|
نگاهى به صف آرايى بزرگ درآستانه انتخابات رياست جمهورى لبنان
بازيگران خاورميانه در اردوى بيروت
|
|
|
ترجمه: محمد اسماعيل نوذرى
لبنان كه در ميان جوامع خاورميانه، سرزمين تنوع ها و تضادها نام گرفته اكنون درپهنه سياست خويش شگفتى هاى تازه اى به نمايش گذاشته است . در حالى كه در خطه شمال اين كشور همچنان آتش نزاع گروه افراطى فتح الاسلام با ارتش برپاست، بيروت، پايتخت افسانه اى اين كشور آوردگاه يك رقابت بزرگ براى تعيين رئيس جمهورآينده لبنان است و آن سوى اين كشمكش هاى نظامى وسياسى ، زندگى مردم عادى را مى توان به تماشا نشست كه در سازگارى عجيب با اين محيط پر تلاطم سياسى چرخه كسب وكار خويش را پيش مى برند. با اين اوصاف، براى لبنانى ها كه دراين ۳ سال، حوادثى بزرگ از غائله قتل ( رفيق حريرى) تا پيروزى نظامى بر خصم در جنگ ۳۳ روزه را از سرگذرانده اند، سال پيش رو نيز دوران سرنوشت سازى خواهد بود. در فضاى مبهم بيروت صداى كشمكشى بزرگ به گوش مى رسد ؛ كشاكشى همه جانبه برسر تعيين رئيس جمهور آينده اين كشور. يك سوى اين كشمكش دربيروت نمايان است اما سويه هاى ديگرآن را بايد در فراسوى مرزهاى لبنان وخاورميانه و پايتخت هاى عربى وغربى جست وجو كرد. دوره رياست جمهورى اميل لحود رو به پايان است ، فردى كه يكى از مناصب كليدى قدرت را در اختيار دارد. با سپرى شدن تابستان تند باد پائيز در لبنان زنگ رقابت بزرگ برسر انتخاب رئيس جمهور جديد را به صدا در مى آورد. برنده اين بازى هركدام از دو جناح درگير در لبنان ۱۴ مارس يا ۸ مارس باشد ، قادرخواهد بود اراده سياسى خويش را بر اغلب امور و شئون اين كشور حكمفرما سازد، زيرا رئيس جمهور علاوه بر اختيار تعيين فرماندهى ارتش و نيروهاى مسلح، نماد اقتدار ملى تاريخ ۶۰ ساله اين كشور از ۱۹۴۳- زمان استقلال ـ تاكنون بوده است. بى سبب نيست كه انتخابات رياست جمهورى لبنان از سوى برخى ناظران جدال بزرگ و حتى آخرين مبارزه نام گرفته است . از آن رو كه همه چيز درنزاع طولانى دو جناح موسوم به ۱۴ مارس و ۸ مارس به اين انتخابات گره خورده است . قاطبه ناظران براين باورند كه صندوق انتخابات رياست جمهورى لبنان ممكن است گره از اختلاف طولانى وعميق جناح هاى اين كشور پيرامون «حق و صلاحيت اداره كشور» باز كرده و مهر خاتمت بزند يا آن كه باب نزاع هاى بزرگتر وطولانى ترى را بگشايد. اهميت حاد ثه اى كه قراراست در روز انتخاب جانشين لحود رخ بدهد را مى توان از خبرهاى اين روزهاى بيروت سراغ گرفت. خبرهايى كه جملگى حكايت از آن دارند كه بيروت در تابستان داغ امسال بارديگر كانون آمد وشد ديپلمات ها و بلندپايگان اروپايى وعربى و آمريكايى است كه هر كدام با بسته اى از طرح ها و سناريوها در باره رئيس جمهور آينده نزد گروه ها واحزاب لبنانى مى روند. درميان اين انبوه خبرها بايد مكث جدى در گفته اخير رئيس جمهور آمريكا كرد كه به طور بى پروا از اهميت انتخابات رياست جمهورى آينده لبنان نزد مردان كاخ سفيد سخن راند و فاش كرد كه واشنگتن و شركايش طرحى مشترك را در كارزار رياست جمهورى لبنان پيش خواهند برد. صدرنشين رجال بيروت (در اهميت كرسى رياست جمهورى) رياست جمهورى بر حسب سنت و قانون حاكم بر لبنان جايگاهى تعيين كننده است. اودر هرم قدرت لبنان و درصدر ديگر نهادهاى سياسى نشسته است. از جمله اختيارات رئيس جمهور كه به جايگاهى ويژه بخشيده است رياست نيروهاى مسلح و نيز حق ويژه وى در وتوى مصوبات مهم مجلس و دولت است . رئيس جمهورى مى تواند نشست هيأت وزيران را هر زمان كه بخواهد رياست كند و همچنين مى تواند در صورت لزوم، با توافق نخست وزير، به تشكيل نشست فوق العاده هيأت وزيران مبادرت كند . رئيس جمهور همچنين اختيار تصويب يا رد برخى تصميمات كليدى سياست خارجى را دارد. اما اگر جايگاه در دوره جديد به كانون نزاع بدل شد فقط ناشى ازاين نيست كه صاحب اين كرسى گرانقيمت اختيارات افزون ترى در قياس با نهادهاى ديگر دارد، بلكه به اين دليل است كه گردش اوضاع وامور درلبنان به سمتى رفته است كه امروز رئيس جمهور درست درنقطه تلاقى نزاع تاريخى همه جناح هاى قدرت اين كشور ايستاده است. در ذهن جناح هايى كه در بيروت و پشت كاخ رياست جمهورى صف انتظار بسته اند فقط انديشه خلجان دارد و آن اين كه فقط با تسخير خاكريز رياست جمهورى است كه آنها مى توانند نام فاتح يا حاكم بر بيروت را از آن خود كنند، گواين كه حتى كسب كرسى هاى پارلمان وكابينه هم چنين احساسى را به بازيگران بيروت نداده است . در تحليل اين عطش و آزمندى بى حدى كه براى گرفتن كرسى رياست جمهورى پيدا شده است تأثير تجربه سال هاى اخير را نبايد از قلم انداخت. براى بازيگران برون مرزى لبنان اين جايگاه به صورت يك معما درآمده است زيرا اين صندلى به طور سنتى درقبضه متحدان سوريه بوده است تا حدى كه هنوز هم به اين گمانند كه سورى ها پشت اين منصب اردو زده اند و در چهره لحود نيز يك شريك سوريه را حس كرده اند. از همين روست كه منتهاى آمال گروه غرب در جدال امروز بيروت، نشاندن يك چهره ضدسورى در اين صندلى است. سنيوره و شركاى خارجى اش كتمان نمى كنند كه همه طرح هاى آنان دراين سال ها به در بسته برخورد كرده است و بخش زيادى از علت اين ناكامى به مقاومت رئيس جمهور مربوط مى شود. آنها مى گويند بدون داشتن اين صندلى هيچ قانونى را پيش نخواهند برد وباز به خاطرمى آورند كه چندين طرح جناح ۱۴ مارس براى كشاندن ماجراى لبنان به مراكز بين المللى يا منزوى ساختن طرف هايى مانند سوريه يا جنبش مقاومت به دليل وتوى رئيس جمهور ناكام مانده است . در نزاع امروز برسر رياست جمهورى پاى يك محاسبه ديگرهم درميان است. طرف هاى منازعه بويژه در اردوى دولت پس از شنيدن آخرين نظر سنجى ها از افزايش بى سابقه محبوبيت منتقدان دولت بويژه حزب الله به اين صرافت افتاده اند كه به دليل تنزل موقعيت شان شانس برنده شدن در انتخابات آينده پارلمان و به تبع آن تصدى دوباره دولت سخت وشايد شبه محال است لذا همه توان شان را بايد صرف رياست جمهورى كنند كه اهرم رياست جمهورى قدرت آن را دارد كه بر كابينه و پارلمان هم حكم راند. ميراث نزاع انگيز طائف باور اين سخن براى نسل امروز دشوار است كه هنوز لبنان كه بر قله مدرنيسم فرهنگى قرار دارد و يكى از شاهراه هاى دنياى ارتباطات است، اما در عرصه سياست هنوز تابع الگويى است كه حدود دو دهه پيش با ميانجيگرى يكى از حكومت هاى سنتى خاورميانه يعنى عربستان تصويب شد. پيمانى كه۱۹۸۹در شهر طائف عربستان تصويب شد هنوزشالوده تقسيم قدرت دراين سرزمين است . برپايه قانون اساسى لبنان كه از بطن اين پيمان استخراج شده است، رئيس جمهورى اين كشور با دو سوم آراى نمايندگان وبر اساس توافق گروههاى لبنانى از ميان مسيحيان مارونى ، انتخاب مى شود. لبنان ازسال ۱۹۴۳استقلال خود را كسب كرد، از آن زمان تاكنون اين كشور كوچك خاورميانه شاهد انتخاب ۱۱رئيس جمهور بوده و آخرين آن سرلشكر اميل لحود است كه از آذر ماه سال ۱۳۷۷تاكنون بر اين مسند تكيه زده و آذر ماه امسال نيز دوره كنونى وى به پايان مى رسد. اما مسأله بغرنج امروز اين است انتخاب دوازدهمين رئيس جمهورى لبنان چه به لحاظ زمانى و چه از نظر سياسى ،اجتماعى و اقتصادى با تمام دوره هاى پيشين در اين كشور متفاوت است. با همان سازوكار طائف هيچ كدام از دوجناح به تنهايى نمى توانند رئيس جمهور آينده را برگزينند. گروه ۱۴مارس كه مدعى اصلى اين ميدان است هر چند اكثريت عددى در مجلس نمايندگان لبنان را دارد اما حائز دو سوم نمايندگان نيست. تاكنون شمار زيادى از چهره هاى سياسى براى نشستن بر كرسى لحود وارد عرصه شده اند. از ميان اين چهره ها مى توان به ؛ « ميشل عون» رئيس حزب آزاد ملى ( از سوى گروه ۸ مارس ) و « شارل رزق » وزير دادگسترى، « نايله معوض » وزير امور اجتماعى، «پترس حرب» و « نسيب لحود» از نمايندگان مجلس لبنان از طيف ۱۴ مارس اشاره كرد. «جان عبيد » نماينده پيشين مجلس لبنان نيز كه به ديدگاه ۱۴مارس و در عين حال به«نبيه برى» رئيس مجلس لبنان نزديك است ، از جمله نامزدهايى است كه مى توان وى را به نوعى نامزد توافقى هر دو طرف ناميد. اما نام يك مارونى ديگرنيز درفهرست ۱۴ مارس براى اين كارزار هميشه مطرح مى شد: سمير جعجع، اما او اخيراً اعلام كرده كه نامزد رئيس جمهورى نخواهد شد. سناريوهاى آماده عرضه در كارزار رياست جمهورى موضوع رياست جمهورى از ابتدا در شمار يكى از سه مسأله اختلافى دو جبهه درگيردر بيروت بود . با اين همه در قياس با دو موضوع ديگر يعنى موضوع تشكيل دولت وحدت ملى و پرونده حريرى اين قضيه از حساسيت افزون ترى برخورداربوده است .از ابتدا پيدا بود كه اين ميدان عرصه يك زورآزمايى فراملى است . در اين چندماهى كه بيروت شاهد آرايش سياسى تازه بود وقوع چند حادثه موجب شد كه نزاع بر سر رياست جمهورى به صورتى زودهنگام و دامن گسترشروع شود. حادثه اول انتخابات منطقه اى المتن بود كه به صورت پيش بينى نشده به ميدان زورآزمايى دو جناح تبديل شد. دراين حادثه ميشل عون نماينده جناح ۸ مارس تنها كانديداى مطرح ۱۴ مارس يعنى امين جميل را شكستى سخت داد و همه ناظران در اين حادثه پيام يك دعواى بزرگ راحس كردند. حادثه دوم موضع گيرى هاى طرفهاى منطقه اى و بين المللى بود كه آشكارا در باب جانشين لحود اعلام نظر كردند. اين اعلام نظرها تنور رقابت را به صورتى عجيب داغ كرد . در اين ميان در حالى كه منتقدان سنيوره چهره جايگزين خود براى اين منصب را از يك سال پيش آماده كرده جناح ۱۴ مارس يكباره با بحران يافتن آلترناتيو براى لحود مواجه شدند. تاكنون نيز اين بحران آلترناتيو در اين جناح حل نشده است زيرا افرادى كه در گروه مخالف تاكنون قد راست كرده اند، عناصر سياسى درجه دو محسوب مى شوند وآنها بايد درميدان رقابت عضو مقتدر مخالفان يعنى ميشل عون حاضر شوند. پس از اين بود كه جناح حاكم براى ازكار انداختن ماشين رقابت انتخاباتى منتقدان دولت به مجموعه اى از روش ها وسناريوها دست زد كه درذيل به برخى از آنان مى پردازيم : ۱-راهبرد تغيير قاعده طائف بن بستى كه گريبان جناح حاكم را گرفته قاعده دوسوم آراست . در مجلس كنونى لبنان با ۱۲۸ كرسى كه بايد رئيس جمهور را برگزيند جناح ۱۴ مارس اكثريت مطلق ندارد. مجلس نمايندگان لبنان ، داراى ۱۲۸ كرسى است كه از اين ميان ۷۰ تن از نمايندگان آن متعلق به طيف ۱۴مارس و ۵۸ تن ديگر عضو طيف ۸مارس يا مخالفان دولت كنونى هستند. البته پير جميل و وليد عيدو دو تن از نمايندگان عضو ۱۴ مارس در ماه هاى گذشته ترور شده اند و شمار نمايندگان ۱۴ مارس در مجلس لبنان به عدد ۶۸ رسيده است. در چنين وضعى طراحان جناح ۱۴ مارس به اين نتيجه رسيدند كه براى بردن اين بازى فقط يك راه دارند وآن دور زدن قانون است . درهر حالتى شرط دو سوم، اين جناح را وادار مى كند كه كانديداهاى خود را از دالان تأييد جناح رقيب بگذرانند. پس از اين بود كه برخى شخصيت هاى مهم طيف ۱۴مارس يا همان حاميان دولت كنونى تلاش كردند تا اين ايده را در جامعه سياسى لبنان طرح و دنبال كنند كه مى توان در صورت امتناع نمايندگان مخالف دولت از حضور در نشست انتخاب رئيس جمهورى در مجلس ، رئيس جمهورى جديد را با نصف به علاوه يك آراى نمايندگان نيز انتخاب كرد. اما در قاعده دوسوم كه قانون اساسى لبنان تعيين كرده حكمت بزرگى نهفته است كه شايد كلمه رمزى براى تفسير جنبش اعتراضى دوسال اخير باشد. اين قاعده در واقع ستون نگه دارنده ساخت تكثرگراى لبنان است و مهم ترين اهرم براى ضمانت مشاركت همه طوايف لبنان در قدرت ، كه نماد اين مشاركت همگانى امروز انتخاب رئيس جمهوراست. با اين قاعده قانون گذاران درواقع به مسأله رياست جمهورى در لبنان جايگاه و شأن ملى بخشيده اند . آنها به درستى اين مقام را نماد حاكميت ملى ديده و درشمار موضوعات ملى همه طوايف قرارداده اند. اما چنان كه از خبرها پيداست ۱۴ مارس براى نخستين بار در پى عبور و عدول ازاين قانون ديرپاست . ترفند عبور آن نيز چيزى نيست جز جايگزينى قاعده ۵۰ + ۱ به جاى اصل طلايى اتفاق آرا. روشن است كه اين دستكارى به ظاهر كوچك چه فاجعه اى را به وجود مى آورد . بى سبب نيست كه امروز اين مسأله در نظر احزاب وافكارعمومى لبنان كه به نقش طوايف در تصميمات بزرگ چون يك اصل مقدس مى نگرند يك بدعت تاريخى تعبيرشده است .زيرا شيرازه توافق بزرگ طوايف براى توزيع قدرت دراين سرزمين رابه هم مى ريزد. ۲- سناريو تعويق انتخابات جناح حاكم هنوز در مرحله آزمون و خطا انتخابات را پيش مى برد. در اتاق تصميم گيرى هنوز جمع بندى نهايى صورت نگرفته است، در حالى كه طيف ديگر با استراتژى روشن پيش مى رود ۱۴ مارس چراغ خاموش حركت مى كند. براى جناحى كه هنوز نه كانديداى روشن دارد نه آن كه از پايگاه اجتماعى خويش مطمئن است ورود درميدان انتخابات عين يك انتحار سياسى است. پس بهترين راه را دراين مى بيند كه طرح تعويق را به جريان اندازد اما طرح براى به تأخير انداختن انتخابات به عنوان گوهر و قلب دموكراسى يك بدنامى وپراز مفسده است لذا هيچ سخنى از تعويق در كلام اين گروه نيست اما واقعيت ها مى گويد كه اين گروه در مسير تعويق يا تعطيلى انتخابات پيش مى رود. اين طرح تا حدى محرمانه در چند قالب ديگر به نام حالت فوق العاده دنبال مى شود. چنين وانمود مى شود كه شرايط و اوضاع لبنان براى يك رقابت انتخاباتى سالم مهيا نيست . آنها تا چند روز پيش براى اثبات غير عادى بودن اوضاع به بحران نهرالبارد توسل مى جستند اما اكنون كه اين غائله فروكش كرده به نظر مى آيد براى تعويق طرح مهم انتخابات دستاويز بزرگترى لازم است كه شايد اين مستمسك در روزهاى آينده با وقوع بحران هاى تصنعى كه اسباب و لوازم آن همواره در لبنان مهيا بوده است ، فراهم شود. شايد يكى از آن قضايا همين بحث تهديد به ترور ديپلمات هاى عرب باشد. بر پايه گفته هاى نبيه برى، سنيوره به هيچ روى حاضر به انجام اين انتخابات نيست زيرا: با انتخاب رئيس جمهورى جديد، دولت ناگزير به استعفاست و رئيس جمهورى دستور تشكيل دولت جديد را خواهد داد. رئيس مجلس لبنان مى افزايد: ما مشكلى با «فواد سنيوره» نخست وزير كنونى نداريم اما در صورت انتخاب نشدن رئيس جمهورى جديد بايد در مورد گسترش دولت كنونى توافق كرد زيرا منطقى نيست كه گروه ۱۴مارس و دولت كنونى به تنهايى بر همه اختيارات و صلاحيت هاى رئيس جمهورى تسلط پيدا كند. ۳- فراخوانى براى متعصبان مسيحى از زبان گروه ها واحزاب لبنانى يك شعارواحد مى شنويد كه رياست جمهورى امرى ملى است، همه چيز بايد بر مدار قانون پيش برود وانتخابات بدون دخالت عوامل وعناصر خارجى برگزار شود. حتى افرادى مانند سميرجعجع و امين جميل هم در فضيلت آزاد بودن و عادلانه بودن انتخابات سخن مى گويند اما درعمل آنها تلاش ويژه اى براى برترى يك قوم و طايفه مسيحيان شروع كرده اند . آنها با اين استدلال كه حزب الله وشيعيان موازنه را به هم ريخته اند تلاش گسترده اى را براى تحريك احساسات طايفه مسيحيان سازمان داده اند . نخستين اميد آنها اين است كه در فضاى تحريك شده امروز يك چهره تندرو بتواند قدرت را به دست بگيرد. دراين راستا ۱۴ مارسى درتازه ترين ترفند خويش مارونى هاى متعصب را به صحنه خوانده اند. آنها از مسأله بسيار خطرناكى به نام افول قدرت اين طايفه سخن گفته اند . برنامه تبليغاتى شان چنان پيش مى رود كه اين انتخابات تنها فرصت احيا و بازگشت زمامداران سال هاى دورمارونى لبنان به قدرت است. طراحى اين برنامه در دست چهره آشنا به نام امين جميل است كه همه اميدهاى ۱۴ مارس به اوست . جميل تاكتيك دميدن در كوره احساس مارونى ها را در انتخابات مياند وره اى به كار بست اما از اين حركت خويش طرفى نبست . او با آن كه با پيراهن خونين فرزندش پير جميل به ميدان آمده است اما كسى با شعار خونخواهى او همراه نشد. بويژه آن كه در صدر مجلسى كه اختيار و با فرمولى كه در داخل لبنان دارد چندان مجال مداخله براى نيروهاى خارجى نيست. جالب است «امين جميل» به عنوان رئيس حزب كتايب وقتى درانتخابات مياندوره اى از نامزد حزب آزاد ملى به رياست «ميشل عون» شكست خورد اين گناه را به گردن ارمنى ها انداخت و به شدت از ائتلاف ارمنى ها با عون، انتقاد و آنان را متهم به تقلب در انتخابات كرد و گفت ارمنى ها، مسيحى نيستند. اما در كنار طرح هاى افراطى و شونيستى كه جميل دنبال مى كند يك پيشنهاد منطقى وملايم ديگر از ناحيه مشهورترين چهره مسيحيان يعنى نصرالله صفير مطرح شده است. نصرالله صفير رهبر مذهبى مسيحيان مارونى لبنان اظهار داشت: خواهان انتخاب رئيس جمهورى هستيم كه نه از مخالفان دولت ( گروه ۸مارس) و نه از طرفداران دولت ( ۱۴مارس ) باشد. او برخلاف امثال جميل گفته است كه بايد قاعده دو سوم آرا درانتخاب رئيس جمهور حفظ شود. ۴- فرضيه واگذارى قدرت به فرمانده ارتش در گرماگرم جدال سياسى گروها واحزاب يك اظهار نظر ازسوى اميل لحود به اين شايعه و جنجال دامن زد كه ممكن است اين افسر ديروز لبنان در اوضاع آشفته، زمام رياست جمهورى را به رئيس نهاد بيطرف اين كشور يعنى فرمانده ارتش واگذار كند. مسأله اى كه اين فرضيه را قوت بخشيد مواضع ميشل سليمان است كه در نزاع يك ساله اين كشور نقش فردى بى طرف را ايفا كرده است. سليمان در دعواهاى اخير نيز كوشيد منافع ملى را اصل قراردهد اما هيچ كدام از گروه ها به اين پيشنهاد اقبال نشان ندادند. ۵- يك طرح با دو كاركرد معامله و نزاع ( نقش بازيگران خارجى) كانون تلاش ها اين است كه مسأله رياست جمهورى در شمار مناقشات بين المللى شده اين كشور درآيد. درست است كه در بيروت يك اختلاف جدى ميان جناح دراين باره وجود دارد اما آنچه درزبان ديپلمات ها يا محافل خبرى غرب راجع به قضيه رياست جمهورى لبنان گفته مى شود فراتر از يك اختلاف يعنى بن بست مطلق است. گفته مى شود گرهى كه دركار تعيين رئيس جمهور افتاده جز با نيروى پشتيبان طرف هاى بين المللى گشوده نمى شود. بوش مستقيم و صريح از ورود آمريكا دراين نزاع خبر داد. در كنار آمريكا در مناقشه لبنان بازيگرى مؤثر ازجرگه اروپا هم حضور دارد: پاريس يك محور و شايد مهم ترين محور ديپلماسى غرب دراين ميدان است واين روزها بيشترين وقت كوشنر و ساركوزى صرف طرح لبنان مى شود. غرب چنان كه ديپلمات هاى آنها اعلام كرده اند رياست جمهورى لبنان را يك طرح مى بينند، آنها دراين طرح همه گزينه ها را در روزهاى باقيمانده مى آزمايند. ازيك سو آنها اين موضوع را درشمار مسائل قابل داد وستد مورد معامله قرار داده اند. البته در مرحله نخست آنها همه توان شان را صرف خواهند كرد كه به كمك احزاب متحدشان در پارلمان ودولت گزينه مطلوب شان كه يك چهره ليبرال از قماش ۱۴ مارسى هاست را بر كرسى لحود بنشانند، اما چنان كه اين روش به نتيجه نينجامد به گزينه بينابين وانتخاب چهره اى مرضى الطرفين روى خواهند آورد. در نهايت آن بر سر فرضيه اى خواهند ايستاد كه بالاترين سود را و مهم ترين تضمين را در مورد منافع غرب دشته باشد. با اين مبنا بايد همه نوع رفتار از جبهه غرب درميدان انتخابات انتظار داشت. در اين طيف هم مى توان به اميد توافق نشست هم به انتظار بازى تخريبى و ضد انتخاباتى. با اين اوصاف يك مسأله را طراحان سياسى غرب،«امرى قطعى» تلقى كرده اند كه اين بازى آنقدر حساس وحريفان به اندازه اى انسجام وقدرت دارند كه پيش بردن آن از عهده ياران بيروت نشين بوش برنمى آيد. لذا حضور ومشاركت آنان امرى اجتناب ناپذير است . بى سبب نيست كه گفته مى شود وزير امور خارجه فرانسه قصد دارد به تماس هاى خود براى تشكيل همايش منطقه اى - بين المللى درباره لبنان ادامه دهد زيرا مقام هاى پاريس معتقدند چنين همايشى، مانع از فتح لبنان به دست رقيبان سنيوره مى شود. بازيگران غرب در الگوى بازى خود ، موضوع رياست جمهورى در يك به اصطلاح بسته سياسى قرارداده اند. اين بسته در قطعنامه اى ساخته وپرداخته شده كه آمريكا به اتفاق انگليس و فرانسه درشوراى امنيت به تصويب رسانده اند. دراين بسته علاوه بر مسأله رياست جمهورى، مسائل مهم ديگر مانند پرونده حريرى ، سرنوشت گروه هاى مقاومت يا به تعبير غربى ها شبه نظاميان و... قرار دارد. در واقع دراين طرح مسأله ملى انتخابات رياست جمهورى با يك مسأله سياسى به نام اجراى قطعنامه ۱۵۵۹شوراى امنيت سازمان ملل پيوند مى خورد و اين ادعا مطرح مى شود كه شرايط برگزارى انتخابات در بيروت مهيا نيست و انتخاب جانشين لحود به اجراى اصول قطعنامه مشروط مى شود . شايد اين تعجب آور باشد كه موقعيت جناح غرب در شرايط فعلى لبنان بشدت از سوى نيروهايى كه خواهان بازى دموكراتيك هستند تهديد مى شود. تصميم گيران آمريكا با همه ابزار سنجشگرى خود اين را حس كرده اند كه ورود در يك رقابت دموكراتيك درلبنان همان نتيجه اى را براى آنان رقم مى زند كه در انتخابات فلسطين وعراق ديده شد . بنابراين ايده ال آمريكا و شركاى عربى آن اين است در شرايطى كه حلقه متحدان آنها در كفه پائين ترازوى قدرت قرار دارند شكل تازه اى از پيمان طائف پديد آيد و زيرسقف اجلاسى تازه كيك قدرت در لبنان به صورتى دلخواه تقسيم شود. ميدان تعيين موازنه قدرت بيروت يكى از چند ميدان رقابت بزرگ در خاورميانه امروز است، حتى به زعم برخى مهم ترين ميدان رقابت است كه در آن همه بازيگران و مدعيان خاورميانه جديد حضور آشكار دارند :از فرانسه و آمريكا كه سيم تماس ديپلمات هاى آن از طريق دفاتر احزاب و كاخ نخست وزيرى متصل است تا سعودى ها و مصرى ها كه از كانال اتحاديه عرب و اجلاس هاى منطقه اى سياست خود را پيش مى برند. براى بلوك آمريكا ، اروپا و اعراب محافظه كار كه امروز حول دولت شكننده سنيوره ائتلافى واحد تشكيل داده اند ، رقابت در صحنه بيروت حكم يك بازى سرنوشت را دارد و برد و باخت در اين ميدان مى تواند موازنه قدرت را در ديگر نقاط خاورميانه له يا عليه آنان رقم بزند. درك اين نكته كه چرا آمريكا يا فرانسه با وجود معلق ماندن طرح سازش در غزه يا طرح صلح در بغداد، بيروت را رها نمى كنند، چندان دشوار نيست. همه چيز دردعواى امروزبيروت به حوادث تابستان گذشته گره مى خورد. از جنگ ۳۳ روزه به اين سو، بيروت به خاكريز نخست جريان مقاومت تبديل شده است . اين جنگ در پيام واضح خود مفهوم اقليت و اكثريت را دگرگون كرد. سخن كسانى كه در فرداى اين جنگ از پايان حيات طيف ۱۴ مارس در بيروت سخن راندند بيان يك واقعيت روشن بود. زيرا آنان در نبرد ميهنى تابستان ۲۰۰۶ بزرگ ترين اشتباه ممكن را مرتكب شده و برضد رزمندگان لبنانى موضع گرفته بودند و بالتبع وقتى جنگ مسيرى خلاف خواست آنان راطى كرد، ديگر هيچ توجيهى براى ماندن آنان در قدرت نبود. لذا« بحران مشروعيت» واژه اى است كه كارشناسان لبنان براى توصيف موقعيت گروه فواد سنيوره پس از جنگ به كار بستند. به تعبير يك تحليلگر عرب، ليبرال هايى كه با پيراهن خونين رفيق حريرى قدرت را قبضه كرده بودند در فرداى اين جنگ يك بازنده شرمگين بيش نبودند. پس از اين حادثه صف آرايى نظامى كه دراين جنگ بر سر خاورميانه بزرگ صورت گرفت جاى خودش را به صف بندى سياسى داد. لبنان پس از جنگ نياز به يك تغيير وغربال را با تمام علائم آن در چشم ها نشاند. حتى بيطرف ترين ناظران غربى به اين نكته اذعان كردند كه لبنان دگرگون شده است و مردم گرايشى آشكار به سمت مجاهدان و جبهه مقاومت پيدا كرده اند . پس اين سخن نيز بدون مبنا نيست كه امروز يك سال در تحول موعود سياسى لبنان تاخير افتاده است . لبنان در زير چهره آرام خويش تحولى بزرگ را پرورانده است . همه حركت ها، اعتراض ها وتحصن هايى كه در اين يك سال بيروت را به جوش و خروش واداشته جلوه هايى از همان تحول پنهان بوده است. مبارزه اى واقعى ميان طالبان حفظ وضع موجود ونيروهاى تحول خواه در گرفته است . كسى نيست كه نداند گروه كم شمار ۱۴ مارس با وجود در دست داشتن كرسى هاى دولت و مجلس ياراى غلبه دموكراتيك بر حريف خويش كه قريب يك ميليون جمعيت را به ميادين بيروت كشاند ندارد و تنها چيزى كه اين جناح را در اريكه قدرت حفظ كرد، حمايت طرف هاى خارجى بود. دراين يك سال ائتلاف دولت هاى غربى و گروه اعراب محافظه كار قلعه اى از صيانت را به دور دولت سنيوره كشيدند و هنوز كسى نمى داند كه طرف هاى غربى تا كجا حاضرند خسارت رودررويى با اراده مردمى را كه انتخاب آنان ميان دو جناح قطعى به نظر مى رسد، بپردازند. مقاومت آنان در برابر جنبشى كه پرچم سبز تحول را دردست دارد تا كجا تداوم خواهد يافت.
|