يكشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۱۹ شعبان ۱۴۲۸
Sun, Sep 2, 2007
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
خانواده
• قربانى جنايت قلعه مخروبه كه يك بارموردتعدى اعضاى شبكه قرارگرفته بود،درجريان انتقام گيرى خواستگارسابقش ازاعضاى شبكه،بارديگرربوده شدوپس ازآزاروشكنجه به قتل رسيد
تلخ ترين حادثه سال
جنايت در قلعه مخروبه
• قربانى جنايت قلعه مخروبه كه يك بارموردتعدى اعضاى شبكه قرارگرفته بود،درجريان انتقام گيرى خواستگارسابقش ازاعضاى شبكه،بارديگرربوده شدوپس ازآزاروشكنجه به قتل رسيد
گروه حوادث- ايران واشقانى فراهانى : عاملان جنايت در يكى از قلعه هاى متروكه در جريان تجسس هاى كارآگاهان پليس آگاهى قم دستگير شدند.
۱۰ پسر شرور پس از ربودن دختر جوانى او را به قلعه مخروبه كشانده و بعد از آزار و اذيت، وى را به قتل رساندند. صبح ۱۴ مرداد مأموران پليس ۱۱۰در جريان ماجراى كشف جسد نيم سوخته دختر جوانى زير پل خط آهن روستاى قم رود قرارگرفتند. لحظاتى بعد به دستور مصطفى برزگر گنجى دادستان قم، ناصر عتباتى، بازپرس شعبه سوم دادسراى اين شهرستان همراه اكيپى از كارآگاهان جنايى پليس آگاهى خود را به محل جنايت رسانده و تحقيقات در اين باره را آغاز كردند. از آنجا كه هيچ مدرك و نشانى براى شناسايى هويت قربانى جنايت وجود نداشت جسد براى شناسايى و تحقيقات درباره چگونگى قتل به پزشكى قانونى منتقل شد.
311775.jpg
* شناسايى جسد
در حالى كه تجسس هاى پليس براى رديابى عاملان جنايت ادامه داشت، آنها دريافتند ۹ روز قبل اعضاى خانواده اى با مراجعه به پليس از ماجراى ناپديد شدن دخترشان به نام نرگس خبر دادند. وقتى جسد پيدا شده با نشانى هاى دختر گم شده، مطابقت داده شد كارآگاهان دريافتند جسد متعلق به نرگس است.
* بازداشت خواستگار سابق
بدين ترتيب مأموران با احتمال اين كه خواستگار سابق دختر جوان از ماجراى ناپديد شدن و قتل او اطلاعى داشته باشد، وى را بازداشت و تحت تحقيق قرار دادند. وى گفت: مدتى قبل نرگس را در خيابان ديدم. ما خيلى به هم علاقه داشتيم و مى خواستيم باهم ازدواج كنيم. اما خانواده اش او را برخلاف ميل باطنى اش به عقد پسرعمويش درآوردند. آن روز وقتى به صورت نرگس نگاه كردم آثار درگيرى و كبودى ديدم. ابتدا تصور كردم شوهرش با او درگير شده است اما نرگس ماجراى ربوده شدن و تعرض از سوى ۵ سرنشين يك خودروى پيكان سفيد رنگ را برايم تعريف كرد. او گفت: چند روز قبل وقتى سوار پيكان سفيد رنگى شد، سرنشينان آن با تهديد كارد وى را به قلعه متروكه اى برده و در آنجا مورد آزار و اذيت قرار دادند.
وقتى اين ماجرا را شنيدم به شدت عصبانى شدم بنابراين تصميم گرفتم از عاملان اين اقدام جنايتكارانه انتقام بگيرم. چند روز بعد يكى از آنها را شناسايى كردم به همراه چند نفر از دوستانم او را ربوده و به خارج از شهر برديم سپس در آنجا وى را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داديم. بدين ترتيب پليس با نشانى هاى ارائه شده از سوى خواستگار جوان مخفيگاه افراد شرور را در قلعه مخروبه شناسايى و آنها را بازداشت كرد. متهمان اصلى پرونده در اعتراف هاى خود گفتند: وقتى متوجه شديم رباينده ما خواستگار سابق نرگس است تصميم به انتقام جويى او گرفتيم. به همين دليل با طرح نقشه اى نرگس را پس از پياده شدن از اتوبوس در راه خانه ربوده و با خود به قلعه مخروبه برديم. در آنجا به همراه ۸ نفر از دوستانمان او را مورد آزار و اذيت قرار داديم. پس از رفتن دوستانمان دختر جوان را ترك موتور نشانده و او را به بيابان هاى اطراف برديم در آنجا با چند ضربه كارد مجروحش كرده و سپس پيكر نيمه جانش را به آتش كشيديم. با اعتراف هاى اين ۲ متهم ۸ همدست آنها نيز شناسايى و دستگير شدند. در جريان تحقيقات پليس ، اعضاى اين شبكه تاكنون به ۱۰ فقره آدم ربايى و تجاوز به عنف و ۲ فقره زورگيرى اعتراف كرده اند. به گزارش خبرنگار ما، تحقيقات تكميلى از متهمان همچنان در اداره آگاهى قم ادامه دارد.
دستگيرى ۲ جوان شرور
گروه حوادث:۲ پژوسوار كه با هدف اخاذى۲ زن جوان را به منطقه اى خلوت در غرب تهران كشانده بودند شناسايى و دستگير شدند. اين ۲ پسر جوان به دنبال اعلام شكايت مالباختگان، از سوى مأموران كلانترى ۱۴۲ كن به دام افتادند. شاكى ها در شكايت خود اعلام كردند در يكى از خيابان هاى غرب تهران به انتظار خودرو مسافربر ايستاده بوديم كه خودرو پژويى مقابل ما توقف كرد. به تصور آن كه مسافركش است سوار شديم. پس از طى مسافتى يكى از سرنشينان با تهديد كارد از ما خواست سر و صدا نكنيم. بعد آنها مسير خودرو را به طرف ميدان كوهسار تغيير داده و با استفاده از تاريكى و خلوتى محل، تمامى پول ها و وسايل با ارزش ما را گرفتند.در حالى كه با التماس از آنها مى خواستيم كارى با ما نداشته باشند، ۲ كوهنورد متوجه شده و به كمك ما آمدند. ۲ پژوسوار زورگير با ديدن كوهنوردان به سرعت سوار بر خودرو متوارى شدند.در تحقيقات تكميلى پليس نيز مشخص شد متهمان بازداشت شده داراى سوابق متعدد در اين زمينه هستند. بازپرس پرونده از شهروندانى كه به اين شيوه در غرب و شمال غرب تهران مورد زورگيرى قرار گرفته اند خواست براى شناسايى متهمان به شعبه ۱۰ بازپرسى دادسراى صادقيه يا كلانترى ۱۴۲ كن مراجعه كنند.
تلخ ترين حادثه سال
«امير كوچولو» قربانى اعتياد پدر
311730.jpg
گروه حوادث ـ حسين خانى: پسرك با ديدن طناب در دستان پدر حس كرد حادثه اى تلخ در راه است. چشمان معصومش را به چهره چروكيده و رنگ و رو رفته پدر دوخت. نمى دانست كه عاطفه پدرى در ميان دود افيون گم شده است. زير نور كمرنگ ماه، پسرك سرش را به طرف خواهر كوچكترش برگرداند. دخترك عروسك كوچولويش را به سينه فشرد. زير لب مشغول دعا شد. عفريت مرگ در وجود مرد لانه كرده بود. دستان او حالا آشكارا مى لرزيد. نگاه نگران پسرك در فضاى تاريك پارك چرخيد اما فرياد رسى نبود. چهره پدر تكيده تر از هميشه مى نمود. قطره هاى اشك، گونه هاى پسرك را نمناك كرد. دود و افيون براى پدر توان تأمل و انديشه باقى نگذاشته بود. سايه مرگ بر فراز پارك به پرواز درآمده بود. همه چيز در يك لحظه اتفاق افتاد. چشمان سياه دختر كوچولو از وحشت داشت از حدقه بيرون مى زد. «بابايى تورو خدا؛ داداشو نكش». مرد با شنيدن ضجه هاى كودكانه دخترش همچون گنگ هاى از خواب پريده به خود آمد اما پسرك نفس كشيدن را از ياد برده بود. عفريت مرگ در هاله اى از دود افيون قهقهه مستانه سر مى داد...اين بار مرد معتاد مانند گذشته طلا و جواهرات و فرش خانه را به حراج نگذاشته بود. او بارها دور از چشم همسرش براى تأمين هزينه اعتيادش وسيله اى از اسباب خانه را فروخته بود، اما اين بار او برابر ديدگاه بهت زده دختركش، با بى رحمى جان پسر ۶ ساله اش راگرفت.
خبر اين جنايت هولناك نيمه شب چهارشنبه از سوى مأموران درمانگاهى در يافت آباد به مأموران كلانترى ۱۵۱ تهران اعلام شد. مرد ۳۱ ساله اى به نام «م» در حالى كه فرزندانش را براى تفريح به پارك برده بود ناگهان نقشه قتل آنها را طراحى كرد اما پس از قتل «اميرحسين» ۶ ساله، دچار عذاب وجدان شد و از قتل دختر كوچولويش منصرف شد.
وى كه پس از دستگيرى به شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران منتقل شده بود، جزئيات حادثه را بازگو كرد.
شب وقتى به خانه برگشتم شنيدم كه همسرم براى بردن بچه ها مراجعه كرده بود خيلى عصبانى شدم. نمى دانم چرا يكباره تصميم گرفتم همراه بچه ها به پارك بروم. اميرحسين و خواهرش ساعت ها روى تاب و سرسره، بازى كردند. آنها خيلى خوشحال بودند. وقتى خسته از بازى به طرفم آمدند و تشنه بودند، برايشان آب ميوه خريدم. بعد هم از پارك بيرون آمديم. هنوز چندقدمى دور نشده بوديم كه تكه طنابى را روى زمين ديدم. آن را برداشتم. اميرحسين انگار حس خوبى نداشت. به من نگاه كرد. از من خواست آنها را به خانه برگردانم. چند قدم كه دور شديم از آنها خواستم روى نيمكتى بنشينند. اما همچنان با صدايى بغض آلود اصرار مى كردند به خانه برويم. وقتى طناب را دور گردن پسر كوچولويم محكم كردم احساس بدى داشتم. بسرعت طناب را باز كردم. فكر كردم او هنوز زنده است. او را در آغوش گرفته و به طرف درمانگاه ۱۷ شهريور يافت آباد دويدم. اما پزشكان گفتند پسرم مرده است. من قصد كشتن پسرم را نداشتم. مى خواستم او را تنبيه كنم.
مادر «اميرحسين» كه از شنيدن خبر قتل پسر بچه اش شوكه شده بود، وقتى در برابر بازپرس «حسين اصغرزاده» قرار گرفت در حالى كه بشدت مى گريست، گفت: با همه بدبختى هايش ساختم. معتاد و بيكار بود. مى خواستم فرزندانم را بزرگ كنم تا اين كه ۸ ماه قبل وقتى ناهار خورديم شوهرم بى مقدمه پارچ استيل را برداشت و آنقدر بر سرم كوبيد تا از هوش رفتم. با خود گفتم از او جدا مى شوم و بچه ها را زير بال و پر خود مى گيرم.
قرار بود «اميرحسين» را در مدرسه ثبت نام كنيم. او شوق و ذوق عجيبى براى رفتن به مدرسه داشت. اما پسرم در خانه مادربزرگش زندگى مى كرد. قرار بود شوهرم برايش عكس بگيرد. اما ناگهان او بچه ها را از ديدن من منع كرد. چند بار به ديدنش رفتم. اما هر بار با كتك و فحش و ناسزا بدرقه ام كرد.چند روز قبل يكى از خاله هايم واسطه شد تا براى ساعتى بچه ها با من باشند. به همين خاطر به خانه مادرشوهرم رفتيم. با او خيلى صحبت كرديم. اما او گفت: بايد پدر بچه ها اجازه دهد. ما هم دل شكسته به خانه برگشتيم. تا اين كه ماجراى قتل پسرم را شنيدم.
شوهرم هميشه مى گفت چون نمى خواهد پسرش هم سرنوشتى مانند خودش پيدا كند حتماً او را خواهد كشت. يك روز وقتى در خانه بوديم مى خواست با باز كردن شير گازهر ۴ نفرمان را بكشد. اما با خواهش و التماس او را از اين كار منصرف كردم. مدتى بعد وقتى به خانه برگشتم بچه ها را هراسان ديدم. دليلش را پرسيدم، گفتند كه بابا مى خواست ما را خفه كند. او هميشه مى گفت از زندگى سير شده است. همه اين اتفاق ها به خاطر اعتياد و بيكارى اش بود. بالاخره هم پسرم را قربانى موادمخدر و افيون اعتياد كرد.بازپرس اصغرزاده، پس از شنيدن اظهارات متهم پرونده و مادر قربانى حادثه دستور بازداشت موقت او را با انجام تحقيقات تكميلى صادر كرد.براساس اين تصميم قضايى حضانت «فاطمه» دختر ۴ ساله خانواده نيز تا زمان روشن شدن وضع پرونده به مادرش سپرده شد.بازپرس «اصغرزاده»، در حالى كه از يادآورى حضور در صحنه اين قتل بشدت ناراحت بود در اين باره گفت: متأسفانه اين پنجمين پرونده فرزندكشى در سال جارى است كه در اين شعبه رسيدگى مى شود. او در حالى كه اشك در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد: به نظر مى رسد بايد مسئولان و دست اندركاران در اين زمينه چاره اى جدى بينديشند وگرنه...
حادثه ها
تور عنكبوتى به اندازه دو زمين فوتبال
در رويدادى عجيب ، ميليون ها عنكبوت در منطقه اى از ايالت تگزاس آمريكا رشته تورى را به اندازه ۲ برابر يك زمين فوتبال بافتند. اين تور عنكبوتى بسيار بزرگ اكنون پر از حشرات كوچكى است كه به دام افتاده اند.
نجات معجزه آساى دختر ۳ ساله
دختر ۳ ساله آمريكايى پس از سقوط از پنجره طبقه دوم يك آپارتمان زنده ماند.دختربچه نجات يافته همراه پرستار ۱۶ ساله اش از پنجره ساختمان ۲‎/۵ طبقه اى به بيرون نگاه مى كرد كه ناگهان پايش لغزيد و از پنجره به بيرون پرت شد.اين كودك روى بوته چمنهاى كنار ساختمان افتاد و هيچ آسيبى نديد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |