|
پليس آمريكا براى دستگيرى قاتل فرارى، شهرى رابه محاصره درآورد
دست نشانده شيطان
|
|
|
فهيمه صابرى
يكى از روزهاى اكتبر سال ۱۹۹۶ خبر ناپديد شدن زن ۳۰ ساله اى به نام «وندى ميرز» به پليس شهر «لويد» در ايالت نيويورك اطلاع داده شد. «وندى» زنى سفيد پوست با اندامى كوچك، چشمانى به رنگ بلوطى و موهايى كوتاه و قهوه اى رنگ بود. پليس پس از دريافت اين گزارش تحقيقات خود را آغاز كرد و متوجه شد اين زن آخرين بار در متلى در شهر كوچك «هايلند» و كنار رودخانه «هارسون» ديده شده است. * ۲ ماه بعد ۲ ماه بعد از ناپديد شدن «وندى» اوايل دسامبر بود كه زن ۲۹ ساله ديگرى به نام «جينابارون» ناپديد شد. مادر اين زن به پليس گفت: دخترم كوچك اندام، سفيد پوست با موهاى قهوه اى بود كه پشت كمرش هم تصوير يك عقاب خالكوبى شده بود. تحقيقات پليس نشان داد اين زن آخرين بار در شهر پوكيسپى- ۹۰ مايلى شمال نيويورك- ديده شده است. اين شهر محل تجمع فروشندگان مواد مخدر و زنان خيابانى بود. به همين خاطر درگيرى هاى شديد و وحشيانه، تيراندازى و مشاجره افراد بر سر مواد مخدر از حوادثى بود كه در اين شهر هر روز به وفور روى مى داد. بنابراين مشاجره «جينا» با يك مرد، امرى كاملاً عادى تلقى مى شد. پرونده ناپديد شدن اين زن در بخش تحقيقات پليسى شهر پوكيسپى تحت بررسى قرار گرفت و مسئوليت تحقيق در خصوص آن به ستوان دوم «بيل زيگريت» سپرده شد. افسر پرونده معتقد بود كه ناپديد شدن «جينا» و «وندى» دوزن كه مشخصات مشابهى داشتند تصادفى است و هيچ ربطى به هم ندارند. * سومين مفقودى وقتى «كاتلين هرلى» در ژانويه سال ۱۹۹۷ ناپديد شد، پليس توجه بيشترى به اين پرونده معطوف كرد. چرا كه حالا احتمال اين كه ۳ زن ناپديد شده تصادفى دچار يك مشكل شده باشند، كم رنگ تر مى شد. «كاتلين» زنى ۴۷ ساله، سفيد پوست بود كه اندامى كوچك داشت. او هم روى بازوى چپ خود يك خالكوبى داشت. با اين كه در اداره پليس پرونده بسيارى از افرادى كه مفقود و ناپديد شده بودند به علت فرار از خانه، خريد و فروش و مصرف مواد مخدر يا نقل مكان به مناطق ديگر صورت گرفته بود اما اين ۳ زن داراى تشابهاتى بودند، كه قضيه ناپديد شدن را به سوى يك ماجراى جنايى پيچيده معطوف مى كرد. پليس براى به دست آوردن سرنخى درباره سرنوشت اين ۳ زن از خبر چين هاى خود كه تمام وقت در ميان تبهكاران، فروشندگان مواد مخدر و زنان خيابانى حضور داشتند، كمك گرفت و متوجه شد در چند ماه گذشته مردى به نام «كندل فرانسوا» رفتار وحشيانه اى نسبت به بعضى از دختران خيابانى داشته و چند نفر از آنها را بشدت مورد آزار و اذيت قرار داده است. *مرد وحشى كيست؟ پليس با دريافت اين خبر پرونده وى را كه در مركز شهر زندگى مى كرد تحت بررسى دقيق قرار داد و در جريان همين بررسى ها بود كه متوجه شد «كندل فرانسوا» چندى پيش به يك دختر حمله كرده است و دختر هم عليه وى شكايت كرد. با اين اطلاعات بود كه يك اكيپ از كارآگاهان پليس آمريكا «كندل» و محل زندگى او را به صورت نامحسوس تحت نظر قرار دادند. اما با گذشت چند هفته و تا پايان ماه ژانويه ۱۹۹۷ هيچ اطلاع و سرنخ جديدى از وى به دست نيامد. تا اين كه پليس موفق شد با راضى كردن يك دختر او را به عنوان طعمه اى براى شناسايى جنايتكار سرگردان در شهر قرار دهد. بدين ترتيب با نصب يك ميكروفن ضبط صدا در لباس هاى وى، از او خواستند تا به قدم زدن در خيابان ها ادامه دهد شايد قاتل جنايتكار او را به عنوان طعمه انتخاب كند. اين دختر چند بار موفق شد تا با فرانسوا ديدار كند و مكالمه هاى خيلى كوتاهى هم با او داشته باشد. اما براساس هشدارهايى كه پليس به او داده بود او سوار خودروى او نشد. به همين خاطر اين نقشه پليس را به هيچ نتيجه اى نرساند. * يك مورد ديگر ۷ مارس سال ۱۹۹۷ يعنى ۲ ماه بعد يك زن سفيد پوست و كوچك اندام ديگر به نام «كاترين مارش» به طور ناگهانى ناپديد شد. با وجود اين كه اين مورد نيز به موارد قبلى شباهت داشت پليس دليل محكمى در مورد جنايى بودن اين پرونده در دست نداشت. به همين علت نيز وارد شدن اف.بى. آى در تحقيقات عملاً سودى نداشت، چرا كه نخستين قدم در آغاز اين تحقيقات در دست داشتن اطلاعاتى از محل وقوع جنايت بود. * چند مورد ديگر ۹ اكتبر سال ۱۹۹۷ يك زن ۲۷ ساله به نام «ميشل ايسون» نيز ناپديد شد اما اين بار بر خلاف موارد گذشته او يك زن سياه پوست بود كه فقط به لحاظ جثه با موارد قبلى مشابهت داشت. مدتى بعد هم ناپديد شدن «مارى هيلى جياكون» كه يك زن ۲۹ ساله بود، برنگرانى و فشارهاى روانى پليس اضافه كرد. تحقيقات نشان داد كه تمامى زنان ناپديد شده در درون شهر «پوكيسپى» يا حومه آن زندگى مى كردند و هر كدام از آنان حداقل يكبار به اتهام ولگردى از سوى پليس دستگير شده اند و تمامى اين افراد از مدت ها قبل ارتباط خود را با خانواده هايشان قطع كرده بودند. در حالى كه مأموران پليس براى يافتن اجساد احتمالى اين زنان تلاش مى كردند اما باز هم مطمئن نبودند آيا با جنايت هاى زنجيره اى روبه رو هستند يا نه. پليس براى يافتن اجساد قربانيان و يا كشف سرنخى از آنها تمام توان خود را به كار برد. سگ هاى شكارى و هليكوپترهاى پليس تمامى منطقه و حوالى رودخانه هادسون و شهرك هاى اطراف را به دقت جست وجو كردند اما نه تنها هيچ جسدى پيدا نشد، بلكه نتوانستند سرنخى نيز به دست آورند. بيشتر ساكنان و اهالى اين منطقه تحت بازجويى افراد پليس قرار گرفتند و ۳ نفرى كه اهالى به آنان مشكوك بودند به عنوان مظنون دستگير شدند. اما تحقيقات پليسى نشان داد اين ۳ نفر در مدت ناپديد شدن زنان در زندان بوده اند. با اين حال مردم شهر پيگيرى نامناسب ماجرا را علت اصلى ناكامى پليس مى دانستند. به همين دليل حجم انتقاد ها عليه پليس در منطقه به اوج خود رسيد. * نخستين بازجويى با گذشت ۸ ماه از تحقيقات در ژانويه سال ۱۹۹۸ پليس تصميم به بازجويى از «كندل» گرفت. خانه وى در خيابان فولتون شماره ۹۹ قرار داشت. او هر روز مادرش را كه يك پرستار بود با خودروى شخصى به محل كار او كه در يك مركز روانپزشكى بود مى رساند بعد هم سوار بر خودرو در خيابان هاى شهر پرسه مى زد. در يكى از روزها بعد از آن كه «كندل» وارد شهر شد، ستوان دوم زيگريت از او خواست تا براى پاسخ به چند سؤال به اداره پليس برود. «كندل» هم اطاعت كرد و با خودرو به اداره پليس رفت. در جريان يك بازجويى چند ساعته او در نهايت خونسردى و با گشاده رويى به سؤالات متعدد افسر پليس پاسخ داد. اما در اين پاسخ ها هيچ سرنخى به دست نيامد. با اين حال افسران پليس هنوز اطمينان نداشتند كه وى بى گناه است. به اين علت همراه با او به خانه اش رفتند. بعد از آن كه يكى از مأموران به اتاق او نگاهى سطحى انداخت به علت درهم ريختگى و بوى بدى كه از اتاق مى آمد، بيرون رفت و گفت: اين اتاق آنقدر شلوغ و به هم ريخته است كه نمى توان در آن جست وجو كرد. در اين حالت بود كه قانوناً فرانسوا بايد آزاد مى شد چرا كه هيچ مدركى براى اثبات مجرم بودن او وجود نداشت. * دستگيرى اواخر ژانويه سال ۱۹۹۸ كندل فرانسوا به جرم ضرب و شتم يك زن خيابانى از سوى پليس دستگير شد. زن جوان در شكايت خود اظهار داشت: سوار بر اتومبيل فرانسوا به خانه اش در خيابان فولتون رفتم. اما با او مشاجره لفظى پيدا كردم. فرانسوا به من حمله كرد و مرا بشدت كتك زد. بعد هم سعى كرد مرا با دستمال خفه كند. اما بالاخره توانستم او را متقاعد كنم كه مرا به قتل نرساند. بنابراين مرا به محلى كه با هم ملاقات كرده بوديم رساند. با دستگيرى و محاكمه فرانسوا او به جرم ضرب و شتم درجه سه در مورد اين زن محكوم شد و ۱۵ روز را در زندان سپرى كرد. * بالا رفتن تعداد مفقود شدگان ۱۲ ژوئن ۱۹۹۸ زن سفيد پوست ۵۱ ساله اى به نام «ساندراجين فرنچ» مفقود شد. مشخصات فيزيكى وى نيز شباهت زيادى با زن هاى قبلى داشت. در اين زمان بود كه يك گروه ويژه تجسس به طور كاملاً سرى كار خود را براى كشف راز اين معما آغاز كرد. مقر آنها در مركز شهر پوكيسپى، يعنى تنها چند صد متر دورتر از خانه كندل فرانسوابود، اما هيچ كس از وجود چنين گروهى خبر نداشت؛ چرا كه درج هرگونه اطلاعات ممكن بود مظنون را هوشيار سازد كه در اين صورت او مى توانست دست از كار بكشد و يا روش كارش را تغيير دهد. هدايت اين گروه به عهده گروهبان «مايكل هوركان» بود، كه با همكارى مأمورانى از «نيويورك» و «پوكيسپى» عمليات شبانه روزى را در اين باره سرپرستى مى كرد. اصولاً تشكيل چنين گروهى تا آن زمان بى سابقه بود. چرا كه هنوز هيچ مدركى مبنى بر وجود يك جنايتكار زنجيره اى در دست نبود. ۲ ماه بعد با مفقود شدن زنى ديگر به نام «كاتينا نيوماستر» در همان شهر، خشم اهالى به اوج خود رسيد. آنها باز هم پليس را مقصر و ناتوان مى دانستند. در اين ميان مادر يكى از گمشده ها اظهار كرد اگر يكى از مفقودان پيدا شود تكليف سايرين نيز روشن مى شود. اين در حالى بود كه زنان و دختران شهر جرأت خروج از خانه هايشان را نداشتند. با اين وجود پليس به هيچ وجه خبر نداشت درست در چند قدمى آنها و در خانه اى در كنار دانشگاه معروف «واسار» تمامى اين جنايت ها رخ داده است. تمامى مردم اين خانه را به خوبى مى شناختند، چرا كه بوى بد تعفن آن تمامى محله را پر كرده بود. * پايان ماجرا سحرگاه اول سپتامبر ،۱۹۹۸ زنى در خانه شماره ۹۹ مورد حمله قرار گرفت و در حال جان دادن بود مرد با حلقه كردن دستان نيرومندش به دور گردن وى در حال كشتن او بود كه زن در اقدامى باور نكردنى موفق به رهايى از چنگال قاتل شد و مرد را متقاعد كرد تا اجازه دهد وى به خانه اش باز گردد. بنابراين آنها سوار بر خودروى مرد به سوى جايى كه يكديگر را ملاقات كرده بودند به راه افتادند. در راه هنگامى كه در يك پمپ بنزين توقف كردند زن فرار كرد. اما مرد به دنبالش نرفت. در همين حال مأموران مخفى پليس كه در خودرو ناشناسى مشغول گشت بودند متوجه اتومبيل سفيد رنگ آشنا شدند و مردى كه درون آن بود كسى جز كندل فرانسوا نبود. هنگامى كه مأموران براى بنزين زدن وارد پمپ بنزين شدند متوجه ماجراى فرار زن جوان از خودروى وى شدند. سرانجام آنها پس از يافتن اين زن او را به اداره پليس منتقل كرده و از او خواستند شكايتى عليه فرانسوا تنظيم كند. بعد از ظهر همان روز هم مأموران به پلاك ۹۹ خيابان «فولتون» رفتند و به بازجويى از كندل فرانسوا پرداختند. بعد هم از او خواستند براى روشن شدن موضوع به اداره پليس بيايد. در جريان بازجويى چند ساعته، فرانسوا اطلاعات زيادى در خصوص مفقود شدن زنان شهر «پوكيسپى» در اختيار پليس قرار داد. اما همان موقع به اتهام قتل كاتينا نيوماستر دستگير شد. بدين ترتيب پليس پس از ۴ ماه بازجويى سرانجام موفق شد از «كندل فرانسوا» به اتهام قتل ۸ زن جوان تحقيق و پرونده را تكميل كند. محاكمه كندل در دادگاه شهر «پوكيسپى» با حضور اعضاى هيأت منصفه و شهروندان برگزار شد در جلسه دادگاه دادستان، اتهام هاى جانى خطرناك را مطرح كرد و كندل جزئيات قتل ۸ زن و دختر را تشريح كرد. اعضاى هيأت منصفه پس از ۲۲ ساعت جلسه مشورتى درباره سرنوشت كندل معروف به دست نشانده شيطان، تصميم گرفته و جانى را به مرگ محكوم كردند. دادگاه نيز رأى خود را به استناد تصميم هيأت منصفه صادر و جانى را به اعدام محكوم كرد.
|