|
تصوير خانه دارها در قاب زندگى
|
|
|
مهرى حقانى
خانه نشين ها عنوان بيش از ۳۰ اثر نقاشى در گالرى هماست. زنان عمده ترين موضوع اين نقاشى ها هستند و البته زنان اين بار از نگاه يك هنرمند زن به تصوير كشيده شده اند. پگاه امينى نقاش و گرافيست به حكايت تصويرى از چارديوارى اندرونى زندگى زنان پرداخته است. زنانى كه به هر دليل ماندن در خانه را بر رفت وآمد در فضاى بيرونى اجتماع ترجيح داده اند و برخى مسائل اجتماعى آنها را به اين ترجيح كشانده است و صد البته آنها قابليت هاى فراوانى مى توانند داشته باشند. اما اگر امكان ظهور بالقوه ها وجود نداشته باشد، نشستن جاى حركت را مى گيرد. البته تعبير خانه نشين ها با خانه دارها متفاوت است. اگرچه هر دو مقيد به انجام وظايف و مسئوليت هاى كلى در خانه هستند. در اثرى كه تصوير سنتى يك زن را نشان مى دهد خانه و آشپزخانه در احاطه او قرار دارد. قالى پس زمينه ثابت خانه هاست. اغلب اين زنان نشسته اند و نمايش دست هاى آنان برجسته است، دست هايى كه نشان از توانايى است. با اين همه نوعى تضاد ديده مى شود. معمارى خانه ها و رنگ بندى پوشش و لباس ها شاد و زنده است ولى چهره اين زن ها اغلب گرفته است. پگاه امينى در اين باره مى گويد: «ما در تاريخ معمارى ايران خوانده ايم كه يكى از ويژگى هاى معمارى ايران اين است كه معمارى داخلى بسيار زيباست اما معمارى بيرونى غيرقابل نفوذ است و مانند دژ سخت و ستبر است.» اين خاصيت شايد به آدم ها نيز نفوذ كرده چنان كه چهره اين زنان در سكوت و تفكر غوطه ور است، اگرچه آرايش خانه و پوشش آنان شاد است. برآيند اين تصاوير حكايت از زندگى زنان طبقه متوسط دارد، آنها گاه از خلاقيت هاى خود دور مانده اند و به زبان خود نقاش، آنها تا حد زيادى درگير مسأله تنهايى هستند. نمايشگاه نقاشى خانه نشين ها، روايتگر بخش اندرونى زندگى عده اى از زنان است. آنها چندان درگير آشپزخانه نيستند اما نوعى سرخوردگى اجتماعى نيز در آنها ديده مى شود. شايد امكان بروز توانايى هاى بالقوه شان چندان فراهم نيامده، جهت داده نشده يا فراموش شده اند. آنها همه آن كسانى هستند كه نه كارمندهاى ادارى خيلى خوب هستند و نه چندان درگير آشپزى و نظافت هستند، با اين حال در خانه هاى خود نشسته اند، دست روى دست و چشم هايشان كه به قول نقاش برگرفته از نگارگرى ايرانى تخت و نه سه بعدى طراحى شده و بى فروغ است. با اين حال رنگ و ذوق به كمك آمده است، آنها شايد هنوز آنقدر ذوق زندگى دارند كه لباس هاى شاد بپوشند و قالى رنگارنگ زير پايشان را فراموش نكنند. گهگاه نيز مردان در كنارشان حضور دارند، حضور مرد طبقه متوسط اغلب همراه و همدل به تصوير كشيده شده آنها نيز در كنار زنانشان نشسته اند. اما حركت در قالب تمام اين تصاوير غايب است. شايد، هميشه نوعى تكاپوى پنهان داريم و از نداشته هايمان در محيط خارج فرار مى كنيم و با يك تاكسى به سرعت خود را به كنج خانه هايمان مى رسانيم. * خانه دارى چيست؟ با اين حال حكايت مختصر اما دلنشين نمايشگاه خانه نشين ها، تمام داستان زن هايى نيست كه در زير سقف خانه ها ايام مى گذرانند. تصوير غالب و سنتى زن ايرانى، خانم هاى خانه دار هستند. هم اكنون حدود ۱۴ ميليون زن خانه دار در كشور وجود دارند. اما تعريف خانه دارى يا كار خانه چيست؟ جامعه شناسان كار خانگى را ايجاد مكانى قابل سكونت براى زندگى، تهيه غذا و ارائه ديگر خدمات ضرورى مى دانند. تمام افراد و گروه ها به اين خدمات نيازمندند. كار خانه از جهات متعدد با اغلب مشاغل ديگر تفاوت دارد ؛ بدون مزد است، معمولاً در انزوا و جدا از ديگر بزرگسالان انجام مى شود، كارى است كه آن را صرفاً كننده كار تعريف مى كند و هيچ مقررات تحميلى از خارج براى آن وجود ندارد و سرانجام تكرارى و پايان ناپذير است. ويژگى پايان ناپذيرى كار خانگى، اوقات فراغت را به تجربه اى نا آشنا براى اغلب زنان بدل مى كند. براى زن خانه دار حتى بازنشستگى معنا ندارد. آنها فقط مى توانند از كار افتاده باشند . البته برخى چنين نگاهى به كار زنان خانه دار ندارند . آنها مى گويند خانه دارى براى زن شغل نيست ، بلكه زندگى توأم با عشق و محبت به شوهر و فرزندان است . يك بررسى نشان مى دهد زن خانه دارى كه رسيدگى به امور خانواده ۴ نفره اى را در يك آپارتمان برعهده دارد، روزانه بين ۷ تا ۱۰ كيلو متر راه مى رود و حدود ۵۰ كيلوگرم بار را بلند مى كند و در واقع، كارش دست كمى از كارگر يك كارخانه مكانيزه ندارد. از سوى ديگر، كار خانگى مستلزم تصميم گيرى هاى بى شمارى در طول شبانه روز است كه فرد بايد آنها را در انزوا انجام دهد. تكرار اين امر در طى ساليان، فشار عصبى بالايى را بر زنان تحميل مى كند. منيژه تخيلى دختر جوانى است كه تعريف مى كند «بعد از آن كه او و خواهر و برادرش تقريباً به صورت همزمان خانه را براى تحصيل، ازدواج يا سربازى ترك كردند، اجبار به تصميم گيرى هر روزه در باره وعده هاى غذايى، براى مادر به تجربه اى زجرآور بدل شده بود. سرانجام او براى كمك به مادرش يك برنامه غذايى تهيه كرد و در هر وعده اسم سه غذا را نوشت تا با توجه به مواد اوليه موجود در خانه، مادر يكى از آنها را درست كند. چند ماه بعد كه به خانه برگشت، مادرش راضى تر به نظر مى رسيد و جالب آن كه او برنامه غذايى را به ترتيب انتخاب هاى اول درست كرده بود چون حتى فكر انتخاب يكى از سه غذا نيز برايش ديوانه كننده بود. * برخى راهكارها در اين ميان با توجه به نسبت انبوه زنان خانه دار و فرسودگى درازمدتى كه اين نوع شيوه زندگى برزنان تحميل مى كند و از سويى نگاه بنيانى به ارتقاى كيفى زندگى زنان در خانه ها، راهكارهاى مختلفى در سال هاى گذشته انديشيده شده است كه اغلب نيز نيمه كاره رها شده اند. در سال ۸۱ با همكارى دانشگاه شهيدبهشتى و مركز امور مشاركت زنان تحقيقاتى انجام شد . نتايج اين تحقيق نشان داد ۱۰ درصد افراد مورد مطالعه به قدردانى و ارزشگذارى كار خانگى زنان معتقدند، ۵۸ درصد بر اين باور بودند كه با پرداخت مادى نمى توان كارخانگى را ارزشگذارى كرد و ۲۸ درصد نيز پرداخت مادى را امر مفيدى مى دانستند.از سويى شغل محسوب كردن كار خانگى زنان به معناى بى توجهى به ارزش معنوى كار آنها نيست، بلكه به زنان خانه دار القا مى شود كه افراد مفيدى در جامعه هستند و نشاط و شادابى در كارشان بيشتر مى شود. اين بحث سبب ايجاد اميد و اطمينان به آينده و تضمين اقتصادى آنها مى شود. از سويى برخى ديگر از زنان معتقدند چنانچه در برخى موارد همچون تعدد زوجات يا ارث زنان به قوانين اسلامى استناد مى شود، بايد گفت: در اسلام كار زن در خانه به عنوان شغل درآمدزا محسوب شده است. از سوى ديگر حدود ۳ ميليون زن شاغل به طور موسمى يا دائمى در محيط هاى عشايرى، روستايى يا شهرى كار مى كنند، اين افراد در سرشمارى به عنوان زن خانه دار محسوب مى شوند اما از هيچ حقوقى نيز برخوردار نيستند و دولت ها از سود ناشى از كار خانگى آنها بهره مند مى شوند.اين درحالى است كه حتى در بعد جهانى در سال ۱۹۸۵ در كنفرانس نايروبى به دولت ها توصيه شد كه در محاسبات توليد ناخالص ملى خود، سهم كار بدون دستمزد زنان در فعاليت هاى كشاورزى، توليد غذا، بازتوليد و كار خانگى درنظر گرفته شود. مسأله بعدى بيمه زنان خانه دار است . زنان خانه دارى كه همسرانشان تحت پوشش بيمه نيستند، پس از بيكارى يا فوت همسرانشان يا جدايى، پشتوانه زندگى خود را از دست مى دهند. براساس اين طرح، قرار بود همه زنان خانه دارى كه شاغل يا دانشجو نيستند، صرفنظر از اين كه نيازمند يا مرفه باشند با پرداخت هر ماه ۵ هزارتومان در اين طرح مشاركت كنند و معادل همين مبلغ را نيز سازمان بهزيستى از منابع دولتى به حساب مى ريخت و پس از گذشت حداقل ۲۰ سال چيزى شبيه بازنشستگى به اين خانم ها پرداخت مى شد.با اين حال پس از مدتى تأمين منابع مالى اين طرح موجب كمرنگ شدن آن شد و اين طرح نيازمند برخى تجديدنظرها تشخيص داده شد. از سويى تشخيص داده شد كه اين طرح براى خانواده هاى محروم و نيازمند منطقى تر به نظر مى رسد. در هر صورت اين طرح هم اكنون نيمه كاره است. * از كنج خانه ها اما آيا نگاه كيفى و كمى به حجم انبوه زنان خانه دار و ازسويى نفس شغل خانه دارى دركاركردهاى گفته شده خلاصه مى شود؟ از سويى گريزى از پذيرش واقعيت جمعيت زنان خانه دار نيست. اين حجم انبوه در طول ساليان متمادى با مسائلى درگير بوده كه از كنج زندگى خانوادگى آنها كمتر راهى براى مطرح شدن پيدا مى كرده است. فرسودگى جسمى و روحى دقيق ترين عنوان هاى زندگى آنان بوده است. اگرچه آنان محور انسجام خانوادگى هستند، با اين حال هيچ گاه به نوع و كيفيت زندگى آنان نگاه كارشناسى نشده است. عموماً پس از سال هاى جوانى و با آغازين سال هاى ميانسالى در تنگناى مشكلات جسمى و دردهاى فيزيكى قرار مى گيرند اما فراتر از اين مسأله اين است كه به تدريج نوعى احساس سرخوردگى، خستگى، بى حاصل بودن كار روزانه، تكرارى بودن، بى مزد و مواجب بودن، عدم قدردانى و عدم پشتوانه مالى در برابر آنان قرار مى گيرد و چه بسا افسردگى ناشى از اين بخش خود به وجود آورنده دردهاى جسمى متعدد و مكرر و مراجعه پى در پى به پزشكان است. از سويى زندگى عمومى و گذران زمان زنان خانه دار همواره در حجم سنگين وظايف مربوطه خلاصه نمى شود. كيفيت زندگى و سطح رشد آنان معمولاً رها شده است. به عنوان نمونه آمارها نشان مى دهد ۳۵ درصد زنان خانه دار بى برنامه اند. براساس تحقيقات انجام شده ۱۵ درصد زنان خانه دار تهرانى وقت خود را با تلويزيون و تلفن مى گذرانند، ۱۰ درصد به كلاس هاى هنرى و آموزشى مى روند و ۵۵ درصد زنان خانه دار داراى بيش از ۲ فرزند به هيچ وجه اوقات فراغتى براى خود ندارند. اگرچه زنان خانه دار معمولاً با سرريز كارهاى خانه و حتى بيرون از خانه از قبيل خريد، تعميرات، بچه ها و... روبه رو هستند اما بخشى از آنان چون افراد مسن و ميانسال كه اينك تنها شده اند يا زنان جوان ترى كه هنوز چندان درگير وظايف روزمره نشده اند با اوقات فراغت بيشترى روبه رو هستند. چنان كه دكتر مجيد ابهرى متخصص علوم رفتارى و آسيب شناس اجتماعى مى گويد: «زنان خانه دارى كه اوقات فراغت خود را به بطالت مى گذرانند از نظر علمى در همان دوران پيش از ازدواج خود متوقف شده اند. شركت در مراسم فرهنگى و ورزشى مى تواند زنان خانه دار را از افسردگى نجات دهد. مشكلات هورمونى، ريزش مو، بيمارى هاى گوارشى و در نهايت افسردگى و مشكلات عصبى از انجام وظايف يكنواخت و روزمره زنان خانه دار ناشى مى شود.» كه البته اين مسأله رجعتى است به آغاز گزارش كه نهادهاى فرهنگى، آموزشى يا سازمان هاى هنرى تا چه اندازه در برنامه دهى و پر كردن زمان خالى شهروندان به موازات ارتقاى سطح زندگى و مهارت هاى فردى آنها كارآمد هستند. شايد نبود چنين امكاناتى به تعداد خانه نشين هاى ساكن دامن مى زند. * خانه دارى صرفاً زنانه نيست در اين ميان مسأله ديگرى كه در جامعه ما بيشتر دست نخورده است نيز وجود دارد. به تازگى اتحاديه اروپا تحقيقى در مورد ميزان مشاركت مردان در كار خانه با همسران خود در كشورهاى زير نظر خود انجام داده. يافته ها نشان دادند كه در كشورهاى اروپاى شرقى مردان كمترين همكارى با زنان خود در كارهاى خانه را دارند و هرچه به اروپاى غربى نزديك تر مى شويم ميزان مشاركت مردان در كارهاى خانه نيز بيشتر مى شود، چنان كه ايتاليا و انگلستان در ذيل و صدر اين مشاركت قرار مى گرفتند. اگرچه اين مسأله نشان دهنده تأثير فرهنگ عمومى و رشد اجتماعى محيط بر سطح زندگى شخصى افراد نيز هست اما اين باور نيز وجود دارد كه همكارى مردان و مشاركت آنان در كار خانه امرى عجيب و غريب نيست. درحقيقت مردانى كه منفعت طلبند مى دانند كه همكارى آنان در خانه موجب كاستن از هزينه هاى جسمى و روحى همسران آنان در درازمدت خواهد شد به عبارتى كار خانه در جهان، ديگر به عنوان يك كار زنانه صرف تعبير نمى شود. پس زنان نيز امكان رشد شخصى و ارتقاى مهارت هاى خود را پيدا مى كنند. البته اين مسأله نيازمند فرهنگسازى است . مقايسه تصوير آشپزخانه در يك سريال تلويزيونى ايرانى و تصوير آشپزخانه در يك فرهنگ پيشرفته حاكى از اين تفاوت است كه ماهميشه زنان را در آشپزخانه مى بينيم اما برخى آشپزخانه ها هم هستند كه با تصوير مردى در كنار زن شروع مى شوند.درنهايت قدرت تصميم گيرى زنان در خانه و خانواده مرتبط با اشتغال زنان است. بررسى مهم ترين كارهاى مربوط به خانه شامل پاكيزگى خانه، شستن ظرف ها، لباس ها، تميزى بچه ها، آشپزى و آماده كردن سفره نشان مى دهد در خانواده هايى كه زن شاغل است، همكارى شوهر با همسر بيش از خانواده هايى است كه زن شاغل نيست. بنابراين حتى اگر فرض كنيم برخى خانه دارى و نقش محورى زن در خانه را بر ديگر نقش هاى او در اجتماع برترى بدهند ، بايد قائل به پذيرش اختصاص حقوق مادى و بيمه بازنشستگى نيز براى نقش خانه دارى بود.
|