چهارشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۹ شعبان ۱۴۲۸
Wed, Sep 12, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
ماجرا
خانواده
تأملى در رويكرد جديد گردانندگان تروريسم عراق
به بهانه هفدهمين سال فروپاشى نماد كمونيسم
تأملى در رويكرد جديد گردانندگان تروريسم عراق
تعرض به پايگاه قدرت شيعه در نجف
313860.jpg
محمدرضا بخشايش

خبرهاى جديد از صحنه عراق حاكى از آن است كه طراحان بازى ترور در اين سرزمين به راهبردى تازه بر ضد كانون هاى قدرت شيعه روى آورده اند. اگرچه در ۴ سال كشمكش خونين اين كشور آنها از ابزار ترور براى ايجاد رعب و وحشت در ميان شيعيان از يك سو و اختلاف افكنى ميان صفوف مردم از سوى ديگرفراوان بهره جسته اند و بازمانده هاى حزب بعث، تكفيرى ها، باندهاى جنايتكار، در دست يازيدن به اين حربه ها اشتراك نظر و وحدت عمل دارند. اما نشانه رفتن نمايندگان آيت الله سيستانى در عراق و به شهادت رساندن آنها حكايت از اين دارد كه جبهه دشمنان در رهيافت تازه خود عليه نظام سياسى عراق، به درستى اين مرجع را قلب و محور جريان هاى شيعى در عراق تلقى كرده و براى تضعيف اين بخش از پايگاه قدرت شيعه از هر حربه اى استفاده مى كنند.
در فاصله كمتر از ۳ ماه، ۳ تن از نمايندگان آيت الله سيستانى در شهر نجف توسط عوامل مسلح به شهادت رسيدند. شيخ رحيم الحسناوى شخص معتمد آيت الله سيستانى در جنوب نجف و از مسئولان دفتر ايشان روز سه شنبه ۱۵ خردادماه به دست افراد مسلح به نحو مظلومانه اى به شهادت رسيد. يك ماه و نيم بعد در تاريخ ۲۹ تيرماه شيخ عبدالله فلك نماينده آيت الله سيستانى با ضربات چاقو شهيد شد. رئيس پليس شهر نجف اعلام كرده بود كه عامل ترور شيخ عبدالله فلك، از افراد نفوذى شاغل در دفتر كار وى بوده است. هنوز تحقيقات مربوط به عوامل دخيل در ترور ۲ نماينده آيت الله سيستانى در نجف اشرف به نتيجه نرسيده بود كه در تاريخ يازدهم مردادماه خبر رسيد كه افراد مسلح ناشناس شيخ فاضل عقل نماينده اين مرجع را در مقابل در منزلش به شهادت رساندند.
هيچ ناظرى ترديد نمى كند كه اين ترورهاى زنجيره اى، حلقه هاى يك راهبرد واحد هستند. در پى اين ترورهاى ناجوانمردانه، نورى المالكى نخست وزير عراق يك كميسيون ويژه به منظور تحقيق و بررسى عوامل آنها تشكيل داد و جواد البولانى وزير كشور عراق را شخصاً مأمور پيگيرى اين امر كرد. با آغاز روند تحقيقاتى كه سرنخ هاى ترور را در شبكه هاى سلفى و تكفيرى عيان مى ساخت، مراكز تبليغاتى وهابيون با هدف انحراف افكار عمومى و شبهه افكنى در اذهان مسئولان تحقيق، اين سناريو را ترويج كردند كه جمهورى اسلامى ايران در طراحى اين ترورها دست داشته است. در اين ميان، روزنامه گلف نيوز با تحريف اظهارات برخى از مسئولان و افراد صاحبنظر عراقى تلاش كرد تا نشان دهد كه ردپاى ايران در اين ماجرا به چشم مى خورد. اين روزنامه كه متأسفانه گزارش كذب آن به عنوان منبع مورد بهره بردارى برخى رسانه ها قرار گرفت، به نقل از منابعى نامعلوم در ارتش عراق نوشت كه اين احتمال وجود دارد كه يك گروه ايرانى، از اين افراد براى انجام ترورها حمايت كرده باشد.
تحريفات اين نشريه اماراتى آنجا بود كه با نديم الانصارى عضو حزب فضيلت كه از احزاب شيعى عراق است، مصاحبه كرد و در اين مصاحبه از وى سؤال كرد كه آيا ايران در ترور شيعيان دست داشته است؟ الانصارى پاسخ داد: «امكان دارد برخى گروه هاى ايرانى كه داراى برنامه هاى مجزا از دولت ايران هستند، در اين حوادث نقش داشته باشند... هدف اين افراد، آشوب آفرينى ميان فراكسيون هاى شيعه در استان هاى جنوبى عراق است و آنها همچون برخى احزاب عراقى كه توسط آمريكا حمايت مى شوند، خواهان تضعيف نفوذ ايران در مناطق شيعه نشين هستند... بنابراين محتمل است كه اين گروه هاى ايرانى درصدد تحريك خشونت و آشوب آفرينى در استان هاى جنوبى باشند.»
اندكى تأمل در اظهارات نديم الانصارى نشان مى دهد كه منظور او از گروه هاى ايرانى مجزا از دولت جمهورى اسلامى و يا جناح طرفدار تضعيف نفوذ ايران، سازمان منافقين مستقر در عراق است، چرا كه قرائن حاكى از آن است كه حتى در دور جديد منافقين از هيچ توطئه اى جهت تضعيف شيعيان و حكومت مالكى اجتناب نمى ورزند. عراق هنوز زخم ناشى از جنايات منافقين بر عليه كردها و شيعيان در دوران حكومت صدام را بر تن دارد.
تداوم حمايت آمريكا از عناصر اين گروهك تروريستى با وجود اين كه آنها را در فهرست گروه هاى تروريستى قرار داده، از عجايب تاريخ عراق جديد است كه قطعاً آيندگان بايد درباره آن قضاوت كنند. اما بر كسى پوشيده نيست كه اين اقدام آمريكايى ها هدف و فلسفه اى جز تقابل با جمهورى اسلامى ايران ندارد، واشنگتن با همين رويكرد از اين شبكه تروريستى در نقاط مختلف عراق استفاده كرده و لذا به طور طبيعى يكى از احتمالات درخصوص ترور نمايندگان آيت الله سيستانى، ورود عوامل منافقين با چراغ سبز آمريكا است.
اكنون مى توان فهميد كه چرا تريبون هاى افراطيون سلفى در پى هر ترور رهبر شيعه انگشت اتهام به سوى ايران دراز مى كنند. روزنامه عرب زبان الحيات چاپ لندن كه به عنوان بازوى رسانه اى عربستان از آن ياد مى كنند، در شماره مورخ ۲ شهريور ۱۳۸۶ جمهورى اسلامى ايران را متهم ساخت كه در قتل ۲ فرماندار شيعه عراق در ديوانيه و سماوه دست داشته است. الحيات مدعى شد: يك سازمان عراقى به اسناد و مداركى دست يافته كه ثابت مى كند تهران مى كوشد سران شيعه عراقى را كه حاضر نيستند به دستوراتش تن دردهند، به قتل برساند. به ادعاى اين روزنامه، فرمانداران مذكور در اثر انفجار بمب هاى ساخت ايران كه در زير صندلى خودرو آنها كار گذاشته شده بود، كشته شدند.
برخى رسانه هاى عربى چنان كه در ۶ سال پس از ۱۱ سپتامبر ديديم براى اتهام زدن عليه جمهورى اسلامى نيازمند سند و مدرك محكمه پسند هم نيستند از اين دست موارد عجيب و مضحك ادعاى روزنامه گلف نيوز مبنى بر نقش ايران در گروگانگيرى اتباع كره جنوبى در افغانستان به دست طالبان است. اين روزنامه فرصت طلبانه استدلال مى كند كه چون ميان نوع گروگانگيرى اين افراد با اشغال سفارت آمريكا در سال ۱۳۵۸ و جريان گروگانگيرى جاسوسان آمريكايى تشابه وجود دارد، لذا ايرانى ها دخيل در گروگان گرفته شدن كره اى ها در افغانستان هستند. نقش رسانه هاى عرب در چرخش سياست ترور در عراق، قضيه اى است كه تاكنون صدها سند در باب اثبات آن از سوى مراجع امنيتى خود آمريكا منتشر شده است.
بنابراين درك اين نكته كه چرا اين روزنامه ها كه از آنها بعضاً به عنوان جريانات پرنفوذ در برخى از كشورهاى منطقه ياد مى كنند، اين گونه مبادرت به ترويج اين قبيل شايعات و دروغ پراكنى مى كنند چندان دشوار نيست. شواهد موجود نشان مى دهد كه يك مركزيت سياسى در تقسيم كار نانوشته روزنامه هاى عرب را با خط فتاواى وهابيون عليه شيعيان همراستا مى كند. سهم رسانه هاى عرب اين است كه براى شكستن صفوف فشرده شيعيان، شيوه تحريك و تفرقه افكنى را برگزيده اند. فتاواى تروريستى تعدادى از مفتى هاى وهابى در عربستان و كويت همچون شيخ عبدالرحمن براك، شيخ ممدوح الحربى، ناصرالعمر، ابن جبرين، سفرالحوالى و حامد العلى مبنى بر تخريب عتبات عاليات و قبور اهل بيت، هر كدام بر خروجى يكى از رسانه هاى عرب ترويج شده است و عاملى براى تدارك سلفى ها جهت تخريب حرم هاى مطهر حضرت امام حسين(ع)، حضرت عباس(ع) و حضرت زينب(ع) بوده است.
چندى قبل اعلام شد كه طلاب مدرسه محمدبن سعود گروهى داوطلب براى ترويج فتاواى مذكور در تعطيلات تابستانى تشكيل داده اند. انفجار حرمين عسكريين(ع) در سامرا در اجراى اين قبيل فتاوى ضدبشرى و ضداسلامى صورت پذيرفت. جالب است كه در فرداى اين غائله تروريستى، عناصر سلفى سيل تبريك و دعا براى مجرمان اين عمليات تروريستى رد و بدل مى كردند. گرچه دولت هاى عربى در برابر اعتراض هاى رهبران شيعه و بويژه جمهورى اسلامى، فتاوى وهابيون را مردود دانستند ولى سختگيرى وهابيون افراطى نسبت به زائران شيعه در جريان مناسك حج در مكه و مدينه و عدم برخورد جدى نيروهاى پليس نشان داد كه متأسفانه برخى از مسئولان اين كشورها بر سياست خصومت آميز خويش باقى مانده اند.
شواهد بى شمارى وجود دارد كه برخى از كشورهاى عربى و شيخ نشين هاى جنوب خليج فارس در تشديد بحران و ناآرامى در عراق سرمايه گذارى هنگفت كرده اند. آنها هنوز و همچنان بى پروا از عوامل القاعده، بعثى ها و تكفيرى هاى عراق حمايت سياسى، تسليحاتى، تبليغاتى و مالى به عمل مى آورند. پوشش رسانه اى اين طرح هاى ترويستى دست كم براى اصحاب خبر امرى بديهى شده است. نوع پردازش اخبار و تحولات عراق بويژه در ماه هاى اخير توسط برخى از رسانه هاى كشورهاى عربى اين يقين را به وجود آورد كه آنها در حال ايفاى نقشى تعريف شده اند نقشى كه دستگاه هاى اطلاعاتى و امنيتى كشورهاى مذكور ديكته كرده اند.
كشف تجهيزات امنيتى در استان كربلا و تجهيزات موشكى از نوع گراد در منطقه الوند در ۲۵ كيلومترى كربلا كه به سوى مركز شهر نشانه رفته بود و نيز نقشه هاى تروريستى براى تجاوز به ضريح امام حسين(ع) و حضرت عباس بن على(ع) همگى نشان داد كه آنها براى مقابله با اراده و انتخاب مردم عراق، به تبليغ و جريان سازى ضد شيعه اكتفا نخواهد شد. ايجاد گروه موسوم به جندالسما كه متشكل از تعدادى از تروريست هاى عراقى از جمله پس مانده هاى بعثى، افغانى و تبعه كشورهاى حاشيه جنوبى خليج فارس است، عمق حركت هاى شبكه حامى سلفيون را روشن ساخت. اين گروه تاكنون در عمليات هاى مختلف ضدشيعيان مشاركت داشته اند. اين گروه كه از سوى القاعده تأمين مالى مى شود، از طريق نفوذ در ميان گروه هاى شيعه و از جمله شبه نظاميان ارتش مهدى وابسته به مقتدى صدر، تاكنون دست به جنايات غيرانسانى فراوانى زده است. چندى قبل نيروهاى امنيتى عراق عمليات اين گروه تروريستى را كه قصد داشتند با اشغال شهر نجف اشرف، به بارگاه مطهر حضرت امام على(ع) تعرض كنند و مراجع دينى نجف را به شهادت رسانده و كاروان هاى عزادارى امام حسين(ع) را هدف قرار دهند، ناكام گذاشتند.
در ايام نيمه شعبان جنبه هاى تازه اى از طراحى كارگردانان صحنه ترور نمايان شد كه به كشته و زخمى شدن صدها تن در كربلاى معلى انجاميد. همه اين عمليات هاى تروريستى را يك شگرد رسانه اى همراهى مى كند. تلويزيون هاى همسوى غربى و عربى از پس هر ترورى تبليغات گسترده اى را عليه گروه هاى شيعه عراقى و جمهورى اسلامى ايران راه مى اندازند.كافى است يك بار پاى شبكه هاى تلويزيونى مانند العربيه و الجزيره در كنار فاكس نيوز، سى.ان.ان و بى .بى.سى بنشينيد كه چگونه براى زدودن ردپاى عناصر تروريست سلفى ضمن متهم ساختن گروه هاى شيعه از جمله جريان صدر، اين گروه ها را مرتبط با جمهورى اسلامى ايران معرفى مى كنند.
هكر ها به مثابه تهديدهاى امنيتى
313851.jpg
منبع: گاردين

چين و آمريكا درگير جدالند؛ جدالى در عرصه تجارت و رقابتى نفسگير در فضاى سايبر. چندى پيش آمريكا ورود و توزيع بخش زيادى از عروسك هاى ساخت چين را به دليل ميزان بالاى سرب به كار رفته در آنها ممنوع كرد و چند روز بعد چين نيز از وجود مقدار زيادى سم در محموله سيب زمينى صادراتى آمريكا به اين كشور خبر داد.
روابط وسيع اقتصادى چين و آمريكا بهانه هاى مشابهى را براى جدال تجارى به وجود آورده است اما واشنگتن و پكن به خاطر در هم تنيدگى روابط اقتصادى و تراز بالاى مبادلات بازرگانى شان قادر به جدايى از هم يا منزوى ساختن يكديگر نيستند.
به تازگى رقابت و حمله در فضاى سايبر نيز به زورآزمايى و مچ اندازى ۲ كشور افزوده شده و آمريكا ادعا كرده است كه هكر هاى ارتش آزاديخواه جمهورى خلق چين شبكه رايانه اى پنتاگون را هك كرده اند. حمله اين هكرها به پنتاگون محدود نشده و دامن سيستم هاى رايانه اى وزارتخانه ها و نهادهاى دولتى انگليس را نيز گرفته است. روزنامه گاردين مى نويسد هكر هاى چينى به تازگى به شبكه سايبر وزارت خارجه انگليس حمله كرده اند اما اين وزارتخانه رسماً در اين باره اظهار نظر نكرده است. سال گذشته اتفاق مشابهى رخ داد و بخشى از سيستم رايانه اى مجلس عوام انگليس را از كار انداخت كه مقام هاى انگليسى يك هكر چينى را مسئول آن معرفى كردند. گاردين از اين هكرها به عنوان جنگ سالاران سايبر نام مى برد و مى نويسد: حمله هاى آنان يك برنامه پايدار و مداوم است. افشاى هك سيستم هاى انگليسى پس از آن صورت گرفت كه مقام هاى وزارت دفاع آمريكا اعلام كردند كه بخشى از ايميل هاى شبكه اينترنتى پنتاگون هك شده و در پى تحقيقات انجام شده ردپاى هكرهاى چينى را يافته اند. به گفته آمريكايى ها اين موفق ترين حمله سايبر عليه سيستم هاى رايانه اى وزارت دفاع، پنتاگون بوده است. ظاهراً آنگلا مركل صدر اعظم آلمان نيز در ديدار اخير خود از چين موضوع حمله هكرهاى چينى به رايانه هاى دولت خود را مطرح كرده بود. اما انگليس بر خلاف آمريكا و آلمان در اين باره شكايتى به چينى ها نبرده است. آلكس نيل كارشناس مسائل چين و رئيس برنامه امنيت آسيا در انستيتوى خدمات سلطنتى انگليس مى گويد: «هكر هاى چينى دست كم ۴ سال است كه حملات سايبر را آغاز كرده اند و حمله به سيستم هاى پنتاگون آشكار ترين و گستاخانه ترين حمله بوده است.» به باور بسيارى از كارشناسان اين حملات حاكى از يك دكترين جديد در ارتش چين است كه با هدف فلج ساختن دشمن از ناحيه اطلاعاتى صورت مى گيرد. اين حملات به عنوان يك زنگ بيدار باش و يك رخداد جديد براى آمريكا و همچنين انگليس تعبير شده است. چين اما اظهارات آمريكايى ها و انگليسى ها را رد كرده است.
به نظر مى رسد كه در صورت تداوم اين مسأله جدالى طاقت فرسا ميان پكن و كشورهاى مورد حمله آغاز شود و موضوع حملات اطلاعاتى و زورآزمايى در عرصه سايبر را به بحثى داغ در ميان مقام هاى دولتى، نظامى و كارشناسان مبدل سازد.
به بهانه هفدهمين سال فروپاشى نماد كمونيسم
زخم التيام نيافته برلين
313872.jpg
منبع: يونايتد پرس اينترنشنال‎/ ترجمه : آزاده حاج اسفنديارى

ديوار برلين به عنوان تنها نماد جنگ سرد در آگوست سال ۱۹۶۱ ميلادى ساخته شد.
من كه در آن زمان يك نوجوان بودم همراه با خانواده ام در آلمان غربى زندگى مى كردم و هر بار كه از كنار ديوار برلين مى گذشتم از خودم مى پرسيدم كه آيا اين ديوار روزى فرو خواهد ريخت؟
سرگرمى من در آن روزها پياده روى در امتداد ديوار برلين، ايستادن روى سكوى واقع در سمت غربى دروازه Branden burg در برلين غربى و تماشاى سربازان آلمان شرقى بود.
در ايست بازرسى چارلى (charlie) به سربازان روسى و آمريكايى خيره مى شدم و براى تماشاى تصاوير زنان و مردانى كه به اميد يافتن شرايط بهتر زندگى سعى كرده بودند از برلين شرقى فرار كنند به موزه اى كه در نزديكى اين ايست بازرسى بود مى رفتم.
من قبل از ورود به دانشكده افسرى به عنوان نامه رسان در جنبش هاى زيرزمينى فعاليت مى كردم. ديوار برلين، اسناد و مداركى كه با خودم حمل مى كردم، تصاوير نصب شده روى ديوارهاى موزه، سربازان روسى و آمريكايى، همگى نقش بسزايى در تصميم من براى پيوستن به ارتش آلمان غربى و حضور در جنگ سرد داشتند.
هنگامى كه ريگان (رئيس جمهور سابق آمريكا) در ۱۲ ژوئن سال ۱۹۸۷ كنار ديوار برلين ايستاد، اعلام كرد كه گورباچف (آخرين رئيس جمهور اتحاد جماهير شوروى) مسبب اصلى فروپاشى اين ديوار است، افرادى كه پشت ديوار آهنين ايستاده بودند سخنان او را باور كردند، اما بسيارى از رهبران سياسى اروپاى غربى با وجود آن كه بشدت و از ته دل ناراحت بودند، لبخند مؤدبانه اى زدند. زيرا آنها اين بار برخلاف هميشه حقيقت را بهتر از هر كس ديگرى دريافته بودند.
با فروپاشى نظام كمونيستى در سال ،۱۹۸۹ صاحب منصبان سابق دولت آلمان شرقى اعلام كردند كه هرگز فرمان تيراندازى به مردم در مرزهاى داخلى آلمان صادر نشده است و احتمالاً فرماندهان محلى اين فرمان را به صورت جداگانه صادر كرده اند. در دادگاه پوليت بورو برلين (دفتر سياسى حزب كمونيست) كه در سال ۱۹۹۷ ميلادى برگزار شد،Egon Krenz آخرين دبيركل آلمان شرقى اعلام كرد كه هيچ يك از فرماندهان آلمان شرقى دستور تيراندازى به فرارى ها را صادر نكرده اند. البته همه ما در آن زمان مى دانستيم كه او دروغ مى گويد و امروزه نيز غيرواقعى بودن سخنان او بر همگان ثابت شده است. اسناد موجود در آرشيو پليس مخفى آلمان شرقى نشان مى دهند كه درسال ۱۹۶۸ ميلادى اعضاى پليس مخفى توانسته بودند در گاردهاى مرزى آلمان شرقى نفوذ كنند. اين مأموران مخفى آلمان شرقى به داشتن رفتارهاى خشونت آميز و غيرانسانى با فراريان غيرنظامى متهم شده بودند.
وظيفه اصلى اين مأموران مخفى محافظت از مرز بود و به آنها ابلاغ شده بود كه در استفاده از اسلحه هاى خود دچار شك و ترديد نشوند و حتى در مواجهه با زنان و كودكان نيز از حداكثر نيرو و توان خود استفاده كنند. زيرا تروريست ها اغلب از زنان و كودكان براى تضعيف روحيه ارتش آلمان شرقى استفاده مى كنند و براى آن كه مطمئن باشند كه مى توانند جلو تروريست ها را بگيرند و در مواقع لزوم آنها را سر به نيست مى كنند. هر مأمور پليس مخفى آلمان شرقى ملزم به امضاى تعهدنامه اى مبنى بر انجام صحيح وظايف خود بود. اين مأموران مخفى همچنين مجبور بودند كه در كار رفقاى خود نيز جاسوسى كنند و در صورت مشاهده هرگونه رفتار فتنه جويانه آن را سريعاً گزارش دهند.
نخستين فرمان قتل عام مردم در آوريل سال ۱۹۷۲ ميلادى صادر شد و در اكتبر سال ۱۹۷۳ درست ۳ هفته بعد از پيوستن آلمان شرقى به سازمان ملل، اين تصميم مورد بازبينى مجدد قرار گرفت اما كميته مركزى حزب كمونيست آلمانى شرقى خيلى پيشتر مقدمات استفاده از همه ابزار و امكانات لازم به منظور محافظت از مرزهاى آلمان شرقى را با سود جستن از دستوراتى كه زمان صدورشان به آگوست سال ۱۹۶۱ ميلادى ـ يعنى آغازين روزهاى ساخته شدن ديوار برلين ـ مى رسيد فراهم كرده بود.
اسناد به دست آمده در دهه ۹۰ ميلادى، نشان دادند كه دستور تيراندازى به مردم واقعاً صادر شده است.
بين سال هاى ۱۹۶۱ و ۱۹۶۲ ميلادى، ۲۸۰۰ سرباز آلمان شرقى به آلمان غربى گريختند. آمار دقيق كشته شدگان غيرنظامى در مرزها هنوز به طور كامل مشخص نشده است. در موزه چارلى اسناد و مداركى موجود است كه نشان مى دهد ۱۲۴۵ غيرنظامى در مرز كشته شده اند. نخستين فرد كشته شده در اين منطقه گانتر ليت فين (Gunter litfin ) ۲۴ ساله بود. ۱۸ سال بعد حزب كمونيست آلمان شرقى ـ كه بعدها به حزب سوسياليسم آلمان تغيير نام داد ـ به حزب چپ Die linke آلمان تبديل شد. حزب چپ Die Linke كه حاصل اتحاد كشورهاى سابقاً كمونيست، اتحاديه هاى كارگرى ناراضى و برخى از چپى هاى واقعى است موفق شد در انتخابات آلمان ۸ درصد آرا را به خود اختصاص دهد.
حزب متمايل به چپ Die Linke به وسيله اسكار لافونتن (Lafontain)، صدر اعظم دست چپى و سابق Saarland (ناحيه اى در جنوب غربى آلمان) اداره مى شد.
لافونتن كه از سوى بسيارى تحقير مى شد، توانست با كسب ۸ درصد آرا، در انتخابات سال ،۲۰۰۵ در شكست گرهارد شرودر نقش بسزايى داشته باشد. او در اوايل دهه ۹۰ ميلادى و پيش از بركنار شدن از قدرت، رئيس حزب سوسيال دموكرات آلمان بود. حتى آن وقت هم كه او با كمونيست هاى آلمان شرقى وارد بازى شده بود توانست يك ديدار رسمى از آن كشور داشته باشد.
با مرور گذشته تاريك آلمان شرقى به سختى مى توان فهميد كه چرا هر كسى خود را براى كمك به اين رژيم بى رحم آماده كرده بود. من يكى كه فقط به قربانيان بى گناه اين كشور اداى احترام مى كنم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |