دوشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۷ شعبان ۱۴۲۸
Mon, Sep 10, 2007
ويژه ۳ ايران اقتصادى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
رئيس سازمان توسعه و نوسازى معادن و صنايع معدنى ايران
ايران به باشگاه كشورهاى صادركننده گندم جهان پيوست
313458.jpg
وزير جهاد كشاورزى اعلام كرد: ايران امسال با صادر كردن گندم به باشگاه كشورهاى صادركننده گندم پيوست. محمدرضا اسكندرى در گفت وگو با فارس افزود: وزارت بازرگانى كمابيش با تقاضاهايى از كشورهاى همسايه براى صادرات گندم ايران به آن كشورها روبه رو است و صادرات گندم شروع شده است. وى خاطرنشان كرد: محموله هاى گندم ايران به برخى كشورهاى حاشيه خليج فارس از طريق بنادر هرمزگان، بندر امام خمينى و همچنين محموله هايى از طريق مرز زمينى به كشور آذربايجان صادر شده است. وى با بيان اين كه كل گندم توليدى كشور در چرخه خريد تضمينى قرار نمى گيرد،بيان داشت: پيش بينى مى شود كل توليد گندم امسال به مرز ۱۵ ميليون تن برسد كه براساس پيش بينى، دولت تا آخر فصل حدود ۱۲ ميليون تن گندم مازاد بر نياز از كشاورزان خريدارى مى نمايد. وى با اشاره به اين كه اكنون خريد تضمينى گندم به صورت نقدى از مرز ۱۱ ميليون تن عبور كرده است، گفت: خريد تضمينى دولت كه از سوى شركت بازرگانى دولتى انجام مى شود، از خريد مستقل كارخانه هاى آرد و ماكارونى جدا است.
رئيس سازمان توسعه و نوسازى معادن و صنايع معدنى ايران
آماده صادرات فولاد هستيم
هنگامه عليقلى

313572.jpg
«وضع آهن در بازار خوب است و مشكلى نداريم و اگر دولت اجازه دهد براى صادرات آمادگى داريم چون محصولات ذوب آهن و فولادمباركه واقعاً در بازار خريدار دارد.» اينها جملات احمدعلى هراتى نيك، معاون وزارت صنايع و معادن و رئيس سازمان توسعه و نوسازى معادن و صنايع معدنى ايران است. او، سى سال از عمر خود را در شركت هاى فولادسازى گذرانده است. پيش از آنكه رئيس سازمانى به نام اختصارى «ايميدرو» شود مدير عامل شركت ملى فولاد مباركه بود. اگرچه هراتى نيك به روزهاى بازنشستگى خود نزديك مى شود اما هنوز ۳ روز پايانى هر هفته را به بازديد از طرح هاى مختلف مى رود تا بر روند اجراى طرح هاى توسعه اى صنايع معدنى كشور نظارت كند. در دو سال گذشته بيشترين توان مجموعه اش را بر تسريع در اجراى طرح هاى توسعه اى صنايع معدنى متمركز كرده زيرا روند توليد، مناسب بوده است.
از او مى خواهيم عملكرد ۲ سال گذشته اش را ارزيابى كند، مى گويد: معلم سختگيرى هستم اما نمره ۱۵ و ۱۶ به خودم مى دهم.
با رئيس سازمان توسعه و نوسازى معادن و صنايع معدنى ايران، درباره صادرات ورق، وضع معادن زغال سنگ و تأثير تحريم در اجراى طرح هاى توسعه اى صنايع معدنى گفت وگو يى انجام داده ايم كه در پى مى آيد.

اگر بخواهيد عملكرد ايميدرو را آسيب شناسى كنيد چه مى گوييد و چه نمره اى به عملكرد خودتان مى دهيد؟
در اين مدت ۲ سال فقط به خاطر هفته دولت و يا ساير مناسبات كار نكرديم. يكسرى برنامه هاى مشخصى از ابتدا طراحى شد كه براساس آن برنامه، كار را جلو برديم و محور فعاليت اين سازمان را بر توسعه بخش معدن و صنايع معدنى قرار داديم.
بيشتر جهت گيرى روى توسعه بود. زيرا توليد به خاطر كارهايى كه در وزارتخانه از قبل انجام شده بود خوب پيش مى رفت. نياز نداشتيم تا روى فولادمباركه اصفهان فشار خاصى بياوريم چون از لحاظ توليدى به خصوص در بخش فولاد، آلومينيوم و مس به حداكثر ظرفيت رسيديم.
به طور مثال ۱۰ و نيم ميليون تن ظرفيت توليد فولاد داريم كه حدود ۱۰ ميليون تن در سال گذشته توليد كرديم و اميدوارم امسال همين ۱۰ و نيم ميليون تن را توليد كنيم.
با آنكه مشكلاتى در بخش اجرايى پيش مى آيد مانند بحث تحريم ها اما توليدمان آسيب زيادى نديده است. البته در فولادسازى به برق نياز داريم. تابستان يك مقدار مشكل خواهيم داشت كه نيمه دوم سال جبران مى شود ولى مى خواهم بگويم كه در بخش توليدات اجرايى فلزات كشور عقب نيستيم و براساس ظرفيتى كه داريم بيشترين ميزان ظرفيت را توليد مى كنيم.
بيشترين ضعفى كه داريم در كدام بخش است؟
ضعفى نيست. فعلاً در بخش توليد مشكل خاصى نداريم. بايد بيشترين فشار را براى توسعه و افزايش توليد محصول بگذاريم كه ظرفيت جديدى را ايجاد كنيم. فرض كنيد در فولاد، ما برنامه توسعه مان را براى ۲۹ ميليون تعريف كرديم. براى آنكه توليد در آينده افزايش يابد اين ظرفيت ها افزايش پيدا كند. فرض كنيد ما واحد فولادسازى مانند نيشابور، هرمزگان و طرح هاى استانى و واحدهاى ديگر كه در دستور توسعه مان قرار گرفته بايد به زودى نتيجه دهد در مدار توليد قرار گيرد و پس از آن توليد فولاد هم در كشور جهش پيدا خواهد كرد. به همين دليل ابتدا كه من آمدم، براى توليد نيروى زيادى نگذاشتم البته كنترل مى كردم اما بيشترين توان را روى توسعه گذاشتم، كه اگرچه برنامه هاى قبلى در سازمان توسعه و نوسازى معادن و صنايع معدنى در دست اقدام بود اما يكسرى برنامه توسعه اى جديدى را تعريف كرديم و هم اكنون ۷۹ طرح براى اجرا آماده است. البته بخشى از آن در حال اجراست و بخش ديگر در آستانه مناقصات و عقد قرارداد هستند. مثلاً قرارداد نفلين سينيت و (استخراج آلومينا از معادن سراب) كه كارهايش انجام شده است و چند تا طرح كه در دست مطالعه هستند كه بايد در آينده نزديك درباره آنها به نتيجه برسيم و كار را انجام بدهيم.
اين ۷۹ طرح بيشتر در چه زمينه هايى هستند؟
در همه زمينه ها از جمله فولاد، آلومينيوم، مس، معادن و يكسرى كارهاى متفرقه هم هست.
شما اشاره كرديد كه يكسرى از كارهايتان به خاطر تحريم تحت تأثير قرار گرفت آيا در طرح هاى توسعه نيز دچار مشكل شديد؟
شركت هاى خارجى كه به طور مستقيم سرمايه گذارى نمى كنند. بيشترين مشكل ما از تحريم، مسأله تحريم بانكى و بانك هاى بيمه اى بود.
قرار بود كه بانك هاى بيمه هاى ايتاليا يا آلمان بيمه هايى بدهند اما به خاطر اين مسأله بحث بيمه ها را نمى دهند. از سوى ديگر يك مقدارى كارمان در بخش فاينانس طرح ها ممكن است با مشكل روبه رو شود.
براى تخصيص اعتبار چقدر هدف گذارى كرده بوديد و چقدر از آن محقق نشد؟
اينجا بحث از محقق شدن نيست مسأله در همان بخش فاينانس است كه هنوز جواب منفى هم ندادند مثلاً طرحى مانند الكترودگرانيتى طرح سنگان اما طر ح هايى داشتيم كه كارهاى بانكى و پوشش هاى اعتبارى و پيش پرداخت از ايران انجام شده است و منتظر هستيم كه بيمه هاى ايتاليا پوشش بدهند اما هنوز هيچ جوابى نداده اند و مى گويند در دستور كار داريم. البته طبيعى است به ما فشار بياورند كه اگر اين كار را كنند ما هم كارهاى ديگر انجام مى دهيم و راه حل هاى ديگرى داريم.
مثلاً چه راه حل هاى جايگزينى داريد؟
جايگزين كردن بيمه ها يا جايگزينى خريد از كشورهاى جايگزين و اين كه از يك كشور خاصى خريد كنيم.
در آن صورت مشكل كيفيت كالاهاى خريدارى شده پيش نمى آيد؟
اخيراً وضعيتى پيش آمده كه كشورهاى اروپايى به خريد از چين تمايل دارند. اتفاقاً سفرى به چين داشتم بازديد مى كرديم و ديدم كوره هايى كه قرار است شركت دانيلى براى ما بسازد، دارند همان جا مى سازند. بعد خود سيستم سازنده بخش مهندسى و ساخت و ساز چينى ها خيلى پيشرفت كرده است. بخصوص در چند سال اخير بسيارى از شركت هاى ايتاليا در آنجا كارخانه ساخته اند.
حتى بسيارى از مارك هايى كه توليد مى شود ظاهراً به اسم ايتالياست اما عملاً در چين توليد مى شود. به هر حال آنها هم دارند پيشرفت مى كنند، منظورم اين است مى توان سرعت عمل بيشترى داشت و اگر چه به دليل گرفتارى ها سرعت عملى كه انتظار داشتيم محقق نشد اما نزديك به 2 ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار طرح داريم.
نفرموديد چقدر از هدف گذارى صورت گرفته محقق شده و آيا راضى هستيد؟
براساس هدف گذارى صورت گرفته امسال حدود ۲‎/۵ ميليارد دلار از طرح ها به نتيجه رسيد كه بخش هايى از آن در هفته دولت بهره بردارى شد و بخش هاى ديگر نيز در طول سال به نتيجه خواهد رسيد.
بهره بردارى از فولاد اردكان نيز به اميد خدا در يكى دو ماه آينده انجام مى شود.
ظرفيت آن واحد چقدر است؟
اين واحد ۳ ميليون و ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تن گندله (آهن اسفنجى) توليد خواهد كرد. طرح زغال سنگ پرورده طبس هم كه معدن كاملاً مكانيزه است و در آن ۷۵۰هزار تن كنستانتره زغال سنگ توليد مى شود، از جمله طرح هايى است كه ۲ سال گذشته عمليات اجرايى اش آغاز شده و در هفته دولت بهره بردارى شد البته بهره بردارى از زغال سنگ طبس در هفته دولت انجام نشد اما آماده بهره بردارى است.
313440.jpg
همچنين در طرح اسيد سولفوريك مس سرچشمه هم قرار است سالانه صدهزار تن اسيد سولفوريك توليد شود كه مشكلى كه در كرمان داشتيم رفع مى شود. بهره بردارى از طرح سيمان شهركرد نيز كه حدوداً سالانه يك ميليون تن سيمان توليد خواهد كرد در مهر و آبان صورت مى گيرد. كوره اصلى در طرح توازن ذوب آهن اصفهان نيز در نيمه دوم سال رسماً گشايش خواهد شد. اما راه اندازى كوره بلند شماره ۳ و كك سازى در سال آينده صورت مى گيرد. اميدوارم كارهاى اصلى طرح گندله سازى گل گهر تا پايان سال انجام شود. البته اين طرح در سال آينده گشايش مى يابد.
19 طرح ديگر هم داريم كه تا پايان امسال كارهاى اصلى آنها تمام خواهد شد. در مجموع در اين ۲ سال، در بخش توسعه موفق بوديم و سرعت كار خيلى خوب بود.
به طور مثال توسعه و راه اندازى فاز اول طرح ۱۱۰ هزار تنى ايرالكو از نظر بچه هاى ايرالكو هم عجيب بود زيرا احساس مى كردند كه نمى توانيم اين كار را انجام دهيم و براى آنها هم كار جالبى بود. در مجموع مى توان گفت كه در ۲ سال گذشته يعنى از شهريور ۸۴ تا شهريور ۸۶ در جهت توليد كاملاً موفق عمل كرده ايم و در جهت توسعه هم موفق بوديم زيرا توانستيم طرح هاى نيمه كاره و بسيارى از طرح هاى راكد مانند طرح توازن ذوب آهن و طرح ايرالكو كه كامل متوقف بود را راه اندازى كنيم. در مجموع درباره نمره دادن به خودم سختگير هستم و جزو معلمانى كه نمره زياد مى دهند نيستم اما به خودم نمره ۱۵ و ۱۶ مى دهم كه البته از ۲۰ نمره خوبى هست اما راضى كننده نيست.
بالاخره دستگاه هاى اجرايى كشور مشكلات خاص خود را دارند.
براى زغال سنگ در حال حاضر ۴۰ درصد نياز ما وارد مى شود براى آن چه كرديد؟
از نظر كيفيت درباره زغال سنگ جلو هستيم. مشكل اين نيست كه چون زغال سنگ نداريم ذوب آهن اصفهان اين ماده را وارد مى كند. معادن كشور در زمينه سنگ آهن و زغال سنگ در ۲ سال گذشته پيشرفت كرده اند زيرا توانستيم مشكلات مادى را رفع كرده و اعتبار به آنجا تزريق كنيم. اما در ذوب آهن زغال سنگ مصرفى در كوره بلند و كك بايد كيفيت بالايى داشته باشد تا مشكلى پيش نيايد ولى متأسفانه مشكل ما نيست بلكه مشكل معادن ايران است زيرا كيفيت معادن ايران از لحاظ پلاستومتدى بالا نيست. در هر حال رفع اين مشكل مستلزم واردات بخشى از زغال سنگ از كشورهايى مانند استراليا و چين است تا آنها را با زغال توليد داخل تركيب كرده و به صورت مخلوط استفاده كنيم. در حال حاضر ذوب آهن اصفهان حدود ۶۵ درصد زغال ايرانى و ۳۵ درصد زغال خارجى به صورت ميكس مخلوط و كك توليد مى شود و اتفاقاً در يكى دو ماه گذشته به خاطر مشكلاتى كه براى خريد ذوب آهن اصفهان پيش آمد و زغال خارجى نرسيد مجبور شدند با تركيب ۹۵ درصد، زغال ايرانى را استفاده كنند ولى متأسفانه به دليل همان مشكلات فنى مجبور شديم از كك هاى توليدى استفاده كنيم و بخشى از آن را هم در كوره ريختيم كه با افت توليد مواجه شديم. يعنى عملاً ۲۰۰ هزار تن زغال سنگ آماده كنستانتره در كرمان روى سكوها داشتيم كه ذوب آهن نمى توانست استفاده كند و اين مشكل كيفيتى است كه با راه اندازى زغال سنگ طبس قسمت عمده اى از اين مسأله رفع مى شود.
پس از گشايش خط مكانيزه زغال سنگ و به زودى اين ماده به ذوب آهن اصفهان مى رسد و جايگزين زغال خارجى مى شود.
مشكل كيفيتى كه اشاره كرديد حل مى شود؟
80، ۹۰ درصد اين مسأله رفع مى شود كيفيت زغال سنگ طبس از زغال سنگ كرمان و شمال خيلى بهتر است حتى ذوب آهن قول داده كه اگر در معدن بچه ها دقت بيشترى بكنند شايد بتوانيم حتى كك را با استفاده از صددرصد زغال ايرانى توليد كنيم.
با بهره بردارى از واحد توليد آهن اسفنجى كه اشاره كرديد چند درصد از نياز كشور به كنستانتره و يا آهن اسفنجى كشور را حل مى كند؟
در بخش آهن اسفنجى توازن برقرار است ما از نظر تأمين گندله و آهن اسفنجى و فولاد با ظرفيتى كه كارخانه ها كار مى كنند مشكلى نداريم و ظرفيت متعادل است.
اما در كنار اين بايد واحد هرمزگان، فولاد نيشابور و فولاد اردكان راه اندازى شود تا اين گندله به آهن اسفنجى و فولاد تبديل شود. در حال حاضر بايد توليدات گندله سازى اردكان به ذوب آهن اصفهان برود تا افزايش بازده داشته باشد.
با اين كار دو اتفاق براى ذوب آهن مى افتد. براى كنستانتره مشكلى نداريم، سالانه حدود ۵۰ ميليون تن به كنستانتره نياز داريم.
هنوز براى تأمين به عدد ۵۰ ميليون تن نرسيده ايم.
تا پايان سال توليد كنستانتره و هم سنگ بندى سنگ آهن حدود ۲۰ ميليون تن خواهد شد.
پارسال حدود ۱۸ ميليون تن بود؟
پارسال حدود ۱۷ تا ۱۸ ميليون تن بوده و نسبت به پارسال ۲ ميليون تن افزايش پيدا كرده است. از اين ۲۰ ميليون تن حدود ۱۷ ميليون تن را فولاد كشور مصرف مى كند.
3 ميليون تن مازاد داريم كه آن را صادر مى كنيم. صادرات سنگ آهن مقطعى است زيرا مازاد توليد داريم. مهمتر از همه اين كه بايد دلارها را بگيريم تا معادن كشور را توسعه دهيم زيرا توسعه معادن كشور نيازبه اعتبار دارد كه از محل توليد خود اين كار را انجام مى دهند و يكى از دلايلى كه معدن توانست رونق بگيرد همين است. يعنى عملاً توسعه معدنى هم در بخش زغا ل سنگ و هم در بخش سنگ آهن از توليدات صنايع معدنى جلوتر است.
راجع به برنامه هاى صادراتى صحبت كنيد اساساً چقدر محقق شد؟
براى صادرات بايد سياست هاى داخل كشور و تأمين مواد را در داخل كشور تعيين كنيم. به دليل مشكلات داخلى، صادرات را كم كرديم. البته شايد منطقى باشد كه دولت اجازه صدور محصولات واحدهاى توليدى را بدهد. در همه جاى دنيا اين كار را مى كنند اما در ايران، اين امر مرسوم نيست. به محض اين كه ما تيرآهن صادر كنيم بعد وارد كنيم سرو صداى مملكت درمى آيد كه آقايان دارند از اين سو صادر و از آن سو وارد مى كنند.

اما مجبوريم براى رعايت حال مصرف كننده و جلوگيرى از افزايش قيمت يكسرى سياست تعديلى را اجرا كنيم. درباره آهن و ميلگرد هم سال گذشته و امسال اين كار را كرديم. از لحاظ قيمت ها هم وضع آهن در بازار خوب است و مشكلى نداريم و اگر دولت اجازه دهد براى صادرات آمادگى داريم چون محصولات ذوب آهن اصفهان و فولاد مباركه واقعاً در بازار خيلى خريدار دارد.
زمانى شمش به كشورهاى مختلف با تخفيف صادر مى شد از جمله كويت آيا اين مسأله ادامه دارد؟
نه با تخفيف صادر نمى شود. درباره كويت شايد اطلاعات در رسانه ها خيلى خوب داده نشده باشد. در كويت كارخانه فولاد داريم كه ۴۹ درصد سهام آن متعلق به ايران و ۴۹ درصد ديگر نيز متعلق به دولت كويت است و۲ درصد ديگر نيز متعلق به يك شخص كويتى است. يكى از مواردى كه در قراردادها لحاظ مى شود و در ايران هم مرسوم است تأمين مواد اوليه كارخانه است كه بايد يكى تقبل مى كرد، طبيعتاً چون سهامدار بوديم و هستيم و در ايران هم توليدات داريم تأمين مواد اوليه آن كارخانه را تقبل كرديم تا بتوانيم براى ساخت كارخانه در كويت از بانك هاى آن كشور اعتبار بگيريم.
كارخانه كويت سالانه چقدر مواد اوليه نياز دارد؟
ابتدا ۳۰۰ هزار تن بود كه شكر خدا هم اكنون به ۵۵۰ هزار تن رسيده است.
پس از گذشت چند سال؟
فكر مى كنم ۳ تا ۴ سال.
با استناد به آئين نامه هيأت وزيران كه در بهمن سال ۸۵ ابلاغ شد، با ۳۰درصد تخفيف توليدكنندگان مى توانستند آهن قراضه و شمش را صادر كنند.
اين آهن قراضه است و فرق مى كند. عوارض صادرات آهن قراضه و ضايعات به هر شكل و شمش آنها به ميزان ۳۰ درصد تعيين شد. در حقيقت اين عوارض براى جلوگيرى از صادرات آهن قراضه بود چون آهن قراضه در داخل كشور مصرف مى شود. اين عبارت «و شمش حاصل از آن» ابهامى درست كرده است. كل صادرات شمش را در نظر گرفتند. ما كه فولادى هستيم، اما در هر حال مشكل ايجاد شد. صادرات آلومينيوم و مس هم وابسته بودند. در دولت مذاكره و بالاخره اصلاح شد. بحث كويت ۴۹ درصد سهام است تأمين مواد با ماست. 70 و ۸۰ درصد تأمين آن مواد را ما به عهده گرفتيم كه به قرارداد عمل كرديم و طبق يك فرمولى با بانك توافق شده بود كه ما طبق آن فرمول شمش را بدهيم. اما با مسأله افزايش قيمت در بازار مواجه شديم هر ساله با طرف كويتى و ذوب آهنى مذاكره مى كردند و حل مى شد.
به قيمت كارخانه اى؟
بله يك قيمت متعادل بود. نه قيمت خيلى گران داخل كشور و نه قيمت ارزان جهانى. از نظر قانونى متعهد بوديم كه مواد اوليه را به قيمت توافقى تأمين كنيم. همان كارخانه به شرايط مطلوب توليدى رسيده است و اگر سودى هم حاصل شود براى ماست زيرا سهامدار ۴۹ درصدى هستيم.
تاكنون سودى داشته و تقسيم سود شده؟
بله، كارخانه سودآورى است در حدود ۹۰ درصد.
سود چقدر بوده ؟
حالا ارقام در ذهنم نيست.
حدود آن را هم نمى توانيد بگوييد؟
نه، چون حقيقتاً نمى توانم حفظ كنم و اين از مشكلات من است.
اين همه حافظه خوب داريد و اعداد و ارقام روز را مطرح مى كنيد! اشاره كرديد قرارداد چند وقت ديگر تمام مى شود آيا اين قرارداد را دوباره تمديد مى كنيد؟
313479.jpg
بستگى به فولاد خوزستان و آن شركت كويتى دارد. قراردادى كه بستيم به خاطر گرفتن وام از بانك بود كه وام بانك بازپرداخت شود و موقعى كه وام بانك بازپرداخت شود، مى شود بنگاه اقتصادى. تعهدى از اين نظر نداريم. مدير توليد كارخانه كويت، ايرانى است و از همكاران ما در فولاد خوزستان بود و چند روز قبل هم نزد من بود هم اكنون نيز با چينى ها صحبت مى كنند كه با آنها قرارداد ببندند.
يعنى در چين كارخانه بزنند؟
نه براى تأمين مواد اوليه مذاكره مى كنند. تعهدى كه داشتيم موقعى كه به پايان برسد كارخانه اختيار دارد از هر جايى كه خواست شمش بخرد از ما خواست مى خرد وگرنه از تركيه، هند يا از همان چين مى تواند شمش بخرد.
اگر موافقيد راجع به صادرات ورق گرم صحبت كنيم. شما در اسفندماه نامه اى به آقاى طهماسبى وزير سابق صنايع نوشته ايد با اين مضمون كه مواد اوليه توليد كننده هاى داخلى را تأمين خواهيم كرد پس وارداتى صورت نگيرد و پس از آنكه گفتند توليدكننده هاى لوله و پروفيل دچار مشكل شده اند كميسيون ماده يك كاهش تعرفه واردات ورق را هم تصويب كرد. اين موضوع را از فولاد مباركه سؤال كردم كه آقايان مدعى شدند فولاد مباركه در تيرماه ورق گرم را به نرخ ۵۹۰ دلار به بازارهاى بين المللى داده و توليدكننده ها هم مدعى هستند كه آقاى هراتى گفته اند ما مواد اوليه را تأمين مى كنيم و جلوى واردات را مى گيريم ولى هنوز اين مسأله انجام نشده است.
اولاً كه ما نگفتيم جلوى واردات در كشور را مى گيريم. در طول تاريخ حداقل ۳۰ ساله كه بنده در فولاد كشور كار مى كنم به استثناى يك دوره ۳ ماهه در دوره آقاى جهانگيرى كه وضع فولاد از نظر قيمت ها بشدت بحرانى شد اگر يادتان باشد آقاى بوش هم جلوى واردات فولاد به آمريكا را گرفت. درآن مقطع همراه با آقاى جهانگيرى و توليدكنندگان فولاد خدمت آقاى خاتمى رفتيم و متوسل شديم به اين كه فولاد دارد از بين مى رود، قيمت ها آنقدر افت كرده بود كه تجار بشدت فولاد وارد مى كردند و واحدهاى داخلى حتى ياراى نفس كشيدن نداشتند.
در آن جلسه ايشان «مجوز ساخت» را به وزارت صنايع دادند. براساس آن مجوز، واردكنندگان بايد با استعلام از وزارت صنايع و معادن نسبت به ورود كالاهايى كه در داخل ساخته نمى شد اقدام مى كردند. در آن زمان آنقدر فشار و سخت گيرى شد و در مجلس هم سروصدا شد كه بيش از ۳ ماه اين ماجرا دوام پيدا نكرد و دوباره بحث آزاد شد. عملاً سابقه ندارد كه گفته باشيم كسى شمش، ورق و تير آهن وارد نكند.
بحث واردات نيست. گفته بوديد مواد اوليه را تأمين مى كنيد. چه شد؟
تأمين مى كنيم. از روز اول تاريخ فولاد مباركه، با صنف پروفيل ساز همين ماجرا را داشتيم. هميشه اين صنعت براى ما سروصدا و ادعا داشته و زمانى كه قيمت ورق در بازار جهانى نسبت به فروش داخلى كشور افت مى كرد همه وارد مى كردند.
يعنى اعضاى صنف وارد مى كردند؟
بله، آن كس كه بيشتر پول داشت بيشتر وارد مى كرد و كسانى كه كمتر داشتند، از آنهايى كه پولدارتر بودند مى خريدند اما به محض اين كه قيمت جهانى از قيمت داخلى بالاتر مى رود و واردات صرف ندارد همه به مجموعه فولاد مباركه حمله ور مى شوند كه ورق نمى دهند.
اعضاى سنديكاى لوله و پروفيل مى گويند فولاد مباركه سهميه ما را نمى دهد و ورق صادر مى كند.
سهميه اى در كار نيست ما يك بنگاه اقتصادى هستيم و همين آقاى ابويى كه از همه شلوغ ترند و چند وقت پيش همين جا بود به ايشان گفتم آقاى ابويى الحمدالله كه واحدها دارد واگذار مى شود و از دست همديگر خلاص مى شويم. فردا فولاد مباركه در بخش خصوصى قرار مى گيرد و بنگاه اقتصادى ديگر به اين حرف ها گوش نمى دهد.
ما داوطلبانه جلوى صدور ورق ۲ ميلى گرمى مازاد فولاد مباركه را گرفتيم. حالا اگر اين مقدار كفاف نمى دهد چه بايد كرد، نمى توان فولاد مباركه را مجبور كرد كه ورق ۲ گرمش را به نبرد سرد ندهد و به پروفيل سازان بدهد. اصلاً فرض كنيد چنين كارى صورت گيرد.
پروفيل ساز مى آيد ورق را پروفيل مى كند و من ورق گرم را به كارخانه برده و ارزش افزوده ايجاد مى كنم و به كارخانه هاى يخچال سازى و كولرسازى و ساير صنايع وسايل خانگى كشور مى دهم تا ارزشش بيشتر باشد. بايد منطق داشت. نمى توانيم صنايع خانگى را معطل بگذارم و آنها بروند از خارج ورق سرد بخرند تا به صنف پروفيل ساز بدهيم و پروفيل ۱‎/۵ و ۲ ميلى گرمى توليد كنيم.
توسعه اين واحدها با سياست هايشان متوازن نيست. جدا از اين به عنوان توليد كننده به يك توليد كننده ديگر فشار مى آورند. بارها به آنها گفته ام هر دو، توليد كننده هستند پس چه انحصارى رخ مى دهد كه مدعى هستيد مباركه انحصارگر است.
بيشتر بحث آنها سر تعرفه واردات است؟
اين به ما ربطى ندارد و تعرفه در اختيار بازرگانى است. وزارت صنايع هم در كميسيون ماده يك كه ميزان تعرفه را تعيين مى كند عضو است. اتفاقاً وزارت صنايع هميشه طرف مصرف كننده ها را مى گيرد و هيچ وقت طرف ما را نمى گيرد. يعنى هميشه ميزان تعرفه اى كه وضع شده به ضرر ما بوده است. هيچ وقت مزاحم صنف پروفيل ساز نشديم اما طبيعتاً توانايى پاسخگويى به درخواست هاى صنف را نداريم آنها هميشه ما را به چشم دولت مى بينند.
ما كه دولت نيستيم بلكه ما يك بنگاه اقتصادى هستيم كه دولت مالك سرمايه ما است. اما در مكانيزم هاى توليدى شبيه يكديگريم و گرفتارى داريم. آهن قراضه در مملكت به عنوان ماده اوليه صنعت كشور، حياتى است و همه آن را من مصرف نمى كنم خيلى از واحدهاى خصوصى هم كه الان ذوب دارند، دارند استفاده مى كنند اينها هم لطمه مى خورند. الان هم متأسفانه از طرف پاكستان ، هند و كشورهاى ديگر چون قراضه آنجا نسبت به ايران ارزان تر است بسته بندى مى كنند دفتر و تشكيلات راه انداخته اند و صادر مى كنند.
كيلويى چند مى فروشند؟ صرف مى كند؟
نمى دانم حتماً صرف مى كند كه دارند مى برند. يك زمانى يادم هست كيلويى ۱۰۰ يا ۱۵۰ تومان قراضه مى خريديم در صورتى كه قراضه خارجى اش حدود۲۴۰ ، ۲۵۰ تومان در مى آيد آنجا هم لابد همين است بالاخره براى آنها سود دارد.
اين كار قاچاق محسوب مى شود يا صادرات؟
نه قاچاق نيست، صادرات هست، اما چه نوع صادراتى مثل خون فروشى است چيزى كه شما نياز داريد و نمى توان آن را جايگزين كرد. فروخته مى شود. اگر آهن قراضه نداشته باشيم ناگزيريم با قيمت بالاتر از خارج وارد كنيم و آهن قراضه هاى خود را با قيمت كمتر بفروشيم خب منطقى نيست.
حرف آخر؛ آقاى هراتى نيك؟
متأسفانه واسطه گرى و تجارت در ايران بر مسائل توليدى غالب است يعنى الان قيمت فولاد را هم تعيين نمى كنيم.
از گذشته هم همين طور بوده؟
از گذشته هم همين طور بود. قيمت تمام شده ۱۹۸ تومان بود آن وقت در بازار آزاد ۴۰۰ تومان بود.
در كدام دوره؟
دوره هايى كه قيمت گذارى بود. قبل از تشكيل بورس فلزات. حساب مى كرديم ذوب آهن با مصيبت كار را انجام مى دهد، بعد قيمت تيرآهن بر روى تريلى ۱۹۸ تومان و در بازار آزاد ۴۰۰ تومان تعيين مى شد يعنى معادل تلاش يك كارخانه اى كه توليد مى كند افزايش قيمت داشت.
مكانيزم بيمار بوده مگر مى شود يك واحد توليدى اين همه تلاش كند و ۲۰۰ تومان بگيرد و از سوى ديگر نظام توزيع هيچ تلاشى نكند و ناگهان ۲۰۰ تومان گيرش بيايد.
به عنوان يك مقام مسئول چه كرديد؟
آن موقع همين بحث ها بود و به مقام ها گزارش داديم و در نهايت قرار شد كه بورس فلزات تشكيل شود. قيمت ها از طريق بورس شفاف شود اما از زمانى كه بورس تشكيل شده چقدر دوستان فشار آورده اند و مى گويند كه خودشان به خودشان مى فروشند كارگزار درست كردند حتى اطلاع دارم كه برخى از تجار درجه يك بورس را تحريم كردند.
آقاى هراتى نيك مسأله اى هست كه بخواهيد مطرح كنيد؟
نه مسأله خاصى ندارم اما با آن كه سازمان توسعه، نيروى آنچنانى در اختيار ندارد با توجه به اين كه چهار تا سازمان در اختيار داريم به هر حال همكارانم با علاقه مندى و انگيزه اى خاص كار مى كنند. ما در سازمان مجموعه مان از سر تا ذيلش نيروهايى كه دارند كار مى كنند به دليل آن شرايط سختى كه اصولاً در كار ما هست هم معدن و هم فولاد سالم ترين همكاران در سيستم دولتى در مجموعه معدن و فولاد كار مى كنند نمى خواهم بگويم در اين سيستم هيچ اتفاقى نمى افتد به هر حال سيستم با اين بزرگى كار مى كند و يك سرى اتفاقات هم در آن مى افتد كه شايد خارج از كنترل ما باشد. ولى در مديريت ارشد و مديريت هاى ما همه آدم هاى قانع پر كار و پرتلاش هستند چيزى هم اضافه بر حقوقشان دريافت نكرده اند. اين بحث ها كه مثلاً در هيأت مديره ها پاداش هاى ۱۰۰ و ۲۰۰ ميليونى داده مى شود اصلاً در سيستم ما نيست. به دليل اين كه در اين سيستم چنين تعاريفى نيست.
ممكن است در جايى در سال ۱۰ ميليون تومان يا ۱۵ ميليون پاداش گرفته باشد اما گاهى اعداد و ارقامى كه مى شنوم در بعضى از سازمان ها براى خودم تكان دهنده است كه يك باره يك هيأت مديره ۲۰ ميليون تومان پاداش دريافت كند اما در فولاد چنين چيزى نيست حتى بعضى از همكارانم كه بازنشسته مى شوند عذاب وجدان دارم به طور مثال فردى مهندس درجه يك است و مى خواهد بازنشسته شود براى آينده اش نگران است. مكتبى در مديريت بر مبناى كرامات انسانى وجود دارد كه اگرچه شعارش را خيلى ها دادند ولى اصلش راكسى رعايت نكرده است.
خود را ملزم به رعايت اين مسأله مى دانم كه تنها كار مكانيكى نداشته باشيم و به عنوان مدير وظيفه دارم كه با افرادم رابطه نزديكترى داشته باشم با بچه ها در فولاد خوزستان و مباركه كه بودم احساس همبستگى مى كردم و هفته اى ۲ ساعت ملاقات عمومى داشتم. آنجا درد دل مى كردند. حرفشان را مى شنيدم تا اين كه سلام و عليك مكانيكى داشته باشم.
اگر ادعاى اسلامى و مكتبى بودن داريم اصلش بر اين است كه شأن انسان ها را حفظ كنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |