چهارشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۶ - ۲۹ شعبان ۱۴۲۸
Wed, Sep 12, 2007
قرآن
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
جوان
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
قرآن
ماجرا
خانواده
گفت وگو با دكتر محمد بيستونى، رئيس هيأت
مديره مؤسسه قرآنى تفسير جوان
نسخه بردارى از ما آزاد است
313866.jpg
على همائى نژاد

با همان نخستين تلفن، قرار مصاحبه گذاشته شد. حتى يك بار ساعتش به نفع من تغيير كرد، در حالى كه ظاهراً او محدوديت زمانى بيشترى داشت. اين را در زمان مصاحبه فهميدم.در ملاقات عصر گاهى با آن مرد ميانسال خوش برخورد و بشدت پرانرژى از وضعيت فعاليت هاى قرآنى پرسيدم .

* به نظر شما اين درست است كه در زمينه فعاليت هاى قرآنى در كشور ما قصور وجود دارد؟
در ارتباط با قرآن كريم ۵ عرصه هست. عرصه قرائت، درك مفاهيم، ترجمه، حفظ و تفسير. در مملكت ما عمده توانى كه گذاشته مى شود در قرائت و حفظ است و متأسفانه در ۳ عرصه ترجمه، درك مفاهيم و تفسير، كار جدى و ريشه اى يا نداريم يا اگر داريم بسياركم و جزئى است.
* وضعيت همان حفظ و قرائت كه زياد به آنها پرداخته مى شود به نظرتان خوب است؟
ببينيد، قرائت در مملكت متولى دارد. متولى اش وزارت آموزش و پرورش است كه مى گويد با بچه هاى ما از پيش دبستانى تا پيش دانشگاهى كار قرآنى مى كند.
* حفظ چطور؟
تا آنجايى كه ما بررسى كرده ايم و حتى از مراجع وعلماى مختلفى پرسيده ايم، حفظ قرآن كريم به صورت ترتيبى خيلى كاربردى نيست، چرا كه خود قرآن كريم در ۳ آيه صراحت دارد بر اين كه اين كتاب براى شفاى مردم آمده، يعنى مثل يك داروخانه است. پس هر بيمارى بايد برود سراغ داروى خاص خودش، يعنى گرچه كل قرآن كريم براى شفاست اما هر جاى قرآن براى كس خاصى شفابخش است. براى مثال آيات طلاق، ازدواج، جهاد، حج و ارث براى كودك و نوجوان اصلاً كاربردى ندارد، چه دليل دارد اين را حفظ كند، ياد بگيرد و منتقل كند؟
* وضعيت آن ۳ حوزه ديگر چطور است؟
بيشتر ترجمه هاى موجود روان نيستند. يعنى با آن ادبياتى كه من و شما با هم صحبت مى كنيم مطابق نيست. براى همين بايد ۱۰ بار بخوانى اش، به شأن نزولش رجوع بكنى تا آن را بفهمى. آدم احساس مى كند كه دارد يك چيز رسمى خيلى پيچيده اى را مى خواند تا مطلبى كه به گفته خود خدا در قرآن كريم، براى فهم مردم نوشته شده است.
حوزه ديگر درك مفاهيم است، كه متأسفانه عمدتاً كتاب هاى مفصل و پيچيده و غيرمتناسب با گروه هاى سنى و بدون مخاطب شناسى، در بازار هست كه كار مفاهيم را خيلى سخت مى كند. براى رفع اين اشكال بهترين حالت اين است كه آيات را تفكيك كنيم. كه اين كار را ما در مؤسسه قرآنى تفسير جوان كرده ايم. حدود ۲۰۰ آيه هست كه براى كودكان كاربرد دارد. مثل آيات مربوط به پرنده ها، حيوانات، درخت، محيط زيست، آب، نعمت هاى خدا، آداب ورود كودك به جايگاه خصوصى پدر و مادر. حدود ۲ هزار آيه هم استخراج كرده ايم كه براى گروه سنى دوره راهنمايى كاربرد دارد. براى جوان ها هم كه همه آيات قابل استفاده است. پيشنهاد ما اين است كه بياييم و مفاهيم را هم به همين ترتيب طبقه بندى و مخاطب شناسى بكنيم و در واقع هر مفهوم را متناسب با نياز گروه سنى هدف، آموزش بدهيم، نه كل مفاهيم را كه خيلى هايش براى گروه هاى مختلف كاربردى ندارد.
* يعنى فعاليت هايى كه از قبل انجام شده بيهوده بوده؟ يا از اين به بعد نبايد ديگر به آن نحو انجام شود؟
نه، بايد تسهيل شود. ببينيد، من عرض نمى كنم كارهايى كه انجام شده همه غلط است. بنده عرض مى كنم كه ما در ۳ عرصه كار جدى نكرده ايم يعنى مفاهيم، ترجمه و تفسير؛ بايد نخست آيات قرآن كريم را تفكيك كنيم براى ۳ گروه كودك، نوجوان و جوان. بعد بياييم اين آيات را كه مخاطب شناسى شده و تفكيك شده، روى حفظش كار كنيم، يعنى بگوييم بچه ها! آيات موضوعى حفظ كنيد، آيات موضوعى را درك مفهوم كنيد، آيات موضوعى را و ترجمه اش را ياد بگيريد و تفسيرش را ياد بگيريد و براى اين كار روش داريم. همين طورى كلى نگوييم كه بياييد كل قرآن كريم را درك مفاهيم كنيد. اين براى همه كاربرد ندارد. به همين علت است كه در كلاس هاى قرآن مان اين همه ريزش داريم. صدها كلاس قرآن در كشور برگزار مى شود ولى كار فاخر و جدى و هدفمندى كه گواهينامه مشخصى بدهد و فرد از يك جايى شروع كند و به يك نقطه اى ختم بشود خيلى كم است. اين كه ما بدانيم بچه مان را امسال مى گذاريم توى اين كلاس مثلاً مدرك «الف» را مى گيرد، سال بعد مدرك «ب» را و ۱۰سال ديگر كل مفاهيم قرآن را مى فهمد؛ دركشور ما نيست. نه در دبيرستانمان، نه در نظام دانشگاهيمان و نه در كلاس هاى خصوصى و متفرقه.
* پس به نظر شما فعاليت هاى قرآنى بايد متولى داشته باشد. آيا نمى شود گفت كه چون قرآن كريم قرار است كه با زندگى همه مأنوس باشد، اجراى آن را هم پخش كنيم بين مردم؟
نه. مگر سلامت به زندگى همه مربوط نيست؟ چرا وزارتخانه برايش داريم؟ مگر آب و برق به زندگى همه بر نمى گردد؟ متولى دارد در مملكت؛ اما قرآن كريم متأسفانه متولى ندارد.
* يعنى فعاليت هاى قرآنى را مى شود دولتى كرد و بايدكرد.
براى قرآن بايد يك تشكيلات متمركزى در حد يك وزارتخانه تعيين كنيم، آن هم نه وزارتخانه اى كه متولى اجراى فعاليت هاى قرآنى باشد، بلكه فقط سياستگذارى كند، برنامه ريزى و حمايت كند و نظارت بر حسن اجرا داشته باشد. اين همه هم امكانات در كشور هست.خصوصى سازى كه اين همه دركشورمطرح است، به اعتقاد من يك جاى خيلى مهمش همين فعاليت هاى قرآنى است . اكنون فعاليت هاى قرآنى خصوصى سازى نشده است .
* فكر مى كنم بودجه اى هم كه صرف مى شود از بودجه يك وزارتخانه خيلى بيشتراست.
بله. خيلى بيشتر است. اين قدر نهرهاى فرعى در فعاليت هاى قرآنى هست كه به طور قطع بودجه اى كه صرف مى كند از خيلى از فعاليت هاى كشور بيشتر است، ولى پخش است. به عناوين مختلف ، تحت سرفصل هاى فرهنگى ، آموزشى، قرآن، عترت؛ بازدهى خوبى هم ندارد. چون در واقع اين همه لشكر، از يك مركز فرماندهى قوى، با هم هماهنگ حركت نمى كنند.
*چه كسى بايد تكليف اين متولى قرآنى در كشور را مشخص كند؟
من فكر مى كنم بهترين جا، مجلس است كه در حد يك فراكسيون يا كميسيون مى تواند اين مسائل را حل و فصل كند، بايد يك طرح و لايحه اى پيشنهاد بدهند و درقالب قانون همان طور كه در حد يك معاونت در وزارت ارشاد ارتقايش دادند، درمرحله بعد بيايند همين معاونت يا حتى چيز ديگرى را در حد يك وزارتخانه طرح كنند و متناسب با ظرفيت فعاليت هاى قرآنى اين وزارتخانه را تعريف كنند.
* مؤسسه شما چه كار مى كند؟
مؤسسه قرآنى تفسير جوان يك مؤسسه صددرصد خصوصى است كه براى ۳ گروه سنى كودك، نوجوان و جوان به همان ترتيبى كه توضيح دادم ، كار تخصصى انجام مى دهد. بيش از ۳۰۰ اثر قرآنى را تا حالا تأليف و منتشر كرده ايم. يك سرى ويژگى هايى در اين مؤسسه هست كه به اعتقاد ما منحصر به فرد است.
اول اين كه تنها كتابخانه تخصصى قرآن كريم را ما در تهران داريم و ورود عموم رايگان است. كل آموزش هاى اين مؤسسه رايگان است. هرگونه چاپ و نسخه بردارى از همه آثار ما آزاد است. چون معتقديم همان طور كه قرآن كريم كپى رايت ندارد، كارهاى دينى و قرآنى هم نبايد كپى رايت داشته باشد. همه آثار مؤسسه ما قبل ازچاپ به تأييد حداقل يكى از مراجع تقليد يا مجتهدين مى رسد. طرح جلدهايمان هم كاملاً حرفه اى و جذاب است و با طرح جلدهاى معمول كتاب هاى دينى بسيار تفاوت دارد. ما ۲۷ كار داريم كه هر ۲۷ موردش نخستين است، مثل تفسير كودك، تفسير نوجوان و تفسير جوان.
* انگار اين نگرش در تشكل هاى خصوصى هم هست كه هركسى مى گويد بهترين كار را من انجام مى دهم. اين در حرف هاى شما هم وجود دارد.
ببينيد وقتى ما ادعا مى كنيم كه كارهايمان نخستين است ، واقعاً مشابه ندارد. ما ۳ سال است پشت كتاب هايمان چاپ كرده ايم كه اگر كسى مشابه كارهاى ما را بياورد جايزه مى گيرد. اما يك نفر هم نيامده. چون ما قبل از اين كه هر كارى را شروع بكنيم، تحقيق مى كنيم كه آيا كسى اين كار را دارد مى كند يا نه. برخى از كارهاى ما در واقع تكميل كارهاى ديگران است. مثلاً تفسير جوان مال من نيست. كارى است كه حضرت آيت الله مكارم شيرازى و ۱۵ نفر از علما زحمت كشيدند. ما اين كار را با اذن آقايان تكميل كرديم. ما تحقيق مى كنيم و كارى را كه ديگران كرده اند به شكل جديدى تكميل مى كنيم، يا كارى را كه اصلاً كسى نكرده ايجاد مى كنيم. به هر حال اگر كسى هم ادعايى مى كند ما بررسى مى كنيم.
* بحث اين نيست كه كس ديگرى اين كار را كرده يا نه. مشكل اين نگرش است كه من، مؤسسه من، نهاد من بهترين كار را انجام مى دهد و ديگران پائين تر از من هستند.
خب اگر آن متولى درست شود و استانداردگذارى كند اين حل مى شود. من خودم پيشنهاد داده ام كه در اين ۵ عرصه يك كار پژوهشى بكنيد. همه سيستم هاى آموزش را در داخل و خارج از كشور جمع كنيد. بعد يك عده كارشناس بنشينند و استاندارد تعيين كنند.
اين يك كار پژوهشى سنگين است كه در هر ۵ عرصه، همه روش ها را جمع كنند و يك الگوى استاندارد ارائه كنند و بگويند هر كس با اين الگو كار كند حمايت مى شود وگرنه اصلاً خلاف است و با او برخورد مى شود.
*خب همين كار را چرا بخش خصوصى نمى كند؟
از عهده بودجه اش برنمى آيد. ما فقط خودمان در يك كار پژوهشى، ۱۸۵ ميليون تومان هزينه كرديم و حدود ۱۰ هزار كتاب قرآنى را جست وجو كرديم كه چرا مردم به تفسير رو نمى آورند- كه نتيجه اش هم چاپ شد- تازه ۱۰ سال پيش. الآن همان كار را بخواهند انجام بدهند، يك ميليارد تومان هزينه دارد.
* يعنى اگر بودجه اش باشد، بخش خصوصى توان و همدلى لازم را دارد كه اين كار را بكند؟
بله حتماً. الآن ۳۰ تا ۴۰ مؤسسه قدر عضو اتحاديه شده اند و هر كدام خيلى امكانات دارند. هم اكنون بخش خصوصى، با يك بيستم بودجه اى كه بخش هاى دولتى مشابه مى گيرند، ۲۰ برابر خروجى دارند. مثلاً ما ۵۰ هزار نفر را آموزش داده ايم و يك ريال هم پول نگرفته ايم.
* البته من فكر مى كنم خود بخش خصوصى براى هماهنگى بين خودشان كارى انجام نمى دهند.
خب نمى توانند. بخش خصوصى كه خودش اداره كننده نيست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |