سه شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۸ شعبان ۱۴۲۸
Tue, Sep 11, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
نشانه هاى همزيستى لائيك ها و اسلام گرايان
براى ششمين سال غروب مجاهد اسطوره اى تاجيك
نشانه هاى همزيستى لائيك ها و اسلام گرايان
دوران جديد تركيه
313734.jpg
گردآورى و ترجمه: حسين قنبرى گرمى

۴ ماه بحران سياسى آشكار درتركيه با به قدرت رسيدن اسلامگرايان فرونشست و عبدالله گل پس از سه دور رأى گيرى به كرسى رياست جمهورى تكيه زد.
از اين پس حزب اسلامگراى عدالت و توسعه، بزرگترين نهادهاى تركيه يعنى پارلمان، دولت و رياست جمهورى را دراختيار خواهدداشت و مى تواند اصلاحات مدنظر خود را به مرحله عمل نزديك تر سازد.
شايد تخمين فراوان اهميت قرارگرفتن فردى از جنبشى اسلامگرا در رأس قدرت كشورى كه داراى قوانين و قانون اساسى مبتنى بر لائيسيته و طرفدار اروپاست، مشكل باشد. كارشناسان مسائل بين المللى بر اين باورند كه پس از ماهها كشمكش و جدال، انتخاب عبدالله گل به عنوان رئيس جمهورى تركيه، با گشودن درهاى تازه به روى اين كشور در منطقه همراه باشد و حتى مى تواند نقطه عطفى در تاريخ تركيه به شمار آيد.
۸۵ سال پيش، مصطفى كمال آتاتورك، پس ازامپراتورى عثمانى با تكيه بر ارتش، ملت تركيه را به سوى لائيسيته و ناسيوناليسم سوق داد. اما قانون اساسى كه پس از كودتاى نظامى سال ۱۹۸۰ به تصويب رسيد ، نظام پارلمانى را ريشه دارتر كرد. همين قانون، مقام رئيس جمهورى را از قدرت اجرايى بالايى نيز برخوردار نمود. حال مسندى كه در گذشته جايگاه آتاتورك و مردان طرفدار لائيسم بوده از اين پس براى نخستين بار دراختيار مردى خواهدبود كه داراى مشرب مذهبى است و در روزگار جوانى اش از ايده هاى اسلامى الهام گرفته است. نمايندگان جريان مذهبى و محافظه كار تركيه پس از سالها تحمل سركوب و تحقير از سال ۱۹۵۰ آرام آرام توانستند مناصب گوناگونى را دراين كشور دراختيار بگيرند. البته اين شانس ابتدا به سياستمداران محافظه كار روى آور دكه رياست تورگوت اوزال دراواخر سالهاى ۱۹۸۰ از آن جمله به شمار مى رود. اما اين بار براى نخستين بار است كه يك حزب دينى به نام عدالت و توسعه توانست حرف خود را بر كرسى نشانده و فردى اسلامگرا را به كاخ رياست جمهورى روانه سازد. حزب عدالت و توسعه كه پس از انحلال دو حزب اسلامگراى رفاه و فضيلت به حكم قانون اساسى تركيه، جانشين آنها شد اكنون نه تنها تسلط بى چون و چرايى بر دو نهاد مجلس و نخست وزيرى دارد پس ازاين رياست جمهورى را نيز دراختيار خواهدداشت. حال نخبگان پير و دنباله رو آتاتورك كه چندى پيش عليه نامزدى رياست جمهورى عبدالله گل به خيابان ها ريختند براى دفاع از لائيسيته مجبورند تنها به نظاميان ارتش اين كشور چشم دوزند. نظاميانى كه گل را به داشتن برنامه كارى اسلامى مخفى متهم كرده اند.
در برابر پيروزى درخشان حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانى ۲۲ ژوئيه و كسب ۶۱ درصد كرسى هاى مجلس توسط اين حزب، ارتش كه خود را به چشم روح ملت و مدافع دموكراسى مى بيند ، تنها مى تواند سرتعظيم فرودآورده و تسليم شود و از اين پس دخالتهاى نابجا و تحريم مراسمات رسمى را كنار بگذارد. عقب نشينى اين چنينى ارتش از حيات سياسى تركيه كه در تاريخ اين كشور بى سابقه است به وسيله فضاى جديدى ميسر گشت كه از چندى پيش بخاطر ترورهاى سياسى و تهديد به مداخله نظامى عليه كردهاى عراق و ساير علائق ملى ايجاد شد و از سوى اردوگاه لائيك ها نيز به آن دامن زده شد. اردوگاهى كه همواره هشدار مى داد در صورت به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه نوعى حكومت شبيه حكومت سعودى ها در تركيه شكل خواهدگرفت. اما سياستمداران برجسته اين اردوگاه لائيك، اكنون صفحه ديگرى را ورق زده اند و براى خنثى كردن عبدالله گل خواستار همكارى با وى شده اند. طورى كه هنگام افتتاح پارلمان جديد تركيه، نمايندگان كردهاى ملى گرا در مانورى سياسى دستان مخالفان و حتى مى توان گفت دوشمنانشان را در حزب راست به گرمى فشردند.
اكنون پارلمان جديد تركيه مى تواند قانون اساسى جديدى را به تصويب برساند كه از سالها پيش دموكراتهاى اين كشور خواستار آن هستند اما تلاشهاى زيادشان دراين زمينه بى نتيجه مانده بود.
قانون اساسى جديد مى تواند قانونى مدنى و غيرنظامى باشد كه جايگزين قانون اساسى نظامى شده و ضوابط و معيارهاى ورود تركيه به اتحاديه اروپايى را نيز مدنظر قراردهد. در اين راستا بسيارى از نظاميان و طرفداران جريان آتاتورك كه بسيارى از آنها از اعضاى بزرگترين حزب مخالف دولت يعنى حزب جمهورى خواه خلق هستند به نظر مى رسد براى جداشدن از سمت و سوى شديداً ملى گرا و غرب ستيز اين حزب و تشكيل يك حزب سوسيال دموكرات واقعى، مصمم هستند. حزبى كه وجود آن براى تقويت دموكراسى در تركيه لازم به نظر مى رسد.
يكى از روزنامه نگاران تركيه به نام بيرانه در مقاله اى آورده است: موفقيت اين طرح در آينده به تاريخ دانان اين امكان را خواهدداد تا دوران فضاى بازسياسى ۲۸ اوت ۲۰۰۷ را بهتر توصيف كنند. دوران وفاق لائيك ها و مذهبى ها و دورانى كه تركيه بسيار قوى تر، غنى تر و دموكراتيك تر شد. اما در مقابل، شكست اين طرح نيز مى تواند آغاز جدال بزرگ اين دو اردوگاه ترك ها شده و اين كشور را آنچنان ضعيف كند كه حتى براى مقابله با كردهاى ملى گرا نيز ناتوان شود كه اين ناتوانى به طور حتم به تقسيم اين كشور منتهى خواهدشد. سناريويى فاجعه بار براى مردم تركيه كه در اين مدت، تهديدات جدايى طلبان از بزرگترين دلمشغولى هايشان بوده است اما باز موفقيت اين طرح كه مى تواند الگويى براى ساير احزاب اسلامگرا درحوزه مديترانه باشد هم براى اروپا و هم براى منطقه بسيار سودمند خواهدبود.
ازجمله دلخورى لائيك ها، ورود همسر محجبه عبدالله گل به كاخ رياست جمهورى است. آنها گمان مى كنند كه حجاب او به عنوان سمبل و نماد مذهب در كاخ رياست جمهورى تركيه به تضعيف لائيك ها و سكولارهاى اين كشور منجر خواهدشد.
در سوى ديگر ارتش تركيه قرار دارد، نهادى كه خود را مدافع سكولاريسم و لائيسم در اين كشور مى داند و طى دهه هاى گذشته چندين بار دولت هاى منتخب را با كودتا سرنگون كرده است. اما اين بار ديگر به نظر مى رسد ژنرال ها از چنين توانى برخوردار نيستند. زيرا با پيروزى حزب عدالت و توسعه خواست اكثر مردم تركيه بر همگان ثابت شده است.
افزون بر اين، دولت اردوغان روابط گسترده با اروپا و غرب دارد. پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا از مهمترين برنامه هاى كارى عبدالله گل به شمار مى رود. او مصمم است تصميم اروپا را كه به بهانه روند كند اصلاحات در اين كشور عضويت تركيه را تأخير انداخته است، تغيير دهد.
ازطرفى، رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه اعلام كرده است با اين كه حزب عدالت و توسعه حزبى اسلامى است اما عرصه را بر هيچ تفكر ديگر تنگ نمى كند چنان كه او گفته بسيارى از وزيران كابينه جداى از علائق دينى در جهت توسعه كشور تلاش خواهندكرد. از اين پس على بابكان، وزير اقتصاد و مذاكره كننده اصلى با اتحاديه اروپا در دولت سابق وزارت امورخارجه دولت عبدالله گل را برعهده خواهدداشت و همچنان مسئوليت مذاكرات را نيز حفظ خواهدكرد.
همچنين ظفر چاگلايان، رئيس سابق اتاق صنعت آنكارا وزير صنعت و تجارت و محمت سيسمك نيز وزير اقتصاد خواهدبود. اردوغان همچنين يك زن در كابينه را در منصب كليدى نشانده است. اين زن كه وزارت كشور را برعهده خواهدداشت ، نيمت چوبوكلو نام دارد.
براى ششمين سال غروب مجاهد اسطوره اى تاجيك
مشرب ماندگار مسعود
مهين السادات صمدى

در دفتر بلند قهرمانان ومجاهدان كمتر كسى را مى توان سراغ گرفت كه بخش غالب عمرشان را صرف مبارزات استقلال طلبانه كرده و نامشان با تاريخ آزادى سرزمين شان گره خورده باشد.احمد شاه مسعود، قهرمان ملى افغانستان، ۲۶ سال از ۴۹ سال عمرش را در مبارزه دشوار براى آزادى افغانستان و حفظ كيان اين ملت و سرزمين وقف كرد.مجاهدى كه امروز نه تنها در افغانستان كه در عموم محافل جهانى از او به بزرگى ياد مى شود. صد البته كه در اين ۲۶ سال (۱۳۵۴ تا ۱۳۸۰) درصحنه سياسى و جهادى افغانستان هيچ چهره اى دراندازه رشادت و تدبير او نبوده است .
313806.jpg
تاريخ جهاد و مقاومت افغانستان از هر زاويه اى كه نگريسته شود، بدون ذكر نام و نقش اين مجاهد شهيد ، ناتمام و ناقص مى ماند.
سخن در باره مجاهد نستوه پنجشير فراوان است، آن قدر كه تاكنون كتاب ها و رساله هاى فراوان از سرگذشت حماسى او نگاشته اند.در سالگرد غروب اين ستاره دوران مجاهدت افغان ها فقط شرح آخرين منظومه از حيات او را كه به مبارزات مسعود با حكومت خفقان طالبان مربوط مى شود ورق مى زنيم.يعنى دورانى كه مسعود به عنوان آخرين دژ آزاديخواهان اين سرزمين در برابر نظام تحجر پيشه طالبان مطرح است .
طالبان كه توانسته بودند از آغاز تأسيس ، شهرها و مراكز ولايات مهم را يكى پس از ديگرى به تصرف درآورند، بالاخره در ميزان سال ۱۳۷۵ نيروهاى مسعود را از كابل بيرون راندند.مسعود دراين دوره علاوه بر تحمل فشارهاى نظامى طالبانى كه به حمايت همه جانبه اعراب منطقه پشتگرم بودند تاوان سستى جبهه گروه هاى جهادى و نيز سياست هاى اشتباه آنان را دربرابر نيروى طالبان پرداخت. همان اشتباهاتى كه سبب شد تا طالبان سرزمينى كه امثال مسعود با خون دل از چنگ ارتش سرخ نجات داده بودند به آسانى تقديم اين گروه مجهول الهويه كنند.اما مسعود درآخرين فصل از مقاومت اش داغ بى مهرى يك قدرت ديگر را نيز به دل دارد : حكومت پاكستان از هيچ امكانى براى تخريب اين مجاهد و تقويت و ترسيم چهره ملى از نيروى اشغالگرى به نام طالبان، فروگذار نكرد.تا حدى كه سران وقت پاكستان حتى از اعمال فشار وتهديد عليه خانواده ومنسوبين مسعود دريغ نكرد. مسعود دريكى از ديدارهايش با خانم بوتو كه آن زمان نخست وزيرى پاكستان را بر عهده داشت به صراحت از خيانت دولتمردان كشور همسايه اش در تأسيس طالبان زبان به شكوه گشوده بود، حتى نزديكان مسعود مى گويند كه در اين ديدار مسعود هشدار داده بود كه پاكستان در آينده نه چندان دور هزينه اى سنگين براى اين اقدام خويش خواهد پرداخت.
از جمله شگردهايى كه آن روز اسلام آباد براى تخريب چهره مسعود بكار بستد طرح مسأله ارتباطات اين مجاهد با جناح ظاهر شاه بود. براى آن كه به شايعات نزديك بودن او به محمد ظاهر شاه، قوت ببخشند در سال ۱۹۹۵ از ژنرال عبدالولى داماد شاه سابق دعوت به عمل آوردند تا از پاكستان ديدن كند.
اين ژنرال در پاكستان مورد استقبال گرم و رسمى قرار گرفت؛ دسته هايى از مهاجران افغان با شاخه هاى گل از او پذيرايى كردند.ژنرال بزودى ملاقات هايى را با رئيس جمهور، نخست وزير بى نظير بوتو، سردار آصف احمد على وزير خارجه و برخى ديگر انجام داد.
در آن هنگام عده اى به اين باور نيز بودند كه احمد شاه مسعود روى طرحى با نمايندگان محمد ظاهر شاه به توافق رسيده و قرار است، شاه با حمايت مسعود به افغانستان بيايد؛ ولى بعدها ديده شد كه همه اين سخنان ازاساس دروغ بود.
313731.jpg
از ميان همراهان مسعود اكنون دو تن در كابل مشهورترند؛ يونس قانونى ليدر پارلمان افغانستان و عبدالله عبدالله وزير خارجه پيشين.بر اساس روايت اين دو همراه، تفاوت فرمانده مسعود با ديگر رهبران جهادى افغان دراين بود كه او علاوه بر ويژگى سردارى و رزمجويى، بهره اى وافر از تدبير و دانش سياسى برده بود . بر اين نكته ديپلمات هاى منطقه نيز اذعان كرده اند كه مسعود در پاى مذاكره يك فردى خبره بود.مسعود برخلاف بسيارى از همتايانش با دنياى تفكر و مطالعه انس عميق داشته است و گفته مى شود حتى در روزهاى سخت نبرد نيز برنامه مطالعه كتاب را ترك نمى كرده است.گزارشگران فرانسوى كه مسعود روابطى دوستانه با آنان داشت در فيلمى كه از وى تهيه كرده اند نكته هاى جالب از خصوصيات فرهنگى مسعود دارند.دراين گزارش تصوير مردى شيفته آگاهى ، از مجاهد پنجشير ارائه شده است .آرمان اصلى او توسعه دانش در كشور خويش بوده ومسعود ريشه بسيارى از مصائب سرزمين اش را در رواج بى سوادى و تعصب كور مى ديده است.فرانسويها مسعود را ازمطلع ترين چريكها نسبت به اوضاع جهانى معرفى كرده اند. او همه اخبار و اتفاقات جهان ديپلماسى را با وسواس پيگيرى و تصميمات خود را با ارزيابى سناريوهاى طرف هاى منطقه اى و بين المللى اتخاذ مى كرده است.
اما به باور شاگردان مسعود كه امروز در كابل مسند امور را دردست دارند مجاهدين ديروز و حكومتگران امروز كابل بخش زيادى از پيروزى خويش را مديون مسعود هستند.آنها ماه هاى منتهى به فتح كابل را به ياد مى آورند كه چگونه مسعود سازمان از هم پاشيده مخالفان طالبان را گردهم مى آورد.
مسعود در آغاز جبهه مشترك را با ژنرال دوستم و كريم خليلى زير نام «شوراى عالى دفاع» و بعد جبهه وسيع ترى را زير نام رسمى «جبهه متحد براى نجات افغانستان» تأسيس مى كند كه دومى در اثر تبليغات نادرست رسانه هاى خبرى عمدتاً از طالبان حمايت مى كردند، به جبهه شمال، شهرت يافت.
مسعود در اين مقطع فراوان كوشش كرد تا جبهه متحد را تكيه گاه آزادى افغانستان قرار بدهد.با پيوستن عبدالرسول سياف، حاجى قدير، استاد محقق، ژنرال عبدالمالك، محمد اسماعيل خان، حضرت على، ملك زرين، استاد عطا محمد نور و برخى فرماندهان ديگر از مناطق مختلف كشور، جبهه متحد با آن كه وسيع تر گرديد، اما با آفت انحصار و انشقاق كه ويژگى دائم احزاب افغانستان بود ناكام ماند.
313728.jpg
دست به دست شدن ولايات در شمال كشور كه گاه با حمايت دوستم از طالبان و زمانى با حمايت ژنرال مالك، صورت گرفت؛ ضربات جبران ناپذيرى را بر بدنه جبهه مولود انديشه مسعود وارد كرد كه در نهايت منجر به از دست دادن قواى هوايى آن گرديد و طالبان را در موقعيتى برتر از نظر ساز و برگ نظامى قرار داد.
مسعود تا پايان عمرش كه بالاخره در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱ در خواجه بهاء الدين تخار به دست دو عنصر وابسته به القاعده به شهادت رسيد، در برابر طالبان به مقاومت پرداخت.او يگانه فرماندهى از مجاهدين بود كه تا آخرين گلوله در برابر طالبان مقاومت كرد. مسعود چنان كه دو دستيارش در كابل مى گويند تا پاى شهادت اين مبارزه را ادامه داد تا دو پيام عميق را درذهن ها بنشاند وآن اين كه شكست ناپذيرى يك جريان تروريستى يك افسانه است.پيام ديگر حركت او اين بود كه اثبات كند كه حضور يك جريان افراطى درافغانستان يك پديده تحميلى است .
سياست زمين سوخته، كوچ اجبارى، كشتن و بستنهاى بى امان ، قتل عام و ده ها روش ديگر طالبان كه به منظور در هم شكستن جبهه هاى مسعود و دست كشيدن مردم از حمايت او، عملى مى گرديد، هيچ كدام نتوانست آخرين سنگر و دژ پنجشير را زير پاى طالبان قرار بدهد.
مسعود در دوران مقاومت، سيماى اصلى خود را كه بيشتر به يك قهرمان مانند است و در دوران جنگهاى كابل، اندكى زير غبار تبليغات، خدشه دار گرديده است، باز يافت.
هنوز پس از ۶ سال همراهان مسعود از برخى متحدان او گلايه هاى شديد دارند ومعتقدند كه آنان به ميراث فكرى مسعود كه ساختن يك عمارت آزاد ودموكراتيك براى افغانستان جديد بود وفادار نماندند. مى گويند متأسفانه اين بار هم مانند ،۱۳۷۱ اين دوستان و وابستگان مسعود بودند كه بار ديگر پس از ورود به كابل، سبب شكست رؤياهاى او شدند.
برخى اهداف بزرگ سياسى و حتى منافع افغانستان و مردم را قربانى، قدرت مقطعى و داشتن كرسى در دستگاه حكومت مى سازند. ايجاد چندين حزب و سازمان توسط هواداران مسعود، نشان مى دهد كه آنان بيشتر از هر كس ديگر، نشانى مسعود را گم كرده و در پى كسب قدرت فردى افتاده اند.
درست است كه هنگام تشكيل دولت جديد نام مسعود به عنوان فاتح بزرگ نبرد تروريسم بر تارك تاريخ نوين اين كشور ثبت شد و كرزاى افغانستان نوين را مديون او خواند ، اما بخشى از آرا و آرمان بلند او در فضاى غبار آلود كابل فراموش گرديده است.
حتى پس از شهادت مسعود، عده اى كوشش دارند تا با جعل گوشه هايى از تاريخ، تصويرى دگرگونه از او ارائه دهند؛ ولى براى درك حقانيت مبارز او در برابر طالبان همين كافيست كه امروز جهان، آنانى را كه مسعود در برابر شان مى رزميد، تروريست مى خواند، ولى با همه حقانيتى كه مبارزه عليه طالبان و القاعده از آن برخوردار بوده و است، نمى توان اشتباهاتى را كه در آن جريان واقع شده، ناديده گرفت؛ اما آنچه بيشتر با ارزش است، حس استقلال طلبى و روحيه آزادمنشى مقاومتگران است كه ميراث فراموش نشدنى مسعود است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |