چهارشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۲ شعبان ۱۴۲۸
Wed, Sep 5, 2007
آيينه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
ماجرا
رودررو
خانواده
درآستانه اربعين درگذشت حضرت آيت الله مشكينى
نگاهى به ديدگاه هاى سياسى ـ اجتماعى آيت الله مشكينى
درآستانه اربعين درگذشت حضرت آيت الله مشكينى
«سياست»
در جذبه شيدايى «اخلاق»
312450.jpg
فرزاد زادمحسن

۱- صبح چهارشنبه دهم مرداد۸۶: روز تشييع «حضرت آيت الله على مشكينى» يك لحظه احساس كردم خيابان مسير تشييع - از چهارراه وليعصر تا دانشگاه تهران و ميدان انقلاب- عطرآگين شده؛ «ولده اجله لعرف اداحنه»... تشييع او هم انگار جلوه اى از تماميت زيستن او شده بود: غرق در معنويت و نور، سراسر غوطه ور در آرامش و مجذوبيتى ملكوتى و روحانى، كه همه وجود و جانش جلوه صافى و صيقل خورده اين «روحانيت» بود؛ در درس هاى اخلاق سفارش هميشگى اش به طلبه ها، اين بود: «شما روحانى هستيد نه جسمانى، بايد حواستان باشد كه يكايك رفتار و حالات شما تجلى اين روحانيت باشد»... انگار اين تشييع بهانه اى شده بود تا باز هم چهره هاى اين روزهاى كمتر ديدنى و غريب مانده در انبوهى جمعيت هرروزه شهر را ببينيم، مانند روزهاى تشييع شهدا. پيراهن هاى مشكى در آن صبح داغ و دم كرده مرداد و دوباره دست ها بر سينه و ذكر مصائب حسين(ع) و فاطمه (س) و عطر صلوات و زمزمه تهليل و تسبيح... پيكرش را آوردند؛ روى شانه هاى لرزان جمعيت مى رفت و: «كعبه ام مثل نسيم، مى رود دست به دست»... آقاى مشكينى هرجا مى رفت انگار يكباره آنجا را با نفسش، با حضورش، عطرآگين مى كرد. اين را به دوستى در ميانه جمعيت گفتم: در جبهه ها و در ميان سنگرها و در جمع بچه هاى رزمنده و بسيجى يا جلسات رسمى مجلس خبرگان، يا درنمازجمعه هاى قم يا در درس هاى اخلاق مدرسه فيضيه و يا در همان خانه كوچك و محقر محله خاك فرج... فرقى نمى كرد. هرجا كه بود آنجا عطرآگين مى شد. انگار آنجا از حضورش بوى بال فرشته مى گرفت، آنقدر كه محبوب و منور بود، چهره پرصفا و نورانى اش، لهجه و لحن دلنشين و مجذوب كننده اش... حالا هم خيابان هاى تهران را حتى براى همين لحظه هاى كوتاه عطرآگين كرده است.
بگذار يكى ، دو ساعت ديگر مشام شهر دوباره به انفجار متراكم اين عصبيت ملتهب از دود و آهن عادت كند و ديدم كه تهران هم به نفس او مجذوب و معطر شده است. انگار... گويى صدايش را از ميانه اين موج دامن گستر كه زيرچتر سوزان آفتاب مرداد بال مى گشود و بالا مى رفت، از وسط اين همهمه و غوغا و غريو و صداى بى تاب دم گرفتن و شور دادن اين خيل سياه پوش و سينه زن جلوى دانشگاه و مسير تشييع، از فراسوى كلمات، مى شد شنيد . آنجا كه زيربالكن حسينيه جماران، روبه روى امام(ره)، با آن لحن دلنشين و شيرين مى گفت: «الهى كيف اشكرك و اشكرك يحتاج الى شكر»...
۲- يكى از روزهاى پائيز۵۷- قم؛ راهپيمايى بزرگ مردم به سمت قبرستان بقيع. آيت الله مشكينى و آيت الله خامنه اى در صف اول و جلوى جمعيت راهبرى و سازماندهى بزرگ ترين حركت مردمى تا آن روز را برعهده دارند.
خيابان هاى قم تا آن زمان چنين عظمتى به خود نديده بود. خاطره طلايه دارى و پيشگامى آن دو بزرگ، با شجاعتى باورنكردنى در پيشاپيش انبوه جمعيت و روبه روى رگبار تهديدآميز تيرهاى هوايى و ترس مرگ در ذهن همه حاضران آن هنگامه تاريخى ماند تا...
۳- پنجشنبه ۱۱ مرداد - صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه (س)- قم - آيت الله مكارم مى خواند و هزاران تن ديگر به امامت او: «اللهم لانعلم منه الاخيراً»... ذهنم بى اختيار رفت به آن صبح غبارآلود تلخ: مصلاى تهران- صبح ۱۶ خرداد ۶۸: آيت الله مشكينى در صف جلو، ايستاده به نماز و حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى بر پيكر امام(ره) نماز مى خواند: «اللهم لانعلم منه الاخيراً... اللهم عفوك عفوك عفوك»... جمعيت دارد نزديك مى شود به ميدان انقلاب. به تعبير درخشان «كسايى مروزى»: «جنازه تو ندانم كدام حادثه بود»... و جمعيت مى خواند: گشته مهمان خدا مشكينى...
۴- ۶ مهر ۱۳۶۶- حسينيه جماران - امام (ره) پس از خطابه آيت الله مشكينى شروع به سخن مى كند: «آقاى مشكينى! شما دعا كنيد كه آدم بشويم. ما همه گرفتاريم، گرفتار در دست خودمان هستيم. گرفتار نفوس خودمان هستيم.»...
آرامش و صفايى مجذوبانه در سراسر فضاى حسينيه جارى شده بود. سكوت بود و نگاه ها گره خورده درنگاه آن كه جذبه چشمش، مستوران را به حلقه مستى مى كشيد و: «اين دنيا از دست ما مى رود. من زودتر مى روم، شما هم بتدريج. آن چيزى كه باقى مى ماند حسنه است. حسنه، اين دنيا نيست. آن حسنه مطلق كه همه انبيا دنبالش بودند رسيدن به مقامى است كه ما نمى توانيم بفهميم. توجه به اين مقام كه انسان خودبين نباشد توجه به خودش نداشته باشد. اميدوارم كه خداوند رحمتش را بر ما نازل كند و ما را ازجمله رحمت شدگان حساب كند.»
۵- مدرسه فيضيه قم. روزهايى كه پذيراى شاگردان درس اخلاق حضرت آيت الله مشكينى بود لبريز از عطر خلوص و جذبه شوق و معنا مى شد. كلامش همه عطر و بوى قرآن و حديث داشت كه با وسعت چشمگيرى از دانش هاى فراوان در حوزه هاى پرشمارى چون لغت شناسى، فقه، علم حديث، تفسير و... درخششى دوچندان مى گرفت و مستمعان را از اين ميزان احاطه و اشراف به معارف و متون اسلامى شگفت زده مى كرد.
۶- حضرت آيت الله مشكينى نمونه و الگويى از حاكميت و غلبه «اخلاق» بر «سياست» بود. نمونه اى نادر و يادآور و تداعى گرى از نسل زاهدان و فقيهان و عارفانى دين باور و حق مدار كه حتى در كانون اقتدار و امكان عملى ساختن خواسته ها و تحقق منويات خويش با ابزار سياست، درنهايت تشرع و زهد و ورع، نفس را مقهور سيطره ملكه وجدان و اخلاق و مغلوب صفاى باطن و صدق و خلوص ضمير و كرامت نفس خويش ساخته اند.
۷- حضرت آيت الله مشكينى اكنون همه ما را ترك كرده است. با كوله بارى از تقوى و تعبد و ماندن بر سر آن عهد كه: «ومنهم من ينتظر و ما بدلوتبد يلا »... در كودكى بارها، خواب شهادتش را ديدم. در جبهه ها بسيار ديده مى شد كه عكس اش زينت بخش سنگرها بود. بچه هاى رزمنده، او را در قامت يك عالم عامل و استاد و مربى اخلاق، دوست داشتند. حضور او را در سنگر عمليات فرماندهى عمليات فتح خرمشهر (فتح المبين) نبايد فراموش كرد. در كنار شهيدانى چون صدوقى و صياد... حضورش به رزمندگان آرامش و اطمينان مى داد. در اين سال ها، در هر بحران و هرجريانى كه رنگى از تشنج و تنش داشت حضورش پايان بخش همه تشويش ها و مايه ايجاد آرامش بود. مثل حضور تعيين كننده او در پايان تحصن طلاب در ماجراى آقاى مصباح، يا سخنان تاريخى و افشاگرانه اش در نمازجمعه مشهور قم پس ازسخنان آقاى منتظرى در ۱۳ رجب ۱۳۷۶ و...
۸- آن صندلى سفيد و آن اتاق كوچك و ساده با سقف گنبدى شكل خيابان خاك فرج قم ديگر جايگاه ديدار او نيست. اما دامنه حضور اين معرفت آموخته مكتب اهل بيت(ع) امتدادى به وسعت ابديت يافته است . انگار زبان حال خود مى گفت درآن آخرين سخنرانى اش در - گمان كنم- اجلاس سالانه ائمه جمعه كه: «ان الله اذا احب عبد و فره اجله فى احسن عمله»... آقاى مشكينى! درآخر همه سخنرانى ها اين تكيه كلام را هميشه مى گفتى: «من دعا مى كنم و شما هم آمين بگوييد»... حالا كه مى روى ما را دعاكن، دعا كن كه مثل تو بمانيم، كه مثل تو بميريم... خداحافظ آقاى مشكينى! بازمانده آن سال هاى خوب و عزيز كه رفته رفته دارد به گنجينه خاطره ها مى پيوندد، آن سال هاى بال در عطر نفس فرشتگان خداوند زدن، يادگار آن دوران زيستن در سايه سار بيكرانگى عشق، يادآور آن سال هاى دور دور... خداحافظ!...
تهران- هفدهم مرداد۱۳۸۶
نگاهى به ديدگاه هاى سياسى ـ اجتماعى آيت الله مشكينى
رئيس مجلس خبرگان رهبرى در آئينه كلامش
سيد محمد مهدى موسوى

هنوز در ايام اربعين ارتحال مرجع عاليقدر جهان تشيع، حضرت آيت الله العظمى فاضل لنكرانى قرار داشتيم كه خبر ناگوار و جانكاه رحلت آيت الله على مشكينى، رئيس مجلس خبرگان رهبرى، غم و اندوه دلسوزان و دوستداران انقلاب و ولايت را دوچندان كرد و آن فقيه مجاهد و پارسا پس از عمرى تلاش خستگى ناپذير در راه خدا و براى پاسدارى از ارزش هاى انقلاب اسلامى و راه امام و رهبرى، در سن ۸۶ سالگى به لقاء دوست پيوست.زندگى آن مرد بزرگ از آغاز دوران طلبگى، سرشار از مبارزات و تلاش هاى سياسى و فرهنگى براى تحقق حكومت اسلامى بود. او از نخستين كسانى بود كه به نهضت امام راحل پيوست و چه در زمان طاغوت و در تبعيد و چه پس از پيروزى انقلاب، از بزرگترين حاميان خط امام و ولايت فقيه بود.
نكته جالب درمورد ايشان اين كه چهار دوره رياست بر مجلس خبرگان رهبرى، سالها دبيركلى جامعه مدرسين، رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى و دهها مقام و منصب ديگر، هيچ گاه در روحيه مردم دارى و ساده زيستى ايشان خللى وارد نياورد.صفاى نفس، توجه به معنويات، تهجد، تواضع و ساده زيستن درطول عمر از او شخصيتى ساخته بود كه به فرموده مقام معظم رهبرى و همه بزرگان حوزه، معلم بزرگ اخلاق همه طلبه ها بود. به مناسبت ارتحال آن مرد بزرگ، برخى از مهم ترين ديدگاه هاى سياسى و اجتماعى ايشان درپى مى آيد:

* براى دفاع از حق هسته اى تا آخر ايستاده ايم
ايشان همواره و بويژه درطول سه ، چهار سال اخير در خطبه هاى نمازجمعه قم و يا در جلسات ديگر بر ضرورت پاسدارى از حق هسته اى ملت تأكيد داشتند: «آمريكا و اروپا بايد بدانند كه ملت ايران از حق مسلم خود كوتاه نمى آيد و تا آخر ايستاده است و هزينه ايستادگى خود را هم مى پردازد.»
«آمريكا و اروپا در پى باج خواهى از ايران هستد حال آن كه ملت رشيد ما به كسى باج نداده و نخواهدداد.»
«بايد توجه داشت كه راهپيمايى ها و شعارهاى كوبنده ملت در دفاع از حقوق مسلم هسته اى باعث استوارى نظام و يأس دشمنان مى شود.»
* حمايت از دولت نهم
آن فقيه مجاهد پس از روى كار آمدن دولت نهم، بارها و بارها از دولتمردان و بويژه شخص رئيس جمهور حمايت كرد؛ درجايى مى گفت: «دولت وعده هاى خوبى به مردم داده است و آن گونه كه از كردار و رفتار دولتمردان و بويژه شخص رئيس جمهور پيداست در حرف خود صادق هستند و لذا مردم هم بايد آنها را يارى كرده و درمورد دولت و اقدامات او شتاب زده قضاوت نكنند.»
* قدر اين نعمت را بدانيم
او با تأكيد بر اين نكته كه قواى سه گانه كشور بايد دست به دست هم داده و در بازكردن گره هاى مردم كوشا باشند، مى گفت: «يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند به ما اين است كه مجلس و دولت و قوه قضائيه، همسو و همفكر با يكديگر و درجهت راه امام و رهبرى و انقلاب هستند كه البته ملت ما بايد شكرگزار اين نعمت باشد و با تمام وجود از قواى سه گانه كشور براى حل مشكلات حمايت كنند.»
* دشمن نمى خواهد دولت نهم موفق شود
آيت الله مشكينى معتقدبود دشمنان نظام در تلاش هستند با افزايش توقعات مردم، زمينه موفق نبودن دولت را فراهم كنند و در اين باره به صراحت اظهار مى داشت: «همه بايد درحد توان خود به يارى و كمك احمدى نژاد بشتابيم و به اين نكته مهم توجه جدى داشته باشيم كه بسيارى از مشكلات به سرعت حل و فصل نمى شود.»
* تقدير از سفرهاى استانى
درجاى ديگرى نيز تقدير از دكتر احمدى نژاد به دليل سفرهاى استانى هيأت دولت و به ويژه تشكيل جلسات دولتمردان در استان هاى محروم براى حل مشكلات مردم، ابراز مى داشت: «چرا بايد در يك كشور اسلامى، مناطق محرومى وجودداشته باشد. امكانات در كشور بايد به طور كاملاً عادلانه در همه شهرها و روستاها به صورت مساوى تقسيم شود و سفرهاى استانى دولت در همين راستا است».
* ارادت به بسيجيان
آنانى كه حضرت آيت الله مشكينى را از نزديك مى شناسند بارها شاهد ابراز ارادت و محبت ايشان نسبت به بسيجيان بوده اند. آن مرحوم بسيج را ازجمله مهم ترين الطاف الهى به ملت ايران مى دانست به طورى كه اعتقادش اين بود: «بسيج نماد مباركى است كه تأسيس آن از جمله مهم ترين بركات و الطاف خداوند متعال براى نظام جمهورى اسلامى ايران بود.»
* همه بسيجى باشيم
تكيه كلامش همواره اين بود كه همه بايد بسيجى باشيم و بسيج را يارى دهيم و مى گفت: «بسيج يارى دهنده دولت و ملت در همه زمينه هاست. اين نهاد مقدس در هركجا كه دولت و ملت ايران دچار مشكل شده اند به آن ها كمك كرده و امنيت محيط و مبارزه با مفاسد را در كشور برعهده گرفته است.»
* موضع احمدى نژاد، موضع امام و ملت است
مرحوم آيت الله مشكينى برخلاف برخى از افراد كه موضع دكتر احمدى نژاد را درقبال مسأله هلوكاست نفى مى كردند، ضمن حمايت از اين موضع قاطعانه رئيس جمهور مى گفت : «حرفى كه رئيس جمهور درمورد اسرائيل زدند كه اسرائيل بايد از بين برود، حرف تازه اى نيست بلكه حرف امام و ملت است».
ايشان همچنين ضمن خطرناك توصيف كردن بحث عادى سازى روابط برخى از كشورهاى اسلامى با رژيم غاصب صهيونيستى، تصريح مى كرد: «بحث عادى سازى روابط برخى ازكشورهاى اسلامى با رژيم صهيونيستى براى مسلمانان ننگين است و به طور جدى بايد از آن اجتناب شود ؛ چرا كه نبايد از اين حقيقت غافل شويم كه اسرائيل يك كشور نيست، يك رژيم غاصب است».
* مهم ترين وظيفه امروز، وحدت است
او نيز همچون استاد برجسته خويش حضرت امام خمينى(ره) بر ضرورت وحدت در جوامع اسلامى بسيار تأكيد مى نمود به طورى كه حفظ وحدت را مهم ترين وظيفه هر مسلمانى در شرايط كنونى مى دانست و مى گفت: «دشمنان اسلام به ويژه آمريكاى جهان خوار و صهيونيسم غاصب قصد تفرقه درميان كشورهاى اسلامى را دارند. اما اگر وحدت و همدلى بين مسلمين حفظ شود، آن ها هيچ غلطى نمى توانند بكنند . »
* دموكراسى آمريكايى پوچ است
ايشان در بسيارى از خطبه هاى نمازجمعه قم، ضمن پوچ خواندن دموكراسى آمريكا، هدف جورج بوش را از لشكركشى به منطقه، از بين بردن اسلام انقلابى عنوان مى كرد و مى گفت: «دموكراسى آمريكا در افغانستان و عراق براى همه مردم جهان معلوم شد و مردم دنيا فهميدند كه دموكراسى آمريكا و انگليس مساوى با خوى وحشى گرى آنهاست».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |