دوشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۷ شعبان ۱۴۲۸
Mon, Sep 10, 2007
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
گفت و گو با سروش صحت كارگردان مجموعه «چارخونه»
هر چيز بايد سرجاى خودش باشد
بهمن عبداللهى

«چارخونه» ادامه داستان «طنزهاى شبانه اى» است كه از چند سال پيش به شبكه هاى تلويزيونى ما راه پيدا كرده اند. شخصيت هاى شوخ و جدى، قهرمانان اين داستان ها هستند و محدوده جغرافيايى آنها هم «آپارتمان» است.
چارخونه گرچه قالب تكرارى برنامه هاى موسوم به «هرشبى» را دارد اما سازندگان آن تلاش كرده اند كه متفاوت از آثار مشابه خود باشند، اين تلاش را از تيتراژ متفاوت تا تركيب بازيگران و حتى توجه به عنصر ترانه در بافت آن مى توان مشاهده كرد.«چارخونه» محصول گروهى ديگر از فعالان حوزه طنزهاى تلويزيونى است، اما اين بار يك مشخصه اصلى تر نيز دارد. اين ويژگى كارگردانى «سروش صحت» است كه براى نخستين بار دراين موقعيت قرار مى گيرد.صحت تا قبل از چارخونه بازيگرى در سينما و تلويزيون، حتى بازى درتئاتر (پنجره ها) را تجربه كرده بود. او در شمار زيادى از آثار طنز نيز به عنوان نويسنده يا سرپرست نويسندگان حضور داشت. كارهايى همچون قطار ابدى، چراغ جادو، جايزه بزرگ، كوچه اقاقيا، شبهاى برره، ترش و شيرين، پاورچين و...
سروش صحت درباره كارگردانى كردن مجموعه «چارخونه» - كه ممكن است تا ۹۰ قسمت هم برسد- بارها سخن گفته و تأكيد كرده است كه «انتخاب نكردم، به من پيشنهاد شد» بنابراين در اين گفت وگو بيشتر درباره ويژگى هاى «چارخونه» گفت وگو كرديم.
313380.jpg

* آقاى صحت، ظاهراً در روزهاى نخست پخش مجموعه «چارخونه» چند قسمت آماده نمايش داشتيد، اما به تدريج فاصله توليد تا پخش كمتر شده است، لطفاً دراين باره قدرى توضيح بدهيد.
همه كارهاى روزانه همين وضع را دارند. يعنى با هفت، هشت قسمت آماده، پخش را شروع مى كنند و به تدريج جلو مى آيند. اصلاً كار از وقتى قوام پيدا كرده و شكل واقعى خود را به دست مى آورد كه «روز پخش» مى شود. شايد مانند روزنامه باشد كه شما نمى توانيد مطالب آن را از ۱۰ روز قبل آماده كنيد، در واقع وقتى به روز مى شود شكل واقعى و درست خود را پيدا مى كند.
* البته ويژگى مهم و اساسى دركار يك روزنامه عنصر «تازگى» است.
ما هم دقيقاً همينطور هستيم. يعنى كليت برنامه مان مشخص است و اهداف كوتاه مدت، ميان مدت و درازمدت آن معلوم است. اين كه اين آدمها چه كسى هستند، به كجا مى روند و قرار است چه كار كنند. ولى وقتى «به روز» است با استفاده از نظرات و بازخوردهايى كه از سوى مردم مى آيد، تغييراتى پيدا كرده و با اين شيوه طراوت و تازگى پيدا مى كند. درواقع اين گونه مى تواند سيرصعودى داشته باشد. ما در آغاز مثلاً با ۱۰ قسمت آماده شروع مى كنيم و به تدريج جلو مى آييم، گرم مى شويم و به «روز پخش» مى رسيم، در اينجا ديگر به شكل نهايى مان نزديك شده ايم. حالا ديگر تلاش مى كنيم خودمان را با پيچ و خم ها جلو ببريم و مسيرهاى تازه پيدا كنيم. ما در مسيرى كه حركت مى كنيم از نظرات و بازخوردها استفاده مى كنيم، كه اين اتفاق خوب هم بوده است.
* اين قاعده درباره همه كارهاى شبانه مصداق پيدا مى كند؟
اكثر كارهاى شبانه معمولاً با همين رويه توليد مى شوند.
* فكر مى كنم اين شيوه در صورتى موفق است كه مضامين و موضوعهاى، برگرفته از مسائل روز و جارى در جامعه باشد و در مجموعه شما نمايش داده شود.
هم اين هست و هم اين كه با استفاده از بازخورد يك برنامه در سطح جامعه تغييراتى دركار بعدى مى دهيم و اين تأثيرات را لحاظ مى كنيم. مثلاً وقتى مى شنويم كه مردم مى گويند فلانى بامزه است يا فلان اصطلاح خوب نيست، ما به سرعت از اين نظرات بهره مى گيريم و دست به حك و اصلاحاتى دركاربعدى مان مى زنيم.
* منظور من البته جزئياتى مانند يك تكيه كلام نيست، بلكه كلى تر نگاه مى كنم و معتقدم مسائل جارى در جامعه مى تواند در كار شما نمود داشته باشد و به اين وسيله عنصر تازگى به كمك كار بيايد.
با شما موافقم.
* به نظر مى رسد توجه به تكيه كلام يك شخصيت، يا كمرنگ كردن يك شخصيت فرعى در داستان موضوعى كلى است.
وقتى شما دو تا شخصيت را در داستان كمرنگ كنيد، يا دوتاى ديگر را زياد كنيد، يا مثلاً به موضوعهاى خاص بپردازيد و از يك سرى موضوعها فاصله بگيريد، خب اين اتفاق هم يك موضوع جزئى است و هم كلى. ديگر از اين كلى تر چى؟
* من پاسخ سؤالم را هنوز نگرفته ام. مى خواهم بدانم چرا از مضامينى كه مردم به شكل فراگيرى با آن سرو كار دارند بيشتر استفاده نمى كنيد؟ مسائلى مانند طلاق، سرگرمى هاى اينترنتى جوانان، ماجراهاى بنزين، گرانى و تورم، كنكور و مضامينى ازاين دست كه گرچه هميشه وجودداشته اند اما در مقاطعى خاص دغدغه مشترك مردم جامعه مى شوند يا فراگيرى بيشترى پيدا مى كنند.
ما در برخى قسمت ها به مسائل روز پرداخته ايم اما از نظرات مردم در زواياى ديگرى هم بهره برده ايم. وقتى مردم مى گويند فلان شخصيت اين كار را نكند بهتر است، خب ما آن را لحاظ مى كنيم. برعكس اگر احساس كنيم تماشاگران از بخشى بيشتر خوششان آمده، سعى مى كنيم آن بخش را بيشتر كنيم. درست مانند اين كه شما در روزنامه تان تشخيص مى دهيد كه مطالب فلان صفحه خواندنى تر شده، خب روى آن صفحات انرژى بيشترى مى گذاريد و با دقت بيشترى عمل مى كنيد اما وقتى ببينيد يك صفحه دائماً مورد انتقاد قرار مى گيرد سعى مى كنيد آن صفحه را كمرنگ يا حتى حذف كنيد. حالا اگر شماره هاى زيادى از قبل آمده داشته باشيد امكان اين كار را ديگر نداريد.
* بايد تأكيد كنم كه ما در روزنامه براى صفحات مختلف چارچوب هاى مشخصى تعريف كرده ايم و حالا به فراخور اتفاقاتى كه در جامعه مى افتد اخبار مختلف را در اين چارچوب ها ارائه مى دهيم. يعنى ظرف ما مشخص است اما مواد داخل آن به فراخور شرايط فرق مى كند. به همين دليل روزنامه به موجودى زنده و پويا تبديل مى شود.
ما هم در اينجا چارچوب هايى داريم، اين چارچوب آدم هايى كه در اين چهارخانه زندگى مى كنند و روابط بين آنهاست و ما در قالب اين چارچوب دست به حك و اصلاح مى زنيم.
* شما درباره بازخورد و انعكاس برنامه تان در جامعه حرف زديد، مى شود بفرماييد اين بازخوردها را چگونه و از چه راهى به دست مى آوريد؟
يك سرى نظرسنجى ها هست كه خود سازمان صداوسيما انجام مى دهد. ديگرى نامه ها و تلفن هاى مردمى است كه باز هم به سازمان مى رسد و در بخش ديگر نظراتى است كه خانواده هاى خودمان، دوستان و آشنايان ابراز مى كنند.همچنين نظراتى كه در سطح جامعه مى بينيم. ما وقتى در خيابان حتى راه مى رويم نظرات مختلف به دستمان مى رسد. حتى بچه هاى فنى گروه كه مردم آنها را نمى شناسند نظرات مردم را به ما انتقال مى دهند.
* خب اين نظرات احتمالاً خيلى كلى نيست؛ آيا سعى نكرده ايد نظرات علمى تر و كارشناسى ترى را به دست بياوريد؟
از هر طريقى كه به ذهنمان برسد براى به دست آوردن نظرات استفاده مى كنيم.
* فارغ ازاين موضوع، يك سؤال ديگر دارم، آيا «شتابزدگى» در توليد برنامه براى پخش هر چه سريع تر آن لطمه اى به كيفيت كارتان نمى زند؟
من اسم آن را شتابزدگى نمى گذارم، بلكه مى گويم اين نوع از كار شيوه كار خاص خودش را دارد. مثلاً براى سريال دنباله دار بايد يك جور كار كرد، براى فيلم سينمايى يك طور ديگر و براى كار ۹۰ دقيقه اى يا برنامه هر شبى هم يك جور ديگر. هر كدام از اين ها مشخصه ها و مختصات خاص خودش را دارد. اتفاقاً اگر براى يك قسمت يك هفته وقت بگذاريم حاصل كار ممكن است اينطور نباشد. اين نوع از كار حالا ديگر «تعريف» پيدا كرده است. مثلاً ممكن است نويسنده هاى خيلى خوبى وجود داشته باشند، اما نويسنده برنامه هر شبى كارش تفاوت دارد، يعنى بايد بتواند يك روزه يك متن قابل اجرا بنويسد، يا به طور مثال عواملى كه بتوانند يك روزه كار ۴۰ دقيقه اى را ضبط كنند. اين مسائل مشخصه هاى كار ماست و به معناى بد يا خوب بودن نيست. شتابزده يا غيرشتابزده هم نيست.
* آيا سرعت در توليد، روى دقت شما بر كارتان تأثير نمى گذارد؟
اثر دارد ولى مخاطب هم مى داند كه اين برنامه با شرايط خاص توليد مى شود، با علم به اين موضوع خيلى از مشكلات را مى بخشد. مخاطب مى داند گروه به طور شبانه روزى كار مى كند تا برنامه آماده شود. ما با اين شرايط ناچاريم از خيلى از ظرايف صرفنظر كنيم. به هرحال روزى ۴۰ دقيقه برنامه توليد كردن يك سرى عوارض دارد، چاره اى نيست. اشكالى هم ندارد.
* يعنى معتقديد كه در اين سال ها يك نوع تماشاگر خاص تربيت شده است كه به قواعد و چارچوب هاى كار هر شبى آشناست و براساس پيش فرض هايى كه تعريف شده است كارها را دنبال مى كند؟
بله، فكر مى كنم همينطور است.
* متن هايى كه در كار استفاده مى شود، چگونه نوشته و استفاده مى شود؟
ما يك گروه نويسنده حرفه اى داريم. معمولاً شب قبل از ضبط متن را از آنها دريافت مى كنيم، گاهى وقت ها هم پيش مى آيد كه متن ها ديرتر به دستمان مى رسد، مانند امروز كه ما براى ضبط حاضريم اما متن برنامه به دستمان نرسيده است. البته اين مورد خيلى كم پيش آمده است. گاهى هم ممكن است متن سكانس به سكانس آماده شود و ما هم به مرور شروع به گرفتن نماها مى كنيم.
* ظاهراً سرپرست نويسندگان خودتان نيستيد؟
سرپرست نويسندگان محسن چگينى است كه در عين حال تهيه كننده مجموعه هم هست.
* خب، با اين تجربه طولانى كه در نوشتن متن سريال هاى گذشته و حتى سرپرستى نويسندگان داشتيد، چطور شد كه خودتان اين وظيفه را برعهده نگرفتيد؟
نمى رسم كه اين كار را هم برعهده بگيريم.
* آيا به دليل اين است كه در تجربه اول كارگردانى تان تلاش كرده ايد منحصراً به اين بخش توجه كنيد؟
فكر مى كنم اگر تجربه صدم هم باشد، چنين خواهم كرد. سرپرست نويسندگان بايد به دقت متن ها را بخواند و نكاتى را حك و اصلاح كند. او بايد با نويسنده كار بنشيند گپ بزند و همفكرى كند. بنابراين زمان زيادى نياز دارد، مثلاً روزى حداقل چهار، پنج ساعت كه من در اختيار ندارم.
* خب ، براى اين كه به ذهن نويسنده اثر نزديك شويد به هرحال بايد زمانى صرف كنيد.
اين زمان را پيش از كليدزدن مجموعه گذاشته ايم. يعنى در مرحله پيش توليد كه فرصت كافى بوده جلسات مختلفى برگزار شد و آن چارچوب هاى اوليه را طراحى كرديم. اما هر متنى هم كه به دستم مى رسد با نويسنده صحبت مى كنم و نقطه نظراتم را مطرح مى كنم. اما واقعاً براى هدايت متن ها كه بسيار زمان بر است فرصتى ندارم.
* سوژه يابى چه؟ موضوعهاى هر قسمت چگونه انتخاب مى شود؟
سوژه ها را هركسى مى تواند پيشنهاد كند، معمولاً هم خود نويسنده ها پيشنهاد مى كنند. اگر سوژه اى از طرف نويسنده يا اعضاى گروه پيشنهاد شود بامحسن چگينى هماهنگى انجام مى شود و درمرحله بعد يك طرح كلى (سيناپس) نوشته و متن ها از روى آن آماده مى شود.
* به نظر مى رسد بعضى از قسمت هاى چارخونه كه برگرفته از مسائل روز جامعه است ، با استقبال بيشترى نزد مخاطبان مواجه شده است. ماجراهايى مانند تيم فوتبال، تست هوش و... اما برخى قسمت ها مانند «مقصر كيه» كه ماجراى فرار داماد ازمراسم بود مى توانست هر زمان ديگرى مثلاً ۵۰ سال پيش هم اتفاق بيفتد كه اتفاقاً استقبال چندانى هم از آن نشد. اين را قبول داريد؟
313389.jpg
ما يك تيم نويسنده داريم كه بين آنها نويسنده هايى تازه كار هستند. نويسنده هايى قديمى و كهنه كار هم داريم. اين نويسنده ها سليقه هاى مختلف دارند، متن هاى همه آنها با هم يكى نيست. حالا ببينيد دراين ميان يك متن در اجرا بهتر است و متن ديگرى روى كاغذ بهتر به نظر مى رسد. موضوع اين است كه سليقه آنها مختلف است.
از سوى ديگر مخاطبان هم سلايق و نظرات مختلف دارند بعضى از آنها ممكن است مسائل خانوادگى را بيشتر دوست داشته باشند، ممكن است عده ديگرى از مخاطبان به مسائل روز علاقه مند باشندكه اتفاقاً طيف گسترده اى را هم تشكيل مى دهند. به نظر من يك برنامه بايد بتواند سليقه هاى مختلف را راضى كند . گاهى بامخاطب خاص تر و گاه با مخاطب عام تر ارتباط برقرار كند. در واقع حاصل و برآيند كار است كه نظر عمومى را تشكيل مى دهد. در طول يك هفته اگر دوتا از برنامه هايمان خيلى خوب باشد، دوتاخوب و حالا دوتا هم متوسط بود، آن وقت در جمع بندى مى گوييم هفته خوبى را پشت سر گذاشته ايم.
* اشاره كرديد كه موضوعهاى ملموس در سطح جامعه با طيف بيشترى از تماشاگران ارتباط برقرار مى كنند.
درست است.
* خب ، به عنوان مسئول اثر چرا سعى نمى كنيد اين رويكرد پررنگ تر باشد؟
سعى مى كنم، اما هميشه اتفاق نمى افتد.
* دليل مشخص اين اتفاق نيفتادن چيست؟
سرعت در توليد، سليقه نويسندگان، توجه به اين كه همه نوع متنى داشته باشيم و مسائلى از اين دست. به نظرم اگر ما فقط متن هاى اجتماعى داشته باشيم يك جاى كارمى لنگد. آن وقت ممكن است سؤال كنند كه چرا به مسائل داخل خانواده ها توجه نمى كنيد؟ وقتى شما به يك بخش كاملاً پوشش بدهيد از بخش ديگرى غافل شده ايد.
* البته خانواده ها هم مى توانند بخشى از مسائل جارى در جامعه ما باشند.
بله، اما آنچه مى بينيد حاصل سعى و تلاش ماست. من با حرف شما موافقم و اگر بيشتر نيست سعى مى كنيم بيشتر به اين بخش توجه كنيم.
* يكى از ويژگى هاى متن ها، قالب ذهنى شماست كه نمود دارد، حالا نمى دانم به دليل آن جلسات پيش از توليد بوده يا نه در هنگام كارگردانى نقطه نظرات خود را اعمال كرده ايد. وقتى به كارهاى قبلى شما به عنوان نويسنده نگاه مى كنيم به نظر مى رسد در پيكره اصلى كار ذهنيت شما به خوبى ديده مى شود، حالا ممكن است در جزئيات خيلى اينطور نباشد.
اگر اينطور است، بايد بگويم خيلى خوشحال هستم كه توانسته ام ميان طيف نويسندگان حرفه اى كار هماهنگى و وحدت كلى به وجود بياورم.
* دليلم براى اين موضوع، عناصرى است كه از ذهن شما مى آيد، عناصرى مانند استفاده از ترانه هاى كوچه و بازارى، شخصيت هايى كه مجموعه اى از آدم هاى شمال شهر و جنوب شهر هستند، استفاده از تيپ هاى لمپنى و...
واقعاً نمى دانم. اگر اينطور است برايم جالب خواهد بود كه علايق و سلايق ام در كار نمود پيدا كرده باشد، در شرايطى ممكن است موضوعى امروز برايم جالب باشد اما فردا نه و نقطه نظرهايم دائم تغيير مى كند، خوشحالم كه وحدتى ميان اين عناصر هست.
* يكى از ويژگى هاى كارهاى قبلى شما در جايگاه نويسنده استفاده از كمدى كلام و كمدى موقعيت به طور توأمان بوده است كه خب در «چارخونه» هم ديده مى شود.
اگر اين ۲ نوع كمدى در كنار هم قرار بگيرند خيلى خوب است.
* حداقل مى توانم بگويم تلاش براى تركيب اين ۲ نوع كمدى در برنامه شما ديده مى شود.
اين را قبول دارم و بايد بگويم كه دوست دارم كمدى كلام و موقعيت به صورت توأم در يك كار وجود داشته باشند و به نظرم مكمل خوبى براى هم هستند.
* اگر موافق هستيد درباره شخصيت هاى كار هم صحبت كنيم. به نظر مى رسيد در قسمت هاى اول «چارخونه» شخصيت ها شكل كاملى نداشتند و به طور ناشناخته ترى جلو مى آمدند، تا اينكه شخصيت داماد خانواده (اردلان شجاع كاوه) اضافه شد و فضا كمى شيرين تر شد تا آن كه «شنبه» به «چارخونه» آمد. آيا به اين نوع معرفى شخصيت ها از پيش فكر كرده بوديد يا نه، ناچار از آوردن آنها شديد؟
هر كدام از اين شخصيت ها مانند موتورى بودند كه برنامه را روشن مى كردند، يعنى ما وقتى با يك موتور شروع كرديم و بالا رفتيم پس از طى مسافتى موتور ديگرى به برنامه اضافه كرديم.
* يعنى از قبل طراحى كرده بوديد؟
بله، اصولاً در برنامه هاى هر شبى يكى از ويژگى بايد اين باشد كه هر ۲۰ قسمت يك چيز جديد بايد براى تماشاگر داشته باشيد، در غير اين صورت به وادى تكرار مى افتد و كار ضعيف مى شود. اين كار را در قسمت هاى آينده هم خواهيم كرد.
* پس به همين دليل است كه شخصيت «وحيد» را هنوز معرفى نكرده ايد؟
يكى از مهم ترين دلايلش همين است.
* آيا غير از وحيد شخصيت هاى ديگرى را هم اضافه خواهيد كرد؟
احتمالش هست. اجازه بدهيد من آينده برنامه را نگويم چون قرار است موتورهاى بعدى ما باشند.
* آيا روى گروه بازيگران (كستينگ) حساسيت خاصى داشتيد؟
بله، خيلى دلم مى خواست كه نقش «منصور» را حميد لولايى و نقش «شكوه» را مريم اميرجلالى بازى كند و خوشبختانه اين اتفاق افتاد. براى بقيه نقش ها هم هركدام ۲ تا ۳ كانديدا داشتيم.
* اين نقش ها چه مشخصه خاصى داشتند كه فكر مى كرديد حتماً اين ۲ بازيگر بايد آنها را بازى كنند يا احتمالاً فقط اين ۲ بازيگر از پس بازى آنها برمى آيند؟
براساس قسمت هايى كه نوشته بوديم و طراحى كلى كه داشتيم سعى كرديم از بازيگران تواناى طنز كه شيرين باشند و در عين حال به اين شخصيت هاى طراحى شده بخورند استفاده كنيم.
* حالا بدون آن كه منكر توانايى هاى بازيگران كار شما باشيم، به نظر مى رسد بازيگران ديگرى هم مى توانستند آنها را بازى كنند، مثلاً بازى مريم اميرجلالى كه مشابه كار او در سريال هايى مانند «خانه به دوش» يا «ترش و شيرين» است، چندان كمكى به اين نقش نمى كند.
لزوماً احتياجى نيست كه شيوه بازى بازيگر مدام تغيير كند، بازيگرانى هستند كه شيوه بازى خود را تغيير مى دهند، خيلى هم موفق اند، بازيگرانى هم هستند كه يك نوع بازى مى كنند و آنها هم خيلى خوب اند، بنابراين هرچيزى سرجاى خودش باشد و در جاى خودش بنشيند خوب است و اگر سرجاى خود ننشيند خوب نيست. شما اگر يك عمر هر صبح براى صبحانه نان و پنير بخوريد خيلى عجيب نيست، اما اگر قرار باشد يك عمر هر ظهر نان و پنير بخوريد آن وقت ممكن است بعضى ها بگويند «آخى... اين طفلكى هر روز ظهر نان و پنير مى خورد» و در واقع برايشان عجيب است، چون جايش نيست. به نظر من مريم امير جلالى تنها و بهترين گزينه اين نقش بود. يك زن مقتدر كه مى تواند مالك چهار تا خانه باشد و اقتدار و عشق را به طور توأمان داشته باشد. در ذهن من بهتر از ايشان كسى وجود نداشت.
* چرا سعى نكرديد بازى ايشان را با كارهاى قبلى متفاوت كنيد تا براى بيننده هم تازگى داشته باشد، به هر حال او «شكوه» چارخونه است نه شكوه خانه به دوش و ترش و شيرين؟
اصولاً من طرفدار چيزى به اسم تازگى زوركى نيستم. علاقه مندهم نيستم.
* تازگى داشتن و تنوع در بازى لزوماً به معناى زوركى بودن نيست.
به نظر من اين شخصيت مريم امير جلالى بود. خب وقتى اين طور است چرا بايد او را عوض كنم؟
* بگذريم. يك سؤال ديگر؛ به نظر مى رسد استفاده از جمع ۳ نفره رضا شفيعى جم، حميد لولايى و جواد رضويان -كه هر كدام شخصيت اصلى برنامه هاى طنز گذشته بوده اند- يك نوع ستاره سازى براى جلب نظر تماشاگر باشد تا اين كه استفاده مطلوب و كاربردى از آنها، شما چه نظرى داريد؟
استفاده از ستاره ها كه اصلاً بد نيست. شما وقتى در متن كار نباشيد نمى دانيد كه يك بازيگر چگونه يك متن را با بازى خود زنده مى كند، حميد لولايى در اين باره بى نظير بوده است. ما سعى كرديم هركسى سرجاى خودش باشد. واقعاً من دلم مى خواست در اين كار ۱۰۰ ستاره ديگر هم داشتم. اين اصلاً بد نيست.
* آقاى صحت، اگر امكان دارد درباره بازى بازيگران بيشتر صحبت كنيم.
من از بازى بازيگران راضى هستم. اجازه بدهيد درباره جزئيات بازى ها پس از پايان كار با هم گفت وگو كنيم.
* مى شود بفرماييد چارخونه تا چه زمانى ادامه دارد؟
كار ما تا آغاز ماه مبارك رمضان ادامه دارد. حالا براى اين كه بعد از ماه رمضان ادامه بدهيم يا ندهيم تصميمى نگرفته ايم و هيچ چيز قطعى نيست.
* حالا اگر چطور شود ادامه مى دهيد و چطور نشود ادامه نمى دهيد؟
در واقع اگر گروه و تهيه كننده و سازمان به اين نتيجه برسند كه هنوز مى شود ادامه داد، ادامه مى دهيم و اگر به اين نتيجه نرسند، قاعدتاً متوقف مى شويم.
* ان شاءالله اگر بعد از يك ماه تعطيلى كار از سرگرفته شود شاهد تغييراتى هم خواهيم بود؟
حتماً. اگر بخواهيم دوباره شروع كنيم، ممكن است فضاى جديدى را شاهد باشيم.
* با توجه به اين كه «چارخونه» در آمارهاى موجود در سازمان صدا و سيما از پر بيننده ترين برنامه ها و بويژه پر مخاطب ترين مجموعه شبانه تلويزيون است، حدس مى زنم كه كارتان ادامه پيدا كند.
صحبت ادامه دادن مجموعه هست، اما هنوز نهايى نشده است.
* شما به عنوان يك بازيگر در تلويزيون پركارتر از سينما بوده ايد، ممكن است در تغييرات آينده شاهد حضور تان به عنوان بازيگر «چارخونه» هم باشيم؟
نه، فرصت اين كار را ندارم، اما چون به بازيگرى علاقه دارم حتماً بعد از اين كار در آثار تلويزيونى يا سينمايى بازى خواهم كرد.
* اگر يك كارگردان ديگر «چارخونه» را مى ساخت، و شما به عنوان بازيگر حضور داشتيد كدام نقش را بازى مى كرديد؟
آن نقشى كه كارگردان به من پيشنهاد مى كرد! به اين موضوع تا به حال فكر نكرده بودم.
* به عنوان پايان اين مصاحبه، لطفاً بفرماييد آنچه روز اول در ذهنتان بوده، امروز چقدر در كارتان شكل عينى پيدا كرده است؟
اين تجربه اول من در حوزه كارگردانى بوده و در اين مدت خيلى چيزها ياد گرفتم. خوشحالى ام از اين موضوع است كه كار چه از نظر مخاطب عام و چه مخاطب خاص «سير صعودى» داشته است. اين اتفاق خيلى دلگرم كننده است، حال اگر يك كار پس از شروع سير نزولى داشته باشد حال شما را خيلى بد مى كند، اگر هم متوقف شود كه تمام شده تلقى مى شود. اما آن طور كه به نظر مى آيد و باتوجه به مجموع نظرات سير صعودى داشته و اين نشان مى دهد كه روز به روز بهتر مى شود و البته مى توان آن را بهتر كرد. اين موضوع نيروى زيادى براى گروه ايجاد مى كند.
* اگر بخواهيم كار شما را با كار دهم ديگران مقايسه كنيم خب بيراهه رفته ايم، اما به عنوان كار اول يك كارگردان جوان آن هم كارى كه قرار است هر شب روى آنتن باشد، اميدوار كننده به نظر مى رسد و معنايش اين است كه كار سختى را داريد پشت سر مى گذاريد.
ممنون، سعى مى كنم كارم بهتر شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |