گروه سياسى: نخستين نماز جمعه ماه مبارك رمضان ديروز با حضور پرشكوه مردم موحد و انقلابى تهران به امامت حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى در دانشگاه تهران و خيابان هاى اطراف برگزار شد.
متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اى در خطبه هاى نماز جمعه تهران به شرح زير است:
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نؤمن به و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّة اللَّه فى الأرضين.
همه برادران و خواهران نمازگزار و عزيز را و خودم را توصيه مى كنم به رعايت تقواى الهى، كه برترين محصول و نتيجه اين ماه مبارك است. ماه مبارك رمضان با همه بركاتش و همه زيبايى هاى معنوى اش، بار ديگر فرا رسيد. از قبل از شروع ماه مبارك، پيامبر معظم اسلام مردم را آماده مى فرمود براى ورود در اين عرصه خطير و والا و پربركت؛ «قد اقبل اليكم شهر اللَّه بالبركه و الرّحمه». در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان، بنا به روايتى اين طور فرمود: خبر داد، توجه داد به مردم كه ماه رمضان فرا رسيد. اگر بخواهيم در يك جمله ماه رمضان را تعريف كنيم، بايد عرض كنيم ماه فرصت ها. فرصت هاى فراوانى در اين ماه در برابر من و شماست. اگر از اين فرصت ها بتوانيم درست استفاده كنيم، يك ذخيره عظيم و بسيار ارزشمندى در اختيار ما خواهد بود. من درباره همين مطلب اندكى توضيح عرض مى كنم و خطبه اول درباره همين مسائل مربوط به ماه رمضان و اين فرصت هاى بى نظير است.
در همين خطبه اى كه اشاره شد، رسول مكرم فرمودند كه «شهر دعيتم فيه الى ضيافه اللَّه»؛ اين يك ماهى است كه شما در اين ماه دعوت شده ايد به ميهمانى الهى. خود اين جمله درخور تدبر و تأمل است؛ دعوت به ميهمانى الهى. اجبار نكردند كه همه افراد از اين ميهمانى استفاده كنند؛ نه، فريضه قرار داده اند؛ اما تحت اختيار خود ماست كه از اين ميهمانى استفاده بكنيم يا نكنيم. بعضى هستند كه در اين ميهمانى عظيم اصلاً فرصت اين را پيدا نمى كنند كه به اين دعوتنامه توجه كنند. غفلت آنها، فرورفتگى آنها در كار ماديت و دنياى مادى به قدرى است كه آمدن و رفتن ماه رمضان را نمى فهمند. مثل همين كه كسى را براى يك ميهمانى بسيار با شكوه و پرخير و بركتى دعوت كنند و او فرصت نكند؛ غفلت كند از اين كه كارت دعوت را حتّى نگاه كند. اين ها كه دستشان به كلى خالى مى ماند. بعضى مى فهمند اين ميهمانى هست، اما به اين ميهمانى نمى روند. كسانى كه خداى متعال به آنها لطف نكرده است و توفيق نداده كه با اين كه عذرى ندارند، روزه را نمى گيرند يا از تلاوت قرآن يا از دعاهاى ماه رمضان محروم مى مانند، آنها همين افراد هستند. كسانى هستند كه وارد اين ميهمانى نمى شوند، نمى آيند به اين ميهمانى؛ حساب اينها روشن است. جمع كثيرى از مردم مسلمان - امثال ما - وارد اين ميهمانى مى شويم، اما بهره ما از اين ميهمانى به يك اندازه نيست؛ بعضى ها بيشترين بهره را از اين فرصت مى برند.
رياضتى كه در ميهمانى اين ماه وجود دارد - كه رياضت روزه و گرسنگى كشيدن است - شايد بزرگترين دستاورد اين ضيافت الهى است. بركاتى كه روزه براى انسان دارد، به قدرى اين بركات از لحاظ معنوى و ايجاد نورانيت در دل انسان زياد است كه شايد بشود گفت بزرگترين بركات اين ماه همين روزه است. روزه را بعضى مى گيرند؛ پس اينها وارد ضيافت شده اند و بهره از اين ضيافت را هم گرفته اند. ليكن علاوه بر روزه گرفتن - كه رياضت معنوى اين ماه مبارك است - اينها آموزش خود را هم از قرآن در حد اعلى تأمين مى كنند؛ تلاوت قرآن با تدبر. با حالت روزه دارى يا حالت نورانيتِ ناشى از روزه دارى، در شبها و نيمه شبها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت ديگرى و معناى ديگرى دارد. چيزى كه انسان در چنين تلاوتى از قرآن فرا مى گيرد، در حال متعارف و معمول نمى تواند به چنين تلاوتى دسترسى پيدا كند؛ آنها از اين هم بهره مى برند. علاوه بر اينها، از مكالمه با خداى متعال و مخاطبه با خدا، راز و نياز كردن، دل خود را و اسرار درون خود را براى خدا به زبان آوردن هم بهره بردارى مى كنند؛ يعنى همين دعاها. اين دعاى ابيحمزه ثمالى، اين دعاهاى روزها، اين دعاهاى شبها و سحرها، اينها حرف زدن با خداست، خواستن از خداست، نزديك كردن دل به ساحت حريم عزت الهى است؛ از اين هم بهره مى برند. بنابراين در اين ميهمانى، از همه دستاوردهاى آن بهره مى برند.
از اينها مقدم تر، شايد به جهتى بالاتر از اينها، ترك گناهان است؛ در اين ماه گناه هم نمى كنند. در همان روايت خطبه پيامبر اعظم(ص)، اميرالمؤمنين (ع) سؤال مى كند از پيغمبر كه در اين ماه كدام عمل بافضيلت تر است. در جواب مى فرمايند: «الورع عن محارم اللَّه». اجتناب از گناهان و از محارم الهى، بر كارهاى اثباتى و ايجابى مقدم است؛ جلوگيرى از آلودگى و زنگار روح و دل است. اين افراد از گناه هم اجتناب مى كنند. پس هم روزه دارى است، هم تلاوت است، هم دعا و ذكر است، هم دورى از گناهان است. اين مجموعه، انسان را از لحاظ اخلاق و رفتار هم به آن چيزى كه مورد نظر اسلام است، نزديك مى كند. وقتى اين مجموعه كار انجام گرفت، دل انسان از كينه ها خالى مى شود؛ روح ايثار و فداكارى در انسان زنده مى شود؛ كمك به محرومان و مستمندان براى انسان آسان مى شود؛ گذشت به نفع ديگران و به زيان خود در امور مادى براى انسان روان مى شود. لذا مى بينيد در ماه رمضان جرم و جنايت كم مى شود، كار خير زياد مى شود، محبت بين افراد جامعه بيش از اوقات ديگر مى شود؛ كه اينها به بركت همين ضيافت الهى است.
بعضى اينطور از ماه رمضان بهره كامل مى برند، بعضى هم نه؛ از يك چيزى بهره مند مى شوند، از چيز ديگرى خود را محروم نگه مى دارند. بايد تلاش مسلمان در اين ماه اين باشد كه حداكثر بهره را از اين ضيافت الهى بگيرد و دست پيدا كند به رحمت و مغفرت الهى، كه من تأكيد كنم بر روى استغفار؛ استغفار از گناهان، استغفار از خطاها، استغفار از لغزشها؛ چه گناهان كوچك، چه گناهان بزرگ. اين خيلى مهم است كه در اين ماه، ما خودمان را، دلمان را از زنگارها پاك كنيم؛ خودمان را از آلودگى ها مصفا كنيم، شست و شو بدهيم؛ و اين با استغفار امكان پذير است. لذا در روايات متعددى دارد كه بهترين دعاها يا در رأس دعاها، استغفار است؛ طلب مغفرت از پروردگار. براى همه هم استغفار هست. پيغمبر اكرم هم - آن انسان والا - استغفار مى كرد. حالا استغفار امثال ما از نوعى از گناهان است؛ اين گناهان متعارف و معمولى و گرايشهاى حيوانى در وجود ما و همين گناهانِ به تعبيرى مى گوييم گناهان چاروادارى؛ گناه هاى آشكار و واضح. بعضى ها استغفارشان از چنين گناهانى نيست؛ از ترك اولى است. بعضى ترك اولى هم نمى كنند؛ اما استغفار مى كنند، كه اين استغفار از قصور ذاتى و طبيعى انسانِ ممكن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت كامل، كه اين مال اوليا و مال بزرگان است.
ما بايد از گناهان مان استغفار كنيم. فايده بزرگ استغفار اين است كه ما را از غفلت نسبت به خود خارج مى كند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه مى شويم. وقتى به فكر استغفار مى افتيم، گناهان، خطاها، خيره سرى ها، پيروى از هواى نفس كه كرديم، تجاوز از حدود كه انجام داديم، ظلمى كه به نفس خودمان كرديم، ظلمى كه به ديگران كرديم، جلوى چشم ما زنده مى شود و به يادمان مى آيد كه چه كرده ايم؛ آن وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نمى شويم. نخستين فايده استغفار اين است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است كه آن كسى كه استغفار كند، يعنى به عنوان يك دعاى حقيقى از خداى متعال حقيقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشيمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحيما»؛ خداى متعال توبه پذير است. اين استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت كردن به خطاها و گناهان است و خداوند مى پذيرد؛ اگر استغفار، استغفار حقيقى باشد.
توجه كنيد كه همين طور آدم به زبان بگويد: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه، اما حواسش اين طرف و آن طرف باشد، اين فايده اى ندارد؛ اين استغفار نيست. استغفار يك دعاست، يك خواستن است؛ بايد انسان حقيقتاً از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من اين گناه را كرده ام؛ پروردگارا! به من رحم كن، از اين گناه من بگذر. اينطور استغفار كردنى نسبت به هر يك از گناهان، مسلماً غفران الهى را پشت سر خواهد داشت؛ خداى متعال اين باب را باز فرموده است.
البته در دين مقدس اسلام، اقرار به گناه پيش ديگران ممنوع است. اين كه در بعضى از اديان هست كه بروند توى عبادتگاه ها، پيش روحانى، كشيش، بنشينند، اعتراف به گناه كنند، اين در اسلام نيست و چنين چيزى ممنوع است. پرده درى نسبت به خود و افشاى اسرار درونى خود و گناهان خود پيش ديگران، ممنوع است؛ هيچ فايده اى هم ندارد. اين كه حالا در آن اديان خيالى و پندارى و تحريف شده اينطور ذكر مى شود كه كشيش گناه را مى بخشد، نه؛ در اسلام بخشنده گناه، فقط خداست. حتّى پيغمبر هم نمى تواند گناه را ببخشد. در آيه شريفه مى فرمايد: «ولو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفراللَّه و استغفر لهم الرّسول لوجد اللَّه توّابا رحيما»؛ وقتى گناهى انجام دادند، ظلم به نفس كردند، اگر بيايند پيش تو كه پيغمبر هستى، از خداى متعال طلب مغفرت و طلب بخشش كنند و تو هم براى آنها طلب بخشش كنى، خداوند توبه آنها را مى پذيرد. يعنى پيغمبر براى آنها طلب بخشش مى كند؛ خود پيغمبر نمى تواند گناه را ببخشد؛ گناه را فقط خداى متعال بايد ببخشد. اين استغفار است، كه اين استغفار حقيقتاً جايگاه مهمى دارد. از استغفار در اين ماه غفلت نشود؛ بخصوص در سحرها، در شبها. دعاهايى كه در ماه رمضان هست، اينها را با توجه به معانى اش بخوانيد.
بحمداللَّه جامعه ما يك جامعه معنوى است. دعا و توجه و توسل و ابتهال الى اللَّه در بين مردم ما رايج است و مردم دوست مى دارند؛ جوانهاى ما دلهاى پاك و نورانيشان به ذكر خدا متمايل است؛ اينها همه فرصت است. ماه رمضان هم كه يك فرصت الهى است، در اختيار ما قرار داده شده؛ استفاده كنيد از اين ماه مبارك، از اين فرصت بسيار بزرگ؛ دلها را به خدا نزديك كنيد، آشنا كنيد؛ با استغفار، دلها و جانها را پاكيزه كنيد؛ خواسته هايتان را با خداى متعال مطرح كنيد. ارتباط معنوى ملت ما با خداى متعال كارهاى بزرگى انجام داده است، و ماه رمضان فرصت فوق العاده اى است براى اين كار؛ از اين فرصت استفاده شود.
ان شاءاللَّه خداوند متعال به همه ما كمك كند تا بتوانيم در اين ماه رمضان جنبه فرشته گون وجود خود را بر جنبه حيوانى خود غلبه دهيم. ما يك جنبه ملكى و فرشته اى داريم، يك جنبه مادى و حيوانى داريم. هواهاى نفسانى، جنبه مادى را بر آن جنبه ملكى و فرشته اى غلبه مى دهد. ان شاءاللَّه در اين ماه رمضان بتوانيم آن روحانيت را، آن نورانيت را بر جنبه مادى غلبه بدهيم و اين را به عنوان ذخيره اى نگه داريم و از ماه رمضان به عنوان تمرينى كه در طول سال اين تمرين به كار ما خواهد آمد، ان شاءاللَّه استفاده كنيم.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.
خطبه دوم
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاه والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما على اميرالمؤمنين و سيّده نساء العالمين و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّه و على بن الحسين و محمّدبن على و جعفربن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّدبن على و على بن محمّد و الحسن بن على و الخلف القائم المهدى حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّه المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين و استغفر اللَّه لى و لكم
در اين خطبه اولين مطلبى كه عرض مى كنيم، ياد نيك مرحوم آيت اللَّه طالقانى (رضوان اللَّه تعالى عليه) است كه نماز جمعه باشكوه تهران اول بار به امر امام بزرگوارمان به امامت ايشان برگزار شد. اين مرحوم يك عالم مجاهدِ با استقامت پارسا و پاكيزه اى بود؛ امتحان خوبى هم داد. هم در دوران مبارزه، هم پس از پيروزى انقلاب و در اين معادلات پيچيده و بسيار دشوارى كه در زمينه هاى سياسى و امنيتى بعد از انقلاب پيش آمد، مرحوم آيت اللَّه طالقانى امتحان خوبى داد. نماز جمعه هم نهاد بابركتى شد؛ چه در تهران، چه در ساير شهرهاى اين كشور. بتدريج نماز جمعه در شهرهاى كوچك و كوچكتر هم در سرتاسر كشور اسلامى در هر نقطه اى تبديل شد به كانون هم معنويت و هم مقاومت. نماز عبادى - سياسى كه تعبيرى بود كه آن روز ظاهراً از زبان امام بزرگوارمان صادر شد، به اين معناست؛ هم مركز عبادت است، هم مركز آگاهى معنوى و سياسى است؛ كه اين آگاهى موجب نلغزيدن، راه كج نكردن و به زانو در نيامدن يك ملت است. اغلب اين شكست هايى كه شما در صحنه سياسى در دنيا براى ملت ها مشاهده مى كنيد، منشأ آن ناآگاهى هايى است كه ضربه هاى خود را در جاهاى گوناگونى زده است. آگاهى، يك ملت را ضد ضربه مى كند؛ او را آماده مى كند براى مقاومت. بنابراين اينجا، هم پايگاه معنويت است، هم پايگاه مقاومت. قدر اين نماز را، هم آحاد مردم بدانند، هم بخصوص جوانهاى عزيزمان بدانند، و هم آقايان ائمه جمعه محترم در سراسر كشور بدانند؛ آنها هم قدر اين نماز را بدانند؛ اين يك منبرى است كه نظير آن ديگر وجود ندارد. كارى كنند كه جاذبه نماز جمعه، جوانها و دلهاى پاكيزه و مشتاق را به اين سمت بكشاند و اين كانون روزبه روز گرمتر شود.
يك مطلب ديگر كه عرض مى كنم و آن را مقدمه قرار مى دهم براى مطلب اصلى اى كه عرض خواهم كرد، مسأله هفته دفاع مقدس است كه در پيش است. جنگى كه در سال ۱۳۵۹ عليه جمهورى اسلامى شروع شد، اگرچه از طرف صدام بدبخت و روسياه بود، اما پشت سر اين قضيه يك پروژه بين المللى استكبارى بود براى زمين زدن نهضت اسلامى و انقلاب اسلامى. تحليلگران غربى تحليل كردند و فهميدند و درست هم فهميدند كه اين انقلاب فقط اين نيست كه يك رژيم دست نشانده را در ايران از بين برده است و اين كشور عظيم و پربركت را از سيطره استكبار خارج كرده؛ بلكه اين حركت الهام بخش خواهد شد، دنياى اسلام را تكان خواهد داد، ملت ها را به فكر خواهد انداخت. همين هم شد: فلسطين به فكر افتاد، كشورهاى شمال آفريقا به فكر افتادند، در تمام دنياى اسلام حركت و جنب و جوش هويت يابى اسلامى شروع شد كه تا امروز هم همچنان روبه توسعه و گسترش است. چون فهميدند كه اينجا كانون الهام بخش دنياى اسلام خواهد شد، گفتند جمهورى اسلامى را بايد ما به هر كيفيتى هست، از بين ببريم. لذا با اين كه منطقه، منطقه خطيرى است، منطقه نفت است و غربى ها خيلى به مسأله نفت و خليج فارس اهميت مى دهند و امنيت اينجا برايشان حياتى است، ليكن درعين حال وارد ميدان شدند ، صدام را تقويت كردند، بلكه او را تشجيع كردند كه اين جنگ را شروع كند؛ او هم چون آدم نادانِ كله شقِ قدرت طلبِ خامى بود، خيال مى كرد كه حالا مى آيد دو سه روزه يا چند هفته اى مسأله را تمام مى كند و باقدرت برمى گردد سر جاى خود. لذا وارد اين جنگ شدند و هشت سال تمام ايران اسلامى فشارهاى همه جانبه اى را كه از سوى همه قدرت هاى بزرگ دنيا بر ايران از كانال جنگ وارد شد، تحمل كرد؛ اين خيلى مهم است. شوروى سابق از اين كانال به ايران فشار آورد، آمريكا فشار آورد، پيمان ناتو - اروپايى ها - فشار آوردند، مرتجعين منطقه با انواع و اقسام طرق از اين كانال عليه جمهورى اسلامى فشار آوردند. يكى از اين فشارها هر انقلابى را، هر دولتى را به زانو درمى آورد و از پا مى انداخت؛ اما مجموع اين فشارها نه فقط جمهورى اسلامى را از پا درنياورد، بلكه ملت ايران را قويتر و آگاه تر، و عزم و اراده آنها را راسخ تر كرد و جمهورى اسلامى را روزبه روز به سمت قوت اسلامى و الهى پيشتر برد. ايستادگى در ميدان دفاع، چنين اثرى را به وجود آورد.
|
|
|
ضربات فراوانى هم به جبهه مقابل زده شد. يعنى صدام و رژيم بعثى ضربه اصلى را اينجا خوردند. آمريكا به فكر افتاد كه مى تواند دست و پاى آنها را جمع كند. يعنى ديدند رژيمى است توخالى كه متكى به مردمش نيست؛ اين را فهميدند. در واقع ضربه اصلى را ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى به اين متجاوز زد كه آخرش به اين جاها منتهى شد كه ملاحظه مى كنيد. اما جمهورى اسلامى روزبه روز قويتر شد. حالا مى شنويد مى گويند تحريم و محاصره و از اين حرف ها. از اين محاصره ها و تحريم ها به مراتب بدتر در دوره جنگ بود. ما در ميان همان تحريمها بوده است كه نيروهاى نظامى دست خالى خودمان را امروز به اينجا رسانديم و از لحاظ توانايى هاى نظامى، جمهورى اسلامى در خط مقدم توانايى نظامى در اين منطقه است. امكاناتى كه جمهورى اسلامى توانسته است با قدرت، با ابتكار، با استفاده از خلاقيت خود و با جوشش درونى به وجود بياورد، چشمها را خيره كرده است. در زمينه هاى گوناگون علمى و فناورى و پيشرفت هاى گوناگون هم كه جاى خود دارد و روشن است، كه يك نمونه اش اين مسأله انرژى هسته اى است. اينها همه در دوران تحريم و در دوران فشار، به دست ملت ايران آمد. يعنى تحريمها نه فقط اثرى نكرد، بلكه اثر عكس كرد؛ نيروهاى درونى را به فكر واداشت و به حركت وادار كرد.
حالا حرف اصلى اى كه من مى خواهم در جملات كوتاهى امروز عرض كنم، اين است كه سركوب انقلاب و شكست انقلاب - كه يك پروژه استكبارى بود - در اين منطقه شكست خورده است و بعكس، مهاجمين به انقلاب، حتّى در حجم دولت حجيم و قدرتمندى مثل آمريكا، روزبه روز به شكست و انهزام نزديكتر مى شوند. امروز ما نشانه ها و علائم واضح شكست را در سياست هاى آمريكايى در منطقه مشاهده مى كنيم. اينها براى ملت ما و براى جوانان ما و براى تحليلگران ما سرفصل هاى مهمى است كه بايد روى آن واقعاً تدبر كنند. يعنى بحث عظيم مواجهه نيروهاى مردمى متكى به معنويت با نيروهاى مادى متكى به زور و تهديد، يك بحث بسيار مهم و جديدى است كه بايد در مباحث علوم اجتماعى و روان شناسى ملت ها و روان شناسى اجتماعى مورد توجه قرار بگيرد؛ اين كاملاً مغفول عنه است. ملتى مثل ملت ما كه نه بمب اتم دارد، نه از لحاظ علمى به او فرصت داده شده در طول صد سال كه همپاى پيشروان قافله علمى حركت كند و مواقع زيادى عقب مانده، هم از لحاظ ثروت ها به پاى آن كشورهاى ثروتمند نمى رسد، اما در عين حال اين كشور و اين ملت توانسته است توطئه هاى مجموعه كشورهاى قدرتمندِ برخوردار از سلاح و تكنولوژى و ثروت مادى و رسانه اى را در مهمترين ميدان ها به عقب نشينى وادار كند و شكست بدهد. اين علتش چيست؟ اين در خور تأمل و تدقيق است. اين را بايد دانشمندان علوم سياسى و علوم اجتماعى تحليل كنند؛ ببينند نقش اين معنويت ها چگونه خود را نشان مى دهد، كه امروز در ايران نشان داده. لذا نگاه به اين صحنه، نگاه عبرت آموز و درس آموزى است. صحنه، صحنه شكست قدرت استكبارى آمريكاست. نمى خواهيم ادعاى واهى بكنيم؛ نه، اينها چيزهاى واضحى است و خودشان هم مى گويند.
آمريكايى ها قضيه ۲۰ شهريور، يعنى همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه اى قرار دادند براى اين كه مطامع خودشان را در خاورميانه پيش ببرند. هدف اصلى آنها هم اين بود كه بتوانند خاورميانه اى درست كنند بر محور منافع اسرائيل؛ به تعبيرى كه آن روز ما مى كرديم، خاورميانه اى با پايتختى اسرائيل؛ اينطور چيزى مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله به عراق، جزئى از نقشه هاى اين پروژه بود. عراق يكى از ثروتمندترين كشورهاى اين منطقه و كشورهاى عربى است؛ كشورى كه امروز متأسفانه مردمش اينطور در فقر و حالت دردآورى زندگى مى كنند. آمريكايى ها مى خواستند اين كشور را در مشت بگيرند - صدام كافى نبود، غير قابل محاسبه بود - دولتى را در آنجا سر كار بياورند كه هم ظاهر مردمى داشته باشد، هم توى مشت آنها باشد. اين يكى از قدمهاى مهم ايجاد خاورميانه جديد بود كه بايد بر محور منافع اسرائيل به وجود بيايد. آن وقت چنين خاورميانه اى مى تواند ايران اسلامى را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان اين بود. شما حالا جزء جزء اين نقشه را مورد ملاحظه قرار بدهيد. در فلسطين اين نقشه شكست خورد. فلسطين كه يك نقطه اصلى و محورى بود، اين نقشه در آنجا شكست خورد. چرا؟ به خاطر اين كه در فلسطين گروه حماس كه بزرگترين و اصلى ترين هسته مقاومت در مقابل اسرائيل است، با آراى مردم دولت تشكيل داد و سر كار آمد. تودهنى به آمريكا و اسرائيل از اين بالاتر؟ از آن روزى هم كه اين دولت به وجود آمده است، مرتب دارند كارشكنى مى كنند كه از ميدان خارجش كنند؛ اما تا امروز نتوانسته اند. متأسفانه از خود بعضى از فلسطينى ها هم كمك گرفتند براى به زانو در آوردن دولت مردمى فلسطين؛ اما تا امروز بحمداللَّه نتوانسته اند، اميدواريم بعد از اين هم نتوانند. اين مربوط به فلسطين.
خود رژيم صهيونيستى هم - كه هدف، تقويت اين رژيم بود - ضربه خورد و آمريكايى ها هم تودهنى خوردند. چگونه تودهنى خوردند؟ تابستان سال گذشته، اين نيروى نظامى پرهياهوى پرمدعا - ارتش اسرائيل كه ادعا مى شد قويترين ارتش اين منطقه است - با ساز و برگِ مفصل وارد جنگ با لبنان شد؛ آن هم نه با يك كشور، نه با يك دولت؛ با يك نيروى منظم، با چند هزار نيروهاى حزب اللَّه و مقاومت اسلامى. سى و سه روز اين جنگ طول كشيد، كه در اين منطقه سابقه ندارد. چندين جنگى كه اسرائيل با اعراب داشته است، از چند روز - حداكثر يكى دو هفته - تجاوز نكرده است. اين جنگ، سى و سه روز طول كشيد و با شكست كامل و مفتضحانه ارتش اسرائيل تمام شد. كى تصور مى كرد؟ آمريكايى ها اصلاً فكرش را نمى كردند، اما اتفاق افتاد. اين هم يك تودهنى. آنها قصد داشتند در لبنان حزب اللَّه را خلع سلاح كنند؛ اما حزب اللَّه نه فقط خلع سلاح نشد، بلكه آنچنان قوى و مقتدر شد كه توانست ارتش اسرائيل را كه به صورت افسانه اى شكست ناپذير مى دانستند، شكست بدهد.
پس در مورد دولت فلسطين شكست خوردند، در مورد دولت جعلى صهيونيستى شكست خوردند، در مورد قطع كردن دست جوانان رشيد لبنانى از كمك به فلسطين شكست خوردند، در مورد عراق هم شكست خوردند. عراق را آمدند اول با فتح نظامى اشغال كردند. اين، قدم اول بود و بخش آسان مسأله بود. امروز بيش از چهار سال از اشغال عراق به وسيله آمريكايى ها و همپيمانانشان مى گذرد. همه در دنيا قضاوتشان اين است كه آمريكا در عراق شكست خورده. همه تحليلگران دنيا مى دانند كه آمريكا امروز با سراسيمگى دنبال راهى مى گردد كه آبرومندانه از عراق خارج شود. همه مى دانند كه آمريكا در عراق به بن بست رسيده. هدف آمريكايى ها اين بود كه يك دولت دست نشانده به وجود بياورند. دولتى كه مردم عراق روى كار آورده اند، دولتى است كه با هدف هاى آمريكايى خيلى فاصله دارد؛ در مقابل آمريكايى ها مى ايستد؛ دست نشانده آنها و تسليم آنها نيست. آمريكايى ها خيلى به اين در و آن در زدند، بلكه بتوانند دولت مردمى را ساقط كنند و دولت خودشان را سر كار بياورند، اما نتوانستند؛ تا امروز هم نتوانسته اند. اگر ملت عراق ان شاءاللَّه هوشياريشان را حفظ كنند، بعد از اين هم نخواهند توانست.
در مورد تضعيف جمهورى اسلامى و محاصره جمهورى اسلامى هم قضيه برعكس شده. به همت مردم ايران، به توفيق الهى، به حول و قوه پروردگار، اين ملت نردبان اعتلا و ترقى را همين طور پى درپى، پله بعد از پله پيموده و بالا رفته است. امروز ما از لحاظ موقعيت سياسى از چهار سال قبل و پنج سال قبل كه آمريكايى ها آن هدف را شروع كردند، بالاتريم. امروز ما از لحاظ تمكن علمى بالاتريم؛ از لحاظ منابع مالى جلوتريم. امروز ملت ما از لحاظ نشاط و آمادگى روحى جلوترند. امروز ملت ما از لحاظ حاكميت ارزشهاى انقلابى و مبانى امام بزرگوار، جلوتر از گذشته است. در طول اين چهار پنج سال هرچه تلاش كردند، برعكس، ملت ايران زنده تر، هوشيارتر، بانشاط تر و در صحنه ترند و در هيچ مسأله اى نيست كه انسان ببيند ملت ايران از خودشان بى تفاوتى نشان مى دهند، در حالى كه جاى حضور آنهاست. محصول آمريكا اين است: شكست كامل در قضيه اهداف خود. علاوه بر اين، آمريكايى ها امروز از طرف امت اسلامى مورد سؤالند و استيضاح مى شوند. امروز آمريكا در افكار عمومى ملت اسلام و امت اسلامى محكوم است. مى شنويد اين نظرخواهى ها و نظرسنجى هاى گوناگون را در اطراف دنياى اسلام؛ همه حكايت مى كند از منفوريت آمريكا و محكوميت آمريكا؛ اينها مورد سؤالند.
من اعتقاد راسخ دارم كه روزى خواهد آمد كه همين رئيس جمهور كنونى آمريكا و مسئولين آمريكايى در يك دادگاه عادلانه بين المللى به خاطر فجايعى كه در عراق به وجود آورده اند، گريبانشان گرفته شود و محاكمه شوند. آمريكايى ها بايد جواب بدهند چرا از اشغال عراق دست برنمى دارند؛ بايد جواب بدهند كه چرا عراق را اينطور امواج ناامنى و توفانهاى ناامنى و تروريستى فراگرفته. تروريسم را آمريكايى ها آوردند به عراق تحميل كردند. بايد جواب بدهند كه در اين كشور ثروتمند چرا پنجاه درصد مردم امروز بيكارند؛ چرا از خدمات عمومى در اين كشور اثرى نيست. مردم مشكل برق دارند، مشكل سوخت دارند، مشكل آب سالم و آب آشاميدنى دارند، مدارسشان ويران شده، دانشگاه هايشان ويران شده، مدرسه اى ساخته نشده، بيمارستان هايشان از
حيّز انتفاع خارج شده. مردم نيازمند به بيمارستانند؛ كدام بيمارستان را آمريكايى ها ساختند؟ كدام بيمارستان را تجهيز كردند؟ كدام دانشگاه را ساختند يا تعمير كردند؟ كدام جاده را درست كردند؟ كدام خط لوله را كشيدند؟ كدام آب آشاميدنى را وصل كردند؟ اينها جواب لازم دارد؛ اينها را بايستى آمريكايى ها جواب بدهند؛ نمى توانند شانه خالى كنند. حالا امروز يك چهار صباح با بى اعتنايى با اين قضايا برخورد كنند، اما هميشه اينطور نخواهد ماند؛ گريبان اينها را مى گيرند؛ مثل اين كه گريبان خيلى ها گرفته شد. قدرتمندانى كه گريبانشان گرفته شد، كم نيستند. گريبان هيتلر يك روز گرفته شد، گريبان صدام يك روز گرفته شد، گريبان بعضى از رؤساى اروپايى گرفته شد. ملت ها با اين روش مخالفند، ملت آمريكا هم مخالفند. ملت انگليس هم از بودن انگليسى ها در عراق ناراحت بودند و بدشان مى آمد، كه مجبور شدند انگليسى ها بگذارند از بصره خارج شوند. مردم اسپانيا و ايتاليا هم كه دولت هايشان كمك آمريكا در جنگ به عراق بودند، آن دولت ها را ساقط كردند؛ دولت هاى ديگرى در هر دو كشور سر كار آمدند. مردم دنيا از اين وضع ناراحتند. آنچه پيش مى رود، خواست ملت هاست؛ خواست آحاد مردم است. قدرت نمايى قدرتمندان ديرى نمى پايد. آمريكا شكست خورد. در اين حركتى كه از چند سال پيش در اين منطقه راه انداختند، كه هدفش خاورميانه بود و به نظر ما هدف نهايى و غائى اش جمهورى اسلامى بود، نه خاورميانه را توانستند به دست بياورند، نه جمهورى اسلامى را توانستند تضعيف كنند؛ عراق هم كه وضعشان اينطورى است.
آمريكايى ها دچار مشكلند. حالا فرافكنى و طلبكار شدن رسانه اى كه اهميتى ندارد. حالا ايران يا كشور ديگرى را متهم بكنند، كه مايه اى ندارد. اما در خود اين گزارش هايشان، ضعف و فروماندگى و پاى در گلى كاملاً آشكار است. همين نمايندگان سياسى و نظامى آمريكا در عراق كه رفتند به كنگره آمريكا گزارش جنگ عراق را بدهند، چيزى كه توانستند به عنوان دستاورد ذكر بكنند، اين بود كه گفتند عراق به بازار تسليحاتى آمريكا ملحق شد. خاك بر سرتان! يك كشور را گرفتند، اينطور مردم را لگدمال كردند، اينطور منافع ملت را از بين بردند، آن طور به ملت خودشان دروغ گفتند كه ما به اين نيت داريم مى رويم، اين كارها را مى خواهيم بكنيم، حالا نتيجه اين است كه تسليحات آمريكا در عراق قابل فروش رفتن است! اين، نشان دهنده نهايت ضعف و عقب ماندگى است؛ نشان دهنده اين است كه حقيقتاً ناكامند.
برادران و خوهران عزيز! ملت بزرگ ايران! قدر خودتان را بدانيد؛ قدر اين راه را بدانيد؛ قدر اين صراط مستقيمى كه شما را قدرتمند و عزيز كرد و دشمن شما را در مقابل شما كوچك و حقير كرد، بدانيد. اين راه، راه خداست؛ دعوت پيامبران خداست؛ راه حاكميت اسلام است.
ما مسائل فراوانى در زمينه امور داخلى كشورمان داريم كه مى توانيم درباره آنها بحث كنيم؛ اما مجال نيست. من تنها چيزى كه عرض مى كنم، اين است كه ملت ما هوشيار باشند، بيدار باشند. شما به بركت اين بيدارى و هوشيارى كارهاى زيادى كرده ايد، عرصه هاى زيادى پيش رفته ايد و تصرف كرده ايد، موفقيت هاى بزرگى به دست آورده ايد؛ باز هم در سايه همين بيدارى و هوشيارى است كه خواهيد توانست قله ها را فتح كنيد، خواهيد توانست خود را از آسيب پذيرى بيرون بياوريد. كارى كنيد كه ديگر كسى جرأت نكند ملت ايران را تهديد هم بكند.
جمعه آخر ماه، روز قدس را داريم كه حالا احتمال دارد در ماه رمضانِ امسال يك جمعه جلوتر بيفتد، براى اين كه همه كشورهاى اسلامى بتوانند شركت كنند. حالا اين مسئوليتش با مسئولينى است كه اين كارها را تدبير مى كنند. جمعه قدس را به ياد داشته باشيد و فراموش نكنيد. ان شاءاللَّه همه ما بتوانيم از فرصت هاى اين ماه حداكثر استفاده را بكنيم.
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
اذا جاء نصراللَّه والفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجا.
فسبّح بحمد ربّك واستغفره انّه كان توّابا.