|
دلايل ابقاى «لوييس فيگو» ى مشهور در سن سيرو
|
|
|
|
گفت وگويى با مدافع چپ جديد و آرژانتينى رئال مادريد
|
|
|
|
راه هاى تهاجمى جديد فراروى منچستر
|
|
|
|
|
|
در آغاز هفته پنجم ليگ برتر شكل مى گيرد
|
|
|
|
|
|
دستاوردهاى جام ملت ها براى سرمربى جديد ايران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دلايل ابقاى «لوييس فيگو» ى مشهور در سن سيرو
رؤياى فتح «جام قهرمانان»
|
|
|
وصال روحانى /منبع: Daily Mail
پس از جدايى ديويد بكام و پيوستن اين ستاره مصدوم انگليسى به تيم گالكسى لس آنجلس آمريكا، كم مانده بود فوتبال اروپا ستاره ديگرى را نيز از دست بدهد، زيرا لوييس فيگوى پرتغالى نيز توافق كرده بود كه از اينترميلان برود و عضو الاتحاد عربستان شود اما هر چه بود «فيگو»ى ۳۵ ساله از اين كار منصرف شد و در سن سيرو ماندنى گشته است تا امسال به اينترميلان در راه كسب نخستين عنوان اولى اش در جام قهرمانى باشگاه هاى اروپا از ۱۹۶۵ به بعد يارى برساند و بكوشد در رقابتى اول شود كه به زعم فيگو مهم ترين مسابقه فوتبال در سطح اروپا است و رقيب ندارد. فيگو كه سابقه بازى در بارسلونا و رئال مادريد را هم دارد و از دو سال و اندى پيش در خدمت اينتر است، در اواخر تابستان ۲۰۰۷ مى گويد: «معتقدم هر ابزارى كه براى كسب قهرمانى در اين مسابقات بدان نياز است، نزد ما وجود دارد، اما به رسم معمول اين پيكارها به مقدارى شانس هم براى رسيدن به هدف نيازمنديم و اقبال مساعد چيزى است كه بدون آن امكان ندارد به مقصودتان دست يابيد. هر چه هست ما مصمم هستيم هر چيزى را كه لازم است انجام بدهيم و جام و افتخارى مهم را نصيب باشگاه كنيم. جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا مى تواند چنين چيزى باشد و فتح آن هميشه بسيار دشوار است و همين مسأله بر ارزش دستيابى به آن مى افزايد. تعداد تيم هاى قوى و مدعى در اين جام زياد است و كيفيت كارشان نيز بالا است. بنابراين ما نيز بايد در اينتر بر كار و تلاش مان بيفزاييم و حتماً موفق باشيم زيرا اينتر تيمى است كه هميشه به كسب موفقيت هاى تازه و بزرگ نياز دارد.»
* حرف همگان به گفته فيگو، رؤياى فتح جام قهرمانان و محبتى كه ساير مردان باشگاه به عنوان اعضاى خانواده اينتر به وى داشتند دلايل اصلى بود كه او را تشويق به ناديده گرفتن سفرش به عربستان و ماندن در ميلان كردند. اين چنين بود كه ماسيمو موراتى مالك باشگاه اينتر از وى خواست كه تغيير عقيده بدهد و در سن سيرو بماند. با اين حال موراتى هفته ها پس از تحقق اين رويداد حاضر نيست اين مسأله را فقط به خودش نسبت بدهد و صرفاً مى گويد: «ماندن فيگو به مثابه اين است كه انگار يك بازيكن جديد را استخدام كرده باشيم. اگر او مى رفت، مى بايست حداقل دو بازيكن جديد را مى گرفتيم تا پركردن جاى وى امكانپذير باشد. اگر هم من روى ماندن فيگو اصرار داشتم، به واقع تجلى خواست تمامى اعضاى تيم بود و من حرفى را زدم كه ساير نفرات باشگاه نيز به همان مى انديشيدند و اين چيزى بود كه هواداران تيم نيز مى خواستند. به واقع هر كس كه مرتبط با اينتر بوده است، مى خواست او در اين باشگاه بماند. او آدمى است كه همگان به وى ارج مى گذارند و ازطرف ديگر قادر است در اين باشگاه آينده اى طولانى تر هم داشته باشد. او كسى است كه مى تواند به عنوان سفير بين الملل اينتر و مسئول بسط روابط باشگاه با جهانيان كار كند و به سبب شهرت زيادى كه در سطح جهان دارد و كاملاً شناخته شده است، مردم هم او را تحويل مى گيرند و وى را اين راستا مورد پذيرش و همراهى خويش قرار مى دهند. كسى كه به عنوان سفير حسن نيت يا نماينده بين الملل يك باشگاه انتخاب مى شود، بايد مثل فيگو در سطح جهان معروف باشد و حاشيه هايش كم باشد و برعكس فردى سالم وپركار و متمركز بر وظايف اش شناخته شود. اين چيزى است كه در مورد فيگو صدق مى كند و او مى تواند نماينده ارشد ما در روابط بين الملل باشد. اين چيزى است كه من در ارتباط با فيگو در ذهن دارم و به طور مستقيم با او صحبت نيز كرده و از وى خواسته ام كه در اين خصوص فكر كند و پس از بازنشسته شدن به عنوان يك بازيگر اين كار را بپذيرد زيرا هر دو طرف بهره هاى آن را خواهند برد.»
* بدون كمك دادگاه فيگو در تابستان ۲۰۰۵ و پس از ۵ سال بازى در رئال مادريد چمدان ها را بست و راهى سن سيرو شد. از آخرين قهرمانى اينتر در كالچو كه به سال ۱۹۸۹ به دست آمده بود، سال ها مى گذشت و هواداران اين تيم حسرت سال ها قهرمان نشدن و دور ماندن از اسكودتو را در دل داشتند. در ۲ سال حضور فيگو، اينتر ۲ بار متوالى به اين افتخار رسيده، اما اولى (در سال ۲۰۰۶) محصول حكم دادگاه و پس از مطرح شدن تقلب هاى يوونتوس قهرمان حقيقى ليگ بود كه موجب شد اين عنوان از تيم تورينى ستانده و به نراتزورى اهدا شود. اما اگر اين فقط حكم دادگاه بود و در ميدان عمل و در جريان مسابقه ها به دست نيامده بود، درعوض قهرمانى فصل پيش در ميدان رقابت و بدون كمك هيچ دادگاهى حاصل آمد و محصول برترى عظيمى بود كه آبى و سياه هاى شهر ميلان بر رقبا داشتند و به عنوان مثال از رم كه دوم شد، ۲۲ امتياز بيشتر اندوختند و فقط يك بار باختند و ۹۷ امتياز كسب كردند كه يك ركورد جديد براى «سرى A» بود.
* تا حدى مبهم شايد هم اين از خوش اقبالى فيگو بوده باشد، زيرا در عصرى جذب اينتر شده كه اين تيم پس از سال ها ركود دوباره قدرتمند شده و فتح ۲ دوره از ۳ دوره اخير جام حذفى ايتاليا و سوپرجام ۲۰۰۶ ايتاليا نيز سندى بر آن است. براى خود فيگو نيز اين مسأله اى غيرقابل تحليل و تا حدى مبهم است. او كه درخشش اش را از اوايل دهه ۱۹۹۰ در اسپورتينگ ليسبون پرتغال شروع كرد و پس از انجام ۱۲۷ بازى ملى براى پرتغال در اين سطح بازنشسته شد، مى گويد: «من به دقت نمى دانم كه قبل از آمدن من در اينتر چه مى گذشته است و در نتيجه از تحليل و فهم اين كه چرا تيم در آن سال هاى طولانى جامى را نمى برده است، معذور و ناتوانم. من فقط اين را مى دانم كه از خوش اقبالى من، آمدنم مقارن با شروع دوره اى تازه و موفق در اينتر بوده است. البته اين جام ها و موفقيت ها محصول كار و تلاش شديدمان بوده است. تعداد جام هاى فتح شده ما در ۳ سال اخير زياد و نشانگر اهميت و توفيق كار ما بوده است. هواداران اينتر سال ها بود كه در انتظار و آرزوى اين موفقيت ها به سر مى بردند و در نتيجه مسرورم كه ما اين نوار ناكامى ها را قطع و توفيق ها را شروع كرديم».
* كارى بسيار سخت اينتر پس از صعود از گروهش در جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا در فصل گذشته، در نخستين مرحله حذفى در پيكارهايى جنجالى و پرحرف و حديث مغلوب والنسياى اسپانيا و به دست اين تيم حذف شد و بنابراين بديهى است كه هدف تيم در فصل جارى فراتر رفتن از آن حد و مرز و عبور از مراحل مختلف حذفى مسابقه ها و رسيدن به فينال باشد. فيگو كه يك بار توپ طلاى اروپا را برده و در سال ۲۰۰۱ از سوى فيفا به عنوان مرد سال فوتبال جهان نيز انتخاب شد، مى گويد: «قهرمان شدن در ليگ داخلى و جام باشگاه هاى اروپا در آن واحد و در يك فصل، اين روزها در دنياى فوتبال كارى بسيار سخت است و در نتيجه ما كه فصل پيش نگاه مان بيشتر متمركز بر اسكودتو بود، از صحنه اروپايى باز مانديم. با اين حال در اين فصل از نو سازماندهى شده ايم و فكر مى كنم براى يورشى مؤثر و تازه به سمت جام قهرمانان مهياتر از مرتبه قبلى باشيم. اين به واقع رؤيايى است كه همه ما در سن سيرو داريم.» شروع لرزان اينتر در فصل جديد و بويژه شكست بحث برانگيز ۰-۵ در برابر بارسلونا در مسابقه اى دوستانه ترديدهايى را نسبت به اينتر ايجاد و اين سؤال را به وجود آورده است كه آيا نراتزورى به رغم حضور امثال فيگو، كرسپو، ويه را، كامبياسو، سولارى، كوردوبا، كروز، خوليو سزار و همچنين اضافه شدن چيووى رومانيايى و سوازوى هندوراسى به تركيب تيم و البته مربيگرى روبرتو مانچينى براى پايان دادن به ۴۳ سال قهرمان نشدنش در باشگاه هاى قاره سبز، هنوز قدرى ناپخته و ناهماهنگ نيست؟!
* يك تدبير جواب اين سؤال مشخص نيست اما به نظر مى رسد يكى از طرح ها و برنامه هاى مانچو براى فصل تازه و در جهت حل مشكل فوق و يافتن پاسخى بر آن كم كردن از بازى هاى فيگو در ليگ داخلى (مشتمل بر مجموعاً ۶۴ مسابقه در ۲ فصل گذشته) و متمركز ساختن بيشتر وى بر جام قهرمانان قاره باشد و در آن صورت، تجربه اروپايى وى براى عبور دادن تيم از موانع و مشكلات و رقباى قوى به كار خواهد آمد. در آن صورت شايد فيگو هم پس از تك قهرمانى اش در جام باشگاه هاى اروپا (۲۰۰۲ در معيت رئال مادريد) يك بار ديگر طعم موفقيت در اين جام را بچشد و چيزى را كه از دلايل اصلى ابقاى خود در اينتر مى انگارد تحقق يافته ببيند.
|
|
|
|
|
گفت وگويى با مدافع چپ جديد و آرژانتينى رئال مادريد
هاينتزه: گرفتن جاى روبرتو كارلوس غيرممكن است
|
|
|
منبع: Real,com
گابرى يل هاينتزه مدافع چپ جنگنده فوتبال آرژانتين پس از چند ماه كش و قوس سرانجام از منچستر يونايتد جدا شده اما به جاى اين كه به ليورپول ديگر باشگاه معروف و كلاسيك انگليسى بپيوندد، سر از باشگاه نامدار و اسپانيايى رئال مادريد درآورده و به تيمى پيوسته كه به رغم اين بازيكن ۳۰ ساله و چپ پا شايد بزرگترين باشگاه تاريخ باشد. هاينتزه مايل بود در ليورپول توپ بزند اما به دلايلى كه خودش شرح خواهد داد (در مصاحبه پيش رو) از اين كار بازماند و حالا مجبور است خودش را با رئال جديدى وفق بدهد كه برند شوستر آلمانى براى فصل جديد تدارك ديده و با سر و صداى فراوان راهى ميدان كرده و در ابتداى فصل به دو برد متوالى با آن دست يافته است. مدافع پر برخورد و درعين حال فنى پيشين پارى سن ژرمن مى گويد براى هر اتفاقى مهيا است...
* ليون فرانسه هم شما را به شدت مى خواست. چرا رئال مادريد را انتخاب كرديد؟ از آنها هم تشكر مى كنم و بابت ابراز علاقه شان احساس غرور دارم، اما اگر رئال را بر آنها ارجح شمردم، به اين سبب است كه در سطح جهان كمتر فوتباليستى را مى يابيد كه آرزويش بازى در رئال نباشد و اين شامل من هم مى شود. اين انتخابى بود كه من انجام دادم و كاملاً احساس مى كنم كه صحيح بوده باشد.
* چرا در نهايت خواسته اوليه شما براى الحاق به ليورپول تأمين نشد؟ از الكس فرگوسون بپرسيد. او آدمى كينه اى است و به محض اين كه با من بد شد، فهميدم از هيچ كارى عليه من رويگردان نخواهد بود، سران منچستر مخالفتى با انتقال من به ليورپول نداشتند، اما فرگوسون نمى گذاشت.
* رودررويى شما از كجا شروع شد؟ شايد از آنجا كه من درتضاد با خواسته او در پيكارهاى امسال جام ملت هاى آمريكاى جنوبى (كوپا آمه ريكا) شركت كردم. او معتقد بود چون از يك آسيب ديدگى شديد رسته ام بهتر است تابستان استراحت كنم اما من نمى توانستم از وسوسه همراهى تيم ملى كشورم در كوپا چشم بپوشم و به هر حال اين حق مسلم هر بازيكن ملى پوشى است. من سلامتى ام را باز يافته و حتى در اواخر فصل براى منچستر نيز چند بازى را انجام داده بودم و در نتيجه نمى توانستم از دلايل اصرار فرگوسون براى دور ماندن از رقابت هاى «كوپا» سردربياورم. شركت در آن مسابقات همان و افتادنم از چشم فرگى براى هميشه، همان.
* در آن روزهاى طولانى درگيرى بر سر رفتن به ليورپول، آيا هرگز به فكرتان ظهور مى كرد كه سر از رئال درآوريد؟ نه، اصلاً. اين اتفاق بعداً افتاد. منچستر آن قدر بر سر عدم الحاق من به ليورپول اصرار داشت كه اصلاً به اين كه من به كدام باشگاه ديگر بروم فكر نكرد و شايد ابعاد پيوستن من به رئال چيزى باشد كه آنها هرگز درباره اش به بررسى ومطالعه نپرداخته باشند. مهم نيست، بهره اش به من رسيد زيرا به باشگاهى پيوستم كه اكثريت معتقدند بزرگترين باشگاه تاريخ فوتبال است.
* اما شما در برنابئو جانشين يك بازيكن افسانه اى مانند روبرتو كارلوس شده ايد و پركردن جاى او چه از ديدگاه فنى و چه در ذهن و نظر هواداران اصلاً كار آسانى نخواهد بود. من هم نظر شما را دارم. اصلاً براى اين كار به مادريد نيامده ام و توان انجامش را هم ندارم. من فقط عضو رئال شده ام تا بيشترين تلاشم را برايش صورت دهم و يك بازيكن قابل قبول براى باشگاه باشم. اعتقاد و احترام من براى كارلوس بسيار بيش از آن است كه بتوانم خودم را جانشين او بينگارم.
* به بحث منچستر يونايتد برگرديم. در فضاى بدى از اولدترافورد رفتيد. آيا تصور مى كنيد كه طرفداران شما را ببخشند؟ من مشكلى با آنها نداشتم كه احتياج به بخشودگى از جانب آنها داشته باشد. از قضا آنان بهتر از هركس مى دانند كه من براى تيم چه كرده ام. من حتى برخى حرف ها را كه براى روشن شدن ذهن آنها بايد مى زدم، به خاطر پرهيز از به هم ريختن اوضاع نزدم و فقط كارهايى را در راه جدايى از تيم انجام دادم كه بايد مى دادم. امكان ندارد آنها زحماتى را كه من براى يونايتد كشيدم، از نظر دور نگه دارند. من ۸ ماه مصدوم و حاشيه نشين بودم و اين سرنوشت و مشكل بزرگ را براى باشگاه تجربه و تحمل كردم. در مورد مسئله اى كه گفتيد هيچ نگرانى اى ندارم زيرا ديده ايد آنها در برخورد با من اصلاً روش سرمربى تيم (فرگوسون) را در پيش نگرفته اند.
* آيا از الحاق تان به يونايتد كه دو سال و اندى پيش شكل گرفت، از اصل و ريشه پشيمان هستيد؟ پشيمان نيستم، اما اى كاش وقتى در پايان راهمان مى خواستم تغيير باشگاه بدهم و به ليورپول بروم، آن طور سنگ اندازى نمى كردند.
* شما هم در پست مدافع چپ رؤيت شده ايد و هم دفاع وسط، اما پست دلخواه و تخصصى تان كدام است؟ در منچستر بيشتر در پست مدافع چپ به بازى گرفته مى شدم و در تيم ملى آرژانتين در دفاع وسط. البته اواخر فصل پيش كه در اولدترافورد كلى مصدوم داشتيم چند بازى هم در دفاع وسط انجام دادم. فكر مى كنم از عهده هر دو برآمده ام، اما اگر تعداد كل بازى هايم را بشمريد، مى بينيد كه بيشتر در دفاع چپ بوده است.
* خب، دردفاع چپ بيشتر تمايل به كارهاى دفاعى داريد و يا جلو رفتن و پى ريزى حملات؟ برخلاف آنچه خيلى ها مى پندارند رويكرد و تمايل من بيشتر به كارهاى دفاعى است. اصولاً نيز وقتى مرا در دفاع چپ مى گذارند، كار و حرف و درخواست شان از من اين است كه بيشتر به امور دفاعى و دفع حملات رقبا بپردازم. با اين حال به دفعات ديده ايد كه جلو رفته و در كارهاى تهاجمى نيز مشاركت كرده ام. از يك طرف به اين خاطر كه سهم خود را در حملات تيم و گل هاى احتمالى تيم ادا كنم و از جانب ديگر به اين سبب كه در فوتبال حرفه اى و مدرن امروز يك بازيكن بايد هركارى را انجام بدهد و به يك كار و وظيفه دلخوش نباشد.
* از دوران حضورتان در رئال وايادوليد اسپانيا چه خاطراتى داريد؟ بگذاريد ابتدا اين را بگويم كه از آن بازيكن و كسى كه به نام من در وايادوليد بازى مى كرد چيزى به جاى نمانده، زيرا هم اكنون به كلى عوض شده و به موجودى كاملاً متفاوت بدل گشته ام. اخيراً فيلم هاى بازى ام براى وايادوليد را در ويدئو مى ديدم و خودم حيرت كرده بودم . از آن چهره بسيار جوان و ناپخته و نحوه بازى كردن اوليه ام، البته خاطرات بسيار خوشى از آن جا دارم. هرچه باشد ، نخستين باشگاه حرفه اى بود كه در خارج از آرژانتين در آن عضويت يافتم و هنوز هم دوستان متعددى در آن جا دارم اما تكرار مى كنم كه حتى تشخيص و باور تصوير تلويزيونى خودم در آن دوران برايم بسيار سخت است زيرا شباهت هايش با امروز دركمترين اندازه مى نمايد.
* و پارى سن ژرمن؟ در آنجا همانى بودم كه هم اكنون هستم و شما مى بينيد. دوران موفقى را در پاريس گذراندم و حتى جام حذفى فرانسه را برديم، اما اين افسوس را دارم كه تيم صاحب توان كافى براى فتح ليگ فرانسه نبود. اصلاً هم نبود.
* آيا تعدد ستاره ها در رئال مادريد طى فصل جارى براى اين تيم دردسرساز نمى شود؟ اميدوارم نشود. در قدم اول مهره هاى پرشمار تازه وارد تيم شامل خود من بايد با تيم و نفرات قبلى آن هماهنگ شويم و صاحب وحدت رويه گرديم و سپس از جان مايه بگذاريم. تنها دراين صورت تكرار عنوان قهرمانى فصل پيش مان در لاليگا امكان پذير خواهد شد. خوشبختانه شروع خوبى داشته ايم و كسب دو برد پياپى ما را در مسير موردنظر قرار داده است.
|
|
|
|
|
راه هاى تهاجمى جديد فراروى منچستر
وقتى لوييس ساها آمد...
|
|
|
منبع: Daily Telegraph
«لوييس ساها»ى فرانسوى كه تك گل پيروزى ساز منچستريونايتد را در مسابقه اخير اين تيم با ساندرلند در ليگ برتر فوتبال انگليس به ثمر رساند، قول داده است كه به كارها و روندهايى از همين دست ادامه بدهد و احتمال عود مجدد مصدوميت اش نيز وى را از اين مهم دور نسازد. ساها از زمان انتقال ۱۲/۸ ميليون پوندى اش از باشگاه فولام به يونايتد كه در سال ۲۰۰۴ روى داد، در مجموع دورانى به موفقيت زمان اقامتش در لندن را سپرى نكرده و هرچند در اوايل زمان حضورش در اولدترافورد و همچنين فصل پيش گل هاى حساسى را براى منچستر زد اما آسيب ديدگى هاى مزمن و مكرر سبب شده است وى كمتر در ميدان حاضر باشد و در نتيجه قابليت هايش كمتر مجالى براى ظهور بيابد. با اين حال بازگشت او به تركيب يونايتد در ديدار با ساندرلند پس از ماه ها مصدوميت و دورى از ميدان رجعت پرسروصدايى بود. او كه در نيمه دوم به جاى اندرسون مهاجم جديد و برزيلى شياطين سرخ به ميدان آمده بود، تك گل تيمش را با ضربه سر و روى يك كرنر زد و در شرايطى كه منچستر شروع بدى در اين فصل داشته است، ۳ امتياز ارزشمند را كه به احياى اين تيم يارى خواهد رساند، نصيبش ساخت.
* دورانى سخت ساها به خاطر ناراحتى هاى ديرپاى كشاله ران و زانو در كل سال ۲۰۰۷ تنها در ۸ مسابقه ليگى منچستر را همراهى كرده است و همين مسأله نيز به ما مى گويد كه او دوران سخت و پرانتظارى را در پشت خط گذرانده است. ساها در آخرين روزهاى تابستان ۲۰۰۷ مى گويد: «مى دانم چه بكنم تا آسيب نبينم. يك راه اين است كه نصف و نيمه بازى كنم و همه توانم را ارائه نكنم اما اين چيزها در عادات من نيست و قادر به انجام آن نيستم. همه بازيگران يونايتد بايد هرچه دارند، رو كنند و اگر هم اتفاقى افتاد و دوباره مصدوم شدم، چيزى است كه رخ داده و از توان من خارج و مسأله اى است كه امكان دارد براى هر فوتباليستى روى بدهد.» با اين حال ساها نيز مانند «آرى ين روبن» مهاجم مشهور هلندى كه پس از ۳ سال حضور در چلسى به رئال مادريد رفته به خاطر كثرت و تعدد مصدوميت هايش «مرد شيشه اى» نامگذارى شده تا از اين طريق شكننده بودن وى در قبال مسائل و اتفاقات مختلف و آسيب هاى متعددى كه مى بيند، مشخص و بيان شود. حتى خود ساها نيز معترف است كه اين گونه مسائل و لقب ها كه به وى تعلق گرفته، آن قدرها هم دور از واقعيت نيست. گل او در برابر ساندرلند نخستين گلى بود كه ساها در يك مسابقه ليگ انگليس از اواخر آذرماه سال پيش به اين سو به ثمر مى رساند. خود وى كه ۲۹ سال دارد، مى گويد: «حتى حضور صرف من در ميدان پس از اين غيبت طولانى هم يك مسأله ارزشمند بوده و گلزنى و كسب پيروزى براى تيمم چيزى به مراتب ارزشمندتر و بالاتر از حد توصيف و اندازه گيرى است. دوران دورى ام از ميدان بسيار طولانى و آزاردهنده بود و انتقادهاى زيادى از من شد كه فكر مى كنم آن قدرها بى انصافانه نبوده باشد.»
* كارى غير ممكن حضور مجدد و گلزنى ساها به الكس فرگوسن مربى منچستر يونايتد افكار جديدى را بخشيده و گزينه ها و راه هاى تازه اى را به روى او گشوده است. او در ابتداى فصل مى خواست از مثلث نامدار كريستيانو رونالدو، وين رونى و كارلوس ته وز تازه وارد در خط حمله تيمش سود جويد، اما رونى دچار شكستگى استخوان پا و حاشيه نشين شد. رونالدو ۳ جلسه محروم گشت و ته وز كه از وستهام صيد شده است با وجود انجام چند بازى متوالى هنوز نتوانسته است جاى پايش را در منچستر بيابد و همان باشد كه از وى انتظار مى رفته است. به اين ترتيب براى فرگوسن استفاده از تركيب فوق و گسيل هر ۳ بازيكن فوق به زمين به طور همزمان در عمل ممكن نشده است. با اين حال ساها چيزى را به تيمش ارزانى مى دارد كه ديگر نفرات خط حمله منچستر از آن بى بهره اند و آن، يك نوع بازى مستقيم و مؤثر رو به جلو و چيزى است كه رقبا براى مهار آن مشكل دارند و حركات غريزى و فن او هميشه براى رقبا مسأله ساز و دردسرآور بوده است. فرگى مى گويد: «ساها با آمدنش به ميدان تفاوت هاى محسوسى را در تقابل ما با مدافعان ساندرلند و در كل ميدان به وجودآورد. او معمولاً فاكتورهاى سرعت و فن را در خط حمله ما بالا مى برد و با مهارت هاى فنى اش مى تواند هر معادله اى را در حول و حوش ۱۸ قدم به نفع ما سازد. در ديدار با ساندرلند نيز به محض اين كه ساها آمد، حريف در بررسى و برآورد كار او و به دنبال آن تخمين زدن روش بازى تهاجمى ما دچار مشكل و دردسر شد. او استراحت و سپس تمرينات خوبى را پشت سر گذاشته است و در نتيجه سر حال نشان مى دهد. با ورود مجدد وى به عرصه راه هاى جديدى به روى ما در خط حمله گشوده شده و بايد آنها را نيز امتحان و اجرا كنيم. من چند روز ديگر وقت دارم كه راجع به اين مسأله فكر و در اين باره تصميم گيرى كنم و تركيب هاى متفاوت ممكن در خط حمله تيم را ارزيابى نمايم و ببينم كدام يك بهتر است و همان را اجرا كنم.»
* به آرامى بازى بعدى منچستر در برابر اورتون و در روز ۲۴ شهريور است و احتمال دارد در آن تاريخ رونى نيز پس از بهبودى شكستگى پايش در اختيار تيم باشد و در آن صورت فرگى براى انتخاب از ميان او، رونالدو، گيگز، ساها و ته وز و نشاندن يكى دو نفرشان روى نيمكت و حفظ رضايت همه آنها مشكل خواهد داشت. با اين حال مربى ۶۶ ساله و اسكاتلندى يونايتد مطمئن است كه همه چيز روبه راه خواهد شد و بازيكنان به آرامى شروع به ارائه بهترين نمايش خود خواهند كرد.
|
|
|
|
|
ورزش ايران
معرفى كانديداهاى فوتبال درنخستين روز ثبت نام
گروه ورزشى: ديروز در نشست مشتركى كه ميان اعضاى مجمع انتخابات فوتبال و اتحاديه باشگاه ها در تالار مهربانى مجموعه ورزشى انقلاب برگزار شد، نامزدهاى اتحاديه براى رياست و هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال معرفى شدند. بر اين اساس، مصطفى آجورلو (رئيس سازمان ورزش شهردارى تهران)، سيد كاظم اوليايى (مديرعامل تيم پاس همدان) و سردار حسين افشار به عنوان نامزدهاى رياست فدراسيون فوتبال معرفى شدند.همچنين كريم ملاحى، غلامرضا بهروان (رئيس هيأت مازندران)، حميد نيك نفس (مديرعامل مس كرمان)، مجتبى خورشيدى (باشگاه راه آهن)، على فتح الله زاده، منصور قمر (مدير باشگاه استقلال دزفول)، ابراهيم ثنايى (مدير پيكان)، رضا جلالى (معاون سابق فرهنگى فدراسيون فوتبال) و محمد نورى در جمع كانديداهاى هيأت رئيسه فدراسيون از طرف اتحاديه اعلام شدند.در روز نخست ثبت نام از كانديداها بهزاد كتيرايى و منوچهر صالحى در كنار آجورلو فرم ثبت نام رياست فدراسيون را دريافت كردند. فيروزه دهقان هم به عنوان نخستين زن كانديداى هيأت رئيسه شد. محمد مايلى كهن هم براى نامزدى در پست رياست اين فدراسيون اعلام آمادگى كرده و گفته مى شود داريوش مصطفوى نيز به اين جمع مى پيوندد.
|
|
|
|
|
در آغاز هفته پنجم ليگ برتر شكل مى گيرد
آخرين تدارك سپاهان براى مقابله با كاوازاكى
گروه ورزشى- هفته پنجم ليگ برتر فوتبال با بازى مقاومت سپاسى و سپاهان اصفهان آغاز مى شود. اين ۲ تيم ساعت ۳۰ : ۱۶ امروز در ورزشگاه حافظيه شيراز به مصاف هم مى روند. قرار بود اين مسابقه نيز همانند ساير ديدارهاى هفته پنجم در روز هاى پايانى اين هفته انجام گيرد اما به دليل در پيش بودن بازى حساس سپاهان و كاوازاكى ژاپن (چهارشنبه ۲۸ شهريور- فولاد شهر) فدراسيون فوتبال اين فرصت را به نماينده كشورمان داد تا با انرژى كافى به مصاف حريف شرق آسيايى خود برود. سپاهان در حالى به مصاف فجر مى رود كه هفته گذشته با تساوى خانگى مقابل راه آهن ۲ امتياز و صدر جدول را از دست داد. اين در حاليست كه جوان هاى شيرازى در زمين صباباترى با ارائه بازى خوب يك امتياز گرفتند. شاگردان پيروانى همواره مقابل سپاهان خوب بازى كرده اند و امروز هم در پى اثبات آن هستند. تيم سپاسى در صورت پيروزى بر حريف، به طور موقت جاى استقلال را در رده پنجم مى گيرد، اما اصفهانى ها با برد احتمالى نه تنها به صدر جدول باز مى گردند بلكه مى توانند با روحيه اى مضاعف به جنگ كاوازاكى بروند. از ياد نبريم شاگردان لوكا امروز بيش از هر چيز مراقب ساق هاى خود هستند. اين آخرين تدارك جدى سپاهان قبل از شروع مرحله يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان آسيا است.
|
|
|
|
|
پايان ليگ دووميدانى بانوان
گروه ورزشى ـ آخرين مرحله ليگ دووميدانى بانوان در تهران به پايان رسيد. در اين رقابت ها كه در مجموعه ورزشى آزادى برگزار شد، تيم هاى دانشگاه آزاد، صنعت نفت آبادان و خراسان رضوى صاحب عنوان هاى اول تا سوم شدند. در ساير موارد هم برترين ها به اين ترتيب معرفى شدند: ۲۰۰ متر: مريم طوسى، پرش سه گام: راضيه بنيانى، پرتاب نيزه و ديسك: سميه لطفى مقدم، پياده روى: آمنه صفوى، هفتگانه: بتول ميرمعصومى، ۱۰۰*۴ متر امدادى: دانشگاه آزاد.
|
|
|
|
|
دستاوردهاى جام ملت ها براى سرمربى جديد ايران
به گاييچ فرصت بدهيم
|
|
|
على رضايى
گروه ورزشى ـ چهاردهمين دوره جام ملت هاى واليبال آسيا كه در جاكارتاى اندونزى برگزار شد نخستين ميدان رسمى براى زوران گاييچ بود تا تيمى را كه قرار است براى بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانگ ژو و نيز المپيك ۲۰۱۲ لندن آماده كند مورد بازبينى قرار دهد و بهتر از قبل ضعف و قوت هايش را بشناسد. اين دوره از بازى ها يك فايده ديگر هم براى سرمربى جديد تيم ملى ايران داشت؛ وى حالا با توان و سبك بازى قدرت هاى شرق آسيا و نيز استراليا آشنا شده و براى سبقت گرفتن از آنها مى تواند افكارش را راحت تر از گذشته پياده كند. تيم كشورمان در پايان اين دوره از مسابقه ها در مكان پنجم آسيا ايستاد كه شايد پس از قهرمانى نوجوانان در جهان و كسب عنوان سومى دنيا توسط جوان هاى واليبال به ظاهر خوشايند نيست. اما حقايقى وجود دارند كه نمى توان آنها را ناديده انگاشت. قبل از هر چيز بايد هدف از حضور در اين دوره از جام ملت هاى آسيا را مدنظر قرار داد و ديد كه آيا تيم ملى در اندونزى و در دوره جديد به آنچه مى خواست رسيده است؟ همواره ميان تيم هاى پايه اى و بزرگسالان واليبال ايران فاصله هاى زيادى وجود داشته كه بايد براى پر كردن اين خلأ چاره اى اساسى انديشيده مى شد. بعد از ناكامى تيم ملى در بازى هاى آسيايى دوحه، داورزنى و همكارانش در فدراسيون واليبال تصميم قطعى خود را براى ارائه يك كار اساسى در تيم ملى اتخاذ كردند. انتخاب زوران گاييچ، يكى از ۵ مربى برتر دنيا گوشه اى از عزم راسخ فدراسيون براى ايجاد يك انقلاب اساسى در تيم ملى بود. اين مربى با بررسى شرايط موجود برنامه اى تنظيم كرد كه هدف نهايى آن قهرمانى در بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانگ ژو و رسيدن به مرحله نهايى المپيك ۲۰۱۲ لندن است. سرمربى تيم ملى در اين راه جوانگرايى را پيشه كرد و با حذف نام هايى چون محمودى، حسينى، منصورى، بازارگرد، سليمانى، ظريف، شيركوند، تركاشوند و... كه سال هاى متمادى در تركيب ثابت تيم ملى بودند جوان هايى را برگزيد كه بشود براى آينده روى آنها سرمايه گذارى كرد. اين تصميم سرمربى البته به مذاق بعضى ها خوش نيامد اما وى كه به تصميم اش اعتقاد راسخ دارد باكى از اين انتقادها نداشت. تيمى كه گاييچ دو ماه و نيم آن را تمرين داد در جام ملت هاى آسيا با يك پله صعود نسبت به دوره قبل پنجم شد و جواز حضور در بازى هاى زيرگروه المپيك را به دست آورد. اين رتبه در حالى نصيب تيم ايران شد كه گاييچ در هر بازى تركيب متفاوتى را به زمين فرستاد و تنها به دنبال محك زدن جدى جوان هايش بود. با اين همه تيم كشورمان مقابل تيم هاى بزرگ قاره بازى هاى خوبى ارائه داد و تنها كمبود تجربه جوانهاى ايرانى بود كه باعث شد چينى ها، استراليايى ها، ژاپنى ها و كره اى ها در آخرين لحظات نتيجه را به سود خود رقم بزنند. اين در حالى است كه در سال هاى قبل تيم كشورمان به راحتى و با اختلاف امتيازات بالا تسليم همين حريفان مى شد. سال گذشته تيم ايران با تمام ستاره هايش و بعد از يك سال تمرين و تداركات در بازى هاى آسيايى به راحتى نتيجه را به كره واگذار كرد و اگر ۲ «ست» از ژاپن گرفت تنها به دليل خستگى بيش از حد چشم بادامى ها به دليل حضور در مراحل پايانى رقابت هاى جهانى توكيو بوده است. در روزهاى گذشته انتقادهاى زيادى نسبت به عملكرد گاييچ و شاگردانش صورت گرفته است كه چندان منطقى به نظر نمى آيد. وى در ابتداى راه قرار گرفته است و هنوز به فرصت نياز دارد. به طور حتم گاييچ قبل از هرچيز اعتبار جهانى اش را مدنظر قرار مى دهد و نمى خواهد با شكست طرح اش در ايران، اين اعتبارات چندين ساله هم زير سؤال برود.
* ناشناخته ها در كنار اين مسائل بازى هاى تيم ملى در بحث هاى فنى دستاوردهاى خوبى براى كادر جديد داشت كه تا شروع رقابت هاى زيرگروه المپيك (ارديبهشت ماه آينده در ژاپن) مى تواند به پيشرفت بيشتر اين تيم كمك كند. ترديدى نيست گاييچ به واسطه شناخت كم و ناكافى نسبت به همه پتانسيل موجود واليبال ايران ممكن است در انتخاب هايش اشتباه كرده باشد اما با شروع ليگ و تماشاى بازى ها مى توان چهره هاى جوان شايسته ترى را در تيم ملى ديد. حتى اگر گاييچ براى مقطعى در ليگ روسيه فعاليت كند همكارانش چيزى را از دست نخواهند داد. با مشكلات فراوانى كه در دريافت هاى اول تيم ملى وجود دارد و برآورده نكردن انتظارات توسط مجتبى عطار به طور حتم چشمان تيزبين كادر فنى تيم ملى به دنبال بازيكن هاى فنى تر و آماده ترى در اين پست است. ضمن اينكه ظريف و شيركوند ليبروهاى سابق تيم ملى از نظر سنى شرايط بازى در تيم ۲۰۱۰ گاييچ را دارند. اين مربى حالا مى داند براى هماهنگ كردن مدافعان روى تور با دفاع هاى عقب زمين چقدر كار دارد؟ يا اين كه چرا شاگردانش از توپ هاى برگشتى به خوبى استفاده نمى كنند. سرمربى تيم ملى البته در دفاع روى تور پيشرفت چشمگيرى در اين تيم ايجاد كرده و از برخى پست ها مانند پاسور و پشت خط زن با وجود معروف، مهدوى، محمدكاظم و عندليب آسوده خاطر است. در كنار اينها نبايد از دريافت كننده هاى قدرتى تيم ملى و مشكلات موجود در اين منطقه در صورت خداحافظى احتمالى پيمان اكبرى غافل ماند. اينها مسائلى نيستند كه گاييچ و همكارانش از آن بى اطلاع مانده باشند اما آيا مى توان چيزى را به سرمربى تيم ملى تحميل كرد؟ او كه همواره مى گويد تا سال۲۰۱۰ از من نتيجه نخواهيد به زمان، آرامش و حمايت كافى احتياج ندارد؟ قبول داريم كه بازيكنان شايسته و جوانى در ايران هستند و مى توانند در تيم ملى جايى داشته باشند اما آيا نبايد به سرمربى جديد فرصت داد تا شناخت كافى از پتانسيل واليبال ايران پيدا كند؟
|
|
|
|
|
ركورد ناباورانه پاول در «دو» ۱۰۰ متر
گروه ورزشى- آسافا پاول از جاماييكا يكشنبه شب در تورنمنت بين المللى دووميدانى «رى يتى» ايتاليا يك بار ديگر ركورد جهانى خود در «دو» ۱۰۰ متر مردان را شكست و رقم محيرالعقول و جديد ۹/۷۴ ثانيه را به ثبت رساند. ركورد جهانى قبلى او ۹/۷۷ ثانيه بود كه وى سه بار به آن دست يافته بود. با اين حال پاول در مسابقه هاى اخير دووميدانى قهرمانى جهان ۲۰۰۷ كه در شهر اوزاكاى ژاپن برپا شد، به رتبه اى بالاتر از سومى دست نيافته بود.
|
|
|
|
|
چهارمين قهرمانى «فده رر»
گروه ورزشى- روژه فده رر تنيسور اول مردان جهان از كشور سوئيس ديروز با پيروزى ۶-۷ ، ۶-۷ و ۴-۶ بر نوواك ژوكوويچ ۲۰ ساله از صربستان براى چهارمين بار متوالى فاتح گرنداسلم تنيس يو.اس.اوپن در نيويورك شد و شمار قهرمانى هاى خود را در مسابقه هاى بزرگ چهارگانه اين ورزش به رقم ۱۲ رساند كه فقط دو مورد از ركورد تاريخ (۱۴ مورد در اختيار پيت سمپراس آمريكايى) كمتر است. فده رر ۲۶ ساله نخستين مرد پس از بيل تيلدن آمريكايى (طى دهه ۱۹۲۰) است كه ۴ مرتبه پياپى در يو.اس.اوپن اول مى شود.
|
|
|
|
|
توافق با بختيارى زاده،حمايت از حجازى
گروه ورزشى- مدير عامل باشگاه استقلال از توافق نهايى با سهراب بختيارى زاده خبر داد. فتح الله زاده گفت: كار پيوستن اين بازيكن به استقلال تمام شده است. وى همچنين ضمن تكذيب بازگشت قلعه نويى به اين تيم افزود: اگر حجازى ۱۰ باخت هم بدهد از او حمايت مى كنم. ديروز قلعه نويى نيز گفت كه ملاقات با فتح الله زاده ربطى به بازگشت به استقلال نداشته است.
|
|
|
|
|
آخرين نشان ركابزنى به عسگرى رسيد
گروه ورزشى: «حسين عسگرى» در آخرين روز از رقابت هاى دوچرخه سوارى قهرمانى آسيا در تايلند، صاحب مدال نقره شد. وى مسافت ۱۶۹ كيلومترى را در زمان ۴:42 ساعت طى كرد و بعد از ركابرن ژاپنى دوم شد.گفتنى است در اين رقابت ها تيم ايران صاحب ۱۵ نشان رنگارنگ شد.
|
|
|
|
|
فتح كرواسى در واپسين ثانيه ها
گروه ورزشى- در ادامه مرحله دوم مسابقه هاى بسكتبال قهرمانى اروپا ۲۰۰۷ كه در شهرهاى مختلف اسپانيا جريان دارد، ديروز واسيليس اسپانوليس درست در ثانيه پايانى پرتابى ۳ امتيازى را از سبد كرواسى عبور داد تا يونان نايب قهرمان جهان ۷۸-۸۱ بر كرواتها فايق آيد.
|
|
|
|
|
نخستين تجربه جهانى بدون رضازاده وزنه بردارى را به فال نيك بگيريم
كناره گيرى حسين رضازاده از عرصه رقابت هاى قهرمانى جهان گرچه بازتاب و تبعات مختلفى را به همراه داشت، اما غيبت قويترين مرد جهان از ابعاد ديگر هم قابل تعمق و بررسى است. وزنه بردارى ايران كه طى قريب به ۱۰ سال گذشته همواره با درخشش و قدرت نمايى تحسين برانگيز رضازاده در جمع تيم هاى صاحب نام جهان عرض اندام كرده و بعضاً تلألو برق طلا بر سينه اين جوان شايسته اردبيلى درخشيده است اين بار و در مسابقه هاى جهانى ۲۰۰۷ تايلند بايد تجربه تازه اى را پشت سر بگذارد. حسين رضازاده كه در ساليان اخير با كسب تنها طلاى خود به عنوان جوركش وزنه بردارى لقب گرفته است ومايه اعتبار و آبروى ورزش ما در عرصه مسابقه هاى جهانى و المپيك بوده است، اين بار نبود و كمبودش مى تواند موجوديت واقعى وزنه بردارى ما را بيش از پيش درآوردگاه جهانى «رو» كند كه تا چه حد اوج گيرى وزنه بردارى ايران قائم به شخص است و آيا پشتوانه هاى اين رشته توانايى افتخارآفرينى و پر كردن خلأ دارنده ۲ طلاى المپيك و چندين طلاى جهانى را دارند. در تيم وزنه بردارى كنونى در كنار با تجربه هايى چون محمدعلى فلاحتى نژاد كه سابقه قهرمانى در مسابقه هاى ۲۰۰۳ ونكوور را دارد و همچنين محسن بيرانوند، اصغر ابراهيمى شهروز قربانى و... جوانان شايسته و جوياى نامى همچون رشيد شريفى در فوق سنگين يعنى در دسته پهلوان رضازاده هم حضور دارند كه بدون ترديد در سال هاى آتى مى توانند جانشينان شايسته اى براى رضازاده باشند. شريفى كه در رده هاى سنى نوجوانان و جوانان عملكرد خوبى در مسابقه هاى ملى و قاره اى داشته اكنون در رده سنى بزرگسالان هم با ركوردهاى ۱۹۵ كيلوگرم يك ضرب و ۲۳۷/۵ كيلوگرم دوضرب مى تواند جانشين شايسته اى براى رضازاده باشد. سعيد ايرانى
|
|
|
|