سؤال آخر ما اين طورى تمام شد ، آقاى جلوه به خودتان نمره چند مى دهيد، دراين ۲ سالى كه شخص اول سينما بوديد؟
بدون مكث پاسخ داد مهم خداست و جمله اى گفت كه جانمايه اش همان حرف امام (ره) بود كه عالم محضر خداست.
و با يك مكث تأكيد كرد نظر ناظر بيرونى مهم است هرچند كه فقط خدا را ناظر اعمالش مى بيند... از نگاه پرسشگر ما خواندكه پاسخى زمينى هم بايد. گفت كه راضى است. راضى بود، اين را از چشم هايش مى شد خواند. و تأكيد كرد به ضعف هايى هم معترف است.
اين چند جمله به نظر ما معرف شخصيت معاون سينمايى كشور است.
آرام است اما پر جنب و جوش، درباره سينما حرف مى زند و اين خصيصه ، هر مخاطبى را درگير مى كند...
گروه فرهنگ و هنر
* زمانى كه گفت وگوهاى شما را مرور مى كنيم، متوجه مى شويم يكى از محورهايى كه دائم در باره آن صحبت مى كنيد، عدالت و بحث تقسيم به عدل است. در افواه عموم ، عدالت را ضد اين گونه مى پندارند كه بايد همه چيز را به طور مساوى ميان همگان تقسيم كرد، اما در حرفه سينما نگاه حرفه اى به عدالت اين است كه متناسب با كيفيت كارى كه انجام مى شود، داشته ها تقسيم شوند. مى خواستيم از قول شماعدالت را در سينما معنى كنيم و بدانيم اين امكان چگونه ميان كل سينما تقسيم مى شود؟
جامع ترين و درعين حال ساده ترين تعبيرى كه از مفهوم عدالت مى شود، توزيع متناسب تر و يا برابر كردن فرصت هاست. اين كه فرصت ها را به طور يكسان در اختيار اهالى يك عرصه يا يك جامعه قرار دهيم . حال با عنايت به اين واقعيت كه سينما از امكاناتى برخوردار و نابرخوردار است. يعنى حاوى فرصت هايى است و همزمان از آسيب هايى جدى رنج مى برد، لذا عدالت در مقوله سينما را مى بايست با توزيع اين فرصت ها به سينماگران اعم از پيشكسوتان و جوانان و مخاطبان سينما يعنى مردم در اقصى نقاط كشور، به مرحله عمل درآورد. اما آيا بايد آسيب ها، كاستى ها و نابرخورداريها را هم تقسيم و توزيع كرد؟! يا عدالت يعنى اين كه اين خلأها را به حداكثر مقدور پر و ترميم كنيم؟ مى دانيم كه سينماى ما از مراتب قابل اعتناى انسانى ،معنوى و اخلاقى برخوردار است. زمانى كه از اين منظر به سينما نگاه مى كنيم، از يك ثروت سخن مى گوييم، اما در وجه سخت افزارى، فيزيكى و در كل از منظر صنعت نابرخورداريم و فعاليت ها ضعيف است. اين دو با هم سينماى امروز ما را تعريف مى كنند. قابليت هاى فرهنگى، هنرى و معنوى سينماى امروز ما بسيار بالاست. توانايى انسانى خوبى دارد، اما امكانات، فرصت هاى سخت افزارى، ساز و كار و گردش اقتصادى ، مجموعه پيكرهايى كه ما بايد از آن به عنوان هنر صنعت ياد كنيم، در وجه صنعتى و اقتصادى اش در شرايطى رنجور به سر مى برد. دراين وجوه اين سينما دريك حد معمول باقى مانده نه آن گونه كه بايد به مخاطب ملى در سطح انبوه متصل است نه در سطح منطقه اى با مخاطب تشنه خود در ارتباط است و نه در سطح جهانى توانسته مخاطبين را به سوى خود جلب كند و به شأن خود در عرصه اكران دست يابد. حق سينماى ايران دراين زمينه ها ادا نشده است.
با توجه به اين تعريف، عدالت در سينما معناى ديگرى پيدا مى كند. من دراين ۲ سالى كه در خدمت سينماى ايران بوده ام، به همراه همكارانم به اقتصاد و وجهه فرهنگى سينما توأمان انديشيده ايم و از اين هنر رسانه به عنوان هنر - صنعت ياد كرده ايم و وجه اقتصادى آن را به حاشيه نمى رانيم و نرانده ايم. از روز نخست به اين فكر مى كرديم كه رونق فرهنگى سينماى ايران از راه رونق اقتصادى آن امكانپذير است. ما مطالبات فرهنگى از سينماى ايران را مى شناسيم، اما دستيابى به اين مطالبات حتماً بايد از مجرايى اقتصادى صورت پذيرد و بدون يك سينماى مقتدر اقتصادى نمى توان از يك سينماى بالنده فرهنگى سخن گفت. اگر براى سينما سرمايه گذارى نشود، نمى توان از آن انتظارات بزرگ فرهنگى داشت.
* به چه راهكارهاى عملى در اين راستا انديشيده ايد؟
در اين زمينه كوشش هايى شده و اقتصاد سينما را به حاشيه نرانده ايم. حمايت از تداوم و حفظ حداكثر رونق مقدور اكران فيلم هاى سينمايى از حداقل دستاوردهايى بود كه در اين ۲ سال به آن دست يافته ايم. اين مسأله چالش ها و رنجش هايى را براى ما به همراه داشت، اما با وجود آن از همان روزهاى نخستين كه بنده اين مسئوليت را پذيرفتم، توجه به صيانت اكران فيلم هاى سينمايى ايرانى در دستور كار ما بود. از ديگر سو بايد در سينماگران ايجاد اميد مى كرديم كه اين سينما مى تواند اقتصادى باشدو وضعيت آن روز به روز بهتر شود. البته تنها به حفظ حداقل ها در اكران بسنده نكرديم. ساخت و تعمير سالن هاى سينما يكى ديگر از برنامه هاى ما بود. به اين دليل كه مى دانستيم رونق اكران وابسته است به سالن خوب. البته نمى توان فيلم خوب و شرايط اكران خوب را نيز از نظر دور داشت ، اما سالن اهميت زيادى دراين راستا دارد. بنابراين براساس توانايى و وسعى كه داشتيم، كوشش هايى جدى صورت گرفت، طرح هاى سخت افزارى سينما در همين راستا از تفكرات رويايى و ديربازده به تفكرات عملى تغيير جهت داد.
* يعنى امروز از طرح هاى رؤيايى عبور كرده ايم؟
اولويت ها را تغيير داديم و به كارهايى كليدى، زودبازده و موردنياز امروز فكر كرديم. يكى از نيازهاى اصلى سينما به لحاظ كمى و كيفى فضاى نمايش و سالن هاى اين سينماهاست.
* ما امروز چندسالن داريم و چند سالن قابل استفاده هستند؟
قريب ۲۸۰ سالن در كشور فعال هستندكه شايد يك سوم از آنها سالن هايى باشند كه مى توانيم آنها را به عنوان متوسط به بالا بخوانيم. سالن هايى كه فضا، ، صندلى ، صدا، تصوير و خدمات نسبتاً مناسبى دارند. اما متأسفانه دوسوم سينماهاى كشور در شرايط نامناسب و نامطلوبى هستند.
* تلاش معاونت سينمايى وزارت ارشاد در زمينه بازسازى سينماهاخيلى ديده مى شود، اما چطور مى توان آن دوسوم باقى مانده را هم فعال كرد؟
بودجه، امكانات حركتى ما را تأمين مى كند. بديهى است براى رسيدن به نتايج مساوى با امكانات مختلف زمان هاى متفاوتى را بايد سپرى كنيم. ممكن است با امكاناتى نتيجه اقدامى ۵ ساله حاصل شود و با امكاناتى ديگر ۱۰ ساله يا ۲۰ ساله. اگر بنا باشد سينماهاى ما در ۳ سال آينده نوسازى شود و سالن ها وضع متناسب خود را بازيابى كنند، طبيعى است به منابعى بسيار بيشتر از آنچه امروز در اختيار بازوى اجرايى معاونت سينمايى يعنى سينما شهر است نيازمنديم.
* تا امروز بودجه سينماشهر چه اندازه بوده است؟
اين مؤسسه با وجود برنامه گسترده اى كه در دستور كار دارد در سال ۸۵ صرفاً از بودجه اى ۲/۵ ميلياردى برخوردار شد. ۲ ميليارد تومان را اين مؤسسه در بازسازى سينماها سرمايه گذارى كرد و ۲/۵ ميليارد نيز صاحبان سينما براى بازسازى سالن هايشان به صحنه آوردند. با اين بودجه ۴/۵ ميلياردى ۳۵سالن در اقصى نقاط كشور بازسازى شد. خود اين يكى از شاخصه هاى مبتنى و معطوف به عدالت است. جالب اين كه ۲ سالن كه بهترين بازسازى را داشتند، در ۲ شهرستان كهنوج و گرمسار هستند. بنابراين ساخت و ساز سالن ها تنها به شهرهاى بزرگ و برخوردار عطف نشده است.
* اين آمار بازسازى ها نشان از رشد مخاطب هم مى دهد؟
بله. در برخى از سالنهاى نمايش رشد مخاطبين گاه تا ۱۵ برابر بوده است، زيرا مخاطب براى گذران اوقات فراغت خود به يك سالن خوب نيازمند است.
بنابراين ساخت و ساز سالن هاى سينما در جهت افزايش رونق اقتصادى سينما بود با هدف غايى رونق فرهنگى. ما سالن خوب را براى فيلم خوب فراهم مى كنيم. ما يك حق و تكليف طرفينى را طرح مى كنيم. به سينماگران مى گوييم بازسازى و ساخت سالن خوب ازما، ساخت فيلم خوب نيز از شما كه اين دو با هم باعث دعوت تماشاگر به سالن ها خواهدشد و اينگونه سينما رونق خواهدگرفت.
* بسيارى از دوستداران سينما از منظر روانى تحت تأثير اين سالن سازى ها قرار گرفته اند.
به لحاظ آن كه امر بسيارمهم و برزمين مانده اى بوده است كه در اين ميان انگيزه هايى را نيز براى سينماداران به وجود آورده كه آنها خود نيز به سمت اين نوسازى سوق پيداكنند. آنها امروز مى كوشند تا تحت برنامه سينماشهر قرار بگيرند. اين نوسازى ها انگيزه ديگرى را نيز پديد آورده كه آن ساخت و ساز سالن هاى تازه است. به هرحال سينماى ما حتى درحد و قواره موجود خود نيز در توليد فيلم نمى تواند به همين تعداد سالن بسنده كند. ما به بيشتر از اين سالن ها نيازمنديم.
* چقدر سالن كم داريم؟
حداقل بايد ۲ برابر شود. ۵۰۰ تا ۶۰۰ سالن مى تواند تا اندازه اى ما را كفايت كند.
* چگونه مى توانيم به اين تعداد سالن دست پيداكنيم؟
به طور حتم به يك برنامه درازمدت نياز است. هم از طريق بازسازى وضع موجود و هم ساخت سالن هاى جديد. امروز سالن هاى بزرگ را در بازسازى ها به چندسالن كوچك تبديل مى كنيم. تعدادى از تك سالن ها به مجموعه اى از ۲ يا ۳ سالن تبديل شده و مى شوند. البته شهرداريها در شهرهاى مختلف نيز ساخت سالن هاى جديد وايفاى سهم در اين مهم را برعهده دارند.
* پيشتر، استاندارى ها هم فعال بودند. امروز چطور؟
كميته هاى استانى هم فعال هستند. علاوه بر برنامه هاى جارى كه در استان ها با محوريت مؤسسه سينما شهر در حال اجراست. سال گذشته بنده و همكارانم به سفرهاى استانى رفتيم و قريب به ۱۵ سفر استانى در ۴ ماه دستاورد مرحله اول ما بود كه ادامه خواهدداشت. در اين سفرها با استانداران و مسئولان شهرى تفاهمنامه هايى را منعقد كرديم كه يكى از مفاد اصلى اين تفاهمنامه ها نوسازى تعدادى از سالن هاى موجود است، جذب منابع استانى كه سهم استاندار است. حداقل يك تقسيم بندى ۳۰ درصدى صورت گرفته كه يك سوم را ما به عنوان معاونت سينمايى وزارت ارشاد متعهد مى شويم، يك سوم را استاندارى و يك سوم ديگر را صاحب سالن پرداخت مى كند.
حال ممكن است اين صاحب سالن يك سينمادار خصوصى و يا نهاد دولتى باشد.
* حال اگر منطقه اى محروم بود، باز هم بايد همين سهميه بندى رعايت شود و يا اين كه سهميه معاونت سينمايى در اين مناطق بيشتر مى شود؟
البته در برخى مواقع به دليل شرايط خاص مناطق سهم سينما شهر بيش از يك سوم بوده است. باوجود آن كه منابع ما بسيار محدود بوده و همواره در اين آرزو كه اى كاش توانى فراتر داشتيم و گسترده تر از اين مى توانستيم.
* چالش ديگر ذهنى ما در اين نكته نهفته كه صدها شهر در كشور ما اصولاً فاقد سالن نمايش يا سينما هستند. از جمله ۱۳۰ شهر مركز شهرستان. با اين توجه كه بافت اكثر اين شهرها هم جوان است و با كمبود سالن، فرهنگ سازى كه بايد صورت نمى گيرد.
دقيقاً. اين شهرستان ها فاقد هر سالنى هستند كه بتوان كوچكترين برنامه نمايش فيلم و اكرانى را در آن تدارك ديد. به هرحال جوانان و خانواده ها در اين شهرها نيز نياز به تفريح، تفنن و گذران متناسب اوقات فراغت دارند و بايد طرحى را تدارك ديد كه اين شهرها و لااقل ۱۳۰ شهر مورداشاره صاحب سالن شوند.
* شما اين طرح را داريد؟
بخشى از اين طرح به مدد توافقنامه هاى استانى و ازطريق اعمال ماده ۱۶۱ توسط استانداران و حمايت از سينماسازان به طرق مختلف از جمله اعطاى تسهيلات بانكى پيش مى رود و تدارك مى شود. اما با اين حركت ما باز هم حداكثر ۲۰ درصد نياز را جبران مى كنيم و ۸۰ درصد روى زمين مى ماند.
بايد بخش عمومى يعنى شهردارى ها و بخش خصوصى هم به ميدان بيايند. البته، سال هاست كه صحبت خصوصى سازى را مطرح مى كنيم؛ اما اين خصوصى سازى گهگاه ما را از وظايف دولتى خود دور كرده است. در سينما هنوز گام بزرگ اول برداشته نشده كه ما بگوييم دولت كار خود را كرد. حالا بايد تصدى گرى خود را كم كند.
* يعنى بايد سرمايه اوليه را دولت تأمين كند و پس از راه افتادن كار آن را به بخش خصوصى بسپارد.
درمواردى قطعاً بايد اينگونه عمل كرد. وقتى كه ما داعيه جهانى فرهنگى داريم و اين داعيه مستلزم يك چرخه بزرگ توليد و عرضه كالاهاى فرهنگى و رسانه اى بويژه در عرصه سينماست چگونه مى توانيم از حاشيه نشينى دولت سخن بگوييم؟ بى ترديد در هردو حوزه سخت افزارى و نرم افزارى در هنر صنعت سينما ،ما بايد چرخ را به حركت درآوريم سپس آن را به بخش خصوصى واگذاريم.
يك سرمايه گذارى بزرگ اوليه دولت براى ساخت يا مشاركت در ساخت سالن ها و نيز تحولات فناورى و تجهيزات توليد و پخش و مجهز شدن سينما لازمه كار است. علاوه بر اين ما بايد آنقدر توانا شويم كه يارانه ها را علاوه بر حوزه DI و CGI ايران به فناورى جديد و كارآمد ديجيتال و مقوله توليد به حوزه پخش، نمايش و اكران نيز تخصيص و تسرى دهيم، حمايت هاى ما بايد به سينمادار و مخاطب سينما نيز اختصاص يابد. ايجاد كارت هاى دانشجويى سينما، كارت هاى دانش آموزى، كارت هاى كارمندى مربوط به اداره ها و سازمان هاى مختلف نيازمند منابع لازمه بزرگى است تا بتوانيم به شكل يارانه سهم خود را نهادينه كنيم. در اين زمينه ما نمى توانيم از سينمادار و يا تهيه كننده بخواهيم به تماشاگر و مخاطب خود تخفيف دهند. آنها خود نيازمند حمايت هستند. يارانه را بايد از جايى ديگر تأمين كرد.
* مديريت سينما در كشور ما بسيار مشكل است، مديريت سينمايى ما مديريت ضرر است. سينما وقتى شكست مى خورد و ضرر مى دهد سراغ اين مديريت مى آيد. هيچ وقت بخش خصوصى دولت را در موفقيت هاى تجارى خود همراه نمى كند. مى خواهم بدانم شما آمارى داريد كه بدانيم سهم بخش هاى خصوصى و دولتى، هر يك به تفكيك در چرخش بدنه مالى سينما چقدر است؟
۲۸۰سالن در كشور وجود دارد كه اگر ارزش مالى هر يك را يك ميليارد تومان در نظر بگيريم ۲۸۰ ميليارد تومان سهم سينما داران بوده كه به صورت سالن در بدنه مالى سينما قرار گرفته است.
در بخش توليد حرفه اى هم شما در نظر بگيريد كه سالى ۷۰ فيلم سينمايى در سطح جارى سينما توليد مى شود اگر هزينه آنها هر يك به طور مجزا ۳۰۰ تا ۴۰۰ ميليون تومان باشد در كل ميزان متوسط سرمايه توليد فيلم ها مى شود ۲۵ ميليارد تومان. از اين مجموعه حداقل ۳۰ درصد را دولت پرداخت مى كند يعنى مبلغى حدود ۸ تا ۹ ميليارد تومان. درآمد حاصله از اكران عمومى نيز در سال ،۸۴ دوازده ميليارد و در سال ۸۵ ، ۱۸ ميليارد تومان بوده كه ۵۰ درصد سهم سينما دار و ۵۰ درصد سهم صاحب فيلم شده است. با اين توجه مى توانيم بگوييم سينماى ما از نظر توليد در سطحى قرار دارد، اما بازده آن بسيار كمتر از آن چيزى است كه بايد باشد. ما ۲۸ سال است در زمينه سينماى نوين پس از انقلاب فعاليت داريم و دنيا ما را بر امكانات كيفى آدم ها مى شناسد و نه كيفيت فنى آثار. ۹۸ درصد توليدات و نمايش جهان به هاليوود و باليوود مربوط مى شود و تنها در سطح و محدوده ۲درصد ما توانسته ايم حضورى جهانى داشته باشيم، آن هم نه در پخش كه در توليد. ما را در جشنواره هاى جهانى و اصولاً به آدم هاى كشورمان مى شناسند و نه در كمپانى هاى پخش و بازارهاى فيلم، در سينماى ما تا امروز، نگاهى يك سويه وجود داشته است و آن هم سينمايى عمدتاً هنرى جشنواره اى و يا صرفاً تجارى با حداقل مخاطب داخلى بوده است در حالى كه سينماى نوين ايران بقاى خود را مديون انقلاب است، انقلابى با اهداف و آمال بزرگ فرهنگى و انسان ساز، پس ما نبايد از اين سينما توقعاتى يك سويه داشته باشيم. وجود سينماى فرهنگى، تجارى يعنى سينمايى با هويت، اصيل و جذاب مى تواند ما را به دلخواه مان نزديك كند. سينماى هنرى و جشنواره اى اگرچه ما را در سطح جهان مطرح مى كند، اما از هدف نهايى مان يعنى اكران گسترده فيلم هاى ايرانى در خارج از كشور دور مى كند. ما بايد از جشنواره ها گذر مى كرديم و به بازارها مى رفتيم تا به اكران ختم شويم. لذا امروز ديگر بيش از اين نبايد در اين روال اسير بمانيم.
جشنواره ها مى توانند گاه آدرس هاى نابجا به ما بدهند. من معتقدم كه بعضى از اين جشنواره ها آدرس هايى را آگاهانه و نابجا به سينماى ايران دادند و سينماى ما را كه مى توانست به مراتب بالنده تر از اين ادامه راه دهد، زمين گير كردند. سينماى مكزيك هم شرايطى مشابه سينماى ما دارد. بازويى اجرايى مثل فارابى دارد كه فيلم ها را به جشنواره مى فرستد و... اما آنها تنها در دام جشنواره ها نماندند و امروز مخاطبان جهانى دارند. اما ظاهراً ما در قسمت اجرايى با يك حلقه مفقوده اى روبرو هستيم. بايد بگوييم در هدف گذارى و سياست گذارى هاى كلان نيز نقصانى وجود داشت. اين هدف گذارى نيز به تعريفى كه از سينماى مطلوب داشتند بازمى گشت.
* يعنى ما از نقطه صفر مشكل داشتيم؟
بله مشكل مى تواند از همان نقطه صفر نيز شكل گرفته باشد. ما اگر دلبسته يك سينماى فرهنگى هنرى صرف باقى بمانيم، جذابيت آن براى مخاطب عام ملى و تماشاگر منطقه اى و جهانى از دست مى رود. قصه ها آن گونه كه بايد به نيازهاى مخاطب انبوه پاسخگو نيست و با او ارتباط برقرار نمى كند. فيلم هاى صرفاً و به اصطلاح فرهنگى و هنرى تنها براى عده اى محدود جذابيت خواهد داشت و عام و فراگير و جهانى نخواهد شد. دوستان متولى، سال ها و به طور عمده براى اين سينماى خاص و حضور جشنواره اى آن برنامه ريزى كردند و نتيجه آن را امروز شاهد هستيم.
* البته اين راهم كه داريم بابت اش هزينه هاوثروت هايى راپرداخت كرده ايم.
بله البته، ما از اين فيلم ها و حضور در جشنواره ها، هم به عنوان يك فرصت و حسن ياد مى كنيم و هم يك عيب و آسيب، من بارها گفته ام بخش عمده اى از موفقيت هاى ايران در جشنواره هاى جهانى يك توفيق ملى است. اما توجه بيش از حد به اين توفيق ما را از سرمايه هاى ديگرى محروم مى كند. چرا نبايد فيلم هاى ايرانى در سطح منطقه اى و كشورهاى آسياى شرقى، جهان اسلام و كشورهاى جنوب و ديگر نقاط جهان اكران شوند و علاوه بر نشر فرهنگ، آداب و منش ايرانى سرمايه اى را از اين راه به سينما بازگردانند.
* امروز مديريت سينمايى براى دستيابى به اين منظور چه كرده است؟
برنامه هايى تعريف كرده ايم تا ان شاءالله فيلم هاى خوب ايرانى را در منطقه و جهان اكران كنيم. لايه اول اكران، شامل كشورهاى حوزه تمدنى ما مى شوند. دوم حوزه آئينى و سوم حوزه آرمانى. لايه اول كشورهايى هستند كه يا با ما هم فرهنگ و همزبان هستند يا بخشى از تاريخ و تمدن را با آنها مشتركيم. از آنها مى توانيم به عنوان كشورهاى عضو اكو ياد كنيم. كشورهاى لايه دوم كه از آنها به عنوان آئينى ياد كرديم كشورهاى اسلامى هستند. آنها با ما علايق مشترك دينى دارند. حوزه آرمانى نيز كشورهاى جنوب هستند در۳ قاره آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين. ما به دنبال مخاطبى هستيم كه در اين كشورها نشسته است و نيز در كليت جهان امروز بشريت در تمام كره زمين نيازمند سينمايى ديگر است. مردم عالم سينماهاى مسلط موجود را به دفعات تجربه كرده اند. بويژه سينماى هاليوود را. اما آيا اين توانسته است آنها را اغنا كند. مردم نياز به سينمايى با طعم و رنگ ديگر دارند كه سينماى ايران مى تواند اين خصوصيات را داشته باشد.
* برنامه هاى عملى كه طراحى شده چه بوده است؟
نگاه به شرق و جنوب، توجه بيشتر و محورى تر به بازارهاى فيلم، سوق يافتن در توليد به سينماى فرهنگى و تجارى و توليدات مشترك هدفمند. ما يك برنامه ريزى وسيعى انجام داده ايم تا ابتدا فيلم هاى ايرانى را در بازارهاى فيلم حاشيه جشنواره ها عرضه كنيم به اين نيت كه وارد چرخه اكران جهانى و يا شبكه هاى نمايش خانگى شويم. هفته هاى فيلمى تدارك ديده شده كه در كشورهاى مختلف برگزار شود و سينماى ايران را به مردم دنيا معرفى كند. اين هفته هاى فيلم براى ما مخاطب سازى و مخاطب پرورى مى كند. تماشاگرى كه فيلم را در هفته فيلم ديده و پسنديده ترغيب مى شود كه اگر همين فيلم به نمايش عمومى درآمد به سالن سينما برود و آن را ببيند. در همين راستا تفاهمنامه اى را با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى امضا كرده ايم كه از آن به عنوان تفاهمنامه يك ميلياردى ياد شد. در راستاى اين تفاهمنامه ۵۰۰ ميليون تومان معاونت سينمايى و ۵۰۰ ميليون تومان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى متقبل شد تا بتوانيم با صيانت از رايت فرهنگى فيلم هاى ايرانى در جهان ۲۰۰ فيلم سينمايى را در ۲ سال در كشورهايى كه ايران نمايندگى فعال فرهنگى دارد به نمايش بگذاريم. در گذشته اين كار به صورت محدود، موردى و به سليقه و روش رايزنى هاى فرهنگى سپرده مى شد، اما امروز يك كار مشترك ميان ما و اين سازمان صورت گرفته است. اين تفاهمنامه بزودى پاى سومى هم پيدا مى كند و وزارت امور خارجه نيز به جمع ما اضافه خواهد شد. اين وزارتخانه با هوشمندى و درك اهميت جايگاه فرهنگ و هنر با ما مشاركت خواهد كرد كه اين مهم را به انجام برسانيم. همزمان با اين كارهاى علمى، مطالعات مخاطب شناسى و شناخت بازارهاى هدف، شناخت راه هاى بهتر براى رسيدن به بازارهاى جهانى را نيز در دستور كار داريم. بنياد سينمايى فارابى خود را در اين راه بازيابى مى كند. يك سالى است كه جهت گيرى بين المللى اين بنياد از تلاش به سوى و براى شركت در جشنواره هاى جهانى به سوى حضور در اكران هاى منطقه اى و جهانى در حال تغيير و تكميل است.
* آمار دقيق هم بدهيد ما تا امروز آمار دقيقى ازاين كه سينماى ما در دنيا چه كرده نداشته ايم؟
قبول دارم پنهان كارى هايى ميان بخش دولتى و خصوصى وجود دارد. دليل آن هم اين است كه ما بى پايه و بى دليل نسبت به هم بى اعتماد شده ايم. بخش دولتى به بخش خصوصى اعتماد ندارد و بخش خصوصى هم در اين فكر است كه بخش دولتى نمى خواهد او به بقاى خود ادامه دهد. در كشورهاى توسعه يافته و حتى رو به توسعه همواره روابط خوبى ميان بخش دولتى وخصوصى وجود دارد. با افزايش اعتماد و تعامل ميان بخش خصوصى و دولتى آمار به شكل دقيق ارائه خواهد شد. در كنار بنياد سينمايى فارابى، مركز گسترش سينماى مستند و تجربى نيز در امر بازاريابى فيلم ها فعال است و ما براى هم افزايى نهادهاى مختلف طرح هاى ديگرى را نيز در دستور كار داريم كه اندك اندك آنها را نيز به انجام مى رسانيم. امروز كتابى را در دست تأليف داريم كه طرحى براى اكنون نام دارد. اين كتاب به بررسى اين نكته مى پردازد كه چگونه نهادهاى مختلف مى توانند به توسعه سينما كمك كنند. اگر قرار باشد بنا به فرموده مقام معظم رهبرى سينما كليد توسعه كشور باشد بايد رابطه تنگاتنگى ميان دستگاه هاى مختلف كشور و سينما برقرار شود.ما در اين كتاب كوشيده ايم كل دستگاه هاى مؤثر را كه آشكار و نهان در سينماى كشور ذى نقش هستند بازشناسى كرده و نقش هاى آنها را دوباره تعريف و توصيف كنيم و براى دستيابى به محصول خوب اين نقش ها را ارتقا داده و احيا كنيم فى المثل ما مى دانيم كه يك اكران خوب بين المللى بدون پشتيبانى وزارت بازرگانى و بانك هاى تجارت و حمايت از صادرات امكانپذير نخواهد بود. حمايت از صادرات كالاهاى فرهنگى توسط دستگاه متولى بازرگانى و تجارت خارجى و بانك هاى مربوطه در يك برنامه مشترك مورد نياز است كه بايد به آن توجه شود. علاوه بر اين كتاب دبيرخانه اى را نيز در معاونت سينمايى به عنوان مديريت تفاهمات بين بخشى داير كرده ايم كه در آن تفاهمنامه هايى راكه مى تواند فى مابين دستگاه هاى مربوطه منعقد شود و منجر به گسترش سينما گردد پيگيرى مى كنيم.
* سينماى ايران در چند وقت اخير دچار آسيبى شد به نام قاچاق فيلم هاى سينمايى ايرانى كه تأثيرات ناگوارى را بر اقتصاد سينماى ايران گذاشت و معاونت سينمايى با برنامه ريزى هايى به مبارزه با آن برخاست امروز اين مبارزه چه دستاوردى به همراه داشته است؟
يكى از چالش هايى كه سينماى ايران را به خود مشغول كرده و به عاملى بازدارنده در زمينه اقتصاد سينما بدل شده همين قضيه تكثير و توزيع غيرمجاز فيلم هاست كه ما ستادى را با مشاركت دستگاه هاى ذى ربط براى مقابله و مبارزه با آن تشكيل داديم. اين پديده شوم از سال ها قبل وجود داشت اما با تكنولوژى جديد پيشرفتى قابل توجه كرد. امروز با تكثير سهل و سريع يك سى دى مى توان بازارى را اشباع كرد كه بشدت نيازمند تغذيه است به هر حال بازار مصرفى وجود دارد كه نبايد غافل باشيم قشرهاى مختلف جامعه علاقه فراوانى به محصولات سمعى و بصرى دارند از مخاطب تلويزيون در كشور آگاه هستيد. تعداد استفاده كنندگان از محصولات شبكه خانگى را مى دانيم به جز فيلم هاى سينمايى كه از تلويزيون پخش مى شود در سال حداقل هزار فيلم جديد از طريق شبكه خانگى در اختيار مردم قرار مى گيرد.
* مجاز يا غيرمجاز؟
طبيعى است كه برخى از اين آثار به شكل مجاز به دست مردم مى رسد و بخش قابل توجهى را نيز شبكه غيرمجاز در اختيار مى گذارد. ما نمى توانيم به اين نياز بى توجه باشيم و بايد براى آن برنامه ريزى كنيم. براى كاهش سهم غيرمجاز مى بايست مراكز مجاز آگاهانه و با برنامه ريزى بهتر عمل كنند. يكى از كارهايى كه ما در اين دوره انجام داديم احياى مؤسسه رسانه هاى تصويرى بود. در اين سال هاى اخير با اين باور كه بايد عرصه را به بخش خصوصى واگذار كرد مؤسسه رسانه هاى تصويرى بسياركم رمق شده بود در حالى كه مى دانيم عرصه و بازار نمايش هاى خانگى به برنامه ريزى هاى به مراتب كارآمدتر از آنچه امروز وجود دارد نيازمند است و مؤسسه رسانه هاى تصويرى به عنوان يك مؤسسه مؤثر در تنظيم فرهنگى و اقتصادى اين بازار بايد هماهنگ با بخش خصوصى كار كند تصميم هايى كه در اين مؤسسه اخذ و اجرا شد در كاهش بازار غيرمجاز فيلم هاى سينمايى به شدت موثر بود. يكى از آن تصميم ها عرضه ارزان كپى هاى مجاز بود. ما فيلم ها را به قيمت هزار تومان عرضه كرديم. اين كار بخشى از بازار را به خود معطوف داشت و فضا را براى عرضه كنندگان غيرمجاز محدود كرد. ما مى دانستيم تنها با برخوردهاى بازدارنده انتظامى و قضايى به نتيجه نمى رسيم متدهاى علمى و اقتصادى نيز براى مبارزه با قاچاق وجود دارد. ما از فرمول هايى استفاده كرديم كه فضا را از تكثيركنندگان غيرمجاز گرفت. امروز قيمت رايت فيلم هاى سينمايى از ۱۰ تا ۱۵ ميليون تومان به ۴۰ تا ۷۰ ميليون تومان افزايش داشته است اين افزايش قيمت به منظور امنيت و رونق بيشتر در زمينه رايت فيلم هاى ويديويى است. ما در اين زمينه با همراهى خوب مجلس شوراى اسلامى روبه رو بوديم كه قوانين بازدارنده را تشديد كرد و دستگاه قضايى و نيروهاى انتظامى هم با تلاش بيشتر و گسترده تر به مبارزه با سوداگران فيلم هاى غيرمجاز پرداختند. اگرچه قانون مجلس هنوز ابلاغ نشده اما نفس طرح و همين جديت منجر به مهار نسبى قاچاق فيلم هاى ويديويى و رسيدن به فضاى امن تر شده است. امروز تهيه كنندگان دغدغه كمترى دارند و فيلم ها با آرامش و اطمينان خاطر بيشترى بر پرده مى نشينند و همچنان بازوهاى عملياتى ستاد با مشاركت تهيه كنندگان كار خود را با بازرسى هاى مستمر ادامه مى دهند. سينماگران نيز با همايشى كه در ۲۹خرداد ماه داشتند عزم خود را جزم كردند كه با اين مقوله برخورد كنند. همه دست به دست هم دادند تا فضاى مهار شده ترى را شاهد باشيم.البته در اين جا بايد اشاره كنم كه اين تكثير غيرمجاز علاوه بر هدف گيرى اقتصادى هدف گيرى سياسى و فرهنگى را نيز مدنظر دارد. شاهد مثالش هم توزيع فيلمى بود كه معاونت براى نمايش در سينماها به آن مجوز داده بود و نسخه پالايش نشده و غيرمجاز آن در بازار توزيع شد و نظر پاره اى از مسئولان و متدينان را نسبت به سينما مخدوش كرد. اين قبيل كارها و حركات مى تواند موجب بى اعتمادى مردم نسبت به سينما و مسئولان سينمايى شود.