|
|
|
رهايى از چنگ وسواس
|
|
|
داوود پنهانى
كف خانه را تميز مى كند، ظرف ها را مى شويد، دوباره مى شويد، آب مى كشد، گرد و خاك نشسته روى وسايل را با يك پارچه مى گيرد. دوباره بر مى گردد و به ظرف ها نگاه مى كند. نكند هنوز خوب شسته نشده است!؟ يك بار ديگر آب مى كشد، يكبار ديگر بر مى گردد و انگشت بر رويه مبل مى كشد، انگار مطمئن نيست كه گرد و خاك را تميز كرده، انگار هنوز از تميز بودن كف خانه اطمينان پيدا نكرده است. چندين و چند بار اين كار را تكرار مى كند تا خسته شود و در گوشه اى به استراحت وادار شود. اين رفتار هر روزه اوست. چندين و چند مرتبه تكرار مى شود تا او هر بار به خود نهيب بزند كه ديگر اين كار را تكرار نمى كند، اما هر بار كه فرداى ديگرى را آغاز مى كند، روز از نو و روزى از نو، همه چيز به جاى اول بازگشته تا خستگى هميشه در تمام بدنش باقى بماند. او مانده و سرزنشى ادامه دار از رفتار روزمره. حكايت رفتارى اين گونه براى بسيارى از ما آشناست. اگر خود چنين كارى نكرده باشيم، حتماً در ميان آشنايان خود با كسى برخورد كرده ايم كه رفتار هايى اينگونه دارد. به مردى فكر كنيد كه هر بار مى خواهد از خانه بيرون برود بار ها و بار ها شير گاز را چك مى كند. انگار از بسته شدن آن اطمينان ندارد. پيش از آنكه در آپارتمان را ببندد دوباره بر مى گردد و يكبار ديگر به شير بسته شده نگاه مى كند. اين هم به بخشى از رفتار روزمره او تبديل شده است. خودش با ناراحتى مى گويد: «نمى دونم چرا اينجور مى شه. تازه هر موقع هم كه مطمئن مى شم شير گاز رو بستم باز ته ذهنم نگرانم. اين نگرانى تا تموم شدن كار و بازگشت به خانه ادامه داره. . . » او خود اعتراف مى كند كه از تكرار اين رفتار به ستوه آمده و خسته شده است. اينجاست كه با گلايه مى افزايد: «دچار وسواس شدم»
وسواس به حس روانى خاصى گفته مى شود كه هر بار در حين انجام كارى به سراغ فرد آمده و در نتيجه آن فرد مبتلا از انجام برخى رفتار ها اطمينان ندارد. مثلاً هر بار كه از خانه بيرون مى رود چندين و چند مرتبه داخل كيف خود را نگاه مى كند كه مبادا پول را جا گذاشته باشد. اين رفتار به گفته كارشناسان و روانشناسان يك نوع بيمارى است. بيمارى خاصى كه طبق نتايج به دست آمده در اين زمينه ۱۰۰ ميليون نفر در جهان به آن مبتلا هستند. برخى محققان اعلام كرده اند كه از هر پنجاه نفر، يك نفر به دليل ابتلا به بيمارى هاى روانى و نگرانى وسواسى هستند. تحقيقات محققان عربستانى در اين كشور مشخص كرده است كه وسواس ۳۱ درصد مردم اين كشور مربوط به نظافت و پاكى است و ۴۲/۲ درصد مردم، به همين دليل چند بار وضو مى گيرند و نماز مى خوانند. آمارهاى اعلام شده در كشور خودمان نيز حكايت از آن دارد كه ۴۴ درصد مردم ايران از مشكل وسواس رنج مى برند؛ يعنى چيزى نزديك به نيمى از جمعيت كشور. انجمن وسواس ايران، از اين بيمارى به عنوان يك فكر يا تصوير ذهنى سمج ياد مى كند و در گزارش هاى ارائه شده از سوى كارشناسان اين مركز اعلام مى شود كه هيچ آمار رسمى از تعداد وسواسى ها در كشور وجود ندارد و تنها بر اساس مراجعاتى كه وجود داشته ، اين نتيجه به دست آمده كه در حال حاضر ۴۴ درصد مردم ايران، دچار اختلال وسواس هستند. * آغاز يك بيمارى به گفته محققان وسواس گونه اى ازتفكر است كه به شكل خودكار آغاز مى شود و فرد توانايى از بين بردن آن را ندارد. از اين نظر به گفته كارشناسان، وسواس منجر به توليد حال بد يا اضطراب در فرد مى شود. در نتيجه فرد مبتلا براى خنثى كردن اين اضطراب، از پاسخ هاى دفاعى ناكارآمد مثل اجبار، اجتناب، افكار اطمينان بخش و انزجار استفاده مى كند. اين در حالى است كه بسيارى از مردم تنها از اعمالى مانند شست وشو و نظم به عنوان وسواس نام مى برند و ريشه هاى اصلى آن، يعنى رفتارهاى اجتنابى و انزجارى را ناديده مى گيرند. با اين حال دكتر «حسين فيروز زاده» روانشناس اين اختلال را به دو دسته تقسيم بندى كرده و در باره آن چنين توضيح مى دهد:« وسواس به دو نوع تقسيم شده و اين دو نوع عبارتند از اختلال شخصيت وسواس اجبار و اختلال اضطرابى وسواس اجبار. مورد اول يكى از اختلالات يازده گانه شخصيت است كه متأسفانه فرد در ظاهر اصلاً بيمار جلوه نمى كند.» به اعتقاد اين كارشناس مورد دوم بدترين و خطرناك ترين نوع وسواس است كه بيمار با ابتلا به آن در اضطراب اعمال وسواسى وامى ماند. به گفته كارشناسان، كمال گرايى، جزئى نگرى، كنترل و انعطاف ناپذيرى، چهار ويژگى شخصيت وسواسى است كه دو ويژگى اول، در ابتدا مثبت به نظر مى رسد، اما وقتى در كنار موقعيت هاى معمولى زندگى قرار مى گيرد، فرد را دچار مشكل مى كند. كارشناسان در بررسى عوامل به وجود آورنده وسواس در اشخاص به موضوعهاى مختلفى اشاره مى كنند. اين كه انسان هاى باهوش و خلاق بيشتر از ديگران در معرض ابتلا به وسواس قرار دارند، اين كه وسواسى ها بيشتر از افراد معمولى فكر مى كنند، دائم در حال تحليل هستند و هميشه براى هر كارى دنبال دليل مى گردند، اين كه دوگانگى رفتارى و آموزشى در ابتلا به اين بيمارى بى تأثير نيست و مواردى از اين دست كه در صحبت هاى بى شمارى، همواره در اين زمينه بر زبان مى آيد. مى گويند خانم ها به اين علت كه بيشتر وقت شان در خانه مى گذرد، براى ابتلا به وسواس مستعدترند . از سوى ديگر، عده اى از كارشناسان بر اين عقيده اند كه در ۴۰ درصد موارد، وسواس از والدين به فرزندان مى رسد و ۵۰ درصد عامل ابتلاى افراد به اين اختلال، شيوه تربيت در دوران كودكى است. از اين نظر هر گونه عدم سازش والدين با كودكان در زمينه خوب يا بد بودن مسائل، مراقبت از خود، نحوه دستشويى رفتن و موارد مشابه ديگر، هريك مى تواند در زمينه فكرى فرزندان در آينده دور يا نزديك تأثيرگذار باشد. همين تأثير گذارى است كه منجر به هشدار دكتر «اسلامى نسب» روان درمانگر و يكى از كارشناسان اين حوزه مى شود. او نسبت به ابتلاى فرزندان بيماران وسواسى به اين عارضه هشدار مى دهد و مى گويد: «وسواس هم مى تواند ارثى باشد، هم يادگيرى و محيط در آن اثرگذار است، در نتيجه فرزندان يك فرد وسواسى به راحتى مى توانند مانند پدر يا مادر خود يك شخصيت اضطرابى پيدا كنند. » از سوى ديگر « محمد رضا عابدى » استاد روانشناسى دانشگاه شهيد بهشتى تهران نيز معتقد است كه در حال حاضر در ايران پسر ها زودتر از دختران دچار « وسواس» مى شوند. به گفته وى، افت تحصيلى يكى از نشانه هاى بروز وسواس در پسرهاست و وسواس در هر سنى در پسر ها وجود دارد و چهارمين بيمارى ناتوان كننده روانى در افراد است. وى مى گويد: «وسواس باعث ناتوانى و مختل شدن عملكرد افراد مى شود و بروز آن به صورت خفيف و شديد است. كسى كه وسواس دارد بيمار است و حتى در افراد كم سن و كودك نيز علايم آن بروز مى كند. افراد در تشخيص وسواس بصيرت لازم را ندارند و براى درمان آن بايد به يك مركز درمانى مراجعه كنند تا درمان دارويى و روان شناختى برروى فرد بيمار صورت گيرد. » عابدى مى افزايد: « كسانى كه وسواس دارند دچار اضطراب مى شوند و در انجام وظايف خود ناتوان مى شوند. » دكتر «يعقوب اسماعيلى» روانشناس و استاد دانشگاه نيز با اشاره به اين كه وسواس يك بيمارى و يك اختلال عاطفى است و عملى وجود ندارد، اين بيمارى را يك بيمارى ذهنى مى داند و مى گويد: «وسواس انسان را دچار اضطراب مى كند و افراد براى كاهش اين اضطراب ها دست به كارهاى اجبارى آشكار و ذهنى مى زنند. » به گفته وى، از جمله اين رفتارهاى آشكار مى توان به شست و شو، نوشتن، وارسى و غسل و رفتارهاى اجبارى به وردخوانى و شمردن اشاره كرد. * وسواس و روش هاى درمانى بسيارى از كسانى كه به عارضه وسواس دچار مى شوند، از اين موضوع اظهار نارضايتى كرده و معتقدند كه در نتيجه انجام رفتارهاى وسواسى آزار ديده و خسته مى شوند. اين نكته اطرافيان اين آدم ها را نيز اذيت كرده باعث آزار و ناراحتى آنها مى شود. در اين ميان و بر پايه يك تصور عاميانه اعتقاد بر اين است كه وسواس غير قابل درمان است. اين در حالى است كه روانشناسان معتقدند كه اين بيمارى به روش هاى مختلف قابل درمان است. آن ها براى درمان اين عارضه در مواردى حتى به تجويز دارويى نيز روى مى آورند. داروهايى كه به گفته كارشناسان انجمن وسواس ايران تنها اثر كوتاه مدت دارند كه تا اندازه اى از اضطراب بيمار مى كاهند و پس از قطع آن، دوباره اعمال وسواسى برمى گردد. آنها بر اين عقيده اند كه تاكنون هيچ بيمار مبتلا به وسواس با دارو بهبودى كامل پيدا نكرده است. دكتر «اسلامى نسب» با بيان اين كه درمان علمى وسواس در همه دنيا، روان درمانى است در اين زمينه مى گويد: «در اين روش از «مواجهه» استفاده مى شود. اين نوع درمان، مانع از آن مى شود كه بيمار از واقعيت ها و مشكلات فرار كند و در واقع او را وادار مى كند كه با «خود» روبه رو شود. اين كار اضطراب فرد مبتلا را از بين مى برد و فكر مزاحم را ضعيف مى كند. در مرحله بعد درمان كه در حال حاضر تنها در ايران انجام مى گيرد، از روش «مرگ آگاهى» استفاده مى شود كه در آن فرد با تكرار مواجهه و خودآگاهى از شر اعمال وسواسى خلاص مى شود و در واقع ترس او كه يكى از علت هاى اصلى بيمارى اش است، از طريق مواجهه با يك ترس بزرگ تر به نام مرگ، از بين مى رود». در حال حاضر تحقيقات گسترده اى براى سنجش كاركردهاى اجرايى در بيماران مبتلا به اختلال وسواسي_ اجبارى و اختلال اضطراب فراگير در حال انجام است. كارشناسان در اين تحقيقات بر اساس ملاكهاى راهنمايى تشخيصى و آمارى اختلالات روانى، متن تجديد نظر شده با همتا سازى در متغيرهاى سن، جنسيت، ميزان تحصيلات و وضعيت تأهل و همچنين آزمون هاى اضطراب، افسردگى مقياس وسواسي_ اجبارى مورد بررسى صورت مى گيرد. در نتيجه اين تحقيقات، مشخص شده كه خطاهاى رفتارى بيشترى در افراد مبتلا به اختلال وسواسي_ اجبارى وجود دارد كه اين عوارض باعث كاهش انعطاف پذيرى شناختى افراد و مفهوم سازى فرد دچار اشكال و نارسايى مى شود. به اعتقاد بسيارى از كارشناسان فرد مبتلا به وسواس با مراجعه به روانپزشك و مشاوران روانشناس مى تواند نسبت به بهبود خود و خلاصى از چنين وضعيتى اميدوار باشد. روش هاى پيشنهادى اين كارشناسان را مى توان به طور خلاصه در چند دسته تقسيم بندى كرد. يكى از اين شيوه ها به گفته صاحبنظران استفاده از روش هاى درمان روانپزشكى است. اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلى اش در روانپزشكى به او اجازه مى دهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام كند. علاوه بر اين كه در زمينه ريشه يابى ها كار و تلاش كرده و دائماً در رابطه با خود هم اقدام هايى به عمل آورده و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوه هاى ديگرى را براى درمان لازم مى بينند به كار گيرند. از سوى ديگر به گفته كارشناسان در برخى موارد لازم است كه بيماران را در مؤسسات روانپزشكى و گاهى هم در بيمارستان ها به طرق روانكاوى و روان درمانى درمان كرد . روان درمانى در اين مبحث نوعى درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مى گيرد. يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مى رود. در اين روش درمان اختلال به صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى گيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفت و گو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود. به اعتقادصاحبنظران در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است وتا زمانى كه به اين جنبه ها توجه نشود اصلاح و درمان به طور كامل امكان پذير نخواهد شد. اين سه اصل عبارتند از: اصلاح محيط، ارتباط خوب و مناسب و روانكاوى و روان درمانى. در اصلاح محيط توجه به امنيت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعاليت هاى تفريحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور و . . . مد نظر قرار مى گيرد. از سوى ديگر در روان درمانى داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خوددارى از سرزنش و... نيز از اهميت فراوانى برخوردار است. توجه به نكاتى از اين دست راهى است به سوى درمان بيمارى وسواس و ر ها شدن از چنگال آزار و اذيتى كه از رهگذر آن نصيب فرد مى شود.
|
|
|
|
|