|
گفت وگوى «ايران» با شيخ نعيم قاسم معاون دبيركل حزب الله لبنان
ديپلماسى نفوذ آمريكا در لبنان
|
|
|
گروه بين الملل / احسان تقدسى - مختار پرتو
پس از گذشت چند ماه از آغاز بحران سياسى در بيروت و بى نتيجه ماندن ميانجيگرى ها و رايزنى ها اين سؤال هم اكنون در ميان تحليلگران مسائل لبنان مطرح است كه آيا مى توان پايانى بر اين جدال سياسى متصور بود و يا آن كه جدال دو جناح هشتم مارس و چهاردهم مارس همچنان ادامه خواهد يافت؟ با فرونشستن بخشى از اختلاف ميان دو طيف، اختلافات ديگرى از راه مى رسند كه گاه از اختلافات اوليه نيز سخت تر مى نمايد. آنچه اما در اين ميان مايه اميد در تلطيف فضا و حل اختلافات است، نزديكى به انتخابات رياست جمهورى است. سران دو طيف درگير بحران سياسى لبنان در فاصله سه ماه مانده تا انتخابات مى كوشند با مسكوت گذاشتن اختلافات قبلى، مردم لبنان را به سمت انتخاب كانديداهاى خود متمايل كنند. در ميان همه اين قضايا دست هايى خارج از لبنان همچنان مانع توافق و آرامش در فضاى بحران زده سياست بيروت است. شيخ نعيم قاسم معاون دبيركل حزب الله لبنان هفته گذشته ميهمان ايران بود. حضور معاون سيدحسن نصرالله در تهران فرصت مغتنمى را فراهم آورد تا چند و چون بحران بيروت را از زبان يكى از سران طيف منتقدان دولت بشنويم. نعيم قاسم در سال ۱۹۵۳ در منطقه كفركلاى لبنان به دنيا آمد. وى متأهل و داراى ۶ فرزند است. معاون دبيركل حزب الله لبنان داراى مدرك ليسانس شيمى از دانشگاه بيروت و تحصيلات عاليه حوزوى است. نعيم قاسم همچنين به زبان فرانسه تسلط دارد. در تأسيس جنبش محرومان به رهبرى امام موسى صدر كمك فراوانى كرد. او همچنين نقش بارزى در تأسيس حزب الله لبنان در سال ۱۹۸۲ ايفا كرد. نعيم قاسم ۴ دوره متوالى است كه معاونت دبيركل حزب الله را بر عهده دارد. گفت وگوى «ايران» با معاون دبيركل حزب الله لبنان اكنون پيش روى شماست:
* چند ماه از آغاز بحران سياسى بيروت گذشته است و اين بحران نه تنها تاكنون تمام نشده بلكه هر روز ابعاد جديدى به خود مى گيرد. به راستى آيا مى توان پايانى بر جدال سياسى ۸ مارس و ۱۴ مارس متصور بود؟ بحران سياسى لبنان، صرفاً بحرانى داخلى ميان حاميان هشتم مارس و چهاردهم مارس نيست بلكه اين بحران تبديل به مناقشه اى فراگير شده كه پاى برخى كشورهاى منطقه را نيز به آن كشانده است. به عنوان مثال متأسفانه آمريكايى ها ميدان دار اين بحران شده اند. آنها به طور آشكار از هر توافقى ميان گروه هاى لبنانى جلوگيرى مى كنند. آمريكايى ها بى تفاوت به همه پيمان هايى كه تاكنون ميان گروه هاى لبنانى امضا شده است همانند پيمان طايف و... تنها به دنبال تأمين منافع خاص خود از طريق حمايت از يك طيف خاص هستند. پارسال ديديد كه چگونه اسرائيل بر ضد ما و به دستور آمريكا يك جنگ همه جانبه را به راه انداخت و البته ما در نهايت پيروز اين جنگ بوديم. با ناكامى در عرصه نظامى، آمريكايى ها وارد فاز سياسى شده و جنگ همه جانبه اى را در اين ميدان پرپيچ و خم به راه انداختند. در ادامه اين جنگ سياسى شاهديم كه آمريكا مانع آرامش سياسى در بيروت و تفاهم و توافق ميان گروه هاى لبنانى است. هم اكنون شاهد پيچيدگى اوضاع سياسى لبنان هستيم كه چشم انداز روشنى نيز براى آن ديده نمى شود. اين نكته را اجازه بدهيد در اينجا اضافه كنم كه اصولاً مواجهه با رقيبان داخلى تفاوت بسيارى با مواجهه با دشمن خارجى دارد. وقتى با دشمن خارجى مى جنگى مى توانى او را از سرزمين خود بيرون برانى؛ اما در رقابت داخلى اين گونه نيست و در نهايت بايد به يك تفاهم رسيد و نمى توان منكر حضور رقيب شد. براين اساس ما همچنان به يافتن يك راه حل داخلى و مسالمت آميز اميدواريم و طرح ها و پيشنهادات مطرح شده در اين باره را بررسى مى كنيم. اين امر - فرايند دستيابى به راه حل سياسى - هر چقدر هم به طول بينجامد مهم نيست زيرا در نهايت تفاهم و توافق تنها راه حل موضوع است. ما در لبنان به يكديگر نياز داريم و نمى توانيم همديگر را از صحنه حذف كنيم. آنچه براى ما مهم است اين نكته است كه ما تاكنون به اهداف خود دست يافته ايم و نگذاشته ايم كه دولت غيرقانونى سنيوره لبنان را زير نفوذ آمريكا ببرد. البته همچنان رايزنى ها ادامه دارد و ان شاءالله به زودى مشكل لبنان حل خواهد شد. * اشارات متعددى به نقش آمريكا در بحران سياسى لبنان داشتيد. مى توانيد مصاديق بيشترى از اين دخالت را بيان كنيد؟ طيف حاميان دولت سنيوره متأسفانه مجرى انديشه آمريكايى ها در اين حوزه خاورميانه شده اند. ۱۴مارسى ها اصلاً به فكر حل بحران سياسى بيروت نيستند و ترجيح مى دهند چالش فعلى با ۸ مارسى ها همچنان ادامه يابد. آمريكا نيز از اين راهبرد بشدت حمايت و پشتيبانى مى كند. چندى پيش پس از رايزنى هايى كه با گروه هاى ۱۴ مارس داشتيم آنها را متقاعد به اصلاح برخى مواضع شان كرديم اما همزمان با اين اتفاق فيلتمن (سفير آمريكا) به عرصه وارد شد و با جريان سازى رسانه اى و مصاحبه هاى خود قضايا را به سويى ديگر سوق داد. اين اقدام از سوى يك سفير امرى غيرعادى و غيرديپلماتيك است. اما متأسفانه آمريكا در پيشبرد طرح هاى سياسى خويش همه محدوده ها و مرزهاى حقوقى و اخلاقى را به هم ريخته است. در جريان جنگ ۳۳ روزه ديديم كه دولتمردان آمريكا تحمل ضعف و شكست اسرائيل را ندارند و با جريان سازى هاى سياسى و جنگ روانى خود مى كوشد انتقام جنگ ۳۳ روزه را از لبنانى ها بگيرد. براين اساس معتقديم حوادث امروز لبنان با شكست تل آويو و واشنگتن در جنگ ۳۳ روزه ارتباط مستقيم دارد. جنگى كه سرآغاز شكست طرح خاورميانه بزرگ ايالات متحده بود. *در ميان تحليلگران مسائل خاورميانه اين نگاه وجود دارد كه اتاق تصميم گيرى كاخ سفيد در حال ارتباط دادن درگيرى هاى خاورميانه به يكديگر براى استفاده هاى بعدى است. اين نگاه را تا چه حد با واقعيات موجود منطبق مى دانيد؟ من هم با اين تئورى موافقم. آمريكا هيچ طرحى را در منطقه به صورت مجزا پيگيرى نمى كند. آمريكا در حال پيگيرى يك طرح عظيم با هدايت اتاق فكر نومحافظه كاران و به رياست كاندوليزا رايس است. اين طرح همانى است كه رايس در روزهاى آغازين جنگ لبنان آن را به زبان آورد، يعنى تولد خاورميانه بزرگ. تحليلگران آمريكايى اكنون بر اين باورند كه مى بايد خاورميانه جديد را ايجاد كنند. آنها در فكر ترسيم نقشه سياسى جديدى براى خاورميانه هستند. اشغال عراق و چالش با ايران اتمى، جنگ فتح و حماس و جنگ لبنان اجزايى از اين نقشه هستند. هدف نهايى آمريكا حفظ سيطره بر كل منطقه در دوره جديد است. براساس اين تحليل ما نمى توانيم بحران لبنان را جداى از ديگر بحران هاى خاورميانه بررسى و تحليل كنيم. ما البته تمايلى به وصل كردن بحران هاى منطقه به يكديگر نداريم بلكه آمريكايى ها با اتصال اين بحران ها به يكديگر درصدد ايجاد شبكه اى همه گير هستند تا پاى تمام خاورميانه را به اين قضايا باز كنند. اما اين طرح آمريكايى ها تاكنون با شكست مواجه شده است اگرچه آنها از طرق مختلف سعى در پيشبرد طرح خود دارند. طرح آمريكا در سوريه و عراق نيز شكست خورده است و در اين ميان آزاديخواهان و استقلال طلبان وظيفه دارند با هوشيارى و اغتنام فرصت ها ، كل اين پروژه سلطه و نفوذ را متوقف سازند. * آخرين حلقه ميانجيگرى براى حل بحران لبنان را در اجلاس چندى پيش پاريس شاهد بوديم. نگاه حزب الله به اين ميانجيگرى ها چگونه است و با چه نگاهى شما وارد اين طرح ها مى شويد؟ ما از همان آغاز نشست پاريس مى دانستيم كه فرانسه و ساركوزى به دنبال كسب اعتبار براى خود در عرصه لبنان هستند. اين قبيل نشست ها مى تواند بخشى از راه حل براى رفع كامل بحران لبنان و به عبارتى روزنه اميدى باشد. موضع حزب الله دراين عرصه همانند گذشته است. ما حتماً به محض مشاهده علائم كوچك براى حل بحران در اين نشست ها شركت مى كنيم و به تجربه دريافته ايم كه مخالفان لبنان در آمريكا همواره مى كوشند اين نشست ها ناكام بماند تا بتوانند بازهم از فضاى غبار آلود لبنان، مقصود خويش را تأمين كنند. آنچه ما به عنوان هدف جدى دنبال مى كنيم و همواره آن را اعلام كرده ايم تشكيل دولت وحدت ملى است كه براساس آن همه طوايف و گروه هاى لبنانى نمايندگانى داشته باشند. البته اين آرمان هنگامى محقق مى شود كه ما مشكلات خود را در لبنان و بدون هرگونه دخالت خارجى حل كنيم. * با توجه به مشكلاتى كه به آنها اشاره كرديد اميد به حل بحران لبنان و تشكيل دولت وحدت ملى تا چه ميزان است؟ متأسفانه نمى توان براى اين قضيه جدول زمانى خاصى را تعيين كرد چون آمريكايى ها اكنون به صورت همه جانبه در صحنه سياسى بيروت ورود كرده اند و تصميم گيرى جناح ۱۴ مارس بويژه در زمينه طرح هاى مهمى مانند اصلاح دولت با مشورت سفارت آمريكا صورت مى گيرد. اما آنچه مسلم است اين نكته است كه ۱۴ مارسى ها بالاخره بايد يكى از راه حل هاى موجود را بپذيرند. البته يك احتمال قوى هم وجود دارد و آن اين كه با توجه به نزديكى انتخابات رياست جمهورى ، بحران سياسى بيروت نيز به اصطلاح تكانى خورده و رو به حل شدن برود. * نتيجه انتخابات پارلمانى منطقة المتن را حاميان شما (ميشل عون) از آن خود كردند. با اين تجربه فكر مى كنيد بتوان بر روى نقش پيشتاز ميشل عون براى انتخابات رياست جمهورى حساب كرد؟ كانديداى حزب الله براى اين انتخابات كيست؟ تجربه انتخابات در منطقة المتن منحصربه فرد بود و هركس اين انتخابات را مى ديد احساس مى كرد كه در اين انتخابات با كارزارى براى تصدى همه كرسى هاى پارلمان لبنان طرف است و نه يك كرسى. اين موضوع البته نشان از عمق بحران سياسى بيروت دارد. پيروزى نامزد جريان ميشل عون دراين انتخابات، پيروزى خط هشتم مارس بود كه خواهان تشكيل دولت وحدت ملى هستند. خطى كه خواهان استقلال لبنان و دورى گزيدن از سيطره ايالات متحده هستند. با اين حال به جرأت نمى توان گفت كه پيروز اين انتخابات، پيروز انتخابات رياست جمهورى نيز هست. اين انتخابات به نظرم تنها قدرت ۸مارسى ها را به رخ طرفداران دولت كشيد. تئورى ديگر اين است كه اگر انتخاباتى در سطح كل پارلمان انجام شود مخالفين دولت پيروز نهايى خواهند بود. از من در مورد ميشل عون و اين كه چه كسى كانديداى ماست پرسيديد و بايد عرض كنم كه ما بارها اعلام كرده ايم كه آقاى عون نامزدى جدى و با كفايت است. البته در مورد اين كه چه كسى در نهايت كانديداى جريان مخالفين (۸مارس) خواهد بود اجازه دهيد به وقتش اعلام شود و نه هم اكنون. * چند روز پيش نخستين سالگرد جنگ سى و سه روزه را پشت سر گذاشتيم. به عنوان يكى از رهبران ارشد حزب الله چه ارزيابى از آن داريد؟ هدف اصلى جنگ سال گذشته فقط نابودى حزب الله بود . اين هدف آمريكايى - صهيونيستى هنوز هم از طرق ديگر ادامه دارد. اسرائيلى ها نيز به اين امر معترفند. پس از پيروزى حزب الله شاهد توقف اين پروژه بوديم. موج استعفاهاى درون ساختار قدرت اسرائيل و گزارشى كه به وينوگراد شهره شد جملگى از شكست اسرائيل حكايت دارند. اين جنگ به لطف خدا قدرت جديدى به حزب الله در معادلات سياسى بخشيد و پيروزى حزب الله همان قدر كه براى ما استراتژيك بود براى اسرائيلى ها نيز شكستى استراتژيك بود و آثار و نتايج اين رويداد در طول زمان بيشتر هويدا خواهد شد. * فكر مى كنيد جنگ لبنان چه تأثيرى بر اوضاع كنونى و بحران هايى كه با آن مواجهيد دارد؟ عمليات وعدة صادق روحيه جديدى را به ملت لبنان و مردم مسلمان منطقه تزريق كرد و در ذهن آنها اين باور را ايجاد كرد كه مى توانند روى پاى خود ايستاده و آينده روشنى را براى خود ترسيم كنند. بعد از يك سال اندك اندك شاهد نتايج آن جنگ هستيم. روحيه شجاعت و ايثارگرى آرام آرام همه منطقه را فرا مى گيرد. آثار پيروزى لبنانى ها بر رژيم صهيونيستى همانند گلوله برفى است كه رها شده و هرچه جلوتر مى رود، بزرگتر و نيرومندتر خواهد شد. از طرفى اين جنگ باعث شناخت دوست و دشمن حزب الله شد و درجريان اين رويداد ما شناخت بيشترى از توانايى هاى خود به دست آورديم. آن ارتشى كه روزگارى ادعاى شكست ناپذيرى داشت اكنون يك نيروى شكننده است و با وجود كمك هاى نظامى آمريكا به اسرائيل، كاخ سفيد ديگر امكان حساب كردن بر روى توانايى هاى اسرائيل را ندارد. *جناح ها و طيف هاى سياسى لبنان نگاه هاى متفاوت به نقش ايران دارند، به عنوان چهره شاخص در بيروت دوست داريم ارزيابى شما را از ديپلماسى تهران بشنويم؟ ديپلماسى ايران تاكنون جز «خير» براى لبنان چيزى نداشته است. ايرانى ها اكنون در حال كمك در راستاى بازسازى لبنان و رفع نابسامانى هاى ناشى از جنگ سى و سه روزه هستند. ايران ازمقاومت ملت لبنان و دفع سلطه اجانب از اين سرزمين حمايت مى كند. دراين ميان شايد گروه هايى مانند ۱۴ مارس با همان عينك آمريكايى ها به نقش ايرانى ها بنگرند اما حتى سران ۱۴مارسى ها خود نيز بهتر مى دانند كه ايران دوست لبنان است و هيچ گاه كارى برخلاف مصالح ملت لبنان نكرده است. * برخى منابع حزب الله از آمادگى اسرائيل براى حمله جديد به لبنان خبر مى دهند. سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله چندى پيش در واكنش به اين اخبار گفته بود كه اگر اسرائيل به لبنان حمله كند با سورپرايز بزرگى مواجه مى شود. اين سورپرايز چيست؟ اسرائيل آغازگر جنگ پارسال بود. آنها همه ساختارهاى خود را براساس جنگ ساخته اند و هرلحظه آمادگى آغاز يك جنگ را دارند. استراتژى جنگى اسرائيل، جنگ در چند منطقه و نه يك منطقه است. پيروزى حزب الله در سال گذشته امكان آغاز جنگ جديدى را از اسرائيل سلب كرده است. در مورد سورپرايزى كه سيدحسن نصرالله از آن سخن گفته است نيز اگر بخواهم حرفى بزنم از حالت سورپرايز خارج خواهد شد. اجازه دهيد تحليلگران دراين باره به ارائه نظر بپردازند و در وقت خود همه خواهند ديد سورپرايز جديد حزب الله چيست. در مورد احتمال حمله اسرائيل به حزب الله نيزمعتقدم خوشبختانه اسرائيل قادر به هركارى كه در ذهن دارد نيست و از فكر تا عمل فاصله بسيارى است. حزب الله هميشه آماده دفاع از خود و مردم لبنان است . اسرائيل خطرى است كه بايد هميشه در مقابل آن آماده بود.
|