دوشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۷ شعبان ۱۴۲۸
Mon, Sep 10, 2007
تاريخ
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
به در خواست ژنرال باراتوف
امپراتور با عفو عمومى موافقت كرد
313359.jpg
در شماره گذشته نوشتيم كه محمدولى خان سپهسالار اعظم كه از قهرمانان نهضت مشروطيت به شمار مى رفت، پس از قبول مقام رئيس الوزرايى و تشكيل كابينه براى ديدار ژنرال «باراتوف» فرمانده كل نيروهاى روسيه تزارى در ايران به قزوين كه محل استقرار نيروهاى روسيه تزارى بود رفت و «باراتوف» به همراه ژنرال ها و فرماندهان عاليرتبه روسى تا دروازه شهر به استقبال رئيس الوزراى ايران آمد. نيروهاى روسى از برابر رئيس الوزراى ايران رژه رفتند. باراتوف و سپهسالار در ضيافت ها شركت كردند و سخنان مودت آميز بر زبان راندند. سفراى روس و بلژيك نيز در اين مراسم حضور داشتند. هر چند از مذاكرات پشت پرده كسى با خبر نشد ولى رويدادهاى پس از آن نشان داد كه مذاكرات مهمى صورت گرفته و طرفين به توافق هاى حائز اهميتى دست يافته اند.
در گزارش هاى پيشين نوشته بوديم كه سپهسالار با آن كه عضو كابينه مستوفى الممالك بود ولى در جريان اقدام ها و تماس هاى سياسى رئيس الوزرا قرار نمى گرفت، مذاكرات مستوفى الممالك با آلمان ها و با انگليس ها كاملاً محرمانه بود و حتى وزير خارجه نيز از آنچه در پشت پرده مى گذشت بى خبر بود. در روزهايى كه مستوفى الممالك بر سر كار بود و در كابينه ايران گرايش شديدى به آلمان ها وجود داشت، سپهسالار با سياست دفع الوقت مستوفى الممالك مخالف بود و از كسانى بود كه اعتقاد داشت مذاكره با انگليسى ها بدون اطلاع وزير خارجه كار خطرناكى است. اگر خوانندگان گرامى به خاطر داشته باشند از خرده گيرى هاى مستشارالدوله صادق به مستوفى الممالك اين بود كه مستوفى به جاى مشاوره با وزراى كابينه شب ها در گوشه اى از كاخ نخست وزير با سيدضياءالدين طباطبايى خلوت مى كند و هيچ كس نمى داند كه آنها چه مى گويند و چه مى شنوند و آن گفت وگوهاى طولانى چند ساعته به خاطر چيست و فراموش نكنيم كه سپهسالار اعظم از جمله كسانى بود كه در آخرين لحظات احمدشاه را از تغيير پايتخت منصرف كرد و به عقيده دوستان و دشمنانش اين تصميم در آن لحظات بحرانى تصميم درستى بوده است.
به درستى معلوم نيست كه ميان سپهسالاراعظم در سفر قزوين با ژنرال باراتوف و سفير روسيه ترازى چه گفت وگوهايى شد ولى پيامدهاى اين سفر و نامه ژنرال باراتوف از قزوين به تهران نشان مى دهد كه در آن ديدار تصميمات مهمى گرفته شده بود. اعلاميه «باراتوف» نشان مى دهد كه ژنرال روسى پس از مذاكره با سپهسالار اعظم رئيس الوزراى ايران و سفير روسيه در ايران با دربار روسيه تماس مى گيرد و به منظور ايجاد محبوبيت براى امپراتورى روسيه براى ايرانيانى كه عليه روس ها وانگليسى ها به تحريك آلمانى ها اقداماتى كرده بودند و در نتيجه زندانى يا تحت تعقيب بودند تقاضاى عفو عمومى مى كند. اعلاميه ژنرال باراتوف را با هم مرور مى كنيم؛ توضيح اينكه جهت امانتدارى در عبارات اعلاميه دخل و تصرفى نمى كنيم و به جهت آنكه نثر به كار رفته مربوط به ۹۰ سال پيش است بى ترديد سنگين به نظر مى رسد لذا خوانندگان گرامى ما را در اين امور معذور خواهند داشت.


ابلاغيه تلفنى باراتوف به سفير روسيه در تهران
اين ابلاغيه را ژنرال باراتوف، از طريق تلفن، از قزوين و خطاب به وزير مختار روسيه ( مقيم تهران) فرستاده تا به اطلاع مقام هاى عالى دولت ايران برساند.
متن ابلاغيه چنين است:
در جواب راپورتى كه راجع به استخلاص اسرا بود بمن اطلاع دادند كه اعليحضرت امپراطور مانعى در مقابل نظريه من كه استخلاص اسرا باشد نيافته است.
نظر به (۱) اراده اعليحضرت شاه و حسن ظن و اعتماد شما بمن و سپاهيان روس كه از طرف اعليحضرت معظم رياست بر آنها بمن واگذار شده (۲) و مساعدت سپهسالار با تمام درخواست هاى من و مناسبات صميمانه شما با من و قشون هاى روس و توجهات حضرت اشرف (۳) و ضمانت حضرت اشرف از طرز رفتار و سلوك آتيه اسرائيكه آزاد خواهند شد (۴) و آلت مطيعى بوده اند در دست رؤساى خارجى خود كه بعضى فرار اختيار كردند و برخى ديگر با اجازه ما بوطن خويش عودت نمودند (۵) و براى تحكيم روابط حسنه خود با روحانيون و حكام و ملت ايران كه پيوسته با قشون هاى روس با كمال مهربانى و ملاطفت رفتار كرده اند تصميم شد كه تمام اسراى فوق الذكر را آزاد كرده با اين اقدام بر ميمنت سال جديد ايران بيفزايم. تصميم فوق خود را به عرض اعليحضرت فرمانده كل رساندم و بحضرت اجل عالى و سپهسالار اعظم هم اطلاع مى دهم.
۱۳۰۰ باراتوف - مورخه ۱۴ مارت روسى
«ژنرال باراتوف» همان مطالبى را كه با تلفن به اطلاع وزير مختار روسيه در تهران رسانيده بود قدرى مشروح تر به وسيله تلگراف به سپهسالاراعظم، رئيس الوزراى ايران ابلاغ كرد. از محتواى اين اطلاعيه معلوم مى شود كه آزادى اسرا فكر سپهسالار بوده و شخصاً آنها را ضمانت كرده است. نكته اى كه تذكر آن را لازم مى داند، اين است كه ارتباط كليه نظاميانى كه به ايران مى آمدند با دربار روسيه توسط نايب السلطنه قفقاز بود. امپراتوران روس كه قلمرو وسيعى را تحت تصرف خود داشتند جهت تصميم گيرى هاى سريع در محل هميشه يكى از برادران شاه يا شاهزادگان طراز اول را به عنوان نايب السلطنه خود در «تفليس» مستقر مى كردند و ارتباط نظامى دربار روسيه با ممالك همجوار مانند ايران از طريق ستاد نايب السلطنه قفقاز بود. فرمانده بريگاد سوار قزاق همايونى نيز كه يك هنگ سواره بود هميشه از سوى نايب السلطنه قفقاز تعيين مى شد و گزارش هاى ايران نيز توسط نايب السلطنه به دربار روسيه مى رسيد.
تلگراف باراتوف به رئيس الوزراى ايران
تلگراف از قزوين
313434.jpg
قزوين- حضرت اشرف آقاى سپهسالار اعظم رئيس الوزراى دولت عليه ايران خيلى خوشوقتم كه مى توانم مژده به شما بدهم كه ميل اعليحضرت همايونى شاهنشاه و درخواست جدى حضرت اشرف در باب آزاد كردن اسرا به نتيجه انجاميده والاحضرت اقدس فرمانفرماى كل قشون سرحدات قفقاز جواباً به عرض بنده اجازه فرمودند به عقيده اينجانب اين مطلب را در باب آزاد كردن اسرايى كه شما خواستيد انجام بدهم چون اولاً موافق ميل مبارك اعليحضرت همايونى است و آن اعليحضرت هميشه خيلى التفات و مرحمت فرموده اند درباره بنده و قشونى كه در تحت رياست بنده هستند ثانياً خود حضرت اشرف به همه خواهش بنده همه طور حاضر هستيد و نهايت درجه با صميم قلب التفات و مرحمت مى فرماييد درباره بنده و قشون ثالثاً كه آن حضرت اشرف مسئوليت به عهده خودشان مى گيرند كه در آتيه اين اسرا كه آزاد مى شوند مطيع و از آنها مطمئن بايد شد رابعاً اسرا مثل اسلحه مطيع در دست رؤساى خارجه بودند و اين رؤسا پاره فرار كردند و پاره به اجازه خودمان راه داديم كه بيايند به وطن خودشان خامساً چون خيلى متمايل است اين مناسبات دوستانه كه همه جا هستند ما بين روحانيون و اولياى دولت و خود ملت ايران و رياست قشون روسيه محكم و عميق باشد بلكه به همين واسطه من مقرر كردم كه همه اسراى مذكور را آزاد بكنم با آن عمل خيريه سال جديد ايرانى را شروع مى نماييم در باب تمام آنچه را كه در فوق ذكر شده خواهش مى كنم به عرض خاك پاى مبارك اعليحضرت همايونى برسانيد.
گنرال لوتنات باراتوف
نامه وزير مختار روس به وزير امور خارجه ايران
سه شنبه ۲۳ جمادى الاولى ۱۳۳۴= ۲۸ مارس ۱۹۱۶- ترجمه مراسله وزير مختار روس:
حضرت اقدس والاشاهزاده صارم الدوله وزير امور خارجه والاحضرت اقدس فرمانده كل قواى قفقازيه نظر به اقدام ها و درخواست هاى سفارت امپراتوران روسيه و همچنين تقاضاى فرمانده قواى اعزاميه ايران و براى استقبال ميل اعليحضرت همايونى شاه كه پيوسته مراحم والطاف خويش را نسبت به عساكر روس در خاك ايران مبذول فرموده اند حكم صادر كرده است كه تمام اسراى ايرانى كه عليه دولت متبوعه خويش طغيان نموده و تاكنون در حبس مأمورين نظامى روس توقيف بوده اند مستخلص و آزاد نمايند. اين عفو و اغماض شايان نيز به واسطه مسلك صميمانه و رويه دوستانه است كه كابينه حضرت اشرف سپهسالار اعظم نسبت به افواج روس اتخاذ كرده و حضرت معظم له ضمانت نموده اند كه اسراى مزبوره سپس اطاعت كامل به اوامر دولت ايران خواهند داشت زيرا اين نكته مسلم گشته است كه اسراى مذكور فقط آلتهاى بلا اراده دست هاى محركين خارجى و همدستان دسايس آنان بوده اند و محركين مزبور عده فرار اختيار كرده و عده ديگر به وسيله دولت امپراتورى روس از ايران دور و خارج گرديده اند.
بالاخره والاحضرت اقدس گراندوك نيكلا نظر به تمايلات خويش براى استحكام مناسبات صميمانه مودت و دوستى كه در همه جا ميان طبقات علمى و اشراف و مأمورين محلى دولت و اهالى مملكت از يك طرف و عساكر مملكت همسايه از طرف ديگر مستقر گرديده است عيد نوروز ايران را مغتنم شمرده و به وسيله اين اقدام شواهد مودت صادقانه و حسن اعتماد را به دولت ايران تأييد نموده است يك خط مخصوص و سرشارى مطالب فوق الذكر را به اطلاع حضرت اقدس والا رسانده خواهشمندم احترامات فائقه و مراتب اخلاص مندى صادقانه اين جانب را قبول فرمايند: محل امضاى وزير مختار- فن آتر
استفاده تبليغاتى روسها از كشته شدن يك شاهزاده ايرانى
سه شنبه غره (اول)۱۳۳۴ (۴ آوريل ۱۹۱۶)
روزنامه رعد به مديريت سيد ضياءالدين طباطبايى كه از روزنامه هاى مهم پايتخت و طرفدار سياست انگلستان است خبر غرق شدن كشتى «سوسكس» و كشته شدن شاهزاده ايرانى سردار مسعود را به شرح زير انتشار داد.
واقعه ناگوار شاهزاده بهرام ميرزا - مجلس ترحيم
بر طبق اطلاعات اخيره پنجاه نفر از مسافرين كشتى «سوسكس» كه در سواحل فرانسه مورد حمله واقع گشته بود غرق گرديد و اثرى از آن به دست نيامده است. نظر به اين كه شاهزاده بهرام ميرزا «سردار مسعود» از مسافرين اين كشتى مزبور و مع التأسف خبر سلامتى ايشان نرسيده احتمال مى رود كه جوان تحصيل كرده ناكام مشاراليه هم جزو هلاك شدگان اين سانحه بوده است. به همين مناسبت صبح و عصر روز گذشته در منزل شاهزاده وزير امور خارجه مجلس ترحيم انعقاد يافته شخص شخيص آقاى سپهسالار اعظم رئيس الوزراء از اول ختم تا آخر در مجلس ترحيم تشريف داشتند. طبقات علماء و شاهزادگان عظام و وزراء و اعيان و اشراف و تجار و اعضاى ادارات و ساير محترمين به مجلس ختم آمده و همگى تأسفات قلبيه خويش را اظهار و به شاهزاده معظم له تسليت خويش را تقديم داشته و عموماً از فقدان يك چنين شاهزاده دانشمند و مهذب الاخلاقى تسليت گفته قبل از ظهر امروز نيز مجلس ترحيم منعقد خواهد بود و از قرار مسموع شاهزاده معظم ناصرالدين ميرزا از طرف ذات اقدس همايون شهريارى براى برچيدن ختم و توصيه به صبر به منزل شاهزاده صارم الدوله تشريف فرما خواهند گشت.
در اين مسائل سفارت روسيه نيز خبر غرق كشتى «سوسكس» را براى به راه انداختن تبليغاتى عليه آلمان ها مغتنم دانسته، ابلاغيه زير را منتشر ساخت:
ابلاغيه سفارت روس مورخه ۲۹ جمادى الاولى مطابق ۲۹ مارس ۱۹۱۶:
«در همين روزها با كمال تنفر معلوم شد كه توسط مين آلمانى كشتى مسافرى «سوسكس» در درياى مانش غرق شد. باز اين حركت وحشيانه آلمان ها تنفر تمام عالم را به خود جلب مى نمايد. در ۱۷ مارت در درياى سياه در هواى صاف زيردريايى آلمانى با دومين پشت سر هم كشتى مريضخانه روس و فرانسه موسوم به (پرتگال) را غرق نموده، در صورتى كه دولت عثمانى اين كشتى را كشتى مريضخانه دانسته و اين كشتى نيز به رنگ هاى مخصوص صليب احمرى رنگ و ملون بود، پيش از آن كه زيردريايى آلمانى مين اندازد اطراف كشتى مريضخانه را دورى زده و متوالياً دومين انداخت و كشتى مزبور در كمتر از يك دقيقه به قعر دريا فرو رفت.
قربانى اين حركت وحشيانه و خارج از انسانيت آلمانى ها ۱۴ نفر خواهران پرستار و رئيس آنها (بارونس ميبدروف) شده و نيز نماينده اداره صليب احمر (كنت تاتسيف) و دكترهاى (پانكراتف) و (تخمروت) تلف شدند، لذا از اجزاى روس و خدمه صليب احمر ۵۰ نفر و از فرانسوى ها ۲۹ نفر مغروق گرديدند. در كشتى مزبور ۲۷۴ نفر بوده و به واسطه كرجى هايى كه در عقب كشتى (پروتگال) حركت مى كردند، ۱۵۸ نفر كه در ضمن آنها ۱۱ نفر خواهران صليب احمر بودند، خلاصى يافتند. اين اقدام وحشيانه و خارج از انسانيت و آدم كشى آلمانى ها كه تمام قوانين مقدسه (ژنو) را زير پا گذاشته و از نقطه نظر نظامى اهميتى به آنها نمى دهند و اشخاصى را كه خودشان را وقف پرستارى و انسان دوستى نموده، تلف مى نمايند، ثابت مى كند كه آلمانى ها تا چه درجه به ورطه وحشيگرى و بربريت و خارج از انسانيت افتاده اند.اين حركت سنگينى كه آلمانى ها به عالم انسانيت وارد آورده اند، مدلل مى دارد كه با دشمنانى كه اعتنا به قوانين خدايى و انسانى نمى نمايند، صلح تا وقتى كه قوى و آمال شيطانى آنها به كلى محو و نابود شود، ممكن نخواهد بود. اهالى دولت ايران كه به آنها حركت و وضع رفتار آلمانى ها به خوبى مدلل شده، مى توانند خودشان اين رفتار وحشيانه دشمن ديوانه شده را ملاحظه نموده و طرز سلوك و رفتار آنها را بدانند.»
تبريك امپراتور روس
313431.jpg
به مناسبت عيد نوروز اين تلگراف از سوى امپراتور روس از اردوگاه محل استقرار وى به دربار تهران مخابره شد.
اعليحضرت سلطان احمدشاه قاجار
به مناسبت عيد نوروز تبريكات دوستانه خود را به آن اعليحضرت تقديم داشته، تشييد روابط حسنه و داديه بين دولتين مجاورتين را تبريك گفته و ادعيه خالصانه خود را براى خوشبختى و طول عمر آن اعليحضرت و سعادت ممالك ايشان ضميمه مى نماييم.
جواب شاه - اعليحضرت امپراتور كل ممالك روسيه، اردوگاه كل
از تبريكات و تمنيات ملاطفت آميز آن اعليحضرت در موقع سال جديد اظهار تشكر نموده و ادعيه صميمانه خود را براى سعادت شخصى آن اعليحضرت و ترقى دولت امپراتورى تقديم مى دارد.
سلطان احمدشاه قاجار
از امپراتور آلمان و اتريش و متحدان آنها تلگراف تهنيتى به مناسبت عيد نوروز به دربار ايران نرسيد، ولى بسيارى از سران كشورها اين عيد باستانى را به دربار ايران تبريك گفتند از جمله:پادشاه انگلستان، پادشاه ايتاليا، پادشاه رومانى، پدر اسكاز رئيس جمهور فرانسه و ويلسن رئيس جمهورى ايالات متحده آمريكا.
]+ر.ك به: ايران در جنگ بزرگ
نوشته: مورخ الدوله سپهر[
سه شنبه ۲۹ جمادى الاخره ۱۳۳۴= دوم مه ۱۹۱۶- بالاخره دولت در مقابل فشار سفارتين روس و انگليس تسليم شده كنترل آنها را در امور مالى پذيرفت و امروز براى دفعه اول كميسيون مختلط تشكيل شد تا در وجوهى كه به اسم موراتوريوم به دولت ايران مساعده داده مى شود نظارت نمايند. كميسيون مزبور پنج عضو دارد: يك مكزيكى- دو ايرانى- يك نفر روس و يك نفر انگليسى
شاهزاده ظل السلطان در لندن
۳ مه ۱۹۱۶- شاهزاده ظل السلطان به اتفاق دو فرزند خود اسمعيل ميرزا و غلامحسين ميرزا وارد انگلستان شده، ميرزا مهدى خان مشيرالملك وزير مختار ايران تافولكستون به استقبال رفت. سر ادوارگرى و اوستين چمبرلن و لرد كيچنر در لندن از او ديدن كردند. قرار است از انگلستان به اصفهان بيايد و زمام حكومت را به دست گيرد.اين خبر در تهران موجب نگرانى شد. ظل السلطان از زمان پدرش ناصرالدين شاه ادعاى سلطنت داشت و زمانى بر تخت قلمرو ايرانى فرمانروايى مى كرد ولى ناصرالدين شاه را ترساندند و ظل السلطان را از قلمرو وسيع حكومتش دور كرد و مقتدرترين فرمانرواى ايران بيكار شد. مظفرالدين شاه در آغاز سلطنت خيلى از او مى ترسيد ولى ظل السلطان يا به تشخيص خود و يا به اشاره دولت انگلستان به محض اين كه خبر ترور پدرش را شنيد به برادرش اظهار فرمانبردارى كرد. در زمان محمد شاه رسماً در پى تاج و تخت سلطنت بود- سفر چنين شخصى به لندن و ديدار شخصيت هاى مهم انگليسى از او در تهران موجب گفت وگو هاى زيادى شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |