چهارشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۲ شعبان ۱۴۲۸
Wed, Sep 5, 2007
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
ماجرا
رودررو
خانواده
«پيگيرى سرنوشت امام موسى صدر
در آخرين نگاه» در گفت وگوى «ايران» با دكتر محسن كماليان
هنوز اميدواريم...
312492.jpg
بخش نخست

غيبت امام موسى صدر از عرصه تعيين كننده لبنان و خاورميانه به ۲۰ سالگى خود رسيد. رازگشايى از اين رويداد مهم و اسرارآميز درطول ۳ دهه گذشته همواره يكى از دغدغه هاى شيعيان عزت طلب و ظلم ستيز ايران و لبنان بوده است، با اين همه هنوز سؤال اصلى آنان كه همان چيستى سرنوشت آن امام غايب از نظر بوده، بى پاسخ مانده است. در گفت و شنود حاضر محقق ارجمند دكتر محسن كماليان كه شايد از شاخص ترين چهره ها در ساماندهى پاره اى از برنامه هاى سياسى و فرهنگى در پيگيرى سرنوشت امام صدر بوده است، تلاش مى كند تا دريچه هايى را به پاسخ اين سؤال كليدى بگشايد.


آخرين اطلاعاتى كه از وضعيت امام صدر داريد، چيست؟
آخرين اطلاعات من از وضعيت امام صدر، همان اطلاعات سال ۲۰۰۰ است.يعنى زمانى كه تعداد ۱۱۷ تن از زندانيان سياسى مفقودالاثر ليبى از زندان آزاد شدند و برخى از آنها از قول بعضى زندانبانان خود خبر آوردند كه امام صدر قبل از ماه رمضان همان سال از زندان ابوسليم شهر طرابلس پايتخت ليبى به جاى ديگرى منتقل شده است ...
چرا مى گوييد زندانيان مفقودالاثر؟
براى اين كه اين افراد هم زندانى بودند و هم خانواده هايشان سال ها از وضعيت آنان بى خبر بودند.به اين صورت كه هر گاه بستگان آنها به دواير دولتى رژيم قذافى مراجعه و از محل فرزندان خود سؤال مى كردند، اين پاسخ را دريافت مى كردند كه ما اطلاعى نداريم و آنها را جاى ديگر جستجو كنيد.
اين افراد چند سال به طور بى خبر زندان بودند؟
بر اساس فهرستى كه سازمان عفو بين الملل منتشر كرد، مدت زندان آنها از ۱۸ تا ۳۱ سال بود.شخصى به نام عبدالله زبير السنوسى مدت ۳۱ سال را زندان بود در حالى كه اعضاى خانواده اش هيچ خبرى از او نداشتند.همه اينها مفقودالاثر بودند و حتى بسيارى معتقد بودند كه آنها اعدام شده اند.
آيا اقدامى انجام شد تا صحت و سقم خبر زندانيان آزاد شده درباره امام صدر تحقيق شود؟
اين كار را بايد وزارت اطلاعات انجام مى داد.ما طى ساليان گذشته بارها تأكيد و اصرار كرديم كه دستگاه اطلاعات ايران بايد يك كار سنگين اطلاعاتى انجام دهد و صحت و سقم اين گونه اخبار را روشن سازد.اميدوارم بعضى خبرنگاران اين مطلب را از وزير محترم اطلاعات سؤال كنند.البته در دولت آقاى خاتمى مى دانم كه چنين كارى انجام نشد.الآن را نيز بعيد مى دانم.با اين همه آنچه در اين ماجرا اهميت داشت، خبر نقل شده از طرف زندانيان آزاد شده نبود.آنچه اهميت داشت نفس برملا شدن اين واقعيت بود كه زندان هاى طويل المدت در ليبى كه بستگان زندانى از وضعيت او بى خبر باشند، امرى رايج و عادى است.به قول شهيد بزرگوار آيت الله سيد محمد باقر حكيم، اين اتفاق پاسخ روشنى بود به همه كسانى كه در ساليان گذشته با تحليل هاى عقلى بر فرضيه شهادت امام صدر اصرار و به خانواده آن بزرگوار اشكال مى كردند، كه براى رژيمى مثل رژيم قذافى چه منفعتى دارد كه يك انسان را اين همه سال بى خبر در زندان نگه دارد ...
بنابراين شما كماكان به حيات امام صدر قائل هستيد؟
اجازه دهيد عبارت شما را كمى تدقيق كنم.بنده مثل گذشته قوياً اميدوار هستم كه امام صدر در قيد حيات باشند. براى اين كه قرائن و شواهدى كه وجود دارند، اين اميدوارى را ديكته و هرگونه يأس و نااميدى را غير قابل توجيه مى كنند.
اين ايام مصادف با بيست و نهمين سالروز ربوده شدن امام صدر است؛ از جمهورى اسلامى ايران انتظار داريد در پيگيرى مسأله امام صدر به طور مشخص چه اهدافى را دنبال كند؟
ببينيد! وضعيت امروز امام صدر از دو حال خارج نيست: ايشان يا در قيد حيات است، يا خداى نخواسته به شهادت رسيده است.اگر امام صدر در قيد حيات است، كه ان شاء الله هست، انتظار اين است كه ايران ايشان را آزاد كند و به آغوش خانواده و دو ملت ايران و لبنان باز گرداند. اگر هم امام صدر به شهادت رسيده است، كه ان شاءالله چنين فاجعه اى هنوز رخ نداده است، انتظار اين است كه ايران تمام حقيقت، يعنى ماهيت آمرين، عاملين و همدستان را شناسايى و افشا كند، مسئوليت آنها را تثبيت نمايد و متناسب با حجم فاجعه واكنش نشان دهد.
براى تحقق اين اهداف چه راهكارهاى عملى را پيشنهاد مى كنيد؟
به نظر من نامه زمستان سال ۸۲ مراجع و نخبگان كشور به آقاى خاتمى، متوجه آقاى احمدى نژاد نيز هست.براى اين كه در آن نامه شخصيت حقوقى آقاى خاتمى مخاطب بود و نه شخصيت حقيقى ايشان.مراجع و نخبگان كشور در آن نامه ۴ راهكار بسيار روشن را پيشنهاد كرده بودند كه به نظر من الآن نيز تماماً موضوعيت دارند.اين ۴ راهكار عبارت بودند از: ۱- بسيج ظرفيت اطلاعاتى كشور جهت كشف همه حقيقت؛ ۲- اتخاذ تدابير شايسته ديپلماتيك جهت ابراز نارضايتى ايران از عملكرد دولت ليبى؛ ۳- طرح رسمى پرونده در مجامع حقوق بشرى جهان؛ ۴- طرح رسمى پرونده در محاكم قضايى داخل و خارج از كشور.
در بعد جمع آورى اطلاعات تاكنون چه كارهايى انجام شده است؟
در دوران آقاى خاتمى مى دانم كه هيچ قدم ارزشمندى برداشته نشد! در دوره آقاى احمدى نژاد نيز بعيد مى دانم!
از كجا چنين اطمينانى داريد؟
در جلسه اى كه بهار سال ۸۳ با وزير اطلاعات وقت داشتيم، آقاى يونسى به خانواده امام صدر گفتند مطمئن باشيد كه قذافى نيز روزى مانند صدام سقوط خواهد كرد، و آنگاه همه حقايق آشكار خواهد شد! همانجا در حضور برخى مديرانشان به ايشان اعتراض كردم كه اين چه حرفى است شما مى زنيد؟ آيا واقعاً معتقديد كه باز چند سال ديگر بايد منتظر بمانيم تا قذافى سقوط كند؟ آقاى يونسى پرسيد شما چه راه حل ديگرى پيشنهاد مى كنيد؟ همانجا پيشنهادات كارشناسانه اى را كه به صورت مكتوب در مؤسسه فرهنگى تحقيقاتى امام صدر تنظيم كرده بوديم، خدمتشان تقديم كرديم.
آن پيشنهادات به كجا رسيد؟
تا جايى كه اطلاع دارم، به هيچ كجا! البته دولت آقاى خاتمى هم پس از آن ديگر مدت زيادى سر كار نبود؛ يعنى آخرين ماه هاى دولت ايشان بود.
چرا در نامه نخبگان به صراحت قطع يا تعليق روابط ايران و ليبى خواسته نشده است؟
به دليل آنكه آن زمان نگران بوديم برخى عزيزان روى اين مسأله ملاحظاتى داشته باشند و نتوانند امضا كنند. به همين سبب گفتيم مخرج مشترك مطالبات نخبگان را در نظر بگيريم تا اجماع قوى ترى حاصل شود ...
آيا موردى پيش آمد كه افرادى به جهت ملاحظه روابط ايران و ليبى از امضاى نامه خوددارى ورزند؟
بله.مثلاً يادم هست كه يكى از آقايان علما پيغام داده بودند كه بند مربوط به برخورد ديپلماتيك با ليبى را برداريد تا نامه را امضا كنم.همچنين يادم هست كه آقاى مهندس باهنر نماينده كنونى كرمان در مجلس شوراى اسلامى تلفنى به خود من گفتند كه با اين بند مشكل دارند و به همين سبب نمى توانند نامه را امضا كنند.
آيا موارد ديگرى هم بود كه برخى افراد از امضاى نامه خوددارى كرده باشند؟
بله، كم هم نبود.خوب يادم هست كه رهبران فراكسيون دوم خرداد مجلس ششم و حتى اعضاى مجمع روحانيون مبارز در مجلس ششم، بالاتفاق از امضاى نامه خوددارى كردند.دوستان ما به آقايان ميردامادى، شكورى راد، محتشمى و مجيد انصارى مراجعه و صريحاً پاسخ منفى دريافت كردند ...همچنين هيچ وقت يادم نمى رود كه نيمه شب قبل از روزى كه قرار بود متن نامه در روزنامه هاى كشور انعكاس يابد، آقاى واحدى سردبير روزنامه آفتاب يزد با دوستان ما تماس گرفت و با عصبانيت خبر داد كه نامه را در روزنامه كار نخواهد كرد.چند روز بعد هم در همان روزنامه يادداشتى نوشت و از مراجع و نخبگان گله كرد كه چرا بر روى موضوعى مثل مسأله امام صدر اجماع كرده اند، اما روى موضوع هاى مهم ترى چون بيمه، بازنشستگى و قيمت ارزاق اجماع نمى كنند!
مى شود گفت كه برخورد خطى كردند؟
قطعاً نه، به هيچ وجه.براى اين كه از آن طرف همه بزرگان مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم، با خوشرويى تمام نامه را امضا كردند.حتى در خود جبهه مشاركت هم انسان هاى باوجدانى بودند، مثل آقاى حسين كاشفى و خانم ها فاطمه راكعى و محتشمى پور، كه نامه را با علاقه مندى امضا كردند.
حالا كه صحبت از نامه نخبگان پيش آمد، لطفاً توضيح دهيد كه اساساً چه شد كه چنين نامه اى تهيه و براى آقاى خاتمى ارسال شد؟
حقيقت آن است كه در پائيز سال ۱۳۸۲ ما احساس كرديم كه موضع آقاى خاتمى در باره مسأله امام صدر عملاً در يك جمله خلاصه شده است: «يا مذاكره دوستانه با ليبى، يا هيچ»! البته ايشان چنين جمله اى را بر زبان نياورده بود، اما عمل ايشان دقيقاً همين معنا را تداعى مى كرد.از يك طرف براى ما مسلم شده بود كه اين مذاكرات به جايى راه نخواهد برد.يعنى نه امام صدر آزاد خواهد شد، نه حقيقت كشف خواهد شد و نه جنايت مجرمين تثبيت خواهد شد.براى اين كه ليبيايى ها تنها دنبال تبرئه قذافى بودند و نه هيچ چيز ديگر! از طرف ديگر من شخصاً به عينه شاهد بودم كه خانواده امام صدر در ديدارهاى اخير خود با آقاى خاتمى به شدت در فشار قرار گرفته و به معناى واقعى كلمه در رودربايستى گير كرده است.
آيا شما خود در جلسات خانواده با آقاى خاتمى حضور داشتيد؟
خير.من در هيچ كدام از اين جلسات حضور نداشتم.براى اين كه اين جلسات جنبه ديدار خانوادگى هم داشت و طبيعتاً حضور افراد خارج از خانواده موضوعيت نداشت.اما همواره عصر همان روزى كه چنين ديدارهاى حساسى صورت مى گرفت، جلسه هيأت مديره مؤسسه تشكيل مى شد و جزئيات ديدار و مذاكرات مطرح و در جمع اعضا تجزيه و تحليل و براى آينده تصميم گيرى مى شد.
انتظار خانواده امام صدر از آقاى خاتمى چه بود؟
چيزى كه خانواده امام صدر از آقاى خاتمى مى خواست، كه البته امروز نيز قاعدتاً همان را از آقاى احمدى نژاد مى خواهد، آن بود كه مذاكرات تنها زمانى فايده دارد، كه به آزادسازى امام صدر و دو همراه ايشان منجر شود و هر لحظه كه احساس شود مذاكرات به چنين نتيجه اى منتهى نخواهد شد، بايد آن را قطع و راهكارهاى حقوقى، قضايى و برخورد ديپلماتيك را دنبال كرد.اينها چكيده آن راهبرد كلى است كه از همان سال ۱۳۷۶ ميان آقاى خاتمى و خانواده امام صدر مورد توافق قرار گرفته بود.حتى مقام معظم رهبرى نيز در يكى از ديدارهاى همان ايام خود با خانواده امام صدر، حركت بر اساس اين راهبرد را مورد تأييد قرار داده و در اين خصوص به آقاى خاتمى تذكراتى داده بود.
آيا تعبيرات مقام معظم رهبرى را هنوز به ياد داريد؟
بله.براى اين كه جمله ايشان همواره در جلسات هيأت مديره مؤسسه نقل مى شد و حتى در نامه زمستان سال ۸۲ خانواده امام صدر به آقاى خاتمى نيز با صراحت به ايشان يادآورى شده بود.مقام رهبرى گفته بودند: «اين سال ها كوتاهى شده، ما جبران خواهيم كرد و امر پيگيرى را به هر قيمتى تا آخر ادامه خواهيم داد؛ حتى به قيمت شكايت قضايى وقطع رابطه با ليبى».
جريان تنظيم نامه نخبگان را تعريف مى كرديد.
بله.به هر حال ما احساس كرديم كه خانواده امام صدر در اقناع آقاى خاتمى با مشكل مواجه شده است. دقيقاً يادم هست كه خانم رباب صدر و آقاى صدرالدين صدر در اواخر پائيز سال ۸۲ در سفرى به ايران آمده بودند و با آقاى خاتمى ديدار داشتند.آن ديدار خيلى مهم بود و بر اساس نتايجى كه آقاى ابطحى تا آن زمان به دست آورده بود، بحث هاى صريحى بين آنها در گرفته بود.البته در آن سفر و قبل از ديدار با آقاى خاتمى، بعضى افراد صاحب نظر از جمله آقاى مهدى چمران به جلسات هيأت مديره دعوت شده بودند و با آنها نيز برخى مشورت ها انجام گرفته بود. به هر حال، يادم هست كه در روز بازگشت خانم رباب صدر و آقاى صدرالدين صدر به لبنان، ۳ ساعت قبل از پرواز، جلسه فوق العاده اى به درخواست و بلكه اصرار من در محل اقامت خانم رباب صدر برگزار شد.در آن جلسه استدلال و اصرار كردم كه به رغم توافق روز قبل با آقاى خاتمى، ادامه مذاكرات آقاى ابطحى به صلاح نيست و بهتر است همين جا متوقف شود. جزئيات استدلال آن روز من همان مواردى است كه مقارن آن ايام طى يادداشت «امام صدر؛ قربانى مذاكرات ابطحى و نمايندگان قذافى» در سايت بازتاب منعكس شد.اگرچه فضاى جلسه آن روز ما به سبب بحث طلبگى ميان من و يكى از اعضاى هيأت مديره مؤسسه در ايران متأسفانه قدرى طوفانى و البته بعد با مديريت آقاى صدر آرام شد، اما همانجا اين احساس درونى من به يقين بدل شد كه مسير حركت آقايان خاتمى و ابطحى بر خلاف رضايت قلبى خانواده امام صدر است و آن عزيزان شديداً در تنگنا واقع شده اند.بلافاصله بعد از آن جلسه بود كه با ۳ ـ۲ نفر از علاقه مندان امام صدر كه معمولاً همفكرى مى كنيم، دور هم جمع شديم و پس از مرور و تجزيه و تحليل وضع جارى به اين نتيجه رسيديم كه به مراجع و نخبگان متوسل شويم و ضرورت ساماندهى روند پيگيرى مسأله امام صدر را از زبان آنان به آقاى رئيس جمهور گوشزد كنيم.گفتيم حالا كه مراجعات خانواده امام صدر به آقاى خاتمى تأثير كافى ندارد، با حمايت بزرگان حوزه و كشور آنها را پشتيبانى كنيم. به همين ترتيب نيز عمل كرديم.
افرادى را كه با يكديگر همفكرى مى كرديد چه كسانى بودند؟
آقايان على رضا محمودى و مهدى فرخيان از فضلاى وقت حوزه علميه قم و از همكاران خوب و مخلص مؤسسه فرهنگى تحقيقاتى امام صدر بودند و نيز آقاى سياوش سرمدى كارگردان خوش ذوق مجموعه هاى مستند ادواردو، امام خمينى (ره) و امام صدر.اين عزيزان از علاقه مندان جدى و با انگيزه امام صدر در ايران بودند كه اغلب همفكرى هاى من با آنها صورت مى گرفت.
استقبال مراجع و نخبگان كشور از پيشنهاد امضاى نامه چگونه بود؟
حقيقت آن است كه اغلب آقايان مراجع و نخبگانى كه خدمت شان رسيديم، خيلى گرم استقبال كردند.هم مراجع و بزرگان حوزه، هم رؤساى دانشگاه ها، هم چهره هاى سياسى، فرهنگى، هنرى و حقوقدانان كشور، همه با نهايت دلسوزى و احساس مسئوليت استقبال و نامه را امضا كردند. بعدها نيز بسيارى با مؤسسه امام صدر تماس گرفته و گله كرده بودند كه اگر به آنان نيز مراجعه شده بود، حتماً نامه را امضا مى كردند.
اگر از جريان تنظيم نامه نخبگان و جمع آورى امضاها خاطرات و ناگفته هايى داريد، خوشحال مى شويم كه بيان كنيد.
خاطره و ناگفته كه زياد داريم.متأسفانه تاكنون فرصت نشده است آنها را روى كاغذ بياوريم.اما انصافاً صحنه هاى بسيار زيبايى از جوانمردى و وفادارى را نزد اين بزرگان مشاهده كرديم.مثلاً آقاى مهدى فرخيان تعريف مى كردند كه به رغم آنكه بعد از ساعت ۱۰ شب و بدون هماهنگى قبلى به منزل مرحوم آيت الله حاج شيخ صدرالدين حائرى شيرازى مراجعه كرده بودند و آن بزرگوار در بستر بيمارى قرار داشت، اما به احترام امام صدر برخاستند، مدتى را به ياد ايشان گريستند و بعد با تشويق و تشكر فراوان نامه را امضا كرده بودند.همچنين آقاى على رضا محمودى نقل مى كردند كه مرحوم آيت الله بنى فضل از اعضا برجسته جامعه مدرسين حوزه علميه قم، به رغم آنكه به شدت بيمار بودند و حتى توان حركت نيز نداشتند، وقتى نام امام صدر را شنيدند، با زحمت فراوان به احترام ايشان تمام قد بلند شدند و باز ضمن تشويق و تشكر فراوان، نامه را امضا كرده بودند.يادم هست برخى بزرگان حوزه گفته بودند كاش نامه را خطاب به خود مقام معظم رهبرى تنظيم كرده بوديد.براى اين كه شأن امام صدر بالاتر از آن است كه كسى جز خود آن بزرگوار در اين عرصه ميدان دارى كند.يكى از كسانى كه روى اين مسأله خيلى تأكيد داشت، آيت الله محمد على گرامى از بزرگان امروز حوزه قم بود.برخى نيز اظهار تأسف مى كردند كه آقاى خاتمى چرا آقاى ابطحى را مسئول مذاكرات كرده اند.يادم هست كه يكى از بزرگانى كه به اين نكته اعتراض جدى داشت، مرحوم آيت الله سيد مهدى يثربى امام جمعه فقيد كاشان بود.نكته اى كه براى همه ما خيلى شيرين بود، تعلق خاطر همه جريانات سياسى كشور به امام صدر و اين نكته بود كه آن بزرگوار حتى در غياب خود مى تواند دل ها را به هم نزديك و انسجام و اتحاد ملى را تحكيم كند.از جامعه مدرسين تا مجمع مدرسين حوزه علميه قم، از جامعه اسلامى مهندسين تا نهضت آزادى و از حوزويان تا دانشگاهيان، همه و همه با هم نامه را امضا كردند.يادم هست كه وقتى به اصفهان رفتم، آيات بزرگوار مظاهرى و طاهرى اصفهانى به رغم همه اختلافات آن روز، امضاى خود در پاى نامه را يك جا كنار هم گذاشتند.همچنين وقتى به اراك رفتم، آيت الله احمد محسنى گركانى نماينده ولى فقيه و آقاى دكتر رحمان كارگشا كه از بزرگان جريان ملى مذهبى كشور است، به يك اندازه با خوشرويى از امضاى نامه استقبال كردند.
خانواده امام صدر در تهيه نامه نخبگان چه نقشى داشت؟
آنها عملاً هيچ نقش خاصى در اين جريان نداشتند.آنها تازه زمانى از وجود چنين نامه اى مطلع شدند كه متن آماده و امضاى اغلب مراجع و بزرگان قم، تهران و مراكز استان ها را به دست آورده بوديم.البته ما مخصوصاً آنها را مطلع نكرده بوديم؛ براى اين كه هم در برابر يك امر واقع قرار گيرند؛ و هم در مقابل آقاى خاتمى دچار محذورات اخلاقى نشوند.
چگونه از وجود نامه مطلع شدند و واكنش آنها چه بود؟
چند روز قبل از وقوع زلزله غم انگيز بم در زمستان سال ۸۲ بود كه به اتفاق برخى اعضاى هيأت مديره مؤسسه به لبنان رفتيم تا آخرين پيشنهاد ليبيايى ها به آقاى ابطحى در خصوص ادامه مذاكرات را بررسى و براى آن جوابى آماده كنيم.در پايان جلسه اى كه به اتفاق همه اعضاى خانواده امام صدر در منزل خانم رباب صدر در بيروت تشكيل شده بود، خبر تهيه نامه را اعلام كردم.مى خواستم فضا را قدرى تلطيف و دوستان را اميدوار كنم كه هنوز راه هاى زيادى هست كه تجربه نشده اند.طبيعتاً همه جا خوردند. يادم هست آقاى صدرالدين صدر با خوشحالى گفتند كه ما اينجا تا ديروز روى اين موضوع بحث مى كرديم كه انجام چنين كارى امكان پذير نيست.حالا فلانى آمده و خبر آورده است كه چنين كارى نه تنها شدنى است، بلكه ما كرديم و شد!
پاسخ آقاى خاتمى به نامه نخبگان چه بود؟
ايشان پاسخ عمومى كه هيچ وقت نداد.نه آقاى خاتمى و نه آقاى ابطحى. به رغم آنكه آقاى ابطحى چند بار در سايت بازتاب اعلام كرده بود كه قصد پاسخگويى عمومى دارد، هيچ گاه چنين نكردند.
پاسخ خصوصى چطور؟ اصلاً واكنش آقاى خاتمى چه بود؟
آنطور كه شنيدم، آقاى خاتمى ابتدا قدرى ناراحت شده بودند.براى اينكه ايشان واقعاً تصور مى كردند كه در جريان پيگيرى مسأله امام صدر خيلى خوب عمل كرده اند! البته آقاى خاتمى انسان نجيبى هستند و هيچ گاه نشنيدم كه تندى كرده باشند.در مورد پاسخ خصوصى نيز همين اندازه خبر دارم كه ايشان آقاى ابطحى را نزد برخى بزرگان قم و تهران، خصوصاً اعضاى مجمع مدرسين و مجمع روحانيون مبارز فرستاده بودند تا عملكردشان را توجيه كنند. با اين حال، اغلب مراجع و نخبگان پاسخى دريافت نكردند.اگر به ياد داشته باشيد، چند ماه پس از ارسال نامه بود كه مرحوم آيت الله بنى فضل طى مصاحبه اى با يكى از خبرگزارى ها گله كردند كه آقاى خاتمى به مفاد نامه كه عمل نكردند هيچ، حتى پاسخى هم به آن ندادند.
توقف مذاكرات ايران و ليبى توسط آقاى خاتمى به آخرين پيشنهاد ليبيايى ها به آقاى ابطحى در باره ادامه مذاكرات ايران و ليبى در باره مسأله امام صدر اشاره داشتيد. پيشنهاد ليبيايى ها دقيقاً چه بود؟
سؤال خوبى است.ليبيايى ها حدود اوايل زمستان سال ۸۲ به آقاى ابطحى پيشنهاد كرده بودند كه ما حاضر هستيم قدم آخر مذاكرات را بر داريم و حقيقت مسأله امام صدر را فاش سازيم، به شرط آن كه ايران، شيعيان لبنان و خانواده امام صدر پس از آن رسماً بى گناهى شخص معمر قذافى را اعلام و از وى بابت افشاى شجاعانه حقيقت قدردانى كنند، بعد هم تهديد كرده بودند كه اگر چنين نشود، آنها خود رأساً و بطور يك جانبه مسأله را تمام خواهند كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |