شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۸ شعبان ۱۴۲۸
Sat, Sep 1, 2007
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
رودررو
خانواده
• متهم فرارى اسيدپاشى در تماس با «ايران» ادعاى بيگناهى كرد
• شوهر فرارى متهم است در برابر ديدگان ۲ دختر خود به روى همسرش اسيد پاشيده و درحالى كه همسرش براثر صدمات اسيدپاشى بر روى جاده بى هوش افتاده بود قصد داشته با اتومبيل از روى وى عبور كند
•زن ايرانى مقيم سوئددرتهرانپارس به قتل رسيد
قتل زن ايرانى مقيم سوئد
در ويلاى تهرانپارس
گروه حوادث: پيكر بى جان زن ۷۴ ساله در خانه ويلايى اش در شرق تهران پيدا شد.كشف جسد اين زن سالخورده نيمه شب ۶ شهريور به مأموران كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس اطلاع داده شد.
قربانى كه «فخرى» نام داشت و مقيم كشور سوئد بود از ۱۵ روز قبل براى ديدار اقوام و بستگانش به ايران سفر كرده بود.با اطلاع اين ماجرا به بازپرس كشيك قتل دادسراى جنايى تهران، وى به همراه اكيپى از كارآگاهان جنايى در محل جنايت حاضر شد و تحقيقات درباره علت و انگيزه قتل را آغاز كرد.
براساس نخستين بررسى ها مشخص شد قربانى جنايت مقدار زيادى پول نقد و جواهرات در خانه داشته كه مقدارى از آنها پس از قتل مفقود شده است.در ادامه تحقيقات از آنجا كه در مجاورت قتلگاه پيرزن، ساختمان نيمه سازى وجود دارد كه تعدادى كارگر افغانى در آن مشغول به كار هستند بازپرس شهريارى دستور تحقيق از كارگران افغانى را صادر كرد.به گزارش خبرنگار ما، تحقيقات پليسى درباره كشف علت و انگيزه اين جنايت ادامه دارد.
وسوسه هاى شيطانى
311523.jpg
گروه حوادث ـ پسر ۲۲ ساله گرفتار وسوسه هاى شيطانى شده بود. او بى آن كه درباره كارى كه مى خواهد انجام دهد فكر كند، دست به كارى زد كه تنها حاصل اش پشيمانى است. شايد حالا در سلول بازداشتگاه فرصت بيشترى براى انديشيدن داشته باشد. نخستين ساعات صبح سه شنبه ۶ شهريور وقتى نور فلاش دوربين هاى خبرنگاران بر چهره اش مى پاشيد، پريدگى رنگ صورتش بيشتر نمايان مى شد. مهر اتهام اين اقدام نسنجيده تا پايان عمرش بر صفحه زندگى او نقش مى بندد. او قربانى يك لحظه خروج از جاده انسانيت شده است. شايد هم ندانسته و جاهلانه گام به اين وادى گذاشته باشد.ماجراى اغفال و ربودن دختربچه ۱۱ ساله از سوى «محسن» پنجشنبه گذشته به پليس آگاهى تهران اعلام شد. پدر «سميه» در شكايت خود مدعى شد، پسر جوان پس از انتقال دختر او به شهر زنجان، با تهديد و زور او را مورد آزار و اذيت قرار داده است. در حالى كه متهم پرونده با كذب خواندن اين گفته ها، مى گويد: ما عاشق هم بوديم و مى خواستيم با هم ازدواج كنيم. تصميم به فرار نيز با همفكرى هر دوى ما گرفته شد.گفت وگويى با متهم انجام داده ايم كه مى خوانيد:
شغل شما چيست و اهل كجايى؟
متولد زنجان هستم وكارگر لوله كش ساختمان.
چند سال است به تهران آمده اى؟
وقتى خدمتم تمام شد، براى كار به تهران آمدم.
نحوه آشنايى ات با «سميه» را بگو.
يك روز وقتى از سر كار برمى گشتم او را در خيابان ديدم. تصور كردم او همسر ايده آل زندگى ام است.
تو كه ۲۲ ساله هستى، چرا يك دختربچه ۱۱ ساله را به عنوان همسر آينده ات انتخاب كردى؟
ما در همان نگاه اول به هم علاقه مند شديم. نمى دانم چرا اين اتفاق افتاد. شايد به خاطر اين بود كه «سميه» خيلى خوب حرف مى زند و احساس مى كنم بيشتر از سن خود مى فهمد.
چه مدت با هم دوست بوديد؟
آشنايى ما تا زمان فرار، ۳ ماه طول كشيد. وقتى با هم صحبت مى كرديم اين حس در هر دوى ما به وجود مى آمد كه بدون هم نمى توانيم زندگى كنيم.
تصميم به فرار فكر كدام يك از شما بود؟
ما به اتفاق هم اين تصميم را گرفتيم. شايد اگر از عواقب آن اطلاع داشتيم هيچ وقت دست به اين كار نمى زديم.
چرا سعى نكرديد از طريق خواستگارى و به صورت قانونى ازدواج كنيد؟
فكر مى كرديم به خاطر اختلاف سنى خانواده هايمان رضايت به ازدواج ما نمى دهند.
چگونه دستگير شدى؟
۲ روز در خانه يكى از بستگانم در زنجان مانديم سپس او را به تهران برگرداندم. چند روز بعد همراه خانواده ام براى خواستگارى رفتم اما درباره ميزان مهريه با هم به تفاهم نرسيديم. چند روز بعد از اين مراسم سميه تلفن زد و خواست به ديدنش بروم. وقتى سوار بر خودروى رنو سر قرار رسيدم متوجه حضور چند مرد با لباس شخصى شدم. آنها خواستند توقف كنم. فكر كردم برادران «سميه» هستند و مى خواهند مرا كتك بزنند. سوار شدم و به سرعت حركت كردم.
چرا پس از شليك تير هوايى توقف نكردى؟
با شنيدن صداى گلوله ها فكر كردم آنها اسلحه دارند و مى خواهند مرا بكشند. بيشتر ترسيدم به خاطر همين با ۲ خودروى ديگر برخورد كردم.
راستى اگر خواهرى همسن «سميه» داشته باشى و جوانى به سن خودت به خواستگارى اش بيايد، با ازدواج آنها موافقت مى كنى؟
پدرم هميشه مى گويد علاقه مندى و عشق مهم ترين شرط تشكيل زندگى است. اما حالا كه فكر مى كنم مى بينم اشتباه كرده ام. آن چيزى كه من فكر مى كردم علاقه مندى و عشق است، در حقيقت هواى نفسانى بود و حالا پشيمانم و نمى دانم چه آينده اى در انتظارم است!
ادعاى تازه متهم اسيدپاشى
• متهم فرارى اسيدپاشى در تماس با «ايران» ادعاى بيگناهى كرد
• شوهر فرارى متهم است در برابر ديدگان ۲ دختر خود به روى همسرش اسيد پاشيده و درحالى كه همسرش براثر صدمات اسيدپاشى بر روى جاده بى هوش افتاده بود قصد داشته با اتومبيل از روى وى عبور كند
•زن ايرانى مقيم سوئددرتهرانپارس به قتل رسيد
گروه حوادث - خسرو مبشر: اسيدپاش نيستم، اگر مقام هاى قضايى به من فرصت بدهند، با دستگيرى و معرفى فردى كه به همسرم اسيدپاشيده ، بى گناهى ام را ثابت خواهم كرد.اين ها حرف هاى شوهر ۶۲ ساله مهناز ـ زنى است كه در حال حاضر به خاطر سوختگى شديد ناشى از اسيدپاشى در بيمارستان شهيد زارع سارى بسترى است.غلامحسين پس از ۴۴ روز زندگى مخفى ديروز در تماسى با گروه حوادث «ايران»به خبرنگار ما گفت: به خدا قسم همسرم را دوست دارم. باور كنيد من به او اسيد نپاشيده ام. من هميشه در كنار او و خانواده اش بوده و هستم و نسبت دادن اسيدپاشى به من يك اتهام بزرگ است. اگر مقام هاى قضايى به من فرصت دهند، بى گناهى خود را به آنها ثابت خواهم كرد.
311541.jpg
| اگر بى گناه هستيد، چرا خودتان را به مقام هاى قضايى يا انتظامى معرفى نمى كنيد؟
مى ترسم كسى حرفم را باور نكند. البته من دنبال فردى هستم كه اين بلا را بر سر خانواده ام آورده. مخفيگاه او را هم شناسايى كرده ام. به همين خاطر بزودى او را دستگير و به مأموران تحويل خواهم داد. تا زمانى كه اين كار را انجام ندهم، هيچكس حرف مرا باور نخواهد كرد.
| زمان حادثه اسيدپاشى كجا بوديد؟
به خاطر ۴ ميليون تومان به زندان افتادم كه البته اين بدهى مربوط به من نيست، بلكه ضامن كسى شده ام و به خاطر او راهى زندان شدم. در زندان بودم كه باخبر شدم همسرم قصد طلاق دارد و در اين رابطه دادخواست طلاقى به دادگاه داده است. در نتيجه پس از تحمل ۳۵ روز حبس، با سپردن وثيقه تا زمان محاكمه از زندان شهيد كچوئى كرج آزاد شده و از كرج به خانه ام در قم رفتم، اما صاحبخانه گفت: همسرت اثاثيه را جمع كرده و رفته.براى پيدا كردن او خيلى جاها رفتم. اما خبرى به دست نياوردم. سرانجام به خاطر سرگردانى به خانه يكى از دوستانم در شهرك سلطان آباد جاده ساوه رفتم. او و اهالى محل مى توانند شهادت بدهند كه من چند روزى در آنجا بودم.وى در ادامه گفت: چند روز قبل دوستم با روزنامه ايران به خانه آمد و صفحه حوادث را به من نشان داد. با ديدن عكس همسر و دخترم شوكه شدم و پس از مدتى به خاطر اين كه سواد درست و حسابى ندارم از دوستم خواستم كه خبر را برايم بخواند. وقتى فهميدم كه مرا عامل اسيدپاشى معرفى كرده اند از ناراحتى عصبانى شدم و بعد هم به گريه افتادم. بلافاصله با تلفن همراه همسرم تماس گرفته و حالش را از خانواده اش پرسيدم اما آنها مايل نبودند با من صحبت كنند. با اين حال ترسيدم كه اگر مأموران مرا به اتهام اسيدپاشى دستگير كنند چگونه بى گناهى ام را ثابت كنم. اما پس از مرور زندگى همسرم دريافتم كه چه كسى اين بلا را به سر او آورده است. به همين دليل تصميم گرفتم او را پيدا كنم و به پليس تحويل دهم. سپس خودم را به مأموران انتظامى و دادسراى لاهيجان تسليم خواهم كنم.
وى گفت: حتى براى معالجه همسرم ۲ بار جمعاً ۶۰۰ هزار تومان پول فرستاده ام، اما همسرم، پيغام داد كه بايد ۵ ميليون تومان براى عمل جراحى به حسابش واريز كنم و من هم قبول كردم و به او گفتم تو به سر زندگى ات برگرد و من هم تمام مخارج بيمارستان را مى پردازم، اما او نپذيرفت.
| درباره نحوه آشنايى خود با همسرت بگو؟
حدود ۱۷ سال قبل همسرم به اتفاق خانواده اش در نازى آباد تهران زندگى مى كردند. در همان روزها به خاطر مشكلاتى از تهران به قم نقل مكان كردند. در قم نيز براى همسرم مشكل ديگرى پيش آمد. آن زمان مغازه چاى فروشى داشتم كه با همسرم آشنا شده و مشكل او را حل كردم و البته در آن موقع همسر اولم به دليل بيمارى قادر به راه رفتن نبود در نتيجه با اجازه همسر اولم با مهناز ازدواج كردم.
مهناز در مدت ۱۷ سال زندگى مشترك محبت بسيارى در حق من كرد و من هم كمك هايى به او كرده ام كه نمى خواهم در اين باره چيزى بگويم.حدود ۲ سال پيش پسرم فرهاد با خواهر همسرم ازدواج كرد كه خوشبختانه زندگى خوبى دارند. حال اگر من كينه جو و بدجنس بودم هرگز به پسرم اجازه ازدواج با خواهر مهناز (همسر دوم) را نمى دادم.
|پس چرا تحت تعقيب هستى؟
مى دانم وكيل همسرم از من شكايت كرده است و مأموران در تعقيب ام هستند اما از دادستانى كل كشور و مقامهاى قضايى عاجزانه درخواست مى كنم، كه درباره زندگى ام بيشتر تحقيق كنند و متوجه خواهند شد مقصر و گناهكار چه كسى است. ضمناً چندى قبل با دادستانى كل كشور تماس گرفتم و مسائلى را با آنها در ميان گذاشتم. اميدوارم كه مسئولان براى حل اين بحران به من كمك كنند تا اسيدپاش واقعى دستگير و مجازات شود.پس از پايان گفت وگوى تلفنى ما با متهم اسيدپاشى، خبرنگار ما با خواهر مهناز تماس گرفت و درباره اظهارات غلامحسين ـ شوهر خواهرش ـ از او سؤال هايى پرسيد. وى در پاسخ گفت: غلامحسين دروغگو است. اگر بى گناه است چرا خود را مخفى كرده. او خواهرم را به روز سياه نشانده است و بايد مجازات شود.
وى در ادامه گفت: اگر ادعا مى كند كه اسيدپاشى كار او نيست. مدارك و مستندات خود را به دادگاه ارائه دهد و شاهدهاى خود را هم معرفى كند تا بى گناهى اش ثابت شود.
غلامحسين چند بار اين حرف ها را از طريق تلفن همراه به ما گفته است. ما هم گفتيم بايد اين حرف ها را به قاضى پرونده بگوييد نه به ما.
يك مقام آگاه در دادستانى كل كشور نيز درباره اين پرونده به خبرنگار ما گفت: دادستان كل كشور از نزديك پيگير اين پرونده است و دستوراتى را به رئيس كل دادگسترى استان تهران و دادستان لاهيجان داده است. دادستان لاهيجان نيز اقدام هاى قضايى خود را انجام داده است. ضمناً فردى كه ادعا مى كرد همسر مهناز است با يكى از واحدهاى دادستانى كل كشور تماس گرفته و مطالبى در رابطه با زندگى و بى گناهى خود مطرح كرده است كه از او خواسته شده براى اثبات اظهاراتش خود را به دادسراى لاهيجان و يا مرجع انتظامى معرفى كند.
براساس پرونده اتهامى، غلامحسين متهم است ۲۲ تير به بهانه تفريح سوار برخودروى شخصى همراه همسر و ۲ دختر خردسالش به شمال كشور سفر كردند اما وقتى به نزديكى لنگرود رسيدند، به بهانه اين كه كارت بنزين خودرو را همراهش نياورده از همسر و فرزندانش خواست چند دقيقه اى كنار دريا به انتظار بايستند تا او بنزين تهيه كند. سپس پياده به راه افتاد اما دقايقى بعد با يك گالن ۱۰ ليترى كه در آن مايع قرمز رنگى وجود داشت، برگشت. سپس غلامحسين و خانواده اش سوار خودروى شخصى به سوى لاهيجان به راه افتادند. در ميانه راه وى فرزندانش را به شهر بازى برد و به آنها اصرار كرد كه شب را در آنجا بمانند اما مهناز نپذيرفت. سرانجام شبانه آنان به راه افتادند. اما در بين راه وقتى مهناز و ۲ فرزندش در خواب بودند، او گالن اسيد را روى همسرش پاشيد. مهناز در حالى كه نمى دانست همسرش يك گالن اسيد روى او پاشيده از شدت سوزش به سمت جاده فرار كرد اما بر اثر سوختگى شديد بى حال روى زمين افتاد. اين بار غلامحسين تصميم گرفت با خودرو از روى مهناز كه زمين افتاده بود عبور كند اما ۲ دختر خردسال مانع كار او شدند و از اين رو غلامحسين با صرفنظر از قتل همسرش از محل حادثه فرار كرد.
حادثه ها
۳۸۸ تلفن براى فرار از تنهايى
يك مرد ژاپنى كه به خاطر ترس از تنهايى ۳۸۸ بار با پليس و آتش نشانى تماس گرفته بود، بازداشت شد. مرد ۵۸ ساله مجرد است، مرتب با آتش نشانى و اداره پليس ژاپن تماس مى گرفت و فرياد مى زد، آتش آتش، من نفت و بنزين ريخته ام و خودم و خانه ام را به آتش كشيده ام. سرانجام ۱۰ خودرو آتش نشانى همراه ۳۵ آتش نشان و يك آمبولانس به خانه مرد اعزام شدند، اما در كمال ناباورى اثرى از آتش نديدند.
ارثيه ۱۲ ميليون دلارى براى يك سگ
پيرزن ثروتمندى كه مالك يك شركت بزرگ بود، براى سگ خود ۱۲ ميليون دلار ارث باقى گذاشت.به گزارش خبرگزارى فرانسه اين زن ثروتمند نيويوركى كه خدمتكارانش، وى را «ملكه خسيس» مى ناميدند، در سن ۸۷ سالگى فوت كرد و او را با هزينه يك ميليون و ۴۰۰ هزار دلار در آرامگاهى در نيويورك به خاك سپرد.طبق وصيت اين زن، سگ كوچكش ۱۲ ميليون دلار ارث برده است.
برخورد ۲ ترن و ۱۱ كشته
۲ ترن در حومه شهر ريود ژانيرو در برزيل با هم برخورد كردند و ۱۱ تن كشته و ۸۰ تن نيز مجروح شدند.اين حادثه ساعت ۱۹ به وقت گرينويچ در ۲۰۰ مترى ايستگاه اوستين در منطقه شمالى نووا آيگو آليد رخ داد.گفتنى است ترن مسافربرى۸۰۰ مسافر داشت.
نوزاد ۱۵ روزه طعمه سگ شد
سگ تربيت شده همسايه، در منطقه پرت استراليا به يك دختر نوزاد حمله كرد و او را كشت.به گزارش روزنامه ديلى تلگراف، پدر نوزاد كه پس از چهار پسر به تازگى صاحب نخستين دختر شده بود، هنگام كار در خانه، ناگهان صداهاى عجيبى از اتاق دخترش شنيد. وقتى وارد اتاق شد، مشاهده كرد، سگ همسايه، دخترش را به دهان گرفته است. او با تلاش بسيار نوزاد را از دندان هاى سگ بيرون آورد و او را به بيمارستان رساند. اما معالجات مؤثر واقع نشد و دختر در بيمارستان جان سپرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |