|
|
|
معجزه توليد ناب
|
|
|
حميده احمديان راد
ما براى توليد كالاهايمان هزينه زيادى مى كنيم و به عبارتى ريخت و پاش در صنايع ما زياد است. در نتيجه قيمت نهايى محصولات ايرانى هم بالاست. اين درحالى است كه مشتريان نيز از كيفيت و تنوع كالاها راضى نيستند. همين ها كافى است تا به اين نتيجه برسيم كه بايد شيوه هاى توليد را تغيير دهيم.
مدتى است كه تعدادى از كشورهاى جهان به شيوه اى از توليد روى آورده اند كه توليد ناب نام دارد. در توليد ناب ارتباط با مشترى اهميت زيادى دارد و توليدكنندگان در پى آن هستند كه همه مشتريان را با هر سليقه اى از خود راضى كنند. توليد ناب همه چيز را به ميزان كمتر مورد استفاده قرار مى دهد. به اين ترتيب كمترين سرمايه گذارى در ابزار، انباردارى و فعاليت انسانى صورت مى گيرد، در عين اين كه به كيفيت، بهاى بسيار زيادى داده مى شود. اين شيوه توليد با وجود آن كه وارد كشور ما شده است ولى هنوز كاملاً جاى خود را ميان شيوه هاى توليد ديگر باز نكرده است. اكثر ما هنگامى كه براى خريد كالا به فروشگاهى مراجعه مى كنيم، با دقت بين اجناس مى گرديم تا جنس سالم را از بين انبوه كالاهايى كه ممكن است هريك ايرادى داشته باشد، پيدا كنيم. اين درباره كالاهاى ساخت داخل بيشتر صادق است. بارها پيش آمده سايز خود را به فروشنده گفته ايد و او لباس يا كفش با همان سايز در اختيارتان قرار داده، ولى پس از امتحان كالا ديده ايد كه اين سايز پوشاك يا كفش بزرگ تر يا كوچك تر از سايزى است كه شما داده ايد و چه بسا اندازه يك لنگه كفش با لنگه كفش ديگر متفاوت است! حالا تصور كنيد كه فروشگاه يا مغازه اى كه به آن مراجعه كرده ايد، امكانى براى پرو كردن هم ندارد. به خاطر همين ايرانى ها عادت كرده اند هنگام خريد تمام حواس شان را به كار بيندازند تا مبادا جنسى داراى نقص نصيب شان شود يا ناچار شوند براى پس دادن جنسى كه مناسب نيست دوباره روانه خيابان ها شوند. البته در صورتى كه صاحب فروشگاه روى در يا ديوار مغازه اش ننوشته باشد: «جنس فروخته شده پس گرفته نمى شود»! بسيار اتفاق مى افتد كه انبوهى از كالا روى دست صاحب يك كارگاه يا كارخانه باقى مى ماند. اين اتفاق متأسفانه در صنعت خودروسازى ما هم اتفاق مى افتد. به اين ترتيب كه انبوهى خودرو توليد شده در پاركينگ كارخانه خودروسازى پارك مى شود. چون كارخانه پيش از توليد به ميزان تقاضا و قدرت خريد مشتريان توجه نداشته و تنها در فكر توليد انبوه بوده است. تمام اين مشكلات با روى آوردن به توليد ناب قابل حل است. * شيوه توليد مناسب براى صنايع ايران اين شركت خودروسازى تويوتا بود كه در سال ۱۹۵۰ براى نخستين بار شيوه توليد ناب را به كار گرفت. چون اين شركت در آن زمان به اين نتيجه رسيده بود كه بازار داخلى ژاپن كوچك است در عين اين كه به انواع وسايل نقليه نياز است. همچنين در آن زمان براى اين شركت امكان خريد گسترده آخرين فناورى هاى غربى وجود نداشت و به اندازه اى كارخانجات خودروسازى بزرگ در جهان وجود داشت كه توان رقابت با آنها را هم در خود نمى ديد. در نتيجه تويوتا به جاى توليد انبوه خودرو كه شركت فورد ابداع كننده آن بود به توليد ناب روى آورد. شرايط امروز كارخانجات ايرانى مشابه شرايطى است كه تويوتا در سال ۱۹۵۰ با آن روبه رو بود. بنابراين به نظر مى رسد كه توليد ناب شيوه توليد مناسبى براى توليدكنندگان ايرانى است. با اين حال هنوز همه صنايع به اين نوع از توليد روى نياورده اند. امير تمدن كارشناس مديريت و از مديران صنايع مى گويد: «كشورهاى آمريكايى و اروپايى به دنبال ژاپن در اين زمينه زياد كار مى كنند. جالب است كه كشور تركيه هم در اين زمينه كار زيادى انجام داده است.» وى درباره جايگاه توليد ناب در ايران مى گويد: «در ايران كمى در حوزه توليد ناب كار شده. درواقع در صنايع بزرگ كشور ما به ويژه صنعت خودروسازى هر روز چيزى مد مى شود و گاهى چند چيز مختلف مد مى شود كه پيروان هر يك ساز خود را مى زنند! به اين ترتيب توليد ناب هم وارد كشور ما شده است. منتها چون مديران صنايع ما چشم اندازى از آينده براى صنعت خود ترسيم نمى كنند تا در مسير آن اقداماتى انجام دهند، حاضر نيستند در زمينه توليد ناب هم هزينه زيادى كنند. واقعيت اين است كه توليد ناب از سيستم هاى توليدى روز دنياست كه خيلى جاها بايد هزينه هايى كرد تا به آن رسيد. به عنوان مثال ژاپنى ها كار را به جايى رسانده اند كه مى گويند به جاى استفاده بهينه از مترمربع بايد حداكثر استفاده را از مترمكعب انجام داد. به عبارتى مى بينيد كه در مكانى كه توليد ناب صورت مى گيرد دستگاه ها علاوه بر كف رو به بالا هم كار گذاشته شده اند. همين استفاده از مترمكعب هزينه اوليه دارد. واقعيت اين است كه در حال حاضر بسيارى از مديران ما مى دانند كه توليد ناب چيز خوبى است ولى درك عميقى از آن ندارند و نمى توانند نتيجه خوبى از دل آن بيرون بياورند. در توليد ناب لازم است حداكثر صرفه جويى انجام گيرد. در حالى كه صنايع ما پر از ريخت و پاش است.» * مشترى مدارى در توليد ناب با ابداع شيوه توليد ناب، عصرى كه مشتريان بايد خود را با توليدات كارخانجات هماهنگ مى كردند به پايان رسيده است. در شيوه توليد ناب اطلاعات مربوط به مشتريان و اولويت نيازهاى آنها بررسى مى شود و توليدكنندگان مى كوشند چيزى را توليد كنند كه مشترى از آنها مى خواهد. نتيجه تنوع زياد در محصولات توليدى است. در حالى كه در سيستم توليد انبوه كه صنايع كشور ما نيز همچنان از آن پيروى مى كنند، توليدكنندگان و فروشندگان مى كوشند مشتريان را مجاب كنند چيزى كه آنها توليد مى كنند و مى فروشند براى مشترى مناسب است! نتيجه نارضايتى بسيارى از مشتريان ايرانى از كالاهاى ساخت داخل است چرا كه آنها امكان زيادى براى انتخاب كالاى مورد نظرشان ندارند. از طرفى توليد ناب هدف خود را اين قرارداده كه ضايعات هم هنگام توليد، زمان آماده سازى و توليد كالا، حمل ونقل، انبار كردن كالا و از كار افتادن ماشين آلات و ابزار صفر شود. در حالى كه مى دانيم در سيستم توليد انبوه كه صنايع ايران همچنان از آن تبعيت مى كنند هميشه نيروى كار اضافى، كالاهاى انبار شده و فضاى اضافى وجود دارد. از اين رو است كه صنايع ايران صنايعى با ريخت و پاش زياد تلقى مى شود. ضمن اين كه در سيستم توليد ناب كيفيت هر كالا به حدى اهميت دارد كه به محض ديدن نقصى در يك كالا خط توليد متوقف مى شود تا نقص آن برطرف شود. در برخى صنايع اين كار با تنظيم دستگاه ها انجام مى شود و در صنايع ديگر كارگران چنان آموزش ديده اند كه خودشان نقص هر كالا را تشخيص دهند و حتى يك كارگر مى تواند به خاطر نقص يك كالا خط توليد را متوقف كند. در حالى كه در توليد انبوه تنها مدير اختيار اين كار را دارد. از ديگر مزيت هاى توليد ناب اين است كه جنس با كيفيت بالا را با قيمت ارزان تر روانه بازار مى كند. سوده راد كارشناس ارشد كارآفرينى مى گويد: «در توليد ناب مهم است كه كالا دقيقاً مطابق با مقدار تقاضا و يا تعداد مورد نياز توليد شود. جنبه ديگر كاهش تعداد كارگران است. از طرف ديگر هم از آن جا كه در توليد ناب از ماشين ها به درستى نگهدارى مى شود، مى توان مدت هاى مديدى از آنها استفاده كرد. درواقع ارزش ماشين از روى قدرت درآمدزايى كنونى آن تعيين مى شود، نه تعداد سال هايى كه كار كرده است. در توليد ناب انديشه توليدكننده كمال است. يعنى نزول پيوسته قيمت ها، به صفر رساندن ميزان عيب ها، به صفر رساندن موجودى و تنوع بى پايان محصول اهداف او را تشكيل مى دهد. در پايان خط توليد دو شيوه توليدى انبوه و ناب تفاوت قابل توجهى وجود دارد و آن اين است كه در كارخانه اى كه توليد ناب انجام مى دهد، تقريباً هيچ محوطه دوباره كارى وجود ندارد اما در كارخانه اى كه توليد انبوه انجام مى دهد، محصولات معيوب زيادى وجود دارند كه در نهايت منجر به افزايش قيمت محصول نهايى و كيفيت پائين تر براى خريدار مى شود و همچنين باعث مى شوند تا توان رقابتى كارخانه كاهش پيدا كند. در واقع مى توان گفت توليد ناب، يك فلسفه توليد است كه سعى مى كند اصول توليد دستى را با اصول توليد انبوه تركيب كند. در توليد دستى هيچ توليدى آغاز نمى شود مگر آن كه سفارشى از سوى يك مشترى خاص دريافت شود و بعد هم به مشترى و نيازش تمركز مى شود.» وى نتيجه مى گيرد: «مفهوم بنيادين تفكر ناب ريشه كن كردن اتلاف و آفرينش ارزش در سازمان است. توليد ناب. فلسفه و نگرشى است كه درصدد حذف هر فرآيند اضافى اى از مرحله تهيه مواد اوليه تا توليد و نهايتاً فروش است كه ارزش افزوده اى ايجاد نمى كند. در توليد ناب مديريت براى كارگران ارزش و احترام قائل است و مسئوليت ها را به آنها واگذار مى كند و در مقابل انتظار دارد كه كارگران هم پاسخگوى نيازهاى كارخانه باشند. همچنين مهم ترين ركن سيستم ناب رابطه با مشتريان است. اصول محورى سيستم توليد ناب هم اينك به الگويى براى بسيارى از توليدكنندگان و ارائه كنندگان خدمات تبديل شده است.» همين دلايل كافى است كه به اين نتيجه برسيم كه ما هم بايد به طور جدى به پياده كردن اصول محورى سيستم توليد ناب در صنايع مان بينديشيم.
|
|
|
|
|