شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۶
Sat, Sep 15, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
ماجرا
رودررو
سلامت
رهبرى سياسى- نظامى نصرالله از نگاه گزارشگر فرانسوى
رهبرى سياسى- نظامى نصرالله از نگاه گزارشگر فرانسوى
چهره جديد حزب الله
314430.jpg
اورلى هالپرن ‎/ ترجمه: حسين قنبرى گرمى

اكنون بيش از يك دهه است كه سيد حسن نصرالله پرچم رهبرى حزب الله را در دست گرفته است.پرچمى به رنگ زرد و سبز با نقش يك سلاح و مشتى گره كرده كه نشان از تفكر مبارزه با اسرائيل دارد.
در جشن پيروزى حزب الله بر اسرائيل، براى نخستين بار سيد حسن نصرالله مردم لبنان را همانند رهبرى كه ملت خود را مورد خطاب قرار داد، مورد خطاب قرار داد.
حال اين سؤال در ذهن بسيارى از كارشناسان مسائل بين المللى مطرح است كه آيا دبير كل ۴۵ ساله حزب الله لبنان، نقش سياسى خود را در آينده بيش از اين گسترش خواهد داد ؟
سيد حسن نصرالله با آن شخصيت كاريزماتيك خود از آن دست چهره هاى بيروت نيست كه ديدارش به دلايل امنيتى آسان باشد.مردى كه رهبرى حزب الله را در ۳۲ سالگى و پس از شهادت سيد عباس موسوى، دبير كل سابق اين جنبش بر عهده گرفت، هم اكنون به بازيگرى فعال و برجسته در صحنه سياسى لبنان و خاورميانه تبديل شده است.
بارى روبين، مدير تحقيقات امور بين المللى بر اين عقيده است كه آينده لبنان بيش از هر عامل ديگر به تصميمات سيد حسن نصرالله بستگى دارد.
على رغم اين كه اسرائيلى ها نصرالله را كه براى دفاع از خاك ميهن و اعتقاداتش مبارزه مى كند يك بنياد گرا معرفى مى كنند اما ناظران و مسئولان رسمى اسرائيل و لبنان بر اين واقعيت اذعان دارند كه وى رهبرى بسيار باهوش و كاريزماتيك است كه از شم سياسى بسيار بالايى برخوردار است.چنانچه روبين در اين باره مى گويد : واقعيت اين است كه نصرالله به خوبى توانست به عنوان دبير كل قدرتمند ترين سازمان لبنان، شايستگى هاى خود را به اثبات برساند.همچنين يكى ديگر از مقام هاى دولت لبنان در گفت وگو با روزنامه «القدس العربى» اظهار داشته است: سيد حسن نصرالله يك بنيادگرا به مفهوم غربى نيست.او در سخنان خود با مردم بيش از آن كه از موضوعات صرفاً دينى صحبت كند از سياست صحبت مى كند يا اين كه وقتى از دين حرف مى زند همه جوانب آن را مى نگرد.
پروفسور مگنوس رانستورپ، مدير مركز مطالعات سياسى دانشگاه «سن اندريوس» اسكاتلند كه يكى از برجسته ترين كارشناسان مسائل حزب الله است چنين اعتقاد دارد كه نصرالله شخصيتى است با هوش سياسى بسيار بالا كه قادر است تفكرات و توطئه هاى دشمنانش را حتى بسيار زودتر از خود آنها پيش بينى كند؛ حال اين دشمن اسرائيل باشد يا آمريكا.
به لطف اين توانايى ها و همچنين انسجام جنبش حزب الله كه به ندرت اين حد از انسجام در لبنان ديده شده ، سيد حسن نصرالله حتى تحسين دشمنان خود را نيز برانگيخته است؛ طورى كه برخى از منابع اطلاعاتى اسرائيل در گفت و گوهاى متعدد با روزنامه ها اعتراف كرده اند كه علاقه زيادى براى تماشاى سخنرانى هاى پرشور دبير كل حزب الله از تلويزيون دارند.حتى نشريات اسرائيل سخن يكى از افسران ذخيره ارتش اسرائيل را چاپ كردند كه گفته است علاقه مند به شنيدن سخنرانى هاى سيد حسن نصرالله است.
از نظر كارشناسان، نصرالله از ساير رهبران عرب بسيار بهتر است و پديده اى نادر در ميان آنان به حساب مى آيد.علت آن نيز تنها اين نيست كه توانست اسرائيل را شكست دهد.درحالى كه بسيارى از افراد هم سطح وى همانند پادشاهان در رأس مردم فقير و مظلوم زندگى مى كنند، سيد حسن نصرالله به همراه همسر و سه فرزندش در يكى از مناطق فقير نشين جنوب بيروت ساكن است.در حالى كه ساير رهبران عرب فرزندان خود را براى تحصيل به آمريكا يا انگليس و مردم را به ميادين جنگ مى فرستند، هادى نصرالله، پسر ارشد سيد حسن نصرالله كه از مبارزان جنبش حزب الله بود در سال ۱۹۹۷ در درگيرى با سربازان اسرائيلى به شهادت رسيد.
همچنين در حالى كه ساير رهبران معنوى تنها به مكتوبات مذهبى مشغول هستند نصرالله در زمينه هاى گوناگون مطالعه مى كند و حتى در كتابخانه شخصى خود كتابهايى درباره مسائل مختلف و تحولات اسرائيل دارد. به نوشته يك پايگاه اينترنتى لبنانى، سيد حسن نصرالله خاطرات آريل شارون، نخست وزير سابق رژيم صهيونيستى و همچنين كتاب بنيامين نتانياهو با عنوان « جايى زير خورشيد» را براى آشنايى بيشتر با دشمنانش مطالعه كرده است.
دوران كودكى دبير كل حزب الله لبنان نيز همچون همرزمان وفادارش بسيار ساده و معمولى بود. وى در سال ۱۹۶۰ در جنوب بيروت متولد شد.پدرش يك مغازه دار فقير با ۹ فرزند بود كه مجبور شد در جريان جنگ هاى داخلى سال ۱۹۷۵ روستاى خود را به همراه خانواده اش به مقصد جنوب لبنان ترك كند.
خانواده نصرالله علاقه زيادى به سياست نداشت اما سيد حسن در چهارده سالگى وارد جريانات سياسى و مذهبى شد و بسيارى از اوقات خود را به خواندن قرآن و مطالعه و حضور فعال در مساجد سپرى مى كرد.
در پانزده سالگى وى براى تحصيل به حوزه نجف در عراق رفت و در آنجا بود كه با سيد عباس موسوى، دبير كل سابق حزب الله، آشنا شد.اما در سال ۱۹۸۷ دولت عراق تصميم گرفت تمامى طلبه هاى خارجى را از حوزه نجف اخراج كند.بدين ترتيب سيد حسن نصرالله به زودى مجبور شد راهى كشور خود شود كه بازگشتش به لبنان با آغاز فعاليتهاى سياسى وى همزمان شد.
نصرالله به سرعت پله هاى ترقى را در جنبش شيعه حزب امل پيمود و در سال ۱۹۸۲ به عنوان نماينده سياسى منطقه بكا انتخاب شد و همان زمان به تحصيل و تدريس علوم دينى در مدرسه اى پرداخت كه سيد عباس موسوى در بكا پايه گذارى كرده بود.
چند ماه بعد از اين جريانات، تهاجم نظامى اسرائيل به لبنان نقطه عطفى در زندگى نصرالله به شمار مى رود.
زمانى كه برخى رهبران جنبش امل ،خط مشى سياسى خويش را تغيير دادند.نصرالله و ساير اعضاى مذهبى امل از اين جنبش جدا شدند.اين افراد در ادامه حزب الله را تشكيل دادند كه سيد عباس موسوى به عنوان رهبر اين جنبش انتخاب شد.
در سالهاى ۱۹۸۰ زمانى كه جنگ داخلى در لبنان به اوج خود رسيده بود، جنبش حزب الله فعاليت هاى سياسى خود را از فعاليت هاى نظامى جدا كرد و در پى آن نصرالله وارد شاخه سياسى اين جنبش شد.
شاخه نظامى حزب الله در سال ۱۹۸۳ موفق شد نيروى دريايى آمريكا را مورد هدف قرار داده و ۲۴۱ نظامى آن را به كام مرگ بفرستد.بنابر اذعان كارشناسان، حزب الله تشكيلاتى بسيار پيچيده تر از حماس دارد زيرا مى تواند با ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ مبارز و چندين اردوگاه آموزشى، چنين ضربات مهلكى را به اسرائيل و آمريكا وارد كند.
در سال ۱۹۸۹ حزب الله اين اجازه را به نصرالله داد تا تحصيلات خود را در قم ادامه دهد اما قبل از اين كه تحصيلاتش در اين شهر به اتمام برسد، به علت درگيرى حزب الله با جنبش امل مجبور شد به لبنان بازگردد.
در فوريه سال ۱۹۹۲ به هنگام شهادت سيد عباس موسوى و همسر و فرزندش در حمله هوايى رژيم صهيونيستى با تصميم شوراى يازده نفره حزب الله، سيد حسن نصرالله در حالى كه تنها ۳۲ سال سن داشت به عنوان دبير كل اين جنبش انتخاب شد.
نصرالله ترجيح داد تا بيشترين تلاش خود را به ايجاد يك شبكه گسترده اجتماعى براى كمك به شيعيان فقير جنوب لبنان و اخراج نيروهاى اسرائيلى از آنجا متمركز كند كه در سال ۲۰۰۰ موفق به تحقق اين امر شد.
در پى عقب نشينى اسرائيل از جنوب لبنان، حزب الله و دبير كل آن سيد حسن نصرالله براى خلع سلاح و كنار گذاشتن مقاومت ، تحت فشار فراوانى قرار گرفتند اما نصرالله اعلام كرد تا آزادى كامل سرزمين هاى اشغالى سلاح خود را بر زمين نخواهد گذاشت.
تحت رهبرى نصرالله، حزب الله در زمينه هاى رسانه اى نيز در جهت مثبت پيش رفت و اكنون اين جنبش داراى يك شبكه ماهواره اى به نام المنار است كه پيام ها و بيانيه هاى اين حزب را براى ميليون ها تماشاگر اين شبكه پخش مى كند.در ادامه اتحاديه اروپا در اقدامى كه كاملاً با آزادى بيان ادعا شده در اين قاره منافات دارد، پخش برنامه هاى اين شبكه را در اتحاديه اروپا ممنوع كرد.
از زمان قتل رفيق حريرى، نخست وزير سابق لبنان، اين كشور به دو گروه تقسيم شده است : گروه اول خواهان دوستى با سوريه وايران است اما گروه ديگر با اين امر مخالف بوده و به آمريكا و غرب گرايش دارد.نصرالله روابط بسيار نزديكى با همه كشورها و طرفهاى اسلامى دارد. او به عنوان يكى از بازيگران مهم عرصه سياسى لبنان مطرح است كه اين امر باعث شده تا هر دوگروه موجود در لبنان به دنبال كسب حمايت وى باشند.
بسيارى از صاحبنظران امور لبنان بر اين واقعيت اعتراف دارند كه هر چند حزب الله در جريان جنگ لبنان بى مهرى هاى فراوانى از جناح هاى مختلف ديده است اما نصرالله هرگز اين گروه ها و حتى مسيحيان را فراموش نكرده و همواره براى كمك به آنان آماده است.در زمان مرگ پاپ ژان پل دوم نيز شبكه المنار با قطع برنامه هاى عادى خود به پوشش مراسم آن پرداخت.اين اقدام هاى نصرالله باعث شده است تا بسيارى از مسيحيان خواستار گفت وگو و رابطه تازه با وى شوند.
نصرالله بر اين باور است كه وظيفه جنبش حزب الله دفاع از كشور در برابر تهاجمات اسرائيل است و به همين علت خلع سلاح شدن اين جنبش را غير ممكن اعلام كرده است.
رانستورپ، مدير مركز مطالعات سياسى دانشگاه سن اندريوس اسكاتلند مى افزايد : تاكتيك ها و استراتژى هاى نصرالله بى سابقه است و او مى داند چگونه از ميدان مين سياست خاورميانه عبور كند.
حاكمان جزيره تسخيرناپذير
314427.jpg
نويسنده: جمى سوچليكى‎/ مترجم: بهشته شريف

فيدل كاسترو در مبارزه نهايى درگير است. هيچ كس را گريزى از مرگ نيست. كوبا روزهاى آخر دوره فيدل را مى گذراند و وارد دوره رائول مى شود. با وجود آن كه سكان قدرت به دست برادر كوچك تر سپرده شده هنوز سؤالاتى راجع به آينده اين جزيره تسخيرناپذير واقع در كنار آمريكاوجود دارد. اميد رائول به توفيق با توجه به زمينه اجتماعى، سياسى و اقتصادى موجود كوبا در چه زمينه اى است؟ و مهمتر از آن عقايد مردم كوبا و سياست خارجى رهبر جديد كوبا چيست؟ مردم احتمالاً راجع به كدام تغيير بزرگ بى ميل يا ناخشنودند؟ آيا مردم از به هم خوردن تعادل منافعى كه حكومت به آن وابسته است، نگران اند؟
رائول با چالش هايى چند روبه روست كه از آن جمله اقتصاد وابسته به ونزوئلا و ساير منابع خارجى، نياز به نظم و انضباط در بين توده مردم و نياز به افزايش توليد را مى توان نام برد. رائول بشدت به نظاميان وابستگى دارد. او هنوز جاذبه هاى شخصى برادرش را كسب نكرده لذا نيازمند حمايت رهبران اصلى حزب و تكنوكرات هاى بروكراسى حكومت است.
از مسائل مهمى كه دوره رائول كاسترو با آن روبرو خواهد بود ايجاد تعادل بين نياز به بهبود وضع اقتصادى و اعمال كنترل سياسى است. اصلاحات سريع اقتصادى مى تواند منجر به از دست رفتن كنترل سياسى شود يعنى چيزى كه مى تواند رائول، نظاميان و ساير متحدان قدرتمند او را نگران سازد. راه حل احتمالى اين مسأله مى تواند تأمين بيشتر نيازهاى مصرفى مردم از جمله غذا باشد به شرط آن كه ساختار اقتصادى تغيير نكند.
ثبات رژيم در درجه اول وابسته به اقتدار نهادهاى آنهاست. بدون شك نيروهاى مسلح حياتى ترين پايه از سه پايه انقلابى است كه رژيم كوبا بر آن استوار شده است. دو پايه ديگر كه حزب كمونيست و ساختار امنيتى است كه تحت نظارت نظاميان قرار دارد و اين مجموعه در جهت فراگير ساختن و فرهنگ سازى عمل مى كند. ساختار و اقتدار ديوان سالارى كه در حواشى اين نهادها رشد كرده اند ظاهراً تداوم انقلاب هستند.
احتمال رويارويى با حكومت رائول كاسترو در غياب حمايت قوى خارجى محتمل به نظر نمى رسد، بويژه تا هنگامى كه نيروهاى مسلح كوبا به او وفادار بمانند، امرى كه به احتمال قوى چنين خواهد بود. نظاميان براساس نظرات رائول كاسترو به درجات وسيعى آموزش هاى حرفه اى ديده اند و به طور كامل در نظام سياسى تلفيق شده اند و از اهميت و اطمينان بالايى در مديريت كلى و كنترل اوضاع برخوردارند. در اين ميان گفته مى شود بيش از ۶۰ درصد صنايع و تجارت عمده در اختيار نظاميان فعال يا بازنشسته است.
البته گروه هاى مخالف نيز در سال هاى اخير در كوبا ظاهر شده اند كه از بين آنها طرح وارلا Varela با جمع آورى ۱۱ هزار امضا و ارائه آن به مجمع ملى به منظور ترميم قوانين كوبا و اجازه انتخاب آزاد تا حدى شناخته شده است. در ۴ دهه گذشته براى نخستين بار گروهى از كوباييان به منظور ارائه تقاضاهاى خود از حكومت به راهپيمايى پرداختند. واكنش فيدل سريع بود. او از روش همه پرسى در اين زمينه استفاده كرد تا اثبات كند كه سرشت دائمى رژيم او پابرجا خواهد بود و مجمع ملى را از بررسى چنين طرح هايى برحذر داشت. البته در ادامه برخى از مخالفان از جمله برخى اعضاى طرح وارلا بازداشت شدند.
گروه هاى مخالف به علت وضعيت كوبا عمدتاً ضعيف و نفوذپذير شده اند. اين گروه ها به دلايلى مانند ضعف رسانه يا برخورد هاى سياسى با مشكل مواجه هستند. اپوزيسيون در گذرزمان ونيز بر اثر توانايى سيستم سياسى اعتبار يا موجوديت خود را از دست داده اند و تهديدى عمده براى رژيم به شمار نمى روند.
رژيم يكپارچه رائول با پيروى از سياست هاى فيدل بعيد است به تغييرات گسترده در سطح ملى يا سياست خارجى دست بزند. همين طور بعيد به نظر مى رسد كه در آينده نزديك تغيير قابل ملاحظه اى در روابط با آمريكا ايجاد شود. هرگونه اقدام متمايل به ايالات متحده به معناى سرباز زدن از يكى از ميراث هاى عمده فيدل كاسترو است. اينگونه اقدام ها مى تواند باعث عدم اطمينان در حكومت رائول و منجر به شكنندگى و درگيرى شود. اقدام در جهت نزديكى به ايالات متحده نيازمند به تضعيف اتحاد ضدآمريكايى كوبا با رژيم هاى آمريكاى لاتين و حتى خاورميانه است. از ديد كوبا، آمريكا نمى تواند چيزى ارائه كند كه قبلاً در كوبا وجود نداشته است:
ايالات متحده نمى تواند كوبا را از نظر سوختى كه ونزوئلا به قيمت ناچيز يا رايگان در اختيار كوبا مى گذارد، تأمين كند. به رسميت شناختن كوبا توسط ايالات متحده به عنوان پيروزى بزرگ رائول تلقى مى شود. البته اين تغيير نگاه واشنگتن در مقايسه با سوء ظنى كه رابطه كوبا با ايالات متحده مى تواند در درون كشور و نيز در بين متحدان خارجى كوبا ايجاد كند پاداش كوچكى تلقى مى شود.
رائول، گورباچف يا دنگ شيائوپينگ نيست. هنگامى كه برادرش زنده باشد يا پس از مرگ او، امكان برقرارى اصلاحات عمده سياسى يا اقتصادى را ندارد. رائول كه ۴۷ سال به عنوان وزير دفاع تجربه اندوخته است پيش از آن كه بتواند اصلاح طلب ليبرال باشد يك سوسياليست بار آمده است. صرفنظر از طول مدت دوره رائول به نظر مى رسد تبديل اين جزيره به به جامعه اى ليبرال دشوار به نظر مى رسد.
* چالش هاى اقتصادى
حكومت رائول كاسترو و حكومت هاى پس از آن باكار سخت بازسازى اقتصادى روبه رو خواهند بود. وابستگى شديد كوبا به تجارت با بلوك شوروى سابق و پذيرش مدل اقتصادى آن به صورت چهار دهه ارائه خدمات با يارانه فراوان، اقتصادى مصنوعى ايجاد كرده است. كوبا اقتصاد متكى به خود ندارد. نفت ونزوئلا، گردشگرى و نيكل و ثروت كوباييان سابق آمريكا اقتصاد را سرپا نگه داشته است.
بازار درونى كوبا بازارى ضعيف است، مصرف وابسته به سيستم جيره بندى است. هر ماه مردم كوبا اقلام زير مانند ۳۳۰ گرم گوشت گاو، ۲۲۰ گرم سوسيس، ۴۵۰ گرم گوشت مرغ، ۱۲۵ گرم روغن دريافت مى كنند.
توليد شكر به عنوان اساسى ترين كالاى صادراتى كوبا به حد دوران ركود ۱۹۳۹ ـ ۱۹۲۹ كاهش يافته و بهاى ساير توليدات كوبا به استثناى نيكل سير نزولى خود را در بازار بين المللى ادامه مى دهد.
علاوه بر چالش هاى اقتصادى معمايى از مسائل قانونى در كوبا وجود دارد. بدون شك كوباييان، كوباييان آمريكايى شده و خارجيانى كه اموالشان در سال هاى آغازين انقلاب مصادره شده به محض كسب فرصت ادعاى بازپس گيرى يا جبران آنها را خواهند داشت. كوباييان ساكن خارج منتظر فرصتى براى ارائه ادعايشان به دادگاه هاى كوبا هستند. ولى اين مسأله منوط به پذيرش حكومت به منظور جبران خسارت تبعيديان است. معدودى از آنها خواهان بازگشت به خانه هايشان هستند.
اما مثال هاى اروپاى شرقى و نيكاراگوئه نشانه هاى بازرسى از پيچيدگى، تأخير و عدم اطمينانى است كه بر روند ادعاى بازپس گيرى اموال حاكم است.
ساختارهاى آسيب ديده كوبا نيازمند بازسازى هاى اساسى است. شبكه برق توانايى پاسخگويى تقاضاى ناچيز مصرف كنندگان و صنعت را ندارد. نظام سلامت كوبا كه زمانى ابزار قدرت رژيم تلقى مى شد تا حدى افت كرده است به خصوص اين مسأله پس از كاهش كمك هاى اتحاد شوروى رخ داد. علاوه بر آن نگرانى هاى زيست محيطى مانند آلودگى خليج ها و رودخانه ها نيازمند توجه فورى است.
* مسائل نظامى و اجتماعى
مسائل اقتصادى و قانونى تنها چالش هاى آينده كوبا نيست. مسأله عمده ديگر در كوباى پس از كاسترو جايگاه نظاميان است. كوبا وارث سنت قوى نظامى گرى است. نظاميان به عنوان يك نهاد اقتدارى بالا دارند. در چشم اندازهاى ممكن نظاميان به نقش خود به عنوان بازيگرى مؤثر و تصميم گيرنده ادامه خواهند داد. هرگونه كاهش چشمگير ناگهانى در قدرت بخش نظامى اگر نگوييم غيرممكن است ولى مى تواند با دشوارى همراه باشد. در هر كشورى نيروهاى مسلح به عنوان نهادى قدرتمند و مغرور هرگونه اقدام در جهت كاهش اختيارات خود را تهاجمى غيرقابل قبول به سازمان و هويت خود تلقى مى كنند. در كوبا نيز بسان بسيارى از كشورها دور ساختن نظاميان از اقتصاد و بازگرداندن آنها به پادگان ها چالشى بزرگ است. اقتصاد نمى تواند افراد بيكار نظامى را جذب كندو حكومت ممكن است نتواند آنها را براى اشغال مشاغل مدنى آموزش سريع دهد.
درجهان سوم نقش نظاميان با درگيرى هاى اجتماعى دچار تغيير مى شود. طى نيم قرن پس از جمهورى كوبا خشونت سياسى عاملى مهم در جامعه تلقى مى شد . دراين برهه اپوزيسيونى كه زير چتر حمايت آمريكا هستند ممكن است براى ايجاد خشونت تلاش كنند در اينجاست كه نقش نظاميان مطرح مى شود.
* مسائل كار، نژادى ، قانون گرايى و مهاجرت
در دوران حكومت كاسترو جنبش هاى كارگرى مطيع دائمى حكومت باقى ماند. يك ساختار كارگرى واحد در دوره كاسترو شكل گرفت اما در دوره جديد ممكن است سازمان هاى كارگرى رقيب برنامه هايى براى احقاق حقوق كارگران و تقاضاى دستمزدهاى بهتر مطرح كنند.
روابط نژادى از مسائل مهم پس از دوران كاسترو خواهد بود. درچند دهه گذشته به تدريج آفريقايى تباران در كوبا رشد جمعيت داشته اند. در گذشته به علت ازدواج ميان نژادها و تا حدى به علت مهاجرت خارجى بيش از يك ميليون كوبايى سفيدپوست اينك جمعيت سياهان و دورگه ها در كوبا بسيار بيشتر از گذشته شده است. اين تغيير جهت دموگرافيك منجر به پاره اى از ناخشنودى ها ميان سفيدپوستان جزيره شده است. از سوى ديگر، سياهان مى انديشند كه از روند سياسى دور نگاه داشته شده اند، زيرا سفيدپوستان درصد بيشترى از ساختار قدرت را اشغال كرده اند. اقتصاد دلارى اين اختلافات را دامن زده است زيرا سياهپوستان ارز خارجى كمترى دريافت مى كنند. بنابراين تنش هاى نژادى از مسائل مهم آينده است.
در دوران پس از كاسترو قانون پذيرى يك موضوع تعيين كننده است. در سال هاى دشوار مبارزه براى استقلال نسلى رشد كرده كه آموخته است براى جامعه از خودگذشتگى و سختكوشى نشان دهد ولى جوان ها از روند سياسى بيگانه اند و طالب زندگى بهتر و آسان هستند. برخى از آنان خواهان مهاجرت هستند. برخلاف برخى جوانان كوبايى كه تمايل به ترك جزيره دارند، كوباييان ساكن آمريكا خواهان بازگشت به كوبا خواهند بود، بويژه آن كه در دوران گذار در كوبا مسأله توسعه كشور مطرح است . اين تبعيديان كه مجاز به بازگشت خواهند شد در آغاز به عنوان شركاى تجارى و سرمايه گذار مورداستقبال قرار خواهند گرفت، دراين ميان تطبيق نقطه نظرها و ارزش هاى تبعيديان با ساكنان فعلى كوبا روندى طولانى خواهد بود.
شايد از يك نظر آينده كوبا به دليل اين مشكلات، پيچيده به نظر آيد و حتى همانند اروپاى شرقى و نيكاراگوئه ممكن است بازسازى كند و توأم با مشكلات باشد اما كوبا برخلاف اين كشورها ۳ امتياز ويژه دارد. موقعيت سياسى بى نظير كه از مجاورت با ايالات متحده ناشى مى شود. جاذبه عمده ،گردشگرى و مهاجران ثروتمند فراوان. اين ۳ عامل مى تواند درتبديل اقتصاد كوبا مؤثر باشد ولى بهره گيرى از اين امتيازات به رهبرى آينده بستگى دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |