|
نگاهى به آيات مربوط به توبيخ و تنبيه
آخرين نقطه
|
|
|
عبدالرضا حداديان
واژه «تنبيه» ابتدا در لغت عرب به معناى بيداركردن و بيدارشدن از خواب(۱) به كار مى رفته ولى به مرور زمان و پس از ورود به زبان فارسى معانى: بيداركردن، هوشيار نمودن و نيز آگاهى پس از غفلت را به خود گرفته و سپس به صورت مجازى و در عرف عام، چوب و يا كتك زدن و گوشمال دادن كوتاه انديشان را «تنبيه كردن» گفته اند.(۲) اكنون اصطلاح تنبيه بيش از هرچيز به حوزه علوم تربيتى و روانشناسى اختصاص داشته و تعريفى خاص يافته است: روانشناسان اعمال محرك هاى ناراحت كننده و بيزارى آور براى كاستن از احتمال وقوع رفتارى نامطلوب را «تنبيه» مى نامند. (۳) آنچنان كه از قرآن كريم و روايات فراوان معصومين(ع) و سيره عملى زندگى آن بزرگواران به دست مى آيد، سنگ بناى نخستين تربيت اسلامى بر رحمت، گذشت، ارشاد، نصيحت و بشارت استوار گشته و جايگاه تنبيه و مجازات - كه خود جلوه اى از دوستى و محبت براى اصلاح و تربيت است و نه از روى انتقام جويى- در مراحل بعد از تشويق و ارشاد و نصيحت و تنها به عنوان عاملى بازدارنده از انحراف و ناهنجارى است.(۴) روش ها و مراحل ۱) بيان داستان گذشتگان يكى از روش هاى بازدارنده از بدى و كجى كه خداوند متعال در قرآن كريم بيان نموده، بيان داستان هاى اقوام، ملل و يا افرادى است كه به علت سركشى، طغيان و عدم تسليم در برابر اوامر الهى به عذاب ها و عقوبت هاى سخت مبتلا گشته اند؛ قرائت آياتى از قرآن كريم كه حاوى چنين داستان هايى ازجمله: عذاب قوم نوح و غرق شدن در آب(۵) ، عقوبت قوم لوط به بارانى از سنگ، (۶) عذاب قوم ثمود به وسيله صاعقه به علت رويگردانى از هدايت الهى و سركشى برابر فرامين خداوندمتعال(۷) ، مجازات ابليس به رانده شدن از بهشت و دورى از رحمت الهى به علت تكبر و تخلف از فرمان پروردگار و عدم سجده بر حضرت آدم(ع)(۸) و ديگر داستان ها و مواعظ قرآنى است، مى تواند به عنوان محركى آگاهى آور و هوشياركننده، انسان را از خشم و غضب الهى ترسانده و عاملى بازدارنده از گناه و عصيان گردد. ۲) نكوهش و توبيخ لفظى دربرخى آيات الهى خداوند متعال ازمحرك هاى لفظى و شيوه بيان مطالب، براى تنبيه مخاطبان استفاده كرده است؛ به عنوان مثال لحن كلام الهى در آيات ابتدايى سوره مباركه «عسس» حاكى از نوعى توبيخ و تنبيه است و به اين وسيله هشدار و آگاهى مى دهد كه شايسته مؤمنان نيست كه از كسى به خاطر فقر و ظاهر وى روى گردانند، چه بسا او انسانى پاك و از مقربان درگاه الهى باشد. (۹) البته آيات فراوان ديگرى ازجمله ابراز نارضايتى و بيزارى خداوند از اعمالى چون ظلم، دروغ، خيانت، تكبر و... و آيات درباره انذار و تحذير را مى توان از اين قسم آيات به حساب آورد. ۳) تهديد و ترساندن يكى ديگر از محرك هاى بازدارنده كه پس از بشارت و مدارا و به تناسب سماجت و لجاجت مخاطب در قرآن كريم به كار رفته، تهديد و ترساندن است. به عنوان مثال خداوند متعال منافقان بيماردل و شايعه ساز مدينه را تهديد مى كند كه اگر به كار خود ادامه داده و برضد رسول (ص) و جامعه نوپاى اسلام توطئه نمايند، پيامبر(ص) را برآنان مسلط ساخته تا از مدينه بيرونشان نمايد و افزون بر كشته شدن به دورى از رحمت الهى نيز تهديد مى شوند. (۱۰) آيات ديگرى ازجمله ۲۱ و ۵۶ آل عمران، ۶۸ توبه، ۱۲۰ اعراف نيز در شمار اين گونه آيات قرار مى گيرند. ۴) قهر و رويگردانى يكى از بهترين مراحل و روش هاى تنبيه كه در قرآن كريم و روايات معصومين(ع) (۱۱) به آن توصيه شده و علم روانشناسى - بويژه در مباحث مربوط به تربيت فرزند - تأكيد فراوانى برآن مى نمايد، رويگردانى، قهر و در شرايط سخت تر طرد و تبعيد است. (۱۲) به عنوان مثال تنبيه سامرى كه در غياب حضرت موسى(ع) بنى اسرائيل را به گوساله پرستى فراخواند اين بود كه به امر خدا و توصيه حضرت موسى(ع) و بنى اسرائيل، كسى با سامرى هم صحبت، هم غذا و همنشين نشده و بدين سبب از محله بنى اسرائيل رانده شده و آنقدر مطرود گرديد كه در گمنامى و غربت مرد. (۱۳) آيات ۳۴ نساء، ۱۱۸ توبه و ۸۷ انبيا نيز موارد ديگرى از رويگردانى از مجرمان و يا تبعيد آنها را بيان كرده اند.(۱۴) ۵) تنبيه بدنى شديدترين و آخرين روش اعمال محرك بازدارنده از كار ناشايست تنبيه است. دانشمندان اسلامى براى بررسى حدود و موارد كاربرد تنبيه بيشتر به آيات ۳۴ نساء و ۴۴ ص استناد نموده و البته جملگى معتقدند كه مجازات و تنبيه بدنى در صورتى كاربرد دارد كه همه راه هاى مسالمت آميز امتحان شده و اثرى نبخشيده باشد كه در اين صورت هم هر تنبيهى موردتأييد اسلام نيست.(۱۵) به عنوان نمونه بسيارى از آيات «حدود» و «قصاص» را مى توان نوعى مجازات و تنبيه جسمى برروى مجرمان دانست كه خداوند متعال اعمال اين كيفرهاى دنيايى برروى گنهكاران را موجب تنبه و هوشيارى ديگر انسان ها بيان مى كند، آنچنانكه آيه دوم سوره مباركه نور بر لزوم اجراى حد زنا به صورت علمى و درحضور مردم تأكيد نموده تا موجب تنبه و پندگرفتن ديگران گردد. (۱۶) در پايان، تذكر دوباره اين نكته لازم است كه هرچند تنبيه بجا، شايسته و طبق آداب، روشى مناسب براى بيداركردن و هوشيارساختن آدمى و جداساختن وى از بدى و كجى بوده و نقش اساسى را در تربيت و اصلاح فرد و جامعه ايفامى نمايد ولى بايد مراقب باشيم كه توصيه اوليه اسلام به مدارا و گذشت و ارشاد و تشويق است.
پى نوشت ها: ۱- لسان العرب ۲- لغتنامه دهخدا و فرهنگ معين ۳- فرهنگ توصيفى روانشناسى، فرانك برونو، ص۹۲ ۴- تفسير راهنما، ج،۳ ص ۳۶۹ و جواهرالكلام، ج،۳۱ ص۲۰۲ ۵- آيات ۲۵ الى ۴۸ سوره هود ۶- آيه ۸۲ سوره هود ۷- تفسير كبير، ج۲۷- ص۱۱۳ ذيل آيه ۱۷ سوره فصلت ۸- تفسير مجمع البيان، ج،۷ ص،۷۵۷ ذيل آيه ۷۷ سوره ص ۹- مجمع البيان، ج،۹ ص۶۶۴ ۱۰- مجمع البيان ج،۷ ص،۵۸۱ ذيل آيات ۶۰ و ۶۱ سوره احزاب ۱۱- شخصى مى گويد: خدمت امام كاظم (ع)، از پسرم شكايت كردم. فرمود: به او كتك نزن، با او قهر كن ولى طولانى نشود. براى مطالعه بيشتر نك: سيرى در تربيت اسلامى، مصطفى دلشاد تهرانى، ص ۳۴۳ و اسلام و تعليم و تربيت، ابراهيم امين، ص ۱۷۴ ۱۲- سيرى در تربيت اسلامى، ص۳۴۳ ۱۳- مجمع البيان، ج،۷ ص۴۷ ۱۴- نك: مجمع البيان ج،۵ ص۱۲۱ و ج،۷ ص۹۶ ۱۵- براى بررسى بيشتر نك: تفسير التبيان، ج،۳ ص۱۹۰ و تفسير الكشاف، ج،۱ ص۵۰۷ ۱۶- سيرى در تربيت اسلامى، ص۳۴۴
|