ياسر پوراسماعيل
در مباحث قديمى نفس مانند كتاب «در باب نفس» ارسطو توجه زيادى به «خيال» (فانتازيا در يونانى) به عنوان يك حالت ادراكى واسطه ميان ادراك حسى و عقل شده است. در فلسفه ذهن جديد خيال به عنوان حالتى شبه-ادراكى شناخته مى شود اما به اندازه بحث هاى ديگر فلسفه ذهن به آن توجه نشده است؛ زيرا يا همانند ادراك حسى تبيين مى شود يا از سنخ كيفيات ذهنى قلمداد شده، بحث هاى مربوط به كيفيات در مورد آن جارى مى شود. در اين مباحث بايد ميان «تخيل» (imagination) و «صورت هاى خيالى» (imagery) فرق گذاشت؛ صورت هاى خيالى تصاويرى هستند كه در ذهن مى سازيم؛ تصور يك شكل خاص مانند مربع، تصور چهره يك شخص، تصور چيزهايى كه در جهان واقعى وجود ندارند مانند سيمرغ يا غول و مانند اينها. اين صورت هاى خيالى در بسيارى از فعاليت هاى ذهنى نقش دارند مانند فكر كردن، ادراك حسى و از همه مهم تر «تخيل»؛ همان طور كه خواهيم ديد برخى از فيلسوفان معتقدند كه تخيل مى تواند بدون صورت هاى خيالى هم تحقق پيدا كند هرچند اغلب با صور ت هاى خيالى همراه است.
صورت هاى خيالى
در مورد خود صورت هاى خيالى دو نظريه مهم وجود دارد: تصويرگرايى (pictorialism) و توصيف گرايى (descriptionalism). بيشتر ما تصور مى كنيم كه صورت هاى ذهنى درست مانند صورت هاى غيرذهنى (مانند نقاشى، عكس و فيلم) هستند؛ همان طور كه عكس كوه دماوند اين كوه را بازنمايى مى كند، صورت ذهنى من از كوه دماوند هم اين كوه را بازنمايى مى كند؛ ميان اين ۲ نحوه از بازنمود تفاوتى وجود ندارد. ديدگاه «تصويرگرايى» هم از همين تصور متعارف از صورت هاى خيالى دفاع مى كند؛ معروف ترين طرفداران اين ديدگاه جرى فودر و كاسلين (Kosslyn) هستند. البته اين ديدگاه علاوه بر اين كه با شهود متعارف ما مطابق است، از مؤيدات تجربى هم برخوردار است؛ براى مثال در يكى از اين آزمايش ها از آزمودنى خواسته مى شود كه بگويند آيا ۲ حرف (مانند ۲ حرف B) -كه يكى از آنها چرخانده شده است- يكى هستند يا نه. نتيجه اين آزمايش ها اين بود كه پاسخ آزمودنى ها با درجه چرخش آن حرف تغيير كرده است؛ اين نشان مى دهد كه آزمودنى ها صورت خيالى آن حرف را در ذهن خود مى چرخانده اند.
با اين همه، ديدگاه تصويرگرايى به چالش كشيده شد: اين ديدگاه تصاويرى را در ذهن مفروض مى گيرد؛ اگر اين تصاوير غيرفيزيكى باشند، اين نظريه بايد به دوگانه انگارى تن دهد در حالى كه از آن مى گريزد و اگر فيزيكى باشند، بايد جاى اين تصاوير را در مغز نشان داد يعنى بايد در جايى از مغز وجود داشته باشند در حالى كه شايد هرگز نتوان در مغز شكل ها و تصاوير مختلف را پيدا كرد.
به خاطر اين قبيل مشكلات، بسيارى از فيلسوفان و پژوهشگران علوم شناختى به ديدگاه «توصيف گرايى» روى آوردند. برجسته ترين طرفداران اين ديدگاه دنيل دنت و زنون پيليشين (Pylyshyn) هستند. تصويرگرايان معتقد بودند كه صورت هاى خيالى همانند عكس ها و تصاوير، جهان را بازنمايى مى كنند اما توصيف گرايان معتقدند كه صورت هاى خيالى همانند زبان، جهان را بازنمايى مى كنند. يك وضع امور را در نظر بگيريد: يك صندلى در كنار يك ميز. يك راه بازنمود اين وضع امور اين است كه نقاشى يا عكسى را ترسيم كنيم كه صندلى را كنار ميز نشان مى دهد (تصويرگرايان صورت هاى خيالى را از اين سنخ مى دانند)؛ راه ديگر اين است كه آن را در يك جمله بازنمايى كنيم مانند «صندلى در كنار ميز است»؛ توصيف گرايان الگوى بازنمايى صورت هاى خيالى را از اين سنخ مى دانند. زبان طبيعى تنها شيوه بازنمود توصيفى نيست؛ به نظر اين دسته از فيلسوفان، شيوه هاى ديگر هم وجود دارند مانند زبان ۲ واحدى (صفر و يك) كامپيوتر كه از وضع امورى در خارج حكايت مى كند اما هيچ شباهتى به زبان طبيعى ندارد. بحث از صورت هاى خيالى در فلسفه ذهن و علوم شناختى همچنان ادامه دارد؛ اما اين بحث صرفاً درباره ماهيت بازنمودى اين صورت ها است نه درباره وجود آنها؛ بنابراين، اين تصور كه توصيف گرايان منكر وجود صورت هاى خيالى هستند نادرست است.
نظريات مربوط به تخيل
دو ديدگاه اساسى درباره تخيل وجود دارد: ديدگاه مبتنى بر صور خيالى و ديدگاه غيرمبتنى بر صور خيالى. اين تصور كه صورت هاى خيالى در ماهيت تخيل نقش دارند از ديرباز ميان فيلسوفان رواج داشته است؛ بر اساس اين ديدگاه، تخيل شباهت زيادى با ادراك حسى دارد. دقيقاً همان چيزهايى را كه ادراك مى كنيم مى توانيم در ذهن خود بسازيم؛ اين ديدگاه بسيار قديمى است، به عنوان مثال «جان لاك» تخيل را «حس زائل شده» مى نامد و «باركلى» مدعى است كه ادراك حسى از تخيل قوى تر و متمايزتر است. شايد به همين خاطر است كه بسيارى از فيلسوفان تخيل را همان ادراك به وسيله «چشم ذهن» مى نامند (البته «چشم ذهن» از باب نمونه است وگرنه در مورد تخيل بوها بايد گفت «بينى ذهن»، در مورد تخيل مزه ها بايد گفت «زبان ذهن» و همين طور، اما تعبير «چشم ذهن» از باب تسامح در مورد همه اين موارد به كار مى رود). اشكالى كه به اين نظريه وارد مى شود اين است كه حتى اگر تعبير «صورت خيالى» را به طور وسيع به كار ببريم تا شامل همه انواع ادراكات حسى و حتى احساساتى مانند درد (تخيل درد داشتن) هم بشود، باز هم مواردى از كاربرد متعارف «تخيل» در زبان روزمره وجود دارد كه با صورت هاى خيالى مرتبط نيستند: مانند «من خيال مى كردم كه او به من خيانت نمى كند در حالى كه به من خيانت كرد». البته طرفداران اين نظريه پاسخ هايى داده اند (به عنوان مثال، اين قبيل كاربردها را كاربردهاى حقيقى «تخيل» نمى دانند).
ديدگاه ديگر درباره تخيل معتقد است كه صورت هاى خيالى در تخيل نقشى ندارند يا اگر هم نقشى داشته باشند، نقش ذاتى و اساسى ندارند. طرفداران اين ديدگاه مى پذيرندكه ممكن است در بعضى از موارد، تخيل متضمن صورت هاى خيالى باشد اما اين دو هيچ تلازمى با يكديگر ندارند. اين ديدگاه تقريرهاى مختلفى دارد؛ يكى از مهم ترين تقريرهاى آن «نظريه تجربى» درباره خيال است: برخى از فيلسوفان تخيل را نوعى «تجربه همدلانه» مى دانند. براى مثال، دو چيز را تخيل كنيد؛ اول: شنا كردن را تخيل كنيد، دوم: شنا كردن خودتان را در آب تخيل كنيد. در مورد اول، شما خودتان را در آب تصور مى كنيد و طعم آب، حركت در آب و برخورد با امواج را به ذهن مى آوريد؛ اين را مى توان «تخيل از درون» ناميد اما در دومى، شما خودتان را در آب تصوير مى كنيد در حالى كه در آب حركت مى كنيد يعنى خودتان را از بيرون مى بينيد؛ اين را «تخيل از بيرون» مى ناميم. تخيل از درون مستلزم به خاطر آوردن تجربه هاى درونى شخص است مانند سردى آب، شورى آب، احساس تماس با موج و غيره؛ تخيل از بيرون هم همين طور است؛ وقتى خودم را در آب تخيل مى كنم، در حقيقت تجربه هايى را كه از شنا كردن در آب داشته ام به ياد مى آورم پس تخيل از بيرون را مى توان به تخيل از درون تحويل برد. اما تفاوت اصلى اين دو نوع تخيل اين است كه در تخيل از درون، هدف اين است كه احساس يا تصور ديگرى يا خود را درباره يك وضعيت خاص تخيل كنيم اما در تخيل از بيرون، هدف اين است كه چگونگى ظهور چيزى را در تجربه تخيل كنيم. بر اساس اين ديدگاه، اگر چيزى فاقد محتواى تجربى باشد، قابل تخيل نيست. براى مثال، تخيل مرده بودن، يا تخيل خواب عميق از درون ممكن نيست. يك نمونه برجسته از عدم امكان تخيل همان چيزى است كه «تامس نيگل» در مقاله معروف «خفاش بودن چه كيفيتى دارد؟» مطرح كرده است: ما نمى توانيم كيفيت تجربه درونى خفاش را از درون تخيل كنيم هرچند مى توانيم چگونگى رفتارهاى خفاش را براى خودمان (از بيرون) تخيل كنيم.
تخيل و ادراك حسى
همان طور كه گفتيم، در ديدگاه هاى قديمى تخيل شبيه ادراك حسى دانسته مى شود اما از آن ضعيف تر است. ديويد هيوم از برجسته ترين طرفداران اين ديدگاه است؛ او تخيل را در دو مورد مطرح مى كرد: الف) ايده هايى وجود دارند كه روگرفت هاى انطباعات حسى اند. تفاوت ايده هاى تخيل، ايده هاى حافظه و انطباعات حسى با يكديگر به ميزان شفافيت آنها است؛ انطباعات حسى بسيار شفاف اند، ايده هاى حافظه شفافيت كمترى دارند و ايده هاى تخيل از همه اينها مبهم ترند. ب) تخيل در فرايندهايى مانند تداعى ايده ها دخيل است (هيوم از تداعى ايده ها براى اثبات اين همانى شخصى يا استمرار وجود اشيا استفاده مى كند). بنابراين، مى توان گفت: هيوم صورت هاى خيالى را تصوير مى داند و تخيل را فرايند يا فعاليتى ذهنى مى داند كه استمرار وجود اشيا را براى ما توجيه مى كند.
در ديدگاه هاى جديد، اگر قائل به ديدگاه هاى مبتنى بر تصوير باشيم، باز هم تخيل را شبيه ادراك حسى مى دانيم (به همين خاطر است كه برخى از فيلسوفان معاصر، تخيل را در رديف «حالات شبه-ادراكى» ذكر مى كنند). اما در غير اين صورت، تخيل فرايند ذهنى متمايزى با ادراك حسى خواهد بود.
درباره شوميكر«سيدنى شوميكر» (۱۹۳۱) در دانشگاه كرنل استاد فلسفه بود اما در حال حاضر بازنشسته شده است (البته در دانشگاه هاى ديگرى مانند دانشگاه اوهايو و هاروارد هم تدريس كرده است). او به متافيزيك و فلسفه ذهن علاقه مند است. اخيراً در مورد موضوع هايى مانند عليت، نظريات كاركردگرايانه ذهن، مسائل مربوط به خود و معرفت به خود، ماهيت احساس و تجربه حسى و ماهيت ويژگى ها هم كار كرده است. شوميكر به ويتگنشتاين و فيلسوفان تجربه گراى انگليسى بسيار علاقه مند است. برخى از آثار او عبارت اند از «معرفت به خود و اين همانى خود»، «اين همانى شخصى» (او اين كتاب را به همراه دوگانه انگارى جوهرى معاصر، ريچارد سوئينبرن نوشته است)، «اين همانى، علت و ذهن» و «منظر اول-شخص» ۲ كتاب اخير مجموعه مقالات او هستند.
براى مطالعه بيشتر
«ند بلاك» كتابى به عنوان «صورت هاى خيالى» نوشته است ( ۱۹۸۱ , Imagery MIT Press ) و در آن، مجموعه مقالاتى را درباره صورت خيالى منتشر كرده است. كتاب «تخيل و آسيب شناسى هاى آن» هم مقالاتى را درباره تخيل گرد آورده است (۲۰۰۳ Imagination and Its Pathologies, MIT Press,). كتابنامه كامل بحث تخيل و صورت هاى خيالى را مى توانيد در اينجا ببينيد: http://consc.net/bibl io/5,.html #5.3e
در نشانى اينترنتى زير مى توانيد برخى مقالات انگليسى مربوطه را دريافت كنيد:
http://consc.net/online1.html#sensory