش يا نمايشگاه هاى هنرى مى توانيد ببينيد. شلوغى و ازدحام در اين محيط ها به دليل اضافه شدن مخاطبان عام به مخاطبان خاص هنر بوده است. اين خود مى تواند به عنوان دستاوردى مهم شناخته شود.
* به تعبير ديگر تلاش شده كه هنر را از شكل ويترينى به ميان مردم ببريد.
بله. هنر در شرايط امروز كالايى لوكس و تشريفاتى نيست وقتى كه يك سالن كنسرت چند هزار نفرى مملو از جمعيت است يا سالنى ديگر با ظرفيت ۸۰۰ نفر ۱۰۰۰ نفر را در خود جاى داده است به معناى حضور هنر در ميان مردم است.
* حالا اگر بخواهيم فعاليت هاى معاونت هنرى را در ۳حوزه موسيقى، تئاتر، تجسمى وهمچنين آموزش هنر بدانيم، شما به چه فعاليت ها و كارهايى اشاره خواهيد كرد؟
وظيفه اصلى معاونت امور هنرى وزارت ارشاد «سياستگذارى، برنامه ريزى و حمايت» در حوزه هاى مختلف است. در ابتدا به حوزه موسيقى مى پردازم. در اين حوزه نخستين و مهم ترين كارى كه داريم «حمايت و صيانت از موسيقى ملى» و به تعبير ديگر موسيقى سنتى و موسيقى مرتبط با كشور خودمان است. حتماً مى دانيد نخستين شعارى كه در عرصه موسيقى در اين دولت و توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى مطرح شد «توجه خاص به موسيقى فاخر» در زمينه حمايت، توليد و عرضه بود. موسيقى فاخر از نظر من نوعى از موسيقى است كه باعث اعتلا مى شود و واسطه اى ميان زمين و آسمان بوده و وسيله اى براى رشد و ترقى است. ما با همين شعار و ايده بيشتر هنرمندان را به سمت توليد آثار موسيقى فاخر ترغيب كرديم. نتيجه اين حركت را بعد از ۲ سال فعاليت امسال مى بينيد. شما مى بينيد كه گفته اند امسال پررونق ترين سال موسيقى در سال هاى پس از انقلاب حتى قبل از انقلاب بوده است. شما ديده ايد كه اكثريت قريب به اتفاق استادان موسيقى در نوبت اجرا قرار گرفته اند. همه آثارى هم كه ارائه مى شوند مى توانيد در زمره آثار فاخر قلمداد كنيد. طبق آمار ما در سال ۸۴ و ۸۵ مجموعاً ۶۵۷ مورد مجوز اجراى كنسرت عمومى در سراسر كشور صادر شده است كه اكثر آنها موسيقى سنتى و در كنار آن موسيقى پاپ هم داشتيم و حتى مى توانيد در اين موسيقى پاپ هم از لحاظ محتوا، شعر و اجرا رگه هايى از موسيقى اعتلابخش را ببينيد.در حوزه عرضه موسيقى و بويژه در بخش صدور مجوز نوار و لوح فشرده در سال ۸۴ جمعاً ۳۱۴ مورد داشتيم كه موسيقى پاپ بيشتر از سنتى بوده است يعنى برخلاف آنچه گفته مى شود، موسيقى پاپ محدود نشده است. در سال ۸۵ اين آمار به ۲۴۴ مورد رسيده كه ۱۳۳ مورد آن موسيقى پاپ بوده است.در عرصه بين الملل در سال ۸۵ كارهاى متعددى انجام شد كه به طور مثال اركستر سمفونيك تهران در آلمان حضور پيدا كرد و در شهر اوزان بروك و برلين به اجراى برنامه پرداخت و در پاسخ به اين رفت، اركستر سمفونيك اوزان بروك در تهران برنامه اجرا خواهدكرد. به تناسب هم گروه هاى ديگرى را به كشورهاى جهان اعزام كرديم. در يونسكو، ژاپن، چين، آسياى دور، اروپا و حتى آمريكا گروه هايى اعزام شدند.
درحوزه موسيقى كار ديگر ما «تقويت انجمن موسيقى ايران» بود. اين انجمن حلقه اتصال انجمن هاى موسيقى سراسر كشور است و تشكلى است كه اهالى موسيقى در آن عضو هستند و مخصوصاً در شهرستانها جايگاه ويژه اى دارند.
* درواقع بازوى اجرايى دفتر موسيقى و شعر است؟
نه به اين معنا، بلكه به عنوان تشكلى غيردولتى، مجرى سياست ها است. انجمن كار عمده اى كه دارد اعزام گروه هاى شاخص به شهرستانهاست.
حركت مهم بعدى ما هماهنگى ميان نهادهايى است كه درعرصه موسيقى فعاليت مى كنند. سازمان صدا و سيما، حوزه هنرى، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، فرهنگستان هنر وشهردارى نهادهايى هستند كه در عرصه موسيقى كار مى كنند. كار ديگرى كه انجام شده ساماندهى اركستر سمفونيك تهران و اركستر ملى است. اين ۲اركستر باوجود سابقه طولانى فعاليت ساماندهى مشخصى نداشتند و بدين ترتيب نهاد اركستر سمفونيك و گروه كر وضع استخدامى، حقوق ومزاياى مشخصى پيداكردند و درنتيجه كارهاى خوبى از آنها شاهد بوديم.
برگزارى جشنواره هاى مختلف كه از گذشته بوده، همچنان ادامه پيداكردند، جشنواره ذكر و ذاكرين براى نخستين بار درتهران اجرا شد، جشنواره هاى موسيقى جوان بعد از يكى دو دوره تعطيلى شهريورماه امسال اجرا مى شود. جشنواره موسيقى مقامى كه در استان مازندران و گلستان برگزارخواهدشد.
جشنواره موسيقى فجر هم كه با طراحى جديد برگزارشد. تشكيل شوراى راهبردى موسيقى كشور هم ازجمله فعاليت هاى مهم ما بوده كه دراين شورا هنرمندان طرازاول، استادان موسيقى و نمايندگان دستگاه هاى مختلف عضو هستند و درخصوص طرح هاى كلان موسيقى كشور بحث و تصميم گيرى مى شود.
* قطعاً فعاليت هاى ديگرى دراين حوزه انجام شد، اما بدنيست درخصوص حوزه تئاتر و هنرهاى نمايشى سخن بگوييم. در اين بخش مهمترين و شاخص ترين كار معاونت امورهنرى چه بوده است؟
«رويكرد نمايش ملى» مهمترين كار ما بوده است. درگذشته اگر نمايش ها به سمتى بوده كه بيشتر آثار ترجمه شده خارجى روى صحنه مى رفت و كمتر متكى به فرهنگ خودمان بود، در اين دوره مى بينيد اكثريت قريب به اتفاق آثارى كه اجرا شده نمايش هايى با متون ايرانى بوده و بيشتر آنها برگرفته از فرهنگ ايرانى است.ما درحوزه نمايش برنامه ريزى كوتاه مدت و بلندمدت را در اداره كل هنرهاى نمايشى مى بينيم. در برنامه كوتاه مدت ساماندهى گروه هاى متقاضى اجراى نمايش دركشور را درنظر داشتيم. اين كار به خوبى انجام شد و سال گذشته و امسال ديديم كه اكثر گروه هاى مطرح نمايشى در صحنه حاضر هستند و به اجراى كارهايى كه توليد كرده اند مى پردازند.
در سال ۸۴ برگزارى كنگره بزرگ تئاتر كشور را باحضور همه اعضاى انجمن هاى نمايش كشور يعنى درحدود ۵۰۰ انجمن داشتيم. در اين كنگره سياست هاى نمايشى كشور اعلام شد و نظرات آنها شنيده شد. بيست و چهارمين جشنواره تئاتر فجر بود كه با ۸۸ نمايش برگزار شد. برگزارى دومين همايش آئين هاى عاشورايى بود كه حركتى بديع بود، اين همايش كاملاً ارزشى بود و كارها هم آثارى با كيفيت بالا و حرفه اى بودند. در سطح ۳۰ استان جشنواره تئاتر استانى برگزار كرديم كه مجموعاً ۲۹۱۳ نمايش در ۱۲ هزار و ۸۲۲ نوبت اجرا داشتند. همچنين در سال ۸۴ مجموعاً ۷۳ گروه نمايشى به خارج از كشور اعزام شدند. در سال ۸۵ نيز ۲۲۰ نمايش در ۳۲۰۵ اجرا روى صحنه رفتند. در سال ۸۵ در تمام روزهاى سال اجراى نمايش داشتم و برخلاف گذشته كه در برخى روزها سالن ها تعطيل بودند مثل ايام ماه محرم، فاطميه و غيره ما نمايش هايى به فراخور آن روزها و با مضامين مرتبط اجرا شد. اعزام گروه هاى حرفه اى نمايش به شهرستان ها از برنامه هاى ما بود و به طور مثال نمايش اپراى عروسكى رستم و سهراب را در چند شهر از جمله مشهد، استان گلستان و... يا نمايش هادى مرزبان در رشت را داشتيم. اين اتفاق مهمى بود كه مى تواند ادامه داشته باشد. رويكرد جديدى كه در جشنواره هاى تئاتر و بويژه جشنواره تئاتر فجر داشتيم، دعوت از گروه هاى نمايشى ديگر كشورها و همچنين حضور گروه هاى شاخص شهرستانى تئاتر فجر از ويژگى هاى اين جشنواره ها بود. از سوى ديگر جشنواره هاى سالانه با شرايط تازه اى همچون ايجاد دبيرخانه دائمى، انتخاب دبيرهاى مشخص در چند سال داشتيم مثلاً مصطفى رحماندوست كه دبير سه ساله جشنواره تئاتر اصفهان شد. در جشنواره سنتى آئينى هم همين اتفاق خواهد افتاد. يكى از كارهاى ما اين بود كه دبير جشنواره تئاتر فجر امسال از جشنواره سال قبل معرفى شد.
* در حوزه هنرهاى تجسمى وضع چگونه بوده است؟
در اين حيطه دو سالانه هاى مختلفى تعريف شده است. در سال هاى گذشته در برخى دوسالانه ها وقفه هايى ايجاد شده بود. در اين دوره دفتر هنرهاى تجسمى اين دوسالانه ها را بار ديگر و با برنامه برگزار كرده است. دوسالانه طراحى و گرافيك كه دو سال تعطيل بود بار ديگر شاهد برگزارى آن بوديم. دوسالانه مجسمه سازى و عكس همين طور بود. ما امسال ترافيك زيادى در بخش دوسالانه ها داشتيم. امسال دوسالانه هاى معتبر بين المللى مثل عكس، كاريكاتور، نگارگرى و همچنين نخستين دوسالانه طراحى پارچه و لباس برگزار شد. دوسالانه پارچه و لباس از چند نظر قابل توجه است، يكى اين كه مقوله طراحى لباس را در حيطه هنرهاى تجسمى شناسايى كرديم.
اتفاق جديد ديگرى كه افتاد برگزارى «جشنواره هنر مقاومت» بود كه در ارتباط با دفاع، جنگ تحميلى، دفاع مقدس و همچنين انقلاب اسلامى بود. ششمين دوسالانه نگارگرى ايرانى را داشتيم. نخستين دوسالانه چاپ دستى كه يك كار ابتكارى بود داشتيم. نمايشگاه «بهار ايرانى» هم كار ديگرى بود كه در نوع خود بى نظير بود. اين نمايشگاه تلفيقى از شعر و هنرهاى تجسمى بود كه با همكارى انجمن شاعران ايران و دفتر هنرهاى تجسمى برگزار شد. در همين يكى دو سال نزديك به ۴۰ نفر از هنرمندان ما در جشنواره هاى بين المللى مقام كسب كردند و رتبه به دست آوردند كه نشانگر رشد هنرهاى تجسمى در كشور است.
در حيطه «آموزش هنر» كه چهارمين بخش از وظايف ما را تشكيل مى دهد بايد بگويم، كار عمده اى كه كرديم ساماندهى آموزشگاه هاى آزادهنرى است. ما نزديك به ۱۸۰۰ آموزشگاه آزاد هنرى در سطح كشور داريم كه با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى فعاليت مى كند. تعدد و پراكندگى آنها باعث شده بودكه نظارت كافى بر آنها صورت نگيرد و بعضاً سوءاستفاده هايى هم صورت بگيرد كه دفتر آموزش و هنر ما به شكل خيلى منظم نظارت خودش را اعمال كرده و با تشويق و تذكرهاى مختلف آموزشگاه ها را در حوزه آموزش هنر هدايت كرد.
در بحث ديگرى نيز حمايت و تقويت هنرستان هاى هنرى است. در كنار آن هم صدور مجوز هنرستان غيرانتفاعى بود. ان شاءالله اين هنرستان هاى غيرانتفاعى از مهرماه شروع به كار مى كنند و اميدواريم افراد بيشترى وارد هنرستان ها شوند.
* آقاى ايمانى خوشخو، به هر حال همه دولت ها تلاش ها و فعاليت هاى مختلفى براى رسيدن به اهداف عاليه خود داشته اند، اگر ممكن است مقايسه اى ميان فعاليت هاى اين دولت با دوره هاى گذشته داشته باشيد؟
در اين دوره فعاليت هاى دولت و شخص رياست جمهور را بيشتر از گذشته به لحاظ حضور در ميان هنرمندان و حمايت از آنها مى بينيم، البته نمى گويم كه اين موضوع در گذشته نبوده اما اين رويكرد در اين دوره بيشتر ديده مى شود. نكته دوم اين است كه در اين دوره هنرمندان با اطمينان خاطر بيشترى فعاليت مى كنند. انتخاب سوژه هاى اجتماعى، مردمى و سوژه هايى كه جزو زندگى مردم است در توليدات هنرى ديده مى شود. رشد بودجه اى كه داشتيم يعنى رشد ۲۴ درصدى كه در حيطه هنر مى بينيم ـ و ان شاءالله قول داده اند بيشتر شود ـ و در مجموع اين حمايت هاى معنوى و مادى و در كنار هنرمندان بودن ويژگى هاى اين دوره به شمار مى آيد. توجه به استان ها هم از جمله ويژگى هاى قابل اشاره اين دوره است. اين موضوع البته در گذشته هم بوده، اما در اين دوره نزديك به ۲ ميلياردتومان از بودجه اى كه قبلاً در تهران هزينه مى شد به سمت استان ها سوق داده ايم.
* اختصاص اين رقم اعتبار در جريان سفرهاى استانى رئيس جمهور و هيأت دولت اتفاق افتاده است؟
نه، آن سفرها كه به جاى خود، ما از محل بودجه متمركز خودمان و به دليل توجه به استان ها اختصاص داده ايم. اعزام گروه ها به استان ها و دعوت گروه هاى استانى به تهران در همين راستا بوده، در زمينه ساخت و ساز اماكن مورد نياز در همين يكى دو سال بسيارى از طرح هاى عمرانى كه در گذشته شروع شده بود و به دلايلى با كندى پيش مى رفت يا متوقف بود، در اين دوره به بهره بردارى رسيده است. ما در هيچ مركز استانى از داشتن يك مجتمع بزرگ فرهنگى هنرى محروم نيستيم. اين موضوع به شهرستانها نيز در حال سرايت كردن است و شايد هر يكى دو ماهى افتتاح طرح در استان ها و شهرستانها داريم.
* به طور قطع هر مديرى در ابتداى دوره فعاليت خود اهدافى را مد نظر قرار مى دهد و تلاش مى كند در طول اين دوره به ايده آل هاى خود برسد. احياناً در اين مسير با مسائل، مصائب، مشكلات و موانعى برخورد نكرده ايد؟
ما مسير را روبه رشد مى بينيم. شايد خيلى زود باشد كه در اواسط دوره فعاليت دولت از كارهاى هنرى ارزيابى داشته باشيم و حداقل بايد ۴ سال از هر دوره اى بگذرد.
* منظورم مسائل و مشكلاتى است كه احتمالاً سر راهتان بود و حركت شما را شايد كندتر كرده باشد.
ما با وجود اين كه مسير را روبه رشد مى بينيم و موفقيت هاى بسيارى داشتيم، اما موانعى هم وجود داشته است و با مذاكراتى كه انجام مى دهيم تلاش مى كنيم مشكلات را مرتفع كنيم. مانع اصلى بر سر راه ما همان ظرف كوچكى است كه براى اعتبارات هنرى از گذشته تاكنون به جاى مانده است و هر چه هم دولت بخواهد كمك بيشترى داشته باشد، به علت كوچك بودن آن ظرف اين كمك ها خيلى چشمگير نخواهد بود. همانطور كه قبلاً گفتم هنر به ميان مردم آمده و جزو زندگى آنها شده است اما دست ما بسته است كه بتوانيم پاسخى درخور داشته باشيم. ما در تهران با مشكل كمبود سالن مواجهيم. شما در نظر بگيريد اگر ما همين تالار بزرگ وزارت كشور را هم نداشته باشيم اين حجم از مخاطب را چگونه مى توانيم پاسخگو باشيم. اين مشكل به تدريج در حال آزاردهندگى است. ما در گذشته اين حد استقبال از آثار هنرى را نداشتيم اما حالا وضع متفاوت شده و ما بايد بتوانيم براى آنها پاسخ مناسب داشته باشيم.
* درخصوص هدف گذارى هاى معاونت امور هنرى در آينده و برنامه هاى پيش بينى شده چه سياستى را در پيش خواهيد گرفت؟
يكى دو هدف عمده داريم. يكى اين است كه براى خيل عظيم فارغ التحصيلان بتوانيم برنامه داشته باشيم، اين مسأله يكى از دغدغه هاى اصلى ماست و در حال حاضر داريم با وزارت آموزش وپرورش و بخش هاى ديگر رايزنى مى كنيم. همچنين اگر بتوانيم مصوبه دولت را درباره اختصاص نيم درصد از بودجه هاى همه دستگاه هاى دولتى كه بايست صرف فعاليت هاى فرهنگى هنرى پرسنل باشد و با نظارت وزارت ارشاد انجام شود بگيريم، يك روح تازه به فضاى فرهنگى هنرى دميده خواهد شد و خيل بيشترى از هنرمندان درگير كار خواهند شد و هنر هر چه بيشتر به متن زندگى مردم خواهد آمد. پرداختن بيشتر به بحث اقتصاد هنر از مقوله هايى است كه مدنظر قرار داشته است. در بخش هنرهاى تجسمى صادرات و واردات يكى از مسائل مهمى است كه بايد به آن پرداخته شود. امروز ما شاهد خلق آثار مختلف توسط هنرمندان هستيم اما براى عرضه اين آثار جايى نيست و در عرضه بين المللى آن مشكلات زيادى وجود دارد. در اين زمينه تلاش مى كنيم كه دومين اكسپوى هنرهاى تجسمى را در تهران برگزار كنيم و اين اتفاق ها مى تواند گام بزرگى باشد. اين اكسپو در دولت نهم براى نخستين بار برگزار مى شود. اكسپوى قبلى در اواخر دولت قبلى بود. اين برنامه، مقدماتى نياز دارد و بايد از خريد دولتى مطمئن باشيد، چرا كه خريد آثار هنرى در كشور هنوز در سبد هزينه هاى خانوار قرار ندارد، بنابراين بخش هاى دولتى از اين بازارها حمايت كنند.
* ظاهراً اكسپوى قبلى چندان موفق نبوده، درست است؟
به عنوان حركت اول موفق بود و نزديك به يك ميليارد تومان فروش داشتند، البته بسيارى از وزارتخانه ها به تعهداتشان عمل نكردند. اميدواريم در ۳-۲ سالى كه از دولت نهم باقى است از حيث جلب توجه برنامه ريزان كشور خود دولت، مجلس و نيز از طرف ديگر جلب نظر مخاطبان به شكل عام صورت گيرد.
* آقاى دكتر، بد نيست فضاى بحث را عوض كنيم و به اين سمت برويم كه براى موفقيت در طرح ها و برنامه هاى آينده چقدر از نظرات هنرمندان به عنوان بدنه اصلى بهره برده ايد؟
بدون اغراق بگويم، خوشبختانه در تمام تصميم گيرى هاى حوزه تخصصى ما هنرمندان نقش داشته اند. شما اگر به دفتر موسيقى و شعر برويد شوراهاى متعددى را خواهيد ديد كه اعضاى اين شوراها همه از هنرمندان هستند، شوراى صدور مجوز، شوراى جشنواره ها، دبيران جشنواره ها، شوراى راهبردى كه قبلاً اشاره كرده ايم و... از حضور و نظر هنرمندان بهره مى برند. در حيطه نمايش و تجسمى هم همين اتفاق را شاهد هستيم. در اين حيطه ها البته خود مديران از هنرمندان هستند و در حوزه خود صاحب تجربه زيادى هستند، ارتباط خوبى با هنرمندان دارند و با اطمينان مى توانيم بگوييم كه تصميم سازى ها و تصميم گيرى ها توسط خود هنرمندان و با هماهنگى مديريت انجام مى شود. شايد يكى از دلايل موفقيت هم نقش مؤثر هنرمندان در تصميم گيرى ها باشد.
* به استفاده از نظرات افراد متخصص، كارشناسان و منتقدان چقدر توجه داشتيد؟
طبيعى است وقتى منتقدان نظراتشان را مى گويند در جايى استفاده شود و خوشبختانه فاصله اى ميان جريان رسانه اى باز و مديريت هاى هنرى نيست و حالا به شكل هاى مختلف ارتباط تنگاتنگ وجود دارد. اصلاً نمى شود كه در حيطه هنر با جريان هنرى اعم از هنرمندان يا رسانه ها جدا افتاد. در حيطه هاى ديگر ممكن است يك مدير با چند مشاور كارها را تصميم گيرى كند اما جريان سازى و هدايت جريان در حيطه هنر يك حركت عمومى است و بايد متكى باشد به حركت آحادى كه در آن جامعه هنرى كار مى كنند. ما سعى كرديم كه حتى الامكان اين اتفاق بيفتد و فكر مى كنيم تا اندازه زيادى موفق بوده ايم گرچه باز هم جاى كار و تعامل بيشتر وجود دارد.
* شما در ابتداى مصاحبه اشاره كرديد كه مهم ترين كارتان بردن هنر به ميان «مردم» بوده است، لطفاً بفرماييد در حوزه فعاليت هاى اين مديريت چقدر از نظر مردم به عنوان مخاطبان اصلى هنر بهره گرفته ايد؟
به شكل مرسوم آن نظرسنجى و افكارسنجى در برنامه ها و فعاليت هاى مختلف انجام مى شود. اما به شكل غيررسمى و همگانى هم نوعاً وقتى مردم كارها را مى بينند نظر مى دهند. در آخرين مورد كه «سمفونى عشق و اميد» بود شايد بيش از ۳۰ تا ۴۰ مورد نظرات مكتوب را ديدم كه به دست عوامل اجرايى رسيده بود و در اجراهاى بعدى مورد توجه قرار گرفته و اجرا اصلاح مى شد، اصلاً كار وقتى قرار است مردمى باشد نمى تواند بدون نظر مردم پيش برود و اين بر مردم تكيه كردن نيازمند بهره گيرى از نظرات مردم است. در عين حال استقبال از هر اثرى نشان دهنده مطابقت با نظر آنهاست. امروزه مقوله استقبال يك معيار براى جامعه هنرى است و ما هم به اين اصل اعتقاد داريم و سعى مى كنيم حتماً از نظرات مردم استفاده كنيم.
* به عنوان پرسش آخر، تمايل دارم بفرماييد چشم انداز نهايى شما در برنامه هاى دولت نهم چيست؟
من چشم انداز خوبى مى بينم و اگر به همين شكل پيش برود ما توجه بيشتر مسئولان را براى حمايت خواهيم ديد. امروزه ديگر هنر هم يكى از دغدغه هاى مجلس شوراى اسلامى است. دولت و معاونت برنامه ريزى رياست جمهورى هم هنر را از دغدغه هاى خود مى دانند و ما حالا ديگر خيلى براى متقاعد كردن مديران وقت صرف نمى كنيم. در واقع در همين يكى دو ساله هنر را در اين شكل در جامعه مى بينيم با دستى پرتر براى جلب حمايت هاى بيشتر حركت مى كنيم. اينها مى تواند ما را به آينده اميدوارتر كند و آينده روشن ترى را پيش روى ما قرار دهد. اكثر قريب به اتفاق هنرمندان به اين موضوع اعتقاد دارند يا چهره موافق آنها گوياى اين واقعيت هست. امروز اگر هنرمندان واقعاً براى اجراى كار اعلام آمادگى كنند هيچ مانعى وجود ندارد و ما تنها مشكلى كه داريم كمبود امكانات و فضاست. ان شاءالله اگر همين طور پيش برود ما آينده روشنى را پيش بينى مى كنيم و اميدواريم با همكارى هنرمندان به آن آينده روشن برسيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |